Google Ad

‏نمایش پست‌ها با برچسب بردگی انسان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب بردگی انسان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۸ خرداد ۹, پنجشنبه

جایزه ی نوبل برای از ما بهتران

هنگامی که به شما می گفتند فلان دوقتور و محندث زیر نور چراغ برق کوچه یا شمع
درس خوانده و چیزی شده، داشتند به شما دروغ می گفتند
جایزه ی نوبل به ابرمغزهایی تعلق گرفته است که مسیر دانش را با اکتشافات و اختراعات خود، به سوی تمدن بشری سوق داده اند؛ این همه ی ماجرا نیست، زیرا نوبل بازی یک تبعیض آشکار و یک استعمار فرانوین است.

کشور هندوستان با داشتن نزدیک به ۱.۵ ملیارد جمعیت و تاریخی به دیرینگی تمدن نانوشته و سانسور شده ی بشری، هتا یک محفل علمی و دانشورزانه همچون نوبل را هم دارا نیست. این در حالیست که کشور کوچکی همچون سوئد با داشتن جمعیتی نزدیک به ۱۰ ملیون و مساحتی خنده دار در قیاس با شبه قاره ی هندوستان، محفل علمی نوبلی را به نام خود سکه زده است که پادشاه این کشور آن را فرنشینی می کند.

چگونه است که رییس جمهور نمادین هندوستان، رییس جمهور چین یک ملیارد و خورده ای چین، مرکز فناوری های دیجیتالی آسیا یعنی ژاپن و کره ی جنوبی و روسیه، با آن همه عرض اندام اقتصادی و علمی و سیاسی و نظامی، هتا یک محفل مشابه نوبل را هم دارا نمی باشند ؟؟

حضرت مولانا:
هیچ کس بی استاد پیش خود چیزی نشد
هیچ آهن بی آهنگر خنجر تیزی نشد
چرا خاورزمین سانسور و سرکوب می شود ؟؟

در فیلمی که از برای به اصطلاح روشنفکر و مبارز هندوستان "ماهاتما گاندی" ساخته اند، وی در حالی مشغول به اصطلاح مبارزه با انگل ستان استعمارگر اشغالگر تا دندان مسلح و چیره است، که در راهپیمایی خود و هم پالگی هایش، فریاد می زند که چون هندوستان جزوی از جهانگیری خونین انگل ستان است، پس او حق دارد که راهپیمایی کند !! هم او بود که سرانجام با بهانه ی استقلال هندوستان از انگل ستان خزنده، سبب شد که بنگلادش و پاکستان و سری لانکا بنا بر نقشه ی پیر استعمار از این کشور باستانی تجزیه شوند تا جای پایی برای بازی های آینده ی قدرت های انگل ساکسونی فراهم آید.

بر روی هر پول امروزی هندوستان، تنها نقش آن میمون دست آموز انگل ستان، یعنی ماهاتما گاندی را می بینید و این یک فاشیسم و دیکتاتوری آشکار است.

فقر یعنی مهار انسان و مهار انسان یعنی فقر و تکرار این چرخه یعنی
آفرینش بدبختی و تداوم سیه روزی
انگل ستان با تردستی اسلامی خود، هم اسلام فقاهتی را در چارچوب دم و دستگاه آخوندی به وجود آورد و هم صدها فرقه و مسلک صوفی و درویشی را همچون گله ی ماران به جان آسیا و خاورمیانه انداخت. این انگل ستان است که همه ی شرارت ها و بدبختی ها را بر سر مردم جهان، به ویژه آسیاییان و آفریقاییان و بومیان آمریکا و استرالیا آورده است.

در این میان، نقش خدای موهوم تماشاچی نیز، نقش یک اولولک سر لته بیشتر نبوده است و زورمندان و اشغالگران برده دار، به خوبی به وهمی بودن موجودیت خدا آگاه بوده اند و چون مردمان در ناآگاهی و بی خردی غرقه شده اند، برایشان به جای چراغ دانش و خرد، دین و فرقه تراشیده اند تا آنان را با خشتک دین بارگی خود مشغول سازند.

فناوری های نوین که امروزه همه ی جهان را در بر گرفته است، تنها سرچشمه ای باختر زمینی دارند، همانگونه که همه ی دین های کثافت و انسان ستیز، سرچشمه ای آسیایی و خاورمیانه ای.

بنیانگزاران جایزه های تاق و جفت جهانی که در ثروت
و خوشی، آروق های حقوق بشری می زنند، چشمشان
را بر روی واقعیت هایی که جلوی چشمتان و در زندگی
دردمندتان است را، مصلحتانه و مردم فریبانه بسته اند
این یک الگو برای سرکوب و مهار بشریت و قلع و قمع آزادی انسان هایی است که به جرم نداشتن خون اروپایی، برای صدها سال پیاپی مستعمره و برده شده اند. فراورده های فناوری در اختیار مردم قرار می گیرد، اما خود فناوری نه. این تبعیض با این روش، جااندازی و مستمر شده است و سبب گشته تا باختر زمین با قدرت ویرانگر و یکه تاز اقتصادی، سیاسی و علمیش، بتواند بر سر جان و مال و تمدن و تاریخ و سرنوشت و آینده ی مشرق زمین، نقش تعیین کننده و تصمیم گیرنده داشته باشد.

جمهوری اسلامی انگل ستان و شخص فاحشه ی بریتانیا ملکه الیزابت چندم، آن سوسمار خزنده ی انسان نما، همان دجال خانه ی اهریمن پرستی است که اخوان المسلمین را از یکسو و فرقه ی شیطان پرستی "آلیستر کراولی" را از سویی دیگر راه می اندازد.

این کثافت خانه ی انگل ستان است که تا گردن در خون انسان ها غرقه است.


در حالی که اوج مطالبات ملت های در رنجی همچون ایران، به نان بخور و نمیر و کار و مسائل جنسی فروافتاده است، هیچ کس را در هیچ رسانه ای نمی بینید که دیگر نسبت به تداوم و استمرار این استعمار فرانوین انگل ستان حرامزاده معترض شود و هتا کوچک ترین سخنی از آن به میان آورد. این رییس جمهور رژیم اسلامی است اما، که با وقاحت ویژه ی آخوندی، در برابر "ترزا می" پیره مترسک ساق لخت انگل ها می نشیند و خنده ی پدرخواندگی سرمی دهد !!

دشمن خود را بشناس، زیرا اهریمن در خوش چهره ترین و فریبنده ترین شکل بر انسان ظاهر شده است.

۱۳۹۷ بهمن ۸, دوشنبه

روز جهانی یادبود قربانیان جنایات حزب ناسیونال‌ سوسیالیست کارگران آلمان (نازی)

در ۷۴ سال پیش در چنین روزی و در ۷ اُم بهمن ماه ۱۳۲۳ فرار خورشیدی برابر با ۲۷ اُم ژانویه ی سال ۱۹۴۵، اردوگاه مرگ مشهور "آشوویتس" به دست نیروهای متفقین آزاد شد. آشوویتس کشتارگاه ۱.۱ ملیون انسان بود که بیشترشان یهودی بوده اند.

۷ اُم بهمن ماه ۱۳۲۳ فرار خورشیدی برابر با ۲۷ اُم ژانویه ی سال ۱۹۴۵
سالروز هولوکاست 
اردوگاه مرگ آشوویتس بزرگ ترین اردوگاه کار اجباری آلمان نازی بود که پس از اشغال لهستان، در حوالی شهر "کراکائو" ساخته شد. نازی‌ ها نخستین کوره‌ های آدم‌ سوزی و اتاق‌ های گاز را در این اردوگاه بنا کردند. سازمان ملل متحد، روز آزادی آشوویتس در روز ۲۷ اُم ژانویه ی سال ۱۹۴۵ را روز جهانی یادبود قربانیان جنایات نازی ها در دو دهه ی ۳۰ و ۴۰ میلادی نام نهاده است.

پیکرهای قربانیان اردوگاه کار اجباری "نوردهاوزن".
در این اردوگاه نزدیک به ۳۰۰۰ انسان کشتار شده یافت شد / ۱۹۴۵
جنایات نازی ها به واسطه ی ابعاد شقاوت و پلیدیش، چهره ی بشریت را آنچنان شرمگین ساخت که قلم و زبان پس از گزشت بیش از ۷۰ سال، همچنان از توصیف ابعاد آن ناتوان مانده است.

اعدام "ماشا بروسکینا" که به عنوان پرستار، داوطلب کمک به سربازان زخمی شد.
او از سوی نازی ها متهم شد که پس از مداوای بیماران، به آنها برای فرار کمک می کرده است.
پس از شناسایی، در مرکز شهر "مینسک" به دار آویخته شد / ۱۹۴۱
اگر چه بزرگ ترین قربانیان جنایات حزب ناسیونال‌ سوسیالیست کارگران آلمان (حزب نازی) و رهبر آن "آدولف هیتلر"، بیشتر یهودیان، همجنسگرایان، کولی ها، معلولان، توانخواهان ذهنی، غیر نظامیان لهستانی و اسیران جنگی روس بوده اند، اما در کل ۴۰ ملیون انسان در خلال جنگ جهانی دوم در اروپا به واسطه ی این جنایت تاریخی به کام مرگ کشیده شدند و بخش بزرگی از این قاره نیز به ویرانی کشیده شد.

تصاویر پس از آزاد سازی اردوگاه های مرگ نازی ها / ۱۹۴۵
زنده نگاه داشتن ابعاد فاجعه ی این جنایت با هدف جلوگیری از تکرار این تجربه ی دهشت انگیز تاریخی، در سوئد و دیگر کشورهای دمکراتیک و آزاد جهان از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

زنان و کودکان یهودی در اوکراین در صف انتظار اعدام. فرتور از:
Instytut Oamieci Narodowej/USHMM
در این روز، در بسیاری از شهرهای سوئد مراسمی با حضور شخصیت های سیاسی و فرهنگی این کشور از جمله با حضور نخست وزیر و دیگر سیاستمداران بلند پایه در مرکز "رائول والنبری" در استکهلم برگزار می شود. در این روز، در سوئد بیش از ۱۰۰ مراسم در نقاط گوناگون کشور در یادبود قربانیان جنایات نازی ها برگزار می شود.

