Google Ad

‏نمایش پست‌ها با برچسب هاشمی شاهرودی عراقی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب هاشمی شاهرودی عراقی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۷ فروردین ۲۲, چهارشنبه

شرح کوتاهی از جنایت هایی که آخوند شاهرودی در اجرای آنها نقش کلیدی داشته است

سیاهه ای آغازین از افرادی که با حکم آخوند هاشمی شاهرودی سنگسار شدند؛ این تنها سیاهه ای است که در رسانه ها انتشار پیدا کرده است:


سنگسار
سنگسارهایی که در دوران آخوند شاهرودی و به دستور او به مرحله ی اجرا درآمده، به ترتیب تاریخ عبارتند از:

سال ۱۹۹۸ - مردی به نام خسرو ابراهیمی که در گودال سنگسار موفق به فرار شده و تبرئه می شود. محل اجرای حکم لاهیجان.
سال ۲۰۰۱ - زنی به نام مریم ایوبی تهران
سال ۲۰۰۲ - زنی به نام جمیله امیر اسماعیلی در کرمان
سال ۲۰۰۶ - مردی به نام عباس حاجی زاده، مشهد
سال ۲۰۰۶ - زنی به نام محبوبه محمدی مشهد
سال ۲۰۰۷ - مردی به نام جعفر کیانی تاکستان قزوین
سال ۲۰۰۸ - مردی به نام هوشنگ خداده
سال ۲۰۰۸ - مردی به نام منوچهر خ
سال ۲۰۰۸ - مردی به نام محمود م. غ. (محمود که مردی افغانی تبار بود موفق می شود هنگام سنگسار از گودال سنگسار با بدنی مجروح فرار کند)
سال ۲۰۰۸ - دختری به نام سعیده ۱۴ ساله که توسط پدرش در زاهدان در تاریخ ۹ فبریه ۲۰۰۸ سنگسار شد.


اعدام کودکان زیر ۱۸ سال
در زمان آخوند شاهرودی، ۱۰۰ کودک که زیر ۱۸ سال سن داشتند، حکم اعدام گرفتند. واپسین نمونه از این قربانیان، "بهنود شجاعی" است که در ۱۹ مهر ۸۸ در زندان اوین به دار آویخته شد. پنج نوجوان به نام های "عاطفه سهاله، مجید ساقوند، سعید قنبر زهی، محمد حسن زاده و یک نوجوان دیگر" که نامش دانسته نیست، همگی از سال ۱۳۷۹ تا ۸۷ در زیر ۱۸ سالگی اعدام شدند.

برای نمونه، "عاطفه سهاله" در سال ۸۳ در شهرستان نکا اعدام شد. عاطفه با اينکه کتبن درخواست کرده بود که به علت مبتلا بودن به جنون ادواری و هتا بستری شدن در بيمارستانی در مشهد، مورد بررسی پزشکی قانونی قرار گيرد، بدون اينکه گزارشی از پزشکی قانونی در پرونده ی او ديده شود، در مدت کوتاهی (دو ماه و ده ‏روز) پس از دستگيری اعدام شد. او شاکی خصوصی نداشت. قصاص و حق خصوصی در کار نبود. جرمش فحشا اعلام ‏شد و اعترافش به زنا پس از سه بار حد خوردن. در جواز دفن و در رسانه ها اعلام شد که سنش ۲۲ سال بوده است. در پای اجرای حکم او نه وکیلی حضور داشت و نه به خانواده اش اطلاع داده شده بود.‏

دلارا دارابی (۷ مهر ۱۳۶۵ - ۱۱ اردی بهشت ۱۳۸۸) دختری بود که به جرم قتل عمد در زندان لاکان رشت اعدام شد. پذیرفته نشدن رد اتهامش و صدور حکم اعدام در سن ۱۷ سالگی، در تعارض با پیمان ‌های بین المللی حفظ حقوق کودکان و برپایی نمایشگاه نقاشی ‌های وی در دوران زندان بسیار خبرساز بود. او پیش از زندان، افزون بر نقاشی، شعر نیز می گفت و پیانو می ‌نواخت.

دارابی مدت ها در شمال ایران در انتظار اجرای حکم اعدام خود به سر می برد. حکم اعدام وی در ۱۷ سالگی به اتهام قتل، در آغاز در شعبه ی ۱۰۷ دادگاه ویژه ی کودکان رشت صادر و از سوی شعبه ۳۳ دیوان عالی کشور، به اعدام تایید شده بود. فعالان مدنی بسیاری تلاش کردند از اعدام او جلوگیری کنند، اما سرانجام در سحرگاه آدینه ۱۱ اردی بهشت ۱۳۸۸ و بدون اطلاع وکیل هایش اعدام شد.


عاطفه رجبی سهاله (زاده ۱۳۶۶ مشهد - اعدام شده در ۲۵ مرداد ۱۳۸۳ نکا) دختر دانش آموز ۱۶ ساله ای بود که از سوی دادگاه به جرم جریحه ‌دار کردن عفت عمومی، متهم و از سوی قاضی حاج رضایی (فرنشین دادگستری نکا) به اعدام محکوم شد. حکم اعدام او از سوی آخوند شاهرودی در عرض یک هفته تایید شد. قاضی حاج رضایی طناب دار را شخصن به گردن وی انداخت و او را در میدان شهر نکا به دار آویخت. او برای نخستین بار در سال ۱۳۸۰ از سوی بسیج ولایت دستگیر و به جرم روابط نامشروع در سن ۱۳ سالگی به ۱۰۰ ضربه تازیانه و زندان محکوم می ‌شود، زیرا قوانین شرعی جمهوری اسلامی، دختران بالای ۹ سال را بزرگسال می ‌دانند.

احمد حسن زاده در ۲۱ خرداد ۱۳۸۷ به اتهام قتل در سنندج به دار آویخته شد. به گزارش عفو بین الملل، در سال ۲۰۰۸ میلادی، ۳ نوجوان بزهکار و در شش ماه نخست سال ۲۰۰۹ (دی ۸۶ تا شهریور ۸۷) سه نوجوان اعدام شدند. عفو بین الملل همچنین گزارش داده است که جمهوری اسلامی ۴۱ نوجوان را بین سال های ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۹ (۱۳۷۹ تا ۸۷) اعدام کرده است.

از این ۴۱ نفر، یک نفر دختر و بقیه پسر بودند و ۹ نفر از آنان در زمان اجرای حکم اعدام زیر ۱۸ سال داشتند.
کمیسیون مستقل افغانستان در مهر ۸۶ خبر اعدام دو نوجوان افغانی در ایران را منتشر کرد که نام آنها در هیچ یک از فهرست های رسمی موجود نیست.

اعدام زنان
یکی دیگر از موارد جنجالی مورد اعتراض مدافعان حقوق بشر، صدور حکم اعدام برای زنانی است که در دفاع از خود در برابر تجاوز جنسی، مرتکب قتل شده اند. در هنگام وقوع چنین قتل هایی، معمولن شاهدی وجود ندارد تا درباره ی تعرض یا قصد تعرض مرد به زن شهادت دهد و در صورتی که زن متهم به قتل نتواند مدرکی به دادگاه ارائه دهد که روشن کند در دفاع از ناموس خود مرتکب قتل شده، مجازات قصاص در انتظارش است.

فاطمه حقیقت پژوه یک نمونه از این زنان است. او که در فروردین ۱۳۸۰ شوهر صیغه ای اش را به خاطر تلاش برای تجاوز به دختر ۱۴ ساله اش به قتل رسانده بود، در آذر ۱۳۸۷ در زندان اوین اعدام شد.

نمونه ی دیگر از این دست، افسانه نوروزی است که در نیمه ی تیرماه ۷۶ یک هموند حفاظت اطلاعات جزیره کیش را در دفاع از خود در برابر تجاوز، به قتل رساند. او به اتهام قتل عمد به قصاص محکوم شده بود، اما پس از سپری کردن ۸ سال زندان، با رضایت اولیای دم در بهمن ۸۳ آزاد شد.

نازنین فاتحی یکی دیگر از کسانی است که از خطر اعدام نجات یافت. او نیز که در دفاع از ناموس خود در ۱۷ سالگی مرتکب قتل و به اعدام محکوم شده بود، با پیگیری های مداوم از اعدام نجات یافت و پس از سه سال از زندان آزاد شد. ریحانه جباری ملایری (زاده ۱۳۶۶ - درگزشت ۳ آبان ۱۳۹۳) دختر جوانی که در تیر ماه سال ۱۳۸۶ و در سن ۱۹ سالگی به جرم قتل مرتزا عبدالعلی سربندی ۴۷ ساله، بازداشت و محاکمه شد. حکم اعدام وی در نهایت در ۳ آبان ۱۳۹۳ اجرا شد.

آنگونه که عفو بین الملل در نیمه ی تابستان سال جاری اعلام کرد، در فاصله ی حدود دو ماه از روز برگزاری انتخابات در ۲۲ خرداد ۸۸، دست کم ۱۱۵ نفر در ایران اعدام شدند و جزییات برخی از آن ها به این قرار است:

۱۴ اعدام در ۱۱ تیر، ۲۰ اعدام در ۱۳ تیر، ۱۳ اعدام در ۲۳ تیر و ۲۴ اعدام در چاردهم مرداد، (در زندان رجایی شهر کرج و به اتهام قاچاق مواد مخدر). به گفته ی عفو بین الملل، این یک سوم کل اعدام شدگان در سال ۲۰۰۹ است.


اعدام های سیاسی
مجید کاووسی ‌فر که در ۱۱ مرداد ۱۳۸۴ اعدام شد. مجید پیش از اعدام لبخند به لب داشت و لحظاتی پیش از اعدام، با دست بسته برای مردم دست تکان داد. واپسین سخنان او این فریاد بود که: "مرد می ‌میرد". فرتوری که از این لحظه از سوی خبرنگار رویترز ثبت شده است، به عنوان فرتور دهه شناخته شد.

حقوقدانان مدافع حقوق بشر می گویند عدم تناسب جرم و مجازات، مهر تاییدی بر انگیزه ی صدور سازمان یافته ی احکام اعدام به منظور ایجاد فضای ترس و دهشت در هازمان برای پیشگیری از فعالیت های سیاسی افراد است. از جمله نهاد دفاع از حقوق بشر در اسپند ماه ۸۸ در بیانیه ای درباره ی صدور و اجرای احکام اعدام به ویژه علیه بازداشت شدگان پس از انتخابات، هشدار داد و ضمن اشاره به صدور حکم اعدام برای محمد امین ولیان، دانشجوی جوانی که گفته شده در روز عاشورا سنگ در دست داشته است، پرسید: "آیا نسبتی بین احکام صادره و اتهامات محکومان به اعدام وجود دارد یا این اقدام شائبه ی رفتار سیاسی را در قوه ی قضاییه مطرح می کند ؟" حکم اعدام ولیان، سپس به حبس تبدیل شد.

