Google Ad

‏نمایش پست‌ها با برچسب عرفان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب عرفان. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۱ خرداد ۲۲, یکشنبه

چگونه قاسم پر کشید و پرپر شد

 از فضای تهوع آور درگیری های سیاسی و تحولات نظامی و امنیتی که بگزریم، به سرچشمه ای علمی در منظق جنگ ها می رسیم که نهادهای سیاسی و دخمه های به اصطلاح اندیشکده ی جمهوری اسلامی، اتاق های فکر، هرگز مایل به افشا شدن آنها نیستند. این مقاله، تلاش دارد با اشاره ای کوچک به بخشی از نوک کوه یخ، نوری بر این تاریک کده ی استبداد اسلامی بیندازد.

 

در جهان امروز که فناوری نظامی، سخن نخست و پایانی را در نبردها می زند، شاهد به فضاحت کشیده شدن کاربردی دومین قدرت نظامی جهان، روسیه ی اشغالگر، در اوکراین هستیم. کبکه و دبده ی خرس آدمخوار پیر که جهانی را از سال ۱۹۱۷ تا به امروز به آشوب و انقلاب و جنگ و خونریزی کشانده است، هم اکنون و پس از گزشت چار ماه از تجاوز نظامیش به اوکراین، به گونه ای غیر قابل ترمیم و بازگشت، در هم شکسته شده است. تسلیحات پدافندی غربی و در سر آنها، ساز و برگ های جنگی ایالات متحده، تضمین کننده ی آزادی و استقلال کشور اوکراین بوده اند و این اهمیت در حالی در جنگ با روسیه ی تجاوزگر خود را جلوه می دهد که تسلیحات ابرپیشرفته ی آمریکایی همچون توپ لیزری و سامانه های جنگ الکترونیک، بر روی ناوهای اتمی این کشور در خلیج نیلگون همیشه پارس، به معنای واقعی کلمه در حال خاک خوردن هستند.

 

سلاحی همچون توپ لیزری که هزینه ی استفاده ی آن برای هر شلیک تنها چند ده دلار تمام می شود، عمق راهبردی پدافندی بهینه از لحاظ اقتصادی را به رخ جنگسالاران و جنگ افروزان جمهوری اسلامی می کشد که هم اکنون به این رویکرد تروریستی اسلامی خود علیه اسراییل مفتخرند که سامانه ی پدافندی بسیار گران قیمت اسراییل را با هزینه ای بسیار بسیار کمتر در مقیاس کمتر از پنج درصد، به چالش می کشند؛ به دیگر سخن، در حالی اسراییل برای هر شلیک ضد موشک های گنبد آهنین خود از ۱۰۰ هزار تا ۱۵۰ هزار دلار هزینه می کند که هر موشک شلیک شده از سوی گروهک تروریستی حماس در اسراییل اشغالی غربی، کمتر از ده هزار دلار است! این یعنی در واپسین یورش تروریستی موشکی حماس به اسراییل که یک هفته به درازا انجامید و در خلال آن چار هزار موشک به سوی این کشور شلیک شد، اسراییل از برای دفاع از سرزمین خود و مردمش، محکوم به تقبل هزینه ی سرسام آوری بین ۴۰۰ ملیون تا ۶۰۰ ملیون دلار تنها در هزینه ی موشک های شلیک شده، شده است!

 

هزینه ی گنبد آهنی اسراییل آنچنان هنگفت است که این کشور تاکنون تنها موفق به تولید ۱۰ آتشبار از آن شده است که برای هر یک از آنها، ۵۰ ملیون دلار هزینه کرده است؛ اینها همه در حالی است که حماس فلستینی در بدترین حالت، موشک های خود را از ضایعاتی مانند حلبی های روغن تولید می کند و در بهترین حالت، تسلیحات رژیم عنکبوتی اسلامی در تهران را به مفت به چنگ می آورد.

 

باید از خود پرسید که چگونه است که جمهوری اسلامی در حالی مشغول به معنای واقعی کلمه، کرم ریزی، علیه اسراییل است که توان درگیری های جزیی با ابرقدرتی مانند آمریکا را در بیخ گوش خود ندارد! و چرا توپ لیزری ناوهای آمریکایی برای ایران آنقدر ترسناک است که به گرفتن عکس های هوایی از ناوها بسنده کرده است. نازیدن جمهوری اسلامی به قایق های تندروی آمریکایی را باید در یک تقابل واقعی و در جنگ دید، آنجا که تصاویری از شلیک توپ لیزری به یک قایق تندروی آزمایشی به نمایش درمی آید که در کسری از ثانیه، سامانه ی موشک انداز قایق بر اثر برخورد پرتو لیزر محو می شود و سرفن مقداری دود در جای شلیک بر جای می گزارد.

 

اما همانگونه که گفته شد، همین تسلیحات فرانوین در حال خاک خوردن هستند و هنوز به مرحله ی اجباری استفاده ی پدافندی نرسیده اند. آنچه که رژیم چیره بر ایران را بیش از این از آمریکا می ترساند، چیز دیگری است که مخلص کلام این مقاله می باشد.

