Google Ad

‏نمایش پست‌ها با برچسب مجاهدین خلق. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مجاهدین خلق. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۱ تیر ۳۱, جمعه

دوستان عزیز و قرمساق های محترم

 


با توجه به درک پایین عموم هم میهنان دین باره از معضل اسلام، تخطئه ی دکان دین فروشی به افترا زدن زیر عنوان «اهریمن و اهریمنی», یک تفاخر به نادانی و یا بیشعوری است.


بیایید وضعیت را آنگونه که هست ببینیم و درک کنیم. پیرو این مهم، گله ی مجاهدین خلق نمونه ی بسیار مناسبی است، زیرا آنها با مرامی التقاطی، سبک مغلطه آمیز در بیان واقعیت را جزو اصلی شخصیت فرقه ای خود قرار داده اند و تلاش دارند با دگرش و تحریف واژه ها، معنایی که از آنها به دست می آید را به سود مطامع خود دستکاری کنند.


از اینرو، عنصر زباله ی خلقی به جای «آیت الله» می گوید «آیت الشیطان» و به جای «حزب الله» می گوید «حزب الشیطان». در واقع، مجاهد بوگندو نه تنها با آخوند اسلام فروش مسابقه ی قداست گزاشته است، که خود را بر حق و حزب الهی و آیت الله فکل کراواتی معرفی می کند!


اهریمن هرگز در هیچ جای جهان حزبی سیاسی به وجود نیاورده و برای شیتان پرستان، شیتان یا اهریمن، یک دیدگاه و یا یک خداست و اخلاق و سبک زندگی را نمایندگی می کند.


شیتان بهترین دوست کلیساست و این گفته انتان لوی گواه آنست که بدون شخصیت شیتان، مفهوم بهشت و خدا، پوچ و بی معنی می شد و دکانداران دین نمی توانستند از اصغر تا اکبر الهیات را به مردم بتپانند.


برای آن دسته از کسانی که به بلوغ مغزی رسیده اند و دارای سلامت روانی می باشند، مهم است که متوجه عقده های خود در چنین زمینه ی نامحدودی از مفاهیم باشند و از ارتکاب به سفسطه و مغلطه ی «انگ ناروا» پرهیز کنند.


هر جنایت و استکبار و هر آدمکشی و سرکوبی که در جهان انجام گرفته، نتیجه ی مستقیم دین مداری مردم و دین فروشی آخوندها بوده است.


این رژیم، رژیمی اسلامی است و نه حکومتی آخوندی. خمینی حرامزاده و خامنه ای، مرجع تقلید مسلمانان و صاحبان فتوای اسلامی به نیابت پیامبر خودخوانده ی اسلامند و ربطی به شیتان ندارند. احکام آنان اسلامی، و رویکردشان بر اساس قرآن الکزاست.


نه اهریمن پیامبرانش را به مردم تحمیل کرده و نه همه ی مردم شیتان را به عنوان خدا می پرستند. اهریمن هیچ کاری جز مخالفت با ذات استبدادی و فاشیستی خداوند ندارد، حال چه این خدا اهورامزدا باشد و چه الله.


دعای داریوش یکم هخامنشی را به یاد بیاورید که:


«اهورامزدا این کشور را از سه چیز در امان نگاه دارد؛ خشکسالی، جنگ و دروغ»....


دوستان عزیز و قرمساق های محترم

۲/۲


و دقت کنید که این خدای جعلی آریایی، از خدای جعلی عرب شکست خورده، کشورش برای سده ها در جنگ با یونان و روم بوده و خشکسالی از بارزه های جغرافیایی سرزمینش بوده است. فرهنگ دروغگویی در ایران، از همیشه فرهنگ غالب بوده و «تفکر بازاری» و «ذهنیت غوغا سالار»، مشخصه ی «فرهنگ فرصت طلب» ایرانی است. این فرهنگ است که جلوی هر نوآوری و دستاورد نویی را به نام دین و خدا و به طمع بهشت و جاودانگی، گرفته است. این فرهنگ، در لجنزار اعتقادات مقدس، گاهی در فاضلاب زرتشت قل می خورد و گاه در فاضلاب محمد. هیچ تفاوتی میان عن و گه وجود ندارد.


اهریمن با هزاران نام بدنام گشته و جنایات مومنان از سوی مخالفان مومنشان در دیگر سو، انگ شیتانی می خورد!


این مطلب ساده تر از آنست که بتوان آن را دربست پذیرفت و هستند فلان اساتید فن که با چکشکاری فروید و مارکس و فیزیک کوانتوم، فرمول هایی اختراع می کنند که آبشخورش ذهنیت علیل و روان کور و کودن ایشان است.


با خشکل گویی و مودب بازی و او را ایشان خطاب کردن، داستان تحقیر آمیز عقده های خود کم بینی و حقارت را به شکلی زیبا جلوه گر می کنند و تلاش دارند بر روی فرهنگ «لات سروری» و «زرنگ بازی»، ماله بکشند و اینگونه وانمود کنند که همیشه رفتار نیک و گفتار نیک و پندار نیک داشته اند.


مردم مرده و زنده ی این سرزمین، همیشه در اندیشه ی تجاوز و جنگ بوده اند. گاه این رویه را به نام نژاد فلان و بهمان به پیش می برده اند و گاه به نام زرتشت و محمد. از باستان که ایرانی وجود نداشت، ایلامیان و آشوریان و بابلیان و گوتیان به جنگ و سلطه می پرداختند و امروز نیز، همچنان چنین می کنند. این فرهنگ، فرهنگی وحشی است که توحش را نهادینه کرده، سازمان داده و از آن یک تمدن موحش و موهن آفریده است. این فرهنگ، در ذیل «فرهنگ استبداد» بیان می شود و ممالک جهان به جز ژاپن و کانادا و آمریکا و هندوستان و برخی کشورهای اروپایی را یکسره در کام خود کشیده است.


برای رهایی از این ورطه ی هلاک، هر عنصر تولید شده ی انسانی در این گرداب هولناک، می بایست با خود شناسی از راه مطالعه در ساختار کارکردی مغز و اعصاب و روان، به ارزیابی شخصی از سلامت خود برسد و جامعه ی متمدن باید «معاینه ی سلامت روانی» را جزو برنامه های خود قرار دهد.


چنین است که در قاموس «قرآن شیتانی»، به ذکر سه اصل بنیادین در کیش شخصیت شیتان پرستی فردی، اشاره کرده ام:


- حقوق انسانی به جای غیرت.

- آزادی جنسی به جای ناموس.

- عشق به جای تعصب.


تنها مرگ حق نیست، زندگی هم حق است؛ مرگ را به خاطر بسپار، زندگی جاودانه است.

۱۳۹۸ تیر ۱, شنبه

سیمای مشترک کردهای قهوه ای و گروهک تروریستی مجاهدین خائن خلق

گروهک مصدق الهی مچاله های چپ خلقی یا همان فرقه ی رجوی، گروهکی برخاسته از آرمان تروریست های چپ اسلامی به منظور ایجاد جنگ داخلی و خیابانی علیه پادشاهی مشروطه ی ایران است که در خیانت به میهنمان ایران، موفق به ربودن گوی پستی و بی شرافتی از دیگر حرامزادگان ایران ستیز شده است.

سال دوم فاک (فرار از کرکوک کردی) فرخنده باد
میان دو گروهک تروریستی مجاهدین خلق و پانکردهای تجزیه طلب از جمله گروهک تروریستی دموقراط کوردلستان، سیمایی مشترک وجود دارد که جا دارد در روزگار دوم فاک (فرار از کرکوک)، بدان پرداخته شود.

در حالی دشمنان یکپارچگی ایران عزیز بر سر تکه پاره کردن میهنمان همسو و هم دست بوده و هستند که هر دوی این گروهک های تروریستی از آغاز خود را ایرانی جا می زدند و داعیه ی میهن دوستی می داشتند تا بلکه از رهگزر این فریب کودنانه، بتوانند خیلی از مردم ناآگاه را به سوی خود جذب نمایند.

در جنگ هشت ساله ی ایران و عراق که عامل اصلی به وجود آمدنش، همانا فتنه ی "خمینی حرامزاده" به دستور لندن و آمریکای دمکرات بود، کردهای قهوه ای یا پلاستیکی، در همسویی با رژیم ولایت فقیهی که پیشتر آنها را در استان کردستان به باد کشتار گرفته بود، بدین انگیزه که زور زده باشند تا بلکه خاک عراق را در شمال این کشور، از آن تجزیه نمایند، به مزدوری جمهوری اسلامی درآمدند و گروهک های تروریستی کومله و دمقراط با پشتیبانی همه جانبه ی پولی و تسلیحاتی رژیم اسلامی، علیه حاکمیت ملی عراق تفتگ به دست گرفتند.

گروهک تروریستی مجاهدین خلق، پیروان راستین نخستین پفیوز تاریخ معاصر ایران،
هزرط "محمد مصدق دله السلطنه" هستند که در اجرای فرمان های خیانت آمیز آن
قهرمان خائن، لحظه ای را در دشمنی با ایران عزیز هدر نداده اند
در دیگر سو، فرقه ی خائن رجوی که در خیانتش به ایران و انقلاب بزرگ مشروطه و قانون اساسیش که میراث آن انقلاب ملی بود، به زیر دشداشه ی عرب ایران ستیزی به نام "صدام حسین التکریتی" درآمدند که نام جنگ خود علیه ایران را به یادمان تجاوز الله پرستان عرب صحرانشین ۱۴۰۰ پیش، "قادسیه ی دوم" خوانده بود.

"مسعود رجوی" ایدزی کننده ی "مریم قجر دو شوهر"، در سال ۶۵ ف. خ. (فرار خورشیدی) از پاریس به عراق رفت و در زرزر تلوزیونی خود بیان داشت که به عراق می رود تا "بر کوه ها آتش بیفروزد" !!

گروهک تروریستی مجاهدین خلق البته چندین بار با نیروهای ایرانی و به سود ارتش متجاوز و اشغالگر عراق، وارد جنگ با ایرانیان شد که از جمله ی آنها، سه جنگ سبکمند را به مورد اجرا گزاشت که مفتضحانه ترین آنها، یک شکست سنگین و کامل در عملیات موسوم به "فروغ جاویدان" بود که بیش از ۳۰۰۰ الله پرست چپ اسلامی متعلق به این گروهک تروریستی، در خاک ایران به هلاکت رسیدند.

