Google Ad

‏نمایش پست‌ها با برچسب مافیا. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مافیا. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۷ اسفند ۳, جمعه

چگونه نیکی زمینه شر را فراهم می کند

این مقاله قصد دارد به اصالت قدرت بپردازد و اینکه چگونه نیکی می تواند زمینه ی شرارت را فراهم آورد و تلاش خواهم کرد این دو مورد را در قالب مثالی بیان کنم.


در گوشه ی شهری بزرگ، حاشیه نشینانی تشکیل شده بودند که برای خود شهرک به حساب می آمدند و هر چند رسمیت نداشتند، اما رشد بالای جمعیت و نیاز آنان به وسایل روزمره، آنان را از دید انسانی هیچ کمتر از شهرنشینان نمی کرد؛ در واقع، وجود آنان در حاشیه ی شهر، خود نشان از تبعیض و رشد ناهمگون اقتصادی و نابرابری اجتماعی بود که چون دشمنی خانگی و به خواست اهورامزدای موهوم، به جان این ملت آریایی الله زده افتاده بود.

از اینرو، گروهی نیکوکار از ناکجاآباد پیدا شده و قصد کمک به مردم آن منطقه را نمودند و از میان پیشنهادهای گوناگونی که مطرح می شد، یکی این پیشنهاد مورد پسند همگان قرار گرفت که اجناس خوراکی و پوشاکی و دیگر لوازم ضروری خانوارها را با نرخ هایی بسیار پایین تر، به مشتریان آن منطقه بفروشند تا آنها بتوانند نیازمندی های خود را با پرداخت پولی کمتر، تهیه کنند.

از اینرو، برای هر یک از آنان کارتی صادر کردند تا به وسیله ی آن، بتواند شمار محدودی از هر کالا را ماهیانه تهیه کند.


اما دیری نپایید که این روش به مشاجره میان ساکنان منجر شد و یکی بیشتر می خواست و هتا در صف ایستادن را هم رعایت نمی کردند. داستان این بود که آنها هتا به نظم عادی اجتماعی هم خو نگرفته بودند و حقوق یکدیگر را بدین خاطر رعایت نمی کردند که حرص آنان نسبت به بیشتر داشتن و طمع آنان نسبت به دارایی دیگران، آنان را به گونه ای حسادت کشانده بود و این حسادت عامل اصلی رقابت میان آنان بر سر تهیه ی هر چه بیشتر کالاها به هر روش و ترفندی بود.

برخی هتا تلاش کردند تا سبیل ماموران فروش را چرب نمایند و چون خود تنگدست بودند، آنچه پیشنهاد می کردند، هر چیزی بود جز پول و این به نوبه ی خود مافیایی از تبهکاران را تشکیل داد که آرام آرام فروشندگان کالا را زیر سلطه ی خود گرفتند و برخی را از آنجا فراری دادند و خود به جای آنان نشستند. در این میان، دعوا و کتک کاری، تجاوز و دست درازی و دزدی و کش رفتن از اموال دیگران، نه تنها بر سر آن کالاها افزایش پیدا کرد، که به شکلی همگانی درآمد و سرتاسر منطقه ی را در زیر نفوذ گروه های تبهکار قرار داد. تلکه بگیران آغاز به باژگیری و ایجاد ناامنی کردند و فسادهای گوناگون شیوع یافته و پس از مدتی، کار تا بدان حد بالا گرفت که اگر بخواهم برایتان این مثال را ادامه دهم، هتمن سرتان درد خواهد گرفت !!

تا بدینجا، مثال ما هیچ نیرویی قانونی و قهریه ای را در خود ندارد تا با اعمال قانون و اجرای دستورات و برقراری نظم، از این آشفتگی و فساد و تباهی جلوگیری کند.


در این جایگاه است که متوجه می شویم همه ی آن فسادها و بزهکاری ها و بیدادگری ها، در نتیجه ی آن بود که انگیزه هایی نیک از سوی چندی افراد، جامه ی کردار بر خود پوشیدند و با نیت و انگیزه ای نیک و هم زمان امیدواری ساده لوحانه ای، به کمک به سوی کسانی شتافتند که ارزش حقیقی رفتار انسانی آنها را درک نمی کردند و چون تشنه و گرسنه و نیازمند و تنگدست بودند، فقر از آنان موجوداتی ساخته بود بی قاعده اما آرزومند، کم تلاش اما پرتوقع که قانونشان جز زورگویی و تجاوز و دست درازی نبود.

قدرت، عامل کلیدی در جریان مهار انسان هاست. انسان هایی که ضعیف باشند، ضعیف مانده و سرکوب شوند، به افرادی شرور و بدسگال بدل خواهند شد و بیدادگری پیشه خواهند کرد.

قدرت، آن عامل مهار کننده است که از تولید شرارت و بدی جلوگیری می کند و در اینجا قصد دارم تفاوت میان "قدرت" و "زورگویی" را اینگونه بیان نمایم که البته قدرت میل به نیکی و زورگویی میل به پلیدی دارد. از اینرو، قدرت بازدارندگی امری نیکو و قدرت تهاجمی و به ویژه نیروی یورشگر متجاوزانه، امری پلید و نادرست است. آنچه که قدرت را معنای نیکو می دهد نیز، برقراری عنصر قانون و اجرای دستورات آن در چارچوبی مشخص و معین و از بالا به پایین است که رفتارهای سرکردگان هر هازمان را به همه ی مردم آن کشور سرایت خواهد داد.

پس انسان دارای اصالتی نیکو یا شرور نیست. انسان به معنای گوشت و استخوان، گونه ای از جانوران هوشمندی است که تولید ابزار می کند و زمان را درک می نماید و می تواند امور را تحلیل کند و بدین خاطر هم هوشمند است و هم دارای شعور.

۱۳۹۷ فروردین ۵, یکشنبه

حسن کروبی اسرار ایران‌ گیت را زیر خاک برد

کروبی در رسوایی ایران - کنترا یا جریان مک‌ فارلن، یکی از مذاکره‌ کنندگان اصلی بود.



حسن کروبی برادر مهدی کروبی در سن ۷۳ سالگی مرد. وی نه تنها از سوی خمینی حرامزاده مسئولیت واگزاری املاک و زمین‌ های مصادره شده به مافیای " بنیاد مستضعفان" را بر عهده داشت که باعث درگیری‌ هایی در سطح سرگردگان ارشد هم رژیم شده بود و در یکی از حساس‌ ترین مقاطع‌ تاریخی ایران، مسئول مذاکره با اسراییل و آمریکا و خرید اسلحه از این دو کشور نیز بود.