 

ماکس پلانک، معمار کوانتوم، کسی بود که مدعی شد که هیچ ماده ای در جهان وجود ندارد و آنچه که هست، از تمرکز و تقوای نیرو موجودیت یافته است و ما باید فرای آن، نهاد در پس دهر، را بکاویم که او آن را ذهن آگاه و هوشمند و زادبوم همه ی مواد (The Matrix Of ALL Matter) خوانده است. از آن هنگام در سال ۱۹۴۴ که وی در همایش علمی فیزیک در فلورانس ایتالیا سخنرانی می کرد، تا به امروز که این اطلاعات فوق محرمانه از سوی آمریکا فاش شده اند، بیش از هفتاد سال می گزرد! البته آمریکا هرگز این مورد را افشا نکرده است که چگونه موفق شده تروریست پاسدار قاسم سلیمانی را شکار کند، اما بر اساس یافته های علمی مطرح شده و پیشینه ی کاربرد آنها در عملیات های نظامی و اطلاعاتی، نویسنده به این نتیجه رسیده است که آمریکا از روشی منحصر به فرد در شکار قاسم بهره برده است که سلاحی هزار بار هولناکتر از بمب اتمی یا توپ لیزری است. سلاحی که هر چند تنها در نزد این کشور نمی باشد، اما آمریکا از آن به قدرتمندترین شکل ممکنش بهره می برد و جنگی پیشگیرانه را با این سامانه به پیش می برد که به جای درگیری های شدید نظامی که جان هزاران انسان را به خطر می اندازد، مستقیمن سر مار را هدف می گیرد و مرکز ثقل ناامنی و آشوبگری را نابود می کند.

 

از دید نویسنده، این مورد هم اکنون در موازات با دیگر عملیات های تجسس و شکار مرسوم اطلاعات نظامی، در حال اجرا علیه جنگ افروزان روسی است و شکار ۱۲ ارتشبد و بیش از ۳۱۷ افسر ارشد این کشور، تنها از راه های مرسوم اطلاعاتی به وقوع نپیوسته، بلکه نهادهای اطلاعاتی آمریکا مشغول استفاده از روشی دیگر به نام فرابینی (Remote Viewing) از برای شکار سر مار مورد نظرشان هستند. این رویدادی نو نیست، بلکه به درازای تاریخ دانسته و نانوشته ی انسان وجود داشته است.


در این راستا، ایالات متحده در چارچوب برنامه ای به نام طرح دروازه ی ستاره (The Project Of Star Gate) با صرف هزینه ی ۲۰ ملیون دلار و به کارگیری ۲۲ افسر اطلاعاتی این کشور که همگی مستعد پرواز اثیری بودند، توانست عرصه ای نوین در جنگ اطلاعاتی علیه دشمنان خود را به وجود آورد. در این روش، فرد فرابین در حالی در یک اتاق نشسته است که می تواند در حالت آگاهانه به خواب رود و آگاهی شخصی وجود خود موسوم به روح اثیری یا تن آسمانی (Etheral Soul Or Astral Body) را پرواز دهد و به مکانی بسیار دوردست تر از جایگاه تن مادیش پرواز کند. در این روش، فرد فرابین نه تنها می تواند جهان پیرامون حضور لحظه ای خود را در هر جا که هست ببیند، بلکه می تواند از دیگر حواس خود از جمله لامسه نیز بهره برده و بدون اینکه به شکلی جسمانی به چیزی دست بزند، با آن چیز تماس برقرار کند و هتا آن را جابجا نماید. از اینرو، اصطلاح فرابینی یک اصطلاح کلی است که شامل فرالامسه نیز می شود و شاید بتوان آن را فراحسی خواند. پیشتر به این روش شناخته شده، جنبش اجسام به وسیله ی ارواح (جابا) (Telekinesis) نیز گفته می شد.

 

آنچه که از افشای این سند سیا برمی آید، بیان می دارد که ایالات متحده از این روش در بسیاری از مقاطع حساس عملیات نظامی خود بهره برده است. از آن جمله، می توان به ردیابی دقیق مکان موشک های اسکاد عراق بعثی و نابودی آنها پیش از پرتاب در خلال عملیات توفان صحرا در خلیج فارس اشاره کرد که در غیر صورت استفاده از فرابینی، ارتش آمریکا مجبور به گسیل ده ها افسر اطلاعاتی و صدها سرباز به میدان عملیات می شد که خطر جانی را بسیار بالا می برد.

 

در دیگر استفاده ی موفق از فرابینی، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا توانست در سال ۱۹۹۴، مکان دقیق پولوتونیوم های غنی شده ی کره ی شمالی که به قصد استفاده ی تسلیحاتی، انبوه سازی و انبار شده بودند را کشف نماید و به این پرسش مهم پاسخ دهد که: کره ی شمالی در چه مرحله ای از فرایند ساخت بمب اتمی قرار دارد. همچنین، به همین روش بود که آمریکا توانسته بود از مکان دقیق نگاهداری گروگان های این کشور، در پی تجاوز و اشغال رایزنی این کشور در تهران به فرمان مسکو، آگاهی یابد که منجر به اجرای عملیات ناموفق یورش به تهران از راه تبس با عنوان پنجه ی عقاب شد؛ عملیاتی که به واسطه ی حضور نظامی ارتش اشغالگر روسیه ی شوروی در افغانستان و شلیک موشک از سوی آنها به هوابرد آمریکایی در آسمان و صحرای تبس، با شکست روبرو شد.

