Google Ad

‏نمایش پست‌ها با برچسب داریوش افشار. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب داریوش افشار. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۴ مهر ۹, چهارشنبه

افشاگری علیه طرح هخای ۳

 


بسم الله الرحمن الرحیم 


هشدار:

اعلام خطر برای قتل عام معترضان به رژیم

چندی است که موجودی به نام "سید محمد حسینی" از مزدوران رژیم که سابقه ی فعالیت در یکی از امنیتی ترین بخشهای حکومت یعنی صدا و سیمای جمهوری اسلامی را بر عهده داشته، مشغول پیشبرد بازی تکراری و نخ نمای "طرح هخا" در رسانه های خودساخته ی خود موسوم به "اپوزوسیون ری استارت" و "پستونیوز" می باشد.

این طرح که بیش از دو دهه است علیه اعتراضات سازمان یافته ی مردمی و نسل وارانه ی علیه رژیم به اجرا درآمده، عبارت است از مخالف نمایی یک مزدور رژیم در تظاهر به براندازی رژیم که نقش اپوزوسیون را بازی می کند و در این راستا، افرادی را به خود جلب می نماید تا بدین واسطه و با دادن دستورات غلط و راهبردهایی با افق محتوم به شکست، مخالفان واقعی حکومت را به دام نهادهای امنیتی و سایبری رژیم بیندازد.

طرح هخای ۱ که در سال ۱۳۸۳، آغازگرش مزدوری از وزارت بدنام اطلاعات رژیم به نام اهورا پیروز خالقی یزدی با نام اصلی فتح‌ الله خالقی یزدی و معروف به هخا بود نیز، درست به مانند سید محمد حسینی، مجری کنونی طرح هخای ۳، یک شومن ایرانی مقیم آمریکا در تلوزیون ماهواره‌ ای رنگارنگ بود، که وعده ی سرخرمن داده بود تا در تاریخ ۱۰ مهر ۱۳۸۳، با ۵۰ فروند هواپیما به تهران آمده و رژیم جمهوری اسلامی را سرنگون کند! البته که آن دلقک خلف وعده کرد، همانگونه که این سید دلقک هم خلف وعده خواهد کرد.

تروریست قاتل وزارت بدنام اطلاعات به نام "اکبر خوشکوشک"، بعدها در کلاب هاوس اعتراف کرد که وی با اهورا پیروز خالقی در ارتباط بوده و مبالغی را به وی پرداخت نموده‌ است. سید محمد حسینی در درازنای نزدیک به یک دهه فعالیت خود در طرح هخای ۳، هرگز منابع مالی خود را اعلام نکرده و هتا در مورد شغل خود شفاف سازی ننموده است. با توجه به اینکه اف بی آی پیشتر به او به دلیل ترور شیمیایی "منصور اسانلو" مظنون شده بود که منجر به دستگیری وی در فرودگاه هنگام خروج از آمریکا و سپس بازجویی از وی شده، اما روند آزادی او به سرعت پیش رفت.. جالب است که در همه ی مدت اپوزوسیون نمایی سید محمد حسینی، نه تنها هتا یک رسانه ی تلوزیونی یا اینترنتی هم حاضر به مصاحبه با او نشده است، بلکه برادر وی سید مرتضی حسینی، مجری باسابقه و کنونی تلوزیون رژیم، همچنان در ویترین وزارت بدنام اطلاعات یعنی صدا و سیما، مشغول به فعالیت است!

هم اکنون، این مزدور قصد دارد تا واپسین پرده های نقش خود را بازی کند و مردم معترض به حکومت را به خیابانها بکشاند تا رژیم بتواند با دستگیری و قلع و قمع و کشتار معترضان خود، بنا بر گفته ی خمینی آدمخوار که گفته بود: "بریزید خونها را، زندگی ما دوام پیدا می کند"، به استقرار حاکمیت مستبدانه و تحمیلی خود قوام و دوام بخشد؛ برنامه ای که پیشتر نیز از سوی مزدور لنگ دراز دیگری، "آریاسب باوند" موسوم به "آریا اسبه"، زیر نام "شوراهای استانی" انجام می گرفت، که دقیقن به همین سبک و سیاق نخ نما پیاده می شد و علیرغم افشاگری های گسترده ی من علیه آن، آن طرح با موفقیت نسبی به کار خود پایان داد، در حالی که هزاران نفر دستگیر و شکنجه و زندانی شدند.

مطالب مربوط به طرح دوم هخا، آریا اسبه، که خود افشاگر آنان بوده ام را می توانید با جستجوی نام من، "داریوش افشار" و نیز جستجوی عبارت "افشاگری"، در تلگرام، بلاگ اسپات و ف. بوک، دریافت نمایید.

همانگونه که مزدور رژیم آریاسب باوند با جمع آوری شماره تلفن های مخالفان و تحویل به وزارت بدنام اطلاعات، ، رد آنها را زده و با مستند سازی علیه ایشان، خانواده های بسیاری را سرکوب و از سیر طبیعی زندگی سرنوشت خود منحرف کرد، مزدور طرح سوم هخا یعنی سید محمد حسینی، به تازگی از مخالفان رژیم که در زیر سلطه ی اپوزوسیون پلاستیکی ری استارت جمع شده اند، خواسته است تا شخصن در خیابانهای اشغالی ایران حضور یافته، دوربین گوشی خود را فعال کرده و از مردم عادی بپرسند که آیا ایرانی هستند یا پارسی! این تله ی وزارت بدنام اطلاعات، شناسایی مستقیم مخالفان رژیم در جوانترین قشر ایرانی، یعنی نسل های دهه های هشتاد و نود را هدف قرار داده است که در بی خبری محض ایشان نسبت به دسیسه ی تکراری رژیم در طرح های هخای یک و دو، پیروز خالقی و آریا اسبه، به سر می برند.