بخش عمده ی اسرار دیدار وی با "دیوید کیمچه"، "یعقوب نیمرودی"، "منوچهر قربانی‌ فر"، "مایکل لدین" و سایرین، اگر از سوی وی در جایی ثبت نشده باشند، با مرگ این آخوند به زیر خاک رفته‌ اند !!

در میانه ی دهه هشتاد میلادی، اسراییلی‌ ها واسطه شدند تا مقامات بلند پایه ی دولت "رانلد ریگان" بتوانند در عوض فروش سلاح‌ هایی چون موشک ضد تانک تاو (TOW) و موشک‌ های زمین به هوای هاوک (Hawk) که به شدت مورد نیاز ایران در جنگ با عراق بود، گروگان‌ های خود را آزاد کنند.

اسراییلی‌ ها به دنبال ایجاد کانال‌ هایی مطمئن به داخل رژیم جمهوری اسلامی بودند و به کمک دلال‌ های اسلحه، دیدار مستقیم میان ماموران خود با یک مقام ایرانی را ترتیب دادند. این دیدار که سپس آمریکایی‌ ها نیز بدان پیوستند، یک مذاکره کننده ی ارشد از سوی رژیم ولایت فقیه داشت که از سوی جناح موسوم به میانه‌ رو، به سرکردگی آیت الله مردار اکبر هاشمی رفسنجانی، برای گفتگو اعزام شده بود: "یک آخوند به نام «حسن کروبی»".

گفتنی است که در آن هنگام در خیابان‌ های ایران و هتا در مدارس، به هر مناسبتی شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسراییل سر داده می‌ شد و دولت ایالات متحده نیز، فروش هر گونه سلاح به ایران را تحریم کرده بود.

در رویه های ۱۱۸ تا ۱۲۰ کتاب اتحاد خائنانه که از قضا نوشته ی تریتا پارسی (مدیر بنگاه موسوم به نایاک یا شورای ملی ایرانیان آمریکایی و لابی جمهوری اسلامی در آمریکا) است، چنین نوشته شده:

"پس از آن که [رابرت] مک‌ فارلن، [رونالد] ریگان را در جریان گفتگوها قرار داد، وقایع به سرعت پیش رفتند. مک فارلن به [دیوید] کیمچه اطلاع داد و کیمچه، [شیمون] پرز و [اسحاق] شامیر را در جریان قرار داد. پرز نیز [یعقوب] نیمرودی و تیمش را مطلع کرد".

در نهم جولای ۱۹۸۵، منوچهر قربانی‌ فر یک دیدار ویژه در هامبورگ با حسن کروبی، شخص نزدیک و مورد اعتماد خمینی حرامزاده ترتیب داد که مدافع بهبود روابط با واشنگتن بود.

عدنان خاشقی در کنار همسر ایرانیش شاهپری زنگنه
خوانندگان با نام رانلد ریگان که رییس جمهوری پیشین ایالات متحده بود، به خوبی آشنا هستند. همچنین شیمون پرز و اسحاق شامیر معروف‌ تر از آن‌ هستند که نیاز به معرفی داشته باشند. شاید لازم به ذکر باشد که رابرت مک‌ فارلن، مشاور امنیت ملی ریگان بود. دیوید کیمچه دیپلمات اسراییلی و از هموندان ارشد سرویس جاسوسی موساد، یعقوب نیمرودی دیگر جاسوس اسراییلی و مشاور پیشین ساواک و منوچهر قربانی‌ فر، دلال اسلحه است. چهره ی کلیدی دیگر، "عدنان خاشقی" تاجر سعودی است که همسر کنونی "شاهپری زنگنه"، از وابستگان نزدیک "بیژن نامدار زنگنه" وزیر نفت کنونی دولت آخوند روحانی است !!

ادامه ی داستان دیدار آخوند حسن کروبی با تیم اسراییلی
جو در دیدار با کروبی، در آغاز خشک بود، اما کروبی دقیقن می‌ دانست چه بگوید که به اسراییلی‌ ها احساس آرامش بدهد. نخستین بخش نشست به تحلیل موقعیت راهبردی در منطقه و سیاست داخلی ایران گزشت. کروبی وضع نامساعد ایران را پنهان نکرد. او به اسراییلی‌ ها گفت:

"آمریکا می‌ تواند ایران را از وضعیت دشواری که در آن است، نجات دهد". ما به همکاری با غرب علاقه‌ مند هستیم، ما منافع مشترک داریم و می‌خواهیم بخشی از غرب باشیم".

کروبی گفت که شکست در برابر عراق می‌ تواند ایران را به سمت این که یکی از اقمار شوروی شود، براند؛ مگر اینکه آمریکا و اسراییل به صورت پنهانی مداخله کنند. او گفت که ایران و غرب یک دشمن مشترک دارند که همان اتحاد شوروی است و واجب است که عناصر چپ‌ گرا در ایران شکست بخورند.

درخواست او برای سلاح‌ های آمریکایی، غیر قابل رد بود:

"منطقه ی ما و همچنین شما، می‌ تواند انتظار تهدید فیزیکی از اتحاد شوروی را داشته باشد. ما از شوروی و همچنین چپ‌ های کشورمان می‌ ترسیم".

اسراییلی‌ ها که تحت تاثیر سخنان این آخوند قرار گرفته بودند، همیاری خود را پیشنهاد کردند. کیمچه پاسخ داد: "ما نیز می‌ خواهیم یک دولت میانه‌ رو را در ایران ببینیم. ما [اسراییل] می‌ خواهیم نقش پلی میان ایران و غرب را بازی کنیم".

مکالمه چار ساعت ادامه داشت. پیش از اینکه جدا شوند، کیمچه از کروبی پرسید که آیا او می‌ تواند به یارانش در تهران بگوید که با اسراییلی‌ ها دیدار کرده ؟ پاسخ "آری" بود. کروبی ادامه داد: "اما من قصد ندارم که آن را در خیابان‌ ها جار بزنم". به هر روی، دیدار در نوع خود گشایش خاصی بود و کیمچه در یک یادداشت به پرز و شامیر پیشنهاد کرد که تماس‌ حفظ شود.

سرانجام سلاح‌ هایی چون موشک‌ های تاو به ایران می‌ آیند و برخی گروگان‌ های آمریکایی از دست حزب‌ الله لبنان آزاد می‌ شوند.

