Google Ad

‏نمایش پست‌ها با برچسب پروفیوز مجید سمیعی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب پروفیوز مجید سمیعی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۶ دی ۳۰, شنبه

نامه یک هم میهن گیلانی به مجید سمیعی

نامه ی یک هم میهن گیلانی به پروفیوز سمیعی که خواهش کرده آنقدر دست به دست شود تا به دست خودش برسد:


پروفیوز سمیعی گفته: کسانی که می‌ خواهند پزشکی را با سیاست مخلوط کنند باید فرهنگ خودشان را عوض کنند !!

و اما سخن من.....
جناب آقای پروفسور سميعی
طبق فرمايش شما نبايد پزشكی را با سياست مخلوط كرد، اما كمی تامل از انديشمندی چون شما شايسته بود.
مردم ايران و حاميانشان در اروپا، آلمان و ...، سياست را با پزشكی مخلوط نموده اند ؟!
از كدام مردم سخن می گوييد ؟
مردم ايران تاوان سياست های كسانی را داده و می دهند كه شما در بهترين بيمارستان آلمان در حال مداوايشان هستيد !!
اينانی كه نفت را از سفره های مردم بردند.
اينانی كه غرب را بلاد كفر، مسيحيان را ملحد و ... می نامند...
اينانی كه برای درمان هر دردی ادعيه و دعا و بارگاه عمام رضا و ائمه ی به اصطلاح معصوم را تجويز می كنند
مردمی كه ۴٠ ساله برای گرفتن شفا به بارگاه های مختلف، نزورات و پول ها ريخته اند
چرا خودشان برای درمان به سرزمين كفر پناه می برند ؟!
خودشان نزورات و پول های مردم دردمند و فقير را خرج درمان خود در بلاد كفر می كنند ؟!
جناب پروفسور سميعی
من گيلانیم، هم استانی شما و شما يكی از افتخارات من بوديد
يكی از كسانی كه شما را به عنوان نمادی در دبيرستان ها، كلاس های كنكورم، دانشگاه و... مثال می زدم و فخر می فروختم، اما از اين فرمايش شما دلم به درد آمد، شما آمار كسانی كه در ايران به خاطر فقر كليه هايشان را می فروشند بهتر از من و ما داريد !!


از خودتان نپرسيديد اين همه بيمار در ايران هست چرا نمی توانند به بيمارستان شما بيايند ؟!
مردم فقير شده اند چرا ؟ پرسيده ايد چون تاوان سياست را مي دهند، پدرم بازنشسته آموزش و پرورش است، تازه نوع خوبش بيمه دارد، زمين کشاورزی دارد، فرزندانی دارد كه به وقت تنگدستی كمكش كنند.
اما خرج داروهای "آسم" و بيماری قلبی مادرم كمرش را خم كرده، كه درد خودش يادش رفته.

جناب پروفسور سميعی !!
چه كسی سياست را با پزشكی مخلوط كرده ؟!
همانی كه شما در حال مداوايش هستيد. مردم تاوان همان سياستی را می دهند که نانشان را گرفته تا امثال او به درمان هزينه ی گزاف بپردازند !!
اين بار كه گيلان آمدید، .با من همسفر خانه هايی شويد كه كودكان بيمار، سرطانی، پدران شرمنده از نان شب، مادرانی كه برای سفره ی خانواده و خرج درمان كودكانشان گدايی می كنند.
بگزريم از تن فروشی كه دلم به درد می آيد
نان از ستل های زباله جمع می كنند را نشانتان دهم، راه زيادی نرويد
همين گيلان.

به يادتان خواهد آورد آنكه سياست را با پزشكی مخلوط نموده مردم نيستند
شما
يادتان نرود در چه حكومتی و چه مزايايی درس خوانديد و پروفسور شديد !!
تا جايی كه مي شناسمتان، از خانواده های دربار نبوديد.
یک خانواده از خانواده های گيلانی بوديد كه با ١٠٠٪؜ تلاشتان و حمايت خانواده ی تان تحصيل كرديد و بر أساس نمره ی خوبتان در دانشگاه بورس خارج شديد !!
نه رانت و پارتی و كاش فرزند زرنگ من و فرزندان زرنگ ما هم می توانستند چون شما از مزايای تحصيل با پشتوانه ی مالي دولت در خارج از ايران بهره مند شوند.
كاش كمي تامل می كرديد، سپس دل دردمندمان را مرهم می نهاديد.

از هم وطنانم در خارج از ايران می خواهم اين نامه ام را آن قدر دست به دست كنند تا خود پروفسور بخواند.
سپاسگزارم


پروفیوز مجید سمیعی:
طفلک‌ها اینها (مخالفان رژیم اسلامی) باید فرهنگ دید خودشان را عوض کنند !!

پروفیوز مجید سمیعی در مورد عکس انداختن با "آیت‌ الله شاهرودی" رییس مجمع تشخیص مصلحت رژیم به دوربین زل زد و گفت: بنده اسلن اسم ایشان رو هم نمی شناختم !! و تازه شناختم مثل شما و دیگران !!

من که در ایران زندگی‌ نمیکنم، شاید در سال ۲، ۳ روز برم ایران برای تدریس و دیدن همکاران خودمون ... باور بفرمایید برای من وقتی‌ باقی‌ نمی‌ ماند که بخواهم "کار‌های بین المللی" خودم را انجام بدهم و به موقعیت کار‌های سیاسی قضایی ایران بخواهم برسم !!


واکنش های مردم
- چون ایشون آدم معمولی نبوده .پس صد در صد هماهنگی قبلی شده و شما بر علم بر این که چه شخصی است اون قاتل رو پذیرفتی . اگر فرزند خودت رو کشته بود من مطمئن هستم که جور دیگری برخورد میکردی

- ايشون همونطور كه در عكس ها مشاهده كرديد، هر دفعه كه ايران ميامدند با يكي از مقامات ماچ و بوس و بغل داشتند، تازه ايشون در زمان رياست قوه قضاييه شاهرودي در ايران تشريف داشتند، شاهرودي رو بچه دبستاني ميشناسه چه برسه به اين آقا.... ولي ميتونستند رسماً و قانوناً اعلام كنند كه وظيفه يك پزشك اينه كه حتي وقتي دشمنش براي مداوا به وي مراجعه ميكنه، بنابر سوگندي كه خورده بايد به درمانش بپردازه ، تازه ما در ايران موارد زيادي داشتيم كه آخرين اميدشان نظر دكتر سميعي بوده ولي حاضر نشدند كه حتي نگاهي به پرونده پزشكي بيمار بندازند.... ايشون كلينيك ساخته كه از سران رژيم در اونجا تيمارداري بكنه و هر كسي رو كه من ميشناختم و خبرش بهم رسيده بود از دوهفته قبل از شروع اعتراضات ، همه به بهانه اي از كشور خارج شده بودن ، حتي به من گفتند كه تو سرپرشوري داري و بهتره دورهفته اي از ايران خارج شي و پيش دخترت بري تا ببينيم دامنه اعتشاشات تا كجا و كي گسترده خواهد شد ، ايشونم گفته اين چند وقت خطرناك رو به دعوت سميعي ميرم اونجا و هم چكاپ ميشم و هم استراحتي ميكنم تا در ايران هم نباشم !!!! مطمئن باشيد كه غيرازاين نبوده.... هم اينك تركيه پر است از آقازاده ها و آقاهايي كه در حراجي هاي اونجا با خانواده شان پلاس هستند

-این هشداری است به تمام کشورهای اروپائی ...حمایت از جنایتکاران وپناه دادن به انها خود جرم است


- یک جوان ایرانی: خیلی جالبه سفارت آلمان به شاهرودی و عوامل رژیم در تهران ویزا میده و به مردم عادی به بهانه های واهی از دم ردی. چقدر پول پرستید شما آلمانی ها! به خاطر پول به قاتل ویزا و اقامت میدید. قراردادهای سود آور با آخوندها به زودی کنسل میشه

- مهم نیست جناب سمیعی ، خیلی ها ما ملت صبور رو ساده فرض کردن شما فراماسون هم یکی دیگه روی بقیه..ما خیلی چیز ها رو از دست دادیم ..اون جوون ها و خون هایی که به ناحق با امضای این آقای بیمار شما بر زمین ریخته شده و این پاسخ های زیرکانه شما همه در تاریخ ذهن ملت ثبت خواهد ماند..

