Google Ad

‏نمایش پست‌ها با برچسب محسن رضایی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب محسن رضایی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۷ دی ۹, یکشنبه

پاسدار "محسن رضایی": "کربلای چار شوخی بود"

در سالروز شوم عملیات تهاجمی "کربلای چار" که ولایت فقیه شیعه آهنگ یورش به بصره ی شیعه نشین و اشغال آن و در نتیجه تجزیه ی آن از کشور عراق را داشت، پاسدار "محسن رضایی" گه مجسم اسلام عزیز، در توییتی آن عملیات برای ایرانیان خونین را یک شوخی خواند !!

پاسدار محسن رضایی که از مادری فاحشه ساخته شده است، عملیات تهاجمی
کربلای ۴ به منظور اشغال بصره ی شیعه نشین را یک شوخی خواند که هدف
از انجام آن، کس خل کردن دشمن بوده است !!
در زیر بخشی از واکنش‌ کاربران توییتر به چرند پردازی پاسدار محسن رضایی درباره ی عملیات لو رفته ی کربلای چار که نتیجه ی آن بیش از ۱۲ هزار کشته و زخمی برای رزمندگان ایرانی بود را خواهید دید:

- ١٣٠٠٠ تن از بهترين غواصان و جوانان كشور را در یک عمليات لو رفته از دست می دهید كه رد گم كنى ؟!! كه تازه بعدش پرتلفات ترين عمليات جنگ ٨ ساله، يعنى كربلاى ۵ را آغاز كنى و آخرش هم بصره را فتح نكنى ؟!! اين اعتراف بزرگ شما ثبت شد آقاى فرمانده ی مصلحت انديش !!

- خاک بر سرت سردار، عذر بدتر از گناه می‌ تراشی ؟ جان آدمیزاد رو چی فرض کردی ؟

- بابا دمت گرم. عملیات لو رفته را انجام داده ای، ۱۲ هزار تا کشته دادیم که عملیات ۵ را انجام دهیم ؟! بابا نابغه‌ ای هستید. بر خلاف اینکه بسیاری به شما و دوستانتان گوشزد کردن که عملیات لو رفته، باز هم چند هزار جوان را به کشتن دادید. خیلی خوب دشمن رو فریب دادید، دست مریزاد !! در عملیات به اصطلاح موفقیت آمیز کربلای ۵ هم که ۷۰۰۰ تلفات دادید !! عجب پیروزی شگرفی !!

- آدم به وقاحت تو نوبره.‌ ۱۲ هزار نفر را برای وانمود کردن دادین زیر گل. تف به شما، شرمتان باد.

توییت پاسدار محسن رضایی درباره ی شوخی بودن عملیات تهاجمی کربلای ۴
درگیری لاشخورهای حکومتی با یکدیگر در واپسین روزهای جمهوری اسلامی
پاسدار جنایتکار محسن رضایی از جنایات جنگی خود به عنوان افتخار جنگی دفاع می کند
پاسدار قاچاقچی محسن رضایی، با فرافکنی و فرار به جلو، بی مسئولیتی های موجود در
مدیریت سرکردگان ولایت فقیه را از نتیج فرهنگ شاهنشاهی خواند !!
اما اینها تنها یخشی از خشم هم میهنان به جنایات جنگی جمهوری اسلامی و سرکردگان سیاسی و نظامیش می باشد که تنها کمی پس از بیست سال از آن جنگ غیر ضروری بیان می شود. بیایید دادوری و دادخواهی خود را هواله ی تاریخ نکنیم و از خود آن ناکسانی حساب کشی کنیم که در اینگونه جنایت ها نقش نخست و آمر و عامل را داشته اند. بیایید پیش از آنکه هر یک از این حرامیان ولایت فقیه ریق رحمت حق موهوم را سر کشیده و سقط شوند، آنها را سرنگون و محاکمه و به جرم خیانت به میهن و ملت و جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت، اعدام کنیم.

۱۳۹۷ مهر ۲۲, یکشنبه

طرف اسمش تندیسه، باباش کلاهبردار تندیس !!

"تندیس تناولی" در جستاری که ۳۱ اُم تیر ماه در "تابناک" منتشر شد، به نقل از پدر کلاهبردارش "پرویز تناولی" می نویسد:

"اگر «مریم گودرزی» پیروز شود، فاجعه‌ ای برای هنر ایران خواهد بود. زیرا هر کس در ۴۰ سال گزشته، تابلو يا مجسمه اى خريده يا فروخته باشد، می تواند ادعای «غبن»* کرده و با استناد به این پرونده، آن معامله را بر هم زند.

*غبن، لقلقه ای عربی در فقه کزایی اسلامی است که به معنای فریبکاری می باشد. الله پرستان به دلیل آنکه ارج و احترامی برای زبان پارسی قائل نیستند، تا می توانسته اند از واژگان تازی در فقه کثافته ی اسلامی بهره جسته اند تا با جااندازی زبان سخیف عربی، بر دشمنی خود با ادب و زبان پارسی افزوده باشند.

تندیس تناولی نر توله ی پرویز تناولی، نسبت به آبروریزی و دزدی های
پدر خود، بیدادخواهی می کند
با استناد به این حکم صادره، که می گوید شما می‌ توانید پس از امضای یک قرارداد فروش یا معاوضه ی آثار هنری، پشیمان شوی و بگویی من نمی دانستم اثر من چه ارزشی دارد و سپس اعلام ضرر هم کنی، صفی دراز از افرادی که طی این ۴۰ سال مالک آثار هنری شده اند، با ادعاهای این چنینی می توانند همه ی "بازار هنر ایران" را در هم بریزند. برخی از آنها نگرانند و منتظرند این پرونده تعیین تکلیف شود تا به همین حکم استناد کرده و دعواهای تازه ای مطرح کنند؛ اگر چنین شود، دیگر سنگ روی سنگ بند نخواهد شد و آشوبی در هنر ایران پدید خواهد آمد".