هشیار باشید که طرح هخا، برنامه ای برای درو کردن نرم مخالفان رژیم در داخل کشور است که هر بار برای نسلی تازه فعال می شود و هر بار هم با موفقیت نسبی به پیش رفته و موج بزرگی از جوانان ناراضی و سرکوب شده ی ایرانی را به کام دژخیم دیو صفت جمهوری اسلامی کشانده و نابود کرده است.

از متشابهات دیگر طرح هخای ۲ و ۳، این است که همیشه اپوزوسیون جعلی مدعی براندازی رژیم، خود را آلوده به امری ضد ملی با عواقب شدید تهدید علیه امنیت ملی کشور می کند تا از این راهکار، کسانی که جذب آنها می شوند را به همین جرم سنگین، در معرض زندانهای دراز مدت قرار دهد. از آنجا که آریاسب باوند در هخای ۲ خود را سرکرده ی شاخه ی نظامی شورای ملی ایران معرفی می کرد که قصدش یورش سرزمینی به خاک ایران از راه اقلیم خودسر کردستان عراق و با پشتیبانی مشتی تجزیه طلب ضد کرد بود، سید محمد حسینی در هخای ۳، خود را در قاموس پست و وطن فروش یک اسراییل پرست بی شرف معرفی می کند که به مانند الدنگ شاه پخلوی سوم، دیوس دوم، سیروس دست چندم، رضا پهلوی، از جنایات رژیم کودککش اسراییل علیه مردم غزه و ایران استقبال کرده و پیرامون آن، بارها اعلام نموده که: "مرد که مرد، سگ مرد!".

هشیار باشید که همراهی با تروریستها و تجزیه طلبان و رژیمها و کشورهای دژخیم ضد ایران، هرگز بخشودنی نیست و مراقب باشید که برای بار سوم در این تله ی گشاد و تکراری رژیم نیفتید.

از یاد خداوند غافل نشویم، علیه ظالمان بایستیم و با جنایتکاران و خائنان به کشور، در هر طرف و به هر شکل، همسویی نکنیم.


پاینده ایران، زنده باد آزادی

داریوش افشار

یکم اکتبر ۲۰۲۵، سوئد

۱۴۰۰ آبان ۲۹, شنبه

یورش به خانه برای دستیگری من پس از ده سال

در تاریخ پانزدهم آبان ماه ۱۴۰۰ که مزدوران امنیتی رژیم اسلامی برای باری دیگر، پس از یورش به خانه ی مان در سال ۸۸ به جهت دستیگری من، بار دیگر بر خانه و کاشانه ی مادرم خراب شدند، تا به امروز که این اقدام سرکوبگرانه ی بیدادگاه انقلاب اسلامی شیراز را به رشته ی نگارش درمی آورم، من و خانواده ام و به ویژه مادرم، از دست مزدوران رژیم اسلامی امنیت و قرار نداشته ایم. 

بیش از یک دهه است که سایه ی شوم خلافت اسلامی بر خانواده ی ما سنگینی می کند. در آبان ماه امسال، مزدوران به جهت دستگیری من بود که به خانه ی مادر و پدرم ریختند و با پوتین و کلاشینکف، آن خانه را تفتیش کردند. رژیم منحوس اسلامی و حرامزادگان پادویش خوب می دانند که من در ایران نیستم و چنین اقدام دژخیمانه ای را تنها از برای آزاد روانی و سلب آسایش و امنیت مادر و پدرم انجام داده اند.

پرونده ی سنگین چند ده کیلویی مرا در بیدادگاه انقلاب اسلامی در برابر مادرم می گزارند و از او می خواهند که من را تحویل بیدادگاه اسلامی دهد. از او می خواهند تا دیگر با من ارتباط نداشته باشد. مادرم با گریه و فریاد، قاضی آدمخوار رژیم اسلامی را مورد لعن و نفرین قرار می دهد که به خاطر فشارهایی که بر او و خانواده هایی مانند ما وارد کرده اند، زندگیمان از هم پاشیده است. به مادرم می گویم تازه ما خانواده ی خوشبختی هستیم که پسر خانواده هم زنده است و هم از چنگال درندگان ولایت فقیه بیرون است و به یادش آوردم هزاران خانواده ی سوگوار و به خاک سیاه نشسته ای را که فرزندان خود را یکی یکی با شلیک مستقیم گلوله ی اسلام یا در زیر شکنجه های اسلامی از دست داده اند. به مادرم از مادران داغداری گفتم که رنگ زندگی برایشان رنگ سیاه و خاک گور پسرانشان است.

این نامه را می نویسم تا سالها پس از آن، اگر کسی آن را می خواند، بداند که داستانی که رخ داده، چکه ای بخار شده از دریای اندوه و غمی است که در دل مادران ایرانی می جوشد.

در این لحظات، بی امید به هیچ گونه دگرگونی در احوال مردم، هتا با احتساب سرنگونی خلافت الله در ایران، آرزویی پویا در جهت براندازی رژیم اسلامی، ادیان دروغین و مغلطه های اخلاقی را در رفتار روزانه ی خود نهادینه کرده ام و آن چیزی که اراده ی آن دارم را با تلاش خود در زندگی خود اجرا می کنم.

رژیم اسلامی با مصادره ی خانه ی پدر و مادرم، دستش به من نخواهد رسید. هزارانی چون من که صدایی ندارند و آیت الله های بی بی سی و دویچه وله از آنان سخن نمی گویند، با اراده ی ما تبدیل به قربانی دستگاه سرکوبگر اسلامی نخواهند شد.

به یاد آبان خونین و به احترام کشته شدگانی که علیه ارتجاع اسلامی به پا خاستند، بیش از این سخن خود را به درازا نمی کشانم و به همین اندازه از اطلاع رسانی قناعت می کنم.