دومین دیدار با کروبی، در ۲۷ اکتبر ۱۹۸۵ در ژنو روی داد. مایکل لدین به نشست آمد تا خود مستقیمن با فرستادگان رژیم بر سر تعداد موشک‌ هایی که باید فروخته شود و اینکه چند گروگان در چه زمانی باید آزاد شوند، چانه‌ زنی کند. نخست، آخوند کروبی درخواست کرد که موشک‌ ها به رایگان در عوض آزادی گروگان‌ ها داده شوند و محاسبه می‌ کرد که کنار آمدن در این موضوع باعث می‌ شود تا آمریکایی‌ ها باقی خواسته‌ های ایران را بهتر بپذیرند. تک خال ایرانی‌ ها این پیشنهاد به لدین بود که نه تنها پشتیبانی جمهوری اسلامی از ترور قطع شود، بلکه هیئتی از آمریکا برای دیدار از ایران فراخوانده شوند.

استاد "نئوکانسرواتیو" پاسخ داد:

"اگر شما به قول‌ های خود وفا کنید و حرکات لازم را به سوی بازسازی رسمی رابطه با ایالات متحده بردارید، ما برای یک آغاز دوباره با رژیم انقلابی ایران آماده می‌ شویم".

در این زمان، اسراییلی‌ ها با شنیدن تمرکز سخنان آخوند کروبی بر آینده ی رابطه ایران و آمریکا و نادیده گرفتن اسراییل، عصبی شدند. کیمچه وارد بحث شد و با عصبانیت پرسید: "و جای اسراییل در همه ی اینها کجاست ؟" آخوند کروبی از دادن هر گونه تعهدی به اسراییل سر باز زد. لدین دیدار را در حالی که به وجد آمده بود ترک کرد، در حالی که اسراییلی‌ ها ناامید بودند.

آخوند حسن کروبی اما، ستاره ی بختش از یک سو با افشای داستان ایران - کنترا و از سوی دیگر با دور زدن او از سوی دیگر سرکردگان جمهوری اسلامی و استفاده از کانال‌ هایش، افول کرد.

پس از فشار بر روی سرکردگان جمهوری اسلامی به‌ واسطه ی افشای ماجرا از سوی برادر داماد آخوند "حسین‌ علی منتظری" که خود جان بر سر آن گزاشت، سرانجام آخوند مردار اکبر هاشمی رفسنجانی در سخنانی که از تلوزیون رژیم پخش شد، خرید اسلحه را انکار کرد و سفر مک‌ فارلن و هیئت همراهش به ایران را سفری "سرخود" نامید. در آن هنگام نیز، برخی از سرکردگان جمهوری اسلامی از جمله "میر حسین موسوی" نخست وزیر وقت، به این معامله ی پنهان اعتراض کردند، اما با دخالت شخص خمینی حرامزاده، مسئله فیصله یافت.

آخوند حسن کروبی نیز که اتهاماتی چون زمین‌ خواری گسترده و رشوه‌ گیری داشت، ناگهان از صحنه ی سیاست کنار رفت و تا زمان مرگش هیچ نقش علنی دیگری در جمهوری اسلامی بازی نکرد. شاید با مرگ او نه تنها روایات مربوط به مصادره‌ های آغاز آن انقلاب منحوس و اعطای فله‌ ای زمین و ملک به این و آن بی‌ راوی شده باشد، بلکه گوشه‌ ای از مهم‌ ترین اسرار مربوط به تاریخ معاصر را در صورت کتابت نکردن و ثبت نشدن از سوی وی، باید خفته در گور دانست.

سیامک قاسمی

همین جستار در تریبون زمانه

۱۳۹۷ فروردین ۴, شنبه

بازایستاندن فعالیت بانک خانواده ی "صدر هاشمی‌‌ نژاد" در مالت به اتهام پول شویی برای رژیم

پس از بازداشت "علی صدر هاشمی‌ نژاد" در آمریکا به اتهام انتقال غیر قانونی ۱۱۵ ملیون دلار پول به ایران، جمهوری مالت فعالیت بانک پیلاتوس را بازایستاند. علی هاشمی‌ نژاد از مزدوران اقتصادی رژیم در برون مرز، مدیریت این بانک را بر عهده دارد.


"دافنه کاروانا گالیزیا" روزنامه‌ نگار مالتی، گزارش‌ هایی از فعالیت‌ های غیر قانونی بانک پیلاتوس را منتشر کرد و ترور شد. اکنون مدیر ایرانی این بانک به اتهام معاملات غیر قانونی، در آمریکا بازداشت شده است. دادستان نیویورک ۲۱ مارچ / ۱ فروردین، با انتشار بیانیه‌ ای اعلام کرد که علی صدر هاشمی‌ نژاد مدیر ۳۸ ساله ی بانک پیلاتوس در مالت، با ایجاد شرکت‌ های صوری و حساب‌ های بانکی گوناگون با نام‌ های مختلف، تلاش کرده مشارکت رژیم در پروژه ی ساخت خانه‌ های مسکونی در ونزوئلا را پنهان و رد آن را گم کند و به این ترتیب تحریم‌ های ایالات متحده ی آمریکا علیه جمهوری اسلامی را دور بزند و از راه بانک‌ هایی در سوییس و ترکیه، مبلغ ۱۱۵ ملیون دلار را به ایران واریز کند. این معامله از راه شرکت بین‌ المللی "مسکن ایران" و بانک "اقتصاد نوین" که در تملک خانواده ی علی صدر هاشمی‌ نژاد است، انجام شده است. از محمد صدر هاشمی‌ نژاد، سهامدار اصلی بانک اقتصاد نوین، به عنوان "امپراتور بازار پول ایران" یاد می‌ کنند. او یکی از بزرگ‌ ترین پیمانکاران راه‌ سازی و سدسازی در ایران است.

با بازداشت علی صدر هاشمی‌ نژاد مدیر بانک پیلاتوس، انتقادها از دولت مالت هم بالا گرفته است. پیش از این دافنه کاروانا گالیزیا رونامه‌ نگار مالتی که اکتبر/ مهر سال گزشته ترور شد، در چندین مقاله ی خود، بانک پیلاتوس را به فعالیت‌ های غیر شفاف سیاسی و پول شویی برای رژیم متهم کرده بود. برخی از نمایندگان پارلمان مالت، پنج شنبه ۲۲ مارچ خواهان ابطال مجوز فعالیت بانک پیلاتوس شدند.




به گزارش خبرگزاری رویترز، روز پنج شنبه گروهی از فعالان مدنی در برابر بانک پیلاتوس در نزدیکی والتا پایتخت مالت تجمع کردند. آنها "جوزف موسکات" نخست‌ وزیر مالت را به مشارکت در پول شویی و معاملات غیر شفاف با خانواده ی صدر هاشمی‌ نژاد متهم کردند.