در ۸ بهمن ۸۸ دو تن از متهمان محاکمه های دسته جمعی پس از انتخابات به نام های "آرش رحمانی پور" و "محمد رضا علی زمانی" اعدام شدند. آنان به جرم شرکت در کودتای مخملی علیه حاکمیت جمهوری اسلامی، بازداشت و محاکمه شده بودند.


بردگی جنسی
تحمیل قوانین تبعیض آمیز علیه زنان که در اثر آن ملیون ها زن به دلیل حجاب و پوشش اجباری دستگیر زندانی یا مورد آزار و اذیت جسمانی از سوی نیروهای سرکوبگر انتظامی شده است. محرومیت ملیون ها زن از تحصیل و اشتغال در برخی از رشته ها. محرومیت ملیون ها زن از حقوق برابر در امور ازدواج، طلاق، وراثت و حق سرپرستی بر کودکان.

محدودیت در سفر آزادنه ی زن ها. در نتیجه ی این قوانین، هزاران زن و دختر دچار آزار و اذیت های جسمانی، روحی و روانی شده و صدها زن به همین دلایل دست به خودکشی زده اند.

کشتار کارگران معترض خاتون آباد در بهمن ۱۳۸۲
در روز۴ بهمن سال ۱۳۸۲، صدها تن از کارگران مجتمع مس خاتون آباد از توابع شهر بابک در استان کرمان، همراه با خانواده هایشان در اعتراض به سیاست های ضد کارگری و ضد انسانی جمهوری اسلامی از جمله اخراج از کار، دست به اعتراض و تظاهرات دست جمعی زدند. نیروهای سرکوبگر انتظامی جمهوری اسلامی به تجمع این کارگران نیز یورش برده و مردم را از زمین و هوا مورد شلیک قرار دادند. به گفته ی شاهدان عینی، کارگران و خانواده هایشان از زمین و هوا با سلاح گرم و بالگرد مورد یورش قرار گرفته و دردمندانه سرکوب شدند. گفته می شود در جریان این سرکوب، ۴ کارگر و ۱ دانش آموز جان باختند و ۴۰ نفر مجروع و به بیمارستان انتقال یافتند.


کشتارمخالفین و معترضین پس از انتخابات ۱۳۸۸
در طی تنها یک سال از خرداد ۸۸ تا خرداد ۸۹، جمهوری اسلامی اعتراض مردم را به وحشیانه ترین شکل ممکن سرکوب کرده و می کند. بر اساس گزارش های منتشر شده، در درازنای این یک سال بیش از ۱۰۰ نفر در خیابان ها به ضرب گلوله یا زیر شکنجه به قتل رسیده اند. ۱۸۰۰۰ تن دستگیر شده اند و نزدیک به ۴۰۰۰۰ فقره نقض حقوق بشر ثبت شده است و هزاران نفر مجبور به ترک کشور و پناهندگی در کشورهای دیگر شده اند.

جنایت علیه بشریت (ماده ی ۷ اساس نامه ی رم)
جمهوری اسلامی همچنین در درازنای حاکمیت چار دهه ی خود، مرتکب کارهایی شده است که مصداق جنایت علیه بشریت می باشد. آخوند شاهرودی به عنوان یکی‌ از مهره ‌های اصلی‌ در قوه ی مقننه و قضاییه، یکی‌ از مسئولین اصلی‌ انجام این جنایت ها می ‌باشد. در زیر به بخشی از مصادیق جرم های ارتکابی از سوی جمهوری اسلامی در این زمینه پرداخته می شود:

- دستگیری، شکنجه و اعدام کلیه ی گروه های سیاسی مخالف رژیم و تلاش برای انهدام کامل این گروه ها و کلیه ی منابع و امکانات مالی و ملکی آنها.

- دستگیری، شکنجه، آزار و اعدام مخالفان دینی، سکولارها و کمینه های مذهبی و تحمیل تبعیض آشکار علیه آنها.

- دستگیری، شکنجه، آزار و اعدام همجنس گرایان.

- دستگیری، شکنجه و اعدام کلیه ی مخالفان سیاسی.

- تروریسم دولتی شامل انجام فعالیت های تروریستی علیه مخالفان سیاسی در خارج مرزهای ایران

- مجازات های بدنی‌: تازیان، قطع کردن دست یا پا.

در قانون کیفری جمهوری اسلامی، برای طیفی گسترده از جرائم، کیفر بدنی مقرر شده است، از جمله: "مصرف نوشیدنی های الکلی، سرقت، زنا، رفتار منافی با عفت عمومی، آمیزش آشکار زن و مرد".

تعیین کیفر بدنی بر محکوم به اعدام، با قاضی دادگاه است. در چنین مواردی، پیش از اجرای حکم اعدام، کیفر تازیانه به قصد تشدید درد مجرم جاری می شود.

افزون بر کیفر تازیان، نظام حقوقی جمهوری اسلامی قطع دست یا پای مرتکب به دزدی را نیز مجاز می داند. در چنین مواردی، دست یا پای محکوم پس از انتقال وی به بیمارستان و بی حس کردنش بریده می شود. پس از اجرای این کیفر، راه رفتن محکوم هتا به کمک عصا یا چوب بقل نیز دشوار خواهد بود.


موارد:
به حكم صادره از سوی دادگاه عمومی كلاردشت، چهارانگشت دست راست یک دزد در این شهر قطع شد. متهم كه ۳۵ ساله است، به اتهام ارتكاب ۸ فقره دزدی دستگیر و مجازات مربوطه در مورد وی در برابر چشم مردم اجرا شد.
(روزنامه ی کیهان، ۲۱ بهمن ۱۳۸۰).

قطع دست و پای دو نفر به اتهام دزدی. این دو نفر "بابک پیله ور" و "حسین رضا مهور" نام داشتند که پس از تایید دیوان عالی رژیم، در برابر چشم مردم در شیراز در مناطق دروازه كازرون و دروازه سعدی به اجرا درآمد. در مرحله ی نخست، اجرای این حكم تنها دست راست دزدان قطع شد و پس از بهبودی دست، در مرحله ی دوم پای چپ این دزدان نیز در برابر چشم مردم قطع خواهد شد.
(روزنامه ی کیهان، ۱۷ اردی بهشت ۱۳۸۱)

شعبه ی یک دادگاه انقلاب اهواز، دو نفر به نام های "رحیم. ع" و "صباح. م" را به قطع دست راست و پای چپ و ۱۰ سال زندان محکوم کرد. رای قطع پای این دو نفر در شعبه ی یک دادگاه انقلاب اهواز صادر و به تایید شعبه ی ۲۷ دیوان عالی کشور رسید . احکام بالا در زندان کارون اهواز به اجرا درآمد.
(اسکای نیوز، ۱۷ آبان ۱۳۸۵)

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پلیس، ساعت ۹ روز شنبه در اجرای دستور مقام قضایی زندانی "محمد حسین. ج" ٢٠ ساله به اتهام دزدی، محکوم به قطع دست شد. بر اساس حکم صادره این دزد به قطع چار انگشت دست راست محكوم شد. حکم مذکور با حضور مقام قضایی، ماموران قرارگاه انتظامی اهواز در محوطه زندان کارون به اجرا درآمد.
(پایگاه اطلاع رسانی پلیس ۱۷ دی ۱۳۸۵)

دادگستری استان کرمانشاه اعلام کرد که پسین روز ۷ اسپند ماه ۱۳۸۵، یک نفر به اتهام دزدی در ميدان وكيل آقا كرمانشاه در ملا عام قطع دست شد.
(تارنمای کرمانشاه نیوز)

بنا بر گزارش خبرنگار قدس در کرمانشاه، ، سر ساعت ۱۴ به تاریخ ۲۳ اردی بهشت ۱۳۸۶، حد کزایی شرعی قطع دست "آرش" در ملا عام در چار راه جعفر آباد كرمانشاه به اجرا در آمد.
(روزنامه ی قدس، ۲۵ اردی بهشت ۱۳۸۶)

به گزارش خبرنگار خبر جنوب، حوالی ساعت ٩ بامداد روز ۹ آبان ۱۳۸۶، انگشتان دست مردی ۳۵ ساله به نام "محمد حسین قاندی" به وسیله ی دستگاه ویژه در زندان عادل آباد شیراز قطع شد.
(روزنامه ی خبر کیهان، ۱۰ آبان ۱۳۸۶)

یک مرد افغانی به نام "رحمان" به اتهام دزدی، به قطع انگشتان دست محکوم و این حکم در روز ٢ آبان ١٣٨٨به اجرا گزاشته شد.
(روزنامه ی اعتماد، ۱۲ آبان ۱۳۸۸)

به گزارش روابط عمومی دادگستری خوزستان، در تاریخ ۲۸/۸/۱۳۸۸، "مرتزا. آ" به اتهام دزدی به قطع دست راست و پای چپ محکوم شد که این حکم در محل زندان کارون اهواز اجرا شد.
(دادگستری کل استان خوزستان ۱۸ آذر ۱۳۸۸)

به گزارش روابط عمومی دادگستری خوزستان، حکم قطع عضو یک نفر از محکومان به دزدی در این استان اجرا شد. در تاریخ ۲/۱۲/۱۳۸۸ (۲۱ فبریه ی ۲۰۱۰)، حکم قطع عضو "شوقی. ز"، در محل زندان کارون اهواز اجرا شد.
(دادگستری کل استان خوزستان، ۱۱ اسپند ماه ۱۳۸۸)

به گزارش خبرگزاری فارس از ماهشهر، دادستان عمومی و انقلاب این شهرستان در گفتگو با خبرنگار فارس اظهار داشت: "...دستگاه قضایی و انتظامی، فردی به نام "مرتزا. الف" را به اتهام دزدی به قطع دست و پا محکوم و این حکم نیز در زندان به اجرا درآمد.
(خبرنامه ی ماهشهر، ۲۴ فروردین ۱۳۸۹)

بر اساس حكم مرجع قضایی، یک نفر در ملایر به اتهام دزدی به قطع دست محكوم شد. حكم صادره با حضور مسئولان قضایی ملایر و نمایندگان اجرای احكام دادگستری استان همدان، به اجرا درآمد.
(روزنامه ی کیهان، ۱۲ تیر ۱۳۸۹)

به گزارش خبرگزاری فارس از همدان، "اكبر بیگلری" در جمع خبرنگاران از اجرای حكم قطع دست برای پنج نفر به اتهام دزدی در همدان خبر داد و اظهار داشت: "این حكم بامداد امروز در زندان مركزی همدان به مرحله ی اجرا درآمد".
(خبرگزاری فارس، ۳۱ تیر ۱۳۸۹)


سایر جرایم مصداق جنایت علیه بشریت
- سانسور گسترده و سازمان یافته علیه مطبوعات و رسانه های گروهی و مممنوعیت جامعه از دسترسی آزادانه به اطلاعات و افکار غیر دولتی، ایجاد محدودیت در دسترسی آزادانه ی جامعه به اینترنت و ماهواره. دستگیری و مجازات روزنامه نگاران، خبرنگاران و وبلاگ نویسان.