 

آنچه که در فرابینی یا فراحسی رخ می دهد، گسترش آگاهی فرد است. آگاهانه از واژه ی آگاهی به جای روح استفاده می شود.

 

در سال ۱۹۹۷ بود که در ژنو سوییس، دو ذره ی بنیادی توانستند سریع تر از نور حرکت کنند. آنچه که انجام شد، برای نخستین بار ثابت کرد که حد ایستای نظریه ی نسبیت انیشتین کجاست و اسولن این نظریه درست نیست. آنچه که مایه ی شگفتی جهان خردمند شد، این بود که در این آزمایش، یک ذره ی فوتون، که هر فوتون ذره ی تشکیل دهنده ی اتم می باشد، پس از آنکه شکافته شده و به دو فوتون از همان فوتون بخش می شود، هر یک از فوتون های تازه به وجود آمده به سفری هفت مایلی در خلاف جهت یکدیگر و در بستر فیبرهای نوری به پرواز درمی آیند و در هنگام رسیدن به هدف، نه تنها دقیقن رفتارهای یکسانی نسبت به یکدیگر بروز می دهند، که زمان انجام آن رفتارها و ارتعاشاتشان نیز، دقیقن یکسان و هم زمان بوده است. این آزمایش، فرای رد نظریه ی نسبیت انیشیتن، مطلبی را بیان می کند که در فرابینی رخ می دهد و آن اینست که: هنگامی که دو جرم که پیشتر با یکدیگر یکی بوده یا در تماس بوده باشند، از لحاظ جسمانی از یکدیگر  جدا شوند، اما انرژی آنها به هم پیوسته باقی می ماند؛ به دیگر سخن، جدایی فیزیکی رخ می دهد، اما جدایی نیرو یا انرژتیک نه و این باعث رفتار دقیقن یکسان و هم زمان دو ذره از فوتونی شده است که چارده مایل با یکدیگر فاصله داشته اند.

 

این بقای انرژی که انرژی تاریک فضا و زمان را به میزان ۹۶ درصد تشکیل می دهد، اراده ی کیهان در پیش از آفرینش هستی (Universe) و پیدایش زادبوم و در زمان بی زمانگی است، هنگامه ای لازمان و لامکان که نه تنها پیش از مهبانگ وجود داشته و آگاهی محض بوده است، که خود شوند پخش آغازین (Primal Release) نیز بوده است. در مذهب هندو، به این آگاهی پیشا زمانی و پیشا مکانی، برهمن گفته می شود. از اینرو، زادبوم (The Matrix) نه تنها یک فراورده ی جانبی پس از آفرینش و انتشار یا پخش شدگی و پیدایش هستی نیست، یعنی کل ستارگان و کهکشان ها و سیارات، بلکه خود برهمن یا هنگامه ی پیش از آغاز آفرینش در لامکانی و لازمانی است که همان اصل موجود در طریقت های شرقی و عرفانی است که پیش از پیشبردهای علمی، با عنوان هایی همچون عرفان، جادو، علوم غیبی و خفیه، بیان می شد. فرابینی، توانایی ذهنی انسان در به کار بردن فناوری ذهنی و روحی است. امری که پیش از این، تنها در اختیار جادوگران و موکلیان جنی آنها بوده و هست.

 

جمهوری اسلامی در خلال تجربه ی مخالفت همین عناصر جادوگر با یکدیگر در سامانه ی کاری خود بوده است که ناگزیر مجبور به پرداختن به این موضوع در حد بیان جادوگران احمدی نژاد شد که در پی آن، آلوده کردن مخزن های آب تهران به جادو را به جهت تعیین فکر و تثبیت اراده ی رژیم در میزان مشارکت مردم با دستکاری در ذهن نوشندگان آب، در رای گیری را افشا کرده بود.

 

 

از اینرو، مهبانگ خود پخش شدگی و همان زادبوم است. این، شبکه ای از آگاهی و انرژی پایدار و همیشه به هم پیوسته است که آن را زادبوم الهی (Divine Matrix) یا میدان می نامند؛ خدایی پیش از زمان، برهمن، او که نازاده شده است.

 

فراترابری ذرات (Teleportation Of Particles) و در پی آن جابجایی چیزها که پیش از این تنها به ویروس های غیر ارگانیک موسوم به جن نسبت داده می شد، اکنون موردی ثابت شده و در دسترس انسان هاست که طبق معمول از آن بهره های نظامی گرفته می شود. این روش در سال ۲۰۰۴ و با همکاری دانشمندان آلمانی، چینی و اتریشی اثبات شد که در پی آزمایشی توانستند تا طرح الگوی کوانتومی (Quantum Blueprint) ذرات را با موفقیت به جای دیگری انتقال دهند.