پلیس مالت اعلام کرده است که تا اطلاع دومیه، همه ی معاملات بانکی پیلاتوس بازایستانده شده است.

وزارت دارایی مالت هم با انتشار بیانیه‌ ای اعلام کرده که بانک پیلاتوس به مدیریت علی صدر هاشمی‌ نژاد، از هر گونه فعالیت بانکی منع شده است. هنوز مشخص نیست که منع فعالیت‌ های این بانک تا چه زمانی ادامه پیدا می‌ کند. مسئولان بانک پیلاتوس در این‌ باره سکوت کرده‌ اند.

نخستین بار "ماریا افیمووا" یک حسابدار با تبعیت روسیه که در بانک پبلاتوس کار می‌ کرد، از فعالیت‌ های غیر قانونی این بانک با مدیریت علی صدر هاشمی‌ نژاد پرده برداشت. دافنه کاروانا گالیزیا، بر اساس اظهارات افیمووا گزارش‌ های افشاگرانه‌ ای درباره ی مشارکت نخست‌ وزیر مالت و همسر او در این معاملات غیر قانونی منتشر کرد که به ترور او انجامید. ماریا افیمووا هم بازداشت شد.




همین جستار در کیهان سوئد

۱۳۹۶ اسفند ۱۲, شنبه

عراقچی ها و رژیم هزار خاندان ولایت فقیه

عباس عراقچی: معاون امور حقوقی و بین الملل وزارت امور خارجه ی رژیم
پیشینه: مذاکره کننده ی ارشد جمهوری اسلامی با گروه ۵+۱ بر سر پرونده ی اتمی رژیم؛ رایزن جمهوری اسلامی در کشورهای ژاپن و فنلاند؛ سخنگوی وزارت امور خارجه.


دو برادر عباس عراقچی یعنی مجتبا و مرتزا عراقچی، از تاجران و صادر کنندگان فرش دستباف و هموندان قدیمی اتاق بازرگانی و اتحادیه ی فرش دستباف هستند.

احمد عراقچی: زاده ی ۱۳۵۷؛ معاونت ارزی بانک مرکزی.
پیشینه: هموند هیئت مدیره و معاون اجرایی سازمان بورس و اوراق بهادار؛ مدیرعامل شرکت آی تی تدبیر پرداز؛ هموند هیئت مدیره ی شرکت سرمایه گزاری خارجی ایران ایفیک؛ وی برادر زاده ی عباس عراقچی است.

علی عراقچی: مدیر امور بین الملل سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران (ایدرو).
پیشینه: مسئول کمپین ایران را باید دید (Must see Iran).
وی برادر زاده ی دیگر عباس عراقچی است.

اگر فرزند بیکار دارید، هتمن این رژیم را سر پا نگاه دارید و در انتخابات فرمایشی رژیم شرکت کنید، زیرا الله حرامزاده این امت الله زده، کریم است.

همین جستار در کیهان سوئد

۱۳۹۵ تیر ۲۲, سه‌شنبه

معمای يک فرقه ی رمزآلود: اوم شينريکیو و آخر زمان

فرقه ی اوم شينريکیو Aum Shinrikyo را فردی نابينا به نام گيزو ماتسوموتو در سال ۱۹۸۶ در ژاپن بنیانگزاری کرد. او سپس نام “آساهارا شوکو” را بر خود نهاد. اوم واژه ای سانسکریتی و به چم “قدرت‌های ویرانگر و سازنده ی جهان” است و شينريکو به چم “آموزش حقيقت برتر” است. همانگونه که از نامش پيداست، هدف فرقه آموزش حقيقت برتر درباره ی ساخت و ویرانی جهان عنوان می شود. فرقه ی اوم در آگست ۱۹۹۸ به عنوان يک فرقه ی دینی در ژاپن به ثبت رسيد. از همان زمان این فرقه با شکايت پدر و مادرهایی که فرزندانشان به هموندی آن درآمده و ارتباط خود را با خانواده قطع کرده بودند، روبرو شد. فرقه در اصل بودایی است اما آخر زمان را کاملن نزديک می داند و دشمن اصلی را ايالات متحده آمريکا قلمداد می کند که به باور آساهارا، آفریده ی فراماسون ها و يهوديان است و دشمن ژاپن می باشد. آساهارا هموندان فرقه را به آمادگی برای فرارسيدن حتمی آرماگدون (آخر زمان) فرا می خواند. برای رویارویی با اين وضع، هموندان فرقه ساخت پناهگاه های مقاوم در برابر یورش های اتمی را آغاز کردند.



در مارچ ۱۹۹۳، آساهارا دستور ساختن گاز سارين و تهيه ی سلاح های شيميایی را صادر کرد و یکی از هموندان فرقه که متخصص شیمی آلی بود، مسئول شاخه ی پژوهش های شيميایی و زیستی فرقه شد. در واپسینه های ۱۹۹۳، این گروه کاربردی موفق به ساختن گاز سارين شد. اوم شينريکیو از امکانات مالی و کاربردی گسترده ای برخوردار بود و ۲۰ متخصص ميکروب شناسی که در بهترين آزمایشگاه های ژاپن کار می کردند، در اين گروه باشنده بودند. در ۲۷ ژون ۱۹۹۴، هموندان فرقه گاز سارين را در منطقه ی مرکزی توکيو پخش کردند که به مرگ هفت تن و جراحت صدها تن دیگر انجاميد. در ۲۰ مارچ ۱۹۹۵ ده تن از هموندان فرقه با گاز سارين به متروی زيرزميني توکيو یورش بردند. در اين اقدام تروریستی، ۱۲ تن کشته و هزاران تن دیگرمسموم شدند.

در زمان یورش به متروی مرکزی توکيو، اين فرقه ۱۱۰۰ هموند فعال داشت. بر اساس ادعای شهربانی ژاپن، از اکتبر ۱۹۸۸ تا مارچ ۱۹۹۵، سی و سه تن از هموندان فرقه به علت نافرمانی، به دستور آساهارا کشته شدند. بررسی های پسین شهربانی چندين مورد تکه تکه کردن و هشت فقره مرگ به علت اقدام به تمرينات فرقه، دو مورد خودکشی و چند مورد ناپديد شدن هموندان را ثابت کرد. پس از دستگيری آساهارا، یکی از هموندان فرقه به نام فومی هيرو جويو، دوست اولگ لوبوف در روسيه، رهبری فرقه را به دست گرفت و به بازسازی آن پرداخت. او نام فرقه را از "اوم" به "الف" (واژ نخست الفبای عربی، عبری و پارسی) تبديل کرد که به چم “آغاز دوباره” است.

