Google Ad

‏نمایش پست‌ها با برچسب اعدام. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اعدام. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۷ بهمن ۲۹, دوشنبه

گیرم که می زنید، گیرم که می کشید، با ۳۶۰۰ اعدامی روحانی چه می کنید ؟!

بر اساس آماری که منتشر شده است، تنها در دوران نمایش ریاست جمهوری به سرکردگی آخوند روباه بنفش "حسن روحانی"، ۳۶۰۰ نفر در زندان های رژیم و یا در مراکز عام (بنا به گفته ی خمینی حرامزاده)، دار زده شده اند.

اعدام یک انتقام جامعه از بزهکاران است. اعدام موجود بزهکار را از جامعه حذف
فیزیکی و قانونی می کند، اما امنیت، دادگری و آسایش را حکومت باید پیش از اجرای
اعدام، برای مردم به ارمغان آورده باشد. جمهوری اسلامی دروغ می گوید
ضمن آنکه نمی توان منکر ددمنشی و خونخواری جمهوری اسلامی شد و هتمن باید این اعدام های گسترده و سازماندهی شده در جهت سرکوب را به پای رژیم خونریز الله نوشت، نکته ای را هم باید در دید داشت و آن اینکه در جمهوری اسلامی که ولایت فقیه را به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از رژیم اسلامی، در قانون اساسی کزایی خود نشانده و در همان قانون اساسی، ولایت مطلقه ی فقیه را برتر از خود قانون اساسی دانسته است. این بدان معنی است که در جمهوری اسلامی، چیزی به عنوان "تفکیک قوا" بنا بر ادعای مسخره ی "محمد جواد کثیف" و دیگر اوباشان حکومتی، وجود ندارد.

این لاف در غربت بود که وزیر امور خارجه ی رژیم در آن نمایش برادری در اروپا زد. او با فراری رو به جلو، جنایت دیگرانی همچون سرکرده ی نجس الله پرستان جهان "بن سلمان" را جنایت می داند، اما جنایت های "محمد تازی" و "عمر حرامزاده" و "علی اُبنه آب طالبی" و دیگر آدمخواران اسلامی را جنایت نمی داند و از اینرو، خود را با وقاحت ویژه ی آخوندی، در جایگاه مظلوم و بر حق می نشاند.

جمهوری اسلامی در راستای مطامع جهان وتنی فراماسونری و اخوان المسلمینی ایجاد شده و حرکت می کند و از اینرو هر آنچه که جمهوری اسلامی از روز نخست تا به امروز انجام داده و مرتکب جنایت ها و دشنی ها و سرکوب ها وشکنجه ها شده است، همگی از دو آستین فراماسونری (انگل ستان، اسراییل، اروپا، روسیه، کشورهای عربی و آمریکا) و اسلام اهریمنی بیرون آمده است و این دو، سرهای مار رژیم ضحاک اسلامی در ایران اشغالیمان هستند.


من با آنکه دیدگاهم را درباره ی اعدام دگرش داده ام و پیشتر نیز در این باره روشنگری نموده ام، اما نمی توانم آن اعدام های دهشتناک و غیر قانونی و اسلامی و مکتبی و مصلحتی جمهوری اسلامی را درست بپندارم و بر آنها انگشت تایید گزارم.

اعدام در هازمان آشفته ای چون ایران و بلکه خاور میانه، امری است که به این زودی ها رخت نخواهد بست و لازمه ی اجرایی دارد، اما شرایطی که برای آن باید در دید داشت، دقیقن بر خلاف آن مواردی هستند که ولایت فقیه به آنها چنگ زده و در توجیه جنایات خود زیر نام اعدام، انجام می دهد.

خود جمهوری اسلامی تا مغز استخوان فاسد است و جنایت و تبهکاری ایی نیست که این رژیم آن را مرتکب نشده باشد.