- اعتراف گیری خودسرانه ی دولتی از زندانیان سیاسی و نمایش آنها در رسانه های گروهی عمومی اعم از مطبوعات و تلوزیون های سراسری.
- اعمال مجازات های قضایی وحشیانه و قرون وسطایی چون بریدن انگشت های دست و پا، بریدن دست و پا و در آوردن چشم از حدقه، برابر با قوانین قصاص و مجازات های اسلامی.

- ایجاد گسترده ترین تبعیضات و پایمالی حقوق، نسبت به مهاجران و پناهندگی غیر ایرانی، به ویژه مهاجران و پناهندگان افغانی تبار. محدویت در ازدواج، اشتغال آزادانه و خدمات تحصیل رایگان برای ملیونها پناهنده و مهاجر افغانی و عراقی و غیره. اخراج اجباری و خشونت آمیز ملیونها پناهنده و مهاجر افغانی تبار از ایران.


- ممنوعیت ایجاد تشکل های سیاسی مخالف نظام.
- ممنوعیت ایجاد تشکل ها و اتحادیه های صنفی کارگری و کارمندی.
- ممنوعیت حق اعتصاب، تجمعات اعتراضی صنفی یا سیاسی. سرکوب خشونت آمیز هر تجمع مخالف دولت.
- توقیف ها و دستگیری های خودسرانه ی دولتی.
- مداخله ی خودسرانه ی دولتی در زندگی خصوصی افراد و در امور خانوادگی، اقامتگاه ها و مکاتبات و ارتباطات مخالفین سیاسی و کنترل پلیسی شبکه ی ارتباطی مخالفان سیاسی با افراد خانواده، بستگان و دوستان خود.
- ممانعت از ورود مخالفان سیاسی خارج کشور.
- محدودیت در اشتغال و سفر برای مخالفان سیاسی.
- وادار کردن افراد به شرکت در تجمعات و برنامه های سیاسی - مذهبی دولتی.
- محروم کردن افراد از حق نامزد شدن در اداره ی امور سیاسی قضایی اجرایی کشور و به تبع آن محروم کردن جامعه از حق مشارکت آزادنه در انتخابات و رای دادن به نمایندگان واقعی خود.
- ایجاد محدودیت در پوشش زنان و مردان.
- محروم کردن جامعه از حق شرکت آزادانه در فعالیت های هنری، فرهنگی، اجتماعی مورد نظر خود. ایجاد محدودیت های سیاسی و مذهبی در انتشار آثار هنری و فرهنگی.
- وابستگی کامل سامانه ی قضایی به دولت و رویه های سیاسی دولت. بدینگونه، سامانه ی قضایی کشور به طور کامل در خدمت دولت و رژیم سیاسی قرار گرفته و با هر مخالف سیاسی، برخورد قضایی می شود.
- وادار کردن زندانیان به اعتراف و شهادت علیه خود از راه شکنجه و آزارهای فیزیکی روحی و روانی.
- محرومیت مجرمان و زندانیان، به ویژه زندانیان سیاسی از حقوق و تضمین های نخستی انسانی از جمله تفهیم اتهام حق، داشتن وکیل و حق دفاع آزادانه و امن از خود در برابر اتهامات.
- محرومیت کل جامعه از برقراری یک ساختار سیاسی مبتنی بر دخالت مستقیم و مستمر مردم و جایگزین کردن آن به سامانه ای مبتنی بر دخالت مستقیم و مستمر نیروهای نطامی و امنیتی رژیم.
- سلب آسایش و امنیت جامعه و تحمیل یک جنگ بیهوده ی هشت ساله به مردم، که در اثر آن ملیون ها تن کشته و زخمی و اسیر شده و در اثر آن سلامت جسمی، روحی و روانیشان به خطر افتاد.
- اقدام برای تولید سلاح های اتمی به قصد امتیاز گیری و بهره برداری سیاسی و به خطر انداختن صلح و امنیت جهانی.

اینها تنها گوشه ای از دریای بیکران اتهامات سرکردگان جمهوری اسلامی از جمله آخوند هاشمی‌ شاهرودی است.

همین جستار در کیهان سوئد

۱۳۹۶ دی ۲۱, پنجشنبه

آیت‌ الله شاهرودی، قاضی مرگ، از آلمان گریخت

در حالی که صدور روادید برای آخوند شاهرودی از سوی دولت آلمان مورد انتقاد است، دولت این کشور مانع خروج فردی که رسانه‌ های آلمان او را "قاضی مرگ" نامیده‌ و در دادستانی این کشور علیه او پرونده ای گشوده شده است، نشد.


معترضان در فرودگاه هامبورگ تجمع کرده‌ و یک شاهد اعلام کرده که آخوند شاهرودی را سوار بر ویلچر دیده است. گفته می‌ شود روند درمانی آخوند شاهرودی نیمه‌ تمام مانده، اما از هراس بازداشت، خاک آلمان را ترک کرده است.

آنگونه که یک کارمند ایرانی فرودگاه هامبورگ به تظاهر کنندگان علیه سید محمود هاشمی‌ شاهرودی عراقی می‌گوید، این آیت‌ الله روز پنج شنبه ۲۱ اُم دی‌ ماه، با پرواز ساعت یک و ۲۵ دقیقه ی هواپیمایی ایران‌ ایر، به سوی ایران پرواز کرده است.

تارنمای روزنامه ی معروف "بیلد" هم، تصاویری از اسکورت آخوند شاهرودی به سوی فرودگاه منتشر کرده است.

مینا احدی، کنشگر سیاسی و از هموندان کمپین محاکمه ی سید محمود هاشمی شاهرودی عراقی، که در تجمع اعتراضی در فرودگاه هامبورگ حضور داشت، گفت:

"من در فرودگاه هامبورگ هستم و الان خبر دادند که با ویلچر شاهرودی را بردند و سوار هواپیما کردند. یک کارمند ایرانی فرودگاه هامبورگ هم گفت که او را سوار هواپیما کردند. اینجا تظاهرات است و از خبرگزاری‌ ها و تلوزیون‌ های مختلف برای پوشش این خبر آمده‌ اند و خانمی چند دقیقه پیش به ما اطلاع داد که شاهرودی را سوار بر ویلچر دیده که او را می‌ بردند".



وی درباره ی وضعیت جسمانی آخوند شاهرودی گفت:
"ما از بیمارستان خبر داریم که حالش مساعد نبوده، عمل جراحیش انجام نشده و فرتورهایی که از او در ف. بوک هست، متعلق به پیش از تشدید بیماری اوست. حال او خوب نیست، اما با این وجود او را بردند".

احدی گفت:
"ما همچنان در فرودگاه هستیم تا مصاحبه‌ هایی در این باره با شبکه ی "ان. د. ار" آلمان انجام دهیم. اینکه شاهرودی را تا فرودگاه هامبورگ آورده‌ اند، معتبر است و خبرنگار بیلد هم او را تعقیب کرده و تصاویرش را هم منتشر کرده است. هواپیما ساعت یک و ۲۵ دقیقه پرواز داشت و به احتمال زیاد او را برده‌ اند و یک نفر هم شهادت داده است".

روزنامه ی بیلد نوشت که بامداد روز پنج شنبه، آیت‌ الله سید محمود شاهرودی، قاضی مرگ عراقی - ایرانی، بیمارستان اعصاب هانوفر را که برای درمان تومور مغری در آن بستری شده بود، ترک کرد.



این گزارش حاکی‌ از آن است که ساعت ۱:۲۵ دقیقه ی پس از نیمروز، شاهرودی و همراهانش با هواپیمای حکومتی ایران ایر از فرودگاه هامبورگ، به سمت تهران پرواز می‌ کند. بیلد گزارش کرده که فرودگاه از سوی نیروهای پلیس فدرال آلمان حفاظت می‌ شود تا آیت‌ الله برای نخستین بار با خدمات حمل و نقل هوایی فرودگاه منتقل شود. بیلد نوشته که احتمالن او در فاصله ی کوتاهی پیش از خروج، با اسکورت در میان چند لیموزین‌ به بخش چپ انتهای هواپیما هدایت می‌ شود.

این روزنامه نوشته که دوره ی درمان پزشکی این ملا تکمیل نشده و او از هراس پیگرد قانونی از سوی دادگستری آلمان، پس از تشکیل پرونده ی "جنایت علیه بشریت"، این کشور را ترک می‌ کند. این روزنامه همچنین نوشت:

"قاضی مرگ ایرانی، ظاهرن برای فرار از دادگری آلمان، این کشور را به قصد ایران ترک می‌ کند".


هنوز معلوم نیست که شکایت های متعددی که علیه آخوند شاهرودی تسلیم دادستان های آلمانی شده است، در غیاب او بررسی خواهد شد یا نه. وزارت خارجه ی آلمان، خبر بازگشت آخوند شاهرودی به ایران را در پس از نیمروز روز پنج شنبه ٢١ دی ماه، تایید کرد. پیشتر پلیس هانوفر گفته بود که آیت الله شاهرودی پیش از نیمروز همین روز، بیمارستان مغز و اعصاب هانوفر را ترک کرده و خبر رسیدن او به هامبورگ نیز تایید شده است.

"فولکر بک" نماینده ی پیشین حزب سبزها در مجلس فدرال آلمان، شامگاه دیروز در توییتر نوشته بود که قرار است آخوند شاهرودی حدود ساعت یک و نیم پس از نیمروز، با یک هواپیمای ایران ایر، خاک آلمان را به مقصد ایران ترک کند.

ایرانیانی که برای اعتراض علیه فرار آخوند شاهرودی در فرودگاه هامبورگ جمع شده بودند، به رادیو بین‌ المللی فرانسه گفتند که پرواز هواپیمایی را که قرار بوده شاهرودی را به ایران منتقل کند دیده اند، اما موفق به دیدن خود او نشده اند. خبر بازگشت آخوند شاهرودی را وزارت خارجه ی آلمان با دو ساعت و نیم تاخیر تایید کرد.

در سه روز گزشته، یک سیاست مدار هموند حزب سبزها، جامعه ی تحقیقات اخلاق و سیاست و چند جمعیت دیگر آلمانی و ایرانی شکایت هایی علیه آخوند شاهرودی تسلیم دادستانی کل و دادستان هانوفر کردند. در صورت پذیرش رسمی این شکایت ها، دولت آلمان مجبور می شد تا آخوند شاهرودی را دست کم تا اعلام نظر دادستان ها در بازداشت نگاه دارد.

در کنار شکایت از شاهرودی، پروفیوز مجید سمیعی فرنشین ایرانی بیمارستان خصوصی مغز هانوفر نیز، که همواره مناسباتی نزدیک با سرکردگان جمهوری اسلامی داشته است، با انتقادهای شدیدی روبرو شد. از جمله فرنشین حزب دمکرات مسیحی آلمان در ایالت نیدرزاکسن خطاب به او نوشت:
"شما بهتر از من می‌ دانید که مسئولیت یک پزشک، او را مجبور به پذیرفتن هر کسی نمی‌ کند که در می‌ زند". سمیعی در دفاع از اقدام خود، به دروغ منکر آن شده است که آخوند شاهرودی را پیش از پذیرش می‌ شناخته است.