نامه ی رسمی "ابوالقاسم اشرفی امیری" به "علی معلم دامغانی"
فرنشین فرهنگستان هنر رژیم به تاریخ شهریور ماه ۹۶
"داریوش افشار":

"پاسدار "محسن رضایی" از سرکردگان امنیتی و سیاسی و نظامی و اقتصادی و فرهنگی و ... رژیم که در سر اموری غیر قانونی همچون پول شویی، قاچاق ارز و مواد مخدر، قاچاق عتیقه، قاچاق دختران به کشورهای همسایه به منظور فحشا و روسپی گری و قاچاق آدم کوتوله ها به بیت رهبر به منظور بهره گیری از خون آنان برای افزایش طول عمر دیکتاتور رژیم، قرار دارد، در مورد افتضاح فریبکاری و دزدی و کلاهبرداری های پرویز تناولی نیز ورود کرده و با در اختیار قرار دادن تارنمای خود موسوم به "تابناک" به تندیس تناولی، به پشتیبانی آشکارتری از این خانواده ی جرثومه ی ننگ و فساد پرداخته است.

پرویز تناولی سال هاست که با تولید آثار سخیف هنری و فروش آنها در نگارخانه های داخلی و برون مرز، به امر پول شویی رژیم و پنهان کردن رد پای قاچاق مواد مخدر و عتیقه جات از سوی گروه زیر نظر پاسدار محسن رضایی، اقدام می کند.

برای آنکه شناخت دقیق تری نسبت به مجسمه ی اهریمنی کثافت محسن رضایی داشته باشید، برچسب پایین این جستار را دنبال کنید".


سند کلاهبرداری و اخاذی پرویز تناولی از مشتریان خود
دغدغه های تناولی برای بازارهنر ایران کاملن درست و قابل احترام است، اما بر اساس اسناد معتبر دادگاه، او در معامله ی خود با خانم‌ گودرزی، "تدلیس" انجام داده است. تدلیس نیز، یک لقلقه ی عربی دیگر به معنی "فریب در معامله با انگیزه و برنامه ی بزهکارانه است که از آغاز بر مبنای سر کیسه کردن طرف معامله صورت می پذیرد".

پس شکایت گودرزی ربطی به "دبه درآوردن در معامله" پیدا نمی کند، اما ترس تناولی از چیست که اینگونه موفقیت گودرزی در این پرونده را فاجعه ای برای هنر ایران می خواند ؟؟

اگر کمی در مورد پیشینه ی بد تناولی در بازار هنر پژوهش کنیم، به سادگی درمی یابیم که او در جستار بالا، شیوه ی کاری خود در معامله های گوناگون را توضیح داده است. به ویژه هنگامی که ارزش اموال منقول یا غیر منقول معامله شده، پس از عقد معامله به شدت افزایش پیدا کنند، تناولی زیر همه ی تعهدات خود می زند و هتا درخواست ضرر و زیان هم می کند !! او بارها و بارها و در معامله های گوناگون، به این بهانه که "ارزش اصلی جنس مورد معامله را نمی دانستم"، معامله ی تمام شده ای را بر هم زده و یا اینکه خریداران را مجبور کرده که رقم سنگین تری را به او بپردازند. 

پرویز تناولی از مزدوران دو گانه سوز و دو تابعیتی رژیم و از همسایگان کانادا نشین "خاوری"
شنیده ها حاکی از این است که جمعی از مجموعه دارانی که به همین شیوه از سوی تناولی مورد اخاذی قرار گرفته اند، بی صبرانه در انتظار نتیجه ی این دادگاه هستند تا پیرو آن، علیه این به معنای واقعی کلمه تندیس ساز، اقامه ی دعوا کنند. با این تفاسیر، پیروزی خانم گودرزی در این پرونده، فاجعه ای برای پرویز تناولی و خانواده ی کلاهبردار او خواهد بود.

شرح تصاویر:
"تناولی پس از فروش ۲.۵ملیون دلاری پرسپولیس در کریستیز، ۶۰۰ هزار دلار گول اضافه از خریدار نخست اخاذی کرده است" !!

۱۳۹۷ مهر ۱۱, چهارشنبه

شش ملیون و ششصد هزار دلار دزدی از آثار فرهنگی به دستور محسن رضایی و شاهرودی عراقی

در حالی که "پرویز تناولی" و‌ وکیلان او، بارها و بارها ادعا کرده بودند که شش تندیس متعلق به خانم "مریم گودرزی" تلف شده و از بین رفته اند، پریروز و ساعتی پس از صدور حکم بازداشت تناولی، او تندیس ها را به دادگاه تحویل داد و بدین ترتیب، این بار خود ثابت کرد که در چند ماه گزشته افزون بر پنهانکاری و دروغ با انگیزه ی بزهکارانه، در مورد سرنوشت تندیس ها هم به دادگاه دروغ گفته است.


بنا بر اظهارات نزدیکان تناولی، او در این تندیس ها دست برده و ‌دگرش هایی در آنها ایجاد کرده است. البته هنوز مشخص نیست که این دگرش ها تا چه اندازه بوده و جهت مرمت انجام شده و یا در جهت از ارزش انداختن تندیس ها از اصالت و ارزش اصلی، اما در این مورد ویژه باید منتظر دیدگاه کارشناسان متخصص دادگستری و البته اسناد و تصاویر مرتبط بود و از هر گونه پیش داوری پرهیز کرد.

در ضمن، بنا بر اظهارات مستند نزدیکان تناولی، جمعی از انگل زاده ها و مزدوران سیاسی، مذهبی و نظامی رژیم نیز، به سود پرویز تناولی به این پرونده ورود کرده بودند تا با اعمال فشار بر دادگاه، این پرونده به سود تناولی پایان یابد. ورود مزدوران رژیم به پرونده ی وی، دقیقن بر خلاف ادعاهای شخص تناولی در مورد استقلال حرفه ای هنرمند و نداشتن وابستگی به ساختار حکومتی است. از قرار معلوم، تناولی نیز به مانند "آغداشلو"، با نفوذ در نهادهای سیاسی قدرت در تهران و پاریس، بی دغدغه به فعالیت مشغول است. تناولی با تکیه بر همین روابط، در تمام این دو سال بی ترس و بی پروا به نشر دروغ و فریب اذهان عمومی ادامه داده است.

شش اثری که در طول ماه های گزشته، تناولی و اطرافیانش از نابودی و تلف شدن آنها قصه ها ساخته بودند !!

اما این آثار، با دگرش ها و دخالت‌ هایی به دادگاه تحویل شده و دیگر ارزش نخستین خود را از دست داده است. بدینگونه، تناولی افزون بر دغل و دروغ های فراوانی که در سیر قضایی این پرونده مرتکب شد، نشان داد که تمامیت خواه است و به قول اطرافیانش، به ضرب المثل قدیمی "دیگی که برای من نجوشه، می خواهم که سر سگ توش باشه" پایبند و معتقد است.
 