- هاشمی شاهرودی و محافظانش با دعوتنامه سمیعی و ویزای پزشکی وارد آلمان شده اند. ایشان از چند ماه قبل برای ورود شاهرودی برنامه ریزی کرده است.

- لعنت بر دروغ گو. تو خبر نداشتی یک حیوان جانی به این مهمی در بیمارستان شخصی شما بستری میشود .چرا نمی گوید من خودم دستور بستری دادم .بعد از ترس میگوید من در تعطیلات کریسمس بودم .ننگت باد
اگر می گفتید به بر حسب وظیفه پزشکی بوده بهتر از این بود که خودت به نفهمی بزنید آقای دکتر آخوندها

- جناب آقای دکتر سمیعی، شما نمی‌توانید این موضوع را با استناد به اخلاق پزشکی ماست‌مالی کنید. روابط خاص شما چیز دیگری می‌گویند. کافی است به عکسهای شما در اینترنت نگاهی بیاندازیم. مثلا در آغوش گرفتن قالیباف و تمجید از او، بازدیدتان از مرکز اسلامی هامبورگ و دیدار با رئیس این مرکز که عضو مجلس خبرگان نیز هست و ... که دیگر ربطی به اخلاق پزشکی ندارد.


- به عیادت قاتل مردم ایران رفتن جزو پزشکی نیست جناب سمیعی بد جوری گاف دادی واقعا متاسفم فقط تصور کن اون بچه ها که به فرمان این جلاد مردن بچه خودت بودن و خجالت بکش.

- عنوان یه مریض کیلنیک من رفتم و باهاش عکس انداختم
آخه این حرف شد؟؟؟؟؟
یعنی تو اینهمه ادعا میکنی سرت شلوغ هست و وقت نداری بدونی مردم مملکت رو کی به چه طرزی کشتار کرده, اونوقت وقت اینو داری که بری تو اتاق مریضی که نمیشناسی و باهاش عکس بگیری

صادق باش, حداقل بگو پول خوبی میداد منم گفتم برای امور تحقیقاتیم ازش استفاده کنم که آدم بگه پول برسته نه اینکه دورغ رو جوری مثل جمهوری اسلامی تحویل بدی که به عقلانیت مردم مستقیما توهین کنی
همون مثل همونایی هستی که باهاشون میپری


همین جستار در کیهان سوئد

۱۳۹۶ دی ۲۱, پنجشنبه

همه ی ایرانیان دادخواه، در انتظار محاکمه ی آخوند شاهرودی عراقی

همانگونه که آگاهید، آخوند هاشمی شاهرودی عراقی در بیمارستان اعصاب شهر هانوفر به فرنشینی مجید سمیعی بستری است. پریروز ناصر کشکولی در هانوفر به بیمارستان رفت و گفت من هموند هیئت ضد اعدام هستم و آمده ام تا آخوند شاهرودی را ببینم، چون می خواهم به او اعلام کنم که بایست دستگیر و محاکمه شود. پروفیوز سمیعی به دیدار ناصر کشکولی در پذیرش آمد و هم زمان به پلیس زنگ زد و پلیس پس از شنیدن سخنان ناصر کشکولی از او خداحافظی کرد !!


پروفیوز سمیعی پس از این جریان گم و گور و پیدایش نیست.

دیروز مطلع شدیم که دست بر قضا، نخستین کسی که علیه حضور شاهرودی شکایت کرده، یک نماینده ی پیشین مجلس آلمان است. دادستانی آلمان، یک سامانه ی دقیق برای بررسی این شکایت گزاشته است. تاکنون صدها ایرانی مدعی شدند که شاکی خصوصیند. ما داریم شکایت ها را جمع می کنیم. 

مینا احدی فرنشین هیئت ضد اعدام و سنگسار، با مجلس اروپا تماس گرفته است. با جامعه ی وکلای آلمان تماس گرفته است و هدف همه ی شاکیان خصوصی، آیت الله شاهرودی است. ضمنن ایشان یک سری پرونده هایی را که شاهرودی دستور اعدامشان را داده دنبال کرده است. محض اطلاعتان، افزون بر اعدام فرزاد کمانگر و فاطمه حقیقت پژوه، این شخص به تنهایی حکم اعدام ۱۴ کودک را صادر کرده است.

تاکنون تقریبن تمام رسانه های مهم آلمان این خبر را پوشش داده اند. بیلد تسایتونگ، آلگماینه هانوفر، فوکوس و ... .
از دیروز تاکنون، از حزب سبز، چپ ها و گروه های آلمانی، مدام با کمپین تماس می گیرند. بر اساس آخرین خبر، وکلای ایرانی در فرانکفورت و کنشگران حقوق بشر،  داوطلبانه به ما کمک می کنند. هنوز کار زیاد داریم. از همه و هر کسی می خواهیم کمک کند. کارهایی که داریم اینهاست:

۱. پوشش این اخبار در داخل و خارج کشور؛ به ویژه ما می خواهیم دل مردممان در داخل گرم بشود و عدالت اجرا شود. نمی گزاریم صدای مردم و. خانواده های بی گناه و ستمدیده را خاموش کنند.

۲. با مقامات مجلس اینجا، احزاب، گروه ها، رسانه ها، جامعه ی پزشکان، با مردم اینجا در شهرهای مختلف تماس بگیرید. تلفن کنید، اعتراض کنید، توضیح بخواهید. همه ی این کارها را هم یا با ویدئو یا با گزارش به اطلاع مردم برسانید.

۳. شما هم در شهر هایی که هستید این کمپین را الگوی خود کنید. دست همه و هر کسی قدم برداشته درد نکند. جلوتر بیایید. محکم تر دست ها را به هم بگیرید. اکنون وقت افتراق و ناامیدی و نق زدن نیست. ما هشتاد ملیونیم. وقتی داخل حقن ساکت تر می شود، هیچ عیبی ندارد، خارج بایست جبران کند. دیروز در بیشتر از سی شهر در پایتخت های مهم جهان، تظاهرات بوده است.


عشق کردن دارد !!
درود بر شما که حمایت خواهید کرد تا باز ایران مهد آزادی برابری و قانونمندی گردد.

همین جستار در کیهان سوئد

۱۳۹۶ دی ۲۰, چهارشنبه

آیا طرح شکایت از آخوند شاهرودی عراقی به سرانجام خواهد رسید ؟

هم اینک موج اعتراضات ایرانیان علیه حضور یکی از بلند پایه ترین سرکردگان رژیم، به همه ی رسانه ها و به ویژه رسانه های آلمانی گسترده شده و همه در جریان قرار گرفته اند که شکایت های بسیاری از سوی صدها ایرانی به دیوان عالی دادگستری آلمان به جهت به محاکمه کشاندن آخوند شاهرودی عراقی، مطرح شده است.