جابجایی پیکرهای کودکان / لهستان ۱۹۴۳
بزرگترین تجاوز دسته جمعی تاریخ بشریت به زنان آلمانی، از سوی سربازان ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی پس از سقوط برلین
اتحاد جماهیر شوروی در شکست هیتلر و به ویژه سقوط برلین پایتخت آلمان نازی در جنگ جهانی دوم، نقشی اساسی ایفا نمود، اما در ارتباط با آن، واقعیت تلخ و تکان دهنده ی دیگری هم وجود دارد: "تجاوز دسته جمعی به زنان آلمانی از سوی سربازان ارتش سرخ شوروی در واپسین روزهای جنگ".

ورود ارتش سرخ استالین به برلین، پایان کار نبود، دست کم برای بسیاری از مردم آلمان به ویژه زنان، آغاز روزگاری پر دهشت تلقی می شد. فتح برلین از سوی نیروهای متفقین، در حالی صورت گرفت که این نیروها به ویژه نیروهای روس، شهر خالی از دفاع برلین که از دو ملیون و هفت صد هزار نفر باقی مانده در آن دو ملیون نفر زن بودند را، به محل جنایات تکان دهنده ی خود تبدیل کردند.

بر اساس گزارش ها، پس از شکست آلمان و در هنگامه ی جنگ، آمار دهشتناکی از تجاوز به زنان و دختران آلمانی، مجار، بلغار و یوگوسلاو از سوی روس ها و متفقین گزارش شد. گفته می شود سربازان روس هتا به تجاوز تشویق شده بودند و این را دستور استالین برای انتقام از آلمانی ها می دانستند. هزاران زن آلمانی برای نجات از تجاوز روس ها، خودکشی کردند. برخی منابع، شمار کل زنان آلمانی که مورد تجاوز قرار گرفتند را تا دو ملیون نفر ذکر کرده اند !!

دست درازی دو سرباز ارتش سرخ به زن آلمانی پس از سقوط برلین / ۱۹۴۵
بسیاری از این قربانیان به صورت مکرر مورد تجاوز قرار گرفته بودند. بر اساس برآورد کتابی با عنوان "سقوط برلین در سال ۱۹۴۵" نوشته ی "آنتونی بیور"، ٧.٣ درصد کودکانی که در برلین در سال های ۱۹۴۵ و ۱۹۴۶ زاده شده اند، پدرانی روسی داشتند. آنتونی بیور می نویسد روس ها از ورود خود به خاک آلمان، تجاوز سازمان یافته ی شان را آغاز کرده و در برخی روستاها همه ی زنان بین ۱۰ تا ۸۰ سال را مورد تجاوز قرار دادند.

شقاوتی که پس از پایان جنگ جهانی دوم از سوی "سوسیالیست" های پیروز استالینی به نمایش گزاشته شد، دست کمی از جنایات "سوسیالیست" های شکست خورده ی هیتلری در درازنای جنگ نبود.

احتمالن هرگز مقیاس واقعی "تجاوز برلین" مشخص نخواهد شد و دادگاه های نظامی اتحاد جماهیر شوروی و منابع دیگر به صورت محرمانه باقی می ماند. مجلس روسیه قانونی را تصویب کرده است که می گوید هر کسی که پیشینه ی روسیه در جنگ جهانی دوم را لکه دار کند، می تواند جریمه یا تا پنج سال زندانی شود. موضوع تجاوز در آلمانِ پس از جنگ، چه آلمان غربی و چه آلمان شرقی، به ندرت مورد اشاره قرار گرفته و سخن گفتن از "تجاوز برلین"، هتا در روسیه امروز هم تابو است و اجازه ی آشکارا بیان شدن ندارد.

تصویری از کتاب بر شماست که این رویداد را بازگو کنید به زبان پارسی
بر شماست که این رویداد را بازگو کنید
در سال ۱۹۸۸، رهبران وقت هفت حزب مجلس سوئد، با صرف هزینه ای قابل توجه و به خرج دولت این کشور، کتابی به چندین زبان از جمله به زبان پارسی را به چاپ رسانده و به رایگان منتشر نمودند.

هر فردی می توانست نسکی از این کتاب را از راه تماس با شماره تلفن ویژه ای در دبیرخانه ی دولت سوئد و به دست دادن نشانی خود، به رایگان از راه پست دریافت کند. بسیاری از خوانندگان استکهلمیان در آن سال، این کتاب را که در نوع خود منحصر به فرد بود تهیه کرده و امروزه نسک هایی از آن در خانه ی بسیاری از ایرانیان مقیم سوئد و هتا دیگر نقاط جهان موجود است.

لحظه ی اعدام مخافان هیتلر به دست افسران گشتاپو
این کتاب که عنوان پارسی آن "بر شماست که این رویداد را بازگو کنید" نام گرفت، کاملن با هزینه ی دولت سوئد و همکاری تاریخ نگاران بی طرف این کشور و با استفاده از اسناد و تصاویر تاریخی مستند موجود، جنایات حزب ناسیونال‌ سوسیالیست کارگران آلمان (حزب نازی) در خلال جنگ جهانی دوم را به تصویر کشید و برای همیشه جهت ثبت در حافظه ی تاریخ منتشر نمود.

این کتاب را می توانید از اینجا بارگیری کنید.

تصویری از کودکان یهودی در آزمایشگاه "دکتر یوزف منگله" پزشک
جنایتکار نازی در اردوگاه آشوویتس - بیرکن آو، لهستان ۱۹۴۴
این کتاب دربردارنده ی تعداد بی شماری تصویر و سند تکان دهنده از جنگ دوم جهانی است که در مورد همه ی آنها توضیح داده شده است. خاطرات جانکاه بازماندگان اردوگاه های کار اجباری و کوره های آدم سوزی نازی ها، از بخش های تکان دهنده این کتاب است. امضای رهبران ۷ حزب دمکراتیک پارلمانی سوئد در آن، تضمین کننده ی بی طرفی و استناد این کتاب بوده است.

یکی از نجات یافتگتن اردوگاه مرگ "بوخنوالت"، زندانبان خود را شناسایی می کند / ۱۹۴۵
نسک پارسی "بر شماست که این رویداد را بازگو کنید"، با شماره ی شابک ISBN 91-630 6386-7 در سوئد به ثبت رسیده و قابل قرض گرفتن از کتابخانه های سراسر کشور است.

فرتوری از ۳ سرباز آمریکایی در کنار یک کوره ی آدم سوزی / ۱۹۴۵
نسک کامل "بر شماست که این رویداد را بازگو کنید"، به شکل "پی دی اف" و به زبان های "سوئدی، انگل ایسی، عربی، فنلاندی، اسپانیایی و ترکی" نیز وجود دارند که می توانید برای بارگیری آنها به منبع این جستار بازبرد کنید.


منبع: استکهلمیان

۱۳۹۷ آذر ۱۲, دوشنبه

Islamic truth and the lier Muslimoids

Whom who talks against his knowledge is a lier and whom who talks against his 
ignorance, is a lier too.

Zarthustra



Let's define Islam according to it's very real sources: "The Quran and the Sira (Mohammad's life style)". It's by referring to those fundamental sources only, that we can understand which Muslims are true ones and which of them are liers. We need to observe what Quran says and to see what Allah says about women, peoples' privacies and even about the Human Rights brought to us since ancient times by Akhenatun and Cyrus the great till today that we've Human Rights values batched by UN.


We know that ISIS has begun capturing people from other faiths to sell them as Human Slaves in Islamic markets. We know that the same Islamic slavery is being conducted in Libya and I don't get shocked if a news comes up tomorrow to reveal the real slavery ratio in other Islamic nations including Saudi Sahara. If children and women are being purchased and or smuggled for adoption a
nd sexual purposes, which is already going on, then it is the matter of Human slavery as well.


Let me clear that the term Human Slavery is an indication to the existence of other types of slavery such as Animal Slavery we have legalized in every land under titles of Zoo and Animal Farms.
According to Quran, slavery is Ok with the religion of peace. Not in a single Quranic verse, Allah has condemned and or forbidden slavery. Furthermore, Allah has approved slavery and tried to kill the last drops of Human mercy and shame in any new Muslim Arab by ordering them to kill the slaves not to releasing them and to nail this direct order, asks Mohammad to do Jihad and bring war to people and after killing enough out of them and defeating the poor people, it is the time Allah allows Mohammad ti have some salves for him!! The Islamic tradition that by exceeding hundred of thousand of slaves in a short period of time, compels the Islamic caliphs such as Omar and Othaman
to accept more and more slaves instead of killing all.


Allah in Sura Infal, verse 67, says:

It is not for a prophet to have captives [of war] until he inflicts a massacre [upon Allah 's enemies] in the land. Some Muslims desire the commodities of this world, but Allah desires [for you] the Hereafter. And Allah is Exalted in Might and Wise.



While Arabic Quran is telling the truth how blood thirsty Muslims and their prophet MUST be, the Iranian version of Quran in Persian, has absolutely an antithetical translation which makes a very cute and funny face of Allah! Self proclaimed Iranian Muslims in an online Quran called Pars (Persian) write:

It is not for any Prophet to have prisoners in order to slaughter many in the land. You want the gains of this life, and Allah wants the Everlasting Life, and Allah is Mighty, Wise. (08:67)

While in True Quran we read Mohammad is not allowed to have captives until the war time which he imposes to others and commits infliction, massacre and slaughtering of his enemies, the Persian Fake Quran reads the way that man cannot even understand it easily saying Mohammad was not supposed to kill many !! Which implicitly is saying it's Ok if Mohammad slaughters a few. The entire verse in twisted in Iranian translation.

So, that's a very reason why Shia Islam is slightly moderated in some ways rather than Sunni Islam. The Mullahs are ruling people through a vast and deep web of lies. 