پس از پنجاه سال فعالیت تروریستی گروهک تروریستی مجاهدین خائن خلق علیه ایران عزیز،
مردم ایران در قاموس ده ها هزار تنی، در خیابان های شهرهای گوناگون میهن، فریادهای
"رضا شاه روحت شاد" و "ای شاه ایران برگرد به ایران" را سر دادند و این در حالیست که
خواست ملی مردم برانداز درون مرز، هرگز به کام این گروهک تروریستی خوش نیامده است و
از اینرو، با تحریف شعارهای مردم علیه جمهوری اسلامی، برای باری دیگر به ماتحت مصدق
حرامزاده، آن بزرگ بت خائن خود چسبیده اند و روح کزایی آن حرامزاده را شاد می خواهند
رادیو مجاهد که می خواست این شکست را یک پیروزی و افتخار جا بزند، با سخنانی احمقانه و بی تدبیرانه بیان داشت که تروریست های این گروهک موفق شده اند تا ۵۵.۰۰۰ سرباز ایرانی را در نبردی که رژیم اسلامی آن را "عملیات مرصاد" می خواند، کشتار کنند.

هدف از این سخن این بود تا روحیه ی کاملن از دست رفته ی تروریست های فرقه ی رجوی را بازسازی کرده و به دشمن خونی خود این شکست را از اینروی تحمیل کرده باشد که هر چند درست است که فروغ جاویدان به سرانجام دلخواه مجاهدین خائن خلق نرسید - و از اینرو عملیاتشان با شکست روبرو شد -، اما توانسته بودند ۵۵.۰۰۰ سرباز وظیفه و پاسدار را به قتل برسانند.

این بیشعوری ویژه ی مجاهدین، یکی از بی تدبیرانه ترین واحمقانه ترین واکنش های این سازمان تروریستی در اجرای برنامه هایش بود !!

نعره های "مرگ بر ایران" کون سوختگان پانکرد و کردهای قهوه ای در ام اقرای جهان اسلام، لندن

اما رژیم سرا پا تقصیر جمهوری اسلامی، این بیشعوری مجاهدین را به سود خود مصادره کرد و در حالی که از یکسو آمار کشته شدگان سربازان ایرانی در عملیات مرصاد را ۳۳.۰۰۰ تن اعلام می کرد، به تلافی کشته شدن آن افراد، به سراغ زندانیان به اصطلاح سیاسی مجاهدین و فداییان خائن خلق رفت و درست به همان اندازه که مجاهدین از سپاهیان و سربازان ایرانی کشته بودند را در زندان های دژخیم اسلامی به دار هلاک گرفتار کرد.

اقدام جمهوری اسلامی نیز که به خیال خام خودش، تدبیری هوشمندان و انتقام جویانه بوده است، هم اکنون یکی از برگ های خونبار و ننگین حاکمیت ولایت فقیه ارتجاع اسلامی محسوب می شود که هرگز نخواهد توانست از این جنایت جنگی دیگر خود رها شود.

الله پرستان تروریست مارکسیست گروهک تروریستی مجاهدین خلق، پیروان راستین
محمد مصدق دله السلطنه هستند. ادای احترام مریم قجر دو شوهر به فرتور ناپاک مصدق، آن
خائن قهرمان را در تصویر می بینید
از اینرو، مجاهدین خلق و رژیم جمهوری اسلامی، نه تنها هیچ یک مورد پسند ایرانیان میهن پرست نبوده و نیستند، که میهن پرستان پادشاهی خواه به خوبی می دانند که تفاوتی میان عن و گه وجود ندارد !!

گروهک تروریستی دمقراط کوردکستان نیز که عمری را در مزدوری رژیم اسلامی به دشمنی با حاکمیت ملی عراق می پرداخت، پسین ها که از همین ارباب خود سیلی خون آلودی خورد، به زیر ابای انگل ها درآمد و با تحریک دشمنان منطقه ای و فرامنطقه ای، شمشیر خود در دشمنی و ایران ستیزی را از رو بست و با اعلام جنگ مسلحانه به سبک دله موش های مجاهدین خلق، اقدام به انجام عملیات های تروریستی بسیاری علیه شهروندان و تمامیت ارضی ایران عزیز نمود.

این گروهک تروریستی که جملگی آنها را کردهای قهوه ای و پلاستیکی تشکیل می دهند، همگی از افراد پست و بی سواد و فقیر دله دهات ها و غارهای کردستان به عمل آمده است که سر جمع سواد آنها به دیپلم دبستان هم نمی رسد !!

گروهک تروریستی مجاهدین خلق، روزگاری از جمله مزدوران و
سیاهی لشگران خرابکار خمینی حرامزاده بود که پیش از اقدام
تروریست های سپاهی، به رایزنی آمریکا در تهران یورش برده
و آنجا را اشغال نمود
بنا به اعتراف خود گروهک تروریستی دمقراط کوردلستان، جمهوری اسلامی توانسته است تنها از این گروهک به تنهایی، ۵.۰۰۰ تروریست را لاشه سازی کند !! در واپسین اقدام ایران علیه این گروهک ترویستی که ستاد فرماندهیش در اقلیم خودسر کوردلستان واقع است، موشک های دسته چندم ایرانی توانستند با دقت نقطه زنی صد در صدی، مقر فرماندهی و نشست فرماندهان این گروهک را با خاک یکسان کرده و شماری از سرکردگان تروریست ها را راهی بهشت الکزا نمایند.

همانگونه که تاریخ ثابت کرده و اگر لازم باشد، هزار بار دیگر هم آن را در کون دشمنان ایران ثابت خواهد کرد، قتار فشنگ بندی و ترقه بازی مشته هرزه ی تجزیه طلب چپ و یا اسلامی و مصدق الهی، هرگز نتوانسته و نخواهد توانست تمامیت ارضی ایران را نابود سازد.

تنها موردی که جنگ مسلحانه و شهری، منجر به پیروزی تروریست ها و خرابکاران شد، همان شورش شوم ۵۷ بود که از پشتیبانی بی چون و چرای روسیه ی شوروی، انگل ستان، فرانسه و آلمان سوسیالیست چپ و آمریکای دمکرات برخوردار بود که با استفاده ی ابزاری از تروریست های فدایی و مجاهد در ایجاد جنگ های شهری، رژیمی اسلامی به سرکردگی آخوندها به بار نشست که چون این دیو به دست این تروریست ها از چراغ خود بیرون آمد، نخست و پیش از همه ترتیب خود آنان را داد !!

بتول میرزایی از سرکردگان بلند پایه ی گروهک تروریستی مجاهدین خائن خلق، در کنار
"نانسی پلوسی" پیره سگ انگل دوست فرقه ی دمقراط آمریکا دیده می شود
به یاد و نام جاویدنامان میهن پرستمان زنده یادان نخست وزیر "شاهپور بختیار" و "فریدون فرخزاد"، ایران روزی آزاد خواهد شد و آن روز زیاد دور نیست و انگل ایس ها هم نمی توانند مدت درازی خمینی ها را بر سر قدرت نگاه دارند.

مشروعیت رژیم درمانده و مفلوک اسلامی، امروزه تا بدان حد مایه ی خنده و فضاحت شده است که درست بیخ گوش مزدوران رژیم، مردم در انجام نافرمانی های مدنی از یکدیگر پیشی می گیرند و زود باشد که میهن عزیزمان ایران، بار دیگر به یک پادشاهی مشروطه و سکولار بازگردد و خط پیشرفت همه جانبه را از سر گیرد.

۱۳۹۸ خرداد ۱۶, پنجشنبه

گاهنامه ی چندی از خیانت های گروهک تروریستی مجاهدین خلق برای ویرانی کشور

گاهنامه ی چندی از خیانت های گروهک تروریستی مجاهدین خلق برای ویرانی کشور
سوقصدهای سیاسی در ایران
سو قصد به جان شاهنشاه ایران در ۲۱ اُم فروردین ماه ۱۳۴۴ و کشته شدن دو افسر گارد جاویدان شاهنشاهی و دستگیری ۱۴ غلاده از دانشجویان تروریست کمونیست مائوییست کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشور

برنامه ی ربودن "علیا حضرت شهبانو" و "ولی عهد شاهزاده رضا پهلوی" در ۱۰ اُم مهر ماه ۱۳۵۲. منوچهر "مقدم سلیمی" از گروه "نیکخواه" و "شکوه میرزادگی" سلیته ی "اسماعیل نوری علا" و ۱۰ غلاده تروریست دیگر دستگیر شدند.

ترور "سرتیپ طاهری" در ۲۲ اُم امرداد ماه ۱۳۵۱ از سوی گروهک تروریستی مجاهدین خلق. تروریست های سازمان مجاهدین خلق، سرتیپ طاهری را با شلیک سه گلوله کشتند.

اشغال رایزنی ایران در بروکسل در ۱۹ اُم فروردین ماه ۱۳۵۳و پایین آوردن فرتور شاهنشاه و بالابردن فرتور تروریست های فدایی خلق "گلسرخی" و "کرامت دانشیان" که هر دو تروریست، قصد آدم ربایی ولی عهد رضا پهلوی را داشتند.

 اشغال رایزنی ایران در لندن در خرداد ماه ۲۵۳۴ شاهنشاهی و دزدیدن گزرنامه های ایرانی برای رفت و آمد تروریست‌ های ایرانی و خارجی برای دیدن دوره‌ های تروریستی در لبنان، لیبی، کوبا، آلبانی، فلستین و چند کشور وامانده ی دیگر.

اشغال بنگاه خبرگزاری پارس در پاریس در بهمن ماه ۲۵۳۴ شاهنشاهی و دزدیدن گزرنامه های ایرانی.

اشغال رایزنی ایران در بن آلمان غربی در بهمن ماه ۲۵۳۴ شاهنشاهی و دزدیدن گزرنامه های ایرانی.

اشغال رایزنی ایران در ژنودر ۲۵۳۴ شاهنشاهی و دزدیدن گزرنامه های ایرانی.

آتش زدن شهر صنعتی البرز در ۱۰ کیلومتری قزوین در ۴ اُم فروردین ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی. کارخانه ی پارچه بافی "نیتینگ" و دو انبار بزرگ این کارخانه در آتش سوخت. ملیون‌ ها متر پارچه، صدها عدل پارچه ی نخی و پشمی، ۳۰ دستگاه دستگاه ترابری کالا، ۵ کامیون، ۶ خودروی بنز خاور و چندین دستگاه های صنعتی نیز در آنش سوختند.