این فرقه به رهبری جويو همچنان آزادنه فعاليت می کند و هنوز آساهارا را به عنوان بنيانگزار خود مورد تکريم قرار می دهد. آساهارا در روسيه نيز پيروانی دارد و زمانی در سفر به مسکو در يک اجتماع ۱۵ هزار نفری از هوادارانش سخنرانی کرد. فضای آشفته ی سياسی و شکست ملت روسيه، زمينه ی مناسبی است برای تبليغات فرقه به ويژه جنبه های ضد يهودی و ضد آمريکایی آن.

در ماجرای متروی توکيو، جويو نيز دستگير و به سه سال زندان محکوم شد. او که خوش سيما و خوش پوش است، در جريان محاکمه ی هموندان فرقه، مرتب در تلوزيون و مطبوعات گفتگو می کرد و به اين ترتيب به چهره ای محبوب در ميان نوجوانان ژاپنی بدل شد. فرقه ی اوم بيش از يک مليارد دلار ثروت دارد و تنها در نيويورک دارای هشت شرکت تجاری است.


الی کارمون نويسنده ی اسراییلی در اکتبر ۱۹۹۹ نوشت:
”از نيمه ی سال های ۱۹۸۰، نوسازی زندگی يهودی ستیزانه در ژاپن مشاهده می شود. ده ها کتاب ضد يهودی در شمارگان مليونی به فروش می روند. بخشی از مسئوليت اين پديده به گردن چپ های ژاپن است، زيرا شعارهای ضد سهیونیستی آنها منجر به تشديد نفرت از يهوديان و فرهنگ يهودی شد. برخی نظريه پردازان افراطی چپ هتا نظرياتی را در زمينه ی توتئه ی جهانی يهود مطرح می کردند که با تبليغات یکسانی از سوی راست گرايان متفاوت بود. یکی از محبوب ترین مولفين ضد يهودی ژاپن اونو ماسامی، کشيش بنيادگرای مسیحی است. او در سال ۱۹۸۶ دو کتاب چاپ کرد و ادعا کرد که ايالات متحده يک کشور يهودی است و به وسيله ی يک دولت در سايه ی يهود اداره می شود. در ۱۹۹۲ يک مولف تازه ی ضد يهودی به نام اوتا ريو، توتئه ی يهوديان برای ویرانی ژاپن را به ۱۲۰۰ سال پيش و به دوران نارا در تاريخ ژاپن، امتداد داد. در آغازه های ۱۹۹۵، دو کتاب چاپ شد که يهوديان را هتا به خاطر زلزله ی کواب در ژانويه ی ۱۹۹۵ متهم می کرد. بنابراين، يهودی ستيزی فرقه ی اوم، در محيط فرهنگی مساعدی رشد کرد و انديشه ها و گرايش هایی را بيان نمود که در محيط کنونی ژاپن موجود بود”.

Eli Caromon, The Anti- Semitism of Japan's Aum Shinrikyo: A Dangerous Revival [+]



شواهد زير نشان می دهد که فرقه ی اوم را از همان بنیان، کانون های مرموزی پشتیبانی می کنند:

۱. در سال های ۱۹۱۹ تا ۱۹۹۵، حدود ۶۰ تن از هموندان اوم از مراکز اين فرقه گريختند و درباره ی زندانی کردن و سواستفاده از هموندان فرقه، برای شهربانی سخن ها گفتند. در تمامی اين موارد، شهربانی حاضر نشد عليه فرقه اقدام کند. هتا کودکان برخی از اين فراريان به عنوان گروگان در اردوگاه های فرقه مانده بودند. در اين موارد نيز شهربانی حاضر به مداخله نشد و ترجيح داد با سران فرقه برای آزادی کودکان مذاکره کند. اگر مذاکرات به نتيجه نمی رسیئ، اقدام به دستگیری نمی کرد.

۲. مواردی وجود داشت که هموندان فراری در خيابان های شلوغ و ايستگاه های مترو به وسیله ی هموندان فرقه دستگير و با خودرو به ستادهای فرقه منتقل می شدند. در اين موارد نيز شهربانی هيچگاه دخالت نکرد.

۳. در ماجرای یورش به شهر ۳۰۰ هزار نفری ماتسوموتو (۲۷ ژون ۱۹۹۴)، شهربانی داستانی مضحک عنوان کرد و مدعی شد که مهاجم به نام کونو، گاز سارين را شخصن و احتمالن تصادفی ساخته است. ساختن گاز سارين به تجهيزات پيشرفته نياز دارد و با وسايل ابتدایی ساخت آن ممکن نيست. شيميدانان و کارشناسان در سراسر جهان بر اين نکته انگشت گزاردند، اما شهربانی ژاپن همان داستان را تکرار کرد و رسانه های ژاپنی نيز کاملن از دیدگاه شهربانی پشتیبانی کردند. جالب تر اين است که اندکی پس از اين رویداد، شهربانی در بيرون یکی از اردوگاه های فرقه ی اوم، رسوبات گاز سارين را کشف کرد. اين يافته نيز پنهان نگاه داشته شد و بازپرسی از کونو بر اساس همان نمایشنامه ادامه يافت. شهربانی هتا کونو را مجبور کرد اعتراف کند که سارين را خودش ساخته است.

۴. زمانی که شهربانی به اردوگاه فرقه ی اوم وارد شد (۱۵ مه)، هيچ نوع اسلحه و مهمات و هيچ نشاني از گاز سارين نيافت. گفته می شود که چند ساعت پیش از ورود شهربانی، اين وسايل به وسيله ی چند خودرو و واگن از محل بیرون برده شده است. اين در حالي است که می دانيم از دو روز پیش اين، محل زير نظر شهربانی بود. گفته می شد که آساهارا اندکی پیش از ورود شهربانی به ستاد فرقه، اين محل را ترک کرده است. اما او سپس در همين محل پيدا شد. یعنی وی چنان به خود اطمينان داشت که ستاد فرقه را ترک نکرد.