در جریان گفتگوی شاهنشاه اعلا حضرت "محمد رضا پهلوی"، "دیوید فراست" می پرسد که سرکردگان جمهوری اسلامی خواهان بازگشت شاه به کشور برای اجرای حکم دادگاه و اعدام ایشان هستند؛ پاسخ امروز من به شما حرامزادگان خمینی زاده ی جمهوری اسلامی، همان پاسخی است که شاه میهن پرستمان به شما تخم های نجس محمدی و عربی و انگل ایسی و روسی داد: "شما که هستید که بخواهید ما را قضاوت کنید".


در روی دیگر سکه، تروریست هایی همچون مجاهدین و توده ای (کمونیست ها) و فداییان و دیگر ناخاله های ریزه میزه ی حزب پشت پستو باز هم، در حالی خود را مخالف اعدام های جمهوری اسلامی به دیگران می نمایانند که تو گویی آنها با دستانی پاک و وجدانی آسوده و قلبی سرشار از مهر به میهن و مردم، همه ی عمرشان را دست به اقدامات غیر خشونت آمیز زده اند !! هیچ نباید فراموش کرد که این شماها بودید که برای جمهوری اسلامی و خمینی حرامزاده ی تان، جنگ شهری به راه انداختید، پادگان و کلانتری و شهربانی اشغال کرده و به آتش کشیدید، با تجزیه طلبان ترکمن و کرد بر روی هم ریختید و با دشمنی که به ایران یورش آورده بود، هم کاسه شدید تا کردستان و خوزستان را تجزیه کنید.

اعدام خوب است، اما به شروطی که من اعلام کرده ام و هیچ موجودی که پیشینه ی تروریستی یا هتا اقدام به خشونت داشته است، کوچک ترین حقی برای گه زیادی خوردن و تظاهربه انسان دوستی و حقوق بشر ندارد. این نقاب دجاله شما رجالگان، سال هاست افتاده است.

۱۳۹۷ دی ۸, شنبه

فاحشه هاشمی، از کارکرد پدر تا کارنکرد یادگار پدر

این نخستین بار در جمهوری اسلامی است که دختر یکی از بنیانگزاران ولایت فقیه، سخن از فروپاشی محتوایی جمهوری اسلامی می گوید.

درآمدی بر "فائزه هاشمی": فائزه فاحشه است
نکته اش البته در "آنچه" که می گوید نیست، بلکه در "آنکس" که می گوید است. این سخن نه تنها از دل جمهوری اسلامی علیه خود رژیم بیرون می آید، بلکه از زبان دختر یکی از بنیانگزاران رژیم صورت می گیرد که به منظور تحقق حکومت اسلامی در ایران مشروطه ی پادشاهی، از دیرباز نه از ترور زنده یاد "کسروی تبریزی" پرهیز داشته و نه انتصاب "خامنه ای" به عنوان دیکتاتور دوم رژیم بنا بر خاطره ی کزایی آن عمام همام !!

نکته ی دیگری را هم که نباید از قلم انداخت اینست که این سخن از دهان فاحشه ی هاشمی تنها زمانی شنیده می شود که پدر آیت الله مردارش بیش از دو سالیست که به دست همان دیکتاتور منتصب خود راهی زیر آب و گور شده است !!

فاحشه ی هاشمی بار نخستش نیست که جنجال آفرینی می کند. در واقع، آنچه که او با بیشعوری آن را به کنایه به جمهوری اسلامی نسبت می دهد، امری است رخ داده که تک تک ایرانیان سال های سالست از آن خبر دارند، اما اگر در همه ی این سال ها آیت الله بی بی سی سراغ شما نرفته یا در برنامه های تلفنیش اهمیتی به این سنخ دیدگاه های مردمی درباره ی فروپاشی محتوایی رژیم نداده است، علتش دقیقن همانست که "چه کسی" آن را بر زبان می آورد و پیام این سخن همینجاست.