آتش زدن بانک سپه قزوین و بانک ایرانشهر و صادرات در ۷ اُم فروردین ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی به دست تروریست های چریک‌ های فدایی و مجاهدین خلق و توده‌ ای‌ ها و دیگر گروهک‌ های تروریستی مسلح با پرتاب کوکتل مولوتف و دیگر مواد آتش زا در قزوین. خرابکاران شیشه‌ های بانک‌ های ایرانشهر و صادرات را شکستند و به آتش کشیدند و بانک سپه قزوین را نیز آتش زدند.

آتش زدن سینما رکس آبادان در ۲۸ اُم امرداد ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی با همکاری آخوندهایی که مستقیمن از خیمنی حرامزاده و سید احمد خمینی دستور می گرفتند که در آن جنایت دهشتناک تاریخی، بیش از ۴۴۴ تن از هم میهنانمان را زنده زنده در آنش سوزاندند.

۱۳۹۸ فروردین ۲۵, یکشنبه

دم خروس چند بار ؟

دم خروس آمریکایی های دمکرات چند بار باید بیرون بزند که برخی از تحلیلگران زردنویس و تلوزیون نشین مزدور، سرشان را دیگر مانند گوسپند بالا و پایین نکنند و دست از کتمان حقیقت بردارند ؟

"هیلاری کلینتون" فاحشه ی دست نشانده ی لندن در حزب ملکه پرست دمکرات آمریکا
اینکه جمهوری اسلامی نه تنها با چراغ سبز آمریکای دمکرات که با هم دستی روسیه ی شوروی و اروپای سوسیالیست و نیز کشورهای اسلامی مصادره شده از سوی "اخوان المسلمین" به قدرت رسید، امری بدیهی است، اما آنچه که ایرانیان از سر بی مطالعگی نمی دانند، شیوه و چگونگی بند وبست های جهانی برای سرنگونی حکومت قانون و پادشاهی مشروطه ی ایران است. هم دستی شومی از ارتجاع سرخ و سیاه که شورش ننگین و ضد ملی ۵۷ را به بار آورد.

نخستین نکته آنست که جمهوری اسلامی از سوی شوروی تحریک می شود تا رایزنی آمریکا در تهران را اشغال نماید. این اقدام جهنمی که صد در صد بر خلاف مصالح و امنیت ملی کشورمان بوده و هست و تا به امروز دودش در چشم ایرانیان می رود تا از آنش به پا شده اش، روسیه همچنان گرم شود، برای نخستین بار از آستین گروهک تروریستی "مجاهدین خلق" بیرون آمد و آن هنگامی بود که شعارهای مرگ بر امپریالیستی این توده ای ها الله پرست خمینی زاده، گوش فلک را پر کرده بود.

دیدار دو غلاده از سرکردگان گروهک تروریستی مجاهدین خلق با
دیکتاتور یکم رژیم اسلامی "خمینی حرامزاده"
اما از آنجا که در آن هنگام، مجاهدین هنوز از "خمینی حرامزاده" ماتحت خواری می کردند و قبله ی آخوندیشان به نام "پدر طالقانی" هم هنوز از سوی خمینی و اوباشانش سر به نیست نشده بود، ضمن یورش به رایزنی آمریکا، از آنجا که کمیته چیان خمینی و از راه افرادی همچون "صادق قطب زاده"، از آنها خواسته می شود تا دست از آن رفتار تروریستی بردارند، تاریخ ایران اینگونه رقم می خورد که اشغال رایزنی آمریکا به دست مجاهدین منفور خلق انجام نگیرد.

در پی این رویداد، با ساخت و پاخت هایی که حزب "جمهوری اسلامی" به سرکردگی سه تن از بالاترین هموندان فرقه ی "برادری الله پرستان" یا همان "اخوان المسلمین" با روسیه ی شوروی انجام می دهد، قرار بر این می شود که آیت الله "موسوی خویینی ها" سرکرده ی بیدادگاه رژیم، گروهی از تروریست های چپ را برای یورش و اشغال رایزنی آمریکا گسیل نماید و با ترفندی که پس از آن رونمایی می شود، آن را به خمینی حرامزاده منسوب نمایند.

شورش ۵۷ که به سرکردگی خمینی حرامزاده و عملگی تپاله مغزان چپ خلقی
انجام گرفت، یک شورش برنامه ریزی شده ی لندن علیه ایران بود که با مدیریت
و برنامه ریزی حزب ملکه پرست دمکرات آمریکا، علیه پادشاهی مشروطه ی
ایران صورت گرفت
در واقع آن خمینی ایی که آمریکای دمکرات آن را علم کرده و پرورده و به ایران آورده است و همه ی آنچه که هست را مدیون دمکرات ها و شخص "کارتر" می باشد، پس از آنکه در این کردار انجام شده قرار می گیرد و با ترفندی که حزب جمهوری اسلامی یعنی فرستادن گله های اوباش و رمه های حلقه به گوشش برای تظاهرات در برابر رایزنی اشغال شده ی آمریکا و شعارهایی مبنی بر اینکه خمینی گجستک همراه و همیار آنان است و آنچه که روی داده خواست ملت انقلابی خمینی پرست است، خمینی دجال را فریفته ی قدرت روزافزونش می کنند و او به خواست تحمیل شده ی شوروی و چپ های دمکرات ایرانی که وابسته به شوروی هستند و نه آمریکا، تسلیم می شود.

از این مطلب که بگزریم، آمریکای دمکراتی که از نوچه ی خود رکب خورده، سرانجام پس از ماه ها دیپلماسی و آوردن هیئتی از ملل متحد و پیش نبردن هیچ کاری، بدین نتیجه می رسد که به ایران یورش آورد و گروگان ها را آزاد کند.

این یورش که در ۴۰۰ کیلومتری تهران بازایستانده می شود، نه قدرت خدای موهومی بود که آن را بازایستاند و نه نشان از عرضه ی مشتی تروریست تفنگ ترقه ای به دست بود که جلوی آن را گرفت، بلکه همانا پشتیبانی مستقیم ارتش شوروی از گروگانگیران ولایت فقیه بود که موشک های خود را از افغانستان روانه ی ساز و برگ آمریکایی ها می کنند و تجهیزات آنها را نابود می سازند.

سازمان تروریستی اخوان المسلمین، نهادی اسلامی و لندن پایه است و فاحشه ی بریتانیا
ملکه الیزابت چندم، مشغول جهانی سازی اسلام از راه این گروهک تروریستی و انجمن
مخفی است. این فرقه در پاکستان، افغانستان و ایران به قدرت رسیده و توانسته مزخرفی
به نام جمهوری اسلامی را بنیانگزاری کند 
جمهوری اسلامی نیز که از همان آغاز کار، نه تنها آزادی را به ارمغان نیاورده بود، که موجودیتش بدون استقلال و هتا تداومش ضد استقلال ملیست، تا به امروز از سوی دستگاه های اطلاعاتی روسیه و انگل ستان و فرانسه اداره می شود و آمریکای دمکرات همچون سگی تیپا خورده، برای روابط دوباره با ایران، له له می زند.

همان دمکرات ها برای آنکه قدرت نظامی جمهوری اسلامی را بالاتر ببرند، ضمن گرفتن ژست های مخالف رژیم، سه فروند از پیشرفته ترین پهپادهای جهان را دودستی تقدیم رژیم اسلامی می کنند و این داستان که جمهوری اسلامی خود با تلاش نخبگان فرضیش توانسته است آن پرنده های بی سرنشین را تصاحب کند، یاوه و مهملی بیش نیست.

هیچ کس باورش نمی شود که دمکرات ها خود به دست خودشان، پیشرفته ترین پهپادهای نظامی جهان را تحویل جمهوری اسلامی داده باشند !!

"جیمی کارتر" پدر انقلاب اسلامی در ایران و سگ وحشی او آیت الله خمینی حرامزاده
برای این رد گم کنی نیز، رییس جمهور دمکرات و پفیوز آمریکا "حسین اوباما"، با نمایشی مسخره و مضحک، روبروی تلوزیون ظاهر می شود و از سرکردگان ولایت فقیه می خواهد تا آن پهپاد را به آمریکا تحویل دهند تا با این کار، کوچک ترین گمانه زنی نسبت به اینکه کار، کار خودشان است را نیز از بین برده باشد.


دم خروس آمریکای دمکرات تاکنون بارها و بارها بیرون زده و ناکسان هرگز نخواسته اند این واقعیت های مسلم را بپذیرند و با کر کردن گوش مردم از تحویل دادن تحلیل های احمقانه و کودکانه، فضا را آنچنان مه آلود کرده اند که کسی را یارای آن نباشد تا واقعیت های جلوی چشمش را ببیند و روابط و پنهان کاری های نخ نما را درک کند. این نکته جالب توجه است که در همه ی مدتی که جمهوری اسلامی و غرب به اصطلاح با یکدیگر دشمن بوده اند، هم اروپای سویالیست بهترین و گرم ترین روابط را با ولایت فقیه هماهنگ کرده و هم آمریکا دوشادوش ایران، در افغانستان و عراق و سوریه به تار و مار دشمنان مشترک مشغول شده اند !!

۱۳۹۸ فروردین ۲, جمعه

اقوام وحشی و بدوی در ایران

فدرالیسم نه تنها یعنی تجزیه ی ایران، که یعنی مرگ انسانیت در بازماندگان ایران و جنگ های خانمان سوز و تمام نشدنی در کشورک های تکه پاره شده ی نوپا. کابوس شومی که هرگز تعبیر نخواهد شد

اقوام وحشی و بدوی در ایران
ایران آریایی الله زده، چند هزار سال تمدن ندارد، بلکه در چند هزار سال پیش دارای تمدن بوده است. این واقعیت تلخی است که البته نمی تواند دستاویز هیچ یک از کشورهای بدوی همسایه نیز گردد که خود دارای بدوی ترین و وحشی ترین رژیم ها می باشند.

