Google Ad

‏نمایش پست‌ها با برچسب اعلا حضرت محمد رضا شاه پهلوی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اعلا حضرت محمد رضا شاه پهلوی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۸ خرداد ۴, شنبه

پادشه خوبان بسیار شریف و انقلابیون خمینی زاده بسیار بی شرف

تصویر چک پادشاه و داستان هواپیمای پادشاهی شهباز در مراکش
"ملک حسن" از شاهنشاه آریامهر خواست تا هواپیمای پادشاهی شهباز که اعلا حضرت را به تبعیدگاه خود در مراکش برده بود، نزد خود نگاه دارد، اما شاهنشاه بر خلاف سفارش ملک حسن، به سرهنگ "بهزاد معزی" سرخلبان خود دستور داد که هواپیما را به ایران برگرداند. به گفته ی "امیر اسلان افشار" یکی از همراهان شاهنشاه، اعلا حضرت برای پاداش دادن به خلبانان و مهمانداران به هنگام بازگشت به ایران، از همراهان خود خواست از پول های ایرانی خود سهمی بپردازند.
"محمد جعفر بهبهانیان" مدیر امور مالی شاهنشاه، مبالغ مورد نظر را فراهم کرد و پول آنها را به دلار پرداخت نمود. شاهنشاه به خلبان خود دستور داد که در ایران بگوید به اجبار با شاه سفر کرده و برای بازگشت، نیمه شب و بدون اجازه ی شاه هواپیما را برداشته است تا با این ترفند، به دلیل خدمت به شاه او را در جمهوری توده ای اسلامی مجازات نکنند.

به گفته ی "فرهاد سپهبدی" رایزن ایران در مراکش، شاهنشاه با دسته چک خصوصی خود، پول بنزین هواپیما را که بالغ بر ۱۴۷۷۷ دلار بود، در حساب شرکت شل مراکش پرداخت کرد.

زندگی و زمانه ی شاه، رویه ی ۹۹۴، امیر اسلان افشار

۱۳۹۸ اردیبهشت ۱۶, دوشنبه

براندازی شاهنشاه و چند نکته ی جا مانده

در ایران پادشاهی که خار چشم همه بود، دشمنان تاریخی ایران یعنی کشورهای الله زده عمدتن عرب، بنا به گفته ی درست زنده یاد "صادق هدایت"، همگی منتظر فرصت مغتنمی بودند که در نخستین فرصت، انتقام نژاد بیابانگرد خودشان را بگیرند و آن همه زوزه کشی در گرد ایران، تنها پاییدن ما از سوی آن کفتاران بوده و هست.

اعلا حضرت شاهنشاه آریامهر، پادشاه ایران
در ایران پادشاهی که دوران ایرانسازش را رضا شاه بزرگ بنیان نهاد و به پیش برد و در روزگار پسر برومند و میهن پرستش، به بالندگی و شکوفایی می رسید، ایران حسادت جهان سومی های مارکس زده و الله زده را به عنوان نیروی دم دستی ارتجاعی و خرابکار نیز برانگیخت تا بازیچه ی حرص غربی هایی باشند که از روزگار دیرین نسبت به ایران و هتا نام ایرانی، تعصب و کینه دارند. این انگل های فاحشه ی بریتانیا و دمکرات ها و آن سوسیالیست های جهانی از چین تا روسیه.

شاهنشاه آریامهر که با استفاده از بیشینه ی توان ممکن کشور، توانسته بود در ارتباط با مسائل برون مرزی، ایران را به عنوان یک کشور باثبات، دارای برنامه ی متعهد و مسئول به جهان بشناساند، به عنوان یک وزنه ی قابل احتساب در صلح جهانی، توانست به سیادت بیگانگان در خلیج فارس و حوزه ی اقیانوس هند نیز پایان دهد و در طرح و برنامه های بسیار بلند پروازانه، می کوشید تا ایران را در آستانه ی ورود به "تمدن بزرگ"، به عنوان ششمین قدرت بزرگ صنعتی جهان و ابرقدرت آسیا درآورد.

برای حسودان و بدخواهان ایران، این پیشرفت های شگفتی آور ایران آن هم در عرض کمتر از بیست سال، نه تنها باور کردنی نبود، که موجب حسادت و خشم روزافزون آنها نیز شده بود.

صادق هدایت:
عرب های پارچه ورمالیده، صورت های احمق، فینه به سر، قیافه های آب زیر کاه، عمامه ای با
ریش ها و ناخن های هنا بسته و سرهای تراشیده، تسبیح می گرداندند و با نعلین و عبا و زیرشلواری
گام می زدند
شاه میهن پرست ایران اعلا حضرت "محمد رضا شاه پهلوی"، با راه اندازی لوله ی دوم گاز می رفت تا صنعت اروپا را به زیر سلطه ی خود درآورد و با داشتن بزرگ ترین ارتش غیر اتمی جهان، برنامه ی سترگ صنعتی شدن ایران، دسترسی زودهنگام به انرژی اتمی و بسیاری برنامه های دیگر، جهان حسود، بدخواه و ایرانستیز را در برابر این پرسش تمدنی و بنیادین قرار داد که ایران به کجا و تا کجا می خواهد پیش برود.

سونامی ۵۷ از برخورد ورقه های قاره ای مارکسیسم جهانی و امپریالیسم غربی شکل گرفت تا کرانه های ایران جاویدان از دریای مازندران تا خلیج همیشه پارس را درنوردد و ویرانی و تباهی را به نام قادسیه ای دیگر و با آخوندی حرامزاده به نام "خمینی" و هم پالگی های خمینی زاده اش، برای ایران عزیز به بار آورد.

صادق هدایت:
حس می کنم که همه ی زندگیم را توپ بازی در دست جنده ها و مادر قهبه ها بوده ام
اینگونه نیست که ضحاک همیشه بر اورنگ شاهی ایران نشیند و زود باشد که آفتاب مهر آریایی ایران، برای باری دیگر از خاور طلوع کند.

جاوید شاه
پاینده ایران

۱۳۹۸ اردیبهشت ۱۴, شنبه

گشایش ذوب آهن آریامهر در روز ۲۳ اُم اسپند ماه ۱۳۴۶ ف.خ.

سخنرانی اعلا حضرت محمد رضا شاه پهلوی در هنگامه ی گشایش کارخانه ی
ذوب آهن اسپهان 
اعلا حضرت "محمد رضا شاه پهلوی" آریامهر شاهنشاه ایران، کارخانه ی ذوب آهن آریامهر را در روز ۲۳ اُم اسپند ماه ۱۳۴۶ فرار خورشیدی،  با دستان خود گشایش فرمودند و نخستین لوحه ی زرین کارخانه ی ذوب آهن را در درون جعبه‌ ای در دل زمین جای دادند. بر روی آن لوحه ی زرین، چنین نقش بسته بود:

به یاری ایزد توانا
ما محمد رضا پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران
نخستین کارخانه ی ذوب آهن ایران را به نام آریامهر بنیاد نهادیم
یکهزار و سیصد و چهل و شش خورشیدی

داشتن کارخانه ی ذوب آهن، یکی از آرزوهای اعلا حضرت رضا شاه بزرگ بود، زیرا که کارخانه ی ذوب آهن نخستین و بنیادی‌ ترین گام در جهت گسترش پای‌ ساخت‌ های کشور ایران بود. از کشور ایران در درازای ۱۳۰ سال سلطنت بیگانه ی مغول قاجار بر کشورمان، تنها ویرانه‌ ای با بیماری های گوناگون و مردمی بی سواد بر جای مانده بود. بیشتر مردم ایران کشاورزانی بودند که بر روی زمین‌ هایی کار می‌ کردند که خانواده ی قاجار مغول، آن زمین‌های کشاورزی ایران را میان خود بخش کرده بودند و خود را مالکان بزرگ می‌ نامیدند. این فئودال‌ های قاجاری، مالک زمین و جان رعیت‌ ها یا برزگران ایرانی بودند. در چنین کشوری، رضا شاه بزرگ، نخستین شاهنشاه ایرانی پس از یورش تازیان متجاوز الله پرست، با رای مردم ایران و تصویب مجلس شورای ملی، شاهنشاه ایران شد. همین مجلس شورای ملی و نمایندگان ملت ایران، سرانجام دودمان منفور مغول قاجار را منقرض کردند و پادشاهی را به رضا شاه پهلوی تحویل دادند و بنیان ایران نوین آغاز گردید.

اعلا حضرت محمد رضا شاه پهلوی در حال گفت و شنود با مهندسان کارخانه ی نوبنیاد
ذوب آهن اسپهان
۳ اُم دی ماه ۱۳۰۶ فرار خورشیدی، قانون کوتاه کردن زمان مناقصه ی ابزار و ساختمان ذوب آهن از مجلس شورای ملی گزشت. در روز ۱۱ اُم دی ماه، از سوی دولت آگهی مناقصه ی ذوب آهن در ایران چاپ شد. ۱۴ اُم دی ماه از سوی وزارت خارجه، آگهی مناقصه ی کارخانه ی ذوب آهن ایران در روزنامه‌ های برجسته ی آلمان، فرانسه و انگل ستان به چاپ رسید. پیش از این، طرح ذوب آهن و بنیان کارخانه ی ذوب آهن در شمال کشور، برای ساختن خط راه‌ آهن برنامه ریزی شده بود. این کار با تصویب ساختمان راه آهن میان خرمشهر و بندر خورموسا (بندر شاهپور) از سوی مجلس شورای ملی آغاز شد. از یارانه ی ۴،۵ ملیون تومانی که برای این کار ویژه شده بود، کارشناسان آلمانی استخدام شدند تا درباره ی ساخت و راه اندازی کارخانه ی ذوب آهن در ایران، بررسی‌ های مورد نیاز را انجام دهد. سرانجام طرح ذوب آهن به پایان سال ۱۳۰۷ ف. خ. فرا افکنده شد.