مرگ بر اسلام
مرگ بر جمهوری اسلامی

۱۳۹۸ اردیبهشت ۴, چهارشنبه

معرفی کتاب: زالوهای انقلاب اسلامی به روایت اسناد

کتاب زالوهای انقلاب اسلامی به روایت اسناد
ترجمه ای از: داریوش افشار
هم میهنان دردمند و میهن پرست

مفتخرم که اعلام کنم کتاب "زالوهای انقلاب اسلامی به روایت اسناد"، هم اکنون مراحل پایانی ویرایش را می گزراند و از هم اکنون در دسترس آویژه مندان قرار دارد. این کتاب به بررسی و تحلیل رویدادهای سیاسی و ارزیابی امنیتی و اطلاعاتی و روابط پشت پرده ی میان رژیم ولایت فقیه با آمریکا، فرانسه، انگل ستان، اسراییل، شوروی، سوریه، لبنان و جنگ های قدرت می پردازد.

این کتاب، توضیحی است مفصل بر مواردی همچون فیلم زیر که پیشنهاد می کنم این مستند را هتمن تماشا کرده و به اشتراک بگزارید:


زالوهای انقلاب اسلامی به روایت اسناد
مترجم: داریوش افشار

انتشار از:
بنیاد و انتشارات داریوش افشار

هنگامه ی انتشار:
اردی بهشت ماه ۲۵۷۸ / ​آپریل ۲۰۱۹
سوئد

شابک:
۹۷۸-۹۱-۹۸۵۳۲۲-۳-۴

شمار رویه ها:
۳۱۰

فهرست
مخلوط آب و روغن
اهمیت تشخیص عن و/از گه
روح انگل ایسی و ماهین انقلابی
آنچه خمینی ویران کرد
چه کسی خمینی را در قدرت نگاه می دارد ؟
دوستان خمینی درلندن و مسکو
جنگ قدرت و پاک سازی های داخلی
عمام موسا صدر
جنگ جنگ تا پیروزی
ابراهیم یزدی، قدرتمند ایرانی، یک آفرینش انگل ایسی
گاهشماری قاچاق تسلیحات آمریکایی و اسراییلی به رژیم خمینی
آیت الله نقابش را می اندازد
عراقی ها، جمهوری اسلامی و آمریکا را می ترکانند
حرکت های انگل ایسی و ولایت فقیهی
دوستان اروپایی خمینی حرامزاده
هند که نفت ندارد
رژیم خمینی، یک مترسک ناتو
دریادار احمد مدنی
مرگ آهسته ی اقتصاد ایران
خرابکاری در نیروی کارگری
تعطیلی کارخانجات
افسانه ی خودکفایی کشاورزی
نسل کشی با الگوی چینی: این جنایت چگونه دارد در ایران رخ می دهد
دوستان پنهان خمینی
متحدان
خمینی به ایران فرستاده می شود
وابستگی اعتقادی به بیگانگان
ایران: بی اعتمادی ادامه پیدا می کند
فریب نفتی ۵۷ چگونه ساخته شد
نقش کندی
کان های نمک اشلزینگر
انقلاب خمینی از سوریه می گزرد
سوریه سختگیری می کند
ایران، مرکز فرماندهی خاورمیانه ای برادری
ارتباطات کارتل مواد مخدر
یک دِ گُل برای ایران ؟
ایران به سوی جنگ داخلی به پیش می رود
شمارش وارونه تا نبرد
روشن کردن فتیله
قاضی خون
نفاق در بین مقامات رژیم یا مخالفت در صفوف رژیم
فرش قرمز برای آزمایش نیروی نهایی
استاد دانشگاه جرج تاون، از نقشه ی پول پوت خمینی برای اقتصاد پشتیبانی می کند
دو انقلاب در نشست سران با یکدیگر روبرو می شوند
شکستن تلسم
فروپاشی ایران یعنی آشوب و هرج و مرج در خلیج فارس
چالش برای کشورهای خلیج (فارس)
چالش عراق با ایران
نمایشنامه ی کابوس
ابو الحسن بنی صدر کیست ؟
استاد بالاندیر
مجتمع نژاد شناسی یا EPHE-6
بنی صدر: تهران را از ساکنانش تخلیه خواهیم کرد
لیبی، یووال نیمن و خمینی حرامزاده
اخوان المسلمین واقعی
ارتباط لیبیایی
نقشه ی برنارد لوییس
ارتباط جرج تاون
نقشه ی اخوان المسلمین علیه عرعربستان سعودی
درون عرعربستان سعودی
ارتباط قطب زاده
پشتیبانان آمریکایی آدمکشان اخوان المسلمین
توانمندی و استعداد تروریستی
نماینده ی کنگره سخن می گوید
دولت انقلابی کارتر و شور دهاتی سازی ایران
نابود کردن نیروی کار
باشگاه رم چگونه نقشه ی نابودی ایران را کشید
اهداف باشگاه رم
عملیات پرسپولیس: نفوذ به دربار
شهبانو، باشگاه رم و بنی صدر
پرونده ی گارودی
پرونده ی بنی صدر
دستگاه چینی تنظیم ارزش های تازه برای ایران، از سوی آسپن
آیا خمینی حرامزاده خاورمیانه را با خودش پایین خواهد کشید ؟
راهبرد برژنسکی
توسعه ها از ونیز
آخوندهای اسلام به کفر و الحاد خمینی یورش می برند
قطب زاده به شوروی های توهین می کند
ایالات متحده از خمینی حرامزاده پشتیبانی می کند
آدمکشان آیت الله خلخالی اندکی تفریح می کنند
معامله ی پنهانی کارتر با آیت الله خمینی حرامزاده
تروریست های طباطبایی
آنچه که مردم تاکنون شنیده اند
نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، مخفیانه از واشنگتن کمک دریافت می کنند
ارتباط کارتر
معامله ی ارتش و خمینی حرامزاده ؟
چرا سالیوان از برژینسکی پشتیبانی می کند ؟
افشای رابطه ی دولت کارتر با رژیم خمینی حرامزاده
“راه حل نهایی” خمینی حرامزاده، در سرتاسر ایران به پیش رانده می شود
قصابی در تهران
دریاچه ی قم، دریاچه ی مرگ
یورش های تازه ی طراحی شده از سوی دم و دستگاه تروریستی خمینی حرامزاده در ایالات متحده
کارورز اسلامی
عملیات های کارورزی اسلامی در ایالات متحده
گروه ترور المپیک
چیرگی بر الله پرستان سیاه پوست آمریکایی
تفنگ ها برای خمینی حرامزاده: ارتباط با موساد
موشک ها برای خمینی حرامزاده
شرکت وابسته ی “مریل لینچ”، پول تسلیحات خمینی حرامزاده را تامین کرده است
اسناد نشان می دهند که کارتر، فروش و معاملات اسلحه به جمهوری اسلامی را مورد مجازات قانونی قرار داده است
پیشینه ی اسناد
اسناد
آخوندهای ایران به راستی چه هستند ؟
کارتر و انگل ها را وارد کن
پسا خمینی حرامزاده
ایران پسا خمینی حرامزاده: افراط گرایی و جنگ شهری
بحران بین المللی
کشاکش داخلی ایران
میانه روی در دیدرس نیست