اقوام وحشی در ایران در حال خرابکاری و ایجاد آشوبگری
بر سر خط مرزی دو شهر 
اگر امروزه بارقه هایی از تمدن را در کشور خود شاهدیم و فرهنگ و موسیقی و اخلاق و قانونی هرچند شکسته بسته وجود دارد، تنها به خاطر پادشاهی ایرانساز پهلوی است که سنگ بنای ایران نوین را ریختند و در برافراشتن آرمان شهر ایران متمدن آینده، خون دل ها خوردند تا ملت ما از مردمی که تراخم و خرافات دینی و وهم و افکار و احساسات قی آلود سرتاسر زندگیشان را تا پایان دوران شوم قجر القجوری گرفته بود، به مردمی تبدیل کنند که در اندیشه ی آزادی و آبادانی و حقوق خود باشند. پهلوی می کوشید تا ایرانیان را به دروازه ی تمدن بزرگ برساند که آذرخشی الهی بر پیکره ی ایران نواخت و همه ی آنچه که رشته شده بود را پنبه کرد.

امروزه ایرانیان در ظاهر متمدنند و این تمدن و شهری گری بستگی به خیلی چیزها دارد. از آن جمله، یکی ملی گرایی و انسان دوستی و حقوق بشر و کرامت اخلاق و شرافت انسانی است.

در خبرها آمده است که اقوامی وحشی در ایران که در دو شهر دزفول و اندیمشک یافت شده اند، بر سر آنکه تابلوی کزایی شهدای حرم رژیم در کجای جاده و در دامنه ی کدام یک از دهات مذکور باشد، همچون گله ی گرگ ها به جان یکدیگر افتاده اند و به ساختمان های حکومتی از جمله فرمانداری دزفول یورش آورده و آنجا را به آتش کشیده اند.

اقوام وحشی در ایران که به خاطر مسائل بسیار ناچیز و احمقانه از جمله تعیین
حدود شهری، به جان یکدیگر افتاده و همدیگر را مورد ضرب و شتم و کشتار
قرار می دهند، دغدغه ای به عنوان آزادی و حقوق بشر ندارند و اساسن این
موارد را نمی فهمند
این اقدام نشان می دهد که ایرانیان نیز می توانند به اندازه ی مدعیان حقوق بشر و دمکراسی و سکولاریسم در فرانسه، خوی توحش خود را همچنان نگاه داشته باشند.

ضمن آنکه هر گونه اقدام خشونت آمیزی را علیه هر کس و به هر بهانه ای محکوم می نمایم، به این نیز می اندیشم که موجودات بدوی ایی که بر سر خط مرزی میان دو دله دهات اندیمشک و دزفول که همگی نیز از یک ملیت و یک تبار و یک زبان و هتا یک دین کزایی هستند، می توانند اینگونه با توحش و بربریت دست به آشوب زده و خون یکدیگر را بریزند، پس چه خواهد شد آنگاه که این مردم مسلح نیز شوند و گروهک های تروریستی ایی همچون مجاهدین خائن خلق، بتوانند در این کشور برای بار دیگر عرض اندام کرده و تروریست های خاموش خود موسوم به "کانون های شورشی" را به میان این امة وحشی بفرستند !!

باید به این مورد نیز به خوبی تامل کرد که در جریان به اصطلاح مبارزات آزادی خواهانه علیه رژیم، بیشترین موجی که در این چند سال ایجاد شده است، موج تجزیه طلبی و قوم گرایی و نژاد پرستی و برافروختن اختلافات دیرینه ی مذهبی میان سلفی ها و رافضی ها بوده است و لازمه ی براندازی رژیم ولایت فقیه، سرکوبی و حذف کامل این انگل های تجزیه طلب و قومگرا و هر فرد و سازمان و نهادی است که به بهانه های مذهبی و دینی، در حالت مخالفت با رژیم می باشد.

اقوام وحشی در ایران، با خوی قومیت گرایی و چون جانورانی که قلمروی خود را نشانه
گزاری می کنند، با سوزاندن تابلو در محل نصب مورد اختلاف، اوج فهم و شعور سیاسی
و دمکراتیک خود را به نمایش می گزارند
من به عنوان برانداز جمهوری اسلامی، خود را وابسته به هیچ فرقه و دسته و قومیتی نمی دانم. تنها یک ایرانی میهن پرست و خداناباور هستم و از هر جریان تجزیه طلبانه و نوکر راست و چپ و عربی و غربی و اسلامی و غیر اسلامی، اعلام بیزاری می کنم.

جمهوری اسلامی خود در بستر جنین ناآرامی هایی شکل گرفته و توانسته است وحشی ترین وحشیانی که خود او را به قدرت رسانده اند، سرکوب کرده و آنها را به تپاله هایی اشرف نشین و لیبرتی نشین و آلبانی نشین تبدیل سازد.

ملیاردها دلار هزینه های سرسام آور اسراییل و انگل ستان، آمریکا و عرعربستان، تنها بر ایجاد فشار بر ایجاد و افزایش گسل های قومی و مذهبی است. امنیت ملی ما در خطر قطعی قرار دارد و باز تکرار می کنم که لازمه ی براندازی جمهوری اسلامی، جدا کردن سره از ناسره و جدا کردن مبارز سیاسی از تجزیه طلب و هر جرثومه ای است که درد و ورم دین و مذهب خود را دارد.

اقوام وحشی موجوداتی هستند که کوچک ترین درکی نسبت به حقوق شهروندی و
روش های مبارزه ی مسالمت آمیز ندارند و رژیم اسلامی آنها را اینگونه پرورانده
تا برای ادعا خود، مستقیمن دست به خشونت بزنند. این رفتار، دستاور حکومت
استبدادی جمهوری اسلامی است
ما یک جمهوری اسلامی برای براندازی داریم و دیگر نیازی به قوز بالا قوز و تپاله گه های وامانده ی بازمانده از مارکس و مصدق نداریم. هنگامه ی آنست که ایرانیان میهن پرست، خط و خطوط سیاسی خود با جریان های ایرانستیز چپ و ارازل و اوباش بدوی ایی که نامشان رفت را یک بار و برای همیشه مشخص و برجسته سازند تا دیگر کثافاتی همچون "زینب جلالیان" و "رامین حسین پناهی" تجزیه طلب و تروریست پانکرد کومله ای را با "نداها" و "محمد مختاری ها" و "زینالی ها" در یک سوی قرار ندهند.

زیرا من نه بازیچه ی دست ولایت فقیه خواهم شد و نه فریب حرامزادگان هفت خط چپ خلقی مجاهدین خائن را خواهم خورد که این توحش و بربریت را به پای تظاهرات براندازانه و بدتر از آن، به تعبیر این جرثومه های کثافت، آن را "قیام مردم قهرمان و غیور دزفول" بنامم !!

گروهک تروریستی مجاهدین خائن خلق، مبارزه را سرفن از راه خشونت آمیز دنبال می کنند

گروهک تروریستی مجاهدین خائن خلق، با رویکردی خشونت بار و غیر دمکراتیک،
به دنبال رسیدن به قدرت و سرنگونی آن روی دیگر سکه ی خودشان هستند. یکی از
دیگری وحشی تر و خشونت ورزتر

این یک بررسی میدانی و کاربردی در رد فدرالیسم از هر نوعش بود

۱۳۹۷ بهمن ۱۹, جمعه

اسناد سیا، وزارت های خارجه ی آمریکا و انگل ستان: خیرش ملی ۲۸ مرداد کار ما نبود

هزرط محمد مصدق دله السلطنه و بنیانگزار اختلاف افکنی و دشمنی دیرپای علیه
حکومت قانونی پادشاهی مشروطه در ایران، خائنی انگل ایسی و فراماسون که جز
خیانت و دشمنی با ایران و شاه کشور نکرد 
در نهایت دروغ بافی های دله های مصدق الهی مبنی بر دشمنی با قانون اساسی مشروطه و پادشاهی مشروطه، این دروغ از همه ماندگارتر بوده است که آنچه "محمد مصدق دله السلطنه" کرد، نه یک کودتا که اقدام حکومت و پادشاه در کنار زدن و پس گرفتن مشروعیت نخست وزیری از او، هتا با وجود حکم قانونی شاه، کودتا بوده است. این دروغ اکنون رسوا شده است.

در اسنادی که پس از پنج دهه از سوی دولت های آمریکا و انگل ستان و سیا، آشکار شده و در دسترس همگان قرار گرفته است، اسنادی وجود دارند که وزارت های خارجه ی این دو کشور و نیز سازمان اطلاعاتی و امنیتی سیا، آنها را منتشر کرده اند.

این اسناد که هم اکنون از سوی پژوهشگر "ری تکیه" گردآوری شده و در روزنامه ی "واشنگتن پست" منتشر شده اند، بیان می دارند که نه تنها دولت آمریکا هیچ نقشی در خیزش ملی ۲۸ مرداد نداشته است، بلکه این کشور از اقدام میهن پرستانه ی مردم و دربار غافلگیر شده است. "داریوش بایندر" پژوهشگر و نویسنده ی ایرانی، با بررسی این اسناد، در کتابی با عنوان "ایران و سازمان سیا"، به نقش این سازمان اطلاعاتی در این زمینه می پردازد و گواهی تاریخی و مستند را پیرامون ملی بودن قیام ۲۸ مرداد به دست می دهد.

نمبر دولت شاهنشاهی ایران به مناسبت روز فرخرنده ی
رستاخیز ملی ۲۸ مرداد 

کاریکاتوری که در روزنامه ی ایرانی وقت، ماهیت عروسک فرنگی و دست نشاندگی
مصدق دله السلطنه را نشان می دهد
این کتاب در نوع خود، میخ تابوتی بر یاوه های ۶۶ ساله ی هوچی گران مصدق الهی درباره ی افسانه ی کودتای ۲۸ مرداد است.

داریوش بایندر که درباره ی این کتاب ارزنده و مستند، با صدای آمریکا گفتگو می کند، بنیان این کتاب را همان اسناد تلقی می کند و نیز بیان می دارد که از خاطرات بازیگران اصلی آن رویداد از جمله خاطرات "اردشیر زاهدی" هم استفاده شده است.