۱۳۹۷ مهر ۱۲, پنجشنبه

ما به بردگی گرفته شده ایم و این اتحاد نیست

ما انسان هایی هستیم که در زیر سایه ی حکومت ها و رژیم های سیاسی و اقتصادی گوناگون زندگی می کنیم و بدین خاطر، انسانیت هرگز متحد نشده است. در واقع، آنچه که این رژیم ها در سرتاسر جهان به نام استقلال، آزادی و دیگر ارزش های دیگر انسانی انجام می دهند، نه تنها از برای یگانگی انسانیت نیست، بلکه برای تداوم وضعیت کنونی بردگی چند صد هزار ساله است.

آری درست خواندید، چند صد هزار ساله؛ زیرا تاریخی که به شما گفته اند دروغ است، انسان ها صدها هزار سال پیشتر از آنچه تاریخ نگاری رسمی آن را بیان می کند، وجود داشته ند و در واقع، "دوران پنهان شده ی بردگی انسان"، از ذهن مردم شوییده شده است. انسان ها هرگز آزاد نبوده اند.


این حکومت ها که بازمانده ی حکومت های برده دار پیشینند، ما را در قالب زبان و قومیت و ملیت و نژاد و طبقه، موقعیت اجتماعی و سیاسی و پولی و هر آنچه دیگر که فکرش را بکنید، به بردگی گرفته اند و به گزاف نام اتحاد بر آن نهاده اند. ما انسان ها از آنجا که موجوداتی هوشمند هستیم، در روزگاران فراباستانی از سوی پدید آورندگانی ساخته شده ایم تا برده ی ایشان باشیم و برایشان در روی زمین بیگاری کنیم. برای هم بود که چون دیگر شمارمان بسیار شد و در برابر خدایان انسان کش سرکشی و طغیان کردیم، هم طغیان و سرکشی را در کتاب های دینیشان ممنوع کردند و مستوجب فرجام دردناک جهنم موهوم دانستند و هم در میان مردمان برده این اندیشه را به گزاف جا اندازی کردند که سرکشی، زشت و ناپسند و ضد انسانی است !!

انسان ها هرگز مزه ی یگانگی را نچشیده اند. از همینروست که مفهوم آزادی نمی تواند بدون مفهوم انسانیت تعریف شود.

انسان هایی که امروز از سوی کره ی شمالی به اسارت گرفته شده اند، در واقع زندانیانی هستند از سنخ عقیده. انسان هایی که داغ کمونیسم و آمریکا ستیزی را برای دهه ها بدبخت کردن خودشان یدک کشیدند و سرانجام فهمیدند که دارند سرنا را از سر گشادش می زنند. همین خفت را ایرانیان الله زده نیز تجربه خواهند کرد، آن روزی که همه ی ما یا بیشتر ما به این درک و شعور برسیم که از برای مطامع فرقه ای و آزهای گروهی و جناحی و در زیر سایه ی اسلام تحمیلی عربی، با دوست که اسراییل باشد، دشمنی نکنیم.


بردگی انسان زمانی از پهنه ی زمین رخت برخواهد بست که همه ی انسان ها یکدیگر را دوست بدارند و عنصر عشق به عنوان عنصر پنجم آخشیج، به رسمیت جهانی شناخته شود و ما در کردار و رفتار خویش، مهرورزی و مهربانی را به کار بندیم.

روزگاری که مردم دیگر نترسند، انسانیت به آزادی و اتحاد می رسد.


از اینرو، دشمنان انسانیت به هر بهانه ای تلاش می کنند تا جنگ و سایه ی ترس از نابودی و مرگ را همچنان بر سر مردم نگاه دارند و این کار را اگر پیشتر با تمدن های پیشروتر اروپایی و آسیای خاوری کردند، امروز جبهه ی جنگ ها به ارتش های خصوصی سپرده می شود تا در کشورهای عقب مانده دست به کشتار و جنایت بزنند. روزگاری می توان از شر این فساد دیرینه ی ضد بشری خلاص شد که یا برای آزادیمان جنگی جهانی کنیم یا با انقلابی جهانی، انسان ها علیه این همه پلیدی به پا خیزند و میخ واپسین را بر تابوت نژاد پرستی و فاشیسم و دین و خدای موهوم از هر دینی هست، بزنند.

خدایی نیست، اگر هم بوده، اکنون دیگر مرده است. انسان باشیم...

۱۳۹۷ مهر ۱۱, چهارشنبه

انسان اشرف مخلوقات نیست، انگل مخلوقات است

ما خدای خود هستیم و بدین معنی، خدایی وجود ندارد. انسان همیشه خویشتن خویش و آرزوها و امیدها و خواهش هایش را پرستیده است. برای آنکه نمودی جسمانی از آنچه در ذهنش می گزرد داشته باشد، به موجودیتی دست آفریده ی خویش به نام خدا دست یازید و آن را برساخت و به عنوان نمادی از آنچه دوست دارد و می خواهد، می ترسد و بدان پناه می برد، آرزو می کند و قدرتش کفاف خواسته اش را نمی دهد، بدان موجود آفریده ی خویش پناه برد و خدای خویش را تجسم بخشید و او را پرستیدن گرفت. اینگونه بود که خدا آفریده شد.


اما خداوند مرده است، شاید بدین جهت که عشق او به انسان او را کشته باشد. اما خداوند مرده است زیرا انسانیت مرده است و زود باشد که افسانه ی خدا نیز بمیرد.

از ۶۵ ملیون سال پیش که می گویند خزندگان سترگ پیکر منقرض گشته اند، تا به امروز که انسان پرواز می کند و زیر آبی می رود و با خدایان مشتری و زحل و ایزد بانوی ماه و دیگر خدایان کزایی دیگر - که سپس معلوم شد سیاره هستند !! - محشور گشت، انسانیت رو به زوالی گزاشته است که طبیعت خود را و سرشت اصیل خود را کاملن فراموش کرده و از دست داده است.

انسان عمری بسیار کوتاه دارد. به سان خوراکی است که تا به کام جهان خورده می شود، هنوز گوارش نشده از ماتحت این جهان خارج می شود. پیش خود فلسفه بافی ها و ترازوهای مقیاس سره از ناسره علم کرده و می پندارد اگر این بشود خوب است و اگر آن بشود بد است و مصحلت اندیشان و کورمال کورمال، خود را به آستانه ی تمدن کشانده است. تمدنی که اگر بنا به تعریفی، سه بخش آغازی تا پیشرفته حسابش کنیم، همه ی این ملیون ها سال انسانیت هنوز مرحله ی یک این تمدن را هم نپیموده است !!

اما می گویند موجودات هوشمند دیگری هم در کیهان هستند. می گویند پیش از انسان ها، تمدن های غیر انسانی دیگری بر این سیاره و در سامانه ی خورشیدی و فرای آن، در این کهکشان و دیگر کهکشان ها، موجودات بسیار هوشمندتری وجود داشته و دارند و آنها هستند که در میان انسان ها، به خدا نیز شهره شده اند و مورد پرستش قرار گرفته اند. موجودات هوشمندی که هم پیش از انسان کنونی وجود داشته اند و هم نه تنها از فراسوی زمین آمده اند، که پیش از انسان ها در زمین می زیسته اند.

شاید آنچه که در ادبیات دینی بدانها به عنوان جن اشاره می شود، همین موجودات باشند.


موجوداتی که عمری بسیار درازتر از انسان ها دارند و به شوند موجودیت بسیار زودهنگامشان نسبت به ما، هم کهن ترند و هم زودتر فرگشت یافته اند و هم امروزه پیشرفته تر، هوشمندتر و تواناتر. از سر این اندیشه است که دیگر گزافه ای به نام "انسان اشرف مخلوقات" که در قرآن نوشته شده است را نمی توان باور کرد، زیرا این یاوه ی قرآنی، آشکارا با دستاوردها و نظریه های علمی تضاد دارد.

پس از آنکه انسان کنونی از دست بری ژنتیکی انسان راست قامت و از سوی فرازمینیانی که خود را "آنوناکی" می خوانند، به وجود آمد، انسان تبدیل به دستگاه زیستی یا رباتی زیستی در خدمت آفرینندگان خویش درآمد. این انسان که در سختی زاییده شده بود، حکم "برده ی انسانی" خدایان فرازمینی ایی را داشت که از سیاره ی دوازدهم همین سامانه ی خورشیدی به زمین آمده بودند تا به منظور نجات سیاره ی خودشان، طلای موجود در زمین را استخراج کرده و با خود به "نیبیرو" ببرند؛

نیبیرو سیاره ی دوزادهم سامانه ی خورشیدی ماست که هر ۳۶۰۰ سال از نزدیکی زمین می گزرد و مداری بیضی شکل دارد و تنها سیاره ای است که مدارش به بیرون از سامانه خورشیدی رفته و سپس وارد می شود. آنها که انسان کنونی را به شکل و هیبت خود ساختند، از لحاظ بزرگی اندام و قد و قامت، از انسان بزرگ تر بودند. آنها از فامتن (DNA) خود، انسان را ساختند. انسان از اینرو، یک رونوشت از خدایان بیشتر نیست و به همین جهت است که انسان خود را پرستش می کند.

در واقع در ادبیات دینی، گفته اند که خودشناسی همان خداشناسی است و به زبان الکن گفته اند که انسان هم خود خداست و هم نمودی است از خدایی آفریننده که در واقع سازنده ی اوست و البته از او نیز بزرگ تر است.


انسان کنونی، نخست ماهیتی مادی و میرا داشت و جزو موجودی زیستی بیش نبود که با داشتن عمری کوتاه، به خدمت گمارد همی شد و سپس که کارایی خود را از دست می داد، می مرد. ارزشی نداشت. اما خدایان در این مجال با یکدیگر دچار اختلاف شدند و خواستند که انسان میرایی نداشته باشد و مانند آنها عمر جاویدان کند و بدین سبب، از بهشت جاوادنگی خویش، آتش خرد را به انسانیت پیشکش کردند و از او پشتیبانی کردند و تا به امروز، انسانیت در پرتو پشتیبانی هم نوعان خداگونه ی خویش، توانسته است بقا یابد و زندگی کند.

در واقع انسان، حکم "نیروی مقاومت" کیهان را دارد !!