۲۱ اُم آبان ماه ۱۳۱۶ ف. خ.، نخستین قرارداد برای ساختن کارخانه ی ذوب آهن ایران در کرج با شرکت "دماگ - کروپ" آلمان، پس از سال‌ ها بررسی و ارزیابی، موافقت نامه‌ ای میان دولت شاهنشاهی ایران و کنسرسیوم آلمانی (دماگ - کروپ) برای ساختن دو کوره با تولید روزانه ی ۱۵۰ تن، کارخانه ی فولاد، یک دستگاه نورد، ریخته‌ گری، ابزار آهن ورزیده یا آهن نرم چکش خورده، خرد کننده ی ذغال سنگ، یک نیروگاه و صنعت‌های وابسته چون آهک، آمونیاک و بنزول، قیر و چدن بسته شد و قرار بر این شد که در درازنای سه سال، ساختن کارخانه ی ذوب آهن پایان یابد و ۱۲۰۰ کارگر به استخدام کارخانه درآیند.

آیت الله آخوند "خمینی حرامزاده" مزدور نفوذی انگل ستان و فاحشه ی بریتانیا در ایران
و عامل ایجاد هر گونه تفرقه در کشور، در پی سرنگونی حکومت قانونی پادشاهی مشروطه در ایران
کار از روی برنامه پیش می‌ رفت تا اینکه در سال ۱۳۲۰ فرار خورشیدی، هنگامی که ارتش های اشغالگر شوروی و انگل ستان ایران را بمباران کردند و کشور ایران را به اشغال نظامی استعماری خود درآوردند، هنوز کارخانه ی ذوب آهن ناتمام بود. این بدان معنا بود که همه ی طرح کارخانه ی ذوب آهن به خطر افتاده است، زیرا که پیوندها با آلمان بریده شده بود که منجر به نابودی پروژه شد. بخشی از دستگاه های کارخانه ی ذوب آهن، در کشتی‌ هایی به سوی بندرهای کشور ایران در راه بودند که از سوی ارتش متفقین مصادره شد و بخشی دیگر در کشور آلمان ماند و هرگز به ایران تحویل داده نشد.

انگل ستان بدین راه، توانسته بود جلوی ایجاد سنگ بنای صنعتی شدن ایران را بگیرد.

اعلا حضرت محمد رضا شاه پهلوی به توضیحات آقای شیبانی فرنشین کارخانه ی ذوب آهن
اسپهان گوش می سپارند
در روز ۳ اُم شهریور ماه ۱۳۲۰ ف. خ.، ارتش دو کشور استعمارگر شوروی و انگل ستان، شهرهای بی پدافند ایران را در شمال و جنوب بمباران کردند و بسیاری از مردم میهنمان را کشتند و ویرانی های بسیار به بار آوردند و خاک ایران را اشغال کردند. "استالین" پافشاری کرد که رضا شاه بزرگ باید از ایران بیرون رود وگرنه شاهنشاهی را از ایران برخواهد انداخت. رضا شاه بزرگ در روز ۲۵ اُم شهریور ماه ۱۳۲۰ فرار خورشیدی کناره‌ گیری خود از شاهنشاهی را اعلام کرد و ولی عهد جوان ایران محمد رضا شاه پهلوی، شاهنشاه ایران شد.

۳۱ اُم خرداد ماه ۱۳۴۴ ف. خ.، اعلا حضرت همایون محمد رضا شاه پهلوی و علیا حضرت شهبانو، به فراخوان هیئت فرنشینی شورای عالی اتحاد جماهیر شوروی، به مسکو پرواز کردند. "عباس آرام" وزیر امور خارجه ی ایران و رایزن شوروی در تهران، زمینه‌ های سفر شاهنشاه آریامهر را به شوروی و گفتگوها برای بنیاد نهادن کارخانه ی ذوب آهن در ایران، در برابر صادر کردن گاز به شوروی را فراهم ساخته بودند. در فرودگاه مسکو، "آناستاس ایوانوویچ میکویان" صدر هیئت فرنشینی اتحاد جماهیر شوروی، "الکسی کاسیگین"، "برژنف" و دیگر بزرگان شوروی، برای پیشباز شاهنشاه ایران و شهبانو در فرودگاه مسکو چشم به راه ورود اعلا حضرتان بودند. ۱۳ اُم مهر ماه ۱۳۴۴ فرار خورشیدی، موافقت‌ نامه ی ایران و شوروی درباره بنیاد کارخانه ی ذوب‌ آهن و کارخانه‌ های دستگاه سازی و لوله‌ کشی گاز و صادرات گاز نفت ایران به شوروی دستینه شد.

بازدید شاهنشاه و شهبانو از کوره ی کارخانه ی
ذوب آهن اسپهان 
در روز ۲۳ اُم اسپند ماه ۱۳۴۶ فرار خورشیدی، شاهنشاه آریامهر و علیا حضرت شهبانو فرح پهلوی، برای بنیاد کارخانه ی ذوب آهن آریامهر، ساعت ۹ بامداد به اسپهان وارد شدند و مورد پیشباز استاندار و سران و بزرگان قرار گرفتند. پس از اجرای آیین احترام نظامی و گزارش نظامی فرمانده ی توپخانه، "همایونفر" استاندار اسپهان، گزارشی به پیشگاه اعلا حضرتان داد. نزدیک به ساعت ۹ و ۴۵ دقیقه، شاهنشاه و شهبانو با بالگرد از فرودگاه اسپهان پرواز کردند و در پهنه ی کارخانه در ۴۵ کیلومتری جاده ی اسپهان - شهر کرد، در "ریزلنجان" فرود آمدند و مورد پیشباز نخست وزیر "امیرعباس هویدا"، "ریاضی" فرنشین مجلس شورای ملی، "شریف امامی" فرنشین مجلس سنا، وزیران، ارتشبدان ارتش، نمایندگان دو مجلس و شماری از سران و بزرگان کشوری و لشگری و هزاران تن از اهالی ریزلنجان قرار گرفتند.

نخست اعلا حضرتان از نمایشگاهی که در پهنه ی کارخانه بر پا شده بود، بازدید کردند. سپس شاهنشاه آریامهر و شهبانو، به جایگاه جای دهی لوحه ی بنیانگزاری کارخانه ی ذوب آهن در زیر زمین رفتند. دکتر "عالی خانی" وزیر اقتصاد و دکتر "شیبانی" مدیر عامل شرکت ملی ذوب آهن ایران، گزارش‌ هایی پیش از برنشاندن لوحه ی زرین کارخانه به دست دادند. نخست عالیخانی وزیر اقتصاد در گزارش خود گفت:

"با پیدایش این یگان صنعتی غول آسا، نه تنها به گونه ی بی‌ سابقه‌ ای بر قدرت صنعتی و فنی کشور افزوده می‌ شود، بلکه چهره ی مناطق مرکزی ایران دگرگونی شگرفی می‌ یابد. به خاطر این طرح، برنامه‌ های زیرسازی بزرگی به صورت ساختمان سد شاه عباس بزرگ، راه آهن اسپهان به یزد و کرمان، گسترش شبکه ی برق و غیره، در سراسر این منطقه در دست اجراست".

به فرمان اعلا حضرت شاهنشاه، بتون ریزی کوره ی کارخانه ی ذوب آهن اسپهان انجام گرفت
سپس شیبانی مدیر عامل شرکت ذوب آهن ایران نیز، گزارشی به پیشگاه شاهنشاه و شهبانو به دست داد و با گفتن رقم‌ هایی، بزرگی این طرح را یادآورشد:

"پهنه ی درونی کارخانه ۷۰۰ هکتار، حجم عملیات خاکریزی و خاک برداری بیش از ۱۴ ملیون متر مکعب، ساختمان‌ های فلزی و آرماتور و فلزات گوناگون ۱۴۵.۰۰۰ تن، ماشین آلات کار گزاشته بیش از ۸۰.۰۰۰ تن، لوله کشی درون کارخانه ۱۴۳۰ کیلومتر و سیم کشی و کابل کشی درون کارخانه ۳۸۰۰ کیلومتر می‌ باشد. با به راه افتادن کارخانه ی ذوب آهن، بیش از ۲۴.۰۰۰ تن به کار گماشته خواهند شد که از بیش از ۲۵۰۰ تن از دانش‌ آموختگان دانشگاه‌ ها و ۱۶.۰۰۰ تن تکنیسین و کارگر زبده و بیش از ۵۰۰۰ تن کارگار ساده خواهند بود.


پس از شنیدن گزارش‌ ها، شاهنشاه با دستان خود نخستین لوحه ی زرین بنیانگزاری کارخانه ی ذوب آهن را در درون جعبه‌ ای در دل زمین جای دادند و در جایگاه ویژه برنشاندند. بر روی لوحه ی زرین چنین نقش بسته بود:

به یاری ایزد توانا
ما محمدرضا پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران
نخستین کارخانه ذوب آهن ایران را به نام آریامهر بنیاد نهادیم
یکهزار و سیصد و چهل و شش خورشیدی


سرانجام شاهنشاه یکی از آرمان‌ های ملی و آرزوهای دیرین هر ایرانی را جامه ی کردار پوشاند. در این روز، بزرگ ترین گام برای صنعتی کردن کشور برداشته شد که سرافرازی و سربلندی هر ایرانی را در بر دارد. آنگاه شاهنشاه آریامهر پروانه ی بتون‌ ریزی در جایگاه بنای کوره ی بزرگ ذوب آهن را دادند. در این زمان، اشک از چشمان باشندگان سرازیر شد. شاهنشاه و شهبانو با ریختن سکه‌ های زر و سیم در جای کوره ی بلند ذوب آهن، بیاناتی ایراد فرمودند:

"امروز برای ملت ایران روز مبارک و میمونی است، زیرا یکی از آرزوهای دیرین ملی، به خواست خداوند متعال برآورده شده است. استقلال ما در صنایع توام است با استقلال ما در سیاست. ما مشغول پی ریزی پایه‌های استقلال صنعتی کشور هستیم و ذوب آهن که رشته ی وسیعی از صنایع فلزی است، استقلال ما را تا درجه ی زیادی تامین می‌ کند. صنایع پتروشیمی، ماشین سازی و آلومینیوم نیز، به مقدار وسیعی وسایل پیشرفت و ترقی این مملکت را فراهم خواهد کرد. مژده ی دیگری که باید به ملت ایران بدهیم، وجود معادن مس است که به مقدار قابل توجه و متنابهی در ایران موجود است".