در واقع، یاوه های چهل ساله ی جمهوری اسلامی ایران ستیز و نیز بدل مخالفش در آن روی سکه یعنی گروهک تروریستی مجاهدین خلق مبنی بر پیرو خط کزایی مصدق بودن، افشای آن دیگی است که در آن سر سگ مصدقی جوشانده می شود و هر چند که این دیگ برای ملت غل نمی زند، اما این دو نهاد تروریستی و ضد ایرانی که داغ اسلام و درد و ورم دین پناهی دارند، از شخص مصدق دله السلطنه و گزافه ی موسوم به کودتای ۲۸ مرداد، نهایت بهره برداری را برای خاستگاه مشروع خود انجام می دهند.
"مریم قجر دو شوهر" یا "مریم رجوی" سرکرده ی گروهک
تروریستی مجاهدین خلق، در حال ادای احترام به دجال بزرگ
هزرط "محمد مصدق دله السلطنه"
تصاویر گروهک مجاهدین فی سبیل الله خلق که در آنها "مریم قجر دو شوهر" را در حال ارج به آن حرامزاده ی زمیندار (فئودال) قجری نشان می دهد، نشانی از پستی و بی شرفی و دروغگویی سازمان شده علیه کشور و قانون اساسی مشروطه است.

آنچه که این کتاب و اسنادی که به دست می دهد، تاییدگر این رویکرد می باشد که هر دوی رژیم های آمریکا و انگل ستان، از آنروی که نسبت به خیزش ملی ۲۸ مرداد، "غافلگیر شده اند"، بدین معنیست که این دو کشور از سقوط دولت دست نشانده ی شان به سرکردگی مصدق دله اسلطنه، ناخرسند بوده اند و خواستار ماندگاری آن دجال ضد پادشاهی در کشور. در واقع، جبهه ی خائن ملی که به دستور و اراده ی دمکرات های آمریکا در ایران به وجود آمده بود، تنها قرار بود نقش این را بازی کند که با علم کردن "ملی شدن نفت ایران"، دست انگل ستان را از نفت ایران به سود آمریکا کوتاه کند.


اما سپس که جبهه ی ملی به کمونیست های دست نشانده ی روسیه موسوم به "حزب خائن توده" میل کرد و دست آنان را در ایجاد آشوب و به دست گرفتن قدرت باز گزاشت، از جبهه ی خائن ملی و مشخصن دو شخص کلیدی آن یعنی "سید حسین فاطمی" وزیر خارجه و "مصدق دله السلطنه" نخست وزیر، خواست تا هر چه زودتر علیه حکومت پادشاهی مشروطه اقدام کرده و در ایران اعلام جمهوری نمایند.

آنچه که آمریکا در ایران به واسطه ی جبهه ی ملی و مصدق کرد، آن چیزی است که می توان آن را کودتا نامید، زیرا نافرمانی قانونی مصدق حرامزاده از برای سرپیچی از پذیرش فرمان برکناری خویش از جایگاه نخست وزیری از سوی شاه و نیز کتمان این حقیقت از کابینه ی خود و هم دستی سران کودتاگر ارتش از جمله "سرتیپ ریاحی"، موجبات خیزش ملی ۲۸ مرداد را فراهم آورد.

روزنامه ی کثافت های جبهه ی خائن ملی به سردبیری "سید حسین فاطمی" به نام
"باختر امروز"، خروج شاه از ایران را فرار خواند و انگیزه ی خود برای براندازی
شاهنشاهی مشروطه را آشکارا فریاد می زند
نقش آخوندها در این میان، البته که نقشی مهوری و ملی میهنی نبوده است. تنها دغدغه ی آخوندها به سرکردگی "آیت الله بروجردی" در مخالفت با مصدق و نه سرنگونی او، دغدغه ی بیضه و تخم و خایه ی اسلامی عربی بود که همان آخوندها آن را به زور به مردم و هازمان ایران تحمیل کرده بودند و این برای آنها آب و نان داشت و آخوندها از برای رضای خدای موهومشان و نیز از برای مصالح کشور و پاسداری از قانون اساسی و پادشاه نبوده است که با مصدق مخالفت کردند، زیرا مصدق دست کمونیست ها را به خاطر قدرت و پشتیبانی ایی که می توانست از آنها دریافت دارد، باز گزاشته بود و این آشکار بر خلاف میل انگل ستان و آمریکا بود.

در واقع، ماهیت انگل ایسی آخوندها را از اینجا می توان دریافت که آنها نه برای ملی شدن نفت و نه برای پاسداری از قانون اساسی مشروطه، بلکه برای مصالح آمریکا و انگل ستان در دوری ایران از هیولای کمونیسم و جلوگیری از به خطر افتادن دستگاه دین فروشی خودشان، با مصدق به مخالفت برخاستند و این از بن و اساس با رویکرد مردمی و خیزش ملی ۲۸ مرداد برای نگاهداشت پادشاهی مشروطه و پشتیبانی از قانون اساسی، از زمین تا آسمان فرق دارد.

حضور "گوگوش" در اجرای برنامه به مناسبت
روز ملی ۲۸ مرداد، سالروز خیزش مردمی علیه
مصدق و دار و دسته ی جبهه ی خائن ملی

۱۳۹۷ بهمن ۱۷, چهارشنبه

اعتراف به قتل های زنجیره ای از سوی "مستفا تاج زاده"

"مستفا تاج زاده" یکی از سرکردگان و مهره های اصلی جناح اصلاح طلب رژیم، در گفتگویی که با حضور مزدوران و پاچه خواران حکومتی و نیز "عبد الرضا زاکانی" انجام گرفت، به انجام ترورها و قتل های زنجیره ای از سوی رژیم و با هماهنگی کامل اصلاح طلبان، اعتراف کرد.

سید حرامزاده محمد خاتمی رییس جمهور وقت رژیم، با فراری رو به جلو و در راستای
کتمان این حقیقت که خود در جریان کامل قتل های زنجیره ای پیش از رخداد آنها بوده،
در روزنامه ی نشاط وابسته به اصلاح طلبان حکومتی می گوید:
"می دانستم کشف جریان قتل های زنجیره ای تاوان سنگینی دارد" !!

به روباه سبز: تو هنوز تاوان یک عمر زندگی انگل آخوندی و ایران ستیزی و آدمکشیت را پس نداده ای
در این بخش گفتگو که در پایین آورده شده است، تاج زاده رازی را افشا می کند که تاکنون از سوی اصلاح طلبان افشا و بدان اعتراف نشده بود.

وی بیان می کند که سرکردگان اطلاعاتی رژیم به نزد روباه سبز آخوند "سید محمد خاتمی" رییس جمهور وقت رژیم اسلامی می آیند و پیشنهاد قتل چند تن از مخالفان جمهوری اسلامی، بنا بر شیوه ای که پیشتر در مشهد انجام داده بودند را به او می دهند. تاج زاده غیر مستقیم به این مورد اعتراف می کند که سید حرامزاده محمد خاتمی نه تنها از سوی وزارت بدنام اطلاعات در جریان ترور شهروندان قرار می گیرد، بلکه از آن جهت که این ترورها که با آگاهی وی صورت گرفته اند، وی نیز مستقیمن در انجام قتل های زنجیره ای رژیم، دست داشته است.

این البته آن افشاگری و اعترافی نیست که به درد کسانی همچون من بخورد که تازه متوجه آن شده باشند که کار کار خود رژیم بوده و چه عجب که مشتی تروریست اصلاح طلب هم در آن دست داشته اند !!


خیر، اینگونه نیست؛ بلکه این سندی که تاج زاده با اعتراف خود به دست می دهد، عنی بر عن پشته های ولایت فقیه به عنوان جنایت های این رژیم علیه مردم کشور افزوده می شود و کارنامه ی تبهکاران ۵۷ی هر چه بیشتر سنگین و سنگین تر می شود و این اعترافات حکم زبان الکن شدگی ستمکاران در پایان وقت رژیمشان را نشان می دهد و مصرفی به جز این نخواهد داشت.

از دیگر سو، سرکرده ی دیگر رژیم "میر حسین موسوی" که تمام قد از سوی آیت الله بی بی سی و صدای آمریکا پوشش خبری داده شده و مورد پشتیبانی قرار می گرفته و می گیرد نیز، در جریان کامل کشتار ۳۳۷۰۰ زندانی سیاسی عمدتن وابسته به گروهک تروریستی مجاهدین خلق بوده است و نقش برنامه ریز، آمر و عامل را بر عهده داشته و از همه ی زد و بندهای حکومتی آگاه بوده است. در آن هنگام، آن جانیان همدیگر را برادر و اخوی خطاب می کردند و هنوز لهجه های دهاتی از زبانشان نیفتاده بود.


در این اعتراف ویدیویی از سوی میر حسین موسوی که به زبان آلمانی و زیرنویس پارسی است، او علت منافق خواندن مجاهدین فی سبیل الله خلق مارکسیست تروریست را، نه اقدامات تروریستی آنها و کشتار و ترور شهروندان و همکاری با رژیم ددخوی ولایت فقیه در استقرار، شکنجه و اعدام میهن پرستان ارتش شاهنشاهی، که علت منافق خواندشان را دروغگویی ارازل و اوباش مجاهد خلق قلمداد می کند !! تو گویی همه ی روده های موجود در شکم آخوندهای حرامزاده و پاسداران خونخوار جمهوری اسلامی راست بوده و هتا یک دروغ را هم علیه آزادی و رفاه مردم و نیز استقلال و آزادی کشور، نسروده اند !!!!

او ضمن دفاع از دستاورد رژیم در کشتار زندانیان، رویه ی کشتارهای ۶۷ را اقدامی قاطع و در جهت سرکوب مجاهدین خلق توصیف کرد و اعدام زندانیان دربند را، به یورش تروریستی گروهک تجزیه طلب مجاهدین خلق نسبت داد، که با تسلیحات کامل جنگی و دست در دست صدام الله پرست ایران ستیز عرب، به کشور یورش آورده بودند.

میر حسین موسوی یکی از عوامل اصلی کشتارهای تابستان ۶۷
دفاع تمام قد میر حسین موسوی از اعدام افرادی که در زندان های رژیم و پس از تحمل انبوهی از شکنجه و تخریب شخصیت، ارتباطی با تروریست های ارتش به اصطلاح آزادی بخش مجاهدین خلق نداشتند، یک اعتراف بزرگ در نقش آمریت و عاملیت در جنایت جنگی و نیز جنایت علیه بشریت می باشد. 

۱۳۹۷ بهمن ۱۲, جمعه

در نبرد با اهریمن، نخست باید اسلام و دین را نابود کرد

سامانه ی انسان ستیزی که بر کشور ما سایه افکنده است، سامانه ای بس کهن و ریشه دار است که در قالب حکومت دینی، از ساسانی تا ولایت فقیه را شامل می شود.