در ژنوم هر موجود، با درازای تلومر در پایان هر کروموزوم، درازای عمر طبیعی آن جاندار پیش بینی و تعبیه شده است. درازای این عمر بستگی بدین دارد که چند هزار تلومر در هر پایانه ی کرومزوم وجود داشته باشند. امروزه می توان با درمان ژنتیکی، درازای عمر طبیعی انسان را به افزایش تلومرهای فامتن وی، افزایش داد.

پس انسان دارد پا در جاده ی نامیرایی می گزرد. انسانی که خود را اشرف مخلوقات خوانده است، پس نباید همین انسانی باشد که خود ما باشیم و می شناسیم. بلکه منظور از انسان، خدایانی هستند که از جنس خویش و در قالب و ظاهر خویش، عروسک هایی چون ما را آفریده اند و جزو قبیله ی خودشان تلقی می کنند. خدایانی که می گویند اگر چنین کنی و چنان نکنی، تو را به بهشت جاودانگی خویش راه خواهم داد یا تو را مطرود و پست خواهم کرد که در حالت دوم، قید فراموشی و رها شدگی آنان علیه انسان های کوچک را می توان دریافت.

اما این میان، دعوا بر سر چیست ؟


جنگ های روی زمین و هر آنچه که در زمین از نیک و بد رخ می دهد، نمود و بازتابی است از آنچه که در جهان دیگر رخ می دهد. در واقع، این جهان سایه ی جهان دیگری است که خدایان در آن می زیند. جهانی نامیرا که هم دلپذیر و بهشت است و هم ناخوشایند و جهنمی. جهان هایی که تعریف هایی از آنها شده است، اما آنچه که به خورد توده های مردم داده شده، سرفن به قدر فهم و شعورشان بوده است.

جنگ بر سر همه چیز است. بالاتر از همه، جنگ بر سر موجودیت و بیشتر داشتن و چیرگی و حکومت و قدرت است. جنگ بر سر اینست که حق داشته باشیم که چنان کنیم یا نه و برای آنکه این حق را داشته باشیم، می جنگیم. ذات و سرشت دشمنی و دوستی، در جهان وجود دارد و این بنیان روابطی است که آن را به عنوان روابط اجتماعی و سیاسی می شناسیم. بدین معنی که در عین آنکه انسان دوستانی دارد، دشمنانی نیز دارد.

اما آنها که پیش از ما می زیسته اند، نمی توانند جز موجوداتی خزنده باشند. موجوداتی که امروز بدانها به عنوان جن و خون آشام اشاره می شود، موجودات هوشمند و خزنده ای هستند که در عین هوشمندی بیشتر، دشمن پستانداران نیز هستند. همانگونه که ما با دیگر پستانداران رفتار می کنیم و با خود برهمکنش داریم، آنها نیز با دیگر خزندگان و جانوران و خودشان، رفتار کرده و برهمکنش می کنند. این دیدگاهی کلی است و می تواند بسیار مورد افت و خیز قرار گیرد.

اما داستان روح، داستان دیگری است...

۱۳۹۷ اردیبهشت ۱۰, دوشنبه

رواج برده داری در فرهنگ اسلامی و غربی



گروه ها و انجمن های مخفی که سده هاست برای تمایمت خواهی قدرت و ثروت در جهان، دست به رشته عملیات های گسترده و جهان شمول سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، نظامی هم از لحاظ ایجاد جنگ ها و هم به وجود آوردن انقلاب ها و موارد بسیار فراوان دیگری زده اند، اکنون پس از به دست گرفتن سررشته ی همه ی این امورات، وارد فاز آشکار به بردگی گرفتن انسان امروزی از راه هایی با عنوان "آزادی"، "دمکراسی" و "حقوق بشر" شده اند.


عادی سازی تجاوزهای جنسی و آمیزش های جنسی صرف به منظور سرفن اطفای شهوت و نه عشق ورزی، گسترش مسائل جنسی با تحریک همگانی حس جنسی از راه تصاویر جنسی و تولید و گسترش فیلم های پورن، تبلیغات مسموم همه ی کالاها با استفاده ی ابزاری از جذابیت جنسی زنانه و نیز، تبلیغات برای عادی کردن هرزگی، لگدمالی و سپس حذف پاکدامنی و عفت و سرکوب انسانیت به واسطه ی به کثافت کشاندن هر چه بیشتر زنان، عمده ی کارهایی است که هم اکنون از سوی همه ی رسانه ها بدون استثنا انجام می شود.

کار بدانجا کشیده است که هتا زنان را پشت ویترین برای فروش می گزارند.

در هلند، می توانید به خیابان "چراغ سرخ" بروید و دختران برهنه را ببینید که در پشت ویترین خود را برای فروش جنسی عرضه می کنند. دولت دمکرات و سکولار هلند و نیز جامعه ی حقوق بشر و مجلس اروپا و هتا خود مردم فرهیخته، تحصیل کرده و متمدن هلند نیز، با روسپی گری قانونی و خرید و فروش رابطه ی جنسی بدون عاطفه ی انسانی (عشق) و به بردگی کشیدن جنسی زنان، مشکلی ندارند و دولت دمکراتیک این کشور، درآمد بسیار هنگفتی را از این راه به عنوان مالیات به دست می آورد.


خرید زن به عنوان کالا، هم اکنون به صورت قاچاق، در ابعادی ملیونی در جهان رخ می دهد و رسانه ها که تقریبن همگی وابسته به دولت ها و ابرسرمایه داران جهانی هستند، چشمان خود را کاملن بر روی این واقعیت ضد انسانی و ویرانگر، بسته اند. از دیگر سو، فه فحشا کشیدن زنان نه تنها کسب و کار بسیار پر رونق و درآمدزادیی است، بلکه از قبل آن، با به هرزگی کشاندن زن، همه ی جمعیت انسانی به فساد اخلاقی و سپس در پی آن، بی تفاوتی اجتماعی و ستم پذیری سوق پیدا می کند.

تصورش را بکنید... هم اکنون با کشورها و مردمی روبرو هستیم که اگر زنی را در برابرشان به غلاده بکشانند و چشمان او را ببندند و لخت او را به تمایش بگزارند و به مانند یک سگ با او رفتار کنند، مردم نه تنها ناراحت نمی شوند، که برایشان مایه ی افتخار نیز هست که از آن رویداد تصویر بگیرند و لبخند بزنند:


در این میان، تفاوتی هم میان حکومت های سکولار یا تمامیت خواه، اسلامی یا غیر اسلامی، جمهوری یا پادشاهی، سنتی یا امروزی، اروپایی یا آسیایی و... وجود ندارد. یک یورش سازمان یافته ی جهانی علیه انسانیت وجود دارد که خوب این را می داند که برای فروپاشی انسانیت، باید نهاد خانواده و شخصیت زن را هدف بگیرد. از اینرو، در اسراییل زنان آشکارا به "نرخ روز" به فروش می رسند و می توانید برای خرید آنها، از پشت ویترین مغازه آنها را انتخاب کنید !!

در جمهوری اسلامی که با لاف گزاف حقوق انسان ها و مستضعفان، سرمایه های ایران به چپاول رفت و صدها هزار ایرانی شکنجه و کشتار و ملیون ها خانواده ی هم میهن داغدار و آواره شدند، هیچ خبری از انسانیت و شرف انسانی نیست و سرکردگان رژیم، دقیقن جا پای غرب و آمریکا می گزارند. آمریکایی ها سلبریتی دارند، جمهوری اسلامی هم سلبریتی راه می اندازد و نه کمتر و نه بیشتر، دقیقن همان روش ها و اداها و کارهایی را انجام می دهد که بازیگران هالیوود در مراسم های خود انجام می دهند.

تفاخر با رخت و پوشش، کم ترین کاری است که در این محافل انجام می گیرد، در حالی که این برنامه ای است برای ایجاد غفلت نسبت به اینکه در جامعه چه میزان انبوهی از فقر و فحشا و گرفتاری ها نکبت بار دیگر وجود دارد !!



در پس این یورش، اگر برای جهان عادی شده است که از زن هم به عنوان تبلیغ کننده ی کالا و هم خود کالا بهره کشی کنند، برای جمهوری اسلامی نیز، این امر عادی خواهد شد و این رژیم، این رویه ی ضد انسانی را در میان مردم ما که پاکدامنی و عفت برایشان حکم "امنیت ملی" را دارد، عادی سازی خواهد کرد.

در ویدیوی زیر، تماشا خواهید کرد که زنان در اسراییل در پشت ویترین به فروش می رسند و جمهوری اسلامی نیز، از زنان به خاطر جاذبه ی جنسی ایی که دارند، در تبلیغ خودروها و جلب مشتریان مرد، بهره کشی می کند و همانگونه که خواهید دید، حجاب کزایی عربی اسلامی، هرگز نمی تواند جلوی ناپاکی و هرزگی جنسی را بگیرد و تفاوتی بنیادین میان حجاب تحمیلی عقیدتی و پاکدامنی انسانی وجود دارد:


همه ی اینها در حالیست که در سرتاسر جهان، از کهن روزگاران و در سرزمین ما ایران، نخستین فردیدها فراگیر و همه شمول لغو برده داری و خرید و فروش انسان به وجود آمده است و بر سر آزادی انسان و جلوگیری از هر گونه بهره کشی از انسان، جنگ های خونینی به وقوع پیوسته اند و آبراهام لینکلن یکی از شاخص ترین بزرگ مردان تاریخ است که برای این مهم، چندین دهه را به جنگ پرداخت !!

از دیگر سو، رضا شاه بزرگ با صدور فرمانی، بر خرید و فروش و هر گونه بهره کشی از انسان ها خط بطلان کشید، رسمی که از دیرباز و به واسطه ی ممنوع نشدن برده داری در اسلام اهریمنی، همچنان در همه ی کشورهای الله زده از جمله ایران و تا پایان شاهنشاهی ایران فروشان بی شرف خاندان منحوس قجر، رواج داشت.

