Google Ad

‏نمایش پست‌ها با برچسب سوریه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سوریه. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۷ دی ۳۰, یکشنبه

در گفتگو با نیویورک تایمز: ارتشبد اسراییلی که جلوی قاسم سلیمانی ایستاد

ارتشبد اسراییلی که با جمهوری اسلامی متجاوز در سوریه جنگید و تا توانست، تروریست ها
را از سوریه واپس نشاند تا سایه ی تهدیدشان، هر چه بیشتر از مرز اسراییل دور شود
مردی که روی "قاسم سلیمانی" را کم کرد"؛ این شاید ترجمه ی دقیقی از عنوان گفتگوی روزنامه ی "نیویورک تایمز" با ارتشبد "گادی آیزنکات" فرنشین ستاد ارتش اسراییل نباشد، اما این ارتشید اسراییلی از این گفته است که او و نیروهایش چگونه در چند سال گزشته، کامیاب به واپس روی قاسم سلیمانی و نیروهای وفادار به جمهوری اسلامی در سوریه و لبنان شده‌ اند. نخستین جمله ی گفتگو، ماهیت آن‌ را بازگو می‌ کند:

"به هزاران هدف یورش بردیم، بدون آن که مسئولیت این یورش ها را بر عهده بگیریم یا به دنبال نام و اعتبارش باشیم".

آیزنکات هفته ی آینده پس از نزدیک به چار سال فرنشینی بر ارتش، بازنشسته ‌شده و در این واپسین گفتگوی مطبوعاتی، به رسم معمول، بی‌ پرده سخن گفته است. آقای ارتشبد برای نخستین بار رسمن اعلام کرده که دولت اسراییل مشغول جنگی اعلام‌ نشده علیه جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی‌ آن در سوریه و لبنان است.

اسراییل کشوری است که هتا این واقعیت آشکار که سلاح اتمی دارد را هم رسمن اعلام نمی‌ کند و عادت دارد اقداماتش را بی‌ سر و صدا و بدون اعلام رسمی مسئولیت انجام دهد. اما فرصت‌ هایی این چنینی، به ویژه در گفتگو با رسانه‌ های خارجی، به افرادی همانند آیزنکات فرصت می‌ دهد تا مشخص‌ تر از اقدامات خود سخن بگویند.

ایرانیان برانداز و میهن پرست، خواهان دوستی دو ملت ایران و اسراییل و برقراری
دوباره ی مناسبات دوستانه با یکدیگر هستند
نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران
از لابلای سخنان آیزنکات، رهنامه ی (Doctrine) پدافندی که او در زمان فرنشینیش بر ارتش پیاده کرده بود نیز، مشخص می‌ شود؛ رهنامه ای که می‌ توان آن‌ را "جنگ بین جنگ‌ ها" نامید، یعنی تلاش‌ های پیوسته ی نظامی برای تضعیف گنجایش های دشمنان، تا اگر زمانی جنگ شد، پیروزی اسراییل آسان تر باشد. نسخه ی هراسناک‌ تر این رهنامه را، البته ۱۲ سال پیش و در زمان جنگ ۳۳ روزه ی لبنان شاهد بودیم: "رهنامه ی ضاحیه". بر اساس این نظریه ی نظامی، کل منطقه ی ضاحیه در جنوب بیروت، به این علت که پایگاه گروهک تروریستی و دست نشانده ی "حزب‌ الله" بود، می‌ توانست و باید نابود می شد، هتا اگر منطقه‌ ای مسکونی بود.

آیزنکات از طراحان و مدافعین اصلی این رهنامه دانسته می‌شد. او در گفتگویی در اکتبر ۲۰۰۸، گفت:

"آنچه در سال ۲۰۰۶ در محله ی ضاحیه ی بیروت رخ داد، در هر روستایی که از آن به اسراییل شلیک کنند، تکرار می‌ شود. ما نیروی نامتناسب علیه چنین روستاهایی به کار می‌ بریم و ویرانی و آسیب بزرگی به بار می‌ آوریم. از نقطه نظر ما، اینها روستاهای غیر نظامی نیستند، پایگاه‌ های نظامیند".

جنگی که جمهوری اسلامی به دنبال آن با اسراییل است، طرحی است برای ویرانی
ایران در آینده و این را هر میهن پرستی باید بداند
اسراییلی‌ ها از آن پس بارها تهدید کرده‌ اند که اگر لبنان پایگاه یورش به اسراییل شود، این کشور کوچک و چار میلیونی را با خاک یکسان می‌ کنند. اما مهم‌ ترین رویکرد رهنامه ی آیزنکات، نه به شیوه که به هدف مربوط می‌ شود. او بر این باور است اسراییل به جای اینکه به نیروهایی همچون گروهک تروریستی "حماس" در نوار غزه یورش برد، باید تمام توجه خود را صرف مرگبارترین دشمن خود کند: "جمهوری اسلامی".

آیزنکات به نیویورک تایمز می‌گوید: "هنگامی که سال‌ ها علیه دشمن ضعیفی بجنگی، خودت هم ضعیف می‌ شوی".

همین رویکرد است که باعث شده نیویورک تایمز از او به عنوان نخستین ارتشبد اسراییلی که مستقیم با جمهوری اسلامی رویارویی کرده و با نیروهای نیابتی‌ آن در لبنان و دیگر نقاط درگیر شده است، نام ببرد.