۱۳۹۸ فروردین ۲۷, سه‌شنبه

دسیسه های جمهوری اسلامی برای بد نام کردن خاندان پهلوی

جمهوری اسلامی که در بحران مشروعیت خود، همیشه دست به ترور شخصیت و فیزیکی افراد زده است، تنها راهکار بقای خود را در ایجاد آشوب و جنگ روانی و نیز صدور و گسترش ناآرامی و جنگ می داند.

رای من برای ایران آزاد، یکپارچه و آباد، شاهزاده رضا پهلوی است
بدین وسیله است که در روزگاری که سرکردگان جمهوری اسلامی دست از برادر و خواهر خواندن های انقلابی شسته اند و به ویلا نشینی و کاخ نشینی خو گرفته اند، خاکستر غمین اسلامی و یقه ها و آستین های چرک اسلامی مارکسیستی جای خود را به کت و شلوار و صورت های اصلاح شده داده است و آن انقلابیون که خوردند و آسودند، جای خود را به نسلی گرگ صفت تر داده اند که هر چه بیشتر آشکارا به دورویی می پردازند و ضمن آنکه همه می دانند که نوبسیجی ها خود اهل هر گونه فساد و بزهی هستند، اما خود را پشتیبان دین و رژیم دینی حاکم بر ایران می دانند.

ترور شخصیت شاهان بزرگ پهلوی و مادر ایران شهبانو "فرح پهلوی" از سوی دستگاه های تبلیغاتی وزارت اطلاعات که از آستین تلوزیون رژیم و رسانه های وابسته ی حکومتی درمی آید، یک دهانه ی فاضلاب دیگر هم دارد که در از اروپا و آمریکا بیرون می آید.


این سر فاضلاب های رژیم که مشخصن اشخصاصی همچون "امید دانا"، "فرامرز دادرس"، "هوشنگ امیر احمدی"، "سعید شمیرانی" و دیگر ناخاله های تلوزیون نشین و حزب خودخوانده دار را شامل می شود، از اکثیریت های چپ خلقی (بلشویک ها) بگیرید تا مصدق الهی های ملی منقلی و هر آن کس که موجودیت ایران و خاندان ایرانساز پهلوی را چون خاری در چشم خود دیده و می بیند، همگی دست به دست هم داده اند و در ترور شخصیت شاهان پهلوی می کوشند تا نتیجه اش ترور شخصیت شاهزاده ی عزیز میهن "رضا پهلوی" باشد.

شاهزاده ای که نه تنها ادعای شاهنشاهی نکرده است، که همیشه تنها و تنها از آزادی و میهن پرستی سخن گفته است.


"احمد علی انصاری" از جمله خائنانی است که جمهوری اسلامی برای چهل سال است او را در پناه خود گرفته و سبیل او را حسابی چرب کرده است. وی با آنکه پسر خاله شهبانو فرح پهلوی حساب می شود و از نزدیکان دربار و شخص اعلا حضرت "محمد رضا شاه پهلوی" و نیز شاهزاده رضا پهلوی بوده است، با چشم سپیدی هر چه تمام تر و وقاحت ویژه ی آخوندی، سال هاست که علیه خاندان پادشاهی ایران، لجن پراکنی می کند.

موج دروغ زنی های احمد علی انصاری تا سال پیش که وی بنا بر سفارش مزدور رژیم فرامرز دادرس، با دلقک رسانه امید دانای باقر خاله گفتگو نکرده بود، در هاله ای از سکوت خبری قرار داشت و اینکه که مصدق الهی ها و پان ایرانیست های حکومتی، دست پیش گرفته و این تحفه ی دروغگو را به دستگاه دروغ پراکنی جمهوری اسلامی پیشکش کرده اند، او برای هزارمین بار به جمهوری اسلامی سفر می کند و در تلوزیون رژیم، سخنان دروغی را علیه پادشاه درگزشته ی کشور بر زبان می آورد.


پس از آنکه دلقک رسانه با وی زرزر کرد، نقش فرامرز دادرس در این میان، موج سواری بر روی آن یاوه سرایی ها بود و هتا کسانی که پیشتر نان ارتش و ساواک شاهنشاهی را خورده بودند، از جمله "فراستیان"، آن چرند گویی ها را بازنشر کردند تا همسویی خود با دشمنان خاندان پهلوی و همراهی با ولایت فقیه را آشکارا اعلام کرده باشند.

عنصر خائن، عنصری است که مخالف ایرانی گرایی باشد و از آنجا که ایرانسازان پهلوی، تنها مهر ایران در سینه داشته و دارند، دشمنی با آنان، دشمنی با ایران است. جالب اینجاست که نمی توان میهن پرستی را در یک جریان و تشکل و رویکرد سیاسی محصور کرد و امروز می بینیم که شخصی همچون "ایرج مصداقی" که از جداشدگان گروهک تروریستی مجاهدین خلق است و فردی فرهیخته و مبارز سیاسی است، نه تنها با چپ های ضد ایرانی در تضاد باور و کردار قرار دارد، که امروزه با خوی میهن پرستانه ای که در خود دارد، از هواداران همسویی با شاهزاده رضا پهلوی است.

این میهن پرستی از سنخ آزاد مردانی همچون زنده یاد "شاهپور بختیار" است.


بی شرافت ترین مزدوران رژیم در اروپا و آمریکا و کانادا، آنهایی هستند که اموال و دارایی های وجود حقیرشان را از یکسو به رخ همه می کشند و از سوی دیگر با دروغ زنی و وارد کردن اتهام و افترا به خاندان پادشاهی، نوکری استبداد ولایت فقیه را وسیله ی امرار معاش خود کرده اند.

دریا با آب دهان سگ نجس نمی شود و احمد علی انصاری هتا یک سند و مدرک را هم نه توانسته و نه خواهد توانست که علیه خاندان شاهنشاهی ایران و شاهزاده بیاورد.

۱۳۹۸ فروردین ۱۸, یکشنبه

وقتی باید کون لقت را کم کم از وسط دست و پا جمع کنی


وال‎استریت ژورنال گزارش داده آمریکا احتمالن سپاه پاسداران را تا دوشنبه در سیاهه ی سازمان ‎های تروریستی قرار خواهد داد.
سه مقام آمریکایی تایید کردند که کاخ سپید تصمیم گرفته تا سپاه پاسداران و یا سپاه قدس را تروریستی اعلام کند. یک مدیر ارشد بانکی در ایران، در گفتگو با کیهان لندن از تاثیرات مستقیم و غیر مستقیم قرار گرفتن سپاه پاسداران در سیاهه ی سازمان ‎های تروریستی می ‎گوید. اگر قرار گرفتن سپاه در سیاهه ی سازمان‎ های تروریستی، هم زمان با اصلاح سامانه ی بانکی ‎شود، شک نکنیم ارزش ریال سقوط می ‎کند و هم زمان ارزهای خارجی به شدت گران می‎ شوند.
جمهوری اسلامی باید قید اینستکِس را بزند، خدمات سوییفت تنها برای دو بانک دولتی تخصصی به صورت محدود ممکن است. مدیران بانکی از قرار گرفتن در سیاهه ی تحریم ‎ها دهشت دارند، چون بیشتر آنها به خارج از کشور رفت و آمد داشته یا حساب و سرمایه در کشورهای دیگر دارند.
قرار گرفتن سپاه در سیاهه ی سازمان ‎های تروریستی، آسیب دو چندان دارد، چون در آن شرایط اگر بانک با سپاه همکاری کند، آنگاه نه تنها تحریم ‎ها را نقض کرده، بلکه شریک سپاه در فعالیت تروریستی هم خواهد بود.
منبع: کیهان لندن 

شپش "صدیقه ی مشتاق آبادی" هم خوابه ی دلقک رسانه و خود "امید دانا"، دیر هنگامی نیست که آشکارا از سازمان تروریستی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در زرزرهای پشت پستویی خود دفاع می کنند؛ اما باید کم کم کون لق خود را از وسط معرکه جمع کنند.

ایالات متحده، سازمان سپاه جمهوری اسلامی را به عنوان یک سازمان تروریستی
مورد شناسایی قرار می دهد
زود باشد که آمریکا رسمن سپاه پاسداران ولایت فقیه را به عنوان یک گروه تروریستی شناسایی کند. چنانچه این رویداد در روز دوشنبه ی آینده رخ دهد، برخورد آمریکا و نیز جهان، با سازمان تروریستی سپاه پاسداران می بایست دگرگون شود و باید دید که رفتار اتحادیه ی اروپا در پی این اعلام رسمی چه خواهد بود.

امید دانای باقر خاله که با هر دوز و کلکی بوده، سرانجام توانسته و بر اساس ادعای خودش، اقامت پناهندگی سیاسی از سوئد را دریافت کند، همان موجودی است که بارها از این سازمان تروریستی دفاع کرده است.

دلقک رسانه امید دانای باقر خاله، از پشتیبانان تروریسم جمهوری اسلامی و سازمان
تروریستی سپاه

صدیقه مشتاق آبادی زرین کلاه هم خوابه ی امید دانا و پشتیبانی او از سازمان تروریستی سپاه
پاسداران انقلاب اسلامی
آرش زمانه ی این ته پیاز سوئد نشین، اکنون جزو سرکردگان اصلی باند تروریستی سپاه پاسداران است که آهنگ آن دارد تا با لنگر اندازی نظامی در سوریه ی پسا جنگ، تهدید همیشگی جمهوری اسلامی مبنی بر جنگ با و نبودی اسراییل را جامه ی کردار بپوشاند و بر همه آشکار است که جمهوری توده ای اسلامی که بازوی دست نشانده ی فرقه ی فراماسونری اخوان المسلمین جهانی در ایران از سوی لندن و فاحشه ی بریتانیاست، هم از کمک های روسیه و هم انگل ستان بهره مند است که در این امر، چین و اروپای سوسیالیستی و لیبرال هم به آن یاری می رسانند.

جنگ و نبرد پیدا و پنهان روسیه و انگل ستان با اسراییل و عرعربستان بر سر مالکیت زمین و پیشبرد راهبردهای متفاوت و البته نفت سرشار کشورهای الله فروش عربی، آنها را در وضعیت ویژه ای از برهمکنش دیپلماتیک با یکدیگر قرار داده است که در این میان، نمی بایست دشمنی و کینه ی دیرینه میان این دو کشور علیه اسراییل و عرعربستان را نیز فراموش کرد.