خبر محرمانه چگونه درز کرد ؟
خبر بستری بودن آخوند شاهرودی در آلمان، حدود دو هفته مخفی نگاهداشته شده بود، اما روز آدینه ۱۵ اُم دی ماه، با انتشار فرتوری در پایگاه اینترنتی "ابنا" وابسته به جمهوری اسلامی از پرده بیرون افتاد و خشم افکار همگانی را برانگیخت. در این فرتور، آخوند شاهرودی روی تخت بیمارستان در آلمان در حالی دیده می شد که فرنشین مرکز اسلامی هامبورگ و پروفیوز مجید سمیعی بر بالین او به خوش و بش مشغول بودند.

انتشار گسترده ی این خبر در رسانه های آلمانی و پارسی زبان، سبب شد که گروه های آلمانی و ایرانی برای تعقیب قضایی فرنشین پیشین قوه ی قضاییه ی جمهوری اسلامی که اصالت عراقی دارد، وارد ماجرا شوند.

اتهاماتی که باید بررسی می‌ شد
فولکر بک نماینده ی حزب سبزها نخستین سیاستمدار آلمانی بود که در شکایت خود، آخوند شاهرودی را به "جنایت علیه بشریت" متهم کرد و خواستار بازداشت و محاکمه ی او شد. وی در شکایت خود نوشته بود که شاهرودی در ده سال فرنشینی خود بر قوه ی قضاییه ی رژیم، صدها حکم اعدام برای زندانیان ایرانی صادر کرده که برخی از آنها نیز نوجوان و افراد نابالغ بوده اند.

روز ١٩ اُم دی ماه، روزنامه ی معتبر "فرانکفورتر آلگماینه"، آخوند شاهرودی را مسئول صدور صدها حکم اعدام معرفی کرد و نوشت که گروه های مدافع حقوق بشر او را متهم به نقض حقوق ملل کرده اند.

هم زمان با طرح شکایت های متعدد، ایرانیان نیز بارها در برابر بیمارستان خصوصی مغز هانوفر متعلق به پروفیوز مجید سمیعی، دست به تظاهرات زدند و فراکسیون حزب سبزها در پارلمان ایالتی نیدرزاکسن با مرکزیت هانوفر، از این اعتراضات پشتیبانی کرد.

پلیس هانوفر محل بستری شدن آخوند شاهرودی را از روز سه شنبه ١٩ اُم دی ماه، به شدت تحت کنترل گرفت. به گفته ی شاهدان عینی، در حدود سه هفته ای که شاهرودی در بیمارستان مغز بستری بود، یک محافظ شخصی ایرانی نیز مراقب او بود.


دلایل سیاسی فراری دادن شاهرودی
شاکیان آخوند شاهرودی اکنون دولت آلمان را متهم می کنند که به خاطر حفظ منافع خود در ایران، زیر فشار جمهوری اسلامی برای فراری دادن آخوند شاهرودی، مانع از کار دادستان کل و دادستان هانوفر شده است.

به نوشته ی نشریه ای که دیدگاه های محافظه کاران لیبرال آلمان را بازتاب می دهد، شکایت های تسلیم شده علیه آخوند شاهرودی، همه بر پایه ی ماده های ٧ و ١٢٠ حقوق ملل تنظیم شده اند. به این دلیل شاهرودی در صورت بازداشت، باید از سوی دولت آلمان تسلیم دیوان عالی حقوق بشر در لاهه می شد. این امر می توانست بر مناسبات اقتصادی آلمان و ایران تاثیری مخرب بگزارد. این مناسبات پس از توافق احمقانه ی اتمی آمریکا با جمهوری اسلامی، به شدت تقویت شده است.

هنوز معلوم نیست که آیا شکایت های تسلیم شده علیه آخوند شاهرودی، در غیاب او مورد رسیدگی قرار خواهند گرفت یا با فرار او پرونده در آلمان بسته شده است.

در آستانه ی فرار آخوند شاهرودی از آلمان، عبدالکریم لاهیجی رئیس فدراسیون حقوق بشر در گفتگویی با رادیو آلمان گفته بود که دولت آلمان می تواند بر پایه ی قانون "صلاحیت جهانی"، شاهرودی را دستگیر و دست کم تا تعیین تکلیف شکایت‌ ها بازداشت کند. اما اگر به شکایت‌ ها رسیدگی نشود، اعتبار دادگستری مستقل آلمان آسیب بسیاری خواهد دید.

در یک هفته ی گزشته، رسانه‌ های آلمانی از آخوند شاهرودی به عنوان "قاضی مرگ"، "مسئول اعدام کودکان" و "قاضی تندرو" نام بردند و بازگشت او به ایران را "فرار از چنگال عدالت" خواندند.

همین جستار در ایران گلوبال

همه ی ایرانیان دادخواه، در انتظار محاکمه ی آخوند شاهرودی عراقی

همانگونه که آگاهید، آخوند هاشمی شاهرودی عراقی در بیمارستان اعصاب شهر هانوفر به فرنشینی مجید سمیعی بستری است. پریروز ناصر کشکولی در هانوفر به بیمارستان رفت و گفت من هموند هیئت ضد اعدام هستم و آمده ام تا آخوند شاهرودی را ببینم، چون می خواهم به او اعلام کنم که بایست دستگیر و محاکمه شود. پروفیوز سمیعی به دیدار ناصر کشکولی در پذیرش آمد و هم زمان به پلیس زنگ زد و پلیس پس از شنیدن سخنان ناصر کشکولی از او خداحافظی کرد !!


پروفیوز سمیعی پس از این جریان گم و گور و پیدایش نیست.

دیروز مطلع شدیم که دست بر قضا، نخستین کسی که علیه حضور شاهرودی شکایت کرده، یک نماینده ی پیشین مجلس آلمان است. دادستانی آلمان، یک سامانه ی دقیق برای بررسی این شکایت گزاشته است. تاکنون صدها ایرانی مدعی شدند که شاکی خصوصیند. ما داریم شکایت ها را جمع می کنیم. 

مینا احدی فرنشین هیئت ضد اعدام و سنگسار، با مجلس اروپا تماس گرفته است. با جامعه ی وکلای آلمان تماس گرفته است و هدف همه ی شاکیان خصوصی، آیت الله شاهرودی است. ضمنن ایشان یک سری پرونده هایی را که شاهرودی دستور اعدامشان را داده دنبال کرده است. محض اطلاعتان، افزون بر اعدام فرزاد کمانگر و فاطمه حقیقت پژوه، این شخص به تنهایی حکم اعدام ۱۴ کودک را صادر کرده است.

تاکنون تقریبن تمام رسانه های مهم آلمان این خبر را پوشش داده اند. بیلد تسایتونگ، آلگماینه هانوفر، فوکوس و ... .
از دیروز تاکنون، از حزب سبز، چپ ها و گروه های آلمانی، مدام با کمپین تماس می گیرند. بر اساس آخرین خبر، وکلای ایرانی در فرانکفورت و کنشگران حقوق بشر،  داوطلبانه به ما کمک می کنند. هنوز کار زیاد داریم. از همه و هر کسی می خواهیم کمک کند. کارهایی که داریم اینهاست:

۱. پوشش این اخبار در داخل و خارج کشور؛ به ویژه ما می خواهیم دل مردممان در داخل گرم بشود و عدالت اجرا شود. نمی گزاریم صدای مردم و. خانواده های بی گناه و ستمدیده را خاموش کنند.

۲. با مقامات مجلس اینجا، احزاب، گروه ها، رسانه ها، جامعه ی پزشکان، با مردم اینجا در شهرهای مختلف تماس بگیرید. تلفن کنید، اعتراض کنید، توضیح بخواهید. همه ی این کارها را هم یا با ویدئو یا با گزارش به اطلاع مردم برسانید.

۳. شما هم در شهر هایی که هستید این کمپین را الگوی خود کنید. دست همه و هر کسی قدم برداشته درد نکند. جلوتر بیایید. محکم تر دست ها را به هم بگیرید. اکنون وقت افتراق و ناامیدی و نق زدن نیست. ما هشتاد ملیونیم. وقتی داخل حقن ساکت تر می شود، هیچ عیبی ندارد، خارج بایست جبران کند. دیروز در بیشتر از سی شهر در پایتخت های مهم جهان، تظاهرات بوده است.


عشق کردن دارد !!
درود بر شما که حمایت خواهید کرد تا باز ایران مهد آزادی برابری و قانونمندی گردد.

همین جستار در کیهان سوئد

۱۳۹۶ دی ۲۰, چهارشنبه

می خواهد فرار کند: آخوند شاهرودی امروز از آلمان می گریزد !!

بی درنگ و پس از اعلام گشایش پرونده برای آخوند شاهرودی عراقی و علنی شدن شماره ی پرونده ی شکایت علیه وی، رژیم جمهوری اسلامی برای خارج کردن و فراری دادن شاهرودی از آلمان به تکاپو افتاده است.


اگر جمهوری اسلامی آخوند شاهرودی را فراری دهد، در واقع اقدامی بر خلاف قوانین آلمان روی داده است. خبر احتمال فرار آخوند شاهرودی از آلمان، برای دادستان فرستاده شده است. 

ایرانیان دادخواه فردا ساعت ١٢ نیمروز در برابر فرودگاه هامبورگ تجمع خواهند کرد. شایعه شده که فردا آخوند شاهرودی را بین مسافرین عادی پنهان کرده و با پرواز ایران ایر در ساعت ١٣.٢۵ قصد دارند وی را روانه ی ایران کنند تا در برابر احتمال دستور بازداشت و محاکمه ی او در آلمان مقاومت کرده باشند. کمپین دستگیری و محاکمه ی آخوند شاهرودی عراقی، همه ی این گونه دست آویزی های حکومتی را زیر نظر دارد و از همه ی ایرانیانی که می توانند، فراخوان می کند تا برای اعتراض به فراری دادن آخوند شاهرودی، فردا در برابر فرودگاه هامبورگ تجمع کنند.

برای آخوند شاهرودی، "پرونده ی رسمی جنایی" گشوده شد
به دنبال کنفرانس مطبوعاتی سه شنبه در برلین، آقای فولکر بک (VOLKER BECK) نماینده ی پیشین پارلمان آلمان و شاکی اصلی علیه آخوند شاهرودی، پرونده برای آخوند شاهرودی در آلمان رسمن باز شده و شاکیان از ایران و خارج کشور می توانند با ذکر شماره ی این پرونده، مستقیمن شکایات خود را به دادستان کل آلمان بفرستند:

شماره ی پرونده ی شاهرودی: 3 ARP 4/18-4
رایانشانی: Poststelle@Generalbundesanwalt.de
رایانشانی مینا احدی: minaahdi26@gmail.com


همین جستار در کیهان سوئد

آیا طرح شکایت از آخوند شاهرودی عراقی به سرانجام خواهد رسید ؟

هم اینک موج اعتراضات ایرانیان علیه حضور یکی از بلند پایه ترین سرکردگان رژیم، به همه ی رسانه ها و به ویژه رسانه های آلمانی گسترده شده و همه در جریان قرار گرفته اند که شکایت های بسیاری از سوی صدها ایرانی به دیوان عالی دادگستری آلمان به جهت به محاکمه کشاندن آخوند شاهرودی عراقی، مطرح شده است.