دستور وزارت داخله ی رضا شاه بزرگ، مبنی بر رویارویی با هرگونه برده داری. این بدان معنی است که تا پایان روزگار ننگین خاندان ترک قجر بر ایران، برده داری اسلامی همچنان در ایران رواج داشته است !!
این آخوند الله پرست، علت و فلسفه و چرایی و بی اشکال بودن برده داری در اسلام کزا را بیان می کند:


همین جستار در کیهان سوئد

۱۳۹۷ اردیبهشت ۸, شنبه

نقش دین و مذهب در ایجاد و گسترش ایدز

هنوز بسیاری از مردم فکر می کنند که ویروس ایدز، یک ویروس طبیعی در چرخه ی زیستی است که خود به خود و به وسیله ی طبیعت ایجاد شده است و این انسان ها بوده اند که این ویروس را به روشی - شاید آمیزش جنسی با میمون ها - به خود منتقل کرده اند.

مادر ترزا، فرشته ی جهنمی
با توجه به اینکه ویروس ایدز نخستین بار در آفریقا و در انسان ها کشف شد، پس این انتقال ویروس از جانور به انسان نیز، باید نخست در آفریقا رخ داده باشد.

اما بگزارید سخنم را درست کنم؛ ویروس ایدز کشف نشده، بلکه اختراع و مهندسی شده است. ویروس ایدز، ویروسی نیست که طبیعت آن را به مانند دیگر باکتری ها و قارچ ها و انگل ها و ویروس ها، ساخته باشد که در نتیجه ی فرگشت طبیعی روی داده باشد. ساختار ویروس ایدز به گونه ای است که هر آنکس که نسبت به دانش زیست شناسی و ژنتیک و زیر شاخه های زیست شناسی از جمله میکروب شناسی، علوم سلولی و مولکولی آگاه باشد، متوجه می شود که این ویروس کار طبیعت نیست، بلکه دست ساخته ی مهندسان ژنتیک و ویروس شناسانی است که با ایجاد این ویروس، در واقع یک "سلاح زیستی" تولید کرده اند.

آیا از گزشته های باستانی تا به امروز، هرگز خوانده یا شنیده اید که در آفریقا تمدنی مانند تمدن چین و هندوستان، یونان و ایران و مسر، دست کم مربوط به ۲۵۰۰ سال پیش برسد ؟؟ آیا آنچه که به عنوان تمدن در آمریکای جنوبی و خاور میانه ی امروز (میان رودان) می شناسیم، نسبت به آفریقا کشف شده یا همه ی مردم آنچه که در آفریقا به عنوان تمدن های گزشته وجود داشته باشد را به اندازه ی نمادهای ملموس تمدن همچون اهرام سه گانه ی مسر، کاخ های باشکوه هندی، تخت جمشید یا آکروپولیس می شناسند یا هرگز نامشان به گوششان خورده است ؟؟

با صداقت باید گفت که پاسخ منفی است؛ زیرا، این قاره از دیرباز تا به امروز، همیشه بهره کشی شده و مردمش در رنج و بدبختی و بردگی به سر می برده اند. البته حساب کشورهای شمالی آفریقا و به ویژه مسر را از این حساب جدا کرده ام.

مادر ترزا، فرشته ی جهنمی
پس نکته ای که می خواهم بدان اشاره کنم، اینست که زنجیره ای از رویدادهای تاریخی و امروزی، به شکلی سازمان یافته علیه مردم آفریقایی به مرحله ی اجرا درآمده و می آیند؛ فرایندهایی که نتیجه ی آنها، سرکوب سیاه پوستان آفریقایی است. دیروز با بردگی گرفتن های ملیون نفری و امروز با جنگ و قحطی و فقر و بیماری.

در به بردگی گرفتن سیاهان که در ادبیات پارسی، آنها را به نام "زنگبار" می شناسیم، همه ی جهان سهیم بوده اند و این را باید پذیرفت که ایرانیان هتا بردگان سیاه هندی را هم از بند "مالابار" در هندوستان، به ایران می آوردند و تجارت بردگان، یک تجارت غیر اخلاق و غیر انسانی، اما بسیار موجه بود.

آیا هرگز کسی از جماعت یکتا پرست و اهورا مزدا پرست زرتشتی پرسیده است که دیدگاه زرتشت درباره ی بردگان چه بوده است ؟؟ و آیا در ان روزگاران، ایرانیان با بردگان چه رفتاری می داشته اند ؟؟

این جستار هتا درباره ی این هم نیست که محمد در کتاب قراضه اش به نام قرآن الکزا، هتا یک بار هم برده داری را ملغا و هتا نفی هم نکرده، اما الله اینقدر فهم و شعور داشته که قرآن را به زیر بقل جبرییل بزند و او بال بال زنان آن را از فراز آسمان هفتم در عرش، به پیش محمد وسط صحرای سوزان عربی تحویل دهد و آیه های ضد شراب خواری و شیوه های درست جماع و ارث و دست و پا بریدن را یاد دهد !!

مادر ترزا، فرشته ی جهنمی
همه ی ادیان، به هر روش ممکن، تنها یک قصد دارند و آن هم مهار ذهنی انسان هاست. کنترل و مهار انسانیت، تنها نقش دین بر روی زمین است. اینکه مردم از خدایی مهربان اما انتقامجو بترسند و پیوسته در "خوف و رجا" یعنی "ترس و امید" زندگی کنند. اینکه، دین همیشه انسان ها را در ساز و کار مغلطه آمیز "ترس و طمع"، ترس از جهنم و حرص بهشت، درگیر و گرفتار کند و آنها دروغی را بفروشد که همه چیزش به جهان پس از مرگ هواله داده شده است !!

اما بگزارید این بار از اسلام اهریمنی بکشیم بیرون و در مسیحیت ناناز فرو کنیم !!

مسیحیت که با سلام و سله وات و البته نه شمشیر وارد هندوستان و آفریقا و آمریکا شد، توانست با مهربانی تمام دل های خسته ی انسان ها را به دست آورد. البته که این سخن دروغی بیش نیست و این ارتش جهانگیری های اروپایی بود که سینه ی مردان و زنان را شکافت، زمین هایشان صاحب شد و رمه هایشان و طبیعتشان را چپاول کرد و با زور شمشیر، آنها را به دین مسیحیت درآورد، دقیقن همان کاری که الله پرستان با دیگر مردمان دیگر ملت ها کردند.

در پی این اشغال و سرکوب بود که دین بر مردمان بی دین و آزاد تحمیل شد، ایسوی به دین خودش و محمدی به دین خودش !!

در این اشغالگری آشکار و این به بردگی گرفتن عیان مردمان غیر مسیحی و غیر الله پرست، آنان تا توانستند کشتند و به بردگی گرفتند و منابعشان را مفت مفت غارت کردند و با خود بردند، اما روزگاری که دیگر باید پوست می انداختند و نمی توانستند با گزر زمان به همان شیوه های وحشیانه ی انسان ستیز ادامه دهند، خودشان از خودشان فرمول درآوردند و کشور سازی ها و ملیت سازی ها آغاز شد و جنگ و درگیری ها برای هر چه که فکرش را بکنید، آغاز گشت.

مادر ترزا، فرشته ی جهنمی
این مهارگری مردم، به ویژه مردم سیاه آفریقا، در پی آن بود که مسیحیان با توجیهی مذهبی به خود اجازه داده بودند که سیاهان را به بردگی بگیرند. آنجا که در یاوه نامه ی عهد قدیم (تورات الکزا) آمده است و این سرفن توجیهی دینی و توراتی نیست، زیرا مسیحیان و الله پرستان نیز، این سخن را قبول دارند و در عهد جدید (انجیل) و احادیث معتبر اسلامی هم بدان استناد شده است (عقدالفرید، ج ۱، ر ۵۵۳؛ ج ۷، ر ۶۳ و ر ۱۷۲).

به ابعاد این فاجعه ی ضد انسانی که منجر به برده گیری از سیاه پوستان شده است می پردازیم و چند سخن از منابع دینی را در این باره می آوریم که به شدت انسان ستیزانه و نژاد پرستانه اند، آن هم تنها علیه سیاه پوستان !!:

- "حام" و "یافس" وقتی عورت او را نگریستند خندیدند، اما "سام" ایشان را نهی کرد و هر چه باد می‌ گشود، سام می‌ پوشاند
(عیون‌ الاخبار، ج ۳، ر ۹ و ر ۳۱)

- هنگامی که سام، آنچه گذشته بود بر نوح بیان کرد، نوح از خداوند خواست که آب کمر حام و آب کمر یافث را تغییر دهد (مجمل‌ القصص، ر ۸۹ و ر ۳۰۱)

- آنگاه به ایشان گفت که خداوند فرزندان شما را سیاه و تا قیامت غلامان فرزندان سام قرار داده است، و شما عاق من شدید و پیغمبری از نسلتان قطع گردیده است.
(تاریخ عن بیا، ج ۲، ر ۱۰)

- با این حال برخی علمای مسلمان حام را مردی پرهیزکار و شایسته دانسته‌اند که نوح او را برکت داد و سرزمین‌هایی را نیز به او بخشید.
(حبیب‌ السیر، ج ۱، ر ۱۰۷)

و هتا قدرت توهم در پزدارش تاریخ، آن اندازه در میان برخی به معنای واقعی کلمه، نویسندگان تاریخ و نه تاریخ دان، شگرف بوده است که هتا نسل ایرانیان را هم از نژاد حام عنوان کرده اند !! آنجا که "ابن بلخی"، کیومرس پادشاه اساتیری ایران را از نسل حام دانسته است.
(فارس نامه، ر ۶۲)

پس در اینکه همه ی ادیان ابراهیمی یا سامی، در به بردگی گرفتن سیاهان اتفاق نظر داشته اند و پشتوانه ی این رویکردشان نیز، توجیهات دینی برآمده از تورات مقدس بوده است، امری نیست که کتمان پذیر باشد و هتا بتوان سخنی را به خلاف آن در تاریخ، سراغ گرفت.

از اینرو، بردگی به شکلی آشکار و وقاحت ویژه ی آخوندی و شاهان مستند و به ویژه اروپاییان، انجام می گرفت و امروز، همان مردم سیاه باید همچنان بدبختی و رنج بکشند، چون این رویه نه تنها توجیه دینی دارد، بلکه می تواند آنها را مهار کند و بر مردم چیره ی شان سازد. از اینرو، بیماری هایی به جان آنها انداخته اند که زبده ترین آنها، ایدز است. در واقع ایدز بیماری همه گیر ویژه ی آفریقاست که جان ده ها ملیون آفریقایی را تهدید می کند و هر ساله صدها هزار نوزاد سیاه پوست آفریقایی نیز زاده می شوند.