خود آیزنکات می‌‌ گوید تا پیش از حدود دو سال و نیم پیش، اسراییل در محدوده ی ویژه ای کار می‌ کرد و آن یورش به تسلیحاتی بود که برای حزب‌ الله لبنان فرستاده می‌ شدند. او اما می‌ گوید در همان حوالی بود که اسراییل شاهد دگرشی چشمگیر در راهبرد ولایت فقیه شد:

"فهمیدیم که چشم‌ انداز جمهوری اسلامی این بود که با ساختن نیرویی ۱۰۰ هزار نفری از مزدوران شیعه از پاکستان، افغانستان و عراق، نفوذ چشمگیری در سوریه برای خود دست و پا کند. پایگاه‌ های اطلاعاتی می‌ ساختند و پایگاه‌ های هوایی درون تمام پایگاه‌ های نیروی هوایی سوریه. نیروهای غیر نظامی را هم برای مغزشویی این افراد می‌ آوردند".


پشت همه ی این عملیات البته، نقش قاسم سلیمانی آشکار بود. آیزنکات گمانه می‌ زند که تا سال ۲۰۱۶، سلیمانی سه هزار نفر از نیروهای الله پرست جمهوری اسلامی از سپاه تروریستی "قدس" را به سوریه آورده بود، به اضافه ی هشت هزار سرباز حزب‌ الله و ۱۱ هزار نیروی خارجی شیعه. در درازنای هفت سال، جمهوری اسلامی ۱۶ ملیارد دلار خرج حضور نظامی خود در سوریه کرده بود. اسراییل البته بارها گفته بود که حضور جمهوری اسلامی در کشوری هم‌ مرز با خودش را نمی‌ پذیرد، اما اکنون که شکی در حضور جمهوری اسلامی نبود، تل‌ آویو چه می‌ توانست بکند ؟

درست دو سال پیش، یعنی در ژانویه ۲۰۱۷ بود که دولت "بنیامین نتانیاهو" به آیزنکات اجازه داد قوانین بازی را دگرش دهد. از آن پس، اسراییل تقریبن هر روز به سوریه یورش های هوایی کرده است. تنها در درازنای سال میلادی گزشته (۲۰۱۸)، اسراییل دو هزار بمب بر سوریه انداخت. قاسم سلیمانی هم بیکار ننشست و تصمیم گرفت بیش از ۳۰ موشک به سوی اسراییل شلیک کند. البته رقم تازه ای که آیزنکات مطرح کرده، دست ۱۰ مورد بیش از آنچه پیشتر گمانه زنی شده است، می باشد.

این موشک ها البته به هدف نرسیدند. اسراییل اما دست به ضد یروش بزرگی زد و به دست کم ۸۰ هدف نظامی سپاه و حکومت بشار اسد در سوریه یورش برد.


آیزنکات می‌ گوید قاسم سلیمانی دست به اشتباه محاسباتی زده و این به دو علت بوده است؛ نخست، اعتماد به نفس زیادی به علت موفقیت جمهوری اسلامی در نجات حکومت "بشار اسد". دوم، این تصور اشتباه که اسراییل هم به مانند غرب در برابر تحریک‌ های جمهوری اسلامی واپس نشینی خواهد کرد. ارتشبد اسراییلی می‌ گوید:

"خطای او این بود که در زمینی وارد کارزار شد که به نسبت ضعیف است. ما در این منطقه، برتری کامل اطلاعاتی داریم. از برتری کامل هوایی برخورداریم. نیرویی که در درازنای دو سال گزشته با آن روبرو بوده‌ ایم، مصمم است اما گنجایش های چشمگیری ندارد".

این ارتشبد ۵۸ ساله که پدر و مادرش هر دو زاده ی مراکش هستند، نسبت به حزب‌ الله و رهبر دیرینش حسن نصر الله هم دیدگاه یکسانی دارد. او می‌ گوید حزب‌ الله راهبرد سه‌ گانه‌ ای برای یورش به اسراییل و اشغال موقت بخشی از خاک این کشور در شمال منطقه ی "جلیل" داشته است؛ موشک‌ سازی مخفیانه در لبنان، کندن نقب برای ورود به اسراییل و بر پا کردن جبهه ی دوم در مرز اسراییل و سوریه در بلندی‌ های "گولان". در کردار اما، کارخانه‌ ها لو رفتند و نقب های زیرزمینی نابودند شدند. اسراییل همچنان به مواضع حزب‌ الله در گولان یورش می برد و همین ماه گزشته به یک ستاد اطلاعاتی در آن منطقه یورش برده است.

نخستین بار در همین گفتگوی آیزنکات بود که این یورش آشکار شد. کارشناسان احتمال می‌ دهند این ستاد شنودی مربوط به نیروهای سپاه بوده باشد. آیزنکات می‌ گوید:

"می‌ توانم با اعتماد به نفس بگویم که حزب‌ الله گنجایش های دقیق موشکی ندارد، مگر در موارد کوچک و بی‌ اهمیت. در حالی که امیدشان این بود که صدها موشک میان‌ برد و دوربرد داشته باشند".


ارتشبد اسراییلی با ستایش از کارکرد خودش، می‌ گوید اکنون حزب‌ الله اسلن در شرایط آغاز درگیری با اسراییل نیست و قاسم سلیمانی هم عقب نشینی کرده است. او اضافه می کند که تحریم‌ های آمریکا باعث شده جمهوری اسلامی برای تامین مالی تحرکات منطقه‌ ای خودش با مشکلات بسیاری روبرو باشد. البته معلوم نیست نتیجه ی خروج نیروهای آمریکا از سوریه که "ترامپ" وعده‌ اش را داده است، چه باشد.

نکته ی دیگری که در این گفتگو هیچ سخنی از آن به میان نیامد، معامله‌ ای است که گفته می‌ شد بین نتانیاهو و "ولادیمیر پوتین" رییس‌ جمهور روسیه انجام شده و این پوتین بوده که قول داده است سپاه پاسداران به مرزهای اسراییل نزدیک نشوند. آیزنکات بی‌ اشاره به روسیه، می‌ گوید این قدرت نظامی اسراییل بوده که باعث شده جمهوری اسلامی به تدریج از سوریه عقب‌ نشینی کند و پیش‌ بینی می‌ کند که سپاه اکنون به سراغ عراق خواهد رفت.