اما خانم دکتر "اعتضادی" کارشناس متخصص دادگستری، چندی پیش به درخواست دادگاه، این آثار را به بهای شش ملیون و ششصد هزار دلار کارشناسی کرده بود. این نرخ گزاری که اگر چه در فضای مجازی اعتراض اطرافیان تناولی را برانگیخت، اما تناولی و وکیلان او "صدرالدین ماحوزی" و "هویک بهبو"، در مدت زمان تعیین شده هیچ گونه اعتراض کتبی ایی نسبت به روند کارشناسی و قیمت برآورد شده از سوی اعتضادی نداشتند. اما پرسش اینجاست که اینک با توجه به خراب کردن آثار و از ارزش اصلی انداختن آنها، آیا اعتضادی باز هم به حقیقت تکیه خواهد کرد یا بر این ویرانگری چشم می بندد و رای به اصالت آثار می دهد ؟

نام خانم اعتضادی برای خوانندگان این صفحه بسیار آشناست. پیشتر نه تنها مقالاتی چند از او منتشر کرده ام، بلکه در داستان کارشناسی آثار "علی شیرازی" هم از او کمک خواستم. صورت جلسه ی کارشناسی او و چار کارشناس خبره در عرصه ی خوشنویسی مبنی بر چاپی بودن اثری از شیرازی، هنوز از خاطره ها نرفته است.
 

اما دقیقن دو سه هفته ی پیش، ماحوزی وکیل علی شیرازی، شکایتی را از اعتضادی و دیگر هموندان تیم دعوت شده ی کارشناسی در دادگستری ثبت کرده است. شنیده ها حاکی از این است که ماحوزی که هم زمان وکالت تناولی را هم بر عهده دارد، در تلاش است از این شکایت به عنوان اهرم فشار بر خانم اعتضادی استفاده کرده و اینگونه دیدگاه کارشناسی او در مورد آسیب دیدگی شش اثر را دگرش دهد. امیدوارم که نه تنها اعتضادی زیر فشار هم زمان جناب وکیل دگرش رای ندهد، بلکه مسئولان و بازرسان اطلاعات قوه ی قضاییه به سرعت تمهیداتی را برای این پرونده در نظر بگیرند تا امنیت جانی و روانی این کارشناس دادگستری تضمین گردد.

به ویژه هنگامی که پای آیدین آغداشلو، علی شیرازی، مدیران موزه ی پاسارگاد، حراج تهران و حراج ملی و همچنین بستگان تروریست پاسدار "محسن رضایی" و "آیت الله نیمه مردار هاشمی شاهرودی عراقی" هم به سود تناولی به پرونده باز شده و هتا وکیل معتمد خود هویک بهبو را به وکالت تناولی برگزیده اند !!

۱۳۹۷ شهریور ۱۰, شنبه

صادق طباطبایی و فاطمه خاتمی خواهر سید محمد خاتمی در یک روز فوت کردند

صادق طباطبایی، سخنگوی دولت موقت و برادر همسر احمد خمینی، بر اثر ابتلا به بیماری سرطان در سن ۷۱ سالگی در دوسلدورف آلمان درگزشت. صادق طباطبایی از چهره‌های مورد علاقه ی ایت الله بی‌ بی‌ سی‌، برادر زن احمد خمینی و برادر زاده ی موسی صدر رهبر شیعیان لبنان بود و پسر خاله ی همسر روباه سبز سید محمد خاتمی است !!


زهره صادقی، خواهر عمام موسی صدر است که در سال ۱۳۵۳ با آخوند سيد محمد خاتمی ازدواج کرده است. عمام موسا صدر به گفته ی رامین پرهام، آخوندی عیاش، شیاد و پول‌ دوست بود (اینجا).

آیا صادق طباطبایی دلال مواد مخدر و اسلحه هم بود ؟

به گزارش روزنامه ی آلمانی‌ "دی زایت"، صادق طباطبایی در سال ۱۹۸۳ با یک و نیم کیلوگرم تریاک خام به ارزش ۴۰،۰۰۰ مارک در آلمان دستگیر شد. او نخست توضیح داده که این یک ماده ی قدیمی‌ خانگی است که برای یک عمه / خاله ی پیر در نظر گرفته شده و باعث شیرین شدن زندگی‌ ایرانیان می شود. پس از آنکه کسی‌ توجیه‌ های مسخره ی او را باور نکرد، ناگهان داستانش را عوض کرد و گفت: "مخالفان سیاسی می توانند این مواد را جاسازی کرده باشند تا چهره ی او را نزد خمینی حرامزاده خراب کنند !!

صادق طباطبایی در نهایت به علت داشتن گزرنامه ی دیپلماتیک (مصونیت سیاسی) آزاد می شود !!

صادق طباطبایی در زمان جنگ ایران و عراق در آلمان زندگی می‌ کرد و به تهیه ی اسلحه برای رژیم مشغول بود، اما در یک مورد پس از خرید و ارسال دویست عدد تفنگ M ۱۰۶، به سو استفاده و کم‌ فروشی متهم شد که با بررسی قضایی، از اتهام وارده تبرئه گردید و پرونده بسته شد.

در مقاله ی روزنامه ب آلمانی‌ آمده است که صادق طباطبایی با نماینده ی وزیر خارجه ی آمریکا در آلمان در شهر بن (پایتخت قدیم آلمان غربی)، گفتگویی مخفی داشته است. طباطبایی ۴٠ ساله که سخنگوی رایزنی رژیم بوده و با یک زن آلمانی نیز ازدواج کرده است، دلایل نماینده ی وزیر خارجه ی آمریکا را منصفانه نامید و قول داد با خمینی حرامزاده صحبت کند.

پاسدار محسن رضایی نیز، مدتی‌ صادق طباطبایی را به عنوان مشاور خود منصوب کرده بود.