 

این موارد، نویسنده را به یاد نکاتی از ادبیات پارسی می اندازد که می گویند:

هر چه کنی به خود کنی، گر همه نیک و بد کنی یا ای برادر تو همه اندیشه ای، مابقی استخوان و ریشه ای یا از هر دست که بدهی، از همان دست پس خواهی گرفت یا چیزی که عوض دارد، گله ندارد یا هر رفتی، یک آمدی دارد و ... .

 

این بدان معناست که همه ی آنچه که وجود دارد و هستی خوانده می شود، ضمن آنکه تا ۹۶ درصد آن تهی و پوچ است، به معنای واقعی کلمه از هیچ نیز به وجود آمده است که همان کیهان و هستی موجود پیش رویی است که ۹۶ درصد آن را انرژی تاریکی تشکیل می دهد که همان آگاهی است و پیوند دهنده ی همه ی کهکشان ها و سیارات از راه نقب های اکترومگنتیک. واقعیتی باستانی، عرفانی و علمی که آنچه که در یک جای کیهان رخ می دهد، در همان لحظه و در جای دیگر و بسیار دوردست تری در کیهان نیز تجربه، تکرار و احساس می شود!

 


۱۳۹۵ شهریور ۴, پنجشنبه

تجربه نزدیک به مرگ (NDE)

تجربه ی نزدیک به مرگ که به عنوان خلسه ی پیش از مرگ عارفانه نیز از آن یاد می شود، یک تجربه ی شخصی است. احساس شناور بودن، سکوت کامل، احساس امنیت و گرما، تجربه ی از هم پاشیدگی، دیدن تونل، دیدن نور، دیدن بستگان درگزشته و .... را شامل می شود. این تجربه رفتن به کالبد اختری می باشد و رها شدن از فردیدهای بعد فیزیکی. نظریه‌ های گوناگون روان شناسانه، فیزیولوژیکی، عصب‌ شناختی و اهورایی برای توجیه این پدیده به دست شده اند. این پدیده همچنان از موضوعات مورد بررسی علمی است. پژوهش هایی که در قلمروی دانش اعصاب در مورد تجربه ی نزدیک به مرگ انجام شده، چنین نشان داده است که این تجربه در واقع یک حالت توهم است که در اثر عوامل گوناگون فیزیولوژیکی و روانشناختی رخ می‌دهد.



تجربه ی نزدیک به مرگ پدیده‌ای است که در رشته‌ های فراروان‌ شناسی، روان شناسی، روان پزشکی و طب بیمارستانی ‏(EN)‏ مطالعه می‌شود و بسته به باورهای افراد، تفسیرهای مختلف از دیدن موجودات گوناگون تا تجربه های زندگی و نورها و تونل های گزر و... صورت گرفته است. در سال ۱۹۸۱، بنیادی با عنوان انجمن جهانی مطالعات نزدیک به مرگ بنیاد گشت. این سازمان جهانی از پژوهش های دانشورزانه که پیرامون بعد جسمانی، روان شناسی، اجتماعی و روحانی تجربه‌ های نزدیک به مرگ انجام می‌ گیرد، پشتیبانی کرده و آنها را تشویق می کند. این سازمان در مجله ی پژوهش های نزدیک به مرگ و خبرنامه ی نشانه های زندگی نیز جستارهایی در قلمروی این موضوع منتشر می‌ کند. در دهه ی ۱۹۹۰، "ریک استراسمن"، طی پژوهشی که بر روی داروی روان‌ گردان دی‌ متیل‌ تریپتامین (DMT) در دانشگاه نیومکزیکو انجام داد، به این نتیجه رسید که ترشح مقدار فراوانی از DMT از غده ی صنوبری کمی پیش از مرگ یا نزدیک به مرگ، عامل پدیده ی تجربه ی نزدیک به مرگ است.


DMT هورمونی در تن انسان می باشد که تنها دو بار در کل عمر ترشح می شود یعنی در آغازه ی زایش و هنگام مرگ و تزریق این ماده در حال حاضر جزو اعتیادهای خطرناک در افراد شناخته شده و همچنین به خاطر بردن انسان به حالت خلسه و دیدن عجایب خلسه به سبکی هنری به نام هنر DMT مشهور گشته است. در این حالت و مصرف دی ام تی، فرد از خود بی خود گشته و رویای شفاف و عدم وابستگی به جسم و ماده و تجربه ی نزدیک به مرگ را تجربه می کند. این هورمون در آزمایش های گوناگون مورد استفاده بر روی افراد قرار گرفته که معمولن دارای تجربه ها و احساس های مشترک بوده اند. ماده ی دی ام تی در جنگل های گرمسيری استراليا و آمريكای نیمروزی از صمغ یک درخت ویژه گرفته می شود. در گزشته بومی ها به ویژه در آمازون، نوشيدنی اين ماده را تهيه می كردند و برای ارتباط با ارواح و مراسم مذهبیشان آن را می نوشيدند. نشئگی اين ماده بیشینه ۱۰ دقيقه است و حدود يك گرم از آن برای ۳۰ تن كافی است.