فاحشه هاشمی با نام مستعار فائزه:
من فروپاشی محتوا اعلام می کنم
از دیگر سو، فاحشه ی هاشمی در حالی از عبارت "فروپاشی محتوایی" استفاده کرده است که طیف بنیادگرای موسوم به اصولگرا، ترجیحن از عباراتی همچون "گسست خاموش" یا "فروپاشی نرم" یا همان "براندازی نرم" استفاده می کنند؛ عباراتی که تاکنون بارها از سوی رسانه های رژیم علیه مخالفان خود به کار برده شده اند.

آیت الله بی بی سی هم در این هنگامه ها خوب می داند به سراغ کدام تپاله ی مصدق الهی یا چپ اسلامی برود و با او به زرزر بنشیند. نهایت اینکه یکی از فاحشه های بدهیکل تکراری خود را روبروی دوربین می نشاند و با زبان پارسی به ایران خیانت و به جمهوری اسلامی خدمت می کند و برای این خدمت، آنچه را که همه ی مردم ایران در راستای مخالفت با هر آنچه جمهوری اسلامی تحمیل کرده است، انجام داده اند و با دست خود فرایند مخالفت مدنی یا براندازی نرم اجتماعی از درون را دهه هاست کلید زده اند، آن را به نام "شجاعت فاحشه ی هاشمی" در برابر "مخالفت منتقدان" خوانده و این براندازی نرم اپوزوسیون مردمی علیه جمهوری اسلامی را به نام عفونت یادگار سردار ویرانگر اسلام آیت الله مردار هاشمی رفسنجانی، مصادره می کند.

در بخش دیگری از یاوه سرایی فاحشه هاشمی، وی دولت دست نشانده ی آخوند روحانی را دولتی "فشل" می خواند که نخست باید به یک فرهنگنامه بازبرد کرد تا معنای آن را جست !!
فاحشه هاشمی (فائزه) انگل زاده ی آیت الله مردار هاشمی رفنسجانی
و نقد حکومت اوسینی امیر المومنین آیت الله العظما سید علی خامنه ای 
اینکه چرا او از واژه ی فشل به جای واژه ی "سست و تنبل" استفاده کرده است، امری است برای بر هم زدن تمرکز ذهن خوانندگان و شنوندگان تا سپس معنی واژه ای را که نمی دانند، از زبان مفسرانی بشنوند که در عین جااندازی ولایت فقیه، بخش اصولگرای رژیم را هدف بگیرند. بر خلاف بسیاری که سال هاست می اندیشند دولت دست نشانده ی آخوند روحانی، دولتی راست، ملی یا اسهال طلب است، بر این باورم که او دست نشانده ی مستقیم خامنه ای از ابراز نامزدی تا به امروز است و این مسیرهایی که جمهوری اسلامی از آنها تاکنون گزر کرده، بدون چنین شتر گاو پلنگی ممکن نمی بود !!

اما آیا تنبلی و سستی دولت منصوب روحانی در برآوردن خواسته های مردمی یا همان بازسازی اقتصاد فروپاشیده است یا آنکه وی نتوانسته یا دانسته نخواسته است تا بر سر پیمانی بماند که آیت الله مردار هم در آن سهم و اشتراک نظر و انتظاراتی داشته است ؟! البته که ثروت سراسر دزدی این خاندان ایرانخوار، آنها را از پول بی نیاز کرده، اما کوتاه شدن دست این خاندان اهریمنی از نفت ایران و سپس رسوایی رشوه دهی برادر نر توله ی فاحشه ی هاشمی به فرانسوی ها، قوزهای بالاقوزی هستند نصیب این نکبتیان شده است و این لجن پراکنی به صورت خودی های دیروز رژیم از سوی فاحشه هاشمی، یک سوپاپ فشار کون بیشتر نیست.

دعای کزایی آخوند ریایی برای انگل زاده ی دزدش:


یکی از سلطان های رانت خواری و چپاول نفت و گاز و خاک ایران، همان آیت الله مردار هاشمی رفنجسانیست و چون با اعدام موافقم، امیدوارم در فردای آزادی ایران همگی افراد این خانواده به جرم خیانت به کشور از دید اجتماعی و خیانت به کشور از دید تاریخی و برای چندین نسل، اعدام شوند و هر ناکس که به مانند او در این خیانت ها یا خیانت های مشابه، هم دست بوده، شریک جرم بوده یا به راه آنان رفته است نیز، یکسره اعدام شوند.