فولکر بک نماینده ی پیشین بوندس تاگ
فولکر بک نماینده ی بوندس‌ تاگ در فاصله ی سال‌ های ۱۹۹۴ تا ۲۰۱۷، هموند هیئت حقوق بشر در مجلس فدرال آلمان بوده است. فولکر بک می گوید:
"من سال ۲۰۰۶ به ایران سفر کردم و با نمایندگان مجلس رژیم گفتگوهای بسیاری در مورد وضعیت حقوق بشر داشتم. با نمایندگان نهادهای مذهبی و نمایندگان کمینه های دینی در ایران دیدارهایی داشتم. من سال‌ ها هموند هیئت حقوق بشر بودم و گزارش‌ های مربوط به نقض حقوق بشر در ایران را دنبال می‌ کردم. نمی‌ شود که آیت‌ الله‌ ها مردم ایران را سرکوب کنند، زنان، دگر اندیشان، همجنس‌ خواهان و بعد ما چشممان را ببندیم و هیچ‌ نگویم".

فولکر بک ادامه می دهد:
"من امیدوارم که دولت آلمان به شاهرودی مصونیت سیاسی نداده باشد، چون وی هموند دولت نیست. در ضمن نباید فرصت را هم از دست داد".

کسانی که طرح شکایت علیه این موجود خونخوار را مطرح می کنند، یا خود یا خانواده و دوستانشان از قربانیان جنایات رژیم محسوب می شود. آنچه که خواهان برقراری آن هستیم، یک دادگری از سوی دستگاه قضایی آلمان می باشد تا فردی که مرتکب اعدام و سنگسار و شکنجه ی هم میهنانمان شده است و هتا کودکان را نیز اعدام کرده، محاکمه شود، مقصر شناخته شود و به سزای کارهای پلیدش برسد.

اما آیا طرح این شکایت و مطالبه ی خواسته های ما در این چارچوب، به نتیجه ی مطلوب خواهد رسید ؟

باید نگاهی به گزشته کرد و از خود پرسید آیا عاملان جنایت علیه زنده یاد شاهپور بختیار، فریدون فرخزاد و هتا ترور یکونوس، به نتیجه ی دادگرانه ای رسید و آیا آمران و عاملان جنایات دستگیر و محاکمه شدند ؟

ما همگی در حالی از خبر حضور این آخوند خونریز در آلمان آگاه شدیم که مقصد سفر او نه تنها اعلام نشده بود، بلکه در آغاز رژیم این واقعیت را کتمان می کرد که وی از کشور خارج شده است و سپس که این نقشه به هم خورد، شایع شد که وی برای درمان مرض خود به انگل ستان رفته است و آرام آرام و با کمی تاخیر، در نهایت متوجه شدیم که وی در آغوش پزشک حکومتی پروفیوز سمیعی آرام گرفته و در حال لاس و خوش و بش با وی می باشد.

اما آیا آخوند شاهرودی دارای مصونیت دیپلماتیک است ؟ و اگر چنین باشد، آیا با طرح شکایت از وی در دادگاه، می توان همچنان مانع خروج او از آلمان گشت و هتا او را به دادگاه کشید ؟


آخوند شاهرودی زیر احکامی را امضا کرده است که منجر به اعدام دست کم ۲۰۰۰ ایرانی شده است. این جنایت علیه بشریت است و با همین دادخواست است که فوبکر بک نماینده ی پیشین بوندس تاگ (مجلس آلمان)، پا پیش نهاده است. چنین موجود خونریزی و اسلام مداری که چرک ایمان و گند زهد اسلامی عربی از همه ی وجودش می بارد، یکی از نامزدان جدی دیکتاتوری ولایت فقیه پس از آخوند خامنه ای است.

تاکنون هیچ رسانه ای درباره ی احتمال داشتن مصونیت دیپاماتیک آخوند هاشمی شاهرودی سخنی نگفته است.

مصونیت دیپلماتیک، گونه‌ ای از مصونیت قانونی است که دو کشور در قبال یکدیگر متعهد می‌ شوند که دیپلمات‌ ها و مقامات ارشد دولتی یکدیگر را تحت پیگرد قانونی قرار ندهند؛ اما همچنان امکان اخراج آنان وجود دارد. مصونیت دیپلماتیک همچنین شامل کارمندان ملل متحد و زیر مجموعه‌ های آن سازمان که در ماموریت‌ های کاری باشند نیز می‌شود. این مصونیت به عنوان یک قانون بین‌ المللی مبتنی بر معاهده ی وین، پیرامون روابط دیپلماتیک (۱۹۶۱) برقرار گشته است، اما پیش از آن نیز از پیشینه ای طولانی برخوردار بوده است.

آخوند سید محمود هاشمی شاهرودی عراقی، در نجف عراق زاده شده و در حال حاضر ۶۹ ساله است. او پس از شورش ۵۷ از نجف به ایران آمد و با ایجاد "مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق"، با حکومت صدام حسین مبارزه می‌ کرد. آخوند شاهرودی هموند شورای نگهبان و چارمین فرنشین قوه ی قضاییه ی رژیم بود. از تابستان امسال، چند ماه پس از ترور آیت الله مردار اکبر هاشمی رفسنجانی، وی به فرنشینی مجمع تشخیص مصلحت رژیم منصوب شده است.

این در حالیست که آلمان در سال ۲۰۰۲ قوانین جزایی خود را بین‌ المللی کرد؛ یعنی تمام آنچه که جنایت علیه بشریت به شمار می‌‌ رود، از اعدام تا شکنجه، بر اساس قوانین آلمان قابل پیگرد است. این یعنی اگر شهروندان ایرانی از فردی همچون آخوند شاهرودی عراقی شکایت کنند، دادستان آلمان موظف است که این شکایت را پیگیری کند.

قوانین آلمان به اعتبار یک مفهوم تازه در حقوق جزایی بین‌ المللی با عنوان "صلاحیت جهانی"، دگرش پیدا کردند. این دگرش در ارتباط با دو کنوانسیون بین‌ المللی است. یکی عهد‌ نامه ی مربوط به شکنجه و مجازات‌ های بدنی که سال ۱۹۸۴ به تصویب رسیده و ۱۶۰ کشور به آن پیوسته‌ اند. بر اساس این عهد نامه بود که در سال ۱۹۹۸، یک قاضی اسپانیایی از پینوشه دیکتاتور پیشین شیلی در جریان سفری درمانی به لندن شکایت کرد و خواستار محاکمه ی او شد. بریتانیا هر چند پینوشه را به اسپانیا تحویل نداد، اما ديکتاتور پیشین شيلی به مدت ۱۶ ماه در بریتانیا تحت بازداشت خانگی قرار گرفت تا اينکه سرانجام به دلیل وضع نامساعد جسمی آزاد شد و به شیلی بازگشت.

قوه ی قضاییه ی رژیم نه تنها شکنجه بلکه حکم قطع عضو هم صادر می‌ کند. غیر از آن باید اساس‌ نامه ی رم را هم در نظر گرفت که تشکیل دادگاه جزایی بین‌ المللی برای جرايم بین‌ المللی مانند جرم "جنایت علیه بشریت" را بررسی می‌ کند. وقایع سال ۱۳۸۸ یعنی سرکوب تظاهرات مسالمت‌ آمیز مردم در ایران، مسئولیت بازداشت بیش از ده هزار نفر، محکومیت‌ های سنگین یا فاجعه ی کهریزک را هم می‌ توان به عنوان جنایت علیه بشریت مطرح کرد، چون سازمان داده شده بودند.