کتاب زالوهای انقلاب اسلامی به روایت اسناد
مجموعه مقاله های ترجمه شده ای از اندیشکده ی باج (EIR)
با ترجمه ی داریوش افشار
سخن مترجم
این کتاب، مجموعه ای از ۳۵ مقاله ی ترجمه شده از “اطلاعات و تحلیل های سیاسی و راهبردی اندیشکده ی "باج" (EIR) را به دست می دهد که هم اکنون در اختیار آویژه مندان و خوانندگان گرامی قرار می گیرد. این اثر از آن روی به ویژه دارای اهمیت می باشد که این واقعیت تلخ را در برابر چشمانمان می آورد که دانسته های بیگانگان و سرآمدان آنان یعنی تحلیلگران و راهبردشناسان غربی، به چه فاصله ی نوری از دیدگاه و دانسته های خود ایرانیان نسبت به وضعیت شوم موجود در هنگامه ی شورش ۵۷ جلوتر بوده است. نکاتی که در این کتاب با برشمردن نام افراد، افشا و توضیح روابطشان بیان می شوند، نکاتی هستند که چند سال اندکی است که تنها به بخش اندکی از آنها در رسانه های پارسی زبان پرداخته شده است، اما بدون جزییات و بدون توضیحات.

تلاش داشتم با به دست دادن این اثر، فروغی هر چند اندک به اسرار تاریک خانه ی خمینی حرامزاده افکنده باشم.

در جای جای کتاب از فراز “خمینی حرامزاده” در قالب نام و نام خانوادگی استفاده کرده ام و علت آن، همانا توهین به آن دجال کبیر و معمار بزرگ انقلاب توده ای اسلامی فراماسونری انگل ایسی اسلام فروش است، چرا که با این کار آنچه که رژیم در درازنای سال ها به خورد خودم و هم میهنانم داده است، یاوه هایی همچون “خمینی (ره)” و... بوده است و اینگونه با بالا آوردن همان مزخرفات بر روی خود رژیم اسلامی، دینم را به آن همه تباهی و سیاهی ادا می کنم.

“باج”، چکیدنام عبارت “بررسی اطلاعات اجرایی” یا همان “EIR: Executive Intelligence Review” می باشد که نام اندیشکده و انتشارات مقالات مرتبط با آن است که از سوی تحلیلگران چندی در این بنیاد، نوشته می شوند.

مطالعه ی این اثر برای هر ایرانی که دغدغه ی موشکافی در پشت پرده های انقلاب خمینی ملعون را دارد، ضروری است.
این کتاب، دربردارنده ی ترجمه ی مقالاتی است که در نخستین روزهای شورش ۵۷، از سوی تحلیلگران اطلاعاتی و امنیتی اندیشکده ی “لاروش” (Larouch) نوشته و منتشر شده اند. این اندیشکده ی آمریکایی، به بنیانگزاری و سرپرستی “لیندون اچ. لاروش کوچک” (Lyndon H. Larouch. Jr.) اداره می شود که خود نیز سردبیر آن می باشد. تحلیل های دقیق اطلاعاتی و ارزیابی از برهمکنش تصمیم گیری ها و افشای روابط و ماهیت افراد و وقایع و ارتباط آنها با یکدیگر، هتا در جزییاتی قابل ملاحظه، آن چیزی است که این اندیشکده و تحلیلگرانش را در سطح نخست ارزیابی اطلاعاتی ضد گلوبالیستی قرار می دهد.

آنچه که برای خواننده ی ایرانی دانستنش مهم تر خواهد بود، این مورد است که این تحلیل ها و افشاگری ها، نه پس از سالیان سال و هتا ماه ها از پایان یافتن رویدادها نوشته و منتشر شده بودند، بلکه تاریخ انتشار خود مقاله ها در چند روز پس از رویداد آنها به چاپ رسیده اند و امروز به همت آن اندیشکده و به لطف فناوری برخط اینترنتی، به شکل دیجیتال در خدمت همگان قرار داده شده اند.

خواننده ی ایرانی با مطالعه ی این کتاب، آنچه که پس از چار دهه، امروز رخ می دهند را می تواند در گزشته ای ردیابی کند که آثارش را امروز بر جای گزاشته اند. در روزگاری که مردم ایران مشغول مرگ بر این و آن گفتن بودند و یا در صف های مواد خوراکی اسلامی می ایستادند، سرکردگان رژیم مشغول پی ریزی روزگار شوم کنونی بودند و با ذکر این نکته، قصد دارم این را بیان کنم که خواننده از اکنون باید پیگیر چنین تحلیل هایی از رویدادهای ایران و جهان باشد تا بتواند با چراغ و با چشمی باز، آینده ای را که قدرتمندان و زورگویان برایش در حال رقم زدن هستند، ببیند.