فولکر بک نماینده ی پیشین بوندس تاگ
فولکر بک نماینده ی بوندس‌ تاگ در فاصله ی سال‌ های ۱۹۹۴ تا ۲۰۱۷، هموند هیئت حقوق بشر در مجلس فدرال آلمان بوده است. فولکر بک می گوید:
"من سال ۲۰۰۶ به ایران سفر کردم و با نمایندگان مجلس رژیم گفتگوهای بسیاری در مورد وضعیت حقوق بشر داشتم. با نمایندگان نهادهای مذهبی و نمایندگان کمینه های دینی در ایران دیدارهایی داشتم. من سال‌ ها هموند هیئت حقوق بشر بودم و گزارش‌ های مربوط به نقض حقوق بشر در ایران را دنبال می‌ کردم. نمی‌ شود که آیت‌ الله‌ ها مردم ایران را سرکوب کنند، زنان، دگر اندیشان، همجنس‌ خواهان و بعد ما چشممان را ببندیم و هیچ‌ نگویم".

فولکر بک ادامه می دهد:
"من امیدوارم که دولت آلمان به شاهرودی مصونیت سیاسی نداده باشد، چون وی هموند دولت نیست. در ضمن نباید فرصت را هم از دست داد".

کسانی که طرح شکایت علیه این موجود خونخوار را مطرح می کنند، یا خود یا خانواده و دوستانشان از قربانیان جنایات رژیم محسوب می شود. آنچه که خواهان برقراری آن هستیم، یک دادگری از سوی دستگاه قضایی آلمان می باشد تا فردی که مرتکب اعدام و سنگسار و شکنجه ی هم میهنانمان شده است و هتا کودکان را نیز اعدام کرده، محاکمه شود، مقصر شناخته شود و به سزای کارهای پلیدش برسد.

اما آیا طرح این شکایت و مطالبه ی خواسته های ما در این چارچوب، به نتیجه ی مطلوب خواهد رسید ؟

باید نگاهی به گزشته کرد و از خود پرسید آیا عاملان جنایت علیه زنده یاد شاهپور بختیار، فریدون فرخزاد و هتا ترور یکونوس، به نتیجه ی دادگرانه ای رسید و آیا آمران و عاملان جنایات دستگیر و محاکمه شدند ؟

ما همگی در حالی از خبر حضور این آخوند خونریز در آلمان آگاه شدیم که مقصد سفر او نه تنها اعلام نشده بود، بلکه در آغاز رژیم این واقعیت را کتمان می کرد که وی از کشور خارج شده است و سپس که این نقشه به هم خورد، شایع شد که وی برای درمان مرض خود به انگل ستان رفته است و آرام آرام و با کمی تاخیر، در نهایت متوجه شدیم که وی در آغوش پزشک حکومتی پروفیوز سمیعی آرام گرفته و در حال لاس و خوش و بش با وی می باشد.

اما آیا آخوند شاهرودی دارای مصونیت دیپلماتیک است ؟ و اگر چنین باشد، آیا با طرح شکایت از وی در دادگاه، می توان همچنان مانع خروج او از آلمان گشت و هتا او را به دادگاه کشید ؟


آخوند شاهرودی زیر احکامی را امضا کرده است که منجر به اعدام دست کم ۲۰۰۰ ایرانی شده است. این جنایت علیه بشریت است و با همین دادخواست است که فوبکر بک نماینده ی پیشین بوندس تاگ (مجلس آلمان)، پا پیش نهاده است. چنین موجود خونریزی و اسلام مداری که چرک ایمان و گند زهد اسلامی عربی از همه ی وجودش می بارد، یکی از نامزدان جدی دیکتاتوری ولایت فقیه پس از آخوند خامنه ای است.

تاکنون هیچ رسانه ای درباره ی احتمال داشتن مصونیت دیپاماتیک آخوند هاشمی شاهرودی سخنی نگفته است.

مصونیت دیپلماتیک، گونه‌ ای از مصونیت قانونی است که دو کشور در قبال یکدیگر متعهد می‌ شوند که دیپلمات‌ ها و مقامات ارشد دولتی یکدیگر را تحت پیگرد قانونی قرار ندهند؛ اما همچنان امکان اخراج آنان وجود دارد. مصونیت دیپلماتیک همچنین شامل کارمندان ملل متحد و زیر مجموعه‌ های آن سازمان که در ماموریت‌ های کاری باشند نیز می‌شود. این مصونیت به عنوان یک قانون بین‌ المللی مبتنی بر معاهده ی وین، پیرامون روابط دیپلماتیک (۱۹۶۱) برقرار گشته است، اما پیش از آن نیز از پیشینه ای طولانی برخوردار بوده است.

آخوند سید محمود هاشمی شاهرودی عراقی، در نجف عراق زاده شده و در حال حاضر ۶۹ ساله است. او پس از شورش ۵۷ از نجف به ایران آمد و با ایجاد "مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق"، با حکومت صدام حسین مبارزه می‌ کرد. آخوند شاهرودی هموند شورای نگهبان و چارمین فرنشین قوه ی قضاییه ی رژیم بود. از تابستان امسال، چند ماه پس از ترور آیت الله مردار اکبر هاشمی رفسنجانی، وی به فرنشینی مجمع تشخیص مصلحت رژیم منصوب شده است.

این در حالیست که آلمان در سال ۲۰۰۲ قوانین جزایی خود را بین‌ المللی کرد؛ یعنی تمام آنچه که جنایت علیه بشریت به شمار می‌‌ رود، از اعدام تا شکنجه، بر اساس قوانین آلمان قابل پیگرد است. این یعنی اگر شهروندان ایرانی از فردی همچون آخوند شاهرودی عراقی شکایت کنند، دادستان آلمان موظف است که این شکایت را پیگیری کند.

قوانین آلمان به اعتبار یک مفهوم تازه در حقوق جزایی بین‌ المللی با عنوان "صلاحیت جهانی"، دگرش پیدا کردند. این دگرش در ارتباط با دو کنوانسیون بین‌ المللی است. یکی عهد‌ نامه ی مربوط به شکنجه و مجازات‌ های بدنی که سال ۱۹۸۴ به تصویب رسیده و ۱۶۰ کشور به آن پیوسته‌ اند. بر اساس این عهد نامه بود که در سال ۱۹۹۸، یک قاضی اسپانیایی از پینوشه دیکتاتور پیشین شیلی در جریان سفری درمانی به لندن شکایت کرد و خواستار محاکمه ی او شد. بریتانیا هر چند پینوشه را به اسپانیا تحویل نداد، اما ديکتاتور پیشین شيلی به مدت ۱۶ ماه در بریتانیا تحت بازداشت خانگی قرار گرفت تا اينکه سرانجام به دلیل وضع نامساعد جسمی آزاد شد و به شیلی بازگشت.

قوه ی قضاییه ی رژیم نه تنها شکنجه بلکه حکم قطع عضو هم صادر می‌ کند. غیر از آن باید اساس‌ نامه ی رم را هم در نظر گرفت که تشکیل دادگاه جزایی بین‌ المللی برای جرايم بین‌ المللی مانند جرم "جنایت علیه بشریت" را بررسی می‌ کند. وقایع سال ۱۳۸۸ یعنی سرکوب تظاهرات مسالمت‌ آمیز مردم در ایران، مسئولیت بازداشت بیش از ده هزار نفر، محکومیت‌ های سنگین یا فاجعه ی کهریزک را هم می‌ توان به عنوان جنایت علیه بشریت مطرح کرد، چون سازمان داده شده بودند.

همین جستار در کیهان سوئد

پروفیوز مجید سمیعی، پزشک آخوند شاهرودی آدمکش و کلاهبردار یا "ابر جراح"

پروفیوز مجید سمیعی یکی از پدیده‌ های رژیم اسلامی است، اگرچه در خارج از کشور به سر می‌ برد. نکته‌ ی جالب این است که رژیم اسلامی هم او را "ابر جراح" [۱] خطاب می‌ کند و هم حقه‌ باز و کلاهبردار !!


پس از زخمی شدن خامنه‌ ای در انفجار مسجد ابوذر در تیر ماه ۱۳۶۰، پروفیوز سمیعی به عنوان جراح مغز و اعصاب از آلمان برای مداوای وی به ایران سفر کرد. وی پس از معاینه ی خامنه‌ ای، تاکید کرد که شانسی برای بهبود دست وی نیست. [۲] از قرار معلوم، روابط او با رژیم اسلامی از همانجا آغاز و به سفرهای متعدد وی به ایران نیز منجر شد. بیمارستان سمیعی در رشت در سایه‌ ی تلاش‌ های وی ساخته شد.

ساختمان مرکز بین‌ المللی علوم اعصاب در شهر هانوفر آلمان، به شکل مغز ساخته شده است که از سوی سمیعی اداره می‌ شود. در یکی از سفرهای سمیعی به ایران در سال ۱۳۸۹، قرار شد مرکزی درمانی با ساختمانی مشابه در تهران ساخته شود. ساخت این مرکز در زمین های منطقه ی ۲۲ تهران با تبلیغاتی گسترده همراه بود، اما انجام پروژه در مرحله اسکلت فلزی بازایستاد.
او مداوای بسیاری از چهره‌ های رژیم اسلامی را به عهده داشته و در حال حاضر مسئولیت مداوای آخوند هاشمی‌ شاهرودی رییس مجمع تشخیص مصلحت رژیم را نیز در هانوفر آلمان بر عهده دارد. وی پیشتر به تیم معالج آخوند مهدوی کنی رییس مجلس خبرگان رژیم پیوست، اما نتیجه‌ ای حاصل نشد. [۳]

رضا باقری یکی از هموطنان ایرانی در آلمان در حساب ف. بوک خود یادداشتی را به اشتراک گزاشت که ما را با چهره‌ ی سمیعی بیشتر آشنا می‌ کند. در یادداشت او آمده است:‌

"در سال ۱۹۹۹ برادر همسر من در سن ۲۱ سالگی با مرض سرطان مغزی وارد آلمان شد. با دکتر سمیعی در هانوفر تماس گرفتم و تقاضای یک ویزیت نمودم. ایشان پرسیدند آیا پرداخت ویزیت شخص می‌ باشد یا از طرف سوسیال آمده ؟ من گفتم او پناهنده ی سیاسی است؛ ولی هر قدر پول ویزیت باشد پرداخت می کنم. ایشان گفتند بهتر است دکتر دیگری را در فرانکفورت جستجو کنید. در مقابل اصرار ما که او نیاز به قوت قلب از راه یک دکتر ایرانی مثل شما را دارد؛ گفتند من هیچ گونه کمکی نمی‌ توانم بکنم. و خواهان قطع مکالمه شد. در هر صورت پس از مدت کمی برادر همسر من فوت کرد؛ اما این تقاضا و جواب منفی دکتر سمیعی را هیچوقت فراموشم نمی‌ کنم".