سرکردگان گروهک تروریستی مجاهدین خلق به همراه رهبر فرقه "مسعود رجوی"
در حال پابوسی از الله بت تازیان
آخوندهای سرکوبگر که مهر انسان و انسانیت در دل ندارند، با هزاران ترفند و حیله، مکر و نیرنگ دینی و توجیهات شرعی، از زرتشتی گرفته تا اسلامی، پیوسته علیه آزادی انسان ها اقدام کرده اند و نه تنها مردم کشورمان را در درازنای تاریخ به باد هرزگی و بیهوده گرایی کشانده اند و آداب خلا رفتن اسلامی و نوشیدن گمیز(شاش گاو) زرتشتی برایشان تراشیده اند، بلکه کشور را بارها به سوی ویرانی تمدنی و فرهنگی سوق داده اند.

از آشکار ترین روش هایی که آخوندهای انگل همیشه از آن به بهترین شکل ممکن بهره برداری کرده اند، ایجاد تفرقه در میان مردم به هر گونه ی ممکن و تولید دشمن خارجی و درگیری جنگی با همسایگان بوده است. روشی که جمهوری اسلامی با آن همه تجربه ی تاریخی زیست انگل آخوندهایش که دیروز رخت زرتشتی و امروز رخت الله پرستی بر تن کرده اند، به خوبی و به کمال به این دو اهریمن کرداری پرداخته و سبب پریشان احوالی مردم کشورمان برای نسل های متمادی گشته است.


جمهوری اسلامی، پشتیبانی خود را از چپ جهانی قدرتمندی دریافت می کند که سرشت آن از انجمن های مخفی صدها و بلکه هزاران ساله ای به دست می آید که در گزشته نام "اسماعیلیان" بر خود داشتند و امروزه "فراماسون"شان می خوانند. جهان وتنی دردی است برای میهن پرستان که از سوی نخبگان انسان ستیز و ایرانی ستیز، بر آنها تحمیل می شود و در روند ناآگاهی و بی تفاوتی، دین پناهی و موهوم پرستی توده است که هر چه بیشتر قوام می گیرد و سخت و جانکاه می گردد.

روایت میهن ما، روایت زمین است و آنچه که در ادبیات و تاریخ و استوره هایمان به ما به عمد گفته نشده است، همان داستان راستانی است که پیشینان ما نیز بارها با این رویه ی ایران ستیزانه رویاروی شده و با آن جنگیده اند؛ پدیده ای که امروزه چکیده وار آن را چپ خائن دست نشانده ی چپ جهانی می خوانیم. رای دادن های کورکورانه و ابلهانه ی توده های مردمی که هر را از بر تشخیص نمی دهند، بهترین چاه نفتی است که رژیم آخوندی از آن به عنوان کسب مشروعیت ظاهری بهره برده است، حال آنکه حقوق ملی را پایمال و حقوق فردی را از رسمیت انداخته است.

با آوردن حقوق کزایی صحرا نشینان عرب هزار و بوق سال پیش، اسلام اهریمنی را جایگزین آن منافع ملی کردند و از دزدی و چپاول هیچ فروگزار نشدند تا بدان پایه که هتا خاک ایران را در پرتو بی خبری محض ایرانیان، برای سال ها به کشورک های عربی که مدعیند جزیره های سه گانه ی ایرانی را باید اشغال کرده و از ایران جدا نمایند، فروخته اند !!

اندرز رضا شاه بزرگ درباره ی آخوندهای انگل ایران ستیز در
راستای مرامنامه ی "روز ملی آخوند کشان"
دین را باید نابود کرد، زیرا بخش نرم افزاری اتحاد شوم ارتجاع سرخ و سیاه است و سپس باید به جان چپ های تجزیه طلب و جهان وتنی افتاد که به نام دمکراسی و حقوق کارگری و با نیشکر هفت تپه بازی و در بوق کردن فلان کارگر و آموزگار مجاهد متعفن خلقی و فلان کزایی موسوم به "فعال قومی"، می خواهند میراث شوم ایران ستیزانه ی "محمد مصدق دله السلطنه" و یاغی جنگل و حرامزادگان چپ خلقی فدایی و مجاهد و توده ای را بار دیگر زنده کنند تا طرح نابودی ایران که کلیدش را سده ها پیش انگل ستان ایران ستیز زده است، در مرحله ی پایانی خود به پیش ببرند.

باید با آوردگاه خرد و دانش در برابر دین سرکوبگر و خدای موهومش، این نخستین بن و اساس ارتجاع سرخ و سیاه ایستاد تا ویرانه اش بر سر چپ ها آوار شود.

۱۳۹۷ بهمن ۵, جمعه

مهمانی مریم رجوی برای رضا مریدی با حضور احمد تبریزی و تجزیه طلبان

"مریم رجوی" سرکرده ی گروهک تروریستی مجاهدین خلق، در سالنی به نام "لا پارک" در کشور کانادا، میزبان شماری از هموندان و هواداران فرقه بود. در این مهمانی که حدود ۵۰۰ غلاده مجاهد خلق شرکت کرده بودند، چهره هایی همچون "رضا مریدی" و "احمد تبریزی" فرنشین انجمن "پریان"، "نازنین افشین جم"، "کتلین وین" از پشتیبانان رضا مریدی و فرنشین پیشین دولت انتاریو و "حسن داعی" که بر سر یک میز نشسته بودند، شرکت داشتند.


مریم قجر دو شوهر و فرقه ی مجاهدین و کارهای ضد انسانی و ضد ایرانیشان، بر همگان آشکار است.

تناقض "احمد تبریزی" فرنشین انجمن پریان که از سویی مخالفت خود با تحریم ها علیه جمهوری اسلامی را رسانه ای کرده و از سوی دیگر، به فراخوان مجاهدین، در کنار رضا مریدی بر سر یک میز شام می خورند، تناقضی عجیب است. تصویر نازنین افشار جم همسر "پیتر مک کی" وزیر دفاع پیشین و وزیر دادگستری در "وان هارپر" که درآمد و ثروت اصلی او از فروش سلاح های جنگی است نیز، در این مهمانی دیده می شود.

احمد تبریزی در دوران وزارت رضا مریدی، به علت افشای فسادهای بی شمارش، در انتخابات گزشته کنار گزاشته شد. او بارها برای انجمن پریان، از سوی رضا مریدی که از پشتیبانان۱۰۰ درصدی تحریم ها علیه ولایت فقیه بوده است، یارانه های قابل توجهی دریافت کرده است، اکنون با این تناقض آشکار این پرسش را در ذهن هر بیننده ایجاد می کند که چگونه می شود هم زمان چون گزشته هم هوادار مجاهدین خائن خلق و رضا مریدی بود و هم در رسانه ها مخالفت خود با تحریم های علیه جمهوری اسلامی را اعلام کند !!


همه ی این افراد، در همه ی سخنرانی های خود از فساد گلایه می کنند، به ویژه فساد مالی. اما پرسشی که مهمانی مریم رجوی با حضور مهمانان حساس به فسادش، ایجاد می کند این است:

"اگر فساد بد است، چگونه می شود در حالی با رضا مریدی همسفره شد که با ملیونها دلاری که از مردم جمع کرده است، در دوران ۱۰ ساله ی وزارتش هتا یک دانشکده یا آموزشگاه هم بنیان نکرد، چه برسد به دانشگاه ؟! اما به عرعربستان سعودی پروانه ی ایجاد ۲ دانشکده در انتاریو را داده است ؟! البته دانشکده هایی کاملن افراطی و بدون اجازه ی ورود و تحصیل زنان ؟؟ً!!

حسن داعی الاسلام یا همان حسن داعی که از مزدوران گروهک تروریستی مجاهدین بوده و برادری به نام "سید حسین داعی الاسلام" و خواهری به نام "فاطمه داعی الاسلام" دارد که احتمال می رود هم اکنون در اردوگاه لیبرتی یا اردن باشند. نام حسن داعی در سیاهه ی منتشره ی مجاهدین وجود ندارد، اما او از سوی مجاهدین از فرانسه به آمریکا گسیل شده و با پشتیبانی "علیرضا جعفرزاده" و "سونا سمسامی"، به لابی گری برای فرقه ی مجاهدین در طیف "نومحافظه کاران" آمریکایی و تشویق آنان برای یورش نظامی آمریکا به ایران، مشغول می باشد.

۱۳۹۷ مهر ۴, چهارشنبه

دانلد ترامپ: "جمهوری اسلامی باید رویه‌ اش را دگرش دهد تا من با آنها دیدار کنم"

آنها می‌ خواستند، اما تا رویه ی خود را دگرش ندهد با آنها دیدار نمی‌ کنم. آنها چاره‌ ای جز این نخواهند داشت.


"دانلد ترامپ" در مجمع عمومی ملل متحد:

"سرکردگان جمهوری اسلامی به دنبال مرگ و نابودی هستند. مردم ایران برای سیاست های دژخیمانه ی سرکردگان کشورشان بهای سنگینی پرداخته‌ اند. جمهوری اسلامی به حاکمیت ملی کشورها احترام نمی‌ گزارند. مردم ایران حق دارند که از سرکردگان این رژیم خشمگین باشند. یک رشته مبارزات نوین فشار اقتصادی علیه ولایت فقیه راه انداخته‌ ایم تا راه های دسترسی مالی سرکردگان این رژیم به اهداف خونبارشان را قطع کنیم. از ۱۳ اُم آبان برابر با ۵ اُم نوامبر، تحریم‌ های تازه ای علیه جمهوری اسلامی اجرا می‌ شوند، فروش نفت آنها را کم خواهیم کرد. از همه ی ملت‌ ها می خواهیم که رژیم اسلامی در ایران را منزوی کنند".

ترامپ در پایان این بخش از سخنرانیش در مورد جمهوری اسلامی، همچنین گفت: "از همه ی کشورها می‌ خواهیم از مردم ایران پشتیبانی کنند".