این ارتشبد اسراییلی، اکنون از سمت خود کنار می‌ رود. اسراییل همچنین درگیر انتخابات است و چند ماه دیگر معلوم می‌ شود دولت راست‌ گرای نتانیاهو همچنان بر سر کار می‌ ماند یا سایر جناح‌ های سیاسی در اسراییل، بخت آمدن به قدرت را پیدا می‌ کنند. اما پرسش نگران‌ کننده این است که آیا رهنامه ی نظامی آیزنکات باعث ادامه و تشدید درگیری بین اسراییل و ایران خواهد شد یا نه.

۱۳۹۷ مهر ۲, دوشنبه

بررسی تحولات منطقه و به روز کردن رویکرد

آمریکا اکنون در سوریه و عراق حضور نظامی دارد. این کشور در زمان "حسین اوباما" به پشتیبانی از تروریست های الله پرست عرعربستان موسوم به دولت اسلامی عراق و شام (داعش) پرداخت و به همراه کشورهای تروریستی عربی اسلامی و اروپا و جهان غرب، خواستار سرنگونی بی قید و شرط "بشار اسد" شد.


تاریخ تروریسم اسلامی نشان می دهد که از آغاز موجودیت نجاست اسلام به سرکردگی محمد تازی پیامبر خودخوانده ی اسلام، هر جا که سخن از سلحشور و مبارز و مرد خدا و شهید رانده می شود، سخن از تروریست هایی است که برای عقیده و اشغال سرزمین و دارایی ها و تصاحب زنان و کودکان مردم مورد یورش قرار گرفته، دست به سلاح برده و جنگ را آغاز کرده و انسان ها را کشتار نموده اند. رویه ی اسلام در این هزار و چار صد سال، از یورش قادسیه به جهانگیری پارس تا یورش به سوریه و عراق علیه منافع ملی ایران، هیچ دگرشی نداشته است.

نکته اینست که بر خلاف اراده ی ملی مردم ما در خواست دوستی ایران با اسراییل، جمهوری اسلامی از آنروی وارد خاک سوریه می شود و در عراق با داعش می جنگد که قصد دارد راه مستقیم زمینی به لبنان و سپس به اسراییل را به وجود آورده و در اختیار خود بگیرد. امری که تاکنون در آن پیروز بوده است. در غیر این صورت، یعنی اگر خواست و هدف اصلی جمهوری اسلامی، نابودی و جنگ با اسراییل نمی بود، کمک نظامی و همه جانبه به بشار اسد و عراق، بسیار کار نیکو و درستی به شمار می آمد.


اما امروز خبری از سوی کاخ سپید منتشر شد، مبنی بر اینکه آمریکای "دانلد ترامپ" دیگر بشار اسد را به ترک قدرت مجبور نمی کند. ادبیات حزب چپ و دمکرات آمریکای حسین اوباما که می گفت بشار اسد و رژیمش باید بی قید و شرط سرنگون شوند، اکنون از سوی دولت راست کردار دانلد ترامپ از شکل ددمنشانه اش خارج شده و رنگ انسانی به خود گرفته است. نکته ی این سخنان نیز آنجاست که آمریکا تا زمانی قصد سرنگونی بشار اسد را داشت که دست نشاندگان وی در عراق و سوریه که از سوی عرعربستان سعودی همه جوره پشتیبانی می شدند، موجودیت پر قدرتی داشتند و سرزمین های بسیاری را اشغال کرده بودند.

اما اکنون که این گروهک تروریستی الله پرست از هم پاشیده است و نقطه سر خط این رسیده است که قرار است با تروریست های موسوم به "ارتش آزاد" و "جبهة النصرة" تعیین تکلیف شود، بار دیگر عرعرهای حقوق بشری کس کشان سیاسی و روسپی زادگان تازی مکه و مدینه بلند شده است که مبادا خون مردم عادی را در ادلب بریزید !! گو اینکه تا امروز این بشار اسد و جمهوری اسلامی بوده اند که در عراق و سوریه دست به جنایت های تروریستی می زده اند و ما خبر نداشته ایم !!

از این خبرها نیست. این ماتحت خواری های بی معنی از حقوق بشر، محلی از اعراب ندارد. ادلب یا تسلیم می شود یا وارد جنگ می گردد. هیچ گروهک و مخالفی که تفنگ به دست گرفته است، حق ندارد در سوریه و عراق وجود داشته باشد، چه رسد به اینکه یک شهر سه ملیون تنی را هم اشغال کرده و به گروگان گرفته باشد. اگر جنگ می خواهید، جنگ مشروع آزادی سازی ادلب اشغالی را کلید خواهیم زد.

مدعیان زنازاده ی حقوق بشری که از کون خر درآمده اند، یعنی همان کشورهای تروریستی اسلامی عربی، در پی جنایت تروریستی داعش و گروهک تجزیه طلب عرب الله پرست "الاهواز"، یا موضع سکوت گرفتند و یا ابراز خوشحالی کردند و مشکلات را به گردن جمهوری اسلامی انداختند و در به اصطلاح جنگ کزایی خود موسوم به جنگ روانی که تنها ابلهان و شیفتگان کس خر را تحت تاثیر قرار می دهد، یاوه سرایی را تا بدانجا کشاندند که "کار خود جمهوری اسلامی بوده" !!

کس مادران بدانند که با دریا دریا دروغ و بی شرافتی ذاتی که هر روز بیشتر و بیشتر از خود بروز داده اند، مردم بیشتر و بیشتری جذب سیاست های مخالف آنان می شوند.