۱۳۹۷ آبان ۶, یکشنبه

دستور انجیل الکزا به قتل عمد و سنگسار


خدای متعال بابای ایسا بی پدر، در انجیل الکزا، سفر تثنیه، آیه های ۱۳ تا ۲۱ می فرماید:

"اگر مردی برای خود زنی بگیرد و چون بدو درآید، از او بیزار شود و به او تهمت زده، اسبابِ بدنامی وی گردد و بگوید این زن را گرفتم و چون به او نزدیکی کردم، او را باکره نیافتم و آنگاه پدر و مادر آن دختر، دلیل بکارت وی را نزد مشایخ به دروازه ی شهر بیاورند و پدر آن دختر به مشایخ بگوید دخترم را به این مرد به زنی دادم و اکنون از او بیزار است و اینک به او تهمت زده و می‌ گوید دخترت را باکره نیافتم و حال آنکه این است دلیل بکارت دخترم، و پارچه را در حضور مشایخ شهر بگسترانند، آنگاه مشایخ شهر مرد را گرفته، تنبیه کنند و او را صد مثقال‏ در عبری "شِکِل" بخواهد (یک شِکِل تقریبن برابر با ‏۵‏​۱۱ گرم است).

او را نقره جریمه کرده، آن را به پدر دختر بدهند، زیرا باعث بدنام شدن باکره‌ ای در اسراییل شده است. او زن وی باقی خواهد ماند و در همه ی عمرش نمی‌ تواند دختر را رها کند. ولی اگر این اتهام حقیقت داشته باشد و دلیل بکارت دختر یافت نشود، آنگاه آن دختر را نزد وی در خانه ی پدرش بیاورند و همشهریانش او را به سنگ سنگسار کنند تا بمیرد؛ زیرا در خانۀ پدرش فاحشگی کرده و کاری ننگین در اسراییل مرتکب شده است. بدینگونه بدی را از میان خود خواهید زدود.

دستور ایسا در انجیل مبنی بر سنگسار زنان
اگر مردی در حال زنا با زنی شوهردار یافت شود، هر دو باید کشته شوند. هم مردی که با آن زن همبستر شده و هم آن زن. بدینگونه بدی را از اسراییل خواهید زدود.

اگر مردی دختر باکره‌ ای را که نامزد دارد در شهر بیابد و با او همبستر شود، هر دو را باید به دروازه ی شهر بیرون آورده، سنگسار کنند تا بمیرند؛ دختر را از آنروی که هر چند در شهر بود فریاد برنیاورد و مرد را از آن سبب که زن شخصی دیگر را بی‌عصمت کرده است. بدینگونه بدی را از میان خود خواهید زدود".

۱۳۹۷ مهر ۱۷, سه‌شنبه

اعدام اجتناب ناپذیر و کاری اخلاقی است

پیشتر درباره ی اعدام نوشته بودم که: "با اعدام موافقم"؛ همچنین عنوان کرده بودم که اعدام نباید خاستگاهی اعتقادی و دینی داشته باشد و تنها بنیان و تکیه گاه آن باید برخاسته از منشور قانونی کشور باشد که منطبق با "قانون اساسی" است.


اینکه آدمکشان و متجاوزان جنسی و اختلاسگران و آنان که علیه ملت و کشور دست به اقدامات تروریستی می برند، اعدام شوند، گزاره ای ضد انسانی و ضد حقوق بشری نیست، بلکه دقیقن به معنای اجرای دادگری است. در ایران کنونی که با صدها هزار بزهکار جانی و انسان های خطرناک روبروست، اعدام امری اجتناب ناپذیر است. اعدام بخشی از حقوق مشروع ملت ها برای پاک سازی هازمان خود از لوث وجود انگل ها و کثافات انسانی موجود در اجتماع است.