۱۳۹۷ شهریور ۳, شنبه

افشاگری صورت گرفته از سوی پاسدار محسن رضایی درباره ی قاچاق سازمان یافته ی مواد مخدر از سوی سرکردگان رژیم

پاسدار "محسن رضایی" که یکی از سرکردگان اصلی رژیم ولایت فقیه می باشد و در جنایات جنگی از جمله اقدام به دستور به اجرای عملیات لو رفته ی "کربلای ۴" که منجر به کشته شدن ده ها هزار سرباز ایرانی شد، دست داشته است و نیز خود از کلان رانت خواران جمهوری اسلامی و از دلالان اصلی قاچاق عتیقه می باشد، به تازگی ویدیویی از وی منتشر شده که به شکلی مرموز به بیرون درز کرده است.


در این افشاگری که به احتمال بسیار خواست وی نیز، این نبوده است که سخنانش منتشر و رسانه ای شوند، وی بیان می کند که قاچاق مواد مخدر در ایران، از پشتیبانی سازمان یافته ی سرکردگان رژیم برخوردار می باشد.

این نکته البته بدیهی بود که مسئول جلوگیری از ترابری و قاچاق مواد مخدر، همانا نیروهای مرزبانی می باشند که زیر مجموعه ی سازمان دفاع و نیروهای مسلح از جمله سازمان تروریستی سپاه پاسداران، و مستقیمن بر عهده ی وزارت کشور می باشد، و اینکه نیروهای نظامی و انتظامی رژیم، مسئول جلوگیری از ورود مواد مخدر از افغانستان به درون مرزها هستند؛ مرزهایی که هم نگاهبانی می شوند و هم هتا دیوار کشی و مین گزاری شده اند، نمی توانند بدون ملاحظه های اطلاعاتی و امنیتی مرزبانان و فرماندهانشان، از این مهم غفلت ورزیده شده باشد که سهون هتا اجازه ی ورود یک محموله ی مواد مخدر به کشور داده شده باشد.

از اینرو، پر آشکار است که مواد مخدر وارداتی، از مبادی قانونی مرزی و با چشم پوشی دستوری خود مرزبانان جمهوری اسلامی انجام می گیرد.

با توجه به اینکه خود محسن رضایی از فرماندهان سپاه پاسداران است و از آنجا که وی قطع به یقین، یکی از آن چند صد نفر انگشت شماری است که جزو معتمدان همیشگی رژیم می باشند و بنا بر اقتضا، تنها جایگاه ماموریتی و کارکردیشان دگرش می یابد، باید این پرسش را مطرح ساخت که چه شده است که پاسدار رضایی اکنون و پس از ۴ دهه، فیلش یاد هندوستان کرده، وجدان نداشته اش درد گرفته و با مظلوم نمایی تمام و کمال و دروغگویی حرفه ای هر چه تمام تر، دم از خون شهیدانی می زند که برای مبارزه با قاچاق مواد مخدر کشته شده اند.


پاسدار رضایی جنایتکار، که در راه زیست اهریمنی خود به عنوان یکی از مهره های اصلی رژیم، هتا به پسر خود نیز رحم نکرده و او را در دبی به قتل رساند تا اسرار مخوف جنایت های رژیم، همچنان سر به مهر بماند، اکنون نسبت به ۴ ملیون خانواده ی ایرانی که هموندانشان اسیر دیو اعتیاد شده اند، دایه ی مهربان تر از مادر شده و با صورتکی حق به جانب، خود که از عوامل اصلی قاچاق و ترابری و پخش آن در ایران و صادرات آن به اروپا از راه ترکیه، ارمنستان و گرجستان می باشد، تلاشی تازه را آغاز کرده است که دست های آلوده به خون و جنایت خود را تطهیر نماید.

از سوی دیگر، چه بسا که این سخنان منتشر شده ی وی، بنا به دستور خود وی و به همین دلیل انجام گرفته باشد.

این ویدیوی کوتاه، به شکلی عمدی و مرموز، کامل نیست و هیچ نمادواره ای (Logo) بر روی خود ندارد و در حالی ضبط شده است که از تلوزیون مشغول پخش می باشد و از اینرو، می توان گمان کرد که این یکی از ویدیوهای خصوصی سازمان تروریستی سپاه پاسداران می باشد که در اختیار برخی از مزدوران این نهاد گزاشته شده است و یا اینکه به دستور خود وی، بخشی از آن منتشر شده و رسانه ای می گردد.

افزون بر این، پاسدار محسن رضایی نه تنها در قاچاق و فروش عتیقه های ایران به خارج از کشور دست دارد، که وی عامل اصلی خرید و فروش و قاچاق "آدم کوتوله" نیز می باشد که از خون آبی رنگ این موجود به منظور تولید دارویی برای افزایش تولید عمر دیکتاتور رژیم بهره می برند.

۱۳۹۷ مرداد ۳, چهارشنبه

آدم کوتوله ها واقعیت دارند

این یک افشاگری تاریخی و بی سابقه است

آنچه که در ویدیوی زیر، ویدیویی مستند از یک "آدم کوتوله" است، البته آن آدم کوتوله ای که تصور می کنید و تاکنون دیده اید نه، بلکه یک گونه ی دیگر از جانوران. این موجود در اندام و چهره ی خود بسیار به انسان شبیه است و خون آبی رنگ دارد. این یک مجموعه ی مستند و کامل از این موجود است که پارسال بر روی یوتوب قرار گرفت و با توجه کافی روبرو نشد.


خون این جانور آبی رنگ است و هموگلوبین آن از یون متفاوتی از عنصر آهن تشکیل شده و رنگ آبی خون آن به همین دلیل است. این موجود از گران قیمت ترین موجودات ناشناخته ای است که از آنجا که در رسانه ها هیچ گونه بازتابی نداشته است، تاکنون درباره ی آن هیچ گونه کار اکتشافی و پژوهشی انجام نگرفته است.

یکی از ارزش های این موجود، همانا خون اوست که از آن ترکیبی را به میزان افزایش طور عمر به دست می آورند. این مورد جزو اسرار محرمانه ای است که بنگاه های اطلاعاتی و امنیتی تلاش در پنهان کردن کلیت ماجرا داشته و دارند.

پاسدار "محسن رضایی" یکی از سرکردگان رژیم است که درگیر خرید و فروش و تجارت این موجودات است. این موجود در اوج رشد خود به این اندازه می رسد و در واقع اندازه ی وی به هنگام خرید و فروش، بسیار کوچک تر از اینست. رژیم ولایت فقیه از خون این جاندار به منظور افزایش طول عمر دیکتاتور رژیم استفاده کرده است.