همین جستار در کیهان سوئد

پروفیوز مجید سمیعی، پزشک آخوند شاهرودی آدمکش و کلاهبردار یا "ابر جراح"

پروفیوز مجید سمیعی یکی از پدیده‌ های رژیم اسلامی است، اگرچه در خارج از کشور به سر می‌ برد. نکته‌ ی جالب این است که رژیم اسلامی هم او را "ابر جراح" [۱] خطاب می‌ کند و هم حقه‌ باز و کلاهبردار !!


پس از زخمی شدن خامنه‌ ای در انفجار مسجد ابوذر در تیر ماه ۱۳۶۰، پروفیوز سمیعی به عنوان جراح مغز و اعصاب از آلمان برای مداوای وی به ایران سفر کرد. وی پس از معاینه ی خامنه‌ ای، تاکید کرد که شانسی برای بهبود دست وی نیست. [۲] از قرار معلوم، روابط او با رژیم اسلامی از همانجا آغاز و به سفرهای متعدد وی به ایران نیز منجر شد. بیمارستان سمیعی در رشت در سایه‌ ی تلاش‌ های وی ساخته شد.

ساختمان مرکز بین‌ المللی علوم اعصاب در شهر هانوفر آلمان، به شکل مغز ساخته شده است که از سوی سمیعی اداره می‌ شود. در یکی از سفرهای سمیعی به ایران در سال ۱۳۸۹، قرار شد مرکزی درمانی با ساختمانی مشابه در تهران ساخته شود. ساخت این مرکز در زمین های منطقه ی ۲۲ تهران با تبلیغاتی گسترده همراه بود، اما انجام پروژه در مرحله اسکلت فلزی بازایستاد.
او مداوای بسیاری از چهره‌ های رژیم اسلامی را به عهده داشته و در حال حاضر مسئولیت مداوای آخوند هاشمی‌ شاهرودی رییس مجمع تشخیص مصلحت رژیم را نیز در هانوفر آلمان بر عهده دارد. وی پیشتر به تیم معالج آخوند مهدوی کنی رییس مجلس خبرگان رژیم پیوست، اما نتیجه‌ ای حاصل نشد. [۳]

رضا باقری یکی از هموطنان ایرانی در آلمان در حساب ف. بوک خود یادداشتی را به اشتراک گزاشت که ما را با چهره‌ ی سمیعی بیشتر آشنا می‌ کند. در یادداشت او آمده است:‌

"در سال ۱۹۹۹ برادر همسر من در سن ۲۱ سالگی با مرض سرطان مغزی وارد آلمان شد. با دکتر سمیعی در هانوفر تماس گرفتم و تقاضای یک ویزیت نمودم. ایشان پرسیدند آیا پرداخت ویزیت شخص می‌ باشد یا از طرف سوسیال آمده ؟ من گفتم او پناهنده ی سیاسی است؛ ولی هر قدر پول ویزیت باشد پرداخت می کنم. ایشان گفتند بهتر است دکتر دیگری را در فرانکفورت جستجو کنید. در مقابل اصرار ما که او نیاز به قوت قلب از راه یک دکتر ایرانی مثل شما را دارد؛ گفتند من هیچ گونه کمکی نمی‌ توانم بکنم. و خواهان قطع مکالمه شد. در هر صورت پس از مدت کمی برادر همسر من فوت کرد؛ اما این تقاضا و جواب منفی دکتر سمیعی را هیچوقت فراموشم نمی‌ کنم".


با این حال مقامات نظام پزشکی رژیم او را حقه‌ باز می‌ نامند. سمیعی در سال ۲۰۱۴ مدعی شد که دانشکده ی جهانی جراحان مغز و اعصاب، جایزه ی این دانشکده با عنوان جایزه ی عصب زرین (Golden Neuron Award) را به وی اعطا كرده است. پزشک محمد مهدی قیامت معاون آموزشی و پژوهشی رییس سازمان نظام پزشکی رژیم، با بیان اینکه جایزه اعطا شده به پروفیوز سمیعی ارزش علمی ندارد، گفت:

"متخصصین و مسئولان جامعه ی پزشكی به خوبی می‌ دانند كه پروفیوز سمیعی در حال حاضر اجازه ی کار در کشور آلمان را ندارد، ضمن اینكه پزشکان آنجا نیز شناخت چندانی درباره ی وی ندارند".

به گفته ی كارشناس خبره ی جرایم پزشكی، پروفیوز سمیعی "با سوار شدن بر موج رسانه‌ ای، بیمارانی را که هتا برخیشان بضاعت گزراندان امورات زندگی روزمره ی خود را هم ندارند، به مرکز هانوفر منتقل می‌ کند؛ در واقع آنجا را از بیماران ایرانی پر می‌ کند و اغلب بیماران نیز ناخرسند بر می‌ گردند".

وی همچنین افزود:
"شوربختانه برخی افراد و چهره‌ ها پول می‌ دهند تا جایزه دریافت نمایند. نمونه‌ های آن نیز چندی پیش و در پی انتشار اخبار رسمی درباره ی چند چهره در عرصه ی ورزش بود كه همگان دیدند چه مسایلی درباره ی این جوایز و پول‌ های پرداختی وجود داشت. در امور پزشكی مشابه نیز، یكی از مصداق‌‌ ها پروفیوز سمیعی است".

پزشک قیامت تاکید کرد:
"در واقع جایزه‌ هایی بار علمی دارند که مورد تایید مراکز شناخته شده ی رسمی و جهانی باشند. حال آنكه شوربختانه پروفیوز سمیعی از راه ارتباطاتی که دارد، با ایجاد انجمن‌ های ساختگی، عده‌ ای را به عنوان مسئول اجرایی و دست اندر كار در چنین مراكزی معرفی می‌ کند و سپس آنها او را به این القاب و عناوین مفتخر می‌ کنند !!" [۴]

ایرج فاضل وزیر پیشین رژیم در وزارت خانه‌ های بهداشت و علوم که در حال حاضر فرنشین نظام پزشکی است نیز، در رابطه با پروفیوز سمیعی گفت:

"همانگونه كه پیشتر نيز گفته‌ ام، سپردن سکان جراحی مغز و اعصاب كشور به پروفیوز سمیعی صد در صد اشتباه بود". [۵]

استاد بهروز برومند که از او در رسانه‌ های ‌داخلی به عنوان "پدر علم نفرولوژی ایران یاد می‌‌ کنند"، در این باره گفت:

"به عقیده ی من جوایز علمی را معمولن باید بر اساس اکتشاف‌ ها یا ابداع های بسیار خاص و منحصر به فرد اعطا کنند، حال آن که نمی‌ دانیم پروفیوز سمیعی بابت کدامین اکتشاف یا اختراع علمی - پزشکی، به این عنوان نائل آمده. ضمن اینكه، تا آنجا كه می‌ دانیم ایشان در آلمان و اروپا چند سالی است كه بازنشسته شده‌ اند !!" [۶]



روزنامه ی آلمانی، عمدن تصویر پروفیوز سمیعی را از فرتور حذف کرده است
تارنمای حکومتی تابناک هم در این مورد نوشت:

"اما اشکال بزرگ‌ تر هنگامی آشکار می‌ شود که می‌ بینیم این جایزه را سازمانی با نام "دانشکده ی جهانی جراحی اعصاب" (WORLD ACADEMY OF NEUROLOGICAL SURGERY) به پروفیوز سمیعی اعطا کرده که نهادی خصوصی، ناشناخته و البته تقریبن تازه کار است که از سوی هیچ نهاد علمی تایید نشده و بیشتر به جمعی دوستانه و دورهمی شباهت دارد تا یک نهاد معتبر علمی که رویکردهای دقیقی برای پاسداشت جایگاه دانش و دانشمندان داشته و تلاش دارد در پیشبرد اهداف پزشکی گام بردارد؛ آنگونه که در تارنمای این نهاد آمده، دانشکده ی جهانی جراحی اعصاب که معلوم نیست مقرش در کجاست و در کدام کشور به ثبت رسیده، در سال ۲۰۰۵ آغاز به کار کرده و تاکنون چار استاد را در مقاطع زمانی نامنظم، بر پایه ی اسلوب نا‌آشکار، مستحق اعطای جایزه و عنوان عصب زرین (Golden Neuron Award) دانسته است که آخرینشان پروفیوز سمیعی است". [۷]

اما چیزی نگزشت که وزرای علوم و بهداشت دولت آخوند روحانی، روز سه شنبه ۲۴ فروردین ماه ۹۵ به استقبال پروفیوز سمیعی رفتند و در مراسم ستایش و سپاسگزاری از تلاش‌ های مستمر و بنیادین وی در دانشگاه علوم پزشکی ایران شرکت کردند. این مراسم با حضور دکتر سورنا ستاری معاون علمی و فناوری رییس‌ جمهور رژیم، دکتر سید حسن هاشمی وزیر بهداشت و دکتر محمد فرهادی وزیر علوم،  در سالن مرکز همایش‌ های رازی دانشگاه برگزار شد و دکتر حاجی میراسماعیل رییس دانشگاه علوم پزشکی ایران، هموندان هیئت رییسه، دانشجویان و اساتید دانشگاه، مدیران و فرنشینان مراکز تابعه، مدیران گروه‌ های بالینی و پایه، رزیدنت‌ های اعصاب، نورولوژی، گوش و حلق و بینی، دانشجویان پزشکی و علوم پایه حضور داشتند". [۸]


آیت الله مردار هاشمی رفسنجانی نیز، همان هنگام با پروفیوز سمیعی و هیئت همراهش در مجمع تشخیص مصلحت رژیم دیدار کرد. [۹] و آخوند سید حسن خمینی به او لوح تقدیر و تندیس طلا داد. [۱۰] در برج میلاد با حضور شهردار تهران و دکتر دلیری معاون توسعه ی مدیریت و منابع معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری از تندیس سمیعی رونمایی شد. [۱۱] وی همچنین با روحانی دیدار و گفتگو کرده است [۱۲] و از او تقدیرنامه و ... دریافت کرده است.

ایرج مصداقی ۶ ژانویه ۲۰۱۸

منابع:
[۱] http://www.iribnews.ir/fa/news/۱۶۰۶۶۶۴
[۲] http://www.jahannews.com/news/۵۴۵۳۱۷
[۳] http://www.ghatreh.com/news/nn۲۰۱۷۴۹۹۸
[۴] http://danakhabar.com/fa/news/۱۱۸۴۸۷۰
[۵] http://shafaonline.ir/fa/news/۳۷۶۷۴
[۶] http://danakhabar.com/fa/news/۱۱۸۴۹۴۸
[۷] http://www.tabnak.ir/fa/news/۴۴۲۲۹۵
[۸] https://www.mehrnews.com/news/۳۵۹۵۶۳۳
[۹] http://fararu.com/fa/news/۲۶۹۳۹۶
[۱۰] http://namehnews.ir/fa/news/۹۴۲۵۵
[۱۱] http://fararu.com/fa/news/۲۶۹۵۲۹
[۱۲] http://fanavarimag.ir/۱۳۹۳/۰۱/۰۴

همین جستار در کیهان سوئد

۱۳۹۶ دی ۱۹, سه‌شنبه

پروفیوز مجید سمیعی و امیدوار رضایی، پزشکان ویژه‌ ی آخوند هاشمی شاهرودی

پروفیوز مجید سمیعی در گفتگو با آیت الله بی بی سی مدعی شد که آخوند هاشمی شاهرودی را نمی‌ شناخته و در جریان سفر وی به آلمان و بیمارستانی که فرنشینی آن را بر عهده دارد، نبوده است !! این ادعا بدون تردید عاری از حقیقت است.


بیماری آخوند هاشمی‌ شاهرودی فرنشین مجمع تشخیص مصلحت رژیم، تومور مغزی است و به همین دلیل به مرکز دکتر سمیعی در هانوفر منتقل شده است. امیدوار رضایی یکی از پزشکان مورد اعتماد رژیم و پزشک ویژه‌ ی آخوند هاشمی شاهرودی در ارتباط با تومور مغزیش است. وی همچنین فرنشین هیئت سلامت دبیرخانه ی مجمع تشخیص مصلحت رژیم نیز می باشد. محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت رژیم نیز، برادر امیدوار رضایی است.

با آن که امیدوار رضایی مدیر گروه و فرنشین بخش جراحی اعصاب دانشگاه موسوم به شهید بهشتی است، اما در سه دهه‌ ی گزشته کمتر پیش آمده است که شخصن عمل جراحی‌ انجام داده باشد. [۱]

تردیدی نیست که مقدمات کار انتقال آخوند هاشمی شاهرودی به یک مرکز مورد اعتماد، از راه امیدوار رضایی یکی از پزشکان درمانگر وی و شخص پروفیوز سمیعی صورت گرفته است و سمیعی در جزییات اقدامات پزشکی صورت گرفته در ایران بوده و به توصیه‌ ی وی آخوند هاشمی شاهرودی به هانوفر انتقال یافته است.

پروفیوز سمیعی و امیدوار رضایی روابط بسیار نزدیکی با هم دارند.

آخوند هاشمی شاهرودی فرنشین مجمع تشخیص مصلحت رژیم، هموند هیئت رییسه ی مجلس خبرگان رهبری رژیم و یکی از نامزدهای رهبری ولایت فقیه، یک فردی عادی نیست که بدون گزراندن پادمان های ویژه‌، به خارج از کشور اعزام و سرزده در بیمارستانی که فرنشینی آن با پروفیوز سمیعی است، الله بختکی بستری شود.

پروفیوز سمیعی و امید رضایی
چگونگی ارتباط پروفیوز سمیعی و امیدوار رضایی
در تابستان ۱۳۶۰ و در حالی که روزانه ده‌ ها ایرانی در برابر جوخه‌‌ ی اعدام رژیم قرار می‌ گرفتند و سیاه‌ ترین روزهای تاریخ معاصر کشورمان رقم می‌ خورد، پروفیوز سمیعی برای درمان خامنه‌ ای و انجام عمل جراحی روی او به ایران سفر کرد. از آن پس ارتباط پروفیوز سمیعی با رژیم اسلامی برقرار شد. در زمان جنگ، وی واسطه‌ ی انتقال مجروحان جنگی و شیمیایی به آلمان برای درمان بود و از این راه پول زیادی به دست آورد و روابط گسترده‌ ای هم با بنیاد شهید و كروبی و همسرش از یک سو و سپاه و محسن رضایی از سوی دیگر داشت.