مستند "مادر ترزا، فرشته ی جهنمی"، کاری از زنده یاد کریستوفر هیچنز
بیایید گزری بزنیم به هندوستان و از فعالیت های به ظاهر نیکوکارانه ی "مادر ترزا" زن آخوند مسیحی یادی کنیم. زنی که پس از صدها سال بهره کشی هم تبارانش از مردم و کشور زیبا و در رنج نگاه داشته شده ی آفریقا، برای ماست مالی کردن های جنایات و رهانیدن اربابانش از مکافات در وجدان جمعی تاریخ بشریت، بنا به دستور مستقیم ابر سرمایه داران نشسته در لندن و واتیکان، فرمان شوالیه گری ناگفته می گیرد تا بساط پزشک بازی و پرستار نمایی و بیمارستان مصلحتی بر پا کردن را در هندوستان پهن کند تا از این راه، نه به مردم هندوستان که به منافع بریتانیا و زدودن خاطره ی بد تاریخی مردم ستمدیده ی هند نسبت به اروپاییان و انگل ها، کمکی شایان و بزرگ نماید. اینگونه بود و اینگونه کرد و اینگونه اما نشاید.

او که بنگاه های نیکوکاری (یا به گفته ی عربش خیریه) بسیاری را در هندوستان ایجاد کرده بود، همه ی کارها را از دیدگاه دینی و مسیحیت دنیال می کرد. یکی از عمده ترین آسیب هایی که او به ملیون ها هندی زد، این بود که توانست ایدز را در این شبه قاره گسترش دهد و رویکردی مذهبی را تجویز نمود که هتا از انتقال این ویروس به دیگر افراد هم جلوگیری می کرد. او بر این عقیده ی مسیحی استوار بود که این خداوند است که اختیار همه چیز و همه کس را دارد و برای همین، از مصرف چند باره ی سوزن های تزریق، ابایی نداشت !! او بارها و بارها همان سوزنی را برای بیماران مورد استفاده قرار می داد که پیشتر برای دیگران هم استفاده شده بود. مستند زیر را درباره ی مادر ترزا با عنوان "فرشته ی جهنمی" تماشا کنید:


و اینگونه بود که نه تنها ایدز، که بیماری های دیگر نیز در میان بیماران بستری شده در مکانی کم نور و بد آب و هوا زیر نظر فرشته ی جهنمی، گسترش می یافت و اگر مستند را تماشا کنید، شرح کامل و مختصری از جنایات این پیرزن اهریمن پرست را می دهد.

از دیگر سو، چون مومنان بنا به توجیه و عذر و دلیلی مذهبی، به شکلی تاریخی و سازمان یافته، از سیاه پوستان آفریقایی هم متنفرند - آن هم تنها برای اینکه دو پسر موهوم نوح موهوم، روزگاری به خشتک باز پدرشان خندیده اند !! -، پس ایدز در این قاره هم باید ایجاد می شد و هم نباید جلوی گسترش آن را می گرفتند. مسیحیان و کشیشان کاتولیک رومی که به آفریقا فرستاده می شوند، به مردم می گویند که جلوگیری از بارداری حرام است و همین زر را مادر ترزای کلکته هم می زد.

مادر ترزای جهنمی در سال ۱۹۷۹ که مصادف به شورش ۵۷ خودمان است، در سخنرانی خود که به مناسبت دریافت صلح نوبل ایراد می کرد، ابراز امیدواری کرد که در این کشور هتا یک مورد سقط جنین هم گزارش نشود.

مسیحیان نیز به مانند دیگر دینداران به ویژه یهودیان و الله پرستان، بر این عقیده سخت باورمندند که نه تنها مرگ در دست خدایی موهوم و آسمانی است، بلکه آفرینش انسان و تولید مثل و زندگی نیز، طبیعتن تنها در دست اوست و این تنها خداوند است که اجازه دارد جان بدهد و جان بگیرد !! البته همه می دانیم که حکومت های اسلامی، یهودی و مسیحی، از انجام هیچ گونه جنایتی به معنای واقعی کلمه، خودداری نکرده اند.

از اینرو، آخوندهای مسیحی هنوز به مومنان مسیحی خود در آفریقا، این باور احمقانه را به نام قداست و شریعت خورانده اند که نباید از کاندوم به هنگام آمیزش جنسی استفاده کنند و اینها در واقع بر این باورند که ایدز بد است، اما کاندوم بدتر است !!


از اینروست که بیماران مبتلا به ویروش اچ آی وی، فرزندانی مبتلا به اچ آی وی به دنیا می آورند و این بیماری نسل اندر نسل ادامه پیدا می کند و ملیون ها انسان سیاه پوست آفریقایی را به این بن بست رسانده است که همیشه با این بیماری دست به گریبان باشند و این یعنی یک بهانه ی بزرگ و همیشگی برای مهار و کنترل پیوسته ی این فرومایگان از راه تزریق مداوم و پیوسته ی دین و خرافات مذهبی و بازتولید و گسترش بیماری ایدز و روانه کردن ملیون ها دلار به جیب شرکت های خاص یا همان مافیاهای دارویی و بهانه دادن به کلیسا برای دخالت مستقیم در امور مردم به بهانه ی کمک و مهربانی و نیکوکاری !!

پس دین، انسان را می کشد و او که قاتل همه است، خداوند است.

همین جستار در پژواک ایران

۱۳۹۶ بهمن ۱۸, چهارشنبه

احکام برده داری در اسلام و قرآن کزا

بُرَیده نقل می کند:
"پیامبر علی را برای آوردن خمس غنیمت نزد خالد فرستاد و من از علی متنفر بودم. علی پس از مقاربت با کنیزی که جزو خمس بود، حمام کرده بود. من به خالد گفتم: "آیا این را نمی بینی ؟ وقتی ما نزد پیامبر رسیدیم، این را برایش خواهم گفت". او گفت: " بریده !! آیا تو از علی متنفری ؟" من گفتم: "بله". او گفت: "آیا نفرت تو از علی به این خاطر نیست که او از خمس، سزاوار بیش از آن است ؟"


یادداشت ذیل این حدیث می گوید:
"بریده از علی متنفر بود به این دلیل که او کنیزی را از غنیمت برای خود برداشته بود و او بریده این را خوب نمی دانست".

در اینجا، علی زنی که به تازگی به اسارت درآمده است را تملک کرده، با او نزدیکی می کند. هنگامی که این ماجرا را برای محمد بازگو می کنند، او آن را تایید می کند. توجه داشته باشید که برده ها غنیمت به حساب می آمدند و جزو دارایی های یک مرد الله پرست به شمار بودند، پس آنها، یعنی نرهای الله پرست، می توانند از برده های زن برای مقاربت استفاده کنند و یا به آنها تجاوز کنند. 

اناس نقل می کند:
"... پیامبر جنگاورانشان را کشت و زاد و رود و زنانشان به اسارت برده شدند...". 

این حدیث شامل جزییات یورش به یهودیان خیبر است. دوباره، شمار بسیاری از زنان و بچه ها به بردگی گرفته می شوند.


متن های اسلامی دیگری موجودند که نشان می دهند محمد چگونه بردگان را خرید و فروش و یا آزاد می کرده. نقل قول های زیر، از کتاب "پشت پرده" هستند:

"ابن قییم الجزیه فقیه بزرگ و مورخ اسلامی، در کتاب خود "زاد المعاد"، بخش ۱، رویه ی ۱۶۰ می گوید:
"محمد برده ها و کنیزهای بسیاری داشت. او آنها را می خرید و می فروخت، اما بیشتر می خرید. او یک بار یک برده ی سیاه را به دو تا فروخت (یکی را با دو تا عوض کرد). برده های خریداری شده ی او بیشتر از آنهایی بودند که می فروخت".

محمد شماری برده ی سیاهپوست داشت. یکی از آنها "مَهران" نام داشت که محمد او را وامی داشت که بیش از آنچه در توان یک مرد معمولی است کار کند. هر گاه که محمد و مردانش به سفر می رفتند و از حمل اثاثیه ی شان خسته می شدند، او مهران را وامی داشت که آنها را حمل کند. مهران می گفت:
"هتا اگر در یک سفر، من به اندازه ی بار ۶ یا ۷ الاغ هم بار داشتم، باز هم هرکس خسته می شد ممکن بود رخت ها یا سپر یا شمشیرش را روی من بیندازد تا آن بار سنگین را حمل کنم". تبری وجزیه، هردو این را ثبت کرده اند، پس اسلام این رفتار را درست می داند.

علی که داماد محمد بود، کنیز عایشه را جلوی محمد تازیانه زد تا به زنای عایشه اعتراف کند. محمد هتا یک کلمه هم برای منع زدن یک برده ی زن، به علی نگفت.
سیره ی رسول الله، ر ۴۹۶


در سیره ی رسول الله، محمد ۸۰۰ مرد را قتل عام می کند و زنان و بچه هایشان را به بردگی می گیرد. او دست کم یک زن یهودی به نام ریحانه را به صیغه می گیرد و مابقی را به مسلمانان می سپارد. سیره می گوید ( ر ۴۶۶):
"سپس فرستاده ی الله، دارایی ها، زنان و کودکان بنی قریظه را میان مسلمین تقسیم کرد..." و "سپس فرستاده ی الله، سعد زید، برادر اشحل را با شماری از زنان اسیر بنی قریظه به نجد فرستاد و او آنها را در ازای اسب و سلاح فروخت".

یک چیز قطعی است:
"محمد یک برده دار بود. نام های بسیاری از برده های محمد به تفضیل در متون اسلامی آمده است".