۱۳۹۶ اسفند ۵, شنبه

مافیای سیگار در جمهوری اسلامی - ۳

قاچاق سیگار به ایران، منبع درآمد چند ملیارد دلاری برای گروهک تروریستی حزب الله لبنان نیز هست. به تازگی که پولیتیکو افتضاح دولت حسین اوباما در خصوص سرکوب کردن تحقیقات بخش مبارزه با مواد مخدر پلیس را افشا کرده است که در راستای آن حسین اوباما به منظور دستیابی به توافق اتمی موسوم به برجام، جلوی تحقیقات بیشتر و اقدام عملی علیه این گروهک تروریستی را گرفته است، می توان رد پای قاچاق سیگار و مواد مخدر به مدیریت عاملی سرکردگان سپاه را به خوبی مشاهده کرد.


در مورد قاچاق سیگار، شرکت بریتانیایی بی ای تی (BAT)، به تامین سیگار برای العقیلی عامل و دلال قاچاق سیگار، به کمک سازمان تروریستی سپاه پاسداران، سیگارهای قاچاق را راهی ایران می کند که بخش عمده ای از سود حاصل از این قاچاق به جیب برادران سپاه می رود. سرآغاز این قاچاق در زمانی رخ می دهد که آمریکا و انگل ستان، عراق را به بهانه ی واهی کشف و خنثا سازی سلاح های کشتار جمعی اتمی و شیمیایی، اشغال کرده اند. نکته ی دیگری که نقش بریتانیا را به منظور پشتیبانی از دو سازمان تروریستی مذکور وابسته به ولایت فقیه برجسته تر می کند، اینست که یکی از افراد باشنده در هیئت مدیره ی بی ای تی، در کابینه ی تونی بلر نیز حضور دارد !!

توجه داشته باشید که دولت های انگل ستان و بریتانیا که ایران را به بهانه ی رژیم جمهوری اسلامی تحریم کرده اند و قطعات هواپیمایی و هتا دارو به شکلی عادی وارد ایران نمی شوند، اما فروش و قاچاق سیگار به ایران به کمک سپاه پاسداران به راحتی انجام می گیرد و این دو دولت غربی ضد ایرانی، این قاچاق و پشتیبانی غیر مستقیم پولی از سازمان تروریستی حزب الله را زیر سیبیلی رد می کنند !!


در این میان، توجه به چند نکته حائز اهمیت است:

۱. قاچاق سیگار به ایران به پشتوانه ی کمک دولت بریتانیا، به شکلی انحصاری در اختیار سازمان تروریستی سپاه است.

۲. پاسدار محسن رضایی به دلیل بمب گزاری مرکز یهودیان آرژانتین در آمیا به سال ۱۹۹۴، تحت تعقیب پلیس جهانی است و طه طاهری با حزب الله لبنان رابطه ی تنگاتنگی دارد.

۳. از سوی دیگر، “محمد الخوری” پسر امه ی “محمد سعید العقیلی”، مشاور ارشد خانواده ی پادشاهی رژیم امارات متحده ی عربی است !!

۴. رابطه ی پشت پرده ی دولت آمریکا با شرکت های سیگار سازی این کشور نیز، عامل دیگری است که آمریکاییان هیچ اقدامی علیه این مافیای بین المللی قاچاق مواد مخدر انجام نداده و نخواهند داد.

۵. منبع درآمد بزرگ دیگر گروهک حزب الله نیز، قاچاق سیگارهای شرکت جی تی ای (GTA) می باشد.

۶. العقیلی و طه طاهری، نمایندگی سیگارهای بی ای تی و آر جی آر و قیلیپ موریس را دارند و این سیگارها را به ایران قاچاق می کنند.


از برهمکنش روابط مخوف و مافیایی بالا، نکات دیگری به دست می آیند:

۱. در حالی که جمهوری اسلامی مدعی مبارزه با غرب و در تلاش برای محو کردن اسراییل از صفحه ی روزگار می باشد، اما برای به دست آوردن سودهای چند ملیارد دلاری حاضر است تا سیگارهای شرکت های غربی عمدتن آمریکایی و انگل ایسی را به ایران قاچاق کند.

۲. دولت های غربی که لاف دشمنی با حزب الله و سپاه پاسداران را می زنند، چشمشان را بر روی قاچاق سیگارهای شرکت های آمریکایی و انگل ایسی به ایران می بندند و هتا هیئت مدیره ی یکی از این شرکت ها، هموند دولت انگل ستان نیز می باشد.

۳. شیخ نشین دبی که حزب الله را سازمانی تروریستی می خواند و سپاه پاسداران را عامل ناامنی برمی شمارد، به سپاه پاسداران اجازه می دهد تا به شکلی انحصاری دست به قاچاق سیگار از خاک خود بزند.

این در حالیست که سوای این داد و ستدهای مافیایی و سیاسی، بر اساس قوانین موجود در خود رژیم ولایت فقیه، این رژیم مسئول بیماران حاصل از مصرف سیگار می باشد:


قانون مسئولیت مدنی مصوب ۰۷.۰۲.۱۳۲۰
ماده ی ۱:
هر کس بدون مجوز قانون، عمدن یا در نتیجه ی بی احتیاطی، به جان یا سلامتی یا مال یا آزادی یا حیثیت یا شهرت تجارتی یا به هر حق دیگر که به موجب قانون برای افراد ایجاد گردیده، لطمه ای وارد کند که موجب زیان مادی یا معنوی دیگری شود، مسئول جیران خسارت ناشی از کردار خود می باشد.

ماده ی ۲:
در موردی که کار وارد کننده ی زیان، موجب خسارت مادی یا معنوی زیان دیده شده باشد، دادگاه پس از رسیدگی و ثبوت امر، او را به جبران خسارت مزبور محکوم می نماید و چنانچه کار وارد کننده ی زیان تنها موجب یکی از خسارات مزبور باشد، دادگاه او را به جبران همان نوع خسارتی که وارد نموده است، محکوم خواهد کرد.

ماده ی ۵:
اگر در اثر آسیبی که به تن یا سلامتی کسی وارد شده، در تن او نقصی پیدا شود یا قوه ی کار زیان دیده کم گردد و یا از بین برود و یا موجب افزایش مخارج زندگی او بشود، وارد کننده ی زیان مسئول جبران کلیه ی خسارت های مزبور می باشد.