پروفیوز سمیعی و امیدوار رضایی
روابط ویژه‌ ی پروفیوز سمیعی با محسن رضایی، باعث آشنایی امیدوار رضایی با وی شد. امیدوار رضایی که دانشجوی پزشکی بود، در دهه‌ ی ۶۰ به واسطه‌ ی حضور برادرش در سر نیروهای سپاه پاسداران، به عنوان پزشک معتمد در شکنجه و آزار و اذیت زندانیان مشارکت داشت و سپس به تویله ی مجلس شورای اسلامی راه یافت. او از راه پروفیوز سمیعی در سال ۱۳۶۹، روادید آلمان گرفت و در هانوفر نزد او دوره ی دکترای ارشد را گزراند.

همچنین امیدوار رضایی وارد كننده ی تجهیزات آندوسكوپی مغز از راه پروفیوز سمیعی بود و پول فراوانی از این راه به جیب زد. امیدوار رضایی، فرنشین بنیاد جهانی سلامت پروفیوز سمیعی در ایران و بنیانگزار و هموند شورای مرکزی بسیج جامعه ی پزشکی است.

همکاری این دو هتا در زمینه فوتبال نیز بوده است.

پروفیوز سمیعی که در هانوفر زندگی می‌ کند، روابط نزدیکی با باشگاه فوتبال هانوفر و مقامات این شهر دارد. او مسئولان باشگاه هانوفر را متقاعد کرد که به همکاری با تیم فوتبال استقلال بپردازند. در زمان مذکور، امیدوار رضایی هموند هیئت مدیره ی تیم فوتبال استقلال بود و در اسپند ماه ۱۳۹۱، برای امضای تفاهم‌ نامه بین دو باشگاه به هانوفر رفت. [۲]

در مورد چگونگی امضای قرارداد بین دو باشگاه آمده است:‌

"از سوی دکتر امیدوار رضایی هموند هیئت مدیره ی باشگاه استقلال به پورفیوز سمیعی معاون فرنشین بنیاد جهانی علوم اعصاب باشگاه هانوفر جهت همکاری بیشتر، ۲ باشگاه پیشنهادی مبنی بر اینکه برای نزدیک شدن ۲ باشگاه تلاش بیشتری صورت گیرد، مطرح شد. وی از سمیعی خواست تا در زمینه ی ارتباطات فرهنگی و ورزشی و فنی ۲ باشگاه و همچنین تبادل مربی و بازیکن، تربیت کادر فنی و برگزاری بازی های دوستانه، هتا دیدار تدارکاتی با تیم ملی ایران، زمینه سازی لازم را با باشگاه هانوفر ایجاد کند". [۳]

رسانه‌ های رژیم در مورد پاسخ پروفیوز سمیعی گزارش داده‌ اند:

"پروفیوز سمیعی نیز پس از رایزنی‌ های صورت گرفته در نامه‌ ای به دکتر امیدوار رضایی، اعلام آمادگی باشگاه آلمانی را برای عقد تفاهم نامه بین این باشگاه با استقلال اعلام کرد. در این نامه که از سوی سمیعی ارسال شده، آمده که ضمن امضای عقد قرارداد تفاهم‌ نامه ی همکاری بین دو باشگاه، در آلمان یا تهران در یکی از دو زمان پیشنهادی، اردی بهشت یا مرداد سال آینده این بازی تدارکاتی برگزار شود". [۴]

پس از گزشت ۵ سال، هیچ‌ یک از موارد بالا تحقق نیافته است !!


امیدوار رضایی و پروفیوز سمیعی در باشگاه هانوفر
چنانچه مشاهده می‌ شود، موضوع هیچ ربطی به رابطه ی پزشک و بیمار و سوگند بقراط و... که دفتر پروفیوز سمیعی و شخص وی در گفتگو با ایت الله بی بی سی، تلاش می کرد در ذهن بیننده ی بی‌ خبر از همه جا جا بیندازند، ندارد.

بد نیست بدانیم استاد ابراهیم سمیعی پسراموی پدر پروفیوز مجید سمیعی است. وی جراح حسنعلی منصور پس از ترور از سوی گروهک تروریستی "هیئت موتلفه‌ ی اسلامی" بود. پروفیوز مجید سمیعی در گفتگوهایش از ابراهیم سمیعی به عنوان انگیزه‌‌ اش برای تحصیل در رشته‌ ی جراحی مغز نام می‌ برد. اما پروفیوز مجید سمیعی توضیح نمی‌ دهد که ابراهیم سمیعی کوشید جان حسنعلی منصور را نجات دهد و او در درازنای ۴ دهه‌ ی گزشته کوشیده است به قاتلین حسنعلی منصور نزدیک شود و از دست آیت الله مردار هاشمی رفسنجانی که در ترور منصور مشارکت داشت، هتا جایزه دریافت کرده است !!


زنده یاد استاد ابراهیم سمیعی
استاد ابراهیم سمیعی کرسی جراحی مغز و اعصاب دانشگاه تهران را در سال ۱۳۲۷ بنیانگزاری کرد و تا هنگام شورش ۵۷، این سمت را داشت. وی در ۹ اُم دی ماه ۱۳۸۰ درگزشت. استاد سمیعی با درخواست او برای پذیرش در دانشگاه تهران به عنوان استادیار مخالفت کرده بود.

از آنجایی که پژوهش چند‌ صد‌ صفحه‌ ای راجع به بهداشت و درمان ایران را در دست انتشار دارم، می‌ دانم بسیاری از جراحان در داخل کشور، پروفیوز مجید سمیعی را به هوچی گری متهم می‌ کنند. بماند که وقتی در برنامه ی تلوزیونی دورهمی، مهران مدیری از او به عنوان "مهم ترین فخر علمی تاریخ ایران" نام برد، او در حالی که لبخندی به لب داشت، تنها سر تکان داد.

لازم به ذکر است که در فضای مجازی اخبار جعلی فراوانی مبنی بر نجات جان ابراهیم تاتلیس خواننده ی معروف ترکیه به دست پروفیوز سمیعی انتشار یافته است. هتا عاشقان پروفیوز سمیعی از راه فتوشاپ، فرتور او را جایگزین عکس اردوغان در دیدار با ابراهیم تاتلیس کرده و داستان‌ های عجیب و غریبی سر هم کرده‌ اند !! تارنماهای رژیم نیز، یکی پس از دیگری به انتشار اخبار دروغ راجع به نقش پروفیوز سمیعی در نجات جان خواننده ی نامور ترکیه ای می‌ پردازند. [۵] در حالی که مانند روز روشن است چنین چیزی حقیقت ندارد و نمی‌ تواند داشته باشد. تاتلیس بی درنگ پس از ترور، در استانبول و هزاران کیلومتر دورتر از هانوفر، مورد عمل جراحی قرار گرفت و جانش به دست پزشکان ترکیه نجات یافت. تاتلیس مدت‌ ها پس از آن، برای ادامه ی درمان و به ویژه راه‌ انداختن دست چپش، به مونیخ انتقال یافت که موفقیتی حاصل نشد.

موضوع هیچ ربطی به پروفیوز سمیعی نداشت. محال است پروفیوز سمیعی این اخبار جعلی را که راجع به خودش است، نشنیده باشد، اما تا این لحظه به روی خودش نیاورده است !!


