Google Ad

‏نمایش پست‌ها با برچسب مافیای تندرستی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مافیای تندرستی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۷ اردیبهشت ۸, شنبه

نقش دین و مذهب در ایجاد و گسترش ایدز

هنوز بسیاری از مردم فکر می کنند که ویروس ایدز، یک ویروس طبیعی در چرخه ی زیستی است که خود به خود و به وسیله ی طبیعت ایجاد شده است و این انسان ها بوده اند که این ویروس را به روشی - شاید آمیزش جنسی با میمون ها - به خود منتقل کرده اند.

مادر ترزا، فرشته ی جهنمی
با توجه به اینکه ویروس ایدز نخستین بار در آفریقا و در انسان ها کشف شد، پس این انتقال ویروس از جانور به انسان نیز، باید نخست در آفریقا رخ داده باشد.

اما بگزارید سخنم را درست کنم؛ ویروس ایدز کشف نشده، بلکه اختراع و مهندسی شده است. ویروس ایدز، ویروسی نیست که طبیعت آن را به مانند دیگر باکتری ها و قارچ ها و انگل ها و ویروس ها، ساخته باشد که در نتیجه ی فرگشت طبیعی روی داده باشد. ساختار ویروس ایدز به گونه ای است که هر آنکس که نسبت به دانش زیست شناسی و ژنتیک و زیر شاخه های زیست شناسی از جمله میکروب شناسی، علوم سلولی و مولکولی آگاه باشد، متوجه می شود که این ویروس کار طبیعت نیست، بلکه دست ساخته ی مهندسان ژنتیک و ویروس شناسانی است که با ایجاد این ویروس، در واقع یک "سلاح زیستی" تولید کرده اند.

آیا از گزشته های باستانی تا به امروز، هرگز خوانده یا شنیده اید که در آفریقا تمدنی مانند تمدن چین و هندوستان، یونان و ایران و مسر، دست کم مربوط به ۲۵۰۰ سال پیش برسد ؟؟ آیا آنچه که به عنوان تمدن در آمریکای جنوبی و خاور میانه ی امروز (میان رودان) می شناسیم، نسبت به آفریقا کشف شده یا همه ی مردم آنچه که در آفریقا به عنوان تمدن های گزشته وجود داشته باشد را به اندازه ی نمادهای ملموس تمدن همچون اهرام سه گانه ی مسر، کاخ های باشکوه هندی، تخت جمشید یا آکروپولیس می شناسند یا هرگز نامشان به گوششان خورده است ؟؟

با صداقت باید گفت که پاسخ منفی است؛ زیرا، این قاره از دیرباز تا به امروز، همیشه بهره کشی شده و مردمش در رنج و بدبختی و بردگی به سر می برده اند. البته حساب کشورهای شمالی آفریقا و به ویژه مسر را از این حساب جدا کرده ام.

مادر ترزا، فرشته ی جهنمی
پس نکته ای که می خواهم بدان اشاره کنم، اینست که زنجیره ای از رویدادهای تاریخی و امروزی، به شکلی سازمان یافته علیه مردم آفریقایی به مرحله ی اجرا درآمده و می آیند؛ فرایندهایی که نتیجه ی آنها، سرکوب سیاه پوستان آفریقایی است. دیروز با بردگی گرفتن های ملیون نفری و امروز با جنگ و قحطی و فقر و بیماری.

در به بردگی گرفتن سیاهان که در ادبیات پارسی، آنها را به نام "زنگبار" می شناسیم، همه ی جهان سهیم بوده اند و این را باید پذیرفت که ایرانیان هتا بردگان سیاه هندی را هم از بند "مالابار" در هندوستان، به ایران می آوردند و تجارت بردگان، یک تجارت غیر اخلاق و غیر انسانی، اما بسیار موجه بود.

آیا هرگز کسی از جماعت یکتا پرست و اهورا مزدا پرست زرتشتی پرسیده است که دیدگاه زرتشت درباره ی بردگان چه بوده است ؟؟ و آیا در ان روزگاران، ایرانیان با بردگان چه رفتاری می داشته اند ؟؟

این جستار هتا درباره ی این هم نیست که محمد در کتاب قراضه اش به نام قرآن الکزا، هتا یک بار هم برده داری را ملغا و هتا نفی هم نکرده، اما الله اینقدر فهم و شعور داشته که قرآن را به زیر بقل جبرییل بزند و او بال بال زنان آن را از فراز آسمان هفتم در عرش، به پیش محمد وسط صحرای سوزان عربی تحویل دهد و آیه های ضد شراب خواری و شیوه های درست جماع و ارث و دست و پا بریدن را یاد دهد !!

مادر ترزا، فرشته ی جهنمی
همه ی ادیان، به هر روش ممکن، تنها یک قصد دارند و آن هم مهار ذهنی انسان هاست. کنترل و مهار انسانیت، تنها نقش دین بر روی زمین است. اینکه مردم از خدایی مهربان اما انتقامجو بترسند و پیوسته در "خوف و رجا" یعنی "ترس و امید" زندگی کنند. اینکه، دین همیشه انسان ها را در ساز و کار مغلطه آمیز "ترس و طمع"، ترس از جهنم و حرص بهشت، درگیر و گرفتار کند و آنها دروغی را بفروشد که همه چیزش به جهان پس از مرگ هواله داده شده است !!

اما بگزارید این بار از اسلام اهریمنی بکشیم بیرون و در مسیحیت ناناز فرو کنیم !!

مسیحیت که با سلام و سله وات و البته نه شمشیر وارد هندوستان و آفریقا و آمریکا شد، توانست با مهربانی تمام دل های خسته ی انسان ها را به دست آورد. البته که این سخن دروغی بیش نیست و این ارتش جهانگیری های اروپایی بود که سینه ی مردان و زنان را شکافت، زمین هایشان صاحب شد و رمه هایشان و طبیعتشان را چپاول کرد و با زور شمشیر، آنها را به دین مسیحیت درآورد، دقیقن همان کاری که الله پرستان با دیگر مردمان دیگر ملت ها کردند.

در پی این اشغال و سرکوب بود که دین بر مردمان بی دین و آزاد تحمیل شد، ایسوی به دین خودش و محمدی به دین خودش !!

در این اشغالگری آشکار و این به بردگی گرفتن عیان مردمان غیر مسیحی و غیر الله پرست، آنان تا توانستند کشتند و به بردگی گرفتند و منابعشان را مفت مفت غارت کردند و با خود بردند، اما روزگاری که دیگر باید پوست می انداختند و نمی توانستند با گزر زمان به همان شیوه های وحشیانه ی انسان ستیز ادامه دهند، خودشان از خودشان فرمول درآوردند و کشور سازی ها و ملیت سازی ها آغاز شد و جنگ و درگیری ها برای هر چه که فکرش را بکنید، آغاز گشت.

مادر ترزا، فرشته ی جهنمی
این مهارگری مردم، به ویژه مردم سیاه آفریقا، در پی آن بود که مسیحیان با توجیهی مذهبی به خود اجازه داده بودند که سیاهان را به بردگی بگیرند. آنجا که در یاوه نامه ی عهد قدیم (تورات الکزا) آمده است و این سرفن توجیهی دینی و توراتی نیست، زیرا مسیحیان و الله پرستان نیز، این سخن را قبول دارند و در عهد جدید (انجیل) و احادیث معتبر اسلامی هم بدان استناد شده است (عقدالفرید، ج ۱، ر ۵۵۳؛ ج ۷، ر ۶۳ و ر ۱۷۲).

به ابعاد این فاجعه ی ضد انسانی که منجر به برده گیری از سیاه پوستان شده است می پردازیم و چند سخن از منابع دینی را در این باره می آوریم که به شدت انسان ستیزانه و نژاد پرستانه اند، آن هم تنها علیه سیاه پوستان !!:

- "حام" و "یافس" وقتی عورت او را نگریستند خندیدند، اما "سام" ایشان را نهی کرد و هر چه باد می‌ گشود، سام می‌ پوشاند
(عیون‌ الاخبار، ج ۳، ر ۹ و ر ۳۱)

- هنگامی که سام، آنچه گذشته بود بر نوح بیان کرد، نوح از خداوند خواست که آب کمر حام و آب کمر یافث را تغییر دهد (مجمل‌ القصص، ر ۸۹ و ر ۳۰۱)

- آنگاه به ایشان گفت که خداوند فرزندان شما را سیاه و تا قیامت غلامان فرزندان سام قرار داده است، و شما عاق من شدید و پیغمبری از نسلتان قطع گردیده است.
(تاریخ عن بیا، ج ۲، ر ۱۰)

- با این حال برخی علمای مسلمان حام را مردی پرهیزکار و شایسته دانسته‌اند که نوح او را برکت داد و سرزمین‌هایی را نیز به او بخشید.
(حبیب‌ السیر، ج ۱، ر ۱۰۷)

و هتا قدرت توهم در پزدارش تاریخ، آن اندازه در میان برخی به معنای واقعی کلمه، نویسندگان تاریخ و نه تاریخ دان، شگرف بوده است که هتا نسل ایرانیان را هم از نژاد حام عنوان کرده اند !! آنجا که "ابن بلخی"، کیومرس پادشاه اساتیری ایران را از نسل حام دانسته است.
(فارس نامه، ر ۶۲)

پس در اینکه همه ی ادیان ابراهیمی یا سامی، در به بردگی گرفتن سیاهان اتفاق نظر داشته اند و پشتوانه ی این رویکردشان نیز، توجیهات دینی برآمده از تورات مقدس بوده است، امری نیست که کتمان پذیر باشد و هتا بتوان سخنی را به خلاف آن در تاریخ، سراغ گرفت.

از اینرو، بردگی به شکلی آشکار و وقاحت ویژه ی آخوندی و شاهان مستند و به ویژه اروپاییان، انجام می گرفت و امروز، همان مردم سیاه باید همچنان بدبختی و رنج بکشند، چون این رویه نه تنها توجیه دینی دارد، بلکه می تواند آنها را مهار کند و بر مردم چیره ی شان سازد. از اینرو، بیماری هایی به جان آنها انداخته اند که زبده ترین آنها، ایدز است. در واقع ایدز بیماری همه گیر ویژه ی آفریقاست که جان ده ها ملیون آفریقایی را تهدید می کند و هر ساله صدها هزار نوزاد سیاه پوست آفریقایی نیز زاده می شوند.

مستند "مادر ترزا، فرشته ی جهنمی"، کاری از زنده یاد کریستوفر هیچنز
بیایید گزری بزنیم به هندوستان و از فعالیت های به ظاهر نیکوکارانه ی "مادر ترزا" زن آخوند مسیحی یادی کنیم. زنی که پس از صدها سال بهره کشی هم تبارانش از مردم و کشور زیبا و در رنج نگاه داشته شده ی آفریقا، برای ماست مالی کردن های جنایات و رهانیدن اربابانش از مکافات در وجدان جمعی تاریخ بشریت، بنا به دستور مستقیم ابر سرمایه داران نشسته در لندن و واتیکان، فرمان شوالیه گری ناگفته می گیرد تا بساط پزشک بازی و پرستار نمایی و بیمارستان مصلحتی بر پا کردن را در هندوستان پهن کند تا از این راه، نه به مردم هندوستان که به منافع بریتانیا و زدودن خاطره ی بد تاریخی مردم ستمدیده ی هند نسبت به اروپاییان و انگل ها، کمکی شایان و بزرگ نماید. اینگونه بود و اینگونه کرد و اینگونه اما نشاید.

او که بنگاه های نیکوکاری (یا به گفته ی عربش خیریه) بسیاری را در هندوستان ایجاد کرده بود، همه ی کارها را از دیدگاه دینی و مسیحیت دنیال می کرد. یکی از عمده ترین آسیب هایی که او به ملیون ها هندی زد، این بود که توانست ایدز را در این شبه قاره گسترش دهد و رویکردی مذهبی را تجویز نمود که هتا از انتقال این ویروس به دیگر افراد هم جلوگیری می کرد. او بر این عقیده ی مسیحی استوار بود که این خداوند است که اختیار همه چیز و همه کس را دارد و برای همین، از مصرف چند باره ی سوزن های تزریق، ابایی نداشت !! او بارها و بارها همان سوزنی را برای بیماران مورد استفاده قرار می داد که پیشتر برای دیگران هم استفاده شده بود. مستند زیر را درباره ی مادر ترزا با عنوان "فرشته ی جهنمی" تماشا کنید:


و اینگونه بود که نه تنها ایدز، که بیماری های دیگر نیز در میان بیماران بستری شده در مکانی کم نور و بد آب و هوا زیر نظر فرشته ی جهنمی، گسترش می یافت و اگر مستند را تماشا کنید، شرح کامل و مختصری از جنایات این پیرزن اهریمن پرست را می دهد.