با این حال مقامات نظام پزشکی رژیم او را حقه‌ باز می‌ نامند. سمیعی در سال ۲۰۱۴ مدعی شد که دانشکده ی جهانی جراحان مغز و اعصاب، جایزه ی این دانشکده با عنوان جایزه ی عصب زرین (Golden Neuron Award) را به وی اعطا كرده است. پزشک محمد مهدی قیامت معاون آموزشی و پژوهشی رییس سازمان نظام پزشکی رژیم، با بیان اینکه جایزه اعطا شده به پروفیوز سمیعی ارزش علمی ندارد، گفت:

"متخصصین و مسئولان جامعه ی پزشكی به خوبی می‌ دانند كه پروفیوز سمیعی در حال حاضر اجازه ی کار در کشور آلمان را ندارد، ضمن اینكه پزشکان آنجا نیز شناخت چندانی درباره ی وی ندارند".

به گفته ی كارشناس خبره ی جرایم پزشكی، پروفیوز سمیعی "با سوار شدن بر موج رسانه‌ ای، بیمارانی را که هتا برخیشان بضاعت گزراندان امورات زندگی روزمره ی خود را هم ندارند، به مرکز هانوفر منتقل می‌ کند؛ در واقع آنجا را از بیماران ایرانی پر می‌ کند و اغلب بیماران نیز ناخرسند بر می‌ گردند".

وی همچنین افزود:
"شوربختانه برخی افراد و چهره‌ ها پول می‌ دهند تا جایزه دریافت نمایند. نمونه‌ های آن نیز چندی پیش و در پی انتشار اخبار رسمی درباره ی چند چهره در عرصه ی ورزش بود كه همگان دیدند چه مسایلی درباره ی این جوایز و پول‌ های پرداختی وجود داشت. در امور پزشكی مشابه نیز، یكی از مصداق‌‌ ها پروفیوز سمیعی است".

پزشک قیامت تاکید کرد:
"در واقع جایزه‌ هایی بار علمی دارند که مورد تایید مراکز شناخته شده ی رسمی و جهانی باشند. حال آنكه شوربختانه پروفیوز سمیعی از راه ارتباطاتی که دارد، با ایجاد انجمن‌ های ساختگی، عده‌ ای را به عنوان مسئول اجرایی و دست اندر كار در چنین مراكزی معرفی می‌ کند و سپس آنها او را به این القاب و عناوین مفتخر می‌ کنند !!" [۴]

ایرج فاضل وزیر پیشین رژیم در وزارت خانه‌ های بهداشت و علوم که در حال حاضر فرنشین نظام پزشکی است نیز، در رابطه با پروفیوز سمیعی گفت:

"همانگونه كه پیشتر نيز گفته‌ ام، سپردن سکان جراحی مغز و اعصاب كشور به پروفیوز سمیعی صد در صد اشتباه بود". [۵]

استاد بهروز برومند که از او در رسانه‌ های ‌داخلی به عنوان "پدر علم نفرولوژی ایران یاد می‌‌ کنند"، در این باره گفت:

"به عقیده ی من جوایز علمی را معمولن باید بر اساس اکتشاف‌ ها یا ابداع های بسیار خاص و منحصر به فرد اعطا کنند، حال آن که نمی‌ دانیم پروفیوز سمیعی بابت کدامین اکتشاف یا اختراع علمی - پزشکی، به این عنوان نائل آمده. ضمن اینكه، تا آنجا كه می‌ دانیم ایشان در آلمان و اروپا چند سالی است كه بازنشسته شده‌ اند !!" [۶]



روزنامه ی آلمانی، عمدن تصویر پروفیوز سمیعی را از فرتور حذف کرده است
تارنمای حکومتی تابناک هم در این مورد نوشت:

"اما اشکال بزرگ‌ تر هنگامی آشکار می‌ شود که می‌ بینیم این جایزه را سازمانی با نام "دانشکده ی جهانی جراحی اعصاب" (WORLD ACADEMY OF NEUROLOGICAL SURGERY) به پروفیوز سمیعی اعطا کرده که نهادی خصوصی، ناشناخته و البته تقریبن تازه کار است که از سوی هیچ نهاد علمی تایید نشده و بیشتر به جمعی دوستانه و دورهمی شباهت دارد تا یک نهاد معتبر علمی که رویکردهای دقیقی برای پاسداشت جایگاه دانش و دانشمندان داشته و تلاش دارد در پیشبرد اهداف پزشکی گام بردارد؛ آنگونه که در تارنمای این نهاد آمده، دانشکده ی جهانی جراحی اعصاب که معلوم نیست مقرش در کجاست و در کدام کشور به ثبت رسیده، در سال ۲۰۰۵ آغاز به کار کرده و تاکنون چار استاد را در مقاطع زمانی نامنظم، بر پایه ی اسلوب نا‌آشکار، مستحق اعطای جایزه و عنوان عصب زرین (Golden Neuron Award) دانسته است که آخرینشان پروفیوز سمیعی است". [۷]

اما چیزی نگزشت که وزرای علوم و بهداشت دولت آخوند روحانی، روز سه شنبه ۲۴ فروردین ماه ۹۵ به استقبال پروفیوز سمیعی رفتند و در مراسم ستایش و سپاسگزاری از تلاش‌ های مستمر و بنیادین وی در دانشگاه علوم پزشکی ایران شرکت کردند. این مراسم با حضور دکتر سورنا ستاری معاون علمی و فناوری رییس‌ جمهور رژیم، دکتر سید حسن هاشمی وزیر بهداشت و دکتر محمد فرهادی وزیر علوم،  در سالن مرکز همایش‌ های رازی دانشگاه برگزار شد و دکتر حاجی میراسماعیل رییس دانشگاه علوم پزشکی ایران، هموندان هیئت رییسه، دانشجویان و اساتید دانشگاه، مدیران و فرنشینان مراکز تابعه، مدیران گروه‌ های بالینی و پایه، رزیدنت‌ های اعصاب، نورولوژی، گوش و حلق و بینی، دانشجویان پزشکی و علوم پایه حضور داشتند". [۸]


آیت الله مردار هاشمی رفسنجانی نیز، همان هنگام با پروفیوز سمیعی و هیئت همراهش در مجمع تشخیص مصلحت رژیم دیدار کرد. [۹] و آخوند سید حسن خمینی به او لوح تقدیر و تندیس طلا داد. [۱۰] در برج میلاد با حضور شهردار تهران و دکتر دلیری معاون توسعه ی مدیریت و منابع معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری از تندیس سمیعی رونمایی شد. [۱۱] وی همچنین با روحانی دیدار و گفتگو کرده است [۱۲] و از او تقدیرنامه و ... دریافت کرده است.

ایرج مصداقی ۶ ژانویه ۲۰۱۸

منابع:
[۱] http://www.iribnews.ir/fa/news/۱۶۰۶۶۶۴
[۲] http://www.jahannews.com/news/۵۴۵۳۱۷
[۳] http://www.ghatreh.com/news/nn۲۰۱۷۴۹۹۸
[۴] http://danakhabar.com/fa/news/۱۱۸۴۸۷۰
[۵] http://shafaonline.ir/fa/news/۳۷۶۷۴
[۶] http://danakhabar.com/fa/news/۱۱۸۴۹۴۸
[۷] http://www.tabnak.ir/fa/news/۴۴۲۲۹۵
[۸] https://www.mehrnews.com/news/۳۵۹۵۶۳۳
[۹] http://fararu.com/fa/news/۲۶۹۳۹۶
[۱۰] http://namehnews.ir/fa/news/۹۴۲۵۵
[۱۱] http://fararu.com/fa/news/۲۶۹۵۲۹
[۱۲] http://fanavarimag.ir/۱۳۹۳/۰۱/۰۴

همین جستار در کیهان سوئد

۱۳۹۶ دی ۱۹, سه‌شنبه

پروفیوز مجید سمیعی و امیدوار رضایی، پزشکان ویژه‌ ی آخوند هاشمی شاهرودی

پروفیوز مجید سمیعی در گفتگو با آیت الله بی بی سی مدعی شد که آخوند هاشمی شاهرودی را نمی‌ شناخته و در جریان سفر وی به آلمان و بیمارستانی که فرنشینی آن را بر عهده دارد، نبوده است !! این ادعا بدون تردید عاری از حقیقت است.


بیماری آخوند هاشمی‌ شاهرودی فرنشین مجمع تشخیص مصلحت رژیم، تومور مغزی است و به همین دلیل به مرکز دکتر سمیعی در هانوفر منتقل شده است. امیدوار رضایی یکی از پزشکان مورد اعتماد رژیم و پزشک ویژه‌ ی آخوند هاشمی شاهرودی در ارتباط با تومور مغزیش است. وی همچنین فرنشین هیئت سلامت دبیرخانه ی مجمع تشخیص مصلحت رژیم نیز می باشد. محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت رژیم نیز، برادر امیدوار رضایی است.

با آن که امیدوار رضایی مدیر گروه و فرنشین بخش جراحی اعصاب دانشگاه موسوم به شهید بهشتی است، اما در سه دهه‌ ی گزشته کمتر پیش آمده است که شخصن عمل جراحی‌ انجام داده باشد. [۱]

تردیدی نیست که مقدمات کار انتقال آخوند هاشمی شاهرودی به یک مرکز مورد اعتماد، از راه امیدوار رضایی یکی از پزشکان درمانگر وی و شخص پروفیوز سمیعی صورت گرفته است و سمیعی در جزییات اقدامات پزشکی صورت گرفته در ایران بوده و به توصیه‌ ی وی آخوند هاشمی شاهرودی به هانوفر انتقال یافته است.

پروفیوز سمیعی و امیدوار رضایی روابط بسیار نزدیکی با هم دارند.

آخوند هاشمی شاهرودی فرنشین مجمع تشخیص مصلحت رژیم، هموند هیئت رییسه ی مجلس خبرگان رهبری رژیم و یکی از نامزدهای رهبری ولایت فقیه، یک فردی عادی نیست که بدون گزراندن پادمان های ویژه‌، به خارج از کشور اعزام و سرزده در بیمارستانی که فرنشینی آن با پروفیوز سمیعی است، الله بختکی بستری شود.

پروفیوز سمیعی و امید رضایی
چگونگی ارتباط پروفیوز سمیعی و امیدوار رضایی
در تابستان ۱۳۶۰ و در حالی که روزانه ده‌ ها ایرانی در برابر جوخه‌‌ ی اعدام رژیم قرار می‌ گرفتند و سیاه‌ ترین روزهای تاریخ معاصر کشورمان رقم می‌ خورد، پروفیوز سمیعی برای درمان خامنه‌ ای و انجام عمل جراحی روی او به ایران سفر کرد. از آن پس ارتباط پروفیوز سمیعی با رژیم اسلامی برقرار شد. در زمان جنگ، وی واسطه‌ ی انتقال مجروحان جنگی و شیمیایی به آلمان برای درمان بود و از این راه پول زیادی به دست آورد و روابط گسترده‌ ای هم با بنیاد شهید و كروبی و همسرش از یک سو و سپاه و محسن رضایی از سوی دیگر داشت.