داریوش افشار
بهار ۲۵۷۸ / ۲۰۱۹
سوئد


- برای تهیه ی کتاب، بهای ۳ دلار را به حساب بنیاد حمایت از کودکان سرطانی (محک) واریز نموده و رسید کامل پرداخت + رایانشانی خود را طی پیامی برای من بفرستید:

۱۳۹۷ اسفند ۱۳, دوشنبه

قرآن سرخ

معرفی کتاب "قرآن سرخ" اثری که به تازگی نگارش آن پایان یافته است. این کتاب به زبان انگل ایسی است و آویژه مندان می توانند به زودی آن را سفارش دهند.

The world needs a peaceful blue mindset, Quran is red.

My name is Dariush Afshar, an Iranian Ex-Muslim. I have written this book in English to enlighten those good but naive people who think Islam has nothing to do with violence and savagery. I defy that naiveness. I urge you to read this book with eyes wide open and do your personal research to compare the bloody verses of Quran to Bibles as well, It’s then you will understand there is more violence in Bibles than Quran and it’s when you need to rethink the difference between poop and shit!

Feb, 2019
Sweden

List of contents:
- Preface
- Islam arrives to Europe, Muslims claim lands and states
- One nation ?
- We are more catholic than Pop!
- Quran goes anti LGBTs & homosexuals
- Allah is anti Jews, anti non-believers and anti non-Muslims
- Chronic pains
- Muslims Ban ?!
- You’re being manipulated
- Behead them peacefully!
- Islam is dangerous, because Islam kills
- Quran damns people
- Master plan to dominate Islam
- Evolution wins
- The shadow of wilderness

Publication Date: 2019
Publication Name: Dariush Afshar's Institute and Publications

۱۳۹۷ بهمن ۲۰, شنبه

افشاگری از پروژه ی حکومتی آریاسب باوند: "مهیزاد پشت پناه، دوست دختر آریا اسبه نیست"

نمادنواره ی فاشیستی نازیستی حزب اتحاد شوراهای استانی به سرکردگی آریاسب باوند
که پیشتر نسبت به ماهیت نژاد پرستانه ی آن افشاگری کردم بودم
به تازگی در گفتگویی که فردی زیر نام "شاپرک/مهیزاد پشت پناه" با یکی از تلوزیون های اپوزوسیون جعلی رژیم موسوم به "بیان" و در برابر "بیژن فرهودی" معلوم الحال انجام داده است، ضمن آنکه خود را دوست دختر "آریا اسبه مغان باوند زاده" جا می زند، سیلی از سخنان از پیش طراحی و دستچین شده را به خورد مخاطبان ساده لوح خود می دهد.

سخن این جستار به کوتاهی آنست که مهیزاد یا شاپرک پشت پناه، اسلن دوست دختر آریا اسبه نبوده و در همه ی مدتی که وی در استانبول در خانه ی من بساط آبجو و شراب و سیگارش فراهم بود و مادر عجوزه اش و فرزندش پانزده ساله اش "آرمین باوند" همراهش بودند، فرد دیگری نیز به همراه آریا اسبه در خانه ی من به سر می برد که این فرد کسی نیست جز همسر صیغه ای او به نام "سمیرا فولادی" که بساط صیغه خوانی اسلامی آن دو انگل را خود "غلامرضا محمدی" شیاد، در خانه اش ترتیب داده بود و جالب اینکه نه من و نه هم خانه های من و نه هتا هیچ یک از دیگر دوستانشان را هتا در جریان عقد این دو نگزاشته بودند، چه رسد به فراخوان برای شرکت در جشن.

در واقع، آنچه که وزارت اطلاعات کوشیده است تا با فرستادن جنده ی بسیار دست پایین خود جلوی دوربین که از قضا آموزش های ویژه ی سخنوری را نیز به خوبی بلد است؛ به جلوی دوربین رسانه ای که دست ساخته ی خود رژیم می باشد، یعنی بیان، بنشاند تا وی ضمن جا زدن خود به عنوان دوست دختر آریا اسبه، افشاگری های انجام گرفته علیه آن کرم کون دیلاق رژیم آریا اسبه را لوس کرده باشد؛ زهی خیال باطل !!


پیشتر در زنجیره افشاگری های صورت گرفته از سوی من در سال های گزشته، بیان کردم که آریا اسبه نه تنها اپوزوسیون نیست، بلکه یک مزدور به معنای واقعی حرامزاده و وقیح رژیم می باشد که به منظور ایجاد فضایی برای به دام انداختن افرادی که توانمندی همکاری با اپوزوسیون برانداز را دارا می باشند، به نقشی که برای وی در ترکیه پرداخته اند، بپردازد. سپس نیز که کار وی به پایان رسید، بی هیچ دردسری و به شکلی کاملن قانونی و از مرز قانونی و البته به همراه همین جنده ی سلیته به اصطلاح شاهپرک پشت پناه، وارد ایران اشغالی شد که یعنی از سوی مزدوران رژیم هم دستگیر شده است.

کانال افشاگری در تلگرام
کانال افشاگری در یوتوب
کانال افشاگری در ف. بوک
تارنمای افشاگری در بلاگر

پیشتر نیز گفته بودم که برنامه ی پاک کردن گزشته ی آریا اسبه و رد اقدامات دستوری او پیرامون تجزیه طلبی و همراهی با گروهک های تجزیه طلب پانکرد که دستور وزارت اطلاعات بوده است و نیز اقدام مسلحانه علیه رژیم که هیچ کمتر از تروریسم مجاهدین خلق نبود و این بار به منظور بد نام کردن "شورای ملی ایران" که فرنشنینی وقت آن را شاهزاده "رضا پهلوی" بر عهده داشت، انجام گرفته است و انبوهی از افشاگری های صوتی (پیاماواهای) این ابن دیوس باوندی را بر روی کانال یوتوب افشاگری قرار دارم.