مزدوران رژیم که آیت الله بی بی سی و دیگر نگاهدارندگان اروپاییشان، با همه ی توش و توان رسانه ای و سیاسی و ابزارهای گوناگون دخالت در امور داخلی ایران و لگدمال کردن استقلال ملیمان، تمام قد از رژیمی ضد مردمی و نامشروع دفاع کرده و هتا با وقاحت ویژه ی اسلامی سوسیالیستی، چهل ساله شدن اهریمن اسلامی در ایران اشغالی را به دیکتاتور آن و رییس جمهور منصوبش شادباش گفته اند، امروز در بن بستی از سرافکندگی، هم از دید شخصی و هم از دید ملی و اجتماعی گرفتار شده اند که از یکسو ماجرای رسوایی های جنسی و اخلاقی خودشان را به میان اجتماع کشانده اند و از سوی دیگر، با دفاع همه جانبه از سازمان تروریستی سپاه، برگ نهایی خود را هم سوزانده اند.



به فرض که خر می بودیم و می پذیرفتیم که سپاه برای دفاع از حرمین کس کش شریفین چند استخوان مرده ی عرب در سوریه حضور دارد و به فرض نافهم می بودیم و می پذیرفتیم که این حضور سرفن مستشاری است و قرار نیست ۷ ملیارد دلار هزینه ی جنگی را به ملت فقر زده ی ایران تحمیل کند، اکنون که داعش از بین رفته و سوریه تجزیه نشده، دیگر ماندن این سازمان تروریستی در سوریه، چه معنا و انگیزه ای به جز جنگ طلبی و هزینه کردن از جیب ملت بی اختیار ایران در ستیزه جویی و یهودی ستیزی با اسراییل می تواند داشته باشد ؟

۷ ملیارد دلاری را که جمهوری اسلامی در سوریه و عراق هزینه ی جنگ کرده است تا رژیم خونریز بشار اسد را سر پا نگاه دارد، در حالی از شکم مردم ایران زده شده است که هنوز خسارت های سنگین تجاوز جنگی عراق به ایران پرداخت نشده و ولایت فقیه عمدن از پیگیری این حق ملی شانه خالی کرده است.

علیزاده بسیجی لندن نشین جمهوری اسلامی در حال دفاع از گروهک
تروریستی حزب الله از شاخه های برون مرزی سازمان تروریستی
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
آن "علیزاده ی حرامزاده"ی لندن نشین که با پرچم گروهک تروریستی "حزب الله" در وسط لندن ملکه فرتور می انداخت، امروز سوراخ موش می خرد !!

باید به عالی جناب "ترامپ" در شناسایی سپاه پاسداران به عنوان سازمانی تروریستی که هتا در درون کشور هم، همه ی نکبت ها و بدبختی ها و سرکوب ها و شکنجه ها و ایران ستیزی های اسلامی در زیر سر اوست، از صمیم قلب فرخنده باد گفت. دولتی مصمم و با اراده و رییس جمهوری مقتدر و خردمند که تک تک وعده های انتخاباتی خویش، از جمله کوتاه کردن دست جمهوری اسلامی در صدور تروریسم در منطقه را کاربردی کرده است، دولت و رییس جمهوری است که امروزه داشتن آن آرزوی هر ایرانی میهن پرستی است که ای کاش میهن ما نیز به مانند روزگار فرخنده ی پهلوی، صاحب چنین خردمندان میهن پرستی در سر کشور و مدیریت کلان میهن داشت.



۱۳۹۷ اسفند ۱۵, چهارشنبه

محمد رضا شاه پهلوی، پادشاهی که از نو باید شناخت

با شاهنشاه میهن پرست و ایرانسازمان اعلا حضرت "محمد رضا شاه پهلوی" آریامهر، از نو آشنا شویم

محمد رضا شاه پهلوی، پادشاهی که از نو باید شناخت
محمد رضا شاه پهلوی آریامهر، که بود و برای ایران چه کرد ؟ آیا او را می شناسید ؟
- زاده ی ۱۲۹۸ ف. خ.
- دکترای حقوق از فرانسه
- دکترای جامعه شناسی
- زبان انگلیسی هاروارد
- خلبان بویینگ ۷۴۷
- خلبان فانتوم اف ۱۴
- خلبان شکاری اف ۱۶
- خلبان افتخاری تیم فرشتگان آبی با گروه جت آمریکایی برای نخستین بار
- سهام دار شرکت هواپیمایی اف ۱۴ که باعث خشم "جیمی کارتر" و کنگره ی آمریکا شد و یکی از اصلی ترین دلایل اراده ی آنان برای سرنگونی شاه
- ۷۰ درصد سهام دار شرکت بنز کروپ آلمان
- سهام دار شرکت هوایی شارل دوگل فرانسه
- سهام دار آمریکن اینترسرویس
- سهام دار شرکت رویال کلن
- سهام دار شرکت بلر آمریکا که پسین ها تلوزیون شهاب شد
- نخستین شاه ایران که شاه ۶۰ کشور پشتش راه رفتن

یاوه سرایی های "حاج دباغ سروش" علیه شاهنشاه آریامهر و پشتیبانی تمام قد از خمینی جلاد آدمخوار:


- بنیانگزار جشن های ۲۵۰۰ ساله که نشان تمدن ایرانی بود
- بزرگ ترین دارنده ی بالگردهای کبرا پس از آمریکا
- بزرگ ترین سهام دار تانک مرکوری انگلستان
- دارای ارتش زمینی، هوایی و دریایی ۵ اُم جهان
- ژاندارم خاورمیانه و خاور دور
- هیچ کشور عربی حق فروش ۱ لیتر نفت بدون اجازه شاهنشاه را نداشت
- ایران دریادار خلیج پارس و تنگه ی هرمز بود
- پیروز جنگ ۶ ساعته با عراق و گرفتن ۶ کیلومتر مربع از "حسن البکر" پدر زن صدام
- فرنشین اوپک به همراه آمریکا
- دارنده ی بزرگ ترین ورزشگاه به نام آریامهر در جهان
- نخستین فراخوان شده به همراه شهبانو به پارک دیزنی لند آمریکا
- ایجاد ذوب آهن اسپهان که قطب اقتصاد ایران و خاورمیانه شد
- ایجاد تراکتور سازی تبریز با ۱۰.۰۰۰ کارکن
- بنیاد شرکت ایران ناسیونال
- بنیانگزاری ورزشگاه بزرگ آریامهر به دست فرانسوی ها که مورد انتقاد شدید شهبانو قرار گرفت و از شرکت فرانسوی غرامت گرفته شد
- بورسیه ی تحصیلی به ۲۴.۰۰۰ هزار دانشجو در آمریکا که "مستفا چمران" خائن و جاسوس سیا، با بورسیه ی بنیاد پهلوی به آمریکا رفت و زن و بچه ی آمریکایی داشت
- وام دهنده به بزرگ ترین مراکز جهان:
- در سال ۵۲ وام های سنگین
- ۷۰ ملیون دلار صندق جهانی پول
- ۲۸۴ ملیون دلار کشور فرانسه
- ۲۰۰ ملیون دلار سازمان جهانی نفت اوپک
- دوران پهلوی چنان اقتداری بود که دکتر "علی خلعتبری" فرنشینی سازمان انرژی هسته ای را بر عهده گرفت و آمریکا قول ساخت ۳۰ نیروگاه هسته ای به ایران داد
- اقامت برای ایرانیان در ۷۲ کشور جهان بدون روادید
- احترام نظامی پس از دیدن فرتور اعلا حضرت بر روی گزرنامه در ۶۰ کشور جهان
- پس از بالا بردن نفت از بشکه ای ۲ دلار به ۷ دلار، چنان قدرتی بر ایران حاکم شد که کل جهان در برابر شاهنشاه ایران سر خم کردند، همان شاهی که احمق های چپ و مجاهد و فدایی و کمونیست، به او نوکر آمریکا می گفتند

۱۳۹۷ اسفند ۱۰, جمعه

فضولی دینی چپ و لیبرال فرانسه در امور داخلی و سیاسی ایران پادشاهی

در کشوری که صورتک همیشه حق به جانب سکولاریسم بر چهره زده و مدعی گلو دریده ی حقوق بشر و آزادی بیان است، اینگونه به کلیسای "مریم به اصطلاح مقدس"ش اجازه می دهد تا از تروریست های خمینی گجستک که آموزش دیده ی لیبی و سوریه بودند، پشتیبانی کند.

نماز سرخ 
"نماز سرخ"، هم نوایی کمونیست ها و الله پرستان و مسیحیان و یهودیان علیه پادشاهی مشروطه ی ایران بود تا جمهوری اسلامی را مستقر سازد و ایران به آشوب و جنگ و تجزیه بکشاند.

در واقع این رویداد که همتای دیگر خود در آمریکا بود، از سوی جنبش های "ادا: انجمن دانشجویان ایرانی" (ISA) و "ادم: انجمن دانشجویان مسلمان" (MSA) به راه افتاده بود که هر دو را دمکرات های آمریکایی و مشخصن برژینسکی لهستانی تبار و کیسینجر ترتیب داده بودند که از آستین مزدور ایرانیشان "ابراهیم یزدی" بیرون آمده بود.

شاهنشاه پس از دیدن همه ی این رویدادها بود که در دی ماه ۵۶ ف. خ.، تصمیم می گیرد که شخصن به ایالات متحده سفر کند تا مراتب هشدار و اعتراض خود را به سرکردگان آشوب در ایران، در کاخ سپید اعلام کند و از آنها بخواهد که دست از طرح ضد ایرانی خود بردارند، اما چون این کار بر عهده ی "امیر اسلان افشار" گزاشته شده بود و وی به دلیل قطع خطوط تماس، هتا در تهیه ی بلیت هم کامیاب نشده بود، این سفر هرگز انجام نشد.