اما هوچی گران چپ که جملگی یا از دار و دسته ی اوباشند یا از گروهک های تروریستی و تجزیه طلب پانکرد وپانترک و پان عرب، اینها هستند که با ژست نخ نمای حقوق بشری و در حالی که نام ده ها سازمان کزایی را با خود به یدک می کشند، از جمله مخالفان اعدام تروریست ها و متجاوزان هم سنخ خود می باشند.

انگل ها تیپا خورده ای همچون "شادی صدر" و "شادی امین" که هم از دید سیاسی متعلق به جناب چپ کمونیستی هستند و هم از دید قومی و قبیله ای متعلق به گروهک های نژاد پرست و تجزیه طلبی همچون "خلق الاهواز"، این نجاسات هستند و بس که با اعدام مخالفند. این حرامزادگان گنجشک را رنگ می کنند و به خیال آنکه یاوه هایشان خریداری دارد، زور می زنند تا آنها را به جای قناری به مردم ما قالب کنند !!



همین تروریست های اروپا نشین بودند که می گفتند توله کفتار تروریست پانکرد و تجزیه طلبی به نام "رامین حسین پناهی" یکی کلاغچه ی بی گناهی بوده که در مرز ایران با تفنگ و قتار فشنگش مشغول مشق دمکراسی و ترویج آزادی بیان بوده است و داشته با شلیک گلوله و ترور و ایجاد ناامنی، فعالیت حقوق بشری می کرده است !!

در این جستار اما قصد دارم به کثافات چپ خلقی که مصدقی چی ها از جمله "قاسم شعله سعدی" و "حزب خودخوانده ی پان ایرانیست" مصدق باز را هم شامل می شود، یک تو دهانی بزنم و با اشاره به بخشی از سخنان "دانلد ترامپ" در میان سران پلیس کشورش، این حاشیه ی امنی که تروریست ها و متجاوزان به حقوق مردم و ملی ما برای خود ایجاد کرده اند، آسیبی لازم و اجتناب ناپذیر وارد آورم.

اینکه، دانلد ترامپ با اعدام انگل هایی که جرات به خرج داده و به افراد پلیس این کشور یورش آورده و آنها را کشته اند، موافق است و هتا بیان می دارد که بررسی پرونده ی آنان در دادگاه، نباید به درازا و پانزده و بیست سال بکشد، بلکه باید فورن دادگاه آنان تشکیل شود و اعدام شوند.

این جستار قصد ندارد به توجیه جنایات رژیم در اعدام سران دولت شاهنشاهی بپردازد.



آن دسته از زندانیان سیاسی دهه ی شصت نیز، که همگی از گروهک های تروریستی فداییان و مجاهدین خلق بوده اند، در صورتی که با گناهی غیر از قتل عمد و تروریسم و تجزیه طلبی و جاسوسی روبرو بوده و تنها به خاطر هموندی در این سازمان های ضد ایرانی و به عنوان زندانی سیاسی دستگیر شده و سپس اعدام گشته اند را، جدای از اجرای قانون اعدام می دانم؛ این مورد شامل دختران و پسران جوانی می شود که سرفن به خاطر هموندی و یا هتا فعالیت های غیر نظامی دستگیر شده اند و هتا بسیاری از آنها که قرار می بوده به زودی از زندان آزاد شوند، اما دژخیم ولایت فقیه آنها را کشته است نیز، می شود.

جنایت جمهوری اسلامی در اعدام های دهه ی شصت، چیزی نیست که هیچ انسانی بخواهد و بتواند از آنها دفاع کند.

از دیگر سو، اجرای قوانین کنونی اعدام از سوی جمهوری اسلامی نیز مورد مخالفت منست. این اعدام ها هتا اگر به منظور پاک سازی جامعه از انگل های خطرناک انجام گیرند، از آنجا که دارای خاستگاهی از کثافات فقهی و گنداب شریعت اسلامی می باشند، مردود هستند و ساز و کار اعدام باید برخاسته از شفافیت دادگاه و حق وکالت بدون ترس و آزاد و هیئت منصفه و قاضیان مستقل صورت گیرد، که هیچ یک از این موارد در جمهوری اسلامی نه وجود دارد و نه جمهوری اسلامی به این موازین انسانی پایبند بوده و نه نخواهد بود.