به گفته ی افراد مصرف كننده، با مصرف اين ماده تونل زمان باز می شود. ربط این ماده به غده ی صنوبری و چشم سوم اشاره شده از زمان باستان نکته ی جالب این مورد می باشد. در پاییز ۲۰۰۸، سام پرنیا (Sam Parnia) و همکاران یک پژوهش گسترده موسوم به "مطالعه ی آگاه" (AWARE Study) را آغاز کردند، با این هدف که مشخص شود آیا آگاهی در بیرون از جسم مادی وجود دارد یا نه. این پژوهش که بزرگ ترین پژوهش تکمیل شده پیرامون بررسی علمی پدیده ی تجربه ی نزدیک به مرگ است و چندین پژوهشگر در بیمارستان‌ های چندین کشور اروپایی و آمریکایی در آن نقش داشتند، بر روی ۱۵۰۰ بازمانده ی ایست قلبی انجام شد. نتایج پژوهش پس از نهایی شدن در اکتبر ۲۰۱۴، در مجله ی "احیا" منتشر شد. با وجود گستردگی پژوهش، نتایج آن قاطعانه نبود و برداشت‌ های گوناگونی از نتایج آن شده است.

سپس پرنیا و همکارانش پژوهش دیگری موسوم به "مطالعه ی آگاه ۲" را آغاز کردند که بهبود یافته ی پژوهش پیشین بود. این پژوهش نیز قرار است در مراکز درمانی مستقل گوناگون و بر روی ۱۵۰۰ بازمانده ی ایست قلبی انجام شود که در ماه می ۲۰۱۷ جمع‌ بندی خواهد شد. در بسیاری از فرهنگ های کهن، رفتن به حالت خلسه یا مکاشفه به روش های گوناگون برای حالات عرفانی صورت می گرفت. نکته ی قابل توجه هم در مصرف دی ام تی و هم در حالت نزدیک به مرگ، این نکته می باشد که بیشتر افراد مورد آزمایش قرار گرفته یا دارای تجربه ی نزدیک به مرگ بودند یا دارای تجربه های یکپارچه و عمدتن یکسانی از این تجربه می باشند و به گونه ای نامفهوم یا غیرشفاف، واقعیتی فراتر از بعد مادی و جسمانی را مطرح نموده اند.

در فرهنگ های گوناگون شامنی، برای ارتباط با عالم غیب از مواد توهم زا استفاده می نمودند. ارتباط عجیبی میان این تجربه و نظریه های جهان پس از مرگ وجود دارد. در روزگار باستان با توجه به بیداری چشم سوم و اشاره های تجربه ی برون رفت از تن به سوی کالبد اختری رخ می داد. مواد توهم زایی همچون اسید و قارچ های جادویی و دی ام تی  تازه به شوند به وجود آوردن این حس بدون شناخت عوارض یا فلسفه ی  تازه به شوند به وجود آوردن این حس، مصرف این مواد هم اکنون به خاطر به دست اوردن حس خوشایند این تجربه در بین افراد گوناگون شایع گردیده است. از هورمون دی ام تی به عنوان مسئول سفرهای قدرتمند بین کاربران جهان های جداگانه و پل ارتباطی یاد شده است.

دکتر استراسمن نویسنده ی "روح مولکول" توضیح می دهد که مصرف دی ام تی در بیشتر کاربران منجر به دیدن موجودات غیر ارگانیک گشته و بر این باور بوده اند که بیشتر آن موجودات آرامش بخش می باشند. او هچنین بیان می دارد مردم در معرض این تجربه ها بیان کرده اند داده هایی که از راه حواس جسمانی ما در جهان مادی دریافت گردیده، بسیار محدود می باشند و داده هایی که از این راه درک و کسب کرده اند، نسبت به داده های کسب شده از جهان مادی بیشتر به واقعیت نزدیک می باشد و گمان بر این است که زندگی بیشتر از تجربه ی مادی در جریان می باشد. در این تجربه، مغز دی ام تی ذخیره شده در غده ی صنوبری را آزاد می کند که به عنوان مجوزی برای پایان زندگی هم لقب گرفته است. در هر صورت اشاره های فرهنگ های باستانی مبنی بر بیداری چشم سوم بشر و فرهنگ های گوناگون برای تعالی آگاهی بشر و این تجربه ی کسب شده که در حال کشف حقایق بیشتر می باشد، نکته ی قابل تامل در تحقیقات باستانی و عرفانی می باشد.