هر چند هتا اگر این سفر انجام می شد، هیچ نمی توان توقع داشت که وضعیت به سود ایران دگرگون می شد. در واقع، آنچه که اشتباه بود، اعتماد به راکفلرها و کیسینجر از سوی شاهنشاه بود و این حرامزادگان آمریکایی بودند که از پشت خنجر می زدند.

آنچه که بر ما رفت را با مرکب هفت دریا هم نمی توان نوشت.

در تحریف واقعیت، گفتاور این ویدیو اینگونه به مخاطب القا می کند که "صادق طباطبایی" کمونیست، خیلی اتفاقی داشت از خیابان واتیکان رد می شد که دوزاریش افتاد "محمد منتظری" نرتوله ی گربه نره هم قصد دارد خیلی اتفاقی در پاریس و درست در یک کلیسای کاتولیک دیگر، مانند خودش که در واتیکان آن پروژه را پیشتر با موفقیت انجام داده بود، برای بار دیگر نیز انجام دهد !! اینجا بود که اتفاقی به او تلفن کرد و از او خواست بیا تا با هم علیه ایران پادشاهی ضد کمونیستی فریاد بکشیم و اینگونه بود که نماز سرخ اتفاقی سر و سامان داده شد !!


در واقع، ترفند جمهوری اسلامی در این فیلم، همین بود و تلاش کرد تا به خطاب کردن خمینی حرامزاده با لفظ "عمام"، دم خروس خود را به مانند یک امضا بیرون بزند.

این بازی ها که امروز نقش عیان هستند، دیروز در پرده های پوشیده ای از توطئه پنهان بودند و این بدان معنیست که امروز هم توطئه هایی دیگر در شرف انجامند که می بایست گوش به زنگ تحلیل ها و رصدگر خبرها و رویدادها بود و اطلاعات را از منابع گوناگون و متضاد تامین کرد. 

۱۳۹۷ اسفند ۲, پنجشنبه

بخشی از سخنان پادشاه آریامهر با خبرنگار دیوید فراست

گفتگوی شاهنشاه آریامهر با "دیوید فراست" خبرنگار در پاناما، گفتگویی بسیار حائز اهمیت است که شوربختانه تاکنون از سوی ایرانیان بسیار بسیار کم تماشا شده است. از سوی دیگر، اپوزوسیون شاهنشاهی نیز در این مورد کوتاهی بسیاری کرده است که هرگز چنین گفتگوی تاریخی و مهمی را دوبله و یا به پارسی زیرنویس نکرده است.


در این بخش از سخنان پادشاه که ویدیوی آن در پایین این جستار به دست داده می شود، اعلا حضرت همایونی درباره ی نکاتی سخن می گویند که از دید مهر آریایی و میهن پرستی وی و مردم دوستیش، جای هزاران آفرین دارد. شاهنشاه آریامهر در پاسخ خبرنگار که پرسیده بود: "آیا هرگز آرزو می کنید که ای کاش در کشور مانده بودید و در خیابان ها می جنگیدید ؟" و پادشاه پاسخ می دهد که: "اگر پادشاه نبودم، هتمن این کار را می کردم"؛ گفتگو بدینگونه ادامه پیدا می کند:

..."خبرنگار: پس اگر شما شاه نبودید، احساس می کردید که چه، از فرزند پسرتان پشتیبانی کنید که باید او را ترک کنید ؟
پادشاه: یک مورد همینست و مورد دیگر،  اینست که تاژ پادشاهی، تاژ و تخت پادشاهی، نمی تواند بر بنیان محض شالوده ای از خون استوار گردد.
- خبرنگار: آیا شرایط دیگری وجود دارد که به ایران بازگردید تا با این افراد روبرو شوید؟
- پادشاه: این آدم ها ؟!
- خبرنگار: یک موقعیت دادگاه.
- پادشاه: خب پیش از هر چیز، آنها که هستند که مرا دادگاهی کنند ؟! آنها خودشان باید نخست دادگاهی شوند. اگر ما یک جهان مصممی داریم، کسانی که مصوبه های ملل متحد را رد می کنند، مصوبه های دادگاه بین المللی را رد می کنند، افکار مردمی را نادیده می گیرند و هیچ ارج و احترامی برای قوانین بین المللی قائل نیستند و مردم را کشتار کرده و اعدام می کنند و هزاران و هزاران تن انسان را بدون هیچ گونه دلیلی زندانی می کنند، پس چه کسی خود اینها را دادگاهی کند ؟؟"...


بخش های پسینی این گفتگو که درباره ی ساواک می باشد را می توانید در پایین آغاز به تماشا کنید:


اینکه پادشاه سخنانی را بر زبان رانده است که تا به امروز جنبش ایرانیان میهن پرست به دنبال آن می باشد، یعنی یکی شاهزاده "رضا پهلوی" به عنوان ولی عهد تاژدار میراث پادشاهی مشروطه ی ایران و دیگری پرهیز شاهنشاه از درگیری بر حق با تروریست هایی که جنگ خیابانی را علیه حکومت قانون رقم زده بودند، آن هم سرفن بدین خاطر که خون مردم ریخته نشود، نکات بسیار با ارزش و مهمی هستند که توجه به آنها، به بازشناخت درست تر ما از شاهنشاه میهن پرستمان، کمک خواهد کرد.

امیدوارم به زودی برخی از میهن دوستانی که کار حرفه ای تولید زیرنویس یا دوبله را دارند، دست به انجام این ویدیوی مهم و تاریخی نیز بزنند.

جاوید شاه

۱۳۹۷ اسفند ۱, چهارشنبه

دروغ های مسعود بهنود مزدور آیت الله بی بی سی علیه شاهنشاه آریامهر

"مسعود بهنود" یاوه سر  داده که شاهنشاه میهن پرستان اعلا حضرت "محمد رضا شاه پهلوی"، به غیر از یک بار که سردبیر کیهان وقت "امیر طاهری"، در سال ۵۷ ف. خ. و چند ماه پیش از مسافرتشان با ایشان گفتگو کرده است، هرگز در درازنای ۳۷ سال شاهنشاهیش با هیچ ایرانی دیگری گفتگو نکرده است:


گفتگوی محمد رضا پهلوی شاهنشاه آریامهر با آقای امیر طاهری، نه بنا بر دروغگویی و جو سازی بهنود آیت الله بی بی سی در زمان افول قدرت و سال شوم ۵۷، بلکه در اوج قدرقدرتی ایشان در تاریخ ۳ آبان ۱۳۵۵ ف. خ. یا همان ۲۵۳۵ شاهنشاهی انجام شد.

روزنامه ی اطلاعات، دوشنبه ۳ اُم آبان ماه ۲۵۳۵، ۱۳۵۵ ف. خ.، رویه ی ۴
منبع

و اما در دیگر مورد دروغگویی آیت الله کراواتی مسعود بهنود، مبنی بر اینکه این گفتگو با امیر طاهری تنها موردی بود که شاه با یک ایرانی گفتگو کرد، به سیاهه ی زیر نگاهی بیندازید:

۱) ۱۹ شهریور ۱۳۳۷: مصاحبه با با مدیران و سردبیران روزنامه‌ ها و هفته‌ نامه‌ های سراسر کشور.
۲) ۵ مهر ۱۳۳۷: مصاحبه با شماری از روزنامه نگاران ایرانی.
۳) ۳ آبان ۱۳۳۷: مصاحبه با مدیران و سردبیران روزنامه‌ های پاییتخت و شهرستان‌ ها.
۴) ۱ آذر ۱۳۳۷: مصاحبه با مدیران و سردبیران روزنامه‌ های پاییتخت و شهرستان‌ ها.
۵) ۶ دی ۱۳۳۷: مصاحبه با مدیران و سردبیران روزنامه‌ های پاییتخت و شهرستان‌ ها.
۶) ۵ بهمن ۱۳۳۷: مصاحبه با مدیران و سردبیران روزنامه‌ های پاییتخت و شهرستان‌ ها.
۷) ۳ اسفند ۱۳۳۷: مصاحبه با مدیران و سردبیران روزنامه‌ های پاییتخت و شهرستان‌ ها.
۸ ) ۱۳ خرداد ۱۳۴۵، در بخارست: مصاحبه با خبرنگاران ایرانی و خبرنگاران رومانیایی.
۹) ۲۷ مهر ۱۳۵۰: مصاحبه با خبرنگاران ایرانی و خبرنگاران خارجی.
۱۰ ) ۱۵ دی ۱۳۵۰: مصاحبه با خبرنگاران داخلی و خارجی در اردوگاه ایرانیان رانده شده از عراق در نصر آباد.
۱۱) ۲۸ خرداد ۱۳۵۲: مصاحبه با نمایندگان روزنامه ی حزب ایران نوین.
۱۲ ) ۵ دی ۱۳۵۲: مصاحبه با سردبیر روزنامه ی حزب مردم.
۱۳ ) ۱۲ فروردین ۱۳۵۳: مصاحبه با با خبرنگار خبرگزاری پارس در جزیره ی کیش.
۱۴ ) ۲۲ دی ۱۳۵۳: پاسخ به پرسش‌ های نماینده ی رادیو تلوزیون ملی ایران در فرودگاه قاهره.
۱۵ ) ۲ اسفند ۱۳۵۳: مصاحبه با خبرنگاران ایرانی به هنگام بازگشت از سوییس در فرودگاه مهرآباد.
۱۶ )۱۶ اسفند ۱۳۵۳: مصاحبه با خبرگزاری پارس و سازمان رادیو تلوزیون ملی ایران در فرودگاه مهرآباد.
۱۷ ) ۴ اردیبهشت ۱۳۵۴: مصاحبه با خبرنگاران هنگام بازگشت رییس جمهور سادات به مسر در فرودگاه مهرآباد.
۱۸ ) ۹ اردیبهشت ۱۳۵۴: مصاحبه با خبرنگاران به هنگام بازگشت از عرعربستان سعودی در فرودگاه مهرآباد.
۱۹) ۱۲ اردیبهشت ۱۳۵۴: مصاحبه با با مدیر و سردبیر روزنامه ی رستاخیز در کاخ نیاوران.
۲۰ ) ۱ تیر ۱۳۵۴: مصاحبه با با گزارشگر رادیو تلوزیون ملی ایران در تالار رودکی.
۲۱ ) ۶ تیر ۱۳۵۴: مصاحبه با با خبرنگار خبرگزاری پارس.
۲۲ ) ۱۲ تیر ۱۳۵۴: مصاحبه با نماینده ی رادیو تلوزیون ملی ایران در فرودگاه مهرآباد.
۲۳ ) ۲۴ تیر ۱۳۵۴: مصاحبه با با سردبیر هفته‌ نامه ی جوانان رستاخیز.
۲۴ : ۳۰ تیر ۱۳۵۴: مصاحبه با خبرنگاران ایرانی و خارجی به هنگام بدرقه ی رییس جمهور مکزیک در فرودگاه مهرآباد.
۲۵) ۵ شهریور ۱۳۵۴: مصاحبه با با خبرنگار خبرگزاری پارس در فرودگاه مهرآباد.
۲۶) ۲۱ آبان ۱۳۵۴: مصاحبه با سرپرست روابط عمومی و مدیران مجله‌ های کارگران و رستاخیز روستا.
۲۷ ) ۲۸ آبان ۱۳۵۴: مصاحبه در مجتمع ذوب آهن آریامهر در اسپهان.
۲۸) ۲۶ دی ۱۳۵۴: مصاحبه با با نمایندگان رسانه‌ های همگانی در کرمان.
۲۹) ۱۵ اسفند ۱۳۵۴: مصاحبه با خبرنگاران خبرگزاری پارس و رادیو تلوزیون ملی ایران.
۳۰) ۲۱ اردیبهشت ۱۳۵۵: مصاحبه با با خبرنگار رادیو تلوزیون ملی ایران در بجنورد.
۳۱ ) ۶ خرداد ۱۳۵۵: مصاحبه با گزارشگران ایرانی به هنگام بدرقه ی "ملک خالد" پادشاه سعودی در مهرآباد.
۳۲ ) ۳۱ خرداد ۱۳۵۵: مصاحبه با خبرگزاری پاریس و رادیو تلوزیون ملی ایران به هنگام بدرقه ی "محمد انور سادات".
۳۳) ۳ مرداد ۱۳۵۵: مصاحبه با گزارشگران رسانه‌ های داخلی در کاخ گلستان.
۳۴ ) ۱ شهریور ۱۳۵۵: مصاحبه با با خبرگزاری پارس و رادیو تلوزیون ملی ایران در بازدید از کارخانه ی تراکتورسازی تبریز.
۳۵ ) ۱۶ شهریور ۱۳۵۵: مصاحبه به هنگام بازدید از نمایشگاه پیشرفت‌ های پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی.
۳۶ ) ۱ مهر ۱۳۵۵: مصاحبه با با خبرگزاری پارس و رادیو تلوزیون ملی ایران.
۳۷ ) ۶ مهر ۱۳۵۵: مصاحبه با خبرگزاری پارس و رادیو تلوزیون ملی ایران.
۳۸ ) ۱۵ مهر ۱۳۵۵: مصاحبه در فرودگاه مهرآباد به هنگام بازگشت "ژیسکار دستن" به فرانسه.
۳۹ ) ۲۱ مهر ۱۳۵۵: مصاحبه در فرودگاه مهرآباد با رادیو تلوزیون ملی ایران به هنگام پرواز به بیرجند.
۴۰ ) ۳ آبان ۱۳۵۵: مصاحبه با امیر طاهری سردبیر روزنامه ی کیهان.
۴۱ ) ۸ آبان ۱۳۵۵: مصاحبه با خبرنگاران ایرانی در آیین گشایش موزه ی خاندان پهلوی.
۴۲ ) ۱۰ بهمن ۱۳۵۵: مصاحبه با خبرنگاران خبرگزاری پارس و رادیو تلوزیون ملی ایران.
۴۳ ) ۲۴ اسفند ۱۳۵۵: مصاحبه با خبرگزاری پارس و رادیو تلوزیون ملی ایران.
۴۴ ) ۱۶ اردیبهشت ۱۳۵۷: مصاحبه پس از بازگشت از بازدیدهای جنوب کشور.
۴۵) ۲۳ اردیبهشت ۱۳۵۷: مصاحبه با نمایندگان رسانه‌ های گروهی.
۴۶ ) ۱۰ خرداد ۱۳۵۷: مصاحبه با نمایندگان رسانه‌ ها در بازگشت از خراسان
۴۷ ) ۲۶ مراد ۱۳۵۷: مصاحبه با رسانه‌ های همگانی

با سپاس از آقای رضا مهدوی

۱۳۹۷ بهمن ۲۳, سه‌شنبه

شاهنشاه و مصدق - بخش ۱

در بررسی وقایع حکومت دکتر "مصدق دله السلطنه" و سال ۱۳۳۲ فرار خورشیدی، به رویدادهای مرداد این سال نزدیک می شویم. روز ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که روز "قیام ملی" است و مزدوران چپ توده ای و مصدق الهی نام آن را "كودتای ۲۸ مرداد" گزاشته اند.

تصویری از اعلا حضرت محمد رضا شاه پهلوی 
سرنگونی مصدق دله السلطنه در این روز، نقطه ی عطفی در تاریخ ۵۰ سال گزشته ی ایران شده است و مخالفان شاه به ویژه جبهه ی خائن ملی و حزب خائن توده، اینگونه القا و عنوان کرده اند که هر آنچه که از پس این تاریخ به دنبالش آمده، غير قانونی است. آنها می گویند این کودتا از سوی سازمان "سیا" ترتیب یافته و عامل آن "کرمیت روزولت" بوده است.

شاید از آنجایی که این گروهک و آن تشکب به ظاهر ملی، خاستگاه مبارزات خود را ناشی از این کودتا می دانند، به جا باشد واقعیت را آنگونه که بوده، برای باری دیگر با کمک شواهد و اسناد مورد مطالعه قرار دهیم و در این راه بد نیست برای آغاز، از خاطرات اعلا حضرت "محمد رضا شاه پهلوی" شروع کنیم و سپس سایر مدارک و اسناد و ادعاها را مورد بررسی قرار دهیم. شاهنشاه آریامهر در کتاب "مأموریت برای وتنم"، در فصل پنجم با عنوان "روزگار پر آشوب و تشنج"، می نویسد:

"... چند سال پیش شخصی به نام دکتر محمد مصدق، بیش ازهر ایرانی دیگر در تاریخ اخیر ایران موضوع مقالات و مندرجات روزنامه های آمریکایی و انگل ایسی قرار گرفته بود و متاسفانه برخی از مردم در خارج ایران، وی را ملاک قضاوت خود درباره ی ایران و ایرانیان قرار دادند. دراین کتاب، باید به خوانندگان اطمينان دهم که مصدق هرگز نمودار ایران و مظهر و نمونه ی خصایص ملت ما نبوده است و در فصل قبل ذکر شد که پدرم، مصدق را در سال ۱۳۸۹ زندانی کرد و دراثر شفاعت من آزاد گردید.

هزرط محمد مصدق دله السلطنه که با ظاهری کمونیستی
و توده ای، در دادگاه به جرم خیانت به کشور و قانون اساسی
محاکمه می شود
در سال ۱۳۴۲، بار دیگر به جرم بر هم زدن اساس حکومت که خود خیانت بارزی است، محکوم شد. من د ر آن موقع، نامه ای به محكمه نگاشته و اظهار داشتم که وی را از تقصیراتی که نسبت به شخص من مرتکب شده بخشیده ام و در اثر همین نامه و به علت كبر سن، از اعدام که معمولن در کشور ایران و سایر کشورهای جهان، مجازات اینگونه اشخاص است، رهایی یافته و فقط به سه سال زندان مجرد محکوم گردید و بدین ترتیب، یک بار دیگر در اثر دخالت من، از مرگ نجات یافت.

وی از سال ۱۳۴۵ که از زندان بیرون آمد، به ملک شخصی خود در نزدیکی تهران رفته و تاکنون که این کتاب انتشار پیدا می کند، چون شخص با ثروتی است، در آنجا با خانواده ی خود زندگانی آرام و بی حادثه ای را می گزراند.

من به جهات عديده، مجبور بوده ام درباره ی شخصیت مصدق مطالعه کنم و ارزش معنوی و اخلاقی وی را با مقایسه بین گفتار و رفتارش معلوم ساخته و تاثير قول و فعل وی را در حيات کشور، به واقع مشخص نمایم.

وی مخصوصن در دوره ی نخست وزیری، از نزدیک مورد دقت و مطالعه ی من قرار گرفت. زندگانی اجتماعی وی در عالم حرف و روی کاغذ، به نظر آبرومند می آید. وی در سال ۱۲۶۰خورشیدی و بنا به اظهار بسیاری از اشخاص، چند سال قبل از آن در یک خانواده ی ملاک و متمکن متولد شد و در رشته ی حقوق و موضوعات مربوط به آن، در فرانسه و سوییس به تحصیل پرداخت و سپس وارد خدمات دولتی شد و مشاغل با مسئولیتی مانند وزارت دارایی و وزارت دادگستری و وزارت امور خارجه به او تفویض شد. انگل ايس ها وسيله ی انتخاب وی را به استانداری فارس فراهم آوردند و پس از آن به استانداری آذربایجان نیز منصوب گردید.

تصویری از محمد مصدق دله السلطنه در روزگار پس از زندان و در کاخش
در احمد آباد
در سال ۱۲۹۴ خورشیدی، نخستین بار به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب شد و تا هنگام سقوط خود، سمت نمایندگی مجلس شورای ملی را داشت. دوران نخست وزیری مصدق، از اردی بهشت ۱۳۳۰ تا مرداد ماه ۱۳۳۲ به طول انجامید و درهمین دوره بود که خصوصیات اخلاقی و روحی خود را بر همه کس آشکار ساخت. بیشتر افراد تصدیق می کنند که وی شخصن مرد درستکاری بوده، ولی چنانکه ذکر خواهد شد، قبول این نظر بسته به تعریفی است که از کلمه ی درستكاری بشود. او هیچ گاه کمونیست نبوده است. وی در ظاهر همواره از کمونیست ها برکناری داشت، ولی به کمک آنها متکی بود و آنان را نردبان ترقی خود ساخته بود.