سخنرانی رییس جمهور خردمند و میهن پرست آمریکا در حالی علیه جمهوری اسلامی بیان شده است که پیشتر سخنگوی وزارت خارجه ی این کشور که به زبان پارسی آشنایی دارد، خط مشی سیاسی دولت آمریکا در برابر این رژیم را برای بار دیگر شفاف سازی و بیان کرد. او گفت که هدف ایالات متحده، دگرش رفتار رژیم است و نه سرنگونی و براندازی آن. وی همچنین به اپوزوسیون ایرانی اشاره کرد و گفت:

"ما می دانیم که مردم ایران از گروهک تروریستی مجاهدین خلق متنفرند و این گروهک جایی در نزد ایرانیان ندارد. آن کسانی که با این گروهک خوش و بش دارند، پول گرفته و با آنها همکاری می کنند، در دولت ترامپ نیستند".


وقتی رییسان جمهور رژیمشان برای صندلی های تهی زرزر می کنند، باید هم به رفتار متشخصانه ی دانلد ترامپ بخندند و خود بر رفتار حقیر خودشان بخندند که سخنرانی رییس جمهور میهن پرست و خردمند آمریکا را به باد خنده می گیرند. اما مگر او در این بخش از سخنرانیش، دروغ می گفت ؟! البته که نه. هنگامی که دانلد ترامپ چنان رفتار مودبانه و متشخصانه ای از خود بروز می دهد، آن هم در حالی که توقع چنین واکنشی را از برخی سران کشورهایی که خندیدند نداشت، با تشویق و کف زدن انسان هایی روبرو شد که می فهمند تشخص و راستی چیست.

۱۳۹۷ مرداد ۲۲, دوشنبه

"حبیبه باقر خاله" مادر "امید دانا"، از توابان مجاهدین خلق بوده است

به تازگی ویدیوی افشاگری دیگری علیه مزدور زباله ی سیاسی رژیم به نام امید دانا از سوی برگه ی ف. بوکی "دهه ی پنجاهی ها" ساخته و منتشر شده است که بر اساس اسناد و مدارکی تازه و غیر قابل انکار، ابعاد تازه تری از این عصاره ی عقده های خودشیفتگی و حقارت را به نمایش می گزارد.

امید دانا مزدور صادراتی رژیم به سوئد
در بخشی از این مستند افشاگری، به خانواده ی امید شریفی دانا پرداخته می شود و با اشاره به مادر، پدر و دو برادر وی، به ترتیب نام آنها را به عنوان "گلی باقر خاله"، "کریم الله شریفی دانا"، "امیر علی شریفی دانا" و "احسان شریفی دانا"، روابط سیاه و ریشه دار این خانواده ی هوادار رژیم را برملا می سازد.

پدر امید دانا به نام کریم الله شریفی دانا فرزند "قلی" !!، ظاهرن تنها آپاراتچی سینماست و جالبست بدانید که بخشی از وظیفه های کاری یک آپاراتچی سینما، تدوین و ویرایش فیلم ها و به معنای ساده تر، "سانسور" می باشد. مادر وی نیز، پیشتر یکی از توابان گروهک تروریستی مجاهدین خلق بوده است و نام سازمانی وی در گروهک "حبیبه" می باشد. سازمان تروریستی مجاهدین خلق همچنین، نسبت به صادرات این فقره از نجاست ولایت فقیه به سوئد، پیشتر واکنش نشان داده و در خبری که بر روی تارنمای گروهک نیز درج شده بود، به امید شریفی دانا و مادرش گلی یا حبیبه می پردازد.

هر چه گشتم تا بلکه بتوانم این جستار را در تارنمای مجاهدین فی سبیل الله خلق پیدا کنم، موفق نشدم و گویا آن را از روی تارنمای خود برداشته اند؛ اما تصویر آن را می توانید در زیر ببینید که از ویدیوی افشاگری آورده ام:

اعلامیه ی افشاگری گروهک تروریستی مجاهدین خلق، درباره ی|
مادر امید دانا به عنوان یکی از توابان دهه ی شصت به نام سازمانی
"محبوبه" و نام واقعی "گلی باقر خاله"
از دیگر کثافات خانواده ی شریفی دانا، یکی برادر او به نام امیر علی است که از افسران سازمان تروریستی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می باشد و با درجه ی سروانی در فرتور زیر قابل مشاهده است. هتا چهره ی نجس وی نیز بسیار به برادر کمتر از قطمیرش امید شبیه است. با افشای این فرتور، به خوبی پیدا می شود که چگونه امید دانا این همه راه را در این چند ساله طی کرده و خزان خزان خود را از تظاهر به شاهزاده دوستی و هوادار شاهنشاهی، نه تنها به مخالف آشکار و هفت خط اپوزوسیون تبدیل می شود، که به سینه چاک و ماتحت لیس بزرگی از سازمان تروریستی سپاه و شخص دیکتاتور رژیم نیز بدل می گردد:

امیر علی شریفی دانا برادر امید دانا به نام امیر علی شریفی دانا، در قرارگاه کربلای مازندران سازمان تروریستی
|سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با درجه ی ستوانی
برادر دیگر وی به نام احسان نیز، از دله موش های مجیرگوی خاندان نجاست و کثافت محمدی و از مداحان اله بیت می باشد که البته نمی تواند طبیعتن سپاهی و بسیجی نباشد:

احسان شریفی دانا برادر دیگر امید دانا از مداحان اله بیت رژیم
البته از خود باید پرسید که چرا فرقه ی رجوی، این خبر را از روی تارنمای خود برداشته اند. پدر وی البته فرد بانمکی است و از آن چهره هایی است که می توان وی را با "استخودوس تمبان آبی" مقایسه کرد؛ فردی همیشه عصبی که تحمل هتا یک فرزند دختر را هم نداشته است و مادری مجاهد تواب که بسیار "پسرزاست" و توانسته سه ناخاله و مزدور و ماتحت لیس اله بیت و رژیم را به ساحت مقدس آغا سگه ی غیبت نشین و امة کالانعام پیشکش کند:

پدر امید دانا از سانسورچیان رژیم در سینما 



۱۳۹۷ مرداد ۲۱, یکشنبه

دیپلمات ولایت فقیه بازداشت شده در آلمان، مسئول شبکه ی جاسوسی سراسر اروپا بود

نشریه نشنال در گزارشی نوشت:

"«اسد الله اسدی» که ماه پیش در ارتباط با تلاش برای بمب گزاری در نشست گروهک تروریستی مجاهدین خلق در پاریس، در آلمان بازداشت شد، مسئول شبکه ی جاسوسی جمهوری اسلامی در سراسر اروپا بود".


بنا بر گزارش های اطلاعاتی و گروه های اپوزوسیون، جمهوری اسلامی برای دستیابی به فناوری لازم برای تقویت زرادخانه ی موشکیش و متلاشی کردن گروه های مخالف رژیم، اقدام به آدم کشی های هدفمند شبکه ای جاسوسی در سراسر اروپا اداره می کند. منابع اپوزوسیون در روز چارشنبه فاش کردند که اسد الله اسدی دیپلمات جمهوری اسلامی که برای هماهنگ کردن یک توطئه ی بمب گزاری در گردهمایی مخالفان مجاهدین خلق در پاریس و در ماه ژون در آلمان بازداشت شده بود، مسئول شبکه ی گسترده ی تهران در سراسر اروپا است.

اسدی کماکان در آلمان در بازداشت است و در انتظار نتیجه ی درخواست استرداد از سوی بلژیک، کشور محل کشف توطئه ی بمب گزاری است.


دستور یورش تروریستی به گردهمایی پاریس، از سوی شورای عالی امنیت ملی رژیم در دی ماه گزشته صادر شده و "رضا امیری مقدم" مسئول اطلاعات و عملیات خارجی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، مسئولیت این نقشه را در ماه مارچ به اسدی واگزار کرده بود. نیم کیلو مواد منفجره و چاشنی انفجاری از خودروی یک زوج ساکن شهر "آنتورپ" در بلژیک کشف و ضبط شد. فرد دیگر تسهیل کننده ی این توطئه هم بازداشت شده و برای حضور در دادگاه، از فرانسه بازگردانده شده است.

"رودی جولیانی" وکیل شخصی رییس جمهور آمریکا، و "استیون هارپر" نخست وزیر پیشین کانادا، از جمله افراد حاضر در گردهمایی اپوزوسیون در پاریس بودند. شماری از سیاست مداران حاضر در آن گردهمایی قصد دارند به عنوان شاکی به این دادرسی بپیوندند.

گزارش های اطلاعات داخلی آلمان نشان می دهد که مزدوران اطلاعاتی ولایت فقیه در سراسر آن کشور فعال هستند و دست کم چار ایالت آلمان از تلاش مزدوران رژیم برای دستیابی به فناوری های موشکی خبر داده اند. بنا بر این گزارش ها، فعالیت های جمهوری اسلامی پس از توافق اتمی سال ۲۰۱۵ از تلاش برای دستیابی به فناوری اتمی، به موشکی دگرش پیدا کرده است.

اسد الله اسدی که پس از سقوط ژیم "صدام حسین"، در رایزنی جمهوری اسلامی در بغداد مشغول به کار بود، به عنوان مسئول شبکه ی جاسوسی ولایت فقیه در اروپا به رایزنی این رژیم در وین در اتریش منتقل شده بود؛ دفتر وزارت اطلاعات در وین، در طبقه ی سوم رایزنی این رژیم، ستاد و مرکز هماهنگی دفاتر اطلاعات و عوامل رژیم در اروپا است.


"محمد محدثین" سرکرده ی هیئت امور خارجی "شورای به اصطلاح ملی مقاومت ایران"، روز چارشنبه در یک همایش خبری در بروکسل گفت: "ایران عملیات فعال ترور در اروپا را از ۲۰۱۶ از سر گرفته است".

مرکز مبارزه با تروریسم "وست پوینت"، در گزارش ماه آگست خود با عنوان "دیپلمات های مرگبار ایران"، می گوید تهران به شکل فزاینده ای از پوشش دیپلماتیک برای آدم کشی و دیگر نقشه های ترور در اروپا استفاده می کند. در این گزارش از اخراج دو دیپلمات ایرانی از هلند در ماه ژون پس از ترور یک تروریست تجزیه طلب پان عرب و بازداشت دو سرکرده ی جمهوری اسلامی در ماه مارچ، هنگام تجسس در برنامه ی نوروزی گروهک تروریستی مجاهدین خلق در آلبانی خبر داده شده است. در ماه ژانویه نیز، پلیس آلمان علیه عوامل جمهوری اسلامی عملیاتی انجام داده بود.

