Google Ad

‏نمایش پست‌ها با برچسب شیتان پرستی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب شیتان پرستی. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۱ مرداد ۹, یکشنبه

اخلاق آبلمبو

 



اخلاق، عصاره ی منش یک فرهنگ اگر باشد، اخلاق ایرانی را هتا از اخلاق عراق و افغانستان که در همسایگی ما هستند، جدا می کند. اما چیزی فرای اخلاق وجود دارد که ما را بنا بر سرشت انسانیمان با دیگر انسان های سرتاسر جهان، فرای زمان و مکان، پیوند می دهد و آن چیز، اخلاق نیست.


پس اخلاق، عصاره ی فرهنگی یک مردمی است که تمدن مشترکی را به نام تاریخ با یکدیگر و برای زمانی کوتاه یا دراز، طی کرده اند. کشور ایران، اخلاق مدارانه سگ ها ذا قتل عام می کند و کشور ایران، اخلاق مدارانه از سگ ها نگاهدارس می کند. این تضاد اخلاقی زنده و موجود و نه سرفن تاریخی، به علت وجود فرهنگ های گوناگون، خرده فرهنگ ها در برابر یکدیگر و در برابر کلان فرهنگ ها، فرهنگ های عمومی و عوام، به وجود آمده است.


تضاد عقاید و تضاد آرا وجود دارند، اما حقیقت متضاد حقیقت نیست. پس اخلاق که نتیجه ی تضاد است، با سرشت مشترک انسانی و حقوق بشری، یکی نیست. اخلاق اسلامی با اخلاق یهودی و مسیحی هم متفاوت است و هم در بسیاری موارد مشابه یا متضاد. پس با اخلاق می توان سلطه ی عقیدتی و اجتماعی و سیاسی داشت، اما حق و حقیقت جایگاهی در این سیاست نخواهد داشت.


از آنجا که وراجان ماتحت تاثیر مجازی کاغذی و مجازی برخط، زیاده از حد فهم خود درباره ی این مفهوم مهم، اخلاق، سخن می گویند؛ و از آنجا که برای ایجاد شور حسینی در جریان خداناباورانه و یا ضد حکومتی خود، کباده ی غیرت و فریدون و داریوش و فلان فلان می کشند، دانستن این موردبرای ذهن ورزیده ی حقیقتجو مهم است که اساس روابط انسانی از حالت اخلاقی به حالت حقوقی در حال دگرش برگشت ناپذیری است.


دیگر فیلم های جنسی تابوی شخصی نیستند، هر چند هنوز تابوی اجتماعی محسوب می شوند. دیگر حجاب، امری ملزم برای شخص نیست، اما کلان فرهنگ استبداد اسلامی، با قبضه کردن سیاست قانونگزاری و اجرایی، حجاب را تحمیل و اجبار می کند. دیگر کسی برای پرت و پلاهای عقیدتی، از زرتشت تا محمد، آش دهانسوز نمی‌ پزد، مگر که شغلش گرفتن موش باشد!


مردم که خود بخشی از مشکلند تا راه حل، اعتقادات خود را بر هر چیز دیگری ترجیح می دهند. ویدیوهای تکاندهنده ی سرکوب خونین مردم معترض، از ۸۸ بدینسو، که در آن «سکوت دیگران» در برابر جنگ دو فرهنگ چیره و سرکوب شده دیده می شود، حکایت از فرهنگ غالب و موازی و کلان دیگری دارد که در آن، جمعیت به تماشای صحنه و گزر از واقعیتی مشغولند که «معتقدند» به آنها مربوط نمی شود. این وضعیت، ملل متمدن را نیز دچار سیه روزی تحمیل سیاست چپ گلوبالیستی جهانی کرده و سیل ناهمگون الله پرستان در اروپا را ایجاد کرده است.


اخلاق و غیرت، بازده ی منفی یک کارکرد خرد جمعی کم بنیه و نادان و یا کم دان است که «معتقد» است حق با اوست و او از بقیه بهتر و مهمتر است و بیشتر و درستتر می فهمد..


فرهنگ هوشیاری، در میان اسناد خاک می خورد و در میان رده های اطلاعاتی کشورها، مورد بهره برداری علیه توده های با فرهنگ های متنوع می شود. از اینرو، اخلاق غالب، «اخلاق قدرت» است. بر خلاف آنچه که انتان لاوی مدعی شده است که: «قدرت بر حق است»، مبارزه برای آزادی در سراسر تاریخ جهان انسانیت به من می گوید که: «حق، قدرت است» و این قدرت، در ضعف مردم ضعیف و در قدرت مردم، قوی‌ می شود و قدرت مردم با توش و توان حقیقت به قدرت می رسد یا بی توش و توان حقیقت به ضعف می گراید و این نسبیتی است که دو دریای متصل اما جدا را به یکدیگر پیوند می دهد.