از دیگر سو، چون مومنان بنا به توجیه و عذر و دلیلی مذهبی، به شکلی تاریخی و سازمان یافته، از سیاه پوستان آفریقایی هم متنفرند - آن هم تنها برای اینکه دو پسر موهوم نوح موهوم، روزگاری به خشتک باز پدرشان خندیده اند !! -، پس ایدز در این قاره هم باید ایجاد می شد و هم نباید جلوی گسترش آن را می گرفتند. مسیحیان و کشیشان کاتولیک رومی که به آفریقا فرستاده می شوند، به مردم می گویند که جلوگیری از بارداری حرام است و همین زر را مادر ترزای کلکته هم می زد.

مادر ترزای جهنمی در سال ۱۹۷۹ که مصادف به شورش ۵۷ خودمان است، در سخنرانی خود که به مناسبت دریافت صلح نوبل ایراد می کرد، ابراز امیدواری کرد که در این کشور هتا یک مورد سقط جنین هم گزارش نشود.

مسیحیان نیز به مانند دیگر دینداران به ویژه یهودیان و الله پرستان، بر این عقیده سخت باورمندند که نه تنها مرگ در دست خدایی موهوم و آسمانی است، بلکه آفرینش انسان و تولید مثل و زندگی نیز، طبیعتن تنها در دست اوست و این تنها خداوند است که اجازه دارد جان بدهد و جان بگیرد !! البته همه می دانیم که حکومت های اسلامی، یهودی و مسیحی، از انجام هیچ گونه جنایتی به معنای واقعی کلمه، خودداری نکرده اند.

از اینرو، آخوندهای مسیحی هنوز به مومنان مسیحی خود در آفریقا، این باور احمقانه را به نام قداست و شریعت خورانده اند که نباید از کاندوم به هنگام آمیزش جنسی استفاده کنند و اینها در واقع بر این باورند که ایدز بد است، اما کاندوم بدتر است !!


از اینروست که بیماران مبتلا به ویروش اچ آی وی، فرزندانی مبتلا به اچ آی وی به دنیا می آورند و این بیماری نسل اندر نسل ادامه پیدا می کند و ملیون ها انسان سیاه پوست آفریقایی را به این بن بست رسانده است که همیشه با این بیماری دست به گریبان باشند و این یعنی یک بهانه ی بزرگ و همیشگی برای مهار و کنترل پیوسته ی این فرومایگان از راه تزریق مداوم و پیوسته ی دین و خرافات مذهبی و بازتولید و گسترش بیماری ایدز و روانه کردن ملیون ها دلار به جیب شرکت های خاص یا همان مافیاهای دارویی و بهانه دادن به کلیسا برای دخالت مستقیم در امور مردم به بهانه ی کمک و مهربانی و نیکوکاری !!

پس دین، انسان را می کشد و او که قاتل همه است، خداوند است.

همین جستار در پژواک ایران

۱۳۹۶ اسفند ۱۴, دوشنبه

نقش سید امامی در افشای "آثار مواد رادیو اکتیو در محیط زیست" و بازایستاندن پروژه‎ های عمرانی سپاه

- فعالیت ‎های اتمی رژیم چه آلودگی‌ هایی را در محیط زیست به همراه داشته که سید امامی و فعالان محیط زیست نیز قربانی آن شده‌ اند ؟
- نیروگاه اتمی بوشهر چه بلایی در خلیج فارس بر سر کوسه‌ ها و دلفین‌ ها آورد ؟
- چرا کنشگران محیط زیست در سکوت خبری بازداشت و بازجویی شدند و دادستانی رژیم پس از افشای خبر دستگیری‌ ها مجبور شد آن را اعلام کند ؟

شواهد نشان می ‎دهد که بازداشت "کاووس سید امامی" و شماری از کنشگران محیط زیست با لو رفتن آسیب ‎های فاجعه‎ بار محیط زیست ناشی از فعالیت‎ های اتمی در ایران و آثار ویرانگر فعالیت ‎های عمرانی سپاه به ویژه در پروژه ‎های سدسازی و انتقال آب و سپس بازایستاندن آنها با فشار دولت مرتبط است.

اجرای پروژه ی سد گتوند به دست قرارگاه خاتم‌ الانبیا که به گفته ی کارشناسان، آسیب ‎های جدی زیست محیطی را در پی داشته است،  از دولت آخوند سید محمد خاتمی آغاز شد و آبگیری آن در دولت حجتیه ی احمدی ‎نژاد صورت گرفت
از پروژه‎ های زیست محیطی که سید امامی و همکاران او اجرا می ‎کردند، فرستادن گونه‎ های نادر جانوری و گیاهی به پژوهشگاه‎ های خارجی بوده که در یک روال قانونی و متعارف صورت می‎ گرفته است.

در این پروژه، از انواع گونه ‎های گیاهی نمونه ‎برداری شده و برخی گونه ‎های خزندگان از جمله مارمولک، آفتاب‌ پرست و سوسمار نیز، به پژوهشگاه ‎های آمریکایی فرستاده شده است. این پژوهشگاه‎ ها پس از آزمایش‌ روی گونه‎ های گیاهی و جانوری (که بیشتر از خزندگان بودند) آثار رادیواکتیو روی بدن آنها کشف می ‎کنند و در بررسی های پسین متوجه می ‎شوند بسیاری از جانوران، گیاهان و هتا آب ‎ها و چشمه ‎های طبیعی برخی از مناطق ایران که نزدیک مکان های اتمی قرار دارند، آلوده به مواد و پرتوهای رادیواکتیو هستند.

در ادامه ی بررسی ها مشخص می ‎شود که مواد رادیواکتیو، بدن بومیان مناطق نزدیک به مکان های اتمی در ایران را هم آلوده کرده است. بخشی از آب‎ های آلوده نیز به مصارف کشاورزی رسیده و فراورده هایی که از این منابع آبیاری شده‌ اند نیز، آلوده به مواد رادیواکتیو هستند !!

در واقع پروژه‌ های زیست محیطی در ایران، بیش از پیش باعث افشا شدن گستره ی فعالیت ‎های اتمی جمهوری اسلامی و مهم‌ تر از آن، آلودگی‌ های گسترده‌ ی اتمی شده است. با این همه، هنوز اطلاعات کافی در دست نیست که این گونه ‎های جانوری و گیاهی از چه زمانی آلوده به رادیواکتیو شده‌ اند. احتمال می‌ رود پژوهشگاه ‎های خارجی که آزمایش‌ های مربوطه را انجام داده‌ اند، در مورد جزییات این آلودگی‌ ها اطلاعات بیشتری داشته باشند.

همچنین مشخص نیست که سید امامی و دیگر کنشگران محیط زیست، آیا به طور مشخص از امکان این آلودگی‌ ها با خبر بوده و به دنبال یافتن نشانه‌ هایی بوده‌ اند و یا اینکه ناخواسته و در پی فعالیت‌ های مربوط به محیط زیست، به موضوع آلودگی‎ های اتمی پی برده‌ اند.

پس از رسانه ‎ای شدن مرگ مشکوک سید امامی در اوین، نهادهای امنیتی رژیم ادعا کردند که گروهی از کنشگران محیط زیست در پوشش حفاظت از یوزپلنگ و رویارویی با شکار جانوران و با هدایت افسران اطلاعاتی سیا و موساد، اقدام به نفوذ در جامعه ی علمی ایران و گرد ‎آوری اطلاعات از اماکن حساس و تاسیسات موشکی کرده‌ اند. همین ادعا سبب شد تا توجهات روی برنامه‌ های اتمی و آلودگی‌ های اتمی متمرکز شود.

حسن فیروز آبادی مشاور نظامی سید علی خامنه‎ ای دیکتاتور دوم رژیم، در یک سخنرانی هتا ادعا کرد که آمریکا از سوسمار، مارمولک و آفتاب‌ پرست برای جذب امواج اتمی و جاسوسی از ایران استفاده کرده است.

آنچه "حسن فیروز آبادی" مشاور خامنه ‎ای در امور نظامی در مورد مارمولک‎ و سوسمار جاسوس گفت، با آنچه پس از آن "غلام رضا جلالی" فرنشین سازمان پدافند غیرعامل نیز در سخنرانی دیگری در مورد دستکاری ژنتیک گیاهان و آلوده کردن آب‎ ها در جنگ‌ های بیوشیمیایی مدعی شد، تکمیل گشت. وی گفت دشمن با دستکاری ژنتیکی ویروس‎ ها و باکتری ‎ها، به دنبال حملات تروریستی زیستی است. با این دست پیش گرفتن برای پس نیفتادن از سوی مقامات مسئول، دست‌ کم به این نتیجه می‌ توان رسید که دستگیری کنشگران و پژوهشگران محیط زیست و هتا سقوط هواپیمای شرکت آسمان که در فاصله‌ ای کوتاه پس از افشای بازداشت‌ ها روی داد و چندین استاد و پژوهشگر و فعال محیط زیست در آن کشته شدند، به احتمال بسیار با برنامه‌ های اتمی رژیم مرتبط است. اما دستگاه سرکوبگر امنیتی جمهوری اسلامی نتوانست دستگیری کنشگران محیط زیست را مخفی نگاه دارد و خبر بازداشت آنها در روز ۲۰ بهمن ۹۶ از سوی کیهان لندن منتشر شد و یک روز پس از آن، دستگاه فاسد قضایی رژیم را به واکنش واداشت.

یکی از مناطقی که گفته می‌ شود در سال‌ های گزشته به شدت دچار آلودگی رادیواکتیو شده، ساحل بوشهر است. جایی که پسماندها و پساب ‎های نیروگاه اتمی وارد آب ‎های خلیج فارس می ‎شوند. کشورهای عربی حوزه ی خلیج فارس و بسیاری از کنشگران محیط زیست در مورد خطرات ناشی از فعالیت ‎های اتمی ولایت فقیه در این مناطق بارها هشدار داده‌ اند.

از پروژه‎ های جدی سید امامی و همکاران او، مطالعه بر‏‌ روی آثار آلودگی‌ های اتمی بر گونه‎ های جانوری در خلیج فارس (از جمله پروژه ی حفاظت از دلفین بینی‎ بتری) بود که از این راه هم اطلاعاتی به بیرون درز پیدا کرده است.

مرگ دلفین‎ها در خلیج فارس و جسد آنها در سواحل ایران
مرگ دسته‌ جمعی دلفین ‎ها و آبزیان خلیج فارس، از آثار سرریز پساب ‎های نیروگاه بوشهر است که در گزارش‎ های سید امامی به پژوهشگاه‎ های آمریکایی ارسال شد و در آنجا متوجه شدند که سامانه ی عصبی این دلفین‎ ها از کار افتاده بود.

مرگ مشکوک ۴۷ پستاندار دریایی در خلیج فارس در سال‎ های گزشته و مرگ این دلفین ‎ها، از فجایع زیست بومی جنوب ایران است.

سید امامی در پیش از انقلاب، استاد دانشگاه گندی شاپور اهواز بود؛ وی با آغاز جنگ ایران و عراق داوطلبانه به آبادان می ‎رود و در همین فاصله فرزند و همسر خود را به بوشهر می‎ فرستد. فرزند دیگر او رامین (کینگ رام)، در فروردین‌ ماه ۱۳۶۰ در بوشهر زاده می ‎شود.

ارتباط سید امامی با برخی کنشگران محیط زیست استان بوشهر که روی آلودگی ‎های زیست محیطی نیروگاه بوشهر پژوهش می ‎کردند، بر اساس این آشنایی شکل گرفت.

بر اساس گزارش‎ های مندرج در تارنمای سازمان "حیات وحش میراث پارسیان"، بخشی از فعالیت ‎های این سازمان در استان بوشهر و آب‎ های خلیج فارس بوده است. فروردین ۱۳۹۲ و پس از زمین لرزه ی بوشهر، شورای همکاری خلیج فارس در عربستان نشست اضطراری تشکیل داد تا خطرات ناشی از تشعشعات رادیواکتیو در صورت آسیب دیدن نیروگاه اتمی بوشهر در شرایط وقوع زلزله را بررسی کند. همان هنگام، مدیر کل وقت حفاظت محیط زیست بوشهر در سخنرانیِ "روز ملی فناوری هسته ‎ای"، ادعا کرد روند رعایت استاندارد‎های زیست محیطی نیروگاه اتمی، ستایش برانگیز است.