آریاسب باوند در حالی که همسر صیغه ایش سمیرا فولادی در آغوش اوست.
آریاسب باوند برای بیش از سه ماه، به همراه مادر عجوزه و پسر پانزده ساله و همسر صیغه ایش،
در خانه ی من که در تصویر مشخص است، اقامت داشتند
من داریوش افشار در خانه ام در استانبول
گفتگوی من داریوش افشار، با آریاسب باوند که در خانه ام انجام گرفت و پیرامون کتاب هایی
درباره ی تئوری توطئه بود که پیشتر منتشر کرده بودم
سمیرا فولادی زاده ی قزوین، همسر صیغه ای آریا اسبه است و نه مهیزاد یا شاپرک پشت پناه.

رسانه ی اپوزوسیون نمای بیان، در عین گفتگوی از پیش تعیین شده با این سلیته، کوچک ترین اشاره ای به نام من "داریوش افشار" به عنوان تنها افشاگر حزب کزایی "اتحاد شوراها" نکرد و در برابر، مهیزاد پشت پناه نیز، بدون آنکه از عامل اصلی افشاگری ها علیه این مزدور رژیم یعنی من به عنوان "مسئول روابط عمومی و بین الملل پیشین حزب" نامی ببرد، به مهره ی بی ارزشی به نام "داریوش کوشکی" پرداخت که وی نه تنها کوچک ترین زاویه ای با رژیم ندارد، بلکه کوچک ترین اقدامی را هم در جهت براندازی و مبارزه با رژیم ولایت فقیه نکرده است و سرفن به بهانه ی آنکه بتواند از آلمان پناهدگی سیاسی بگیرد، خود را از دستگیر شدگان یورش به تویله ی عرعربستان سعودی اعلام کرد که البته بارها پرونده ی جعلی او از سوی اداره ی مهاجرت رد شد و فردی به نام "پیمان سلاحی" که ساکن سوئد و از دوستان غلامرضا محمدی است، با دریافت مبلغ دو هزار یورو و سه ملیون تومان، برای او پرونده ای جعلی ساخت تا او تحویل اداره ی کودن مهاجرت آلمان دهد.

آریاسب باوند در کنار دوست دختر وقت خود سمیرا فولادی در یکی از پارک های تهران
سمیرا فولادی، نه سیاسی بود و نه کوچک ترین دخالتی در شیادی های آریا اسبه داشت. او زن مهربان و متشخصی است که در جریان افشاگری ها و از آنجا که در همه ی مدت زرزرهای تلگرامی، آریا اسبه خود را یک مبارز غیور و دغدغه مند و البته مجرد جا می زد و افزون بر این، با نهایت بی شرافتی اخلاقی و نمک به حرامی ویژه ی باوندی، علیه من دست به دروغگویی و لجن پراکنی زد و تصاویر خصوصی من را منتشر نمود؛ و در حالی که هشدار داده بودم که در صورت دست برنداشتن از درغگویی و انگ و تهمت زنی، فرتور وی و همسر صیغه ایش را برای افشای دروغش مجرد بودنش افشا خواهم کرد، پیشتر نیز آن را در کانال افشاگری درج کرده ام.

گفتگوی ساختگی و از پیش طراحی شده ی مهیزاد پشت پناه با رسانه ی رژیم کوکی بیان را در زیر تماشا کنید:


آریا اسبه باوند زاده، نه اپوزوسیون بود و نه هتا مبارز سیاسی. او بارها به جرم الواتی گری و ضرب و شتم طلبکاران خود، به زندان افتاده بود و سپس از راه موجودی به نام "روزبه مشکین خط" هفت خط، به خدمت وزارت اطلاعات درآمده بود تا آن نمایش را برای رژیم بازی کند.

مقاله های مربوط به افشاگری های مستند از آریا اسبه را از اینجا بخوانید.

۱۳۹۷ بهمن ۱۴, یکشنبه

گوگل+ من از امروز بازایستانده می شود

درود بر شما خوانندگان ارجمند گوگل+ داریوش افشار

به خاطر اعلان گوگل مبنی بر بستن گوگل+ در تاریخ دوم آپریل ۲۰۱۹، از امروز دیگر جستارهای وبلاگ بر روی گوگل+ منتشر نخواهند شد و شما خوانندگان ارجمند می توانید جستارهای وبلاگ را از دیگر شبکه های اجتماعی مربوط به آن دنبال کنید که نشانی همگی بر روی خود وبلاگ درج شده اند.

گوگل علت بستن گوگل+ را غیر رقابتی بودن آن به علت مشارکت بسیار پایین مردم بیان کرده است و در واقع این شبکه ی اجتماعی با شکست کامل روبرو شده است.

با سپاس از همراهی شما عزیزان در همه ی این سال ها...

۱۳۹۷ دی ۲۸, جمعه

افشاگری اسناد و دروغ های آریاسب باوند

آریا اسبه...