فرهنگ هوشیاری جمعی به همین دلیل می تواند مورد بهره یرداری علیه خودش و حقیقت و در نهایت مردم، قرار گیرد.


یک دیوس با یک غیرتی، از دید شیتان پرستی برابر است. نه شیتان پرست او را پست کرده و تحقیر می کند و نه دیگری را برکشیده و تحسین می نماید. دزدی به دلیل تبعیض و ستم اگر انجام شود، حرص و چنانچه به علتی به جز این باشد، تجاوز و طمع است و شیتان پرستی، ناپرهیزی را تشویق و زیاده روی را تشجیع می کند، اما حد آن، خردورژی است و از آنجا که حماقت بزرگ ترین گناه در مرام شیتان پرستی است، پس حرص زدن برای بیشتر خواستن و داشتن، رواست؛ و طمع کردن در داشته های دیگران و تجاوز، ممنوع است. این ستمگر است که باید از حق مردم بترسد، نه مردم که از قدرت زورمند.


این مسکین و ضعیف است که باید به خاطر طمعش در قناعت، یعنی گدایی از دیگران و توقع بیجای پول از آنان، پایمال شود، نه فقیری که اراده اش سرکوب شده و کمرش با تجاوز شکسته است. مردم لازم است که روند رفع تبعیض را از حالت انفرادی به حالت سازمانی درآورند و فقر را سازمان یافته، به شکلی بنیاین و اجتماعی، و از راه سیاست گزاری های درست و متناسب با نیاز روز، ریشه کن کنند؛ وگرنه این شما و این حوض علی زن باز کوفه و زنان بی شوهر فقیر شبانه!


گدایی و فقر، فرصت طلایی حکومت اخلاق و غیرت است. آری، حقوق انسانی به جای غیرت و آزادی جنسی به جای ناموس و عشق به جای تعصب؛ و زنده باد شرم و گناه، فضیلت انسانی و آزادی اختیار و زنده باد دو فرهنگ مشترک، فرهنگ بی شرمی در لذت و فرهنگ شرم و آرزوی لذت. زنده باد بی اخلاقی به جای اخلاق مداری و زنده باد آزادی بیان به جای نزاکت کلامی.


زنده باد ناسزا به مقدسات چیره و تحمیل شده و سرنگون باد اخلاق خرده فرهنگ های توده ها در تداوم اخلاق حسنه. زنده باد زنا و روسپی گری و ننگ باد خرید و فروش شرعی زنان با شیربهای زرتشتی و مهریه ی اسلامی زرتشتی. زنده باد چند همسری برای زنان و مردان و ننگ باد بر تک همسری مسیحی و چند عروسی نران الله پرست. توهین واجب باد بر عبودیت ها و قبله ها، بر مسجد و کلیسا، بر آنجا که آزادی را در «اعتقادات و اخلاق» مصادره و مسخ کرده اند و درود و هله بر اراده ی انسان آزاد، انسان خدای زنده. باشد که جاودان زید.

۱۴۰۱ تیر ۳۱, جمعه

دوستان عزیز و قرمساق های محترم

 


با توجه به درک پایین عموم هم میهنان دین باره از معضل اسلام، تخطئه ی دکان دین فروشی به افترا زدن زیر عنوان «اهریمن و اهریمنی», یک تفاخر به نادانی و یا بیشعوری است.


بیایید وضعیت را آنگونه که هست ببینیم و درک کنیم. پیرو این مهم، گله ی مجاهدین خلق نمونه ی بسیار مناسبی است، زیرا آنها با مرامی التقاطی، سبک مغلطه آمیز در بیان واقعیت را جزو اصلی شخصیت فرقه ای خود قرار داده اند و تلاش دارند با دگرش و تحریف واژه ها، معنایی که از آنها به دست می آید را به سود مطامع خود دستکاری کنند.


از اینرو، عنصر زباله ی خلقی به جای «آیت الله» می گوید «آیت الشیطان» و به جای «حزب الله» می گوید «حزب الشیطان». در واقع، مجاهد بوگندو نه تنها با آخوند اسلام فروش مسابقه ی قداست گزاشته است، که خود را بر حق و حزب الهی و آیت الله فکل کراواتی معرفی می کند!


اهریمن هرگز در هیچ جای جهان حزبی سیاسی به وجود نیاورده و برای شیتان پرستان، شیتان یا اهریمن، یک دیدگاه و یا یک خداست و اخلاق و سبک زندگی را نمایندگی می کند.


شیتان بهترین دوست کلیساست و این گفته انتان لوی گواه آنست که بدون شخصیت شیتان، مفهوم بهشت و خدا، پوچ و بی معنی می شد و دکانداران دین نمی توانستند از اصغر تا اکبر الهیات را به مردم بتپانند.