یکی از مواردی که اطلاعات سپاه همچنان پیگیر آن است، پرونده ی ناپدید شدن یک قطعه ایزوتوپ رادیواکتیو (ایریدیوم ۱۹۲) از نیروگاه بوشهر است که در پاییز سال ۱۳۹۵ افشا شد و جمهوری اسلامی ادعا کرد سرقت آن را به اطلاع آژانس بین‎ المللی انرژی اتمی رسانده است.

این ماده ی رادیو اکتیو، هم پرتو گاما و هم الکترون را به اطراف خود پرتاب می ‎کند و اگر موجودات زنده تنها چند ساعت در نزدیکی آن قرار بگیرند، خواهند مرد.


ساکنان نواحی پیرامون نیروگاه بوشهر از جمله بومیان روستای هلیله که در حدود ۲۰ کیلومتری جنوب باختری بندر بوشهر قرار دارد، با انواع بیماری‌ های مشکوک روبرو هستند. این خبر برای نخستین بار در روزنامه ی "شرق ‎الاوسط" افشا شد. این روزنامه نوشت که یک دستگاه تولیدگر رادیواکتیو از نیروگاه بوشهر دزدیده شده و از آن می‎ توان برای ساخت بمب ‎های کثیف استفاده کرد.

ادامه ی بازداشت کنشگران محیط زیست به ویژه در استان ‎های جنوبی ایران، ادامه ی پیگیری پرونده ی مطالعه دلفین ‎ها و کوسه ‎است.

سید امامی دارای دکترای جامعه‌ شناسی و هموند هیئت علمی دانشکده ی معارف اسلامی و علوم سیاسی دانشگاه "عمام صادق" بود و تخصص دانشگاهی وی در زمینه ی محیط زیست نبود، اما با گروهی از کارشناسان و کنشگران محیط زیست که "سازمان حیات وحش میراث پارسیان" استخدام کرده بود، در حوزه ی محیط زیست و پروژه ‎های اقلیمی فعال شد.

برخی از همکاران سید امامی با سازمان محیط زیست همکاری‎ های بسیاری داشتند.

به تور انداختن دو تابعیتی ‎ها از سوی سپاه با هدف مبادله ی آنها در ازای باژ و همچنین پول‎ های مسدود شده زیر عنوان "پروژه ی مقابله با نفوذ"، پس از برجام شدت گرفت. سید امامی و برخی همکاران او در عرصه ی محیط زیست نیز، که دو تابعیتی بوده و با دولت آخوند روحانی همکاری داشته‌ اند، در فهرست سیاه اطلاعات سپاه قرار گرفتند.

اطلاعات سپاه به دولت آخوند روحانی هشدار داده بود که همکاری خود با دو تابعیتی ‎ها را قطع کند و محمود علوی وزیر بدنام اطلاعات هم ادعا کرده بود که همه ی آنها برکنار شدند. اطلاعات سپاه در جریان مذاکرات اتمی متوجه شد که در چند مرحله، اطلاعات مربوط به فعالیت ‎های اتمی رژیم لو رفته است. از آنجا بود که عملیات کشف منافذ اطلاعاتی را آغاز کرد که یک مرحله ی آن شامل "دری ‎اصفهانی" و شماری دیگر شد و مرحله ی پسین، بازداشت سید امامی و همکاران او بود؛ به دید می‌ رسد مرحله های دیگر این عملیات همچنان در حال پیگیری است.

بر اساس منابع غیر رسمی، گویا سید امامی بخشی از آسیب‎ های ناشی از دستکاری ‎های سپاه در طبیعت، مربوط به پروژه ‎های سدسازی و انتقال آب را مستند کرده و گزارش آن را به سازمان محیط زیست در دولت آخوند حسن روحانی داده بود و دولت هم جلوی اجرای این پروژه‎ ها را گرفت؛ در نتیجه، فعالیت‎ های سپاه در این عرصه کساد و با اختلال روبرو شد. سد گتوند یکی از پروژه‎ های ناموفق و زیانبار سپاه است که "قرارگاه خاتم‌ الانبیا" مجری آن بوده است.

باید منتظر ماند و دید که آیا ابعاد دیگری از پرونده ی سید امامی و کنشگران محیط زیست که برای پروژه‎ های سپاه در حوزه ‎های مختلف مشکل ایجاد کردند به تدریج افشا می‌ شود یا نه.

همین جستار در کیهان سوئد

۱۳۹۶ اسفند ۵, شنبه

مافیای سیگار در جمهوری اسلامی - ۳

قاچاق سیگار به ایران، منبع درآمد چند ملیارد دلاری برای گروهک تروریستی حزب الله لبنان نیز هست. به تازگی که پولیتیکو افتضاح دولت حسین اوباما در خصوص سرکوب کردن تحقیقات بخش مبارزه با مواد مخدر پلیس را افشا کرده است که در راستای آن حسین اوباما به منظور دستیابی به توافق اتمی موسوم به برجام، جلوی تحقیقات بیشتر و اقدام عملی علیه این گروهک تروریستی را گرفته است، می توان رد پای قاچاق سیگار و مواد مخدر به مدیریت عاملی سرکردگان سپاه را به خوبی مشاهده کرد.


در مورد قاچاق سیگار، شرکت بریتانیایی بی ای تی (BAT)، به تامین سیگار برای العقیلی عامل و دلال قاچاق سیگار، به کمک سازمان تروریستی سپاه پاسداران، سیگارهای قاچاق را راهی ایران می کند که بخش عمده ای از سود حاصل از این قاچاق به جیب برادران سپاه می رود. سرآغاز این قاچاق در زمانی رخ می دهد که آمریکا و انگل ستان، عراق را به بهانه ی واهی کشف و خنثا سازی سلاح های کشتار جمعی اتمی و شیمیایی، اشغال کرده اند. نکته ی دیگری که نقش بریتانیا را به منظور پشتیبانی از دو سازمان تروریستی مذکور وابسته به ولایت فقیه برجسته تر می کند، اینست که یکی از افراد باشنده در هیئت مدیره ی بی ای تی، در کابینه ی تونی بلر نیز حضور دارد !!

توجه داشته باشید که دولت های انگل ستان و بریتانیا که ایران را به بهانه ی رژیم جمهوری اسلامی تحریم کرده اند و قطعات هواپیمایی و هتا دارو به شکلی عادی وارد ایران نمی شوند، اما فروش و قاچاق سیگار به ایران به کمک سپاه پاسداران به راحتی انجام می گیرد و این دو دولت غربی ضد ایرانی، این قاچاق و پشتیبانی غیر مستقیم پولی از سازمان تروریستی حزب الله را زیر سیبیلی رد می کنند !!


در این میان، توجه به چند نکته حائز اهمیت است:

۱. قاچاق سیگار به ایران به پشتوانه ی کمک دولت بریتانیا، به شکلی انحصاری در اختیار سازمان تروریستی سپاه است.

۲. پاسدار محسن رضایی به دلیل بمب گزاری مرکز یهودیان آرژانتین در آمیا به سال ۱۹۹۴، تحت تعقیب پلیس جهانی است و طه طاهری با حزب الله لبنان رابطه ی تنگاتنگی دارد.

۳. از سوی دیگر، “محمد الخوری” پسر امه ی “محمد سعید العقیلی”، مشاور ارشد خانواده ی پادشاهی رژیم امارات متحده ی عربی است !!

۴. رابطه ی پشت پرده ی دولت آمریکا با شرکت های سیگار سازی این کشور نیز، عامل دیگری است که آمریکاییان هیچ اقدامی علیه این مافیای بین المللی قاچاق مواد مخدر انجام نداده و نخواهند داد.

۵. منبع درآمد بزرگ دیگر گروهک حزب الله نیز، قاچاق سیگارهای شرکت جی تی ای (GTA) می باشد.

۶. العقیلی و طه طاهری، نمایندگی سیگارهای بی ای تی و آر جی آر و قیلیپ موریس را دارند و این سیگارها را به ایران قاچاق می کنند.


از برهمکنش روابط مخوف و مافیایی بالا، نکات دیگری به دست می آیند:

۱. در حالی که جمهوری اسلامی مدعی مبارزه با غرب و در تلاش برای محو کردن اسراییل از صفحه ی روزگار می باشد، اما برای به دست آوردن سودهای چند ملیارد دلاری حاضر است تا سیگارهای شرکت های غربی عمدتن آمریکایی و انگل ایسی را به ایران قاچاق کند.

۲. دولت های غربی که لاف دشمنی با حزب الله و سپاه پاسداران را می زنند، چشمشان را بر روی قاچاق سیگارهای شرکت های آمریکایی و انگل ایسی به ایران می بندند و هتا هیئت مدیره ی یکی از این شرکت ها، هموند دولت انگل ستان نیز می باشد.

۳. شیخ نشین دبی که حزب الله را سازمانی تروریستی می خواند و سپاه پاسداران را عامل ناامنی برمی شمارد، به سپاه پاسداران اجازه می دهد تا به شکلی انحصاری دست به قاچاق سیگار از خاک خود بزند.

این در حالیست که سوای این داد و ستدهای مافیایی و سیاسی، بر اساس قوانین موجود در خود رژیم ولایت فقیه، این رژیم مسئول بیماران حاصل از مصرف سیگار می باشد:


قانون مسئولیت مدنی مصوب ۰۷.۰۲.۱۳۲۰
ماده ی ۱:
هر کس بدون مجوز قانون، عمدن یا در نتیجه ی بی احتیاطی، به جان یا سلامتی یا مال یا آزادی یا حیثیت یا شهرت تجارتی یا به هر حق دیگر که به موجب قانون برای افراد ایجاد گردیده، لطمه ای وارد کند که موجب زیان مادی یا معنوی دیگری شود، مسئول جیران خسارت ناشی از کردار خود می باشد.

ماده ی ۲:
در موردی که کار وارد کننده ی زیان، موجب خسارت مادی یا معنوی زیان دیده شده باشد، دادگاه پس از رسیدگی و ثبوت امر، او را به جبران خسارت مزبور محکوم می نماید و چنانچه کار وارد کننده ی زیان تنها موجب یکی از خسارات مزبور باشد، دادگاه او را به جبران همان نوع خسارتی که وارد نموده است، محکوم خواهد کرد.

ماده ی ۵:
اگر در اثر آسیبی که به تن یا سلامتی کسی وارد شده، در تن او نقصی پیدا شود یا قوه ی کار زیان دیده کم گردد و یا از بین برود و یا موجب افزایش مخارج زندگی او بشود، وارد کننده ی زیان مسئول جبران کلیه ی خسارت های مزبور می باشد.

در قوانین ایران، پرونده های حقوقی مشمول مرور زمان نمی شوند.

همین جستار در پژواک ایران

۱۳۹۶ دی ۱۶, شنبه

از آخوند شاهرودی تا اخلاق پوسیده ی پزشکی در جمهوری اسلامی

آیت الله هاشمی شاهرودی عراقی که اکنون برای درمان در آلمان به سر می برد، خود یکی از ساداتی است که ضمن توسل به ائمه ی عطار و گور زراندوده ی هزرط رضا در مشهد، بدون دریافت هیچ گونه شفایی، به بلاد کفر رهسپار شد و از کمک های یکی از برجسته ترین خودفروختگان ولایت فقیه به نام دکتر سمیعی بهره مند شد. 





این اقدام از جانب وی، آنچنان ضد دینی و سخیف بود که ضمن آنکه نتوانست خروجش از کشور را کتمان یا پنهان کند، اما هم خود و هم رژیم مطبوعش دست کم تلاششان را کردند تا آنجا که ممکن است از لو رفتن مقصد وی جلوگیری کنند. اکنون هتا روزنامه های آلمانی هم درباره ی آن نوشته اند.

شماری از ایرانیان در شهر هانوفر آلمان، روبروی بیمارستان محل بستری شدن آخوند شاهرودی عراقی مشغول تظاهرات می باشند و در خواست کرده اند که این آخوند رژیم به دلیل دست داشتن در اعدام های گسترده در ایران، از سوی دولت آلمان بازداشت شود. پیشتر گفته شده بود که آخوند شاهرودی عراقی برای درمان سرطان خود به انگل ستان رفته است.
رژیم جمهوری اسلامی که با ایجاد و پشتیبانی مافیای پزشکی و دارو و درمان، درمان مناسب و کارآمد را از دسترس مردم خارج کرده است و در عین حال هزینه های سنگین همان سطح از درمان و بهداشت در سطح پایین را بر مردم تحمیل می کند، آیا چگونه است که یکی از سرکردگانش بدون دغدغه ی مالی و روادید و... به آسانی آب خوردن و در ظرف چند ساعت سر از کشور کفار درمی آورد ؟؟

پس از تهديدات فرنشینان دانشگاه‌ های علوم پزشكی اصفهان، قزوين و ساری و انجمن (مافیای) داروسازان، اين بار نوبت به پزشكان بيمارستان قلب فرشچيان همدان رسيده است تا ويزيت‌ های سرپایی و اقدامات گزینشی خود را از ۱۴ اسپند ماه تعليق كنند. وقتی پزشکان در ایران هتا به نوشتن نسخه های نجومی و چند ملیاردی می پردازند، پس هزینه ی درمان در آلمان چند ملیون دلار است ؟؟


هزینه های پرداختی درمان این آخوند مفت خواره که عمری را از راه دستگاه بیداد گستری رژیم در سرکوب مردم گزرانده است، از کجا و چگونه پرداخت می شوند ؟

دکتر سمیعی معروف که رژیم وی را به علت گرفتن ژست های "توجه به نخبگان"، "همراهی ایرانیان دانشگاهی برون مرز با رژیم" و... در بوق و کرنا کرده است، به معنی واقعی کلمه "هیچ گونه دغدغه ای برای آزادی میهن و سرکوب مردم فقر زده و بی پناه ایران ندارد"، در هیچ یک از همکاری های خود با نهادهای این رژیم ضد مردمی، توجیهی ندارد. تامین مالی وی از سوی رژیم گویا خیلی وقت است که تضمین شده است !!