در قوانین ایران، پرونده های حقوقی مشمول مرور زمان نمی شوند.

همین جستار در پژواک ایران

۱۳۹۶ آذر ۲۴, جمعه

مافیای سیگار در جمهوری اسلامی - ۲ + افشای دو سند از شرکت دخانیات

پس از سر کار آمدن پاسدار احمدی نژاد در ۸۴، شعار وی مبارزه با فساد بود، اما به گفته ی معاون یکم آخوند روحانی، بزرگ ترین فسادهای حکومتی در دولت وی رخ داده است. غیب شدن صدها ملیارد دلار درآمد نفتی و گم شدن دکل های نفت و نفت کش، از جمله ی آشکارترین این فسادها هستند؛ هر چند این موارد بهتر است چپاول آشکار گفته شوند تا سرفن فسادی از هر دست دیگر.


پاسدار محسن رضایی که تخصص ویژه و انحصاری قاچاق اشیای باستانی، قاچاق انسان و فاحشه به شیخ نشین های جنوب خلیج فارس، ترور رقیبان سیاسی و هتا پسر خود را در کارنامه ی بسیار سیاهش دارد، در قاچاق سیگار به عنوان تنها مافیای سیگار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ایران نیز، دست دارد و یکی از نقش های اصلی را بازی می کند.

در جنگ قدرت در رژیم ولایت فقیه، یکی از اختلاف های بسیار اساسی، دعوا بر سر قدرت و پول و واردات به کشور میان دو رقیب پاسدار یعنی محمود احمدی نژاد و محسن رضایی، اختلافی برجسته است که بر سر واردات یا در واقع قاچاق صدها ملیارد دلاری سیگار، به وجود آمد. محسن رضایی با شریک عرب خود به نام "العقیلی"، صدها هزار تن سیگار قاچاق به ایران وارد کرده است. در واقع گیر دادن احمدی نژاد به محسن رضایی از همان آغاز به قدرت رسیدنش به عنوان رییس جمهور رژیم، یک بهانه لازم داشت و آن هم مافیای قاچاق سیگاری بود که حاج محسن رضایی زحمتش را می کشید !!

دعوای میان احمدی نژاد و رضایی، ریشه در قدرت طلبی بخشی از سپاه بود که قصد داشتند محسن رضایی را به عنوان ارشد خود به عنوان نامزد ریاست جمهوری مطرح کنند. بر سر این دعواهای سیاسی، محسن رضایی در مجمع تشخیص مصلحت رژیم نیز با احمدی نژاد درگیر شده بود و با پشتیبانی آخوند مصباح یزدی و آخوند طائب از بیت خامنه ای، احساس می کرد در این رقابت دست بالا را دارد.


کار تا بدان حد بالا گرفت که در سال ۸۵، احمدی نژاد در قم اعلام می کند که پاسدار محسن رضایی و العقیلی در حال قاچاق سیگار هستند و این موضوع را در تارنمای خود نیز بازتاب می دهد.

شرکت بی ای تی پارس، شرکت زیر مجموعه ی بی ای تی (BAT) می باشد که برای محسن رضایی و از سوی العقیلی، صدها هزار تن سیگار را به ایران قاچاق کرده است.

این رویدادها همگی در هنگامی رخ می دهند که پاسدار محسن رضایی، فرمانده ی کل سازمان تروریستی سپاه است و احمدی نژاد هنوز با بیت خامنه ای و شخص مجتبا رابطه ی تنگاتنگ دارد؛ این روابط به برکناری فرمانده ی کل سپاه به سفارش احمدی نژاد و تصمیم خامنه ای می انجامد و پاسداری که به مجتبا خامنه ای نزدیک است: "پاسدار علی جعفری". (منبع) این اقدام به کاهش قدرت محسن رضایی و العقیلی می انحامد و پاسدار رحیم صفوی نیز که با این دو رابطه ی نزدیکی دارد و همیشه وابسته به حاج محسن رضایی بوده است نیز، با افول نفوذ و کاهش قدرتش روبرو می شود.

در گام پسین، به سفارش مجتبا خامنه ای، "باجناق" احمدی نژاد، پاسدار "اسماعیل احمدی مقدم"  به مقام فرماندهی نیروی سرکوبگر انتظامی منصوب می شود. (منبع) و هم زمان احمدی نژاد نیز شخصن دستور انتصاب "طه طاهری" به سمت فرنشینی شرکت دخانیات ایران را به "محرابیان" وزیر صنایع وقت رژیم می دهد. این دسیسه های آشکار، همگی برای کاهش منابع مالی حاج محسن رضایی انجام می گیرند. در گام دیگر، بنا به سفارش دولت، شرکت دخانیات رسمن از شرکت بی ای تی می خواهد تا به همکاری خود با العقیلی پایان دهد که دارای شرکت بسیار بزرگ پخش سیگار در ایران می باشد. سند نامه ی شرکت دخانیات ایران را در زیر می بینید:

در همین هنگامه، نخستین جنگ نیابتی ایران و اسراییل در ۲۰۰۶ برابر با ۱۳۸۵ در لبنان آغاز می شود و به علت خسارات سنگینی که تروریست های حزب الله متوجه مردم و کشور لبنان کرده بودند، رژیم به خاطر آرام کردن مردم آنجا، همه ی خسارت ها را جبران می کند. می توانید گزارش فاکس نیوز در این رابطه را از اینجا بخوانید. این خیانت رژیم به ملت ایران و هزینه کردن از جیب ایرانیان هم برای صدور تروریسم و هم برای جبران خسارت های وارده، آنچنان اعراب حریص لبنانی را برانگیخت که برای گرفتن خسارت های هر چه بیشتر، اقدام به ویران کردن خانه های خود می کردند تا بتوانند پول و امکانات بیشتری از جمهوری اسلامی تلکه کنند.

و برای پرداخت سرسام آور این ملیاردها دلار خسارت به مردمی که عامل اصلیش، موشک پراکنی و صدور تروریسم ولایت فقیه از راه حزب الله لبنان بوده است، طه طاهری از سوی آیت الله خامنه ای دستور می گیرد تا هزینه های پخش سیگارهای تولیدی شرکت بی ای تی و فیلیپ موریس، افزون بر هزینه ی پخش سیگارهای تولید جی تی آر، سرفن به گروهک تروریستی حزب الله لبنان پرداخت شوند.