برای آن دسته از کسانی که به بلوغ مغزی رسیده اند و دارای سلامت روانی می باشند، مهم است که متوجه عقده های خود در چنین زمینه ی نامحدودی از مفاهیم باشند و از ارتکاب به سفسطه و مغلطه ی «انگ ناروا» پرهیز کنند.


هر جنایت و استکبار و هر آدمکشی و سرکوبی که در جهان انجام گرفته، نتیجه ی مستقیم دین مداری مردم و دین فروشی آخوندها بوده است.


این رژیم، رژیمی اسلامی است و نه حکومتی آخوندی. خمینی حرامزاده و خامنه ای، مرجع تقلید مسلمانان و صاحبان فتوای اسلامی به نیابت پیامبر خودخوانده ی اسلامند و ربطی به شیتان ندارند. احکام آنان اسلامی، و رویکردشان بر اساس قرآن الکزاست.


نه اهریمن پیامبرانش را به مردم تحمیل کرده و نه همه ی مردم شیتان را به عنوان خدا می پرستند. اهریمن هیچ کاری جز مخالفت با ذات استبدادی و فاشیستی خداوند ندارد، حال چه این خدا اهورامزدا باشد و چه الله.


دعای داریوش یکم هخامنشی را به یاد بیاورید که:


«اهورامزدا این کشور را از سه چیز در امان نگاه دارد؛ خشکسالی، جنگ و دروغ»....


دوستان عزیز و قرمساق های محترم

۲/۲


و دقت کنید که این خدای جعلی آریایی، از خدای جعلی عرب شکست خورده، کشورش برای سده ها در جنگ با یونان و روم بوده و خشکسالی از بارزه های جغرافیایی سرزمینش بوده است. فرهنگ دروغگویی در ایران، از همیشه فرهنگ غالب بوده و «تفکر بازاری» و «ذهنیت غوغا سالار»، مشخصه ی «فرهنگ فرصت طلب» ایرانی است. این فرهنگ است که جلوی هر نوآوری و دستاورد نویی را به نام دین و خدا و به طمع بهشت و جاودانگی، گرفته است. این فرهنگ، در لجنزار اعتقادات مقدس، گاهی در فاضلاب زرتشت قل می خورد و گاه در فاضلاب محمد. هیچ تفاوتی میان عن و گه وجود ندارد.


اهریمن با هزاران نام بدنام گشته و جنایات مومنان از سوی مخالفان مومنشان در دیگر سو، انگ شیتانی می خورد!


این مطلب ساده تر از آنست که بتوان آن را دربست پذیرفت و هستند فلان اساتید فن که با چکشکاری فروید و مارکس و فیزیک کوانتوم، فرمول هایی اختراع می کنند که آبشخورش ذهنیت علیل و روان کور و کودن ایشان است.


با خشکل گویی و مودب بازی و او را ایشان خطاب کردن، داستان تحقیر آمیز عقده های خود کم بینی و حقارت را به شکلی زیبا جلوه گر می کنند و تلاش دارند بر روی فرهنگ «لات سروری» و «زرنگ بازی»، ماله بکشند و اینگونه وانمود کنند که همیشه رفتار نیک و گفتار نیک و پندار نیک داشته اند.


مردم مرده و زنده ی این سرزمین، همیشه در اندیشه ی تجاوز و جنگ بوده اند. گاه این رویه را به نام نژاد فلان و بهمان به پیش می برده اند و گاه به نام زرتشت و محمد. از باستان که ایرانی وجود نداشت، ایلامیان و آشوریان و بابلیان و گوتیان به جنگ و سلطه می پرداختند و امروز نیز، همچنان چنین می کنند. این فرهنگ، فرهنگی وحشی است که توحش را نهادینه کرده، سازمان داده و از آن یک تمدن موحش و موهن آفریده است. این فرهنگ، در ذیل «فرهنگ استبداد» بیان می شود و ممالک جهان به جز ژاپن و کانادا و آمریکا و هندوستان و برخی کشورهای اروپایی را یکسره در کام خود کشیده است.


برای رهایی از این ورطه ی هلاک، هر عنصر تولید شده ی انسانی در این گرداب هولناک، می بایست با خود شناسی از راه مطالعه در ساختار کارکردی مغز و اعصاب و روان، به ارزیابی شخصی از سلامت خود برسد و جامعه ی متمدن باید «معاینه ی سلامت روانی» را جزو برنامه های خود قرار دهد.


چنین است که در قاموس «قرآن شیتانی»، به ذکر سه اصل بنیادین در کیش شخصیت شیتان پرستی فردی، اشاره کرده ام:


- حقوق انسانی به جای غیرت.

- آزادی جنسی به جای ناموس.

- عشق به جای تعصب.


تنها مرگ حق نیست، زندگی هم حق است؛ مرگ را به خاطر بسپار، زندگی جاودانه است.