هنگامی که رییس جمهور آمریکا از اعدام در برابر استیفای حقوق کسانی که با ریخته شدن خونشان و از دست دادن زندگیشان، حقوقشان پایمال شده است، موافق است، این یک تو دهانی بزرگ به یاوه سرایان به اصطلاح اپوزوسیون رژیم است که می گویند اعدام ناقض حقوق بشر است.

البته مجازات اعدام "هرگز" نباید در برابر چشم مردم انجام گیرد، زیرا که این نهادینه کردن خشونت و تشویق به اعمال خشونت و توجیه آن با گستراندن دادگری، است. اعدام باید پشت درهای بسته و در محل زندان و با باشندگی صاحبان حق و نمایندگان نهادهای دست اندرکار و قانونی و نیز روزنامه نگاران و دیده بانان حقوق بشر انجام گیرد.

اعدامی که برخاسته از رویکرد و تفسیر دینی است، قتل و کشتار است و نمی توان آن را اجرای عدالت نامید، بلکه میزانی است از نادرستی و کژروی های یک رژیم خونریز و تمامیت خواه، که مخالفان خود را می کشد.

۱۳۹۷ مهر ۱۰, سه‌شنبه

قتل می تواند بخشوده شود، اما اعدام نباید برداشته شود

اینکه به واسطه ی الله زدگی مردم، اسلام اهریمنی توانسته است احکام انسان ستیز خود را بر هازمان ایرانی تحمیل کرده و هتا تشکیل حکومت دهد، خود به عنوان نمودی با نام جمهوری اسلامی، دستاورد و برونده خواست مردمی بوده است که با هزار و یک نادانی و با خیانت ها و مزدوری های گروه ها و تروریست بازی های چپ ها، به بار نشسته است.


اعدام در ایران، امری نامرتبط با جمهوری اسلامی و امری مرتبط با فرهنگ خفیفه ی اسلامی مردمی است که درد و ورم اسلام رهایشان نمی کند. از این بیشتر، اعدام مسئله ای است فرااسلامی که در هر جای دیگر جهان نیز تجربه شده است و بیش از این، سرانجام باید تکلیف خود را معین نمود که آیا اعدام وجود داشته باشد یا نه.

پاسخ من اینست که در شرایطی که یک هازمان، بسیار آشفته و سرشار از بزهکاری و جنایت باشد، نه نمی توان اعدام را برداشت و نه کار درستی است که اعدام حذف گردد. در واقع، مشکل اعدام آنجا برجسته می گردد که رژیمی خودکامه و فاشیست مذهبی و تمامیت خواه، رژیمی که از بنیان اسلامی و محمدی است و مشغول پیاده کردن احکام نجسه ی اسلامی است، این رژیم دست به اعدام می زند.

اینگونه است که به بهانه ی مخالفت با جمهوری اسلامی، به اعدام در این رژیم گیر می دهند. اما هتا یک بار هم کسی نشنیده است یا جایی هم در رسانه های کزایی پارسی زبان گفته نمی شود که اعدام در آمریکا خوب نیست و باید برداشته شود، زیرا آمریکا را کشوری آزاد و دمکراتیک می دانند که خواسته ی اعدام از سوی مردم آن ایالت های آن کشور اعمال می شود و کاملن دمکراتیک است و از آنجا که بر اساس قوانین جهانی و قوانین خود ایالات متحده، مسئله ی اعدام امری بر خلاف حقوق بشر نیست، پس اعدام همچنان می تواند تا هنگامی که بیشتر مردم یک ایالت خواهان آن باشند، برقرار و اجرایی باشد.

آن هم اعدام هایی که به شکل ها تفننی و من درآوردی اجرا می گردد، که شامل کشتن با برق و تزریق مواد زهری به بدن و یا اتاق گاز می شود.