هم راهی با حضور نظامی ایران در سوریه و یمن و عراق، به هیچ روی هم رایی با دیدگاه های جمهوری اسلامی نیست، بلکه من توجیهات خود از برای این رویکرد را دارم که بخشی از آنها را در این مقاله منتشر نمودم. هر آنچه که به اسلام واقعی و اصیل زیان بزند و هر آنچه که موجودیت و منافع رژیم کثافته ی ناب اسلامی یعنی عرعربستان سعودی را به خطر انداخته و نابود سازد، مورد پشتیبانی من به عنوان یک ایرانی میهن پرست است. عرعربستان دشمن تاریخی ایران است و باید به همراه اسلام تحمیلی و خونریزش نابود شود.

زباله دانی هایی همچون پاکستان نیز، پیشاپیش دهه هاست که تمام قد در کنار عرعربستان ایستاده اند و هتا چند بمب اتمی نیز به این رژیم داده اند. عرعربستان مشغول کندن گور خود است.

۱۳۹۷ فروردین ۱۳, دوشنبه

درآمدی بر بنیه ی خیانتکاری سازمان تروریستی مجاهدین خلق

گروهک اسلامی و مارکسیستی مجاهدین خلق، در ایران آینده جایی نخواهد داشت

سازمان مجاهدین، گزینه ی آمریکایی ها برای متحد ساختن ایرانفروشان در زیر یک پرچم، برای بپاسازی یک جنگ درونی و "ایرانستانسازی"[*] ایران!

این جستار به تاریخ ۲۱ نوامبر ۲۰۱۶ نوشته شده است.


در چند هفته گذشته و در واپسین روزهای انتخابات رئیس جمهوری در آمریکا، شاهد بودیم که بسیاری از کُنشگران سیاسی ایرانی و نیز تنی چند از سران رژیم جمهوری اسلامی، از ریاست جمهوری دانلد ترامپ استقبال کرده و با تکرار گفتار او «معتقد بر عدم مداخله» است و «خطری برای ایران ایجاد نخواهد کرد»، دست به خود فریبی زده اند! حتی برخی فراتر رفته و او را «دوستدار شیعه و شیعیان» هم پنداشته اند! ولی ساختار کابینه ی او و مشاورانش، گویای حقیقت تلخی برای آینده ایران و ایرانیان می باشد!

ممکن است که ترامپ شخصاً معتقد بر عدم مداخله آمریکا در کشورهای دیگر باشد و بجای «کشورگشایی و امپراتوری گرایی»، خواهان آنست تا نیرویش را معطوف مسایل داخلی و ترمیم اقتصاد آمریکا کند، ولی از هم اکنون آشکار است، اشخاصی که پیرامون او را احاطه کرده اند و نیز ساختار کابینه آینده او، متشکل از نومحافظه کاران و جنگخواهان امریکایی، که او را سرانجام بسوی جنگ و کشورگشایی سوق خواهند داد! بویژه آنکه تنی چند از نزدیکان و مشاوران او، اسرائیلی و از طرفداران صهیونیسم جهانی و ضدایرانی می باشند.[۱]

این عده اکثریتشان عضو پیشین اندیشکده "پروژه‌ای برای سده نو آمریکایی" (The Project for the New American Century PNAC) بودند، که امروز در اندیشکده های آتلانتیستی همانند PNAC جذب و بدنبال «کشورگشایی و امپراتوری گرایی» و اجرای طرح برنارد لوئیس[۲] و تکه پاره ساختن آسیای غربی، و بپاساختن کشورک های نویی از درون کشورهای همچون ایران فعالیت می کنند. ولی این عده پس از اجرای موفق آمیز برنامه های خود در عراق، لیبی و سوریه، و به آتش کشاندن آن کشورها، در مورد ایران به اشکال برخورده اند! مشکلی که این عده همواره با آن روبرو بوده اند، چگونگی پیاده سازی و انجام برنامه نهایی، که برافروختن یک «جنگ درونی در ایران» است!


در چند دهه گذشته جنگخواهان آمریکایی به همراهی سازمان های جاسوسی غربی و اسرائیلی، راه پیاده ساختن طرح لوئیس را در بپاسازی اختلافات و شکاف میان تیره های ایرانی که به «ایجاد خطوط قومی» و «جنگ درونی» سرانجام، تشخیص داده و در پیاده سازی آن هم تلاش نموده اند؛ که البته رژیم روضه خوانان، از درون کشور از همیاری به آنان دریغ نکرده است، که تازه ترین آن حرکات ایرانستیزانه، بپاسازی «فراکسیون مناطق تُرک نشین» در مجلس می باشد.[۳]

در گذشته گمان داده شده بود که با بپاسازی جنگی میان ایران و یکی از کشورهای همجوار و همسایه از جمله عربستان سعودی یا ترکیه، موجب خواهد تا یک جنگ درونی در ایران بپا گشته و آشوب و بی نظمی بر ایران حاکم گردد و سپس گروه های تروریستی ایرانفروش [وطنفروش] هر کدام برای خود در گوشه ای از ایران اعلام استقلال کنند. پس از آن نیروهای غربی در زیر پرچم سازمان ملل و بنام صلح و دفاع از اقلیت های باصطلاح تحت ستم، برای جلوگیری از کشتار همگانی(!) وارد عمل شده و سرانجام پروژه "ایرانستان" را عملی کنند، که تاکنون این برنامه ناموفق مانده است! البته شکست آنان، نه از آن روی بوده است که رژیم روضه خوانان بادرایت و فراست، برنامه های آنان را خنثی کرده است، بلکه خودداری عربستان و ترکیه در جنگ با ایران - به هر انگیزه ای که بوده، می باشد! ولی اینگونه بنظر می رسد که امروز اشخاصی همچون رودی جولیانی، جان بولتون و نیوت گینگریچ، که از نزدیکان ترامپ بشمار می روند، راه را در تقویت سازمان مجاهدین خلق شناسایی کرده اند!