پروفیوز سمیعی و امیدوار رضایی
روابط ویژه‌ ی پروفیوز سمیعی با محسن رضایی، باعث آشنایی امیدوار رضایی با وی شد. امیدوار رضایی که دانشجوی پزشکی بود، در دهه‌ ی ۶۰ به واسطه‌ ی حضور برادرش در سر نیروهای سپاه پاسداران، به عنوان پزشک معتمد در شکنجه و آزار و اذیت زندانیان مشارکت داشت و سپس به تویله ی مجلس شورای اسلامی راه یافت. او از راه پروفیوز سمیعی در سال ۱۳۶۹، روادید آلمان گرفت و در هانوفر نزد او دوره ی دکترای ارشد را گزراند.

همچنین امیدوار رضایی وارد كننده ی تجهیزات آندوسكوپی مغز از راه پروفیوز سمیعی بود و پول فراوانی از این راه به جیب زد. امیدوار رضایی، فرنشین بنیاد جهانی سلامت پروفیوز سمیعی در ایران و بنیانگزار و هموند شورای مرکزی بسیج جامعه ی پزشکی است.

همکاری این دو هتا در زمینه فوتبال نیز بوده است.

پروفیوز سمیعی که در هانوفر زندگی می‌ کند، روابط نزدیکی با باشگاه فوتبال هانوفر و مقامات این شهر دارد. او مسئولان باشگاه هانوفر را متقاعد کرد که به همکاری با تیم فوتبال استقلال بپردازند. در زمان مذکور، امیدوار رضایی هموند هیئت مدیره ی تیم فوتبال استقلال بود و در اسپند ماه ۱۳۹۱، برای امضای تفاهم‌ نامه بین دو باشگاه به هانوفر رفت. [۲]

در مورد چگونگی امضای قرارداد بین دو باشگاه آمده است:‌

"از سوی دکتر امیدوار رضایی هموند هیئت مدیره ی باشگاه استقلال به پورفیوز سمیعی معاون فرنشین بنیاد جهانی علوم اعصاب باشگاه هانوفر جهت همکاری بیشتر، ۲ باشگاه پیشنهادی مبنی بر اینکه برای نزدیک شدن ۲ باشگاه تلاش بیشتری صورت گیرد، مطرح شد. وی از سمیعی خواست تا در زمینه ی ارتباطات فرهنگی و ورزشی و فنی ۲ باشگاه و همچنین تبادل مربی و بازیکن، تربیت کادر فنی و برگزاری بازی های دوستانه، هتا دیدار تدارکاتی با تیم ملی ایران، زمینه سازی لازم را با باشگاه هانوفر ایجاد کند". [۳]

رسانه‌ های رژیم در مورد پاسخ پروفیوز سمیعی گزارش داده‌ اند:

"پروفیوز سمیعی نیز پس از رایزنی‌ های صورت گرفته در نامه‌ ای به دکتر امیدوار رضایی، اعلام آمادگی باشگاه آلمانی را برای عقد تفاهم نامه بین این باشگاه با استقلال اعلام کرد. در این نامه که از سوی سمیعی ارسال شده، آمده که ضمن امضای عقد قرارداد تفاهم‌ نامه ی همکاری بین دو باشگاه، در آلمان یا تهران در یکی از دو زمان پیشنهادی، اردی بهشت یا مرداد سال آینده این بازی تدارکاتی برگزار شود". [۴]

پس از گزشت ۵ سال، هیچ‌ یک از موارد بالا تحقق نیافته است !!


امیدوار رضایی و پروفیوز سمیعی در باشگاه هانوفر
چنانچه مشاهده می‌ شود، موضوع هیچ ربطی به رابطه ی پزشک و بیمار و سوگند بقراط و... که دفتر پروفیوز سمیعی و شخص وی در گفتگو با ایت الله بی بی سی، تلاش می کرد در ذهن بیننده ی بی‌ خبر از همه جا جا بیندازند، ندارد.

بد نیست بدانیم استاد ابراهیم سمیعی پسراموی پدر پروفیوز مجید سمیعی است. وی جراح حسنعلی منصور پس از ترور از سوی گروهک تروریستی "هیئت موتلفه‌ ی اسلامی" بود. پروفیوز مجید سمیعی در گفتگوهایش از ابراهیم سمیعی به عنوان انگیزه‌‌ اش برای تحصیل در رشته‌ ی جراحی مغز نام می‌ برد. اما پروفیوز مجید سمیعی توضیح نمی‌ دهد که ابراهیم سمیعی کوشید جان حسنعلی منصور را نجات دهد و او در درازنای ۴ دهه‌ ی گزشته کوشیده است به قاتلین حسنعلی منصور نزدیک شود و از دست آیت الله مردار هاشمی رفسنجانی که در ترور منصور مشارکت داشت، هتا جایزه دریافت کرده است !!


زنده یاد استاد ابراهیم سمیعی
استاد ابراهیم سمیعی کرسی جراحی مغز و اعصاب دانشگاه تهران را در سال ۱۳۲۷ بنیانگزاری کرد و تا هنگام شورش ۵۷، این سمت را داشت. وی در ۹ اُم دی ماه ۱۳۸۰ درگزشت. استاد سمیعی با درخواست او برای پذیرش در دانشگاه تهران به عنوان استادیار مخالفت کرده بود.

از آنجایی که پژوهش چند‌ صد‌ صفحه‌ ای راجع به بهداشت و درمان ایران را در دست انتشار دارم، می‌ دانم بسیاری از جراحان در داخل کشور، پروفیوز مجید سمیعی را به هوچی گری متهم می‌ کنند. بماند که وقتی در برنامه ی تلوزیونی دورهمی، مهران مدیری از او به عنوان "مهم ترین فخر علمی تاریخ ایران" نام برد، او در حالی که لبخندی به لب داشت، تنها سر تکان داد.

لازم به ذکر است که در فضای مجازی اخبار جعلی فراوانی مبنی بر نجات جان ابراهیم تاتلیس خواننده ی معروف ترکیه به دست پروفیوز سمیعی انتشار یافته است. هتا عاشقان پروفیوز سمیعی از راه فتوشاپ، فرتور او را جایگزین عکس اردوغان در دیدار با ابراهیم تاتلیس کرده و داستان‌ های عجیب و غریبی سر هم کرده‌ اند !! تارنماهای رژیم نیز، یکی پس از دیگری به انتشار اخبار دروغ راجع به نقش پروفیوز سمیعی در نجات جان خواننده ی نامور ترکیه ای می‌ پردازند. [۵] در حالی که مانند روز روشن است چنین چیزی حقیقت ندارد و نمی‌ تواند داشته باشد. تاتلیس بی درنگ پس از ترور، در استانبول و هزاران کیلومتر دورتر از هانوفر، مورد عمل جراحی قرار گرفت و جانش به دست پزشکان ترکیه نجات یافت. تاتلیس مدت‌ ها پس از آن، برای ادامه ی درمان و به ویژه راه‌ انداختن دست چپش، به مونیخ انتقال یافت که موفقیتی حاصل نشد.

موضوع هیچ ربطی به پروفیوز سمیعی نداشت. محال است پروفیوز سمیعی این اخبار جعلی را که راجع به خودش است، نشنیده باشد، اما تا این لحظه به روی خودش نیاورده است !!


توجه شما را به این نکته جلب می‌ کنم که او سخنان جعلی منسوب به خودش در مورد نفی مذهب و مذهبیون را که در فضای مجازی پخش شده، تکذیب کرده است، [۶] اما در مورد تاتلیس تاکنون حاضر به تکذیب نشده است. چرا که "امت همیشه در صحنه" را می‌ فریبد و مشتری جلب می‌ کند.

ایرج مصداقی ۸ ژانویه ۲۰۱۸
Irajmesdaghi@gmail.com
www.irajmesdaghi.com

[۱] تکنسین اتاق عمل قدیمی بیمارستان لقمان حکیم برایم تعریف کرد که رضایی وقتی تازه دانش آموخته شده بود و به عنوان استادیار کارش را آغاز کرده بود، یکی از اقوام خودش از مسجد سلیمان را بستری کرد که تحت عمل جراحی دیسک ساده ی کمری قرار دهد. این خویشاوند نزدیک، در حین جراحی بر اثر خونریزی بسیار فوت کرد و پس از آن، دیگر امیدوار رضایی خوشبختانه عمل جراحی‌ انجام نداده است و همیشه دیگران جای او عمل می‌ کنند و در بالای برگه ی شرح عمل، نام او را می‌ نویسند تا پولش را دریافت کند. یکی از کارکنان بیمارستان موسوم به خاتم‌ الانبیای کزا، برایم تعریف کرد که امیدوار رضایی می‌ آمد در اتاق عمل و هتا بیماران را جا هم نمی‌ داد و می‌ نشست منتظر تا یک جراح دیگر بیاید و برایش عمل کند و او پولش را بگیرد.
[۲] http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13911201000546
[۳] http://www.asriran.com/fa/news/241802
[۴] http://www.asriran.com/fa/news/241802
[۵] http://www.asriran.com/fa/news/178659
[۶] https://www.mehrnews.com/news/3605138

همین جستار در کیهان سوئد

۱۳۹۶ دی ۱۸, دوشنبه

استاد پروفیوز حاج مجید سمیعی

آلمان کشوری آزاد، سکولار و دمکراتیک است، اما این روزها یکی از کثیف ترین سرکردگان رژیم که مسئول شکنجه، قتل و اعدام هزاران ایرانی است، به جهت درمان به آلمان رفته است.

همه چیز بر خلاف آنچه پروفیوز سمیعی ادعا می کند، از پیش برنامه ریزی شده بوده است. وی با کمال وقاحت و در حالی که شعور مخاطبان خود را هیچ انگاشته، هتا مدعی می شود که اسلن چنین فردی یعنی آیت الله شاهرودی عراقی را هرگز نمی شناخته و تازه متعجب شده است که وی دقیقن از تهران به همان یک دانه بیمارستانی آمده است که وی در آنجا سمت فرنشینی آن را دارد !!

با توجه به اینکه در آلمان صدها هزار درمانگاه و هزاران بیمارستان وجود دارد، چگونه می توان پذیرفت که آخوندی شاهرودی اتفاقی سر از بیمارستانی درآورده باشد که مجید سمیعی در آن همه کاره است ؟؟

با توجه به اینکه به اعتراف خود پروفیوز سمیعی، مرض این آخوند "هیچ ارتباطی" با تخصص وی ندارد، اما وی برای این آخوند حکومتی وقت گزاشته، با وی دیدار کرده و پا به پای همراهان وی در حالی که در مشغول قدم زدن هستند، لبخند می زند و با ذوق و شوق تمام چیزهایی می گوید:


امثال آخوندهای کت و شلواری که این رژیم فاسد تهبکار را سر پا نگاه داشته اند را در تصویر می بینید. آنها خارج نشینند، بهترین تحصیلات دانشگاهی و موقعیت مالی و اجتماعی را دارند، فکل کراوات می بندند و در عین حال همه ی جنایات رژیم علیه مردم ایران را به آسانی آب خوردن، ندید می گیرند و انگار نه انگار !! اینها بودند که خمینی را به ایران آوردند.