حقوق برده ها در اسلام
بنا بر حقوق اسلامی، برده ها از کم ترین حقوق مدنی و قانونی برخوردار بوده اند. برای نمونه:

• نرهای الله پرست اجازه داشتند هر گاه که می خواهند با زنان برده رابطه ی جنسی برقرار کنند: "آیات ۴:۳، ۴: ۲۹، ۳۳:۴۹".
• بردگان در برابر اربابانشان به همان اندازه خوار بودند که اربابان در برابر خدا: "آیه ۱۶:۷۷".
• بنا بر سنت اسلامی، انسان ها در هنگام اسارت می توانستند کشته شوند یا به بردگی کشیده شوند. این نشان می دهد که برده ها باید از پایه ای ترین حق انسانی یعنی حق زندگی، آغاز می کردند.
• بنا بر فقه اسلامی، برده ها کالا بودند. فروش برده ها همتای فروش جانوران بود.
• محمد فرمان داد تا شماری برده که از سوی اربابانشان آزاد شده بودند، دوباره به بردگی گرفته شوند.
• تازیانه زدن برده ها دارای مجوز اسلامی است.
• بنا بر اسلام، شهادت برده در دادگاه قابل پذیرش نیست. ابن تمیه و بخاری، هردو این را ذکر کرده اند.
• بنا بر اسلام، یک الله پرست را نمی توان برای قتل یک برده کشت.
• بنا بر فقه اسلامی، برده ها نمی توانند خودشان برای خودشان همسر انتخاب کنند: "ابن حزم، جلد ۶، بخش ۹".
• بنا بر فقه اسلامی، برده را می توان واداشت تا با هر کسی که اربابش می خواهد ازدواج کند: "ملک ابن اناس، جلد ۲، ر ۱۵۵".


همین جستار در کیهان سوئد

۱۳۹۵ مهر ۴, یکشنبه

لولیتا برده ای برای اسباب بازی جنسی

واقعیتی بسیار غم انگیز و ترسناک که صدها هزار تن از دختران و زنان در سراسر جهان در آن گرفتار شده و کاملن زندگیشان نابود می شود.

نام لولیتا در واقع نام رمانی به همین نام نوشته ی "ولادمیر ولادمیریویچ ناباکوف" است. در این رمان یک استاد ادبیات روان‌ پریش به نام "هامبرت هامبرت" وجود دارد که عشقی بیمار گونه به دختری ۱۲ ساله به نام دلورس هیز (ملقب به لولیتا) دارد و چون پدرخوانده ی او می‌شود با او وارد رابطه ی جنسی می‌ شود.


اما هم اکنون لولیتا نام دخترانی است که دزدیده می شوند و به عنوان اسباب بازی جنسی فروخته می شوند.


در مرحله ی نخست هر دو دست و پاهای آنها را جهت مقاومت نکردن در هنگام تجاوز جنسی  قطع می کنند. تمام دندان هایشان را به علت گاز نگرفتن و صدمه نزدن می کشند. به تارهای صوتی دختران آسیب می زنند تا شکایت نکنند و فریاد نزنند. در مرحله ی دوم به آنها یاد می دهند که چگونه نیازهای شخصی خودشان را برطرف کنند، نیازهایی مانند همام گرفتن و خوردن و... و به آنها القا می کنند  که چیزی جز کالا نیستند و ارزشی ندارند.

در مرحله ی پایانی به آنها یاد می دهند در هنگام رابطه درد را تحمل کرده و به طرف مقابل عشق بورزند و ساعت ها آنها را مجبور به تماشای فیلم های پورن خود آزار و خود، دگر آزار می کنند. پس از این سه مرحله لولیتا آماده ی استفاده است !!
نرخ لولیتا معمولن از ٣۰۰۰۰ دلار آغاز و تا ٩۰۰۰۰ دلار هم می باشد و به افراد خاص فروخته می شود و همه ی معاملات لولیتا در وب تاریک (Deep Web) انجام می شود.

در سال ٢۰۰۶ در مکزیک مردی ٣۰ ساله به جرم خرید یک لولیتا دستگیر می شود و در بازجویی شهربانی گفت: "این صنعت در حال افزایش می باشد و باند مخوفی پشت پرده ی این ماجراست". تا به حال شمار انگشت شماری از این دختران پیدا شدند اما شهربانی هرگز نتوانست عاملین اصلی را دستگیر کند.

۱۳۹۵ مرداد ۱, جمعه

پگی کین: من می دانم !!

ویدیوهای بسیاری از گفتگو با پگی کین (Peggy Kane) در اینترنت موجود است که وی در آنها به تفصیل در مورد تجربیات خود در زمینه ی ضبط صدای ارواح و یا صداهایی از ابعاد دیگر و استفاده از سخن دو نفره ی وارونه برای شنیدن حقیقت صحبت کرده است. پگی کین مدعی است افرادی که از راه AVP با آنها گفتگو کرده، از حضور نژادی موسوم به خزندگان سخن می گویند که دست به شکنجه و سواستفاده از انسان ها می زنند (برای داده های بیشتر به ویدیوهایگفتگو با پگی کین در یوتوب مراجعه کنید). تارنمای شخصی وی پس از بسته شدن آن به دست خودش کاملن از شبکه پاک شده و همچنین دیگر تارنماهایی که اخبار او را منتشر می کردند، هم اکنون بسته هستند و نمی توان داده های بسیاری در مورد زندگی شخصی وی کسب کرد (او یک زندگی عادی دارد و آموزگار کودکان ناتوان ذهنی است). در ادامه، چکیده ی واپسین متنی که از وبلاگ شخصی پگی کین به جا مانده را می خوانید:


بر اساس آنچه در این ۴، ۳  سال گزشته شنیده ام (از راه AVP)T نژاد خزندگان از رخ فلک شکارچی ماهر (Orion)، که در آغاز خود را به عنوان خدایان معرفی می کردند، هزاران سال است که اینجا در روی زمین حضور دارند. آنها با دانش ژنتیک خود، انسان را جهت دستیابی به برخی اهدافشان دستکاری ژنتیکی کردند. در واقع آنها از انسان به عنوان یک منبع خوراک و انرژی، یک برده و وسیله ی سرگرمی استفاده می کنند.

خزندگان در واقع ماهیت مادی دارند اما از زمانی که به اینجا آمدند تا با ظاهری انسانی در پشت پرده فعالیت کنند، به گونه ای در بعد چارم که برای ما جهان خواب ها و رویاهایمان محسوب می شود، گرفتار شده اند.

مردم از راه های گوناگون به ویژه مهار آشکار ذهن از سوی آنها به تسخیر درمی آیند. همچنین خانواده های شاهنشاهی در برخی آیین های اهریمن پرستی با کارهایی که بر روی کودکان انجام می دهند، راه را برای مهار و انجام خواسته های آنان باز می کنند.

بسیاری از مردم به وسیله ی ربوده شدن تسخیر می شوند و بزری درونشان کاشته می شود که با ایجاد وسوسه و فساد و انحرافات رشد می کند و بدون آنکه فرد آگاه باشد، مهار امور را در دست می گیرد و زندگی پر از انحرافات و زشتی ها را برای او رقم می زند. این فرد پس از مرگ به جهانی جهنمی کشیده می شود، جایی که این موجودات ( خزندگان) می توانند از او سواستفاده کنند، به این دلیل که او یک گناهکار به حساب می آید !! در این زمان، خزنده ی تسخیر کننده از بدن او بیرون می آید و به خاطر ایجاد پلیدی ها در درون این فرد پاداش می گیرد. آنها فرد را زیر شکنجه، تجاوز و ترس شدید قرار می دهند و در پایان قربانی خود را می خورند. در تمام این مدت، فرد خودش را سزاوار این مجازات می داند و از آنچه بر سرش آمده اطلاعی ندارد.

در سایر موارد تسخیر شدگی، یک انسان می تواند وادار شود که جنگ یا فاجعه ی عظیمی به راه بیندازد، یک مادر نجواهایی را در درونش می شنود که می گویند کودکش را غرق کند یا آن را از بالای پل به پایین بیندازد و یا افکار بیمار دیگری که در ذهن فرد نداهایی از جانب خدا می رسند. هنگامی که افراد در بحران های روحی و احساسات شدید قرار می گیرند، این موجودات از آنها تغذیه می کنند، به ویژه هنگامی که آنها در خواب به سر می برند.



سامانه های مذهبی، عقیدتی و سیاسی ما به شوند ایجاد تفرقه، تنفر، تعصب و به ویژه جنگ، سود بسیار فراوانی برای این گروه (خزندگان) ایجاد کرده اند. جنگ از گزشته های دور حکم یک مهمانی را برای آنها داشته، یک سرباز جوان در حال جنگ که وجودش از آدرنالین و ترس پر شده است، خوراک مورد آویژه ی آنهاست. هنگامی که این سرباز با مرگ رودررو می شود، در واقع به دست خزندگانی می افتد که اعتقادات او مبنی بر قربانی شدن به خاطر میهن پرستی را به سخره می گیرند.

در سال های گزشته موجودات همانند سازی شده ی بسیاری به وجود آمده اند که هیچ گونه شفقتی در آنها وجود ندارد و یک کروموزوم Y اضافی دارند تا مهاجم تر و پرخاشجوتر شوند. من در گزشته با برخی از این موجودات که مانند همتایان ماده ی خود به گونه ای طبیعی زاده شده بودند، گفتگو کرده ام (از راه AVP). اینگونه که به دید می رسد، هم اکنون کلونی های خزندگان نر بر جهان های ابعاد دیگر چیره شده اند.

با گزر سیاره ی X، شبکه یا بعدی که خزندگان در آن نگاه داشته شده اند از هم می گسلد و شماری از بالاترین مقامات خزندگان اینجا را ترک می کنند. این همان شبکه ای است که هوشیاری کامل را از ما گرفته و ما را در حالتی نیمه آگاهانه قرار داده و همچنین همان نیرویی است که به هنگام مرگ، تن اثیری ما را می گیرد و زندانی می کند. بر اساس شنیده های من (از راه AVP) تا کنون کسی نتوانسته از این شبکه خارج شود. این مسئله برای انسان های خوب و بد یکسان است و باورهای مختلف همچون راهنمای نورانی یا فرشته ی نگهبان، هیچ کمکی نمی کنند. ما همه این پایین زندانی شده ایم. من با مردمی که تمام مدت در این جهان اثیری گرفتار شده اند صحبت کرده ام. 