این چند تن از هم اکنون اعلام پشتیبانی خود را از این سازمان ضد ایرانی و تروریستی اعلام و مدعی شده اند که «مجاهدین در ایران پایگاه داشته(!) و تنها اپوزیسیونی می باشد که توانایی آن را دارد تا ایرانیان را در زیر یک پرچم، متحد و بر ضد رژیم برای بزیر کشاندش به حرکت در آورد»![۴] ولی آمریکاییان بخوبی آگاه هستند که مجاهدین در ایران نه تنها هیچ پایگاه مردمی ندارند، بلکه مورد تنفر و انزجار آحاد ملت ایران می باشند.

بجز آنکه سازمان مجاهدین و رژیم روضه خوانان، دو روی یک سکه بوده و ماهیت و سرشت آنها یکی می باشد، بلکه ایرانیان پس از سی و هشت سال زندگی نکتبار در زیر سایه شوم و پلید استبداد مذهبی، امروز از هر گونه حکومت، گروه یا شخصی که سخن از دین و مذهب و غیره بر زبان آورد، بیزار و گریزان و خواهان نظامی سکولار برای آینده کشور می باشند؛ افزون بر آن، حتی گزاف نیست که گفته شود، ایرانیان، از مجاهدین، بخاطر جنایاتشان در همدستی و همکاری مجاهدین با صدام حسین و عراقی ها، بمب گذاری ها در کشور و کشتار هم میهنانشان و جاسوسی برای بیگانگا، به اندازه ای متنفر و منزجرند، که از رژیم روضه خوانان با همه جنایات سی و هشت ساله اشان، بیزار و متنفر نیستند![۵] بنابرین، اعلام پشتیبانی آنان[۶] از مریم قجر عضدانلو (رجوی) و سازمانش بدان لحاظ نیست که خواهان تغییر رژیم در ایران یا آزادی ملت ایران از چنگال استبداد مذهبی باشند، بلکه در حقیت، خواهان آنند که مریم قجر و سازمان ضدایرانی و تروریستی او همان نقشی را ایفا کند که 'احمد چلبی و کنگره ملی عراق"، و نیز "ریاض الاسعد و ارتش آزاد سوریه"، به بهانه مبارزه با رژیم های استبدادی صدام و اسد، با ایجاد جنگ های درونی در کشورهایشان، ایفا کردند.


اکنون برخی خوش بین، خواهند گفت که چون مجاهدین در ایران پایگاهی ندارند، آمریکایی ها توان آن را نخواهند داشت تا آن کاری که با عراق و سوریه انجام دادند، در مورد ایران هم تکرار کنند! پاسخ ساده است!
با نگاهی به راهپیمایی های مجاهدین در خارج از کشور، می توان متوجه شد که بسیاری از اعضای این گروه، متشکل از بیگانگان اجیر شده می باشد.[۷] همچنین، اعضای گروه های تروریستی و "ایرانستان خواه"[*] با آنان همکاری مستقیم داشته[۸] و در حتی در راهپیمایی های آنان شرکت می جویند[۹]، بویژه گروه های تروریستی عرب که خود را «الاحوزی» می خوانند و توسط اندیشکده هنری جکسن از لندن با ریاست یک انگلیسی هدایت می شوند.[۱۰] بگفته ای دیگر، سازمان مجاهدین، نقش رهبریت گروه های ایرانستانخواه را در متلاشی ساختن ایران بر عهده خواهد گرفت؛ سپس مجاهدین و متحدینش (بویژه گروه های ایرانستانخواهی که از سوی بیگانگان تعلیمات نظامی دیده اند از جمله پژاک و جیش العدل) با ایجاد یک جنگ مسلحانه در سراسر کشور، راه را برای ورود و شرکت جستن گروه های دیگر تروریستی و چندملیتی در ایران، از جمله داعش هموار خواهند ساخت، تا ایران را به ژرفای تباهی کشانند که هرگز توان بپاخاستن نداشته باشد.

مساله ی نگران کننده دیگر، انتصاب مایک پومپئو به مقام فرنشینی سازمان سیا است.[۱۱] با انتصاب او می توان گمان داد که فرجام ِ برجام فرا رسیده است[۱۲]، و با ورود ترامپ به کاخ سفید آن پیمان نامه اگر هم پاره نشود، جمهوریخواهان، راه ها را بر ایران آنچنان تنگ خواهند ساخت که با لغو کردنش تفاوتی نخواهد داشت؛ بویژه آنکه اسرائیلی ها از جمله «انستیتو برای پژوهش های امنیت ملی اسرائیل" (INSS) آن را شرط اصلی ترمیم روابط آمریکا با اسرائیل که در زمان اوباما رو به سیاهی گذاشته بود، قید کرده است[۱۳]. البته شکست برجام برای رژیم هزینه خواهد داشت، تا ملت ایران! زیرا برجام هیچ بهبودی در اوضاع اقتصادی مردم نداشته است و تنها سودرسانی آن، برای سران رژیم در چپاوول کشور و نیز اروپائیان، چینی ها و روس ها در فروش اجناس بُنجل و آهن پاره های نظامی خود به ایران بوده است! ولی، خطر پومپئو و فرجام ِ برجام برای ملت ایران اینست که بایستی در انتظار چندین پرونده جعلی اتمی در باره ایران بنشینیم، دقیقا از همان گونه پرونده هایی که سازمان سیا و اینتلیجنس سرویس بریتانیا برای عراتی ها دست و پا کرده و بدروغ مدعی شدند که صدام حسین سلاح های کشتارهای دستجمعی در دست دارد که می تواند غرب را در ظرف ۴۵ دقیقه نشانه رود.[۱۴]، و بهترین راه دفاع و رویارویی با عراق را در یورش نظامی به آن کشور و تغییر رژیم دیدند!