۱۳۹۵ تیر ۲۰, یکشنبه

"مافيای يهودی روسیه" و مسئله ی انرژی اتمی ايران

درباره ی رشد شگرف "مافيای يهودی" در جمهوری های پيشين اتحاد شوروی، به‌ ويژه روسيه و اوکراین، فراوان سخن گفته می شود. اين "مافيا" که در اتحاد شوروی پيشين خود را در ساختار حزب کومونيست و بنگاه های اطلاعاتی و امنيتی به‌ ويژه  ک. گ. ب. و دولت اتحاد شوروی پنهان کرده بود، از زمان حکومت بوريس يلتسين، نخستین ریيس‌ جمهور روسيه (۱۹۹۱ تا ۱۹۹۹) پس از فروپاشی شوروی پايه‌ گزار شد و اقتداری کم‌ نظير به دست آورد. از آن زمان تا به امروز، جستارهای فراوانی دال بر نقش تاتيانا دياچنکو، [+] دختر کوچک يلتسين در ساختار مافيای روسيه و نقش اين کانون در غارت ثروت ملی و اموال دولتی و به فساد کشانيدن اقتصاد روسيه منتشر شده است. در دهه ی ۱۹۹۰، بنيانگزاران نامدار "مافيای يهودی روسيه" به عنوان نزديک‌ ترين دوستان و شرکای تاتيانا شناخته می شدند؛ کسانی همچون بوريس برزوفسکی، [+] رومن آبراموويچ، [+] مالک ۲۶% سهام شرکت هواپيمایی ايرفلوت در زمان يلتسين، ولاديمير پوتانين [+] و ديگران. تاتيانا چنان به بدنامی و فساد مالی شهره است که تا به امروز مردم روسيه او را "تاتيانای خبيث" می نامند.

عجيب است که در همان زمان، اولگ لوبوف، [+] ثروتمند نوخاسته و رییس شورای امنيت ملی روسيه و مشاور نزديک يلتسين و دوست نزديک تاتيانا، با فومی هيرو جويو، [+] از گردانندگان فرقه ی مذهبی- تروريستی و به شدت ضد يهودی اوم شينريکوی ژاپن، که دارای دعاوی دينی درباره ی قريب‌ الوقوع بودن آخرالزمان است، رفاقت و شراکت مالی داشت تا بدانجا که فرقه ی اوم در مشارکت با لوبوف، دانشگاه مسکو- ژاپن را در روسيه بنیادگزاری کرد. (بنگريد به يادداشت "معمای يک فرقه ی راز آميز: اوم شينريکو") [+]

همين کانون بود که يک سرهنگ گمنام ک. گ. ب. به‌ نام ولاديمير پوتين را کشف و به يلتسين معرفی کرد؛ يلتسين وی را کارگزاری کارآمد تشخيص داد و در سال ۱۹۹۵ به عنوان نخست‌ وزير منصوبش نمود. می گويند يلتسين با پوتين شرط کرد که تو را ریيس‌ جمهور روسيه خواهم کرد، مشروط بر اينکه خانواده ی من و ثروتشان هماره مصون از تعرض باشد. بدينسان، در ۳۱ دسامبر ۱۹۹۹، در آستانه ی هزاره ی سوم ميلادی، يلتسين (در ۲۳ آپريل ۲۰۰۷ مرد) به بهانه ی بيماری، از رياست‌ جمهوری کنار رفت و پوتين زمام امور را به دست گرفت و اندکی پس از آن، در انتخابات دستکاری شده ی مارچ ۲۰۰۰ ریيس‌ جمهور شد و در ۱۲ فبريه ی ۲۰۰۱ فرمانی را صادر کرد که روسای جمهوری پيشين و هموندان خانواده‌ ی شان را از پيگرد قانونی مصون می کرد. پوتين با همين ساز و کار در سال ۲۰۰۸ جوانی ۴۲ ساله و ناشناخته به‌ نام مدودوف را به عنوان ریيس‌ جمهور روسيه برکشيد.

تاتيانا و شبکه‌ ای که او از بنيانگزارانش بود، از راه "خصوصی کردن" صنايع عظيم روسيه، ملياردها دلار به جيب زدند. از زمان يلتسين تا به امروز خانواده ی يلتسين از راه آلکسی دياچنکو، شوهر نخست "تاتيانيای خبيث" و والری اوکولوف، شوهر يلنا اوکولوا دختر بزرگ يلتسين، اداره ی شرکت بزرگ هواپيمایی ايرفلوت را به دست دارند؛ شرکتی که در زمان حکومت يلتسين، در ماجرای واگزاری اموال دولتی به بخش خصوصی غارت شد. همين شرکت است که در سال‌ های ۱۳۷۰ در ايجاد شرکت‌ های خصوصی هواپيمایی در رژیم ولایت فقیه نقش بزرگی ايفا نمود.

معرفی "مافيای يهودی روسيه" و پيوند آن با کانون‌ های مشابه در ايالات متحده ی آمريکا و اروپای باختری و اسرایيل، و نقش اين کانون همبسته در عمليات پنهان مالی و انواع شيادی های سياسی- اقتصادی، به کتابی مفصل نيازمند است.

با توجه به اهميت مسئله ی انرژی اتمی در سرنوشت ايران در مقطع تاريخی کنونی، در اين يادداشت هدفم جلب توجه مردم، مقامات و محافل و احزاب و شخصيت‌ های سياسی ايران است به خطری که به دليل ناشناخته ماندن جايگاه بزرگ مافيای روسيه (هتمن خیال می کند که واواک با آن عرض و طول نمی داند چه خبر است که دغدغه ی خود پنداشته به ساواکی جماعت خطر آنان را هم گوشزد کند !! -دا/۸) و ساير جمهوری های پیشین اتحاد شوروی به‌ ويژه اوکراين، ايران را تهديد می کند. بايد بيفزايم که در دو دهه ی گزشته، اين مافيا از راه معاملات عظيم با جمهوری اسلامی، سودهای کلانی به جيب زده است. در ظاهر اينگونه است که ايران با روسيه يا اوکراین در یک برهمکنش است، اما در واقع چنانکه خواهيم ديد، با هشت پایی روبروییم که اندام آن از باکو و ايروان و تفليس در مرزهای ايران تا نيويورک و لندن و پاريس و تل‌ آويو گسترده است.