 

سیاره ی X از سوی آفریننده ی یکتا فرستاده شده تا این شبکه را نابود کند و به ما کمک کند تا آزاد شویم؛ من بارها این را شنیده ام (در گفتگوی دو نفره ی وارونه (AVP) اعتقادات شما هیچ دخالتی ندارند، شما حقیقت را می گویید). خداوند نسبت به این موجودات که آن بالا به جای خدا نشسته اند خشمگین است. آنها ادعا کرده اند که خدا هستند و بیشتر ساکنین این سیاره در واقع در برابر اژدرهایی ملبس خم و راست می شوند.

این تصور که خدا موجودی دیکتاتور و انتقامجوست و لازم است از آن دهشت داشت و آن را پرستید، تنها یک جفنگ از سوی خزندگان است. آفریننده ی یکتا سرچشمه ی تمامی زندگی و زندگی است و ما همه متشکل از انرژی او هستیم. گفته شده که این آفریننده ی حقیقی در موقعیتی نیست که بتواند این موجودات را از سیاره ی زمین بیرون بیندازد. او از ما کمک می خواهد. در این مورد مثالی می زنم، فرض کنید انگشت شما دچار عفونت شده باشد، شما به باخته های درمانگر تنتان نیاز دارید تا به آنجا بروند و عفونت را از بین ببرند. آنهایی که اینجا خود را وقف وظیفه رسانی کرده اند بسیار هستند، همانند موجودات هوشمند از خوشه ی پروین (Pleiadian)، سیریان و همنگونه در نژادهای دیگری که راجع به آنها اطلاعی ندارم.

اما این قدرت خداوند یکتاست که دارد سیاره ی X را به این مسیر می فرستد. بدون وجود این قدرت بزرگ، جهان به کابوسی دهشتناک بدل خواهد شد. من شنیده ام که این نژاد چه چیزهایی را برای ما آماده کرده اند، ریزتراشه ها، اردوگاه های جنگی، برده داری و استفاده از ما به عنوان یک منبع خوراک همیشگی و آن گاه است که آنها به شمایل واقعی خود درمی آیند، محیط زیست ما را دگرش می دهند و بر روی زمین به عنوان سروران گام خواهند گزاشت.

افرادی اینجا هستند که به هنگام تلاش برای کمک رسانی پایین آورده شده اند و در چرخه ی باززایش (تناسخ) گیر کرده اند. حافظه ی آنها مانند بیشتر ساکنین این سیاره پاک شده است. در مورد این افراد (آنهایی که از جایی دیگر هستند) من فکر می کنم تفاوت در این است که همواره در تلاشند تا از اوضاع سر در بیاورند. آنها به معنای واقعی کلمه، اینجا راحت نیستند. آنها (در واقع من به همه ی شما که در حال خواندن این جستار هستید با این رویکرد به دیده ی شک می نگرم) از این دست وبلاگ ها که در حال خواندن جستارهایش هستید دیدن می کنند، به طرز حریصانه ای کتب سری مختلف را در زمینه های مذهبی، فراطبیعی، چپن و غیره را می خوانند. این احساس را دارند که چیزی در این میان غلط است و همیشه به دنبال یافتن پاسخ هستند.

من هم مانند همه ی شما به دنبال جست و جویی مشترک، تصادفن به سوی AVP کشیده شدم. اینها درهای حقیقت را به روی من باز کردند. مانند این است که برای لحظه ای شبکه را کنار بزنی و نگاهی اجمالی به واقعیت بیرون بیندازی. آگاهی یابی از این راه متمئنن محدودیت های خودش را دارد، اما من به این منبع به عنوان کمترین منبع دستکاری شده ی داده ها که هیچ مهار آگاهانه ای روی آن وجود ندارد، اعتماد کرده ام. ما نمی توانیم در گفتگوهای دو طرفه ی وارونه (AVP) به خودمان دروغ بگوییم. اینگفتگوهای دو طرفه ی وارونه مشروط بر چیزی که به آن باور داریم یا به ما آموزش داده شده نیستند، منبعی بیرون از زمان است و گزشته و همینطور آینده ی احتمالی را برملا می کند. از بین صحبت های بیش از ۴۰۰ نفری که از راه گفتگوهای دو طرفه ی وارونه به آنها گوش داده ام، هیچ کس تا به کنون ماجرای متفاوتی را تعریف نکرده و یا چیزی مغایر با اساس این داد ها نگفته، خیلی ها مواردی را هم به آن افزوده اند، اما ماجرا همیشه از یک قرار است.

من از راه گفتگوهای دو طرفه ی وارونه راجع به نژاد خزندگان آموختم، همینطور در مورد مردمی که در جهان اثیری گرفتار شده اند، خوردن گوشت انسان به دست خزندگان، شبکه، انقراض، دستکاری کردن تمامی ساختارها و اعتقادات، پنهان شدن خزندگان در میان مردم، چند بعدی بودن همه ی ما، نقش متحدان دیگر مانند خوشه ی پروینی ها، آمدن سیاره ی X و طبیعت واقعی آفریننده ی یکتا. من باید بسیاری از اعتقادات خود را به فراموشی می سپردم و هم اکنون تنها به آفریننده ی یکتا اعتقاد دارم، به بهترین وجهی که تواناییش را داشته باشم.

احتمالن همه ی شما تا به اکنون این موضوع را می دانید، من آن را تقریبن هر روز در تمامی رکوردها می شنوم، اینکه سران ارشد خزندگان اینجا را ترک خواهند کرد، آن هم با یک کشتی پنهان شده در زیر خلیج فارس یا اقیانوس هند در نزدیکی عراق. آنها هم اکنون به جای قدرتمنداران بزرگ این سیاره بازی می کنند و بسیاری از این انسان ها (قدرتمداران) در واقع مرده اند.

خزندگان نقشه کشیده اند تا از راه ابرهای شیمیایی (Chemtrails) و هارپ شبکه را به آتش بکشند. آنها قصد دارند تا در ماه می که به زودی فرامی رسد، اینجا را ترک کنند.. آنها به سرعت و به طرز شوک آوری اینجا را ترک می کنند. آنها در حال تلاش برای نوعی توافق و همکاری با کشور ایران هستند تا بر ناآرامی ها و هرج و مرج افزوده شود. آنها به هنگام بیرون آمدن از آب - به وسیله ی کشتی ایی که ققنوس نام دارد - از هر راهی هرج و مرج و ناآرامی ایجاد می کنند. این کشتی از قطعات اثیری گوشت انسان که در اثر بیماری های غیرطبیعی و جنگ مرده اند، پر شده است. آنها بر روی مریخ توقف می کنند و قصد دارند آن را به خانه ی جهانی خود تبدیل - که به دست آفریننده ی یکتا داغ می شود و از بین می رود - در شکارچی ماهر تبدیل کنند.


عزیمت آنها به احتمال بسیار در هنگام شب روی خواهد داد. این رخداد با یک صدای بسیار مهیبی آغاز خواهد شد که در نتیجه ی آن انفجار شبکه آغاز می شود. در آسمان آتش خواهد بود و رنگ آن به قرمز برخواهد گشت. هوا بسیار گرم می شود. من از همه ی شما درخواست می کنم که به دنبال راه حلی برای نجات خود از این گرما باشید. همینگونه ذخیره ی خوراک و پوشاک تهیه کنید چون تمامی سامانه ها از بین می روند و هرج ومرج بزرگی ایجاد خواهد شد. هوا دودآلود و سیاه خواهد بود. فکر نمی کنم که گرما بیش از چند روز به درازا بکشد. مردم جهان مادی را ترک خواهند کرد. این دوران بدترین روزها خواهد بود. من شنیده ام که به محض آنکه شبکه آتش بگیرد، برای نخستین بار می توانیم بیرون را نگاه کنیم. ققنوس و همه ی سرنشینانش به دست نیروهایی به نام متحدین پایین آورده می شوند و در آسمان ها جنگ خواهد بود.

پس از آن خزندگانی که زیر زمین پنهان شده اند، بالا می آیند تا مهار را به دست بگیرند. جنگی درخواهد گرفت، اما کوتاه. مردم هوشمند شکارچی ماهر کمک خواهند کرد و خزندگان شکست خواهند خورد. من این را بارها و بارها شنیده ام. من هرگز نشنیده ام که آنها پیروز شوند، هرگز !!

ما در انتها آزاد خواهیم شد. این تحولات در آغاز بسیار ترسناک خواهد بود و سپس، هنگامی که مردم می بینند در واقع چه چیزی بر روی این سیاره داشته روی می داده، از این که سرانجام از شر این موجودات اهریمنی خلاص شده اند، مسرور خواهند شد. ما فرصت این گزینش را خواهیم داشت که یا به خانه های حقیقی خود برویم و یا بمانیم و به بازسازی کمک کنیم. این سیاره دوباره همان بهشتی خواهد شد که قرار بود باشد.

ما دوباره به عزیزان از دست رفته خود ملحق خواهیم شد. لذت و شادمانی بسیار فراوانی ایجاد می شود و در نهایت، این سیاره و مردمانش به خاطر رنجی که متحمل شده و رشد و استقامتی که به دست آورده اند، در بین مردمان کهکشان مورد ارج قرار خواهند گرفت. این سیاره زیبا و همه ی زندگی روی آن دوباره همان باغ ادنی خواهد شد که قرار بود باشد.

ما در میانه ی یک سفر سترگ هستیم

ترجمه: کامورا
ویرایش: داریوش افشار

۱۳۹۵ اردیبهشت ۳۰, پنجشنبه

گزیده ای از سخنان دیوید آیک در "بزرگ ترین راز" - ۲۱

برادری همچنین سامانه ی “آموزشی” و رسانه را ساختار بندی کرده است تا مردم را در آنچه من آن را زندان مغز چپ می خوانم، قفل کند. مغز چپ منطقه ای است که با نگرش جهان جسمانی، اندیشه ی “منطقی” و هر آنچه که می تواند دیده، لمس و بوییده شود سر و کار دارد.