افشاگری اسناد و دروغ های آریاسب باوند - ۱


افشاگری اسناد و دروغ های آریاسب باوند - ۲


افشاگری اسناد و دروغ های آریا
سب باوند -۳


افشاگری اسناد و دروغ های آریاسب باوند -۴


افشاگری اسناد و دروغ های آریاسب باوند - ۵


افشاگری اسناد و دروغ های آریاسب باوند - ۶


افشاگری اسناد و دروغ های آریاسب باوند - ۷


افشاگری اسناد و دروغ های آریاسب باوند - ۸


افشاگری اسناد و دروغ های آریاسب باوند - ۹


افشاگری اسناد و دروغ های آریاسب باوند - ۱۰


افشاگری اسناد و دروغ های آریاسب باوند - ۱۱


افشاگری اسناد و دروغ های آریاسب باوند - ۱۲


افشاگری اسناد و دروغ های آریاسب باوند - ۱۳


افشاگری اسناد و دروغ های آریاسب باوند - ۱۴


افشاگری اسناد و دروغ های آریاسب باوند - ۱۵


افشاگری اسناد و دروغ های آریاسب باوند - ۱۶


افشاگری اسناد و دروغ های آریاسب باوند - ۱۷


افشاگری اسناد و دروغ های آریاسب باوند - ۱۸


افشاگری اسناد و دروغ های آریاسب باوند - ۱۹


افشاگری اسناد و دروغ های آریاسب باوند - ۲۰


افشاگری اسناد و دروغ های آریاسب باوند - ۲۱


افشاگری اسناد و دروغ های آریاسب باوند - ۲۲


افشاگری اسناد و دروغ های آریاسب باوند - ۲۳


افشاگری اسناد و دروغ های آریاسب باوند - ۲۴



۱۳۹۷ دی ۱۰, دوشنبه

جشن دو ملیون بازدید وبلاگ

 خوانندگان گرامی و ارجمند، 
 از حضورتان سپاسگزار و خوشحالم 

امروز این مقاله به مناسبت دو ملیون بازدید از این وبلاگ منتشر می شود. از همه ی شما خوانندگان ارجمند و گرانقدری که در همه ی این سال ها با من همراه بوده اید و جستارهای مرا از دید می گزرانده و می خوانده اید، از صمیم قلب سپاسگزاری می کنم و از حضورتان خوشحالم.


با همه ی سختی هایی که کار وبلاگ نویسی آزاد در کنار دیگر مشغله های روزمره دارد و با همه ی دشمنی های پیوسته ای که روز به روز بیشتر هم شده اند، اینکه امروز می توانم با خوشحالی و لبخند با دوستان و خوانندگان این وبلاگ سخن بگویم، خود نشانه ای است بر شکست دشمنی که نمی خواهد و نمی تواند حضور چنین مخالفی را تاب بیاورد. سخنانی که در زنجیره نوشتارهای این وبلاگ منتشر می شوند، مجموعه ای دغدغه های ذهنی مرا تشکیل می دهند که به طبع در درازنای سال ها فعالیت، مخاطبان خود را یافته و از اینرو، آنچه که گفته ام و می گویم، می تواند تا حدودی صدای دوستان هم اندیش و خواننده ی این وبلاگ نیز باشد.


در این میان، نه تنها بارها و بیش از ۵۰% موارد یعنی بیش از نیمی از سال، حساب ف. بوکی من به خاطر دشمنی دژخیمان از مزدوران جمهوری اسلامی گرفته تا تجزیه طلبان و چپ ها و تا ناخاله هایی همچون دلقک رسانه و نوچه های تف سر بالایش، که از راه گزارش پیوسته ی جستارهایم در ف. بوک سبب می شدند تا آیت الله ف. بوک به ساز این دجالان برقصد، هر بار برای یک ماه محدود شده است، اما همچنان در دیگر شبکه های اجتماعی و نیز خود وبلاگ، مطالب و مقاله های لازم را منتشر می کنم.


در جریان میان نخستین جشن این وبلاگ به مناسبت یک ملیون بازدیدش تا به امروز، هر دو حساب ویدیو بلاگ من بر روی یوتوب و ویمئو نیز بسته شدند و علت آن البته همان گزارش های مزدوران و بدخواهان بوده است. اما با اراده ای نامیرا و سخت، به راه اندازی شبکه ای بهتر و پر تجربه تر و حرفه ای تر اقدام نمودم.

امیدوارم پیش از آزادی ایران، ملتی اندیشمند و مهربان و فرهیخته باشیم و نسل خائنان و دشمنان این سرزمین از مصدق الهی تا چپ فدایی و مجاهد و توده ای و اسلامی و تجزیه طلبان ایرانی ستیز ایرانی نما را از ایرانمان ریشه کن کرده باشیم. اینها مواردی هستند که جرثومه ی رژیم جمهوری اسلامی بر روی آن بنا شده است و با بن مایه هایی اسلامی و ضد اخلاق و فرهنگ ایرانی، زامبی وار به حرکت خود ادامه می دهد.


اینست که ایران را باید به دست خودمان بسازیم و در یاد داشته باشیم که پیکار با اهریمن، با پیکار با دین و اسلامی اهریمنی آغاز می گردد. پیکاری که چپ جهانی و جهان وتنان بی وتن از کومله تا دمکرات تجزیه طلب گرفته تا پان ایرانیست حکومتی و مصدقی چی و مجاهد و فدایی، در آن همگی در یک کشتی نشسته اند و راه ایرانیان میهن پرست یا راست ملی با ایران ستیزان ایرانی نما یا چپ ضد ملی، همیشه جدا بوده و خواهد بود. ایران از آن ایران پرستان است.

جاوید شاه
پاینده ایران

و ترانه ای برای پیروزی پیشکش شما...

۱۳۹۷ خرداد ۵, شنبه

جشن به مناسبت ۱ ملیون بازدید

از توجه و اعتماد شما سپاسگزارم

پس از ۱۴ سال وبلاگ نویسی، هم اکنون در حالی بر روی اصلی ترین و فعال ترین وبلاگ خود می نویسم و منتشر می کنم که آمار بازدید آن، به ۱ ملیون رسیده است. از حضور شما و توجه و اعتمادتان سپاسگزارم.


سال ها پیش و نخستین باری که تصمیم به وبلاگ نویسی کردم، وبلاگ یک چیز بسیار تازه و نوظهور بود و کسی دقیقن نمی دانست وبلاگ چیست و به چه دردی می خورد، آن هم با آن شرایط اسف بار اینترنت در ایران و دسترسی بسیار محدود به منابع و نداشتن تجربه ی شخصی و نابالغی در امر نوشتن و مطالعه و تجزیه و تحلیل؛ اما امروز زمانه ی دیگری است و این تجربه و رویکرد برای من، به قیمتی بسیار گزاف به دست آمده است.