نیز بایستی یادآور شد، پتریک کلاوسُن جنگخواه ضدایرانی در همایش اندیشکده آتلانتیستی «انستیتو واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک» (Washington Institute for Near East Policy) در سال ۲۰۱۳ میلادی، خواهان آن شد تا اسرائیل با بهره وری از "عملیات پرچم دروغین" (False Flag Pperations)، به ایران یورش نظامی برد.[۱۵] رینس پریبس، دبیر کمیته ملی حزب جمهوری‌خواه، که به ریاست دفتر ترامپ و ستاد کارکنان کاخ سفید انتصاب شده است[۱۶]، از اعضای اصلی این اندیشکده می باشد و با دولت اسرائیل نزدیکی و رابطه ویژه ای دارد![۱۷]



پایان سخن: راهکار چیست؟
از آن روی که نه‍اد پلید ملایان و بنیاد رژیمشان بر روی اندیشه های خون و خشونت و استبداد بنا گشته است، به هیچ رویی قابل اصلاح و درستسازی نیست؛ و از آنسوی هم، آمریکاییان وهم پیمانانش، به هیچ رویی در مورد ایران تغییر سیاست نخواهند داد و ایران را تا ایرانستان و نابودش نسازند آرام نخواهند گرفت! بنابرین تنها راه نجات در زدودن و دفع خطر بیگانگان، تغییرات اساسی و بنیادی سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در ایران می باشد - که آنهم تنها از طریق فروپاشاندن و بزیر کشاندن رژیم ستممُلایی بدست مردم ایران «بدون درگیری مسلحانه» یا یک کودتای نظامی ممکن می شود! ولی حقیقت تلخ اینست که در این برهه زمانی، کاری نزدیک به غیرممکن می باشد - زیرا، بزرگترین موهبت برای رژیم، نبود یک اپوزیسون ِ ملی و کارا است!

شوربختانه، تنها یک رهبریت درصدر یک اپوزیسیون ملی، منسجم، سازمان یافته و بدون هیچگونه وابستگی به بیگانگان، که به آرمان ها، ارزش ها، فرهنگ ایرانی و مهمتر به تمامیت ارضی کشور و ایران ِ «یک ملتی و تک ملیتی» پایبند و توان راهبری مردم در زیر کشاندن رژیم را داشته باشد، وجود ندارد. نیز هر گونه حرکت خودجوش مردمی، رویارویی با دژخیمان و نیروهای سرکوب رژیم است، که به گمان زیاد سرانجامش خونریزی و جنگ درونی خواهد بود. ولی راهکار دیگری که در این زمان انجام آن آسان است، تا ترامپ وادار به جلوگیری از این سازمان تروریستی شود، "برانگیختن احساسات ناسیونالسیتی و حتی نژادپرستانه و اسلام هراسی" آمریکائیان می باشد!


هر ایرانی میهندوستی برای خنثی سازی این برنامه جنگخواهان توان آن را دارد تا با نگاشتن مقاله های گوناگون به زبان انگلیسی و نیز تماس با سیاستمداران آمریکایی، از جمله کاخ سفید و کنگرهٔ ایالات متحدهٔ آمریکا (دو مجلس سنا و مجلس نمایندگان)، به آمریکائیان یادآور شود که نه تنها سازمان مجاهدین یک گروه بنیادگرای اسلامی همانند رژیم حاکم بر ایران، با اندیشه های مارکسیستی می باشد، بلکه در دهه هفتاد ترسایی، مسئول ترور سربازان و مستشاران آمریکایی در ایران[۱۸] (از جمله سرهنگ دوم لوئیس هاوکیبز[۱۹])؛ نقشه ربودن داگلاس مک آرتور دوم، سفیر آمریکا[۲۰]؛ ترور ناموفق و زخمی کردن سرتیپ هرولد پرایس، فرمانده مستشاران ارتش آمریکا[۲۱]، حمله تروریستی و آسیب های اقتصادی به آمریکایی ها در ایران[۲۲]، از جمله یورش به دفترهواپیمایی پان-ام در تهران بوده است؛ و نیز پس از شورش ۵۷، با همیاری اراذل و اوباش خمینی، در اشغال سفارت آمریکا و گروگان گیری آمریکایی ها شرکت و دخالت مستقیم داشته است.

هیچ گامی که در راه دفاع از میهن و هم میهنانت برداشته شود، کوچک و ناچیز نیست - که حتی گام های کوچک اند که سفرهای هزاران مایلی را می پیمایند!

شاهپور سورنپهلو
Shapour Surenpahlav@
۱ آذرماه ۳۷۵۳ بهدینی
۲۱ نوامبر ۲۰۱۶




پانوشت ها و بُن مایه ها:
* - از سوی این نگارنده، در نوشته "سرانجام درخت ایرانستان رژیم دستاربندان به شکوفه نشست!" پیشنهاد شده بود تا با ترکیب واژه "ایرانستان" (محمدرضاشاه وارد فرهنگ سیاسی ایران نمود) و "-سازی"، -ساختن"، -خواه" و "- خواهی"، واژه های "ایرانستانسازی/ایرانستان ساختن ایران "ایرانستانخواه" و "ایرانستانخواهی" را پدید آورده و بجای واژه های "تجزیه ایران"، "تجزیه طلب/خواه" و "تجزیه طلبی/خواهی" بکار برده شود. واژه های تجزیه و تجزیه طلبی و پیرامون آن، با آنکه بارها در گذشته از سوی اینجانب و دیگر کُنشگران سیاسی ایرانی بکار برده شده اند، ولی در حقیقت بکاربریشان در رابطه با مسائل ایران نادرست می باشند. معمولا بکارگیری واژه هایی همچون تجزیه و تجزیه طلبی و غیره، درخور و مناسب کشورهایی می شود که ملت هایشان متشکل از ملیت های گوناگون، با تواریخ، نژادها و فرهنگ های ملی جداگانه ای که به هم پیوسته و کشور متحدی را بپا داشته اند، می شود، از جمله بریتانیا، سوئیس، ایالات متحده و غیره که مردمانش هم اگر روزی تصمیم به تجزیه و جدایی از یکدیگر را داشته باشند، توان آنرا با یک همه پرسی دارند. برای نمونه کشور اسکاتلند که پس از چندین سده امروز درصدد برون آمدن از پیمان کشورهای اتحادیه بریتانیا می باشد.