۵. ماسايوشی تاکمورا وزير دارایی ژاپن، دستور داد که کليه دارایی های فرقه صورت برداری شون، اما شهربانی حاضر نشد اين اطلاعات را هتا در اختيار يک وزارتخانه ی دولتی قرار دهد. در آن زمان، دارایی فرقه يک صد مليارد ين (۱.۲ ميليارد دلار) تخمين زده می شد. هم شهربانی و هم سران فرقه مدعی بودند که تنها ممر درآمد فرقه، اعانه ای است که پيروان آن پرداخت می کنند. می دانيم که اوم حدود ده هزار پيرو در ژاپن داشت که بسياری از ايشان دانشجو بودند و توان پرداخت مبالغ چشمگير نداشتند. هزينه های اوم با گشاده دستی صورت می گرفت و نشان می دهد که اين فرقه از پشتوانه ی مالی چشمگيری برخوردار است.

اوم ده‌ها تن از هموندان خود را برای تجارت به سراسر ژاپن روانه می کرد و برخی از آنان بيش از يکصد کارمند داشتند که هوادار فرقه نبودند و هيچ يک از اين شرکت‌ها نيز سودی نداشت (مگه می شه آخه ؟؟؟!!! -دا/۸). ظاهرن اوم قصد نداشت از اين شرکت ها پولی به دست آورد. اين شرکت ها تنها برای هموندگیری و ايجاد پوشش برای عمليات های غير قانونی به کار گرفته می شدند. اوم ماهيانه ۱۱۸ هزار دلار نيز صرف عمليات خود در بیرون از ژاپن می کرد. بنابراين، در طول شش سال صدها مليون دلار و شايد ملياردها دلار به وسيله ی فرقه خرج شده است. اين ادعا که این پول هنگفت از راه اعانه ی هواداران به دست آمده، به کلی مضحک است. روشن است که اوم منبع درآمد ديگری داشته است.

توجه کنيم زمانی که شهربانی ستاد فرقه را جستجو کرد، ۷۰۰ مليون ين (۸.۲۴ ملیون دلار) پول نقد و ده شمش زر به دست آورد. اين شمش ها بدون برچسب دولتی بوده که عيار و وزن آن را مشخص می کند. روشن است که اوم اين شمش ها را خريداری نکرده بود، زيرا زر خريداری شده هتمن با برچسب ویژه و تعيين وزن و عيار عرضه می شود. از شين کانمارو* نيز شمش های زر یکسانی به دست آمد. می توان حدس زد که منبع هر دو زر یکی بوده است. به هرحال، هيچگاه منبع ثروت فراوان فرقه ی اوم روشن نشده است.

۶. نزديکي جويو، رهبر فرقه در روسيه، با مقامات عالی رتبه ی روسی از جمله اولگ لوبوف، فرنشین وقت شورای عالی امنيت ملی روسيه و مشاور نزديک يلتسين و دوست تاتيانا دختر بدنام يلتسين، تصادفي نيست. گفته می شود يکي از دولت مردان بلند پايه و سرشناس ژاپنی، جويو را به مقامات روسی معرفی کرده بود. اصولن اين فرد همان شين کانمارو است.

* شين کانمارو (۱۹۱۴-۱۹۹۶) [+] سياستمدار ژاپنی. کانمارو از رهبران حزب ليبرال دموکرات ژاپن (LDP) بود و به خاطر نقش بزرگش در تعيين سرنوشت دولت های ژاپن، به "شاه ساز " Kingmaker شهرت داشت. کانمارو به دريافت رشوه های کلان شهرت داشت. او بسيار ثروتمند بود و در زمان مرگ ملياردها دلار ارثيه بر جای گزارد. در سال ۱۹۹۲ جنجال رشوه ی او به یکی از رسوایی های بزرگ مالی ژاپن بدل شد. با مافيای ژاپن و گروه های افراطی راست گرای ژاپن ارتباط نزديک داشت.


ترجمه: عبدالله شهبازی
ویرایش: داریوش افشار

۱۳۹۵ تیر ۲۰, یکشنبه

"مافيای يهودی روسیه" و مسئله ی انرژی اتمی ايران

درباره ی رشد شگرف "مافيای يهودی" در جمهوری های پيشين اتحاد شوروی، به‌ ويژه روسيه و اوکراین، فراوان سخن گفته می شود. اين "مافيا" که در اتحاد شوروی پيشين خود را در ساختار حزب کومونيست و بنگاه های اطلاعاتی و امنيتی به‌ ويژه  ک. گ. ب. و دولت اتحاد شوروی پنهان کرده بود، از زمان حکومت بوريس يلتسين، نخستین ریيس‌ جمهور روسيه (۱۹۹۱ تا ۱۹۹۹) پس از فروپاشی شوروی پايه‌ گزار شد و اقتداری کم‌ نظير به دست آورد. از آن زمان تا به امروز، جستارهای فراوانی دال بر نقش تاتيانا دياچنکو، [+] دختر کوچک يلتسين در ساختار مافيای روسيه و نقش اين کانون در غارت ثروت ملی و اموال دولتی و به فساد کشانيدن اقتصاد روسيه منتشر شده است. در دهه ی ۱۹۹۰، بنيانگزاران نامدار "مافيای يهودی روسيه" به عنوان نزديک‌ ترين دوستان و شرکای تاتيانا شناخته می شدند؛ کسانی همچون بوريس برزوفسکی، [+] رومن آبراموويچ، [+] مالک ۲۶% سهام شرکت هواپيمایی ايرفلوت در زمان يلتسين، ولاديمير پوتانين [+] و ديگران. تاتيانا چنان به بدنامی و فساد مالی شهره است که تا به امروز مردم روسيه او را "تاتيانای خبيث" می نامند.

عجيب است که در همان زمان، اولگ لوبوف، [+] ثروتمند نوخاسته و رییس شورای امنيت ملی روسيه و مشاور نزديک يلتسين و دوست نزديک تاتيانا، با فومی هيرو جويو، [+] از گردانندگان فرقه ی مذهبی- تروريستی و به شدت ضد يهودی اوم شينريکوی ژاپن، که دارای دعاوی دينی درباره ی قريب‌ الوقوع بودن آخرالزمان است، رفاقت و شراکت مالی داشت تا بدانجا که فرقه ی اوم در مشارکت با لوبوف، دانشگاه مسکو- ژاپن را در روسيه بنیادگزاری کرد. (بنگريد به يادداشت "معمای يک فرقه ی راز آميز: اوم شينريکو") [+]

همين کانون بود که يک سرهنگ گمنام ک. گ. ب. به‌ نام ولاديمير پوتين را کشف و به يلتسين معرفی کرد؛ يلتسين وی را کارگزاری کارآمد تشخيص داد و در سال ۱۹۹۵ به عنوان نخست‌ وزير منصوبش نمود. می گويند يلتسين با پوتين شرط کرد که تو را ریيس‌ جمهور روسيه خواهم کرد، مشروط بر اينکه خانواده ی من و ثروتشان هماره مصون از تعرض باشد. بدينسان، در ۳۱ دسامبر ۱۹۹۹، در آستانه ی هزاره ی سوم ميلادی، يلتسين (در ۲۳ آپريل ۲۰۰۷ مرد) به بهانه ی بيماری، از رياست‌ جمهوری کنار رفت و پوتين زمام امور را به دست گرفت و اندکی پس از آن، در انتخابات دستکاری شده ی مارچ ۲۰۰۰ ریيس‌ جمهور شد و در ۱۲ فبريه ی ۲۰۰۱ فرمانی را صادر کرد که روسای جمهوری پيشين و هموندان خانواده‌ ی شان را از پيگرد قانونی مصون می کرد. پوتين با همين ساز و کار در سال ۲۰۰۸ جوانی ۴۲ ساله و ناشناخته به‌ نام مدودوف را به عنوان ریيس‌ جمهور روسيه برکشيد.