از جوانی، مصدق آنگاه که در دوره ی قاجاریه رییس اداره ی دارایی خراسان بود، نقل می کنند که با جعل اسناد، قسمتی از زمین های دیگران را تصاحب کرده و به جرم همین اختلاس، طبق قوانین اسلامی که هنوز درکشور عربستان سعودی اجرا می شود، محکوم به قطع دست شده بود. نسبت به این محکومیت، دلائلی که موید صحت آن باشد، نشنیده ام و معلوم است که چنین مجازاتی درباره ی وی اجرا نشده است، زیرا مردم نطق های پرحرارت وی را که با حرکت هر دو دست توام بود، به خاطر دارند. ظن من اینست که در جوانی ممکن است در امور مالی د ر اعمال نادرستی دخالت داشته، ولی از سو عاقبت آن اعمال، درس عبرت گرفته باشد".

بخشی از سخنان اعلا حضرت محمد رضا شاه پهلوی
درباره ی مصدق دله السلطنه در کتاب
ماموریت برای وتنم

شاهنشاه محمد رضا پهلوی در کتاب ماموریت برای وتنم،
از خیانت ها و نابکاری ها مصدق دله السلطنه می گوید
کتاب تاریخی ماموریت برای وطنم نوشته ی شاهنشاه
همایونی اعلا حضرت محمد رضا پهلوی و بخشی
که مربوط به خیانت های مصدق دله السلطنه است

۱۳۹۷ بهمن ۱۹, جمعه

اسناد سیا، وزارت های خارجه ی آمریکا و انگل ستان: خیرش ملی ۲۸ مرداد کار ما نبود

هزرط محمد مصدق دله السلطنه و بنیانگزار اختلاف افکنی و دشمنی دیرپای علیه
حکومت قانونی پادشاهی مشروطه در ایران، خائنی انگل ایسی و فراماسون که جز
خیانت و دشمنی با ایران و شاه کشور نکرد 
در نهایت دروغ بافی های دله های مصدق الهی مبنی بر دشمنی با قانون اساسی مشروطه و پادشاهی مشروطه، این دروغ از همه ماندگارتر بوده است که آنچه "محمد مصدق دله السلطنه" کرد، نه یک کودتا که اقدام حکومت و پادشاه در کنار زدن و پس گرفتن مشروعیت نخست وزیری از او، هتا با وجود حکم قانونی شاه، کودتا بوده است. این دروغ اکنون رسوا شده است.

در اسنادی که پس از پنج دهه از سوی دولت های آمریکا و انگل ستان و سیا، آشکار شده و در دسترس همگان قرار گرفته است، اسنادی وجود دارند که وزارت های خارجه ی این دو کشور و نیز سازمان اطلاعاتی و امنیتی سیا، آنها را منتشر کرده اند.

این اسناد که هم اکنون از سوی پژوهشگر "ری تکیه" گردآوری شده و در روزنامه ی "واشنگتن پست" منتشر شده اند، بیان می دارند که نه تنها دولت آمریکا هیچ نقشی در خیزش ملی ۲۸ مرداد نداشته است، بلکه این کشور از اقدام میهن پرستانه ی مردم و دربار غافلگیر شده است. "داریوش بایندر" پژوهشگر و نویسنده ی ایرانی، با بررسی این اسناد، در کتابی با عنوان "ایران و سازمان سیا"، به نقش این سازمان اطلاعاتی در این زمینه می پردازد و گواهی تاریخی و مستند را پیرامون ملی بودن قیام ۲۸ مرداد به دست می دهد.

نمبر دولت شاهنشاهی ایران به مناسبت روز فرخرنده ی
رستاخیز ملی ۲۸ مرداد 

کاریکاتوری که در روزنامه ی ایرانی وقت، ماهیت عروسک فرنگی و دست نشاندگی
مصدق دله السلطنه را نشان می دهد
این کتاب در نوع خود، میخ تابوتی بر یاوه های ۶۶ ساله ی هوچی گران مصدق الهی درباره ی افسانه ی کودتای ۲۸ مرداد است.

داریوش بایندر که درباره ی این کتاب ارزنده و مستند، با صدای آمریکا گفتگو می کند، بنیان این کتاب را همان اسناد تلقی می کند و نیز بیان می دارد که از خاطرات بازیگران اصلی آن رویداد از جمله خاطرات "اردشیر زاهدی" هم استفاده شده است.

در واقع، یاوه های چهل ساله ی جمهوری اسلامی ایران ستیز و نیز بدل مخالفش در آن روی سکه یعنی گروهک تروریستی مجاهدین خلق مبنی بر پیرو خط کزایی مصدق بودن، افشای آن دیگی است که در آن سر سگ مصدقی جوشانده می شود و هر چند که این دیگ برای ملت غل نمی زند، اما این دو نهاد تروریستی و ضد ایرانی که داغ اسلام و درد و ورم دین پناهی دارند، از شخص مصدق دله السلطنه و گزافه ی موسوم به کودتای ۲۸ مرداد، نهایت بهره برداری را برای خاستگاه مشروع خود انجام می دهند.
"مریم قجر دو شوهر" یا "مریم رجوی" سرکرده ی گروهک
تروریستی مجاهدین خلق، در حال ادای احترام به دجال بزرگ
هزرط "محمد مصدق دله السلطنه"
تصاویر گروهک مجاهدین فی سبیل الله خلق که در آنها "مریم قجر دو شوهر" را در حال ارج به آن حرامزاده ی زمیندار (فئودال) قجری نشان می دهد، نشانی از پستی و بی شرفی و دروغگویی سازمان شده علیه کشور و قانون اساسی مشروطه است.

آنچه که این کتاب و اسنادی که به دست می دهد، تاییدگر این رویکرد می باشد که هر دوی رژیم های آمریکا و انگل ستان، از آنروی که نسبت به خیزش ملی ۲۸ مرداد، "غافلگیر شده اند"، بدین معنیست که این دو کشور از سقوط دولت دست نشانده ی شان به سرکردگی مصدق دله اسلطنه، ناخرسند بوده اند و خواستار ماندگاری آن دجال ضد پادشاهی در کشور. در واقع، جبهه ی خائن ملی که به دستور و اراده ی دمکرات های آمریکا در ایران به وجود آمده بود، تنها قرار بود نقش این را بازی کند که با علم کردن "ملی شدن نفت ایران"، دست انگل ستان را از نفت ایران به سود آمریکا کوتاه کند.


اما سپس که جبهه ی ملی به کمونیست های دست نشانده ی روسیه موسوم به "حزب خائن توده" میل کرد و دست آنان را در ایجاد آشوب و به دست گرفتن قدرت باز گزاشت، از جبهه ی خائن ملی و مشخصن دو شخص کلیدی آن یعنی "سید حسین فاطمی" وزیر خارجه و "مصدق دله السلطنه" نخست وزیر، خواست تا هر چه زودتر علیه حکومت پادشاهی مشروطه اقدام کرده و در ایران اعلام جمهوری نمایند.

آنچه که آمریکا در ایران به واسطه ی جبهه ی ملی و مصدق کرد، آن چیزی است که می توان آن را کودتا نامید، زیرا نافرمانی قانونی مصدق حرامزاده از برای سرپیچی از پذیرش فرمان برکناری خویش از جایگاه نخست وزیری از سوی شاه و نیز کتمان این حقیقت از کابینه ی خود و هم دستی سران کودتاگر ارتش از جمله "سرتیپ ریاحی"، موجبات خیزش ملی ۲۸ مرداد را فراهم آورد.

روزنامه ی کثافت های جبهه ی خائن ملی به سردبیری "سید حسین فاطمی" به نام
"باختر امروز"، خروج شاه از ایران را فرار خواند و انگیزه ی خود برای براندازی
شاهنشاهی مشروطه را آشکارا فریاد می زند
نقش آخوندها در این میان، البته که نقشی مهوری و ملی میهنی نبوده است. تنها دغدغه ی آخوندها به سرکردگی "آیت الله بروجردی" در مخالفت با مصدق و نه سرنگونی او، دغدغه ی بیضه و تخم و خایه ی اسلامی عربی بود که همان آخوندها آن را به زور به مردم و هازمان ایران تحمیل کرده بودند و این برای آنها آب و نان داشت و آخوندها از برای رضای خدای موهومشان و نیز از برای مصالح کشور و پاسداری از قانون اساسی و پادشاه نبوده است که با مصدق مخالفت کردند، زیرا مصدق دست کمونیست ها را به خاطر قدرت و پشتیبانی ایی که می توانست از آنها دریافت دارد، باز گزاشته بود و این آشکار بر خلاف میل انگل ستان و آمریکا بود.

در واقع، ماهیت انگل ایسی آخوندها را از اینجا می توان دریافت که آنها نه برای ملی شدن نفت و نه برای پاسداری از قانون اساسی مشروطه، بلکه برای مصالح آمریکا و انگل ستان در دوری ایران از هیولای کمونیسم و جلوگیری از به خطر افتادن دستگاه دین فروشی خودشان، با مصدق به مخالفت برخاستند و این از بن و اساس با رویکرد مردمی و خیزش ملی ۲۸ مرداد برای نگاهداشت پادشاهی مشروطه و پشتیبانی از قانون اساسی، از زمین تا آسمان فرق دارد.

حضور "گوگوش" در اجرای برنامه به مناسبت
روز ملی ۲۸ مرداد، سالروز خیزش مردمی علیه
مصدق و دار و دسته ی جبهه ی خائن ملی

۱۳۹۷ بهمن ۱۶, سه‌شنبه

وقاحت ویژه ی آخوندی: آخوندها دانشمند بودند و رضا شاه با دشمنی با آخوندها، علم و دانش را از بین برد

آخوند اصلاح طلب حکومتی آیت الله "یوسفی صانعی"، در زنجیره اعترافات سرکردگان جمهوری اسلامی که از راه گفتگوی آنها با مهره ی اطلاعاتی رژیم "مازیار بهاری" صاحب مجله ی اینترنتی "ایران وایر" در سال ۸۵ فرار خورشیدی انجام می گیرد، موجی از توهین و تهمت را روانه ی خاندان پادشاهی ایران کرد.