توجه شما را به این نکته جلب می‌ کنم که او سخنان جعلی منسوب به خودش در مورد نفی مذهب و مذهبیون را که در فضای مجازی پخش شده، تکذیب کرده است، [۶] اما در مورد تاتلیس تاکنون حاضر به تکذیب نشده است. چرا که "امت همیشه در صحنه" را می‌ فریبد و مشتری جلب می‌ کند.

ایرج مصداقی ۸ ژانویه ۲۰۱۸
Irajmesdaghi@gmail.com
www.irajmesdaghi.com

[۱] تکنسین اتاق عمل قدیمی بیمارستان لقمان حکیم برایم تعریف کرد که رضایی وقتی تازه دانش آموخته شده بود و به عنوان استادیار کارش را آغاز کرده بود، یکی از اقوام خودش از مسجد سلیمان را بستری کرد که تحت عمل جراحی دیسک ساده ی کمری قرار دهد. این خویشاوند نزدیک، در حین جراحی بر اثر خونریزی بسیار فوت کرد و پس از آن، دیگر امیدوار رضایی خوشبختانه عمل جراحی‌ انجام نداده است و همیشه دیگران جای او عمل می‌ کنند و در بالای برگه ی شرح عمل، نام او را می‌ نویسند تا پولش را دریافت کند. یکی از کارکنان بیمارستان موسوم به خاتم‌ الانبیای کزا، برایم تعریف کرد که امیدوار رضایی می‌ آمد در اتاق عمل و هتا بیماران را جا هم نمی‌ داد و می‌ نشست منتظر تا یک جراح دیگر بیاید و برایش عمل کند و او پولش را بگیرد.
[۲] http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13911201000546
[۳] http://www.asriran.com/fa/news/241802
[۴] http://www.asriran.com/fa/news/241802
[۵] http://www.asriran.com/fa/news/178659
[۶] https://www.mehrnews.com/news/3605138

همین جستار در کیهان سوئد

۱۳۹۶ دی ۱۸, دوشنبه

استاد پروفیوز حاج مجید سمیعی

آلمان کشوری آزاد، سکولار و دمکراتیک است، اما این روزها یکی از کثیف ترین سرکردگان رژیم که مسئول شکنجه، قتل و اعدام هزاران ایرانی است، به جهت درمان به آلمان رفته است.

همه چیز بر خلاف آنچه پروفیوز سمیعی ادعا می کند، از پیش برنامه ریزی شده بوده است. وی با کمال وقاحت و در حالی که شعور مخاطبان خود را هیچ انگاشته، هتا مدعی می شود که اسلن چنین فردی یعنی آیت الله شاهرودی عراقی را هرگز نمی شناخته و تازه متعجب شده است که وی دقیقن از تهران به همان یک دانه بیمارستانی آمده است که وی در آنجا سمت فرنشینی آن را دارد !!

با توجه به اینکه در آلمان صدها هزار درمانگاه و هزاران بیمارستان وجود دارد، چگونه می توان پذیرفت که آخوندی شاهرودی اتفاقی سر از بیمارستانی درآورده باشد که مجید سمیعی در آن همه کاره است ؟؟

با توجه به اینکه به اعتراف خود پروفیوز سمیعی، مرض این آخوند "هیچ ارتباطی" با تخصص وی ندارد، اما وی برای این آخوند حکومتی وقت گزاشته، با وی دیدار کرده و پا به پای همراهان وی در حالی که در مشغول قدم زدن هستند، لبخند می زند و با ذوق و شوق تمام چیزهایی می گوید:


امثال آخوندهای کت و شلواری که این رژیم فاسد تهبکار را سر پا نگاه داشته اند را در تصویر می بینید. آنها خارج نشینند، بهترین تحصیلات دانشگاهی و موقعیت مالی و اجتماعی را دارند، فکل کراوات می بندند و در عین حال همه ی جنایات رژیم علیه مردم ایران را به آسانی آب خوردن، ندید می گیرند و انگار نه انگار !! اینها بودند که خمینی را به ایران آوردند.

جالب اینجاست که پروفیوز سمیعی در حالی ادعای ایرانی بودن می کند که تابعیت آمریکا و آلمان را هم زمان دارد و به گفته ی خودش در نمایش کزایی مهران مدیری به نام "دور همی" که از تلوزیون رژیم پخش می شود، وی اعتراف می کند که نخست قصد داشت این بیمارستانی که اکنون فرنشین آنست را در آمریکا بسازد، اما نشد و تصمیم گرفت تا در آلمان این کار را انجام دهد. او هرگز هتا فکرش را هم نکرد که به ایران بیاید و هتا در این خصوص تلاش هم نکرده است !!

او ایرانی نیست، او تنها اشتباهی در ایران زاده شده و سپس خیلی زود به اشتباهش پی برده و از کشور رفته است.

در همین خصوص، موجودات ریزه خواری هم در فضای مجازی سر از بالین خاک پست برداشته اند و با ذکر اینکه وی یک نخبه است و یک ایرانی است و چه و چه و چه مغز بزرگی است که مسلن مایه ی افتخار قومی باشد که دیگر افتخارش ۱۱ ملیون بی سواد مطلق است، در هر جا که حضور دارند آغاز به دفاع از این موجود پفیوز می کنند. هزاران پزشک در ایران و سرتاسر جهان وجود دارند که بدون آنکه عطش شهرت داشته باشند، دارند کارشان را می کنند.

در این رابطه:
از آخوند شاهرودی تا اخلاق پوسیده ی پزشکی در جمهوری اسلامی

نکته اینجسات که جناب پروفیوز سمیعی، افزون بر اینکه یک جراح اعصاب است، یک سرمایه دار چند ملیارد دلاری و یک تاجر است که خیلی خوب داد و سند و سود و زیان را تشخیص می دهد. وی در کمال تحقیر اراده ی ملی ما برای دستگیری و بازداشت این آخوند جنایتکار و اینکه وی او را این چنین گرم و صمیمی به آغوش خود پذیرفته، در گفتگویی که البته تنها در آیت الله بی بی سی انجام می گیرذ، در پایان به مردم معترض می گوید که وقت اطبا را نگیرید و من خیلی موجود مهمی هستم و برای چرت و پرت های شما وقت ندارم !!

جناب پروفیوز سمیعی، چگونه است که سرکرده ی مجلس وحوش ولایت را می شناسی، اما
سرکرده ی قوه ی قضاییه و مجمع تشخیص مصلحت رژیم را نمی شناسی ؟؟!!
بی شرف دروغگو


جناب پروفیوز سمیعی، چگونه است که برای بگو و بخند با آخوندهای که دستشان به خون مردم ما آلوده است وقت دارید ؟؟ چگونه است که با آخوندها لاس می زنید و فرتورتان در همه جا چاپ می شود ؟؟ اما برای شنیدن صدای مردم معترضی که از شناعت و ستمگری آخوندها به ستوه آمده اند وقت ندارید ؟! رابطه ی تو از لحاظ سیاسی و اقتصادی و لاپوشانی جنایات رژیم به ویژه در خود آلمان، چیست ؟؟


پروفیوز سمیعی خیال می کند که می تواند با همراهی با آخوندها، برای آنان کسب اعتبار کند !! اما دقیقن واروونه اش اتفاق می افتد و آنها که معتبر می شوند هیچ، تو خودت هم هر روز بیشتر از اعتبار افتاده و می افتی. اما تو از چشم من سال هاست که افتاده ای، همان روزهایی که از خودم پرسیدم: "اگر یک ایرانی مدعی به ایران خدمت نمی کند اما ادعایش را دارد، او یک کاسبکار، اهل معامله، به فکر منافع شخصی و برتری آن به منافع ملی، یک دروغگو و متظاهر است"، چون "اگر نبود، برای ایرانیان هم همان کاری را می کرد که برای آلمانی ها کرده". اما بعدها متوجه شدم که هتا اگر این چنین هم می کرد، باز هم یک مزدور رژیم بود و نه خادم ملت و میهن.