تاتيانا و شبکه‌ ای که او از بنيانگزارانش بود، از راه "خصوصی کردن" صنايع عظيم روسيه، ملياردها دلار به جيب زدند. از زمان يلتسين تا به امروز خانواده ی يلتسين از راه آلکسی دياچنکو، شوهر نخست "تاتيانيای خبيث" و والری اوکولوف، شوهر يلنا اوکولوا دختر بزرگ يلتسين، اداره ی شرکت بزرگ هواپيمایی ايرفلوت را به دست دارند؛ شرکتی که در زمان حکومت يلتسين، در ماجرای واگزاری اموال دولتی به بخش خصوصی غارت شد. همين شرکت است که در سال‌ های ۱۳۷۰ در ايجاد شرکت‌ های خصوصی هواپيمایی در رژیم ولایت فقیه نقش بزرگی ايفا نمود.

معرفی "مافيای يهودی روسيه" و پيوند آن با کانون‌ های مشابه در ايالات متحده ی آمريکا و اروپای باختری و اسرایيل، و نقش اين کانون همبسته در عمليات پنهان مالی و انواع شيادی های سياسی- اقتصادی، به کتابی مفصل نيازمند است.

با توجه به اهميت مسئله ی انرژی اتمی در سرنوشت ايران در مقطع تاريخی کنونی، در اين يادداشت هدفم جلب توجه مردم، مقامات و محافل و احزاب و شخصيت‌ های سياسی ايران است به خطری که به دليل ناشناخته ماندن جايگاه بزرگ مافيای روسيه (هتمن خیال می کند که واواک با آن عرض و طول نمی داند چه خبر است که دغدغه ی خود پنداشته به ساواکی جماعت خطر آنان را هم گوشزد کند !! -دا/۸) و ساير جمهوری های پیشین اتحاد شوروی به‌ ويژه اوکراين، ايران را تهديد می کند. بايد بيفزايم که در دو دهه ی گزشته، اين مافيا از راه معاملات عظيم با جمهوری اسلامی، سودهای کلانی به جيب زده است. در ظاهر اينگونه است که ايران با روسيه يا اوکراین در یک برهمکنش است، اما در واقع چنانکه خواهيم ديد، با هشت پایی روبروییم که اندام آن از باکو و ايروان و تفليس در مرزهای ايران تا نيويورک و لندن و پاريس و تل‌ آويو گسترده است.

يک نمونه، جايگاه مسعود عاليخانی است. عاليخاني، در سال‌ های ۱۳۴۵- ۱۳۵۷ گرداننده ی واقعی شبکه‌ های پنهان اسرایيل در ايران به‌ شمار می رفت، تا بدان حد که آگاهان جايگاه او در عمليات موساد در ايران را برتر از يعقوب نيمرودی و يوری لوبرانی می دانند، در دوران يلتسين در اوکراين و روسيه فعاليت گسترده‌ ای را دنبال می کرد و به اين دليل، هموند هيئت مديره ی "بنياد جهانی خصوصی سازی روسيه" بود.

در اين يادداشت به معرفی سه شخصيت سياسی روسيه می پردازم که در ارتباط با مسئله ی انرژی اتمی ايران، نقش تعيين‌ کننده داشته‌ اند:

۱. آناتولي چوبايس [+] (زاده ی  ۱۳۳۴/ ۱۹۹۵) را بايد شخص نخست و تعيين‌ کننده در امور مربوط به انرژی اتمی ايران دانست. چوبايس از ملياردرهای نوخاسته ی روسيه است و نام او به عنوان يکی از ثروتمندان بزرگ جهان در نشريات غربی درج می شود. چوبايس را "يهودی مخفی" و "دومين مرد منفور روسيه پس از بوريس برزوفسکی" می دانند. [+] او به عنوان وزير دولت يلتسين، طراح برنامه ی "خصوصی سازی" اقتصاد روسيه بود و راهی را آغاز کرد که وی و شرکايش را به ثروت‌ های افسانه‌ ای رسانيد. چوبايس در سال‌های ۱۹۹۸- ۲۰۰۸ رییس مجتمع انرژی (United Energy Systems (UES روسيه بود و از سال ۲۰۰۸ ریيس مجتمع زیست فناوری نانوی روسيه به نام Rosnanotech است و نيز هموند شورای مشاوران بانک جی. پی. مورگان و بانک شکار منهتن (Chase Manhattan Bank)، یعنی بزرگ‌ ترين بانک و غول مالی ايالات متحده آمريکا. [+] درباره ی پيوند خاندان آلمانی و یهودی تبار مورگان و بانک مورگان با بنياد راتشیلد، از بدو فعاليت در ايالات متحده ی آمريکا به عنوان کارگزار راتشیلدها، در آثار خود سخن گفته و در آينده نيز مستندات بيشتری به دست خواهم داد.


آناتولز چوبايس، يهودی مخفی و "دومين مرد منفور روسيه پس از برزوفسکی" و موثرترين مقام روسی در مسائل انرژی اتمی ايران

۲. سرگئی کيرينکو [+] (زاده ی ۱۳۴۱/ ۱۹۶۲)، فرنشین "سازمان انرژی اتمی روسيه" (Rosatom) [+] که او نيز، مانند پوتين و چوبايس و ملامد، از برکشيدگان يلتسين است و در زمان رياست‌ جمهوری يلتسين مدتی کوتاه (از ۲۳ مارچ تا ۲۳ آگست ۱۹۹۹۸) نخست‌ وزير روسيه بود. کيرينکو نوه ی يک نجاست يهودی به‌ نام ياکوف ايزرایيتل (نامور به يعقوب اسرایيل) است. کيرينکو از ۳۰ نوامبر ۲۰۰۵ فرنشینی "روس اتم" (سازمان انرژی اتمی فدرال) و فرنشینی هيئت مديره ی شرکت بزرگ "اتم انرگوپرام" (Atomenergoprom) را در دست دارد و عالی ترين مقام روسی در زمينه ی انرژی اتمی به‌ شمار می رود. او همان کسی است که از آغاز گماشتگیش، پیوسته وعده می داد نيروگاه کزایی بوشهر را "به زودی" به پايان خواهد برد !!