۱۳۹۷ مرداد ۶, شنبه

مسعود ششلول بند

"مسعود فشفشه" زمانی که داشت تو کثافتکاری مترقی می شد. وی سپس بزرگ ترین گروهک تروریستی را سازماندهی کرد که با شعار "مرگدار" ضد امپریالیستی، سرانجام در آغوش آمریکا، فرانسه و عرعربستان غش کرد.


مسعود یکی از نوابغ سیاسی و نظامی جهان بود که شوربختانه در اثر بیماری ایدز جان به جان آفرین موهومش تسلیم کرد، اما دغدغه ی نبوغ سیاسیش او را واداشت تا پس از مرگ همچنان برای دربندان روسیاه فرقه اش، از سرسرای آخرت موهوم پیام صوتی بفرستد !!

او که پس از مرگ همنشین اله بیت عصمت و طهارت و نصرت شده بود، از مواهبی همچون هوریان و چشمه ی شراب در بهشت الکزا نیز بهره مند شد و هتا توانست با دهختر پیامبر اسلام فاتی زهار (ج) که در بهشت و در زیر درخت توبا، تبدیل به "هور العین" شده بود، کامجویی جنسی نماید.

بیوه ی دو شوهر وی "مریم قجر" اما، همچنان در خماری روزهای خوش پادگان اشرف و در حسرت همان شوهر بی غیرت نخستش "مهدی ابریشمچی" می سوزد و نه راه پیش دارد و نه راه پس !! البته گفتنی است سازمان های اطلاعاتی و بنگاه های رسانه ای رژیم، سر خود او را به شاهزاده عرعربستان شوهر داده اند.

مسعود با پولی که توانسته بود با عرق جبین و کدم یمین !! در زمان زندان و در روزگار ستم شاهی در زیر بالشتش جمع کند، پس از خروج از کشور، بچه های محل را جمع کرد و برای آنها تانک و زره پوش و هزار و یک اسباب بازی جنگی دیگر خرید و آنها را آماده ی شهادت و قرب به حق نمود. او همیشه حسرت می خورد که چرا خودش عرضه ی شهادت به این شیرینی را ندارد !!


با این همت و با این بلندی نظر و نبوغ نظامی و سیاسی بود که عملیات خروشان جاوید فروغ جوشیدن گرفت و مفتضحانه ترین شکست نظامی، راهبردی و سیاسی و در عین حال شکوهمند ترین عروج به دروازه های بهشت الکزا برای سربازان دانشمند و جان بر کفش رقم خورد.

هر ساله و به یاد شهیدان تاق و جفت عملیات مزبور، در زمان معینی به مدت یک دقیقه، سرود "ای گوز ای مجاهد ای مظهر علف" خوانده می شود.

سربازان کنونی فرقه که اکنون به سن بازنشستگی از دنیا و آخرت رسیده اند نیز، همچنان به امید هوریان در بهشت و برقراری عدالت مارکسیستی اسلامی در ایران، دست از تلاش برنداشته و با خیزی تازه و همچون ماری زخمی، به همه ی مخالفان خود یعنی به همه ی ملت ایران یورش می آورند و برخی را به جرم مزدور بودن رژیم و برخی را به جرم پادشاهی خواهی و باز هم با انگ مزدور رژیم بودن، به چالش های اساسی می کشند.


یکی از این چالش ها، پرداخت صدها هزار دلار پول به پیر و پاتال های بانفوذ و کم نفوذ و حریص فرنگی است که در جهان سیاست ندای "بمب بمب ایران" را سرمی دادند (مککین). در این راستا، شورای حقوق بشر شورای ملی مقاومت، در بیانیه ای خواستار تنبیه صداهای مخالف شد و با کتمان این واقعیت که رویکرد درست سازمان در گزشته باعث شده بود جان چندین افسر ایرانی و آمریکایی در عملیات های ترور به اصطلاح انقلابی گرفته شود، ابراز پشیمانی کرد و بدینگونه، آمریکا و فرانسه اجازه ی ایجاد دفتر سیاسی به این فرقه را در پاییتخت های خود دادند.

به امید نابودی خون بر شمشیر!

مرگ بر مجاهد
مرگ بر ملا

۱۳۹۷ مرداد ۲, سه‌شنبه

در ۱۳ آبان با دم شیر بازی کردید، با دم کلاغتان بازی می کنند


سرانجام در بازی مارپله ای که رژیم خود کرمش را ریخت و فکر می کرد تاسش شش آورده است، به ناگهان و در آستانه ی چل چلی رژیم سرکوبگر خونریزش، آشکار شد که آن تاس ریخته تک آورده و قرار است رژیم مار گزیدگی بی سابقه ای را تجربه کند !!

نزدیک به چهل بوق سال پیش که سرمستان خون انقلابی، کشتار و نهادینه کردن استبداد اسلامی و آخوندی را تازه آغاز کرده بودند، هرگز لاشه مردارهای آخوند فه مخیله ی شان هم نمی رسد که روزگاری بیاید که این چنین پستی و حقارتشان آشکار و رسوا گردد. مانند میمون وحشی آفریقایی از دیوار رایزنی آمریکا بالا رفتن و اشغال آن و گروگانگیری و تهدید و شاخ و شانه کشیدن های انقلابی، نتیجه اش کیر کلفتی بود که به ماتحت اسلامی رژیم ضحاک ولایت فقیه فرورفت.


مردم حساب خود را از رژیم جدا کنند
مردم ما باید امروز دیگر به این باور رسیده باشند که حساب خود را از رژیم جدا کنند و میان ایران و جمهوری اسلامی، یم خط برجسته و سرخ بکشند. سرکردگان و مزدوران اله بیتی جمهوری اسلامی نه ایرانی بودند و نه ایران برابر جمهوری اسلامی بوده و خواهد بود. سرنگونی جمهوری اسلامی، یعنی اعتلای ایران.

نمی خواهیم ثروتمان را در سوریه و عراق و یمن و لبنان و فلستین کزایی، صرف جنگ و تروریسم کنید. پول های دزدی شده از ملت را باید خرج خود ایرانیان می کردید که نکردید. اکنون دیگر دیر است، اصلاح طلب و اصولگرا این را خوب می دانند؛ پس ایرانی خود را دیگر به خواب نزن و بدان که این کاروان به براندازی رژیم اسلامی کمر همت بسته و تا سرنگونی تمامیت اسلام و جمهوریت این رژیم مقدس الهی، دست از پا نخواهد کشید.

روز ۱۳ آبان ۱۳۴۳ روزی است که "شاهنشاه اعلا حضرت محمد رضا پهلوی"، خمینی حرامزاده را از کثافت خانه ی تخم خر پروران "قم" به "ترکیه" تبعید کرد تا نجاست وجودش ایران را آلوده نسازد.

روز ۱۳ آبان روز نحسی برای الله پرستان تشنه ی قدرت است
در این روز بود که خرابکاران و شورشیان ضد قانون، به فرمان مشتی آخوند و مشتی چپ خلقی مجاهد و توده ای و فدایی، به نبرد مسلحانه علیه نیروهای امنیتی کشور پرداختند و خود را دانش آموز و دانشجو جا زدند تا از خود شهید و قهرمان بسازند و برای سرکردگان فتنه ی خمینی، پله های ترقی و رسیدن به قدرت باشند. در این روز، حکومت مشروطه ی پادشاهی ایران در برابر بی قانونی و هرج و مرج و بی نظمی، ترور و جنگ مسلحانه ی شهری ایستاد و نگزاشت تا حق ملی حکومت قانون از سوی گندابه ای از خرابکاران مرتجع سرخ و سیاه پایمال شود.


روزی که شب بود
روزی که ده ها تروریست جمهوری اسلامی اقدام به اشغال رایزنی آمریکا در تهران کردند، سرآغاز روزگاری شب برای ملت ما بود. جمهوری اسلامی ملت ایران را برای دهه ها و نسل های آینده، در برابر اقدامی یک جانبه، غیر دمکراتیک و در عملی انجام شده قرار داد که نه خواست مردم ما بود و نه منافع ملی ما را تامین می کرد. اشغال رایزنی ایالات متحده در تهران، از سوی فرقه ی سیاسی مذهبی "آیت الله خویینی" سرکرده ی قوه ی آدمخوار قضاییه ی رژیم و یکی از سه رکن اصلی حزب "جمهوری اسلامی" و به دستور مستقیم شوروی انجام گرفت.

این روزگار شوم، میراث شوم اندیشی و پلیدکاری مشترک الله پرستان و چپ خلقی های تروریست مجاهد و فدایی و توده ای خائن است.

و این روزگار نیز ۱۳ آبان دارد؛ ۱۳ آبانی که قرار است بخش دوم و پایانی واپسین تحریم های کمرشکن آمریکا علیه خلافت اسلامی ولایت فقیه به مرحله ی اجرا برسد و کاربردی شود. هنوز این سونامی نیامده، نرخ دلار در برابر پهن جمهوری اسلامی به بالای ۱۰ هزار تومان رسیده و توله حرامزادگان سرکردگان رژیم موسوم به "آغازاده"، ماست ها را کیسه کرده و ثروت های دزدیده از ملت و انباشت شده در بانک هایشان را به هر شکلی که می توانند از کشور خارج می کنند. طلا به زودی در ایران نایاب خواد شد و کاغذ جمهوری اسلامی دیگر پول نام نخواهد داشت، بلکه به آن "پهن خمینی" خواهند گفت.


آمریکا به شوم بودن ۱۳ باور دارد و آن را در دو نوبت یعنی ۱۳ اُم مرداد و ۱۳ آبان ماه ۹۷، به شکلی بی سابقه و در قالب تحریم های بی نهایت سنگین علیه رژیم، به کار می گیرد.

کم‌ آبی و قطعی پیوسته ی برق در نقاط گوناگون کشور، کم ترین علت های ناخرسندی مردم است. تنها در سال ۲۰۱۵، حدود یک ملیون و ۸۰۰ هزار تن از ایرانیان تمایل به مهاجرت از کشور داشتند !! بیکاری در میان جوانان تحصیل کرده، ۲۰ درصد است و هم اکنون ۵۱ هزار و ۶۰۰ دانشجوی ایرانی در برون مرز درس می خوانند، راهی برای فرار از خفقان و سرکوب داخلی !!

جمهوری اسلامی باید برود و خواهد رفت