طه طاهری نیز به نوبه ی خود، دارای ارتباطی ویژه با فردی به نام "سید علی آقا حسینی" است که وی، هموند هیئت مدیره ی شرکت "انتظار ایرانیان" بوده، در حالی که همسر این فرد به نام "زهرا لاهوتی" هم زمان مدیر عامل شرکت می باشد و این شرکت از آغاز به جهت واردات انحصاری سیگار مارلبرو بنیاد گزاشته می شود.

دولت احمدی نژاد پس از آنکه انحصار قاچاق بی ای تی (BAT) را از العقیلی و به پشتوانه ی دیکتاتور رژیم می گیرد، این امتیاز را به این فرد یعنی سید علی آقا حسینی می دهند. سید علی آقا حسینی، از بستگان نزدیک طه طاهری است.

در این رابطه، پاسدار حسین اسلامی نائب فرنشین کمیسیون اصل ۹۰ مجلس رژیم، درباره ی یکی از هموندان خانواده ی طه طاهری که از نزدیکان "اسفندیار رحیم مشاعی" نیز هست در مجلس آخوندی سخن می گوید و بیان می کند که این افراد شرکتی به نام "انتظار ایرانیان" را بنیاد گزاشته اند و در تلاشند تا نمایندگی واردات سیگار فیلیپ موریس را به شکلی انحصاری در اختیار خود بگیرند. او این توضیحات را با این ادبیات در صحن مجلس قرقره می کند:

"شرکتی با مشخص کردن سهامی ۳۳%  بین آقایان "ح" و "م" که از نزدیکان رحیم مشاعی است و خانم "ل" ثبت گردیده و از شرکت فیلیپ موریس خواسته است، چون نزدیک به دولت ایران هستند، نمایندگی ورود سیگار را به آنها بدهد".

این تلاش این جناح بدین دلیل البته کامیاب می شود که مسئله ی سهیونیستی بودن شرکت فیلیپ موریس مطرح می شود و در همین حال از شرکت بی ای تی خواسته می شود تا سید علی آقا حسینی را به نمایندگی خود برگزیند. این شرکت نیز به این خواسته تن می دهد.

در سندی که در زیر افشا می شود، شرکت بی ای تی پارس به شرکت دخانیات به فرنشینی طه طاهری تایید می کند که همان گروه تجاری که به خود طه طاهری تعلق دارد را به عنوان نماینده ی خود برگزیده اند:


همین جستار در پژواک ایران

۱۳۹۶ آذر ۱۶, پنجشنبه

افشاگری ناخدا هوشنگ صمدی از "ترور سران ارشد ارتش و سپاه"

ناخدا هوشنگ صمدی از فرماندهان رشید ارتش دلاور ایران، در ضمن گفتگویی با روزنامه ی "قانون" با "سامان صابریان" که در درون مرز به چاپ می رسد، از "رسوایی رژیم در ترور سران ارشد ارتش و سپاه" صحبت می کند و این نخستین اظهار نظر رسمی یکی از مقام های رسمی جمهوری اسلامی است که به این موضوع می پردازد.

اما چنانچه دقت کنید، علت این توطئه یعنی ترور سران ارتش و سپاه که در جنگ نقش اصلی و اساسی داشته اند را متوجه می شوید، زیرا رویداد ترور آنان و شلیک به هواپیمایشان در زمانی رخ داد که از لحاظ سیاسی و دگرش های راهبردی در ارتش و سپاه، نقطه ی عطف و بحرانی محسوب می شده است.

باید از خود پرسید که ترور این افراد به سود چه کسانی تمام شده است و در پاسخ می توان به این فکر کرد که چه کسانی پس از ایشان، به فرماندهی سپاه و دیگر بخش های نظامی و انتظامی رژیم از جمله نیروی سرکوبگر انتظامی و بسیج رسیدند؛ آیا نقش دو مزدور خمینی زاده ی رژیم یعنی پاسدار "محسن رضایی" و پاسدار "محمد علی جعفری" در این پرونده ی توطئه ی ترور، نسبت به دیگران پررنگ تر نیست ؟

جستار دیگر مربوط به پاسدار محسن رضایی را در اینجا بخوانید.

داریوش افشار


- سوالی پيش می آيد كه چگونه اين نخبگانی كه در جنگ تاثيرگزار بودند، با یک هواپيمایی كه به آن‌ شكل بود، به تهران فرستاده‌ شدند و سقوط كرد ؟

+ هواپيما را با موشک پدافند زدند و باعث سقوط آن شدند. در آن زمان من و یکی ديگر از فرماندهان ارشد نيز قرار بود با اين هواپيما به تهران بياييم. افضلی* فرمانده ی نيروی دريایی در بندر موسوم به عمام حضور داشت. در آن زمان، افضلی آجودان خود را به فرودگاه فرستاد و گفت به رييس فرودگاه جناب سرهنگ بصيری بگوييد دو جا برای من و صمدی نگهدارند، چرا كه قصد داريم به تهران برويم. آجودان برگشت و گفت كه تعداد شهدا بسيار بوده و تنها چند جا مانده است كه آن صندلی ها نيز به فرماندهان ارشد كه قصد دارند به تهران بروند، تعلق می گيرد. اندکی بعد خبر رسيد كه C۱۳۰ سقوط كرده‌ است و اين سبب شد تا ما شهيد نشويم !! گفتنی است ظهير نژاد، از فرماندهان ارشد نيز، قرار بود با آن هواپيما به تهران بيايد، ولی مقصد خود را به سمت اهواز عوض كرد و شهيد نشد !!".

بر خلاف این افشاگری، رژیم در تمام این سال ها به دروغ و از زبان کمک خلبان این هواپیما به مردم می گفته است که هواپیما در آسمان قم دچار نقص در سامانه ی برقی شده بود، اما بر خلاف این وضعیت، کادر پروازی توانسته بود هواپیما را به زمین بنشاند، اما روی زمین به دلیل باز نشدن یکی از چرخ ها، هواپیما سرانجام منفجر شده !!

* ناخدا افضلی دو سال پس از این رخداد، دستگیر و به اتهام هموندی در شبکه ی مخفی حزب خائن توده، به سال ۱۳۶۲ اعدام شد.