يک نمونه، جايگاه مسعود عاليخانی است. عاليخاني، در سال‌ های ۱۳۴۵- ۱۳۵۷ گرداننده ی واقعی شبکه‌ های پنهان اسرایيل در ايران به‌ شمار می رفت، تا بدان حد که آگاهان جايگاه او در عمليات موساد در ايران را برتر از يعقوب نيمرودی و يوری لوبرانی می دانند، در دوران يلتسين در اوکراين و روسيه فعاليت گسترده‌ ای را دنبال می کرد و به اين دليل، هموند هيئت مديره ی "بنياد جهانی خصوصی سازی روسيه" بود.

در اين يادداشت به معرفی سه شخصيت سياسی روسيه می پردازم که در ارتباط با مسئله ی انرژی اتمی ايران، نقش تعيين‌ کننده داشته‌ اند:

۱. آناتولي چوبايس [+] (زاده ی  ۱۳۳۴/ ۱۹۹۵) را بايد شخص نخست و تعيين‌ کننده در امور مربوط به انرژی اتمی ايران دانست. چوبايس از ملياردرهای نوخاسته ی روسيه است و نام او به عنوان يکی از ثروتمندان بزرگ جهان در نشريات غربی درج می شود. چوبايس را "يهودی مخفی" و "دومين مرد منفور روسيه پس از بوريس برزوفسکی" می دانند. [+] او به عنوان وزير دولت يلتسين، طراح برنامه ی "خصوصی سازی" اقتصاد روسيه بود و راهی را آغاز کرد که وی و شرکايش را به ثروت‌ های افسانه‌ ای رسانيد. چوبايس در سال‌های ۱۹۹۸- ۲۰۰۸ رییس مجتمع انرژی (United Energy Systems (UES روسيه بود و از سال ۲۰۰۸ ریيس مجتمع زیست فناوری نانوی روسيه به نام Rosnanotech است و نيز هموند شورای مشاوران بانک جی. پی. مورگان و بانک شکار منهتن (Chase Manhattan Bank)، یعنی بزرگ‌ ترين بانک و غول مالی ايالات متحده آمريکا. [+] درباره ی پيوند خاندان آلمانی و یهودی تبار مورگان و بانک مورگان با بنياد راتشیلد، از بدو فعاليت در ايالات متحده ی آمريکا به عنوان کارگزار راتشیلدها، در آثار خود سخن گفته و در آينده نيز مستندات بيشتری به دست خواهم داد.


آناتولز چوبايس، يهودی مخفی و "دومين مرد منفور روسيه پس از برزوفسکی" و موثرترين مقام روسی در مسائل انرژی اتمی ايران

۲. سرگئی کيرينکو [+] (زاده ی ۱۳۴۱/ ۱۹۶۲)، فرنشین "سازمان انرژی اتمی روسيه" (Rosatom) [+] که او نيز، مانند پوتين و چوبايس و ملامد، از برکشيدگان يلتسين است و در زمان رياست‌ جمهوری يلتسين مدتی کوتاه (از ۲۳ مارچ تا ۲۳ آگست ۱۹۹۹۸) نخست‌ وزير روسيه بود. کيرينکو نوه ی يک نجاست يهودی به‌ نام ياکوف ايزرایيتل (نامور به يعقوب اسرایيل) است. کيرينکو از ۳۰ نوامبر ۲۰۰۵ فرنشینی "روس اتم" (سازمان انرژی اتمی فدرال) و فرنشینی هيئت مديره ی شرکت بزرگ "اتم انرگوپرام" (Atomenergoprom) را در دست دارد و عالی ترين مقام روسی در زمينه ی انرژی اتمی به‌ شمار می رود. او همان کسی است که از آغاز گماشتگیش، پیوسته وعده می داد نيروگاه کزایی بوشهر را "به زودی" به پايان خواهد برد !!



سرگیی کيرينکو، فرنشین سازمان انرژی اتمی روسيه در حال سخنرانی در نشست سال ۲۰۰۰ داووس (حرامزادگی از نگاهش می بارد. -دا/۸)

۳. سومين فرد مؤثر در مسائل مرتبط با انرژی اتمی ايران، لئونيد ملامد [+] است. اگر کيرينکو با استفاده از نام اوکراينی مادرش تبار يهودی خود را پنهان می کند و اگر چوبايس می کوشد تا به عنوان يهودی شناخته نشود، لئونيد ملامد ابایی ندارد که از شهرت خاندان نامدار خود بهره برد. خاندان ملامد از سرشناس‌ ترين خاندان‌ های زرسالار يهودی است که تبار ايشان به اسپانيای سده ی پانزده ميلادی و به خاخام مه‌ ير ملامد، وزير ايزابل ملکه کاستيا، می رسد. ايزايل همان حکمرانی است که به همراه شوهرش فرديناند شاه آراگون در گرانادا، واپسین بازمانده ی اندلس اسلامی را تصرف کرد و هفت ماه پس ازآن با ثروت به دست آمده از تاراژ گراندا در آگست ۱۴۹۲، کريستوفر کولومبوس را راهی سفر به اصطلاح "هند" نمود؛ سفری که به اصطلاح به "کشف" قاره ی آمريکا انجاميد.