پزشکان سوگند بقراط خورده اند، اما آن را قورت داده، گوارش کرده و بیرون داده اند. برای اخلاق پزشکی که هیچ، برای مرگ اخلاق در هازمان ایرانی باید یا گریست یا قهقهه ای اهریمنی زد.


در آن رژیم کزا، نه وزير و نه هيچ كدام از معاونانش، هيچ‌ گاه توضيحي درباره ی چگونگی انجام ١۵ زايمان در شبانه‌ روز تنها از سوی یک پزشک نداده و نمی دهند. موضوعی كه با افزايش آشکار خطاهای پزشکی در ایران بی ارتباط نیست و پاسخی منطقی برای اين آمار فزاینده است. اما پول درد بی درمان همه ی پزشکان جمهوری اسلامی است و این قشر که به معنای واقعی کلمه از خون و بیماری و درد و رنج مستقیم مردم، بهره کشی می کنند، هر روزه شورش‌ های را برای دريافت هر چه بیشتر كارانه صورت می دهند و تهديد می کنند که خدمت‌ رسانی را بازایستانده، چرا که وزارت بهداشت رژیم هيچ موضعی برای حل مشکلات آنان نمی گیرد.

هتا علي نوبخت فرنشین كميسيون بهداشت مجلس رژیم نیز، درباره ی وضع اسفناک اخلاقی پزشکان می گوید:
"در مجلس شنيديم كه تعدادی از پزشكان برای طبابت و ويزيت بيماران، شروطی را تعيين كردند. موضوع مطالبه ی پزشكان و داروخانه‌ داران مطرح است و ما نيز در كميسيون بهداشت، وزرای مرتبط را برای پيگيری اين موضوع دعوت كرديم و تفاهم نامه‌ هایی آماده شده، اما اين موضوع نبايد دستاويزی برای رفع خدمت‌ رسانی به بيماران شود".

مگر هر گونه کوتاهی در انجام "وظيفه ی" پزشکی، به هر دليلی، خلاف سوگند پزشكي نیست ؟؟


همین جستار در کیهان سوئد

۱۳۹۶ آذر ۲۴, جمعه

مافیای سیگار در جمهوری اسلامی - ۲ + افشای دو سند از شرکت دخانیات

پس از سر کار آمدن پاسدار احمدی نژاد در ۸۴، شعار وی مبارزه با فساد بود، اما به گفته ی معاون یکم آخوند روحانی، بزرگ ترین فسادهای حکومتی در دولت وی رخ داده است. غیب شدن صدها ملیارد دلار درآمد نفتی و گم شدن دکل های نفت و نفت کش، از جمله ی آشکارترین این فسادها هستند؛ هر چند این موارد بهتر است چپاول آشکار گفته شوند تا سرفن فسادی از هر دست دیگر.


پاسدار محسن رضایی که تخصص ویژه و انحصاری قاچاق اشیای باستانی، قاچاق انسان و فاحشه به شیخ نشین های جنوب خلیج فارس، ترور رقیبان سیاسی و هتا پسر خود را در کارنامه ی بسیار سیاهش دارد، در قاچاق سیگار به عنوان تنها مافیای سیگار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ایران نیز، دست دارد و یکی از نقش های اصلی را بازی می کند.

در جنگ قدرت در رژیم ولایت فقیه، یکی از اختلاف های بسیار اساسی، دعوا بر سر قدرت و پول و واردات به کشور میان دو رقیب پاسدار یعنی محمود احمدی نژاد و محسن رضایی، اختلافی برجسته است که بر سر واردات یا در واقع قاچاق صدها ملیارد دلاری سیگار، به وجود آمد. محسن رضایی با شریک عرب خود به نام "العقیلی"، صدها هزار تن سیگار قاچاق به ایران وارد کرده است. در واقع گیر دادن احمدی نژاد به محسن رضایی از همان آغاز به قدرت رسیدنش به عنوان رییس جمهور رژیم، یک بهانه لازم داشت و آن هم مافیای قاچاق سیگاری بود که حاج محسن رضایی زحمتش را می کشید !!

دعوای میان احمدی نژاد و رضایی، ریشه در قدرت طلبی بخشی از سپاه بود که قصد داشتند محسن رضایی را به عنوان ارشد خود به عنوان نامزد ریاست جمهوری مطرح کنند. بر سر این دعواهای سیاسی، محسن رضایی در مجمع تشخیص مصلحت رژیم نیز با احمدی نژاد درگیر شده بود و با پشتیبانی آخوند مصباح یزدی و آخوند طائب از بیت خامنه ای، احساس می کرد در این رقابت دست بالا را دارد.


کار تا بدان حد بالا گرفت که در سال ۸۵، احمدی نژاد در قم اعلام می کند که پاسدار محسن رضایی و العقیلی در حال قاچاق سیگار هستند و این موضوع را در تارنمای خود نیز بازتاب می دهد.

شرکت بی ای تی پارس، شرکت زیر مجموعه ی بی ای تی (BAT) می باشد که برای محسن رضایی و از سوی العقیلی، صدها هزار تن سیگار را به ایران قاچاق کرده است.

این رویدادها همگی در هنگامی رخ می دهند که پاسدار محسن رضایی، فرمانده ی کل سازمان تروریستی سپاه است و احمدی نژاد هنوز با بیت خامنه ای و شخص مجتبا رابطه ی تنگاتنگ دارد؛ این روابط به برکناری فرمانده ی کل سپاه به سفارش احمدی نژاد و تصمیم خامنه ای می انجامد و پاسداری که به مجتبا خامنه ای نزدیک است: "پاسدار علی جعفری". (منبع) این اقدام به کاهش قدرت محسن رضایی و العقیلی می انحامد و پاسدار رحیم صفوی نیز که با این دو رابطه ی نزدیکی دارد و همیشه وابسته به حاج محسن رضایی بوده است نیز، با افول نفوذ و کاهش قدرتش روبرو می شود.

در گام پسین، به سفارش مجتبا خامنه ای، "باجناق" احمدی نژاد، پاسدار "اسماعیل احمدی مقدم"  به مقام فرماندهی نیروی سرکوبگر انتظامی منصوب می شود. (منبع) و هم زمان احمدی نژاد نیز شخصن دستور انتصاب "طه طاهری" به سمت فرنشینی شرکت دخانیات ایران را به "محرابیان" وزیر صنایع وقت رژیم می دهد. این دسیسه های آشکار، همگی برای کاهش منابع مالی حاج محسن رضایی انجام می گیرند. در گام دیگر، بنا به سفارش دولت، شرکت دخانیات رسمن از شرکت بی ای تی می خواهد تا به همکاری خود با العقیلی پایان دهد که دارای شرکت بسیار بزرگ پخش سیگار در ایران می باشد. سند نامه ی شرکت دخانیات ایران را در زیر می بینید:

در همین هنگامه، نخستین جنگ نیابتی ایران و اسراییل در ۲۰۰۶ برابر با ۱۳۸۵ در لبنان آغاز می شود و به علت خسارات سنگینی که تروریست های حزب الله متوجه مردم و کشور لبنان کرده بودند، رژیم به خاطر آرام کردن مردم آنجا، همه ی خسارت ها را جبران می کند. می توانید گزارش فاکس نیوز در این رابطه را از اینجا بخوانید. این خیانت رژیم به ملت ایران و هزینه کردن از جیب ایرانیان هم برای صدور تروریسم و هم برای جبران خسارت های وارده، آنچنان اعراب حریص لبنانی را برانگیخت که برای گرفتن خسارت های هر چه بیشتر، اقدام به ویران کردن خانه های خود می کردند تا بتوانند پول و امکانات بیشتری از جمهوری اسلامی تلکه کنند.

و برای پرداخت سرسام آور این ملیاردها دلار خسارت به مردمی که عامل اصلیش، موشک پراکنی و صدور تروریسم ولایت فقیه از راه حزب الله لبنان بوده است، طه طاهری از سوی آیت الله خامنه ای دستور می گیرد تا هزینه های پخش سیگارهای تولیدی شرکت بی ای تی و فیلیپ موریس، افزون بر هزینه ی پخش سیگارهای تولید جی تی آر، سرفن به گروهک تروریستی حزب الله لبنان پرداخت شوند.

طه طاهری نیز به نوبه ی خود، دارای ارتباطی ویژه با فردی به نام "سید علی آقا حسینی" است که وی، هموند هیئت مدیره ی شرکت "انتظار ایرانیان" بوده، در حالی که همسر این فرد به نام "زهرا لاهوتی" هم زمان مدیر عامل شرکت می باشد و این شرکت از آغاز به جهت واردات انحصاری سیگار مارلبرو بنیاد گزاشته می شود.

دولت احمدی نژاد پس از آنکه انحصار قاچاق بی ای تی (BAT) را از العقیلی و به پشتوانه ی دیکتاتور رژیم می گیرد، این امتیاز را به این فرد یعنی سید علی آقا حسینی می دهند. سید علی آقا حسینی، از بستگان نزدیک طه طاهری است.

در این رابطه، پاسدار حسین اسلامی نائب فرنشین کمیسیون اصل ۹۰ مجلس رژیم، درباره ی یکی از هموندان خانواده ی طه طاهری که از نزدیکان "اسفندیار رحیم مشاعی" نیز هست در مجلس آخوندی سخن می گوید و بیان می کند که این افراد شرکتی به نام "انتظار ایرانیان" را بنیاد گزاشته اند و در تلاشند تا نمایندگی واردات سیگار فیلیپ موریس را به شکلی انحصاری در اختیار خود بگیرند. او این توضیحات را با این ادبیات در صحن مجلس قرقره می کند:

"شرکتی با مشخص کردن سهامی ۳۳%  بین آقایان "ح" و "م" که از نزدیکان رحیم مشاعی است و خانم "ل" ثبت گردیده و از شرکت فیلیپ موریس خواسته است، چون نزدیک به دولت ایران هستند، نمایندگی ورود سیگار را به آنها بدهد".

این تلاش این جناح بدین دلیل البته کامیاب می شود که مسئله ی سهیونیستی بودن شرکت فیلیپ موریس مطرح می شود و در همین حال از شرکت بی ای تی خواسته می شود تا سید علی آقا حسینی را به نمایندگی خود برگزیند. این شرکت نیز به این خواسته تن می دهد.

در سندی که در زیر افشا می شود، شرکت بی ای تی پارس به شرکت دخانیات به فرنشینی طه طاهری تایید می کند که همان گروه تجاری که به خود طه طاهری تعلق دارد را به عنوان نماینده ی خود برگزیده اند:


همین جستار در پژواک ایران

۱۳۹۶ آذر ۱۹, یکشنبه

مافیای سیگار در جمهوری اسلامی - ۱

محمد حسین قربانی هموند کمیسیون بهداشت مجلس رژیم در بهمن ماه ۹۵ از کاهش مالیات سیگار خبر داد و بدان اعتراض نمود. اعتراض وی البته، تنها جنبه ی تشریفاتی داشته و به عنوان سوپاپ اطمینان این سخنان را بر زبان رانده است. وی این کاهش مالیات در یارانه ی تعیین شده ی دولت را، فشار "مافیای سیگار" بر مجلس نشینانی ابراز کرده که رای به کاهش مالیات بر دخانیات داده اند. این در حالیست که وی از هیچ یک از این افراد نام نمی برد و روابط آنها با مافیای سیگار را توضیح نمی دهد.