همین جستار در کیهان سوئد

۱۳۹۶ شهریور ۳۰, پنجشنبه

محسن رضایی را از نو بشناسیم: محسن رضایی و مادر فاحشه ی یک پاسدار !!

حقایقی درباره ی پاسدار محسن رضایی که برای نخستین بار افشا می شوند

محسن رضایی در مسجد سلیمان و از مادری فاحشه در پیش از شورش ۵۷ زاده شد. آخوند منتظری در زمان پیش از شورش ۵۷ او را به مسجد سلیمان تبعید می کنند و برای تحقیرش، محل سکونتش را در خانه ی مادر پاسدار محسن رضایی می گزارند. باب آشنایی این دو نفر از همان جا شکل می گیرد که پس از شورش ۵۷، وی همان کسی که محسن رضایی را وارد مجموعه ی دستگاه سرکوبگر سپاه پسداران انقلاب اسلامی کرده و او را به فرماندهی این سازمان تروریستی می گمارد.


پاسدار محسن رضایی در قتل محمد جهان آرا نقش مستقیم داشت و یکی از مغزهای متفکر ترور محمد جهان آرا بود که با دستکاری بالگردش سبب سقوط وی و کشته شدنش شد، زیرا فکر می کرد که وی توانمندی به دست گرفتن فرماندهی سپاه را دارد. محسن رضایی یکی از تصمیم گیرندگان اصلی ستاد مرکزی جنگ به همراه آخوند منتظری بود و مرتکب جنایات بسیاری در عملیات های کربلای ۴ و ۵ و ترور یا کشته شدن مقامات ارشد نظامی شد. وی در حالی فرمان اجرای عملیات های مذکور را صادر می کند که می دانست عملیات ها لو رفته اند، اما چون فرمان خمینی حرامزاده بود، او اجازه نداد که این عملیات ها لغو شوند.

پاسدار محسن رضایی در حال حاضر در تهران دارای ساختمانی به نام “هویزه” است که در خیابان هویزه می باشد و مرکز “کار چاق کنی” است و هر آن کس که بتواند پول سنگینی بدهد، می تواند کارش را به آنها بسپارد تا کارهایش را انجام دهند؛ از اعدامی گرفته تا گرفتن وام های سنگین بدون پرداخت !!

پاسدار محسن رضایی یکی از دست اندرکاران اصلی “خروج اشیای عتیقه و خرید و فروش عتیقه” است. علت اصلی درآوردن رخت سپاهیش که یک اقدام مردم فریبانه بود، جلب اعتماد مردم را به خود بود، اما با شکست روبرو شد و در این اواخر که در انتخابات برنده نمی شد، تصمیم گرفته بود تا نماینده ی رژیم در مجلس فرمایشی آیت الله خامنه ای در خوزستان شود که آن نیز با شکست روبرو شد.


درآمدی بر دو زاویه ی پنهان پاسدار محسن رضایی

محسن رضایی زاده ی ۱۳۳۳ در مسجد سلیمان و با نام واقعی “سبزوار رضایی میرقاعد” می باشد. وی دارای تشکیلاتی هشت پایی می باشد که هر پایش در یک سازمان رژیم گسترده بوده و ریشه دار می باشد. وی یکی از مخوف ترین و امنیتی اطلاعاتی ترین چهره های دژخیم اسلامی است که پس از تظاهر به کناره گیری از سازمان تروریستی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، وارد عرصه ی سیاست شد و ضمن انجام تحصیلات عالی تا مقطع دکترا در رشته ی اقتصاد، طرحی را با عنوان “افق چشم انداز بیست ساله” در مجمع مافیایی تشخیص مصلحت نظام به تصویب رساند. وی در همه ی عرصه های سیاسی و به اصطلاح انتخابات رژیم، در سه مورد ناموفق بوده و در یک مورد نیز خود انصراف داده است که به ترتیب ششمین، دهمین و یازدهمین انتخابات فرمایشی مجلس ارتجاع و نهمین دوره ی به اصطلاح ریاست جمهوری رژیم می باشند.

یکی از پاهای دیگر این هشت پای مافیایی، در زمینه ی رسانه هاست؛ وی هم اکنون رسمن صاحب پنج رسانه ی “هفته نامه ی آذر، تارنمای بازتاب، خانه ی دانشجو، حزب سبز ایران و خبرگزاری تابناک است.

احمد رضایی فرزند وی که در نخستین دوره ی ریاست جمهوری فرمایشی آخوند سید محمد خاتمی به آمریکا پناهنده شده بود، طی انجام گفتگوهایی، جنجال های بسیاری را علیه رژیم به راه انداخت. وی سرانجام از سوی نهادهای اطلاعاتی سپاه و به فرمان پدر خود، در هتل گلوریا در دبی ترور شد؛ نام واقعی او “احمد رضایی میرقاعد” بود. فرزند دیگر محسن رضایی، علی رضایی میرقاعد همسر هدا طباطبایی و پدر تنها نبیره ی روح ‌الله خمینی حرامزاده یعنی “محمد بنیامین رضایی” می ‌باشد که هم اکنون معاون اطلاع ‌رسانی، پژوهش و امور بین ‌الملل دبیرخانه ی مجمع تشخیص مصلحت رژیم می ‌باشد. فرزند دیگر محسن رضایی، “سارا رضایی” هم در انتخابات فرمایشی ریاست جمهوری رژیم در سال ۱۳۸۸ در کنار پدرش به فعالیت ‌های انتخاباتی پرداخت. برادر وی ”امیدوار رضایی” نیز به مدت ۱۶ سال در دوره ‌های پنجم، ششم، هفتم و هشتم تویله ی وحوش ولایت، به عنوان نماینده ی رژیم در مسجد سلیمان، لالی و هفتکل از استان خوزستان در مجلس ارتجاع اسلامی حضور داشت. وی در دوره ی نهم مجلس رژیم، برای حضور در انتخابات، نامزد نشد. امیدوار رضایی در ادوار پیشین همواره در هیئت رییسه ی مجلس وحوش ولایت حضور داشت و از افراد نزدیک به علی لاریجانی (رییس کنونی مجلس رژیم) به شمار می آید و هم ‌اکنون به عنوان معاون قوانین مجلس رژیم فعالیت می کند.

پژوهش و نوشتار:
داریوش افشار

استفاده از مندرجات این مقاله تنها با نام نویسنده و منبع آن آزاد است.

همین مقاله در ایران گلوبال