۱ - بجز آنکه دختر ترامپ بنام ایوانکا از مسیحیت به کیش یهودیت و از گونه محافظه کار (Orthodox) آن گرویده است و همسر او جارِد کوشنر، از اعضای برجسته لابی صهیونیست ها در امریکا (AIPAC) می باشد، نزدیکان و مشاوران او اشخاصی همچون بوریس اپشتاین، استیون منوخین، جیسون گرین بلت، می باشند که همانند کوشنر از اعضای پرنفوذ 'آی پک' بشمار می روند! برای اطلاعات بیشتر در باره این اشخاص به تایمز اسرائیل مراجعه شود:goo.gl/ywPzsX

۲ - سورنپهلو، شاپور، "آخوند، غرب و صهیونیسم: "اتحادیه مثلث شیطانی" برای تجزیه ایران": goo.gl/80l2Hz

۳ - - سورنپهلو، شاپور، "پیرامون بپاسازی فراکسیون مناطق تُرک نشین در مجلس: سرانجام درخت ایرانستان رژیم دستاربندان به شکوفه نشست": goo.gl/lQZtXB

۴ - John Bolton Calls for US to Impose Regime Change on Iran: goo.gl/ygeqGM

۵ - مریم قجر عضدانلو (رجوی)، رهبر گروه تروریستی مجاهدین، در حقیقت نقطه عطف و خلاصه شده تنفر ایرانیان است! او نه تنها یک قاجارزاده است که ملت ایران وطنفروشی آن رژیم ضدایرانی، بویژه از دست دادن نیمی از ایران و فرو بردن کشور را به کام ورشکستگی فرهنگی، اجتماعی و سیاسی ایران فراموش نخواهد کرد، بلکه او همانند رژیم روضه خوانان حاکم بر كشور، یک خائن، وطنفروش با اندیشه های ضدایرانی و بنیاد گرایی اسلامی می باشد! مریم قجر، همان بلایا و تباهی را برای ملت ایران به ارمغان خواهد آورد، که نیاکان مغول و پدران مغول تبارش، برای ایران و ایرانی آوردند!

۶ - Bolton suggesting U.S. support for Iranian opposition, calls regime change the 'only long-term solution' in Iran: goo.gl/Hp2yXq

۷ - http://www.iran-interlink.org/?mod=view&id=10376

۸ - دیدار رئیس انگلیسی گروه تروریستی الاحواز با مجاهدین خلق:goo.gl/ENvXzg

۹ - همکاری گروه تروریستی سازمان مجاهدین خلق و گروه های تروریستی عرب در تکه پاره ساختن ایران: goo.gl/0U2XRK

۱۰ - سورنپهلو، شاپور، "سایه لاشخوران برروی خاک ایران: افزایش فعالیتهای غربیان برای جداسازی خوزستان و دیگر سرزمینهای نفت خیز از ایران": goo.gl/P2LAL

۱۱ - Pro-Guantanamo Mike Pompeo appointed CIA director by Donald Trum: goo.gl/CuoL6J

۱۲ - پومپئو کسی بود که با همیاری تام کاتون (از دوستان نزدیک بنیامین نتانیاهو)، برجام را یک معامله زیر میزی و پنهانی اوباما با ایران و غیرقانونی خواند و خواهان لغو پیمان شد!

۱۳ - Repairing the Iran nuclear deal’s damage:goo.gl/50Ymbo

۱۴ - Intelligence and Security Committee: Iraqi Weapons of Mass Destruction – Intelligence and Assessments: goo.gl/sQrYsq

۱۵ - NeoCon At Globalist Think-Tank Says Use False Flag to Start War With Iran: goo.gl/a3XFex

۱۶ - https://www.theguardian.com/us-news/2016/nov/14/who-are-trump-appointees-reince-priebus-and-stephen-bannon -goo.gl/XYOY0o

۱۷ - Right attacks RNC over Israel trip:goo.gl/FUOUJm

۱۸ - بازخوانی تاریخ:‌ مجاهدین خلق دو مستشار آمریکایی را ترور کرد - goo.gl/OVQU91

۱۹ - Lt. Col. Lewis Lee HAWKINS:‌goo.gl/JWZPnq

۲۰ - James A. B., "The Eagle and the Lion", Yale University Press (1989). p.181

۲۱ - Borowiec, A.، "Iran leftists Gun Down Two A.F. Officers". Washington Post (May 21, 1975).

۲۲ - Abrahamian, E., "Iran Between Two Revolutions", Princeton University Press. (1982), p.141–142.

همین جستار در کیهان سوئد

۱۳۹۵ تیر ۱۵, سه‌شنبه

آشرا، همسر خداوند در انجیل ؟

همسر خداوند، آشرا (Asherah)، یک خدای باروری قدرتمند بوده است. بنا بر گفته های یک پژوهشگر از آکسفورد، خدا همسری به نام آشرا داشته که بر اساس دفتر پادشاهان در تورات، (Book of Kings) در کنار یهوه در معبدش در اسراییل پرستش می شده است.