جمهوری اسلامی البته از حیث تولید سیگار به خودکفایی رسیده است و این نشان افتخار را باید بر سر در گور بنیانگزارش آویزان کند !! چرا که مصرف سرانه ی سیگار در آذر ماه ۹۰ از ۵۰ ملیارد نخ، به ۱۰۰ ملیارد نخ رسیده، که ۸۰% آنها برند خارجی می باشند. با توجه به اینکه هم اکنون مالیات بر سیگارهای خارجی ۳۰% و مالیات بر سیگار داخلی ۱۰% است، پس اینگونه می توان نتیجه گیری کرد که مافیای سیگار رژیم، هدف مطلوبش کاهش مالیات برای آن ۸۰% سیگارهای وارداتی بوده است که هم هزینه ی وارد کنندگان را کاهش می دهد و هم کمر چرخ اقتصادی دخانیات داخلی که تنها پرداخت کننده ی ۱۰% مالیات است را می شکند. یک تیر با دو نشان !!

هنگامی که این منجی (محمد حسین قربانی) از لفظ "مافیا" استفاده می کند، بدین معنی نیست که چند سرمایه دار دم کلفت عادی این بازار چند صد ملیاردی در ایران را در قبضه ی خود گرفته اند، بلکه همه می دانند که واردات و صادرات در ایران، منحصر به قدرت مطلقه ی سپاه پاسداران است و این سازمان تروریستی است که بازار ایران را در مهار خود دارد. اینکه سازمان دخانیات در ایران هنوز ورشکسته نشده است نیز، به لتف پشتیبانی سپاه و به منظور بقا برای تولید مشترک سیگار با برندهای جهانی و عمدتن آمریکایی است و بس.

در حالی که سران رژیم هنوز دست از شعار پوچ "مرگ بر آمریکا" نکشیده اند، اما هم دلار در ایران گران و گران تر شده و هم مالیات بر سیگارهای آمریکایی کاهش یافته و این رژیم البته در حال مبارزه با آمریکاست !! هنگامی که آمریکا به طالبان و القاعده در افغانستان و صدام در عراق یورش می برد، سربازان به اصطلاح آزادی این کشور متجاوز، یک حاشیه ی مهم امنیتی هم در دستور کار خود دارند: "نابودی دشمنان" جمهوری اسلامی !! و این خدمات برای جمهوری اسلامی رایگان و برای ایرانیان با هزینه های هنگفت فشار و اختناق سیاسی و رکود و فروپاشی اقتصادی همراه بوده است.

سپاه پاسداران به عنوان تنها وارد کننده ی سیگار به کشور، روزانه ۲۰ ملیارد تومان از جیب سیگاری های ایرانی کسب درآمد می کند !!

افزایش مالیات بر سیگار نیز معضل بزرگی برای ملیون ها سیگاری ایجاد خواهد کرد و از این میان، مافیای سپاه تصمیم گرفته است تا قیمت را هر چه بیشتر پایین آورد تا از این راهکار، با افزایش فروش سیگار، هم پول بیشتری به دست بیاورد و هم مالیات کمتری پرداخت نماید. طبیعی است که هیچ کس قدرت جلوگیری این مافیای قدرتمند و منحصر به فرد را ندارد و در بدنه ی رژیم هم انگیزه ای برای رویارویی با این وضعیت وجود ندارد.

قطب مافیای سیگار و واردات قاچاق آن به ایران نیز، فرمانده ی پیشین سپاه است که در دولت نهم (احمدی نژاد)، در پی لغو امتیاز واردات برندهای دانهیل و کنت متعلق به وی، به قاچاق این دو برند اقدام کرد.


از خود بپرسید که مافیای سیگار این همه پول را برای چه می خواهد ؟
یکی از هزینه کردهای درآمد چند صد ملیارد دلاری مافیای سیگار سپاه پاسداران، خرج تامین مالی احزاب گوناگون درون رژیم می شود که این احزاب حکومتی نیز به نوبه ی خود و به هنگام اشغال صندلی های مجلس، رای به پایین آوردن مالیات سیگار می دهند !!

در واقع ریش و قیچی این ماجرا از آغاز تا پایان در دست سازمان تروریستی سپاه پاسداران است.

در اقیلم کردستان عراق که معدن سیگارهای قاچاق و بسیار ارزان قیمت است، سپاه بخش هایی از مرز ایران و عراق را در انحصار خود گرفته و قاچاق مشروبات الکلی، سیگار و بشقاب های دریافت امواج ماهواره ای را انجام می دهد. اگر دقت کرده باشید، برنامه ی کزایی یورش به بشقاب های ماهواره ی مردم و ضبط آنان نیز، در راستای همین "رویکرد فراگیر" سپاه پاسداران انجام می گیرد؛ یعنی چون خود انحصار واردات آنها را دارد، خود نیز در داخل یا مالیات ها را کاهش می دهد یا با قاچاق چند ده برابری نسبت به تولید داخل، عملن تولید دخانیات در ایران "غیر مقرون به صرفه" و اگر نه ورشکسته، آن را نیازمند و وابسته ی به خود می کند و یا بشقاب های ماهواره ای را از از مردم می رباید تا آنها دوباره مجبور به تهیه ی آن شوند !!

اینها همگی در ایران کنونی قانونی است و هتا کسانی که در این باره نیز نوشته اند، جرات بر زبان آوردن نام و جایگاه افراد این مافیا را نکرده اند !!

۱۳۹۶ مهر ۲۲, شنبه

مافیای محیط زیست: این یک افشاگری از سازمان محیط زیست رژیم است که پس از ۲۰ سال برای نخستین بار افشا می شود

در زمان ریاست جمهوری فرمایشی آغازگر جنبش به اصطلاح اصلاح طلبی در رژیم ولایت فقیه یعنی دوره ی دوم سید محمد خاتمی، ایران از سوی سازمان محیط زیست جهانی وابسته ملل متحد، به عنوان یکی از کشورهایی که بیشترین آلاینده ها را به جو می فرستد، در زیر ذره بین قرار گرفت.

بهرام سبحانی فرنشین منصوب رژیم در ذوب آهن اصفهان

اگر بخواهیم چکیده ای از اصول و وظایف سازمان محیط زیست جهانی را برشماریم، می توانیم به موارد زیر اشاره کنیم:

- تضمین‌ حفاظت‌ از طبیعت‌ به‌ ویژه‌ حفظ‌ تنوع‌ زیستی‌ گونه ‌ها به‌ عنوان‌ یک‌ بنیان‌ و منبع‌ اساسی‌ برای‌ آیندگان‌ .

ـ اطمینان‌ از این‌ که‌ در نقاطی‌ از جهان‌ که‌ منابع‌ طبیعی‌ زمین‌ مورد استفاده‌ قرار می ‌گیرند، این‌ گونه‌ بهره ‌برداری‌ به‌ صورت‌ خردمندانه‌، عادلانه‌ و به‌ صورت‌ پایدار انجام‌ گیرد.

-هدایت‌ جوامع‌ بشری‌ به‌ سمت‌ توسعه‌ و در مسیر کیفیت‌ زندگی‌ مطلوب‌ و در عین‌ حال‌ همسو با ظرفیت‌ قابل‌ تحمل‌ محیط‌.

در این راستا، سازمان محیط زیست رژیم به سرکردگی معصومه ابتکار، از سوی این نهاد جهانی ملل متحد به عنوان یک نهاد رسمی جمهوری اسلامی برای حفظ محیط زیسـت مورد اعلان قرار گرفت و مبلغ ۲۵۰ ملیون دلار از سوی “صندوق جهانی محیط زیست” (GEF) به حساب دولتی رژیم در ملل متحد واریز شد. این مبلغ در زمانی از سوی ملل متحد به جیب گشاد حکومت آخوندی فرستاده می شد که رژیم خونریز ولایت فقیه در دستور کار اجرایی تحریم های اقتصادی آمریکا و اروپا قرار داشت.

یکی از عمده ترین مشکلات محیط زیست ایران، همانا مربوط به مصرف بی رویه ی آب از سوی شهروندان “نیست”، بلکه %۹۳ آب آشامیدنی کشور از سوی “صنایع فرسوده ی پتروشیمی” و “صنعت مستهلک کشاورزی” مصرف می شود و حجم انبوه تبلیغات دولتی و رسانه ای جهت تشویق مردم برای مصرف کمتر آب، به منظور افزایش بهای آب مصرفی است و بس و هیچ علت دیگری ندارد؛ و این توطئه ای است که هیچ کس درباره ی آن سخن نمی گوید.

در این راستا، از دیگر صنایع پرمصرف آب در ایران، صنایع ذوب آهن است. ذوب آهن اصفهان به تنهایی با بلعیدن ۳۷% آب این استان، یکی از پرمصرف ترین صنایع کشور از لحاظ آب است که در گزارش سازمان محیط زیست جهانی به این صنعت و نیز صنایع کشاورزی و پتروشیمی، توجه خاص شده است.

تصویری از فضای سبز درخت کاری شده که تنها سبز رنگ است و اهداف پروژه ی درخت کاری یعنی کاهش آلودگی و پالایش هوا را انجام نمی دهد

جالب است بدانیم که یکی دیگر از ایرادهای وارده به سازمان محیط زیست رژیم، کمبود درخت و فضای سبز و برش بی رویه ی درختان است؛ و فریبی که شرکت ذوب آهن اصفهان به واسطه ی مهره ی فراماسونری جای داده شده در سازمان محیط زیست رژیم یعنی معصومه ی ابتکار - موسوم به “خواهر مریم” به عنوان سخنگوی تروریست های پیروی خط عمام در گروگانگیری هموندان رایزنی ایالات متحده در تهران -، این بود که کاشت درختان در محوطه های صنعتی افزایش چشمگیر داشته باشد.

در این راستا، قرار بر این شد که محوطه ی ذوب آهن اصفهان به مساحت ۱۶.۵۰۰ هکتار که در واقع بزرگ ترین مساحت فضای سبز محیط زیست ایران را دربرمی گیرد، به شوند “تولید اکسیژن و کاهش آلودگی دی اکسید کربن”، درخت کاری شود.

نکته اینجاست که تصمیم به آغاز این پروژه در حالی در زمان تصدی گری “بهرام سبحانی” فرنشین ذوب آهن اصفهان آغاز شده است که مبلغ بسیار هنگفت ۲۵۰ ملیون دلاری با نرخ دولتی یک دلار برابر با ۸۰۰ تومان، صرف آن گشت. ایران در آن زمان با تورم غیر رسمی و غیر دولتی و البته واقعی ۳۴% دست و پنجه نرم می کرد. اما درختانی که قرار بود اکسیژن تولید کنند کاشته نشدند، چون از ارزان ترین نوع درخت به نام “صنوبر سوزنی” استفاده شد تا سرفن فضایی سبز را نشان دهند و هیچ گونه بهره وری ایی به جهت علت تامین مالیش نداشته باشد. مانده ی بسیار زیاد این پول را سران رژیم دزدیدند.

حمید ظهرابی مدیر کل محیط زیست رژیم در استان اصفهان، به تاریخ دی ماه ۹۳ سربسته به این موضوع اشاره اما جزییات را بیان نکرد:

“با توجه به عدم تحقق وعده ‌های زیست محیطی شرکت ذوب آهن اصفهان درباره ی کاهش و کنترل آلایندگی خود، پرونده در این زمینه در مراجع قضایی استان تشکیل شده و به زودی حکم نهایی در این خصوص صادر می ‌شود”.

این در حالیست که کاشت “درختان غیر بومی” همچون درخت “کاج”، یک توطئه ی استعماری به جهت آسیب محیط زیستی به ایران بود که هتا باعث ایجاد بیماری “حساسیت و آسم” هم می شوند؛ درخت صنوبر برگ سوزنی نه تنها سودی به حال محیط زیست ندارد، بلکه در عین اینکه ارزان ترین درخت موجود به جهت کاشت است، دارای کاستی ها و بدی هایی نیز هست. از این دست اشکالاتی که این درختان ایجاد می کنند، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

صنوبر برگ سوزنی

- منبع تولید آلرژی ‌های به ‌شدت حساسیت ‌زا است و ایجاد بیماری آسم و حساسیت می کند.

- تولید اکسیژن از سوی برگ های سوزنی درخت کاج بسیار اندک است.

- تولید رطوبت و ایجاد خنکی در هوای اطراف بسیار اندک است.

- به علت وجود برگ های سوزنی و سطح تماس کم با هوای محیط، قدرت تصفیه ی هوای بسیار اندک است.

- درخت کاج، خاک اطراف خود را اسیدی می کند و در واقع خاک پیرامون خود را ویران می کند.

- برخی پژوهشگران معتقدند که درخت کاج نوعی اکسید نیتروژن وارد فضا می کند که در فضای شهرها موجب آلودگی بیشتر هوا می شود و به شش ها نیز آسیب می رساند.