از اینرو، چپ نجاست های پفیوزیسیون که عرعر می کنند که اعدام در تضاد با حقوق بشر است، هتمن باید خفه خون بگیرند.

اگر در ایران انسانی را بکشید، باید کشته شوید. اگر از اموال مردم و ثروت های ملی دزدی و بهره کشی شخصی، حزبی و یا جناحی کرده اید، باید اعدام شوید. اگر برای هر کشور بیگانه ای مشغول جاسوسی هستید، باید اعدام شوید. اگر مواد مخدر را تولید، ترابری و پخش می کنید، باید اعدام شوید. اگر لات و اوباش هستید و جرات لات بازی و اوباشی گری در اجتماع را دارید، باید دستگیر و اعدام شوید. اگر تروریست مسلح هستید و یا با تفنگ به بانک دستبرده زده اید و آدم ربایی و گروگانگیری کرده اید، باید اعدام شوید.

اینها همگی مواردی غیر دینی هستند و من به عنوان یک ایرانی، خواستار آنم که هتا پس از برافتادن این رژیم ضد ایرانی، تا هنگامی که وضعیت اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی مردم در حدی از شعور و تمدن نرسیده باشد که خود را هم تراز سوئد ببینند، همچنان باید حکم اعدام در ایران برقرار باشد.


از اینرو، دختر جوانی که از پانزده سالگی تا هفده سالگی شوهر کرده بود و شوهرش او را رنج داده و شکنجه می کرده است، به خودی خود از آغاز زندگی بدبختانه ای داشته و اگر خوشبخت می بود، در این سن نه ازدواج می کرد و نه گرفتار چنین کفتاری می شد. اما چون شوهر خود را به قتل رسانده است، باید اعدام شود. قتل عمد = اعدام.

شما جامعه ای دارید که قربانی تولید می کند و سفله می پرورد و احمق و بی تفاوت تحویل اجتماع می دهد، آنگاه هنگامی که دست به بدترین کارها زد، توقع دارید حکم اعدام بر آنها اجرا نگردد ؟! از این خبرها نیست، اگر راستگو می بودید و به فکر سامان دادن به این دیوانه خانه می بودید، شرایطی را فراهم می کردید که قربانی تولید نکند. شما دروغگو، پست سرشت و یاوه سرا هستید.

۱۳۹۷ مهر ۲, دوشنبه

با اعدام موافقم

ایران نه فرانسه است که شانزلیزه داشته باشد و نه سوئد و نروژ است که زندان هایش به هتل تشبیه شوند. ایران، کشوری است مالامال از مجرم و تبهکار و آدمکش و آدمخوار، دزد و متجاوز جنسی و مال مردم خور و ددخو و اربده کش و لات و هر جور کثافت دیگری که دلتان بخواهد !!


رژیم ولایت فقیه، خود به آن دلیل قصد دارد که برنامه ی حذف اعدام از تبهکاران قاچاقچی مواد مخدر را بردارد، زیرا سرکردگان مافیای مواد مخدر در ایران، از فرماندهان ارشد اطلاعات سپاه و واواک هستند و زیر نظر مستقیم حرامزادگانی همچون دیکتاتور رژیم و پاسدار "محسن رضایی" گردانده می شود. از اینرو، هیچ گاه عاملن اصلی قاچاق مواد مخدر دستگیر نشده اند و نخواهند شد و این اعدام سرفن جهت نمایش یک بازی مردم فریبانه بوده است که سال ها به خوبی توانسته بود مردم را فریب دهد و بر مافیای قاچاق مواد مخدر از سوی سپاه، سرپوش بگزارد.

این بدان معنی است که بازی در حال دگرگون شدن است و رژیم تصمیم دارد مجازات اعدام را از روی ناخاله نخودچی های قاچاقچی بردارد و برگ دیگری را بازی کند.