در ۱۹۶۷، رافائل پاتای (Raphael Patai) نخستین تاریخ شناسی بود که عنوان کرد اسراییلیان در گزشته یهوه و آشرا را با هم می پرستیدند. این نظریه به شوند بررسی های فرانسیسکا استاوراکوپولو (Francesca Stavrakopoulou) توجهات تازه ای را به خود جلب کرد، کسی که کار خود را از آکسفورد آغاز کرد و هم اکنون در بخش خداشناسی و مذهب در دانشگاه اکستر (Exeter) یک سخنران ارشد است.



داده هایی که در کتاب ها، مقالات و نامه های روزنامه نگاری استاوراکوپولو به دست داده شده اند، اساس یک دسته مستندات سه رویکری قلمداد می شوند که هم اکنون در اروپا به بحث گزاشته شده اند، جایی که او به تحلیل ارتباط یهوه و آشرا می پردازد.

استاوراکوپولو در یکی از رسانه های انگل ستان عنوان کرد "شما ممکن است او را به نام های یهوه، الله یا God بشناسید، اما یهودیان، مسلمانان و مسیحیان، مردم ادیان بزرگ ابراهیمی، همگی در این مورد اتفاق نظر دارند: او تنها یک نفر است. او یک شمایل بی همتاست، یکتا، آفریننده ی جهان، نه یک خدا در میان خدایانی دیگر... یا موارد دیگری که ما دوست داریم به آن اعتقاد داشته باشیم".

او افزود: "پس از سال ها پژوهش در زمینه ی تاریخ و مذهب اسراییل، من به تصویری رنگارنگ و متناقض، چیزی که می تواند به دید برخی ناراحت کننده بیاید دست یافته ام، این که خداوند یک همسر دارد".

استاوراکوپولو مبنای نظریه اش را بر متون کهن بنا نهاده است، شمایل ها و ضد تلسم هایی متعلق به گزشته که در شهر ساحلی اوگاریت متعلق به کنعانیان، که امروزه سوریه نامیده می شود، کشف شده اند. تمامی این چیزهای باستانی این نکته را فاش می کنند که آشرا یک خدای باروری قدرتمند بوده است.

بر اساس گفته های استاوراکوپولو ارتباط آشرا با یهوه افزون بر انجیل در نوشته هایی بر روی کتیبه ای متعلق به سده ی هشتم پیش از میلاد در صحرای سینا نیز ذکر شده است. "در اینجا شواهدی وجود دارد که یهوه و آشرا را به عنوان یک زوج الهی معرفی می کند و اکنون متون یکسان بسیاری از آن زمان کشف شده اند که تمامی آنها به این نظریه که خدای انجیل زمانی همسر داشته قوت می بخشند".

استاوراکوپولو همچنین باور دارد: "انجیل اینگونه بیان می کند که ایزد بانو آشرا در ستایشگاه یهوه در اورشلیم پرستش می شده است. در کتاب پادشاهان، به ما گفته می شود که تندیسی از آشرا در ستایشگاه قرار داشت و کارکنان زن ستایشگاه برای او منسوجاتی مربوط به تشریفات مذهبی می دوختند".

جی. ادوارد  رایت (J. Edward Wright) نماینده ی مرکز مطالعات یهودیان آریزونا و بنیاد باستان شناسی آلبرایت، به شبکه خبری دیسکاوری نیوز گفت که او با متون گوناگون عبری که از آشرا در کنار یهوه یاد کرده اند، موافق است.

او افزود: "آشرا به کلی از سوی ویراستاران مذکر، از انجیل حذف نشده است، آثار او باقی مانده اند و بر اساس این آثار، شواهد باستان شناسی و اشاراتی در مورد او در متونی از مرزهای یهودا و اسراییل، می توانیم نقش او را در مذاهب جنوب شرقی مدیترانه بازسازی کنیم".

رایت ادامه می دهد: "آشرا که در خاور نزدیک باستان با اسم های گوناگون دیگری همچون آستارتا (ایشتر یا آرتمیس) و ایشتار شناخته می شد، یک خدای مهم محسوب می شد، کسی که هم مقتدر بود و هم پرورش دهنده".

رایت می گوید "بسیاری از ترجمه های انگل ایسی ترجیح می دهند "آشرا" را به عنوان "درخت مقدس" ترجمه کنند؛ به دید می رسد بخشی از آن از یک نیاز امروزی می آید که به روشنی از روایات انجیل الهام گرفته تا دوباره آشرا را در پس پرده ای پنهان کند".

آرون برادی (Aaron Brody)، گرداننده ی موزه ی بید (Bade) و دانشیار انجیل و باستان شناسی در مدرسه ی ادیان اقیانوس آرام گفت: "مطالبی که در ارتباط با ایزد بانو آشرا باشند، در انجیل عبری (عهد عتیق) بسیار نادر هستند و از سوی مولفان باستان که این متون را گردآوری کرده اند ویرایش شده اند".

او افزود: "هتا گفته شده که آشرا به عنوان یک درخت نمادین، تکه تکه شده و در بیرون از ستایشگاه سوزانده شده است، آن هم به دستور فرمانروایانی که قصد داشتند دینشان را خالص کنند و بر روی پرستش یک خدای یکتای مذکر یعنی یهوه، تمرکز کنند".

برادی به دیسکاوری نیوز گفت اسراییلیان باستان چند خدایی بودند، "تنها با کمینه ی کوچکی که پیش از رویدادهای تاریخی ۵۸۶ پیش از میلاد، یهوه را به تنهایی می پرستیدند. در آن سال اجماعی از نخبگان در یهودیه به بابل تبعید شدند و ستایشگاه اورشلیم ویران شد". برادی افزود: "این رخداد به شکل گیری به یک دیدگاه جهانی یکتا پرستی سخت گیرانه ی گسترده تری منجر شد: یک خدا نه تنها برای یهودیه، بلکه برای تمامی ملت ها".

ترجمه: کامورا
ویرایش: داریوش افشار