لئونيد ملامد

خاندان ملامد پرشمار و با نفوذ است و در تاريخ ايران نيز چون عثمانی، نقش موثری داشته است. ملا سيمانطوب ملامد، فرنشین يهوديان مشهد در اواخر سده ی هژدهم ميلادی، شخصيتی مهم در عرصه ی کاباليسم و تصوف راز آميز ايران است. والتر فيشل او را "رهبر معنوی يهوديان مشهد، شاعر، فيلسوف و مولف رساله‌ هایی به عبری و پارسی یهود" معرفی می کند. ملا سيمانطوب ملامد، چهره‌ ای است مهم در تاريخ فرقه‌ های راز آميز ايران و شناخت زندگی و انديشه‌ های او، "حلقه ی گمشده‌ ای" است در شناخت تکاپوی "صوفيان يهودی" و شبکه ی يهوديان مخفی در شيراز، مشهد و دیگر نقاط ايران از نيمه ی دوم سده ی هژدهم ميلادی. اين شبکه، افزون بر خراسان و افغانستان و آسيای ميانه، از راه خاندان ملامد با عثمانی و "صوفيان ترک" نيز پيوند می خورد.

فرنشینی خاندان ملامد بر يهوديان شيراز نيز موروثی بود و در دوران ناصرالدين شاه و مظفر الدين شاه، ملا رحميم روبن ملامد هاکوهن، فرنشین يهوديان شيراز را به دست داشت. ملا رحميم ملامد در سال ۱۹۰۶، در ۵۲ سالگی، به فلستين کوچ کرد و در اورشلیم ساکن شد. ميراث "صوفيان يهودی" مشهد و شيراز و اصفهان و کاشان و همدان و دماوند در کارنامه ی خاخام ملامد تداوم يافت. او یکی از رهبران و مروجان تصوف راز آميز يهودی (کابالا) در اورشلیم بود و کتابی در حواشی زُهر، کتاب مرجع کابالا نگاشت که در سال ۱۹۱۹ انتشار يافت. پسرش، عزرا زيون ملامد در شيراز زاده شد و در سه سالگی به همراه پدر به اورشلیم رفت و پسین ها به يکی از اساتيد سرشناس دانشگاه‌ های اسرایيل بدل شد. عزرا ملامد از سال ۱۹۶۱ به تدريس "کتاب مقدس" و "تلمود" در دانشگاه‌ های عبری اورشليم، برايلان (حومه ی تل‌ آويو) و تل‌ آويو اشتغال داشت و هموند دانشکده ی زبان عبری و شورای باستان‌ شناسی اسرایيل بود. او تا زمان مرگ، خاخام افتخاری يهوديان ايرانی نيز بود. خاندان ملامد پر شمار است و در سراسر جهان گسترده. در دوران پهلوی، ملامدها در فراماسونری ايران فعال بودند. دکتر ناصر ملامد، استاد دانشکده ی کشاورزی دانشگاه تهران، هموند لژ لافرانس بود. ناصر ملامد در ۱۰ آذر ۱۳۵۶ در لژ "جويندگان کمال سقراط"، وابسته به طريقت کهن اسکاتلندی، به درجه ی چارم ارتقا يافت. در اين مراسم دو ماسون نامدار شيراز، یعنی دکتر "ذبيح قربان" و پسرش دکتر "کامبيز قربان"، حضور داشتند.

لئونيد ملامد از گردانندگان اصلی فعاليت‌ های اتمی روسيه و فرنشین پيشين کنسرن دولتی "راس‌انرگواتم" است که امروزه "انرگواتم" [+] ناميده می شود. لئونيد ملامد در فبريه ی ۲۰۰۰، زمانی که فرنشینی "راس‌انرگواتم" را در دست داشت، از تداوم همکاری های اين مجتمع با ايران و هند و چين در زمينه ی انرژی اتمی، به‌ رغم ممانعت ايالات متحده آمريکا، خبر داد. (آسيا تايمز، ۳ فبريه ی ۲۰۰۰) [+] ملامد تا سپتامبر ۲۰۰۸ فرنشین مجتمع "راس نانوتک" بود.

هسته سه نفره چوبايس - کرينکو- ملامد در دهه ی گزشته، نقشی بزرگ و مرموز در مسائل مرتبط با انرژی اتمی ايران ايفا کرده است. شناخت ماهيت اين سه تن می تواند راهگشای ما در تبيين سياست‌ های عقلایی و منطبق با مصالح ملی باشد. (پس تکلیف زد و بندهای پشت پرده ی رژیم چه می شود ؟! -دا/۸)

پژوهش و ترجمه: عبدالله شهبازی
ویرایش: داریوش افشار