- این درخت به ‌علت سطح برگ کم، قد کوتاه و چتر کم، دارای سایه ی مناسبی نیست.

- لاشه های برگ سوزنی این درخت تولید مواد شیمیایی در زیر درخت می کند که برای موجودات زنده زیانبار است.

- به علت سمی بودن برگ های سوزنی درخت کاج، پرنده ها روی این درخت لانه نمی ‌سازند.

- چوب آن دیر رشد می کند.

- چوب آن در مصرف صنعتی و صنایع دستی کاربرد کمی دارد و مناسب نیست.

این جستار نوری بود هر چند کوچک بر صنعت دروغ و دزدی در حاکمیت الله و پیروان خونخواره اش و مشتی بود از یک خروار. مردمی که بی تفاوت نیستند حق دارند بدانند که این ستم در حق نسل مردم، ثروت ملی و آب و خاک ایران چگونه و از کجا آغاز شد، چه کسانی برنامه ریزش بوده اند و چه کسانی آن را اجرایی کرده اند. مردمی که به دنبال حقوق خود هستند، حق دارند این حقوق بشری از دست رفته و پایمال شده ی شان استیفا شود.

همین مقاله در کیهان سوئد

۱۳۹۵ دی ۱۵, چهارشنبه

فراورده ای پتروشیمیایی که به احتمال بسیار دارید آن را می خورید

رشته فرنگی ها (Noodles) (خوراک های دیگر در زیر سیاهه نویسی شده اند) شامل ماده ای به نام سه بوتیل هایدروکویینان (: Tertiary-butyl hydroquinone: TBHQ) هستند که فراورده ی جانبی صنعت پتروشیمی و افزودنی ایی خوراکی است که به عنوان نگاهدارنده در خوراک های با فراوری ارزان مورد بهره برداری قرار می گیرد. یکی از این مواد شیمیایی است که نه گوارش پذیر است و نه به هیچ روی سودی برای تن انسان دارد. یک متخصص دستگاه گوارش آزمایشی را به همراه دوربین درون معده انجام داد که هم رشته فرنگی تازه و هم نگاه داری شده با مواد نگاه دارند را با یکدیگر سنجید. پس از دو ساعت از گوارش، نتیجه های آن بهت آور بود.


نخستین آزمایش از این دست از سوی پزشک بریدن کو (Braden Kuo) از بیمارستان همگانی ماساچوستس به دنبال پی بردن به آن چیزی بود که دقیقن بر سر خوراک در معده و حد و اندازه ی گوارش آن پس از مصرف رشته فرنگی درمی آید. با سپاس از "قرص های هوشمند" که دوربینی به اندازه ی یک کپسول مولتی ویتامین است، پزشک کو این آزمایش را انجام می دهد و نشان می دهد هنگامی که وی یک بسته از این خوراک را نسبت به نوع تازه ی آن می خورد، در دستگاه گوارش فرد چه رویدادی رخ می دهد. وی  با کمک این دوربین،۳۲ ساعت فیلم تهیه کرد.

پزشک کو در آغاز این ویدیو می گوید آنچه که داریم در اینجا می بینیم، درون معده ای است که به جلو و پس منقبض می شود و تلاش می کند تا رشته فرنگی را بکوبد و خرد نماید. جهت سنجش، داوطلبان این مطالعه نخست رشته ی تازه و در روز دیگر رشته فرنگی را مصرف کردند. این ویدیو در ۲۰ دقیقه و در ۲ ساعت، تفاوت قابل توجهی را نشان می دهد. وی همچنین می گوید برجسته ترین مورد درباره ی این آزمایش آنست که به یک فاصله ی زمانی نگاه می کنید که در یکی یک یا دو ساعت فیلم برداری شده است و نشان می دهد که رشته فرنگی فراوری شده کمتر شکسته و خرد می شود تا رشته فرنگی معمولی.

این کار بر درکشیدن (جذب) مواد غذایی اثر می گزارد و از دید نظری به مواد نگاهدارنده اجازه می دهد تا پیش از انتقال به روده ها و در نهایت دفع از آنجا، دوره ی زمانی درازتری را در فضای معده منتظر بمانند.

TBHQ چیست ؟
در خوراک های فراوری شده، این ماده بر روی خوراک یا بسته بندی آن افشانه می شود تا از دگرش مزه، بو و رنگ آن جلوگیری کند. فراورده های دیگری همچون مواد آرایشی، عطرها، لاک الکل ها و لاک های جلا دارای TBHQ هستند تا پایداریشان را نگاه دارد.

شاید مقادیر اندکی از TBHQ شما را نکشد (هر چند مرگ در مصرف اندک آن نیز رخ داده است) یا هتا شما را فورن بیمار نکند، اما می تواند اثری دراز مدت بر روی تندرستی انسان بگزارد، همچون ضعیف کردن اندام های بدن و مشارکت در آغاز سرطان ها و ایجاد تومورها.

سازمان خوراک و داروی آمریکا (FDA) می گوید که TBHQ نباید بیش از ۰.۰۲%  درونمایه ی چربی و روغنش باشد. مرگ در اثر مصرف مقدار اندک ۵ گرم روی داده است. این اندازه در سنجش با مقادیری که در خوراک ها یافت شده است، به شکلی قابل توجه میزان دوز بالایی است، اما به خوبی میزان زهرآگینی این ماده ی نگاهدارنده را به ما نشان می دهد.

در دوزهای بالاتر، دارای آثار منفی دیگری بر روی تندرستی جانداران آزمایشگاهی دارد، عوارضی همچون تولید پیش سازهای تومورهای معدوی و آسیب به فامتن (DNA). شماری از مطالعات نشان داده اند که در معرض قرار گیری دراز مدت در دوزهای بالاتر TBHQ ممکن است سرطان زا باشند، به ویژه برای تومورهای معده ای.

مصرف یک گرم (یک سی اُم یک اونس) شوند ایجاد تهوع، استفراغ، شوک آنافیلاکسی، اسهال، هزیان، احساس خفگی، زنگ زدن گوش و غش کردن شده است. برخی افراد گزارش داده اند که دچار دلهره و دلواپسی، ترس های شبانگاهی و آسم نیز شده اند. دیگران عنوان کرده اند که دچار تورم غدد لنفاوری و جوش های پوستی گشته اند.

TBHQ را می توان در ناگت های مرغ شرکت مکدانلدز در سرتاسر ایالات متحده یافت، البته ناگت های اروپایی این شرکت شامل مواد نگاهدارنده ی زهرآگین نیستند. آنچه که جالب توجه است اینست که هم اداره ی ایمنی مواد خوراکی اروپا (EFSA) و هم FDA، ماده ی پتروشیمیایی TBHQ را مورد بررسی قرار داده اند و معین کرده اند که غلظتی که در مواد خوراکی اجازه داده شده است، مصرف آن امن می باشد. EFSA ماده ی TBHQ را غیر سرطان زا تلقی می کند، پس اگر اینگونه است چرا اجازه نمی دهند در ناگت های مرغ در اروپا استفاده شوند ؟

دیگر مواد خوراکی که شامل TBHQ هستند، به قرار زیرند:
- ناگت های مرغ مکدانلدز و چیپس ها
- کلوچه های برند CHEEZ-IT ساخته ی شرکت Kelloggs
- شکلات Butterfinger و فنجان های کره ی بادام زمینی Resee
- Nestle Crunch
- ذرت مایکروویو
- افشانه ی آشپزی Pam
- کلوچه های Keebler Club
- وافل های یخ زده ی Kellogs eggo و فراورده های بسیار دیگری از شرکت Kellog
و ... (برای دیدن موارد بیشتر روی منبع فشار دهید).

خوراک های فراوری شده ی بسیار بیشتری وجود دارند که نامی از آنها برده نشد اما شامل TBHQ هستند. نتیجه ای که اکنون به سرعت دارد برای خیلی ها به دسته می آید اینست که همه ی مواد فراوری شده در کل، مشکلاتی به مراتب بیشتر از آن دارند که بتوانیم آنها را امن و بی خطر تلقی کنیم. سازمان های تنظیمی ما مسئول رسیدگی به مشکلات نیستند و به جای برداشتن این زهرها از تدارک خوراکیمان، اینگونه ادعا می کنند که سطوح امنی برای آنها وجود دارند. از کی سطوح امن هر گونه سمی که وارد تن انسان می شود، مجاز شده است ؟!


نویسنده: ناتاشا لانگ (وی دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته ی تغذیه و مشاور مدرکدار مواد غذایی و زیبایی اندام است. او در استرالیا، کانادا، اسپانیا، ایرلند، انگل ستان و آلمان، پیرامون سیاست های تندرستی همگانی و تهیه ی سلامت مشاوره داده است)

ترجمه: داریوش افشار

منبع

۱۳۹۵ دی ۴, شنبه

۱۳ آزمایش اهریمنی دولت ایالات متحده بر روی انسان ها

دولت ایالات متحده به شوند انجام شمار فراوانی آزمایش های غیر انسانی، دهشتناک، شرم آور و دیوانه وار بر روی انسان ها بدون خرسندی و معمولن بدون آگاهیشان، مرتکب جنایت علیه بشریت شده است. اینها مجموعه ای از ۱۳ شرورترین کارهای وحشت آور و خزنده ی این کشور است که تاکنون بر روی انسان ها آزموده شده است.دیوانگان تئوری توتئه به خاطر اشاره هایی که بدین موارد کرده اند، شناخته شده هستند اما، یک بار که پیرامون آزمایش ددمنشانه ی این رژیم بخوانید، شما نیز بدان باور خواهید کرد.

آیا دولت ایالات متحده واقعن شهروندان خودش را با آبله فرنگی (Syphilis) آلوده کرد و بدانها نگفت ؟ البته که کرد. آیا سازمان های دولتی سلاح هایی اتمی را آزمایش می کنند که شوند ایجاد باران پرتوزا (Radio Active) روی آبخست های (جزیره های) بسیاری در اقیانوس آرام شده است ؟ اوه بله. و آیا مقام های مسئول ایالات متحده از بازرسی پیرامون پزشکان فاسدی چشم پوشی کرده است که به روشنی داشتند افراد در پژوهش شدن را شکنجه می کردند ؟ سیاهه ی زیر را بخوانید تا به واقعیت امر این موضوعات پی ببرید.



۱. مهار ذهنی، آزار کودکان، پروژه ی مک آلترا (MKULTRA) و زیر پروژه ی ۶۸

این مورد یک کابوس است. پزشکی به نام دانلد ایون کمرون (Donald Ewen Cameron) از سوی سیا مسئول پروژه ی مک آلترا برای زیرپروژه ی ۶۸ بود که همچنین به عنوان آزمایش هایی مطرح بود که به عنوان مواد روان گردان نیز شناخته می شود. هدف نهایی این پروژه بررسی روش هایی بود که بر روی ذهن اثر گزاشته و آن را مهار می کنند تا داده ها را از ذهنی که مقاومت به خرج می دهد بیرون بکشند.


برای انجام این کار، این پزشک بیماران را در بیمارستان خود به نام بنیاد یادواره ی الن (Allen Memorial Institute) در مونترآل می پذیرفت (که بیشتر برای مواردی همچون افسردگی دو قطبی و اختلالات نگرانی و دلواپسی است) و بر روی آنها "روند درمان" را آغاز می کرد. درمانی که آنها دریافت می کردند، زندگی دگرنده و ترسناک بود.

در میان سال های ۱۹۵۷ تا ۱۹۶۴، به کمرون پول پرداخت شده بود تا شوک درمانی را برای ۳۰ تا ۴۰ بار با توان عادی مدیریت کند. او در پایان بیماران را برای ماه ها در اغمایی ناشی از مواد تزریقی قرار می داد و برای آنها نوارهایی از اظهارات ساده یا سر و صداهای خشدار تکراری را بارها و بارها پخش می کرد. قربانیان فراموش می کردند چگونه سخن بگویند، پدر و مادر خود را فراموش می کردند و از بی خوابی های جدی رنج می بردند. همه ی این موارد بر روی شهروندان کانادایی انجام گرفت، زیرا سیا مایل به خطر کردن انجام چنین آزمایش هایی در آمریکا نبود.

به منظور تضمین پولی پروژه، کمرون در طرحی کلی این آزمایش ها را بر روی کودکانی که پذیرش شده بودند انجام داد و در یک موقعیت از کودکی فیلم برداری کرده بود که در حال انجام رابطه ی جنسی با مقام های بلند پایه ی دولتی بود. او و دیگر افسران مک آلترا با تهدید مقام های رسمی، پشتیبانی و تامین پولی پروژه ی شان را تضمین کردند.