سرگیی کيرينکو، فرنشین سازمان انرژی اتمی روسيه در حال سخنرانی در نشست سال ۲۰۰۰ داووس (حرامزادگی از نگاهش می بارد. -دا/۸)

۳. سومين فرد مؤثر در مسائل مرتبط با انرژی اتمی ايران، لئونيد ملامد [+] است. اگر کيرينکو با استفاده از نام اوکراينی مادرش تبار يهودی خود را پنهان می کند و اگر چوبايس می کوشد تا به عنوان يهودی شناخته نشود، لئونيد ملامد ابایی ندارد که از شهرت خاندان نامدار خود بهره برد. خاندان ملامد از سرشناس‌ ترين خاندان‌ های زرسالار يهودی است که تبار ايشان به اسپانيای سده ی پانزده ميلادی و به خاخام مه‌ ير ملامد، وزير ايزابل ملکه کاستيا، می رسد. ايزايل همان حکمرانی است که به همراه شوهرش فرديناند شاه آراگون در گرانادا، واپسین بازمانده ی اندلس اسلامی را تصرف کرد و هفت ماه پس ازآن با ثروت به دست آمده از تاراژ گراندا در آگست ۱۴۹۲، کريستوفر کولومبوس را راهی سفر به اصطلاح "هند" نمود؛ سفری که به اصطلاح به "کشف" قاره ی آمريکا انجاميد.


لئونيد ملامد

خاندان ملامد پرشمار و با نفوذ است و در تاريخ ايران نيز چون عثمانی، نقش موثری داشته است. ملا سيمانطوب ملامد، فرنشین يهوديان مشهد در اواخر سده ی هژدهم ميلادی، شخصيتی مهم در عرصه ی کاباليسم و تصوف راز آميز ايران است. والتر فيشل او را "رهبر معنوی يهوديان مشهد، شاعر، فيلسوف و مولف رساله‌ هایی به عبری و پارسی یهود" معرفی می کند. ملا سيمانطوب ملامد، چهره‌ ای است مهم در تاريخ فرقه‌ های راز آميز ايران و شناخت زندگی و انديشه‌ های او، "حلقه ی گمشده‌ ای" است در شناخت تکاپوی "صوفيان يهودی" و شبکه ی يهوديان مخفی در شيراز، مشهد و دیگر نقاط ايران از نيمه ی دوم سده ی هژدهم ميلادی. اين شبکه، افزون بر خراسان و افغانستان و آسيای ميانه، از راه خاندان ملامد با عثمانی و "صوفيان ترک" نيز پيوند می خورد.

فرنشینی خاندان ملامد بر يهوديان شيراز نيز موروثی بود و در دوران ناصرالدين شاه و مظفر الدين شاه، ملا رحميم روبن ملامد هاکوهن، فرنشین يهوديان شيراز را به دست داشت. ملا رحميم ملامد در سال ۱۹۰۶، در ۵۲ سالگی، به فلستين کوچ کرد و در اورشلیم ساکن شد. ميراث "صوفيان يهودی" مشهد و شيراز و اصفهان و کاشان و همدان و دماوند در کارنامه ی خاخام ملامد تداوم يافت. او یکی از رهبران و مروجان تصوف راز آميز يهودی (کابالا) در اورشلیم بود و کتابی در حواشی زُهر، کتاب مرجع کابالا نگاشت که در سال ۱۹۱۹ انتشار يافت. پسرش، عزرا زيون ملامد در شيراز زاده شد و در سه سالگی به همراه پدر به اورشلیم رفت و پسین ها به يکی از اساتيد سرشناس دانشگاه‌ های اسرایيل بدل شد. عزرا ملامد از سال ۱۹۶۱ به تدريس "کتاب مقدس" و "تلمود" در دانشگاه‌ های عبری اورشليم، برايلان (حومه ی تل‌ آويو) و تل‌ آويو اشتغال داشت و هموند دانشکده ی زبان عبری و شورای باستان‌ شناسی اسرایيل بود. او تا زمان مرگ، خاخام افتخاری يهوديان ايرانی نيز بود. خاندان ملامد پر شمار است و در سراسر جهان گسترده. در دوران پهلوی، ملامدها در فراماسونری ايران فعال بودند. دکتر ناصر ملامد، استاد دانشکده ی کشاورزی دانشگاه تهران، هموند لژ لافرانس بود. ناصر ملامد در ۱۰ آذر ۱۳۵۶ در لژ "جويندگان کمال سقراط"، وابسته به طريقت کهن اسکاتلندی، به درجه ی چارم ارتقا يافت. در اين مراسم دو ماسون نامدار شيراز، یعنی دکتر "ذبيح قربان" و پسرش دکتر "کامبيز قربان"، حضور داشتند.

لئونيد ملامد از گردانندگان اصلی فعاليت‌ های اتمی روسيه و فرنشین پيشين کنسرن دولتی "راس‌انرگواتم" است که امروزه "انرگواتم" [+] ناميده می شود. لئونيد ملامد در فبريه ی ۲۰۰۰، زمانی که فرنشینی "راس‌انرگواتم" را در دست داشت، از تداوم همکاری های اين مجتمع با ايران و هند و چين در زمينه ی انرژی اتمی، به‌ رغم ممانعت ايالات متحده آمريکا، خبر داد. (آسيا تايمز، ۳ فبريه ی ۲۰۰۰) [+] ملامد تا سپتامبر ۲۰۰۸ فرنشین مجتمع "راس نانوتک" بود.

هسته سه نفره چوبايس - کرينکو- ملامد در دهه ی گزشته، نقشی بزرگ و مرموز در مسائل مرتبط با انرژی اتمی ايران ايفا کرده است. شناخت ماهيت اين سه تن می تواند راهگشای ما در تبيين سياست‌ های عقلایی و منطبق با مصالح ملی باشد. (پس تکلیف زد و بندهای پشت پرده ی رژیم چه می شود ؟! -دا/۸)

پژوهش و ترجمه: عبدالله شهبازی
ویرایش: داریوش افشار