جالب اینجاست که پروفیوز سمیعی در حالی ادعای ایرانی بودن می کند که تابعیت آمریکا و آلمان را هم زمان دارد و به گفته ی خودش در نمایش کزایی مهران مدیری به نام "دور همی" که از تلوزیون رژیم پخش می شود، وی اعتراف می کند که نخست قصد داشت این بیمارستانی که اکنون فرنشین آنست را در آمریکا بسازد، اما نشد و تصمیم گرفت تا در آلمان این کار را انجام دهد. او هرگز هتا فکرش را هم نکرد که به ایران بیاید و هتا در این خصوص تلاش هم نکرده است !!

او ایرانی نیست، او تنها اشتباهی در ایران زاده شده و سپس خیلی زود به اشتباهش پی برده و از کشور رفته است.

در همین خصوص، موجودات ریزه خواری هم در فضای مجازی سر از بالین خاک پست برداشته اند و با ذکر اینکه وی یک نخبه است و یک ایرانی است و چه و چه و چه مغز بزرگی است که مسلن مایه ی افتخار قومی باشد که دیگر افتخارش ۱۱ ملیون بی سواد مطلق است، در هر جا که حضور دارند آغاز به دفاع از این موجود پفیوز می کنند. هزاران پزشک در ایران و سرتاسر جهان وجود دارند که بدون آنکه عطش شهرت داشته باشند، دارند کارشان را می کنند.

در این رابطه:
از آخوند شاهرودی تا اخلاق پوسیده ی پزشکی در جمهوری اسلامی

نکته اینجسات که جناب پروفیوز سمیعی، افزون بر اینکه یک جراح اعصاب است، یک سرمایه دار چند ملیارد دلاری و یک تاجر است که خیلی خوب داد و سند و سود و زیان را تشخیص می دهد. وی در کمال تحقیر اراده ی ملی ما برای دستگیری و بازداشت این آخوند جنایتکار و اینکه وی او را این چنین گرم و صمیمی به آغوش خود پذیرفته، در گفتگویی که البته تنها در آیت الله بی بی سی انجام می گیرذ، در پایان به مردم معترض می گوید که وقت اطبا را نگیرید و من خیلی موجود مهمی هستم و برای چرت و پرت های شما وقت ندارم !!

جناب پروفیوز سمیعی، چگونه است که سرکرده ی مجلس وحوش ولایت را می شناسی، اما
سرکرده ی قوه ی قضاییه و مجمع تشخیص مصلحت رژیم را نمی شناسی ؟؟!!
بی شرف دروغگو


جناب پروفیوز سمیعی، چگونه است که برای بگو و بخند با آخوندهای که دستشان به خون مردم ما آلوده است وقت دارید ؟؟ چگونه است که با آخوندها لاس می زنید و فرتورتان در همه جا چاپ می شود ؟؟ اما برای شنیدن صدای مردم معترضی که از شناعت و ستمگری آخوندها به ستوه آمده اند وقت ندارید ؟! رابطه ی تو از لحاظ سیاسی و اقتصادی و لاپوشانی جنایات رژیم به ویژه در خود آلمان، چیست ؟؟


پروفیوز سمیعی خیال می کند که می تواند با همراهی با آخوندها، برای آنان کسب اعتبار کند !! اما دقیقن واروونه اش اتفاق می افتد و آنها که معتبر می شوند هیچ، تو خودت هم هر روز بیشتر از اعتبار افتاده و می افتی. اما تو از چشم من سال هاست که افتاده ای، همان روزهایی که از خودم پرسیدم: "اگر یک ایرانی مدعی به ایران خدمت نمی کند اما ادعایش را دارد، او یک کاسبکار، اهل معامله، به فکر منافع شخصی و برتری آن به منافع ملی، یک دروغگو و متظاهر است"، چون "اگر نبود، برای ایرانیان هم همان کاری را می کرد که برای آلمانی ها کرده". اما بعدها متوجه شدم که هتا اگر این چنین هم می کرد، باز هم یک مزدور رژیم بود و نه خادم ملت و میهن.

گفتگوی این پروفیوز برجسته ی رژیم با آیت الله بی بی سی را در اینجا ببینید:


یکی از هم میهنان به نام رضا باقری این متن را در ف. بوک منتشر نمود:

"پروفسور سمیعی را بیشتر بشناسیم.
در سال ۱۹۹۹ برادر همسر من در سن ۲۱ سالگی با مرض سرطان مغزی وارد آلمان شد. با دکتر سمیعی در هانوفر تماس گرفتم و تقاضای یک ویزیت نمودم . ایشان پرسیدند آیا پرداخت ویزیت شخص می باشد یا از طرف سوسیال آمده ؟ من گفتم او پناهنده ی سیاسی است؛ ولی هر قدر پول ویزیت باشد پرداخت می کنم. ایشان گفتند بهتر است دکتر دیگری را در فرانکفورت جستجو کنید. در مقابل اصرار ما که او نیاز به قوت قلب از طریق یک دکتر ایرانی مثل شما را دارد، گفتند من هیچ گونه کمکی نمی توانم بکنم و خواهان قطع مکالمه شد. در هر صورت پس از مدت کمی برادر همسر من فوت کرد؛ اما این تقاضا و جواب منفی دکتر سمیعی را هیچ وقت فراموشم نمی کنم".




پروفیوز مجید سمیعی:
"طفلک‌ ها اینها (مخالفان رژیم اسلامی) باید فرهنگ دید خودشان را عوض کنند" !!

طرح شکایت از آخوند شاهرودی عراقی در دادگاه آلمان:

۱۳۹۶ دی ۱۶, شنبه

از آخوند شاهرودی تا اخلاق پوسیده ی پزشکی در جمهوری اسلامی

آیت الله هاشمی شاهرودی عراقی که اکنون برای درمان در آلمان به سر می برد، خود یکی از ساداتی است که ضمن توسل به ائمه ی عطار و گور زراندوده ی هزرط رضا در مشهد، بدون دریافت هیچ گونه شفایی، به بلاد کفر رهسپار شد و از کمک های یکی از برجسته ترین خودفروختگان ولایت فقیه به نام دکتر سمیعی بهره مند شد. 





این اقدام از جانب وی، آنچنان ضد دینی و سخیف بود که ضمن آنکه نتوانست خروجش از کشور را کتمان یا پنهان کند، اما هم خود و هم رژیم مطبوعش دست کم تلاششان را کردند تا آنجا که ممکن است از لو رفتن مقصد وی جلوگیری کنند. اکنون هتا روزنامه های آلمانی هم درباره ی آن نوشته اند.

شماری از ایرانیان در شهر هانوفر آلمان، روبروی بیمارستان محل بستری شدن آخوند شاهرودی عراقی مشغول تظاهرات می باشند و در خواست کرده اند که این آخوند رژیم به دلیل دست داشتن در اعدام های گسترده در ایران، از سوی دولت آلمان بازداشت شود. پیشتر گفته شده بود که آخوند شاهرودی عراقی برای درمان سرطان خود به انگل ستان رفته است.
رژیم جمهوری اسلامی که با ایجاد و پشتیبانی مافیای پزشکی و دارو و درمان، درمان مناسب و کارآمد را از دسترس مردم خارج کرده است و در عین حال هزینه های سنگین همان سطح از درمان و بهداشت در سطح پایین را بر مردم تحمیل می کند، آیا چگونه است که یکی از سرکردگانش بدون دغدغه ی مالی و روادید و... به آسانی آب خوردن و در ظرف چند ساعت سر از کشور کفار درمی آورد ؟؟

پس از تهديدات فرنشینان دانشگاه‌ های علوم پزشكی اصفهان، قزوين و ساری و انجمن (مافیای) داروسازان، اين بار نوبت به پزشكان بيمارستان قلب فرشچيان همدان رسيده است تا ويزيت‌ های سرپایی و اقدامات گزینشی خود را از ۱۴ اسپند ماه تعليق كنند. وقتی پزشکان در ایران هتا به نوشتن نسخه های نجومی و چند ملیاردی می پردازند، پس هزینه ی درمان در آلمان چند ملیون دلار است ؟؟


هزینه های پرداختی درمان این آخوند مفت خواره که عمری را از راه دستگاه بیداد گستری رژیم در سرکوب مردم گزرانده است، از کجا و چگونه پرداخت می شوند ؟

دکتر سمیعی معروف که رژیم وی را به علت گرفتن ژست های "توجه به نخبگان"، "همراهی ایرانیان دانشگاهی برون مرز با رژیم" و... در بوق و کرنا کرده است، به معنی واقعی کلمه "هیچ گونه دغدغه ای برای آزادی میهن و سرکوب مردم فقر زده و بی پناه ایران ندارد"، در هیچ یک از همکاری های خود با نهادهای این رژیم ضد مردمی، توجیهی ندارد. تامین مالی وی از سوی رژیم گویا خیلی وقت است که تضمین شده است !!

پزشکان سوگند بقراط خورده اند، اما آن را قورت داده، گوارش کرده و بیرون داده اند. برای اخلاق پزشکی که هیچ، برای مرگ اخلاق در هازمان ایرانی باید یا گریست یا قهقهه ای اهریمنی زد.


در آن رژیم کزا، نه وزير و نه هيچ كدام از معاونانش، هيچ‌ گاه توضيحي درباره ی چگونگی انجام ١۵ زايمان در شبانه‌ روز تنها از سوی یک پزشک نداده و نمی دهند. موضوعی كه با افزايش آشکار خطاهای پزشکی در ایران بی ارتباط نیست و پاسخی منطقی برای اين آمار فزاینده است. اما پول درد بی درمان همه ی پزشکان جمهوری اسلامی است و این قشر که به معنای واقعی کلمه از خون و بیماری و درد و رنج مستقیم مردم، بهره کشی می کنند، هر روزه شورش‌ های را برای دريافت هر چه بیشتر كارانه صورت می دهند و تهديد می کنند که خدمت‌ رسانی را بازایستانده، چرا که وزارت بهداشت رژیم هيچ موضعی برای حل مشکلات آنان نمی گیرد.

هتا علي نوبخت فرنشین كميسيون بهداشت مجلس رژیم نیز، درباره ی وضع اسفناک اخلاقی پزشکان می گوید:
"در مجلس شنيديم كه تعدادی از پزشكان برای طبابت و ويزيت بيماران، شروطی را تعيين كردند. موضوع مطالبه ی پزشكان و داروخانه‌ داران مطرح است و ما نيز در كميسيون بهداشت، وزرای مرتبط را برای پيگيری اين موضوع دعوت كرديم و تفاهم نامه‌ هایی آماده شده، اما اين موضوع نبايد دستاويزی برای رفع خدمت‌ رسانی به بيماران شود".

مگر هر گونه کوتاهی در انجام "وظيفه ی" پزشکی، به هر دليلی، خلاف سوگند پزشكي نیست ؟؟


همین جستار در کیهان سوئد