۲. گاز خردل در اتاق های غیر اختیاری بر روی سربازان آزمایش شد

یک آزمایش سلاح زیستی در دهه ی ۱۹۴۰ شدت گرفت. مقام های رسمی آغاز به انجام آزمایش واکنش و پس زدنش بر روی خود ارتش کزدند. به منظور مهک میزان کارایی چندین سلاح زیستی، دانسته شده است که مقام های رسمی گاز خردل و برخی دیگر از سلاح ها همچون مواد سوزاننده ی پوست و ویرانگر شش همچون لوییزیت (Lewisite) را بر روی سربازان قربانی افشانه کرده اند، بدون اینکه آنها از این موارد آگاه بوده باشند یا خرسندی خود را اعلام کرده باشند. این موارد در صورت تماس با پوست، شوند ایجاد درد شدید، خارش و تورمی می شد که یادآور مواد سوزاننده ی شیمیایی است.


آنها همچنین کارایی ماسک های گاز و رخت های محافظ را اینگونه مورد آزمایش قرار دادند که سربازان را در اتاق گاز زندانی می کردند و آنها را در معرض گاز خردل و لوییزیت قرار می دادند و با این کار اتاق های گاز آلمان نازی را به ریشخند می گرفتند.

همچنین شایع شده بود که به همراه سربازان، بیمارانی در بیمارستان های ویکتوریا و آلبرت (.VA Hosp) برای آزمایش های پزشکی درگیر مواد شیمیایی سلاح های زیستی، به عنوان خوک های گینه ای مورد بهره برداری منفی قرار گرفته اند، اما پیدا گشت که همه ی این آزمایش ها "مشاهده ی ملاحظاتی" هستند تا شک و بدبینی ها را از خود دور کند.


۳. ایالات متحده به هیولایی مصونیت می بخشد که جراحی های غیر داوطلبانه را انجام می دهد

دکتر شیرو ایشی ایی (Shiro Ishii) به عنوان فرنشین یگان بدنام ۷۳۱ ژاپن (یگان توسعه و پژوهش سلاح های جنگی مخفی شیمیایی و زیستی ارتش شاهنشاهی ژاپن در خلال جنگ دوم جهانی)، در خلال جنگ دوم ژاپن و چین و جنگ جهانی دوم، آزمایش های خشونت باری را بر روی ده ها هزار تن انسان انجام داد.


ایشی ایی مسئول آزمودن فنون کالبد شکافی بر روی موجودات زنده بدون هیچ گونه مواد بی هوش کننده بر زندانیان بود. کالبد شکافی موجودات زنده (Vivesection) انجام جراحی آزمایشی بر روی جانداران زنده است (به همراه دستگاه عصبی مرکزی) و به قصد علمی آنچه درون تن است را مورد آزمایش قرار می داد. از این رو اساسن او جراحی های غیر ضروری را به زندانیان تحمیل می کرد و تن آنها را می شکافت و آنها را زنده نگاه می داشت و هیچ گونه مواد بی هوشی به کار نمی برد.

در خلال این آزمایش ها، او زنان باردار را مجبور می کرد تا بچه هایشان را سقط کنند. او همچنین زندانیانش را در معرض دگرش در شرایط و موقعیت های جسمی روانی (Physiologic) از جمله سکته ی مغزی، سکته ی قلبی، یخ زدگی بافت در اثر سرما و اوپاگرمایی (Hypothermia) قرار می داد؛ ایشی ایی این افراد را به عنوان "کارنامه" تلقی می کرد.

با شکست هتمی ژاپن در ۱۹۴۵، این کشور یکپارچگی مجتمع ۷۳۱ را به هم زد و ایشی ایی دستور داد تا همه ی "گزارش های" باقی مانده را از بین ببرند. چندان زمانی نه خیلی زود، ایشی ایی دستگیر شد. سپس ژنرال ارجمند داگلاس مک آرتور (Douglas McArthur) بنا به گفته ای با ایشی ایی معامله ای کرد که اگر ایالات متحده به ایشی ایی نسبت به جنایت هایش مصونیت دهد، او باید همه ی داده های اصلی جنگی که بر بنیان آزمایش های انسانی را به آنها تحویل دهد. از اینرو، ایشی ایی با جنایت های مرتکب شده اش رها شد، زیرا ایالات متحده به نتیجه های پژوهش هایش آویژه (علاقه) نشان داده بود.

در حالی که دولت آمریکا مستقیمن مسدول این کارها نبود، اما قطعن نشان داد که این رویه چیزی بیشتر از تمایل برای چشم پوشی نسبت به شکنجه ی انسانی به منظور پیشبرد سلاح های زیستی است که می تواند به مراتب انسان های بیشتری را به کام مرگ بکشاند.


۴. افشاندن مواد شیمیایی مرگبار بر شهرهای آمریکا

ایالات متحده یک بار دیگر نشان داد که همیشه مایل است تا بدترین راه حل ها را در وهله ی نخست به کار برد، یعنی استفاده از زور ارتش. حکومت مرکزی آمریکا دسته ای از همانند سازی های جنگی سلاح های زیستی را بر شهرهای آمریکا انجام داد تا ببیند که آثار این مواد چگونه در یک یورش شیمیایی واقعی نقش بازی خواهند کرد. آنها یورش های هوایی / دریایی زیر را سازماندهی کردند:


- سیا با استفاده از قایق هایی ویروس سیاه سرفه را در خور تامپا (Tampa Bay) تخلیه کرد و نیز شوند ایجاد همه گیری سیاه سرفه شد که در نتیجه ی آن ۱۲ تن جان باختند.

- نیروی دریایی مواد میکروبی بیماری زا را در سان فرانسیسکو پراکند که در پی آن، شهروندان بسیاری سینه پهلو گرفتند.

- ارتش ملیون ها پشه را در ساوانا در ایالت جورجیا (GA) و بوستان آوون در ایالت فلوریدا پراکند، به امید آنکه تب زرد و تب دنگو را منتشر سازند. این انبوه میکروبی مردم را در تقلای نجات از این تب ها انداخت، افزون بر اینکه دچار حصبه، مشکلات تنفسی و بدتر از همه نازایی کودکان نیز شدند.

- هتا بدتر از همه این بود که پس از انبوه میکروبی، ارتش در نقش کارکنان تندرستی همگانی ظاهر شد. تمایل پنهانشان در همه ی این مدت که داشتند به قربانیان امداد رسانی می کردند این بود تا آثار دراز مدت همه ی بیماری هایی که مردم از آنها رنج می بردند را مطالعه کرده و جدول نویسی کنند.


۵. ایالات متحده مردم گواتمالا را با عفونت های پراکنده شده ی مسری جنسی (STDS) آلوده می کند

در دهه ی ۱۹۴۰، ایالات متحده تصمیم گرفت تا با پنی سیلین به عنوان درمان قطعی آبله فرنگی، کارایی آن را بر روی شهروندان گواتمالایی بیازماید. برای انجام این کار، آنها از روسپیان آلوده بهره بردند و بدانها اجازه دادند تا در میان زندانیان، بیماران پناهجو و سربازان از همه جا بی خبر هرزگی کنند. هنگامی که پراکنش بیماری از راه روسپیان آنگونه که امید بسته بودند درست کار نکرد، آنها روش مایه کوبی را برگزیدند.


پژوهشگران باکتری آبله فرنگی را به آلت جنسی، چهره و بازوان مردان منتقل کردند. در برخی از موارد، آنها هتا مردان را از راه سوراخ نخاعی نیز مایه کوبی کردند. پس از آنکه همه ی عفونت ها منتقل شدند، پژوهشگران سپس به بیشتر افراد درمان رسانی کردند، هر چند شمار بسیاری به اندازه ی ۱/۳ آنان را بدون درمان رها کردند، چرا که این تمایل مطالعه در وهله ی نخست بود.

در ۱ اُم اکتبر ۲۰۱۰، هیلاری کلینتون به خاطر این رویدادها پوزش خواهی کرد و پژوهش تازه ای ادامه یافت تا ببینند که آیا هیچ آلوده شده ی دیگر مبتلا به آبله فرنگی هنوز زنده است یا نه. از آنجا که افراد بسیاری هرگز پنی سیلین دریافت نکردند، ممکن و محتمل است که کسی آن را به نسل های پسین منتقل کرده باشد.


۶. آزمایش های پنهان انسانی به منظور آزمودن آثار بمب اتمی

دانشمندان ایالات متحده در حالی که در تلاش برای تهیه و مهار قدرت بمب اتمی آزمایش می کردند، به شکلی مخفیانه نیز آثار بمب بر روی انسان ها را نیز می آزمودند. در خلال پروژه ی منهتن که به ساخت بمب اتمی منجر شد و هیروشیما و ناگازاکی را ویران کرد، دانشمندان آمریکایی با تزریق پلوتونیوم به ۱۸ بیمار از همه جا بی خبر و ناخرسند، متوسل به آزمایش پنهانی بر روی انسان ها شدند.


این رویه شامل تزریق ریزذره های پلوتونیوم به سربازان برای پروژه ی زنجیره نوک برآمدگی بلوت (Oak Ridge) به همراه تزریق پسینی سه بیمار در بیمارستان واشنگتن شد. تصور کنید شما بیماری پذیرش شده هستید و بی کمک روی تخت بیمارستان افتاده اید و هنگامی که می پندارید هیچ مشکلی وجود ندارد، دولت سر و کله اش پیدا می شود و پلوتونیوم جنگی را در خونتان وارد می کند. از میان ۱۸ بیمار که در آن هنگام تنها از روی نام رمزها و شماره هایشان شناخته می شدند، تنها ۵ تن بیش از ۲۰ سال دیگر پس از تزریق پلوتونیوم زنده ماندند.

پژوهشگران به همراه پلوتونیوم یک سرگرمی دیگر به نام اورانیوم هم بدان افزوده بودند. در بیمارستانی در ماساچوستس میان سال های ۱۹۴۶ تا ۱۹۴۷، پزشک ویلیام سوییت (William Sweet) به ۱۱ بیمار اورانیوم تزریق کرد. پشتیبانی پولی وی از سوی پروژه ی منهتن تامین می شد. و در عوض اورانیومی که او از دولت دریافت می کرد، بافت های مرده ی در معرض اورانیوم قرار گرفته ی تن مردمی که برای تجزیه تحلیل علمی برداشته بود را نگاه می داشت.


۷. تزریق عامل نارنجی به زندانیان


 هشدار 
ویدیوی زیر می تواند آزار دهنده باشد، اما واقعیتی است از آنچه آمریکایی ها به عنوان سلاح زیستی در خلال ویتنام استفاده کردند و آنچه که ما آمریکایی ها برای مقاصد علمی، داوطلبانه به افراد انسانی تزریق کردیم... آن هم با کمک شرکت بسیار معروف آمریکایی.


هنگامی که دکتر آلبرت کلیگمن (Albert Kligman) پشتیبانی پولی را از سوی تولید کننده ی عامل نارنجی یعنی شرکت شیمیایی داو (Dow) از ارتش آمریکا و شرکت جانسون و جانسون (Johnson & Johnson) دریافت کرد، وی در آنچه از زندانیان به عنوان "پژوهش بر روی پوست" تلقی می شد، از زندانیان بهره برداری کرد. سیمای (جنبه ی) ارتباط پژوهشی آن نسبت به پوست، مهک زدن فراورده ای به نام عامل نارنجی و تاثیرهایش بر روی پوست بود. برای آثار عامل نارنجی که در خلال جنگ بر روی ویتنامی ها عارض شده بود، خواهشمندم روی این پیوند فشار دهید. (هشدار: فرتورهای موجود در این مقاله ممکن است به شدت آزار دهنده باشند، چرا که شامل دگردیسی شکل انسان از جمله نوزادان می شود)

نیازی نیست که درباره ی تزریق یا در معرض گزاری دای اکسیدین (Dioxidin) گفته شود که فرای چیزی هیولایی است که کسی داوطلبانه آن را نسبت به کس دیگری انجام دهد، اما کلیگمن دای اکسیدین (یک ترکیب اصلی عامل نارنجی) را به زندانیان تزریق کرد تا آثارش را مطالعه کند. آنچه که روی داد این بود که فوران کلوراکنی (یک گونه بیماری پوستی از آکنه های شدید که در اثر تماس با مواد شیمیایی کلردار روی می دهد. -مترجم - Chloracne) در زندانیان توسعه یافت که بر روی چانه ها، پشت گوش ها، زیر بغل ها و کشاله ی ران ها، بله کشاله ی ران ها گسترش می یابد (همه ی این مواد از دبیرستان با جوش های سرسیاه و کسیت ها و جوش های چرک دار ترکیب شده بود که به مانند تصویری است که در سمت چپ نمایش داده شده است).