اما اعدام تنها منحصر به مواد فروشان نیست. بلکه، ویژه ی آدمکشان و جاسوس ها و ترویست ها نیز می شود. اینکه با قوانین کثافته ی اسلامی، در توجیه اعدام کوشیده می شود، مورد نظر این جستار نیست و هدف از این نوشتار، ترویج اعدام نیز نمی باشد. بلکه سرفن بیان این نکته است که در شرایط کنونی اجتماعی ایران، اعدام به عنوان کیفری لازم برای انتقام و کیفر کردن متجاوزان، ضروری است و آن را به عنوان عاملی بازدارنده ارزیابی می کنم.



با توجه به اینکه چند تروریست تجزیه طلب پانکرد به تازگی به دار مکافات آویخته شده اند و هم زمان، دشمنان یکپارچگی ایران بسیار بر تبل خود کوبیده و در سوراخ های دخمه های رسانه ای خود داد و هوار کرده اند، نشانگر آنست که حساسیت دشمنان ایران، به هنگامی که بحث لاشه کردن این خائنان تروریست پیش می آید، بسیار بالاست و از اینرو، می توان با بالا نگاه داشتن ساتور اعدام بر سر این خائنان به ایران، از اعدام به عنوان ابزاری پیشگیرانه بهره جست.

بدین معنی که دشمنان ایران و تجزیه طلبانی که خود را به منظور تکه پاره کردن ایران مسلح کرده اند، می دانند که اگر خلع سلاح نشوند در مقر گروهک خود لاشه سازی خواهند شد و اگر به خاک کشور یورش آورده و دست به اقدامات تروریستی بزنند، یا کشتار شده و یا دستگیر می گردند که در صورت دستگیری، حکم اعدام بر آنها اجرا خواهد شد. از اینرو، این سه سیاست هم زمان، می تواند به سود ایران تمام شود.

این سه سیاست، یکی یورش به تروریست ها در گرمخانه های عافیت خود و در مقرهای تروریستیشان در اقلیم خودسر کوردلستان است و دیگری دستگیری و اعدام.

تا روزگاری که وضعیت اجتماعی ایران به سبک دقیانوس اداره می شود و مردمی بی سوادی و لنگ نان و سقف، یازده ملیون بی سواد مطلق و هفت ملیون معتاد رسمی ثبت شده دارند و فحشا و دزدی با منتها درجه ی حکومت ناب اسلامی و محمدیش رسیده است، اعدام را امری واجب می دانم که ناگزیر باید با آن کنار آمد. اما این بدان معنا نیست که اعدام ها باید بر اساس شریعت کزایی اسلام اجرا شوند و بهانه های فقهی پلید اسلامی بر آنها بگزرد و بدین معنا نیز نیست که این اعدام ها در انظار همگانی انجام شوند.

بلکه سرفن از اعدام به عنوان ابزاری استفاده گردد که به ناچار و به شکلی موقت، روند انتقام از دشمنان جامعه و کشور را بستاند.

تروریست پیشمرگه ی پانکرد از گروهک تجزیه طلب کومله
که به خاطر یورش تروریستی به ایران و ایحاد ناامنی و نیز خیانت
به زادگاه خود ایران، به شیوه ای زیبا و استوره ای اعدام شد
 از اینرو، من که خود سال ها با اعدام مخالف بوده ام، با ارزیابی دوباره ی شرایط جامعه و پر رنگ تر شدن حضور تروریست ها در اقدام به ضربه زدن به امنیت ملی و یکپارچگی کشور، خط و خطوط مبارزه با دشمنان ایران را با اپوزوسیون میهن پرست مبارز جدا کرده و هیچ یک از به اصطلاح احزاب و در واقع گروهک های تروریستی پانکرد را جزو اپوزوسیون نمی دانم و همه ی کسانی که سر در آخور این دسته از کرم های متعفن دارند و یا حال و هوای نجسشان، بوی چپ و مصدق می دهد، حزو دشمنان و خائنان به کشور تلقی می شوند و این تعیین خط مشی، در کنار مبارزه با رژیم جمهوری اسلامی صورت می گیرد که هرگز انتخاب من نبوده و نخواهد بود.