"عارف قزوینی" مشروطه خواه:
هر آخوند یک کارخانه ی خر سازی است
در این بخش از گفتگو، آخوند یوسفی صانعی علت اصلی و ریشه ی شورش گله های ۵۷ی در سرنگونی حکومت قانونی مشروطه ی پادشاهی و براندازی دولت قانونی زنده یاد "شاهپور بختیار" را، کنار زدن آخوندهای مفت خواره از امور سیاسی و اجتماعی مردم عنوان کرد که در نتیجه ی آن، خشم آخوندهای انگل به عنوان ابزاری در دست استعمارگران اروپایی، روس و دمکرات های آمریکایی مورد بهره برداری قرار گرفت و اتحاد شوم و نامقدس سرخ و سیاه رقم خورد.

یوسفی صانعی آن آخوند پیره حرامزاده ایست که در پشتیبانی تمام قد از اصلاح طلبان حکومتی در نقش یکی از سرکردگان اصلی آن، نقش نخست و قاطعی داشته است و زنجیره فریب های آخوند "سید محمد خاتمی"، بدون وابستگی مستقیم به او، معنا نمی دهد.

آخوند صانعی، در ضمن آن همه لجن پراکنی علیه خاندان میهن پرست شاهنشاهی ایران، آخوندهای مفت خواره را مشتی "دانشمند" خطاب کرد که علوم گوناگونی همچون ریاضی، فیزیک و ستاره شناسی را این آنها بوده اند که در دست داشته اند و به ترویج و شکوفایی دانش از راه آموزش و ایجاد تمدن، اقدام کرده اند !! یاوه ای سخیف که نه تنها در ایران، که در هیچ جای جهان محلی از اعراب ندارد و دروغش نخ نماتر از بررسی و بیان دوباره است.

رضا شاه بزرگ یک پادشاه ایران پرست بود که جز آبادانی کشور و خدمت به مردم،
در اندیشه اش نبود. شاه در سرزمین شاهان هرگز نمی میرد
اما آخوند صانعی از این چرند گویی آهنگ این بهره برداری را دارد که بیان کند "رضا شاه بزرگ" به بهانه ی دشمنی با آخوندهای به اصطلاح دانشمند، به دنبال دشمنی با دانش و علم در کشور بود و این کار را با اجبار آخوندهای زالو صفت به کندن رخت دین فروشی انجام داد !!

به دیگر سخن، رضا شاه بزرگ از آنجا که با دانش در ایران دشمنی داشت، نخست زنان را از یوغ دین بارگی و الله زدگی رها کرد و حجاب تحمیلی عربی اسلامی که آخوند بر سرشان گزاشته و روبنده بر چهره های زیبایشان زده بود را آزاد کرد و سپس موجی از دانشجویان را به اروپا فرستاد تا ضمن فراگیری شیوه های نوین و علمی دشمنی با علم و دانش، در خدمت خود بگیرد !!!!

این آخوند حرامزاده ی فسیل که همچنان در پندار عصر گوز نبوی به سر می برد و در این توهم است که با دروغ گویی و شیادی و به خرج دادن آن وقاحت ویژه و مشهور آخوندی، می تواند با گه خوری و دری وری پردازی، ترور شخصیت کند و مردم ایران را از گرد شاهزاده "رضا پهلوی" که به درستی در مسیر آن دو پادشاه میهن پرست بزرگ گام برمی دارد، دور سازد.

روز ملی آخوند کشان، مرامنامه ای است برای زدایش هزارگان سال تحمیل خریت
و دشمنی با خرد و دانش و عشق بشری
تخم نجاستی که در ایران به عنوان دم و دستگاه آخوندی کاشته شده است، آن انبوهی از باغستان هرزه پرور زهرآلوده ای از درختان بوآلبا است که باید در پی آزادی ایران در فردای آینده، نقشه ی سوزاندن ریشه و تخم همه ی این باغستان جهنمی را در راستای "روز ملی آخوند کشان"، پیاده کنیم.

بدینسان، آن آخوندهای حرامزاده ای که تا از دیروز تا هنوز، دشمن مشروطه بوده و به جای آن "حکومت مشروعه" ی دیروز یا همان "ولایت فقیه" امروز را می خواستند، به ناگاه از آستین اصلاح طلبی آخوندها دیدیم که افعی اسلام کبوتر می زاید و دم از مشروطه ی اصیل اسلامی و آخوندی می زند که البته رضا شاه بزرگ و آن همه جان باخته ی میهن، به آن خیانت هم کرده بودند !!!!


نمردیم و وقاحت ویژه ی آخوندهای دغلباز دروغ زن دروغگو را به چشم دیدیم و به جان لمس کردیم و دست به قلم شدم تا رسوار از قهبگی مادرتان، افشایتان کنم.

بنا به اعتراف این آخوند دریوزه ی حقیر زاده، سیاست رضا شاهی در برابر آخوندها کافی و به اندازه ی لازم قاطع نبوده است و اگر مهرورزی شاهانه برای این انگل ها به کار گرفته نشده بود، می بایست همچون آینده که خواهیم کرد، شاهد برچیدن بن و اساس دستگاه دین فروشی از هر دین و مذهب و فرقه ای بوده باشیم، ضمن آنکه مردم آزاد باشند که به اماکن مذهبی خود رفته و آداب کزایی دینی خود را به جای آورند. آخوند و منبر و تولید اندیشه ی آخوندی و کتاب های آخوندی، ممنوع. آخوند باید در دشت کویر و کویر لوت، شن جابجا کند و کویر را می تواند با وجود صدها هزار مفت خواره ی انگل، یک شبه تبدیل به دریاچه و باغ و زمین کشاورزی و هزار و یک چیز خوب دیگر کرد.

آنچه آخوند را می کشد و از اینرو آخوند خوب، آخوند مرده است، اعدام آنان نیست؛ بلکه آنست که روحیه ی آخوندی را یک بار و برای همیشه در هم شکنیم.

وز آب تلخ نرفتی ز بحر سوی افق
کجا حیات گلستان شدی به سیل و مطر

قطره از وتن خویش رفت و بازآمد
مصادف صدف او گشت و شد یکی گوهر

نه یوسفی به سفر رفت از پدر گریان
نه در سفر به سعادت رسید و ملک و ظفر

۱۳۹۷ دی ۱۷, دوشنبه

پفیوز کون برشته و روایت بیضه ی پدر همسایه

"سید فرامرز دادرس":
"شاهزاده رضا پهلوی از تولیدات بیضه ی محمد رضاست".

سید فرامرز دادرس، پفیوز مصدقی و کون برشته ی رژیم در فرانسه
یابویی به نام فرامرز دادرس که از عقده ای های تویله ی هزرط " محمد مصدق دله السلطنه" است، جایگاه خود به عنوان یک افسر ارتشی خائن را فراموش کرده و موش صفتی ذاتیش در فرار از جنگ ایران و عراق را به پای ولی عهد کشور و بزرگ ارتشتاران شاهنشاه ایران می گزارد.

تخم این کینه ی مصدق الهی را چه کسی برای نخستین بار در ماتحت سیده فرو کرده است، بر کسی پیدا نیست، اما آنچه که مسلم است آن می باشد که وی کینه ای ده ها ساله از شاهنشاه کشور را در دل سیاه خود اندوخته و این انباشت فضولات کارخانه ی مصدقی، سرانجام سبب آن شده است که به بهانه ی ستیزه جویی با پادشاهی مشروطه ی ایران، علیه شاهنشاه ایران پرست و شاهزاده "رضا پهلوی" نیز، دهان به لجن گویی باز کند.

فرامرز دادرس در حالی از "تولیدات بیضه ی محمد رضا" در یاوه نامه ی ف. بوکیش سخن به میان آورد که خودش از پشنگه ی آب کیر سید همسایه ساخته شده است. بگزریم که با حشمت روی هم ریخته است که آبروی نداشته ی شان را وقف فحش و ناسزا به خاندان شاهنشاهی ایران کنند !!

سید فرامرز دادرس با توهین به پادشاه آریامهر و ولی عهد کشور، شاهزاده رضا پهلوی را از
تولیدات بیضه ی  محمد رضا خواند
فرامرز دادرس که در وقاحت ویژه ی آخوندی در میان مزدوران خارج نشین رژیم، پیشینه ای به درازای آلت خرینه دارد، هم اکنون از دردی می نالد که به واسطه ی تیپای کانال یک و به خاطر عرعر با کون خوب سوئد "امید دلقک رسانه" خورده است و این سوزش هنگفت است که سبب شده سید پیر خر داستان ما، آنچنان بسوزد که دهانش را به فوران چرکابه های دل سیاهش باز کند.


قدر زر زرگر شناسد
قدر گوهر گوهری
کسی هم آن دور و بر نیست به آن یابو زاده بگوید تو اینقدر پست و فرومایه ای که نه تنها یک عمر نان ارتش شاهنشاهی را خوردی، که از آن پست تر و بی شرف تر بودی که به هنگام نیاز کشورت در روزگار جنگ، دم مصدق الهی عافیت طلبت را بر روی دوش موش صفتت گزاشتی و در پاریس به شانزه لیزه گردی مشغول گشتی. کسی نیست به این پست تر از پدرش یادآوری کند که تو همان فرومایه خفتی هستی که نه تنها از این دو خیانت و زبونی اعلام برائت هم نکردی، که امروزه به کسانی ایراد می گیری و چاه فاضلابت را به بدگویی از آنان باز می کنی که هم شخص شاهنشاهش ارتش را پرورد و به سامان درآورد و هم شاهزاده ی عزیز میهنمان در هنگامه ی جنگ، اعلام آمادگی کرده بود که برای نبرد با دشمن متجاوز به جبهه ی جنگ فرستاده شود.


تو که آب کیر سازنده ات اینقدر پست و حقیر بوده که این چنین دروغگویی دروغ زن از آب درآمدی، چگونه است به کسانی ایراد می گیری که هزاران بار از تبار و رفتار و کردار میهن پرستانه، از تو بالاتر بوده و هستند ؟!؟!

بمیرید در آن پستی ذاتی خویش که از چاه گه مصدق دله السلطنه بیش از اینش انتظار نیست.

زنده باد ایران پادشاهی
زنده باد شاهزاده رضا پهلوی