شایع شده بود که کلیگمن ۴۶۸ برابر آن میزانی که به او اجازه داده شده بود، تزریق کرده است. مدارک مستند تاثیرات آن با زرنگی پخش نشده است.

هنگامی که کلیگمن به آزمایش مواد شیمیایی (آنجور که آنها آن را می خوانند) به منظور "یادگیری اینکه پوست چگونه از خودش در برابر یورش کلری از مواد شیمیایی سمی پدافند می کند، یعنی همان به اصطلاح فرایند سفت شدن"، ادامه داد و فراورده های بسیاری را مورد آزمایش قرار داد که تاثیراتشان در آن هنگام نادانسته بودند، ارتش در آن همکاری داشت و بر آن نظارت می کرد، اما با این تمایل که آن را بفهمد و کشف کند.

در خلال این پیشرفت ها، گزارش شد که کلیگمن گفته است "همه ی آنچه که من پیش از خودم دیدم همگی جریب جریب از پوست بود... مانند کشاورزی بودم که زمینی بارور را برای نخستین بار می دیدم". با استفاده از این قیاس، آسان است که دیده شود او چگونه می توانست یک راست افراد انسانی را بدون یک ذره همدردی شخم بزند.


۸. عملیات گیره ی کاغذ

در پی جنگ جهانی دوم، دولت ایالات متحده پنهانی عملیات گیره ی کاغذ را بنیان نهاد که برنامه ای بود از دفتر خدمات راهبردی (OSS) که در آن ۱۵۰۰ دانشمند آلمانی، شگردگر (Technician) و مهندسان از آلمان نازی و دیگر کشورهای بیگانه جهت استخدام به ایالات متحده ی آمریکا آورده شدند.


آنها تا حدودی این کار را برای دور نگاهداری تخصص و دانش علمی آلمانی از دست اتحادیه ی شوروی و پادشاهی متحده انجام دادند و برای این نیز بود تا آلمان پساجنگ را از توسعه ی قابلیت های پژوهشی نظامیش دور نگاه دارند. دولت ایالات متحده دانشمندان در ارتباط با نازی را "پاک کاری کرد" و هر گونه سند یا گزارشی که آنان را با حزب نازی مرتبط می کرد، نابود ساخت.

این عملیات تخیله سازی، ۱۸۰۰ شگردگر و دانشمند را به همراه ۳۷۰۰ هموند خانواده ی شان را به تور ایالات متحده انداخت. هر کسی که مهارت یا دانش ویژه ای داشت بازداشت شد و به مراکز بازجویی برده شد تا نگهداری شود و مورد بازجویی قرار گیرد و این کار گاهی برای ماه ها به درازا می کشید. برخی از آنها سپس به دهکده هایی بدون امکانات پژوهشی یا کاری برده شدند و مجبور گشتند تا هفته ای دو بار به ستاد شهربانی گزارش دهند تا با این کار از ترک آنان جلوگیری شود. رهنمودی از ستاد مشترک ارتش اظهار کرد که دانشمندان باید تنها "پس از آنکه بنگاه های آویژه مند از این خرسند بودند که همه ی داده های امنیتی و اطلاعاتی مورد تمایل از آنان به دست آمده است"، آزاد شوند.

۹. آلوده کردن پورتو ریکو با سرطان

در ۱۹۳۱، دکتر کورنلیوس رودز (Cornelius Rhods) از سوی بنیاد راکفلر کفالت مالی شد تا آزمایش هایی را در پورتو ریکو انجام دهد. او شهروندان پورتو ریکو را احتمالن به منظور مطالعه ی اثرهایش با یاخته های سرطانی آلوده کرد. سیزده تن از مردم مردند. آنچه که بیش از همه برجسته و زننده است، اینست که پایه ی اتهاماتی که بنا به گفته ای نوشته ی اوست، بدین شرح است:
"پورتو ریکویی ها (Sic) پلشت ترین، تنبل ترین، دزدترین و فاسد ترین نژاد انسانی هستند که تاکنون روی زمین زیسته است... من همه ی تلاشم را کرده ام تا فرایندی از آزمایش ها را با کشتن هشت تن از آنان به پیش ببرم و سرطان را به چندین تن دیگر فرابکارم (فراکاشتن = Transplanting)... همه ی پزشکان از آزار و شکنجه ی افراد بدبخت لذت می برند".

فردی که به دید می رسد در کشتار پورتو ریکو از راه یک یورش سرطانی به انحراف کشیده شده است، به دید نمی رسد که نامزد مناسبی برای ایالات متحده باشد تا مسئول پروژه های سلاح های شیمیایی شود و در هیئت انرژی اتمی ایالات متحده جایگاهی پیدا کند، درست است ؟!

اما این دقیقن همان چیزی است که روی می دهد. او همچنین تبدیل به معاون فرنشین انجمن سرطان آمریکا می شود. هر سند بهت آوری که در خلال دوره ی جنگ شیمیایی او روی داده است، احتمالن باید تاکنون نابود شده باشد.


۱۰. پنتاگون با مواد پرتوزای قوی بیماران سرطانی سیاه پوست را تیمار می کند

در دهه ی ۱۹۶۰، وزارت دفاع دسته ای از آزمایش های پرتوافکنی را بر روی بیماران سرطانی سیاه پوست و ناخرسند از این کار انجام داد. بدانها گفته شده بود که در حال دریافت درمان هستند، اما به آنها گفته نشده بود که گونه ای درمان از جنس "پنتاگون" است: یعنی اینکه مطالعه ی آثار پرتودهی سطح بالا بر روی تن انسان. برای پرهیز از طرح خواسته در دادگاه، برگه هایی امضا شده از آنها به دست آوردند و بدین ترتیب، بیماران هیچ راهی نداشتند تا از دولت شکایت کنند.

در موردی همانند، پزشک اویگن سانگر (Eugene Saenger) از بنگاه پشتیبانی پدافند اتمی (نام قشنگی است !!) پشتیبانی پولی دریافت کرد و همان فرایند را بر روی همان گونه از بیماران انجام داد. آمریکایی های آفریقایی تبار همان میزان پرتو یعنی ۷۵۰۰ پرتو ایکس در سینه ی خود دریافت کردند که شوند ایجاد درد شدید، بالا آوردن و خونریزی از بینی و گوش هایشان شد. دست کم ۲۰ تن از آنان مردند.


۱۱. عملیات اوج نیمه شب (Midnight Climaz)

در اینجا آزمایشی از دولت وجود دارد که هنگامی که آن را در گوگل جستجو می کنید، نتیجه هایی با تصویری کاملن متفاوت از نتیجه های شبکه ی ارتباطی دارد. عملیات اوج نیمه شب خانه های امنی در نیویورک و سان فرانسیسکو را دربرمی گرفت که برای دلیل یگانه و جهت مطالعه ی آثار LSD بر روی افرادی ساخته شده بودند که نسبت به این کار خرسندی نداشتند.

اما به منظور فریب افراد در آنجا، سیا این خانه های امن را - منتظرش باشید - روسپی خانه کرد. روسپیانی که در سیاهه ی دریافت پول سیا قرار داشتند (بله، این امر روی داده است)، "مشتریان" را برای بازگشت به خانه ها فریب می دادند و به جای آنکه با آنها رابطه ی جنسی برقرار کنند، به آنها مقادیری از موادی می دادند که مشهورترین نامشان LSD است. این مورد همچنین استفاده ی بیش از اندازه ی شاهدانه (Marijuana) را به همراه داشت.


آزمایش ها در پشت آیینه ای دو سویه انجام و دیده بانی می شود، چیزی مانند یک نمایش بیمار گونه که از سوراخی دید زده می شود.

بیش از این، گفته شده است مقام های مسئولی که این آزمایش ها را اداره کرده اند، آنها را "خوش و خوش و خوش خوانده اند. یک پسر آمریکایی اصیل کجا می توانست با فرمان و دستور رسمی تمامن بالاترین جایگاه موجود، دروغ بگوید، بکشد، خیانت کند، دزدی کندف تجاوز جنسی نماید و مرتکب غارت شود ؟" ترسناک ترین بخش آن این بود که تصویری است از دادن دوزهایی از مواد به بزرگسالان ناخرسند به این کار، که احتمالن نمی توانستند آثار آن را بدانند.


۱۲. باران مواد پرتوزا بر سرزمین های از همه جا بی خبر اقیانوس آرام

پس از فرود آوردن جهنم بر روی هیروشیما و ناگازاکی، ایالات متحده چندین بمب اتمی گرمایی را در پاسخ به افزایش فعالیت بمبی شوروی در اقیانوس آرام (Pacific) مورد آزمایش قرار داد. آنها مایل بودند تا این کار مخفی بماند. البته این راز خیلی خوب پاییده نشد.

"کاخ آفرین" (Castle Bravo) که در ۱۹۵۴ در بیکینی اتول (Bikini Atol) در آبخست های مارشال منفجر شد، قدرتمند ترین سلاحی اتمی ایی بود که ایالات متحده تاکنون تدارک دیده است. آنچه که آنها انتظارش را نداشتند، بارش باران مواد پرتوزایی بود که در پی انفجار سهون بر خلاف جهت وزش باد به سوی اقامتگاه هایی در دیگر آبخست های همسایه روی داد. رنج مردم شامل ناهنجاری های زایشی و بیماری های ناشی از پرتودهی بود. آثار آن بزرگ تر از آن چیزی بود که سال ها پس از آن احساس شد، یعنی هنگامی که کودکان بسیاری که پدر و مادرهایشان در معرض بارش مواد پرتوزا قرار گرفته بودند، دچار سرطان تیرویید و نئوپلاسم (Neoplasm) شدند.

این کار شوند ایجاد پروژه ی ۴.۱ شد که مطالعه ای بود برای آزمودن آثار بارش مواد پرتوزا بر روی انسان ها. اساسن این پروژه واپسین مورد در رشته مطالعات درازی بود که از انسان ها به عنوان خوک های گینه ای آزمایشی بهره برداری کردند، بدون اینکه خرسندی آنها را به دست آورده باشند. این پروژه ای بود که از سوی ایالات متحده به عنوان روشی برای گرد هم آوردن داده به یاد آورده شد که در غیر این صورت غیر قابل به دست آمدن بود. معیارهای اخلاقی ایالات متحده آمریکایی که تاریخ به خوبی به یاد می آورد، اینست که هرچند باران مواد پرتوزا بر روی مردم آبخست های مارشال یک پیشامد بود، اما می توانسته چیزی از پیش تعیین شده نیز بوده باشد.

در مجموع، شاید به عنوان روش طبیعت از برای پاشیدن نمک بر روی زخم، یک قایق ماهی گیری ژاپنی نیز گرفتار این باران اتمی شد. مردان ماهی گیر بیمار شدند و یک تن از آنان مرد. ژاپنی ها از اینکه ایالات متحده هنوز دارد آنها را با سلاح های اتمی متاثر می کند، سیاه و کبود شده بودند.


۱۳. تاسکیگی (Tuskegee)

در میان سال های ۱۹۳۲ تا ۱۹۷۲، پژوهشگران ۴۰۰ کشاورز برداشت کننده ی محصول سیاه پوست را در شهر تاسکیگی در ایالت آلاباما گرد هم آوردند تا پیشرفت طبیعی آبله فرنگی را مورد مطالعه قرار دهند. اما دانشمندان هرگز به این افراد نگفتند که دچار بیماری آبله فرنگی هستند. در عوض، به آنها این باور را دادند که دارند به خاطر بیماری "بد خونی" تیمار می شوند و اینگونه بود که پژوهشگران از آنها بهره برداری کردند تا به گستره ی نشانه ها و عوارض آبله فرنگی پی ببرند.


در ۱۹۴۷، پنی سیلین درمان معیار آبله فرنگی شد، اما در راستای دریغ کردن داده ها درباره ی این بیماری، دانشمندان همچنین "فراموش کردند" تا به آن افراد بگویند برای آنچه که دارند تیمار می شوند، درمانی نیز وجود دارد و از اینرو این مطالعه تا نزدیک به ۳۰ سال دیگر ادامه یافت.

روزگاری که این مورد کشف شد، واکنش به انجام این مطالعه آنچنان شدید بود که رییس جمهور بیل کلینتون پوزش خواهی رسمی کرد و اظهار کرد شوربخت است که دولت "بررسی مطالعاتی ایی را هماهنگ کرد که بسیار نژاد پرستانه بود". این مورد ناراحت کننده و دهشتبار است و یکی از آزمایش های مهار شدنی تر و شرورانه علیه انسانیت است که تاکنون از سوی دولت ایالات متحده انجام گرفته است.

ترجمه: داریوش افشار
منبع