گفتگوی این پروفیوز برجسته ی رژیم با آیت الله بی بی سی را در اینجا ببینید:


یکی از هم میهنان به نام رضا باقری این متن را در ف. بوک منتشر نمود:

"پروفسور سمیعی را بیشتر بشناسیم.
در سال ۱۹۹۹ برادر همسر من در سن ۲۱ سالگی با مرض سرطان مغزی وارد آلمان شد. با دکتر سمیعی در هانوفر تماس گرفتم و تقاضای یک ویزیت نمودم . ایشان پرسیدند آیا پرداخت ویزیت شخص می باشد یا از طرف سوسیال آمده ؟ من گفتم او پناهنده ی سیاسی است؛ ولی هر قدر پول ویزیت باشد پرداخت می کنم. ایشان گفتند بهتر است دکتر دیگری را در فرانکفورت جستجو کنید. در مقابل اصرار ما که او نیاز به قوت قلب از طریق یک دکتر ایرانی مثل شما را دارد، گفتند من هیچ گونه کمکی نمی توانم بکنم و خواهان قطع مکالمه شد. در هر صورت پس از مدت کمی برادر همسر من فوت کرد؛ اما این تقاضا و جواب منفی دکتر سمیعی را هیچ وقت فراموشم نمی کنم".




پروفیوز مجید سمیعی:
"طفلک‌ ها اینها (مخالفان رژیم اسلامی) باید فرهنگ دید خودشان را عوض کنند" !!

طرح شکایت از آخوند شاهرودی عراقی در دادگاه آلمان:

۱۳۹۶ دی ۱۶, شنبه

از آخوند شاهرودی تا اخلاق پوسیده ی پزشکی در جمهوری اسلامی

آیت الله هاشمی شاهرودی عراقی که اکنون برای درمان در آلمان به سر می برد، خود یکی از ساداتی است که ضمن توسل به ائمه ی عطار و گور زراندوده ی هزرط رضا در مشهد، بدون دریافت هیچ گونه شفایی، به بلاد کفر رهسپار شد و از کمک های یکی از برجسته ترین خودفروختگان ولایت فقیه به نام دکتر سمیعی بهره مند شد. 





این اقدام از جانب وی، آنچنان ضد دینی و سخیف بود که ضمن آنکه نتوانست خروجش از کشور را کتمان یا پنهان کند، اما هم خود و هم رژیم مطبوعش دست کم تلاششان را کردند تا آنجا که ممکن است از لو رفتن مقصد وی جلوگیری کنند. اکنون هتا روزنامه های آلمانی هم درباره ی آن نوشته اند.

شماری از ایرانیان در شهر هانوفر آلمان، روبروی بیمارستان محل بستری شدن آخوند شاهرودی عراقی مشغول تظاهرات می باشند و در خواست کرده اند که این آخوند رژیم به دلیل دست داشتن در اعدام های گسترده در ایران، از سوی دولت آلمان بازداشت شود. پیشتر گفته شده بود که آخوند شاهرودی عراقی برای درمان سرطان خود به انگل ستان رفته است.
رژیم جمهوری اسلامی که با ایجاد و پشتیبانی مافیای پزشکی و دارو و درمان، درمان مناسب و کارآمد را از دسترس مردم خارج کرده است و در عین حال هزینه های سنگین همان سطح از درمان و بهداشت در سطح پایین را بر مردم تحمیل می کند، آیا چگونه است که یکی از سرکردگانش بدون دغدغه ی مالی و روادید و... به آسانی آب خوردن و در ظرف چند ساعت سر از کشور کفار درمی آورد ؟؟

پس از تهديدات فرنشینان دانشگاه‌ های علوم پزشكی اصفهان، قزوين و ساری و انجمن (مافیای) داروسازان، اين بار نوبت به پزشكان بيمارستان قلب فرشچيان همدان رسيده است تا ويزيت‌ های سرپایی و اقدامات گزینشی خود را از ۱۴ اسپند ماه تعليق كنند. وقتی پزشکان در ایران هتا به نوشتن نسخه های نجومی و چند ملیاردی می پردازند، پس هزینه ی درمان در آلمان چند ملیون دلار است ؟؟


هزینه های پرداختی درمان این آخوند مفت خواره که عمری را از راه دستگاه بیداد گستری رژیم در سرکوب مردم گزرانده است، از کجا و چگونه پرداخت می شوند ؟

دکتر سمیعی معروف که رژیم وی را به علت گرفتن ژست های "توجه به نخبگان"، "همراهی ایرانیان دانشگاهی برون مرز با رژیم" و... در بوق و کرنا کرده است، به معنی واقعی کلمه "هیچ گونه دغدغه ای برای آزادی میهن و سرکوب مردم فقر زده و بی پناه ایران ندارد"، در هیچ یک از همکاری های خود با نهادهای این رژیم ضد مردمی، توجیهی ندارد. تامین مالی وی از سوی رژیم گویا خیلی وقت است که تضمین شده است !!

پزشکان سوگند بقراط خورده اند، اما آن را قورت داده، گوارش کرده و بیرون داده اند. برای اخلاق پزشکی که هیچ، برای مرگ اخلاق در هازمان ایرانی باید یا گریست یا قهقهه ای اهریمنی زد.


در آن رژیم کزا، نه وزير و نه هيچ كدام از معاونانش، هيچ‌ گاه توضيحي درباره ی چگونگی انجام ١۵ زايمان در شبانه‌ روز تنها از سوی یک پزشک نداده و نمی دهند. موضوعی كه با افزايش آشکار خطاهای پزشکی در ایران بی ارتباط نیست و پاسخی منطقی برای اين آمار فزاینده است. اما پول درد بی درمان همه ی پزشکان جمهوری اسلامی است و این قشر که به معنای واقعی کلمه از خون و بیماری و درد و رنج مستقیم مردم، بهره کشی می کنند، هر روزه شورش‌ های را برای دريافت هر چه بیشتر كارانه صورت می دهند و تهديد می کنند که خدمت‌ رسانی را بازایستانده، چرا که وزارت بهداشت رژیم هيچ موضعی برای حل مشکلات آنان نمی گیرد.

هتا علي نوبخت فرنشین كميسيون بهداشت مجلس رژیم نیز، درباره ی وضع اسفناک اخلاقی پزشکان می گوید:
"در مجلس شنيديم كه تعدادی از پزشكان برای طبابت و ويزيت بيماران، شروطی را تعيين كردند. موضوع مطالبه ی پزشكان و داروخانه‌ داران مطرح است و ما نيز در كميسيون بهداشت، وزرای مرتبط را برای پيگيری اين موضوع دعوت كرديم و تفاهم نامه‌ هایی آماده شده، اما اين موضوع نبايد دستاويزی برای رفع خدمت‌ رسانی به بيماران شود".

مگر هر گونه کوتاهی در انجام "وظيفه ی" پزشکی، به هر دليلی، خلاف سوگند پزشكي نیست ؟؟


همین جستار در کیهان سوئد