از بازداشت و زندان توسط حفاظت اطلاعات سپاه تا تحویل دادنم به وزارت اطلاعات شیراز و ماه ها انفرادی در پلاک ۱۰۰ شیراز و بسته شدن وبلاگم برای چندمین بار، تا خروج از کشور و ادامه ی وبلاگ نویسی در هندوستان و آغاز فعالیت گسترده تر در ف. بوک و تا امروز که از سد توهین ها و تهدیدهای بی شمار مخالفان و دشمنان گزشته و همچنان پا بر جا بر سر کار حرفه ای خود ایستاده ام، روز به روز بر تجربیات و مطالعاتم افزوده شده و رویکردم دقیق تر و سره تر و آگاهانه تر شده است.

امروز در حالی جشن ۱ ملیون بازدید را با شما خوانندگان عزیز و همراه برگزار می کنم که گروه ها و افراد بسیاری وجود دارند که نه تنها از دید سیاسی، که از دید دشمنی با ملت و میهن عزیزمان ایران، پیوسته مشغول لجن پراکنی و ایران ستیزی هستند.

از روز نخست این دغدغه در من به وجود آمد که به عنوان یک تن، می توان از راه وبلگ نویسی تاثیر گزار بود، هتا اگر بتوانم پیام خود را به گوش یک تن دیگر برسانم، این رسالت را برای خودم قائل شدم تا به وبلاگ نویسی بپردازم.


در زندان از من می پرسیدند چرا وبلاگ خود را از روی میهن بلاگ برداشتی و روی بلاگر گزاشتی و سپس ادامه می داد: "خب تو که مخالف ولایت فقیه هستی..."؛ غافل از از آنکه در همان انفرادی که بودم، در اندیشه ی نام وبلاگ تازه ی خود و هتا تعیین گزارواژه اش بودم !!

همیشه می دانستم که دلم می خواهد بنویسم؛ از همان ۷ سالگی که با فراگرفتن الفبا، تازه می توانستم جملاتی ساده را بنویسم، عاشق نامه نویسی به اقوامی بودم که در دیگر شهرها بودند. در سال سوم دبستان روزنامه ی خانوادگیم را با دلی خوش و ذوق فراوان، بر روی کاغذهای اضافی ایی که کسی استفاده نمی کرد آغاز کردم و نامش را روزنامه ی "ستاره" گزاشتم !! و در سال چارم دبستان نخستین روزنامه دیواری خود را درست کردم. نوشتن در خون من بود.

امروز با رویکردی شفاف تر می نویسم و چون عاشق نوشتنم، هیچ چیز نمی تواند مرا از این کار زیبا باز دارد، مگر مرگ. آنچه که با نوشتن می توان انجام داد، هتا با خشونت جسمانی و فحاشی و شایعه پراکنی و دروغ هم نمی توان انجام داد، زیرا اگر سخنی که نوشته می شود راست و رک باشد، این برتری را هم دارد که ماندگار است، برای همیشه.

زنده بودن با فعالیتی تعریف می شود که فرد مایل باشد آن را انجام دهد. امروز به من ثابت شده است که می توان هتا به اندازه ی یک تن هم تاثیر گزار بود و امروز که این تاثیر گزاری، این چنین خجسته شکفته است، بسیار خوشحال و خرسندم.


وبلاگ نویسی حرفه ای، الزامن روزنامه نگاری حرفه ای نیست، بلکه دغدغه ای است که بدون دستمزد و پرداخت پول انجام می گیرد و من بدون آنکه هرگز از کسی یک قران پول دریافت کرده باشم، بر این مهم استوار بوده ام.

جناب "کیانوش توکلی" مدیر مسئول "ایران گلوبال"، آزادی بیانم را در تارنمایت لگدمال کردی و همه ی مقاله هایم را سانسور و حذف کردی و حسابم را بستی.
"تریبون زمانه"، همه ی مقاله هایم را سانسور و پاک کردی و حسابم را بستی.
"رامین چاوشی" خیانت پیشه و مسئول فنی تارنمای "کیهان سوئد"، هتا به به حذف مقاله ها و بستن حسابم هم قناعت نکردی و تمام تارنما را از بیخ و بن از روی اینترنت نه تنها برداشتی، که دزدی کردی و دستبرد زدی و فایل های رادیو آزادگان را از بایگانی پاک کردی و همه ی فایل های کیهان را از بیخ و بن از سرور برداشتی !!!!
"پژواک ایران"، دیگر مقاله هایم را نپذیرفتی و همه حق داشتند در تو بنویسند جز من !!

اما داریوش، پوست کلفت و سرسخت است؛ اگر زندان رژیم و سال ها تبعید را تاب آوردم که آوردم، شما همگی با هم جز افسانه و قصه ای بیش نیستید. هتا افشاگری بزرگ و تاریخی من علیه آریا اسبه، برایم سرگرمی بود؛ کردم و شاهکار کردم.

امروز برای میهن پرستان و براندازان رژیم، با سربلندی می گویم که تلاش من و شما به ثمر خواهد نشست و اگر شما خوانندگان ارجمند و همیشگی نبودید، این جشن را نمی شد برگزار کرد.


رویکرد من، رویکردی جز ایران دوستی و دفاع از ایران در همه ی ابعادش و در تمامیت قاموس نام بزرگ و یگانه اش نیست. هر آن چیز و هر آن کس که علیه ایران عزیز موضعی مخالف یا دژخیمانه بگیرد نیز، دشمن من است و من نیک به دشمنان سوگند خورده ی ایران آگاهم. همه ی جان و تنم فدای کشوری که زادگاه آزادی بشریت و افق تابان سربلندی و شرف و آزادگی است.
صمیمانه از همه ی خوانندگان می خواهم که دیدگاه ها و انتقادهای خود را برایم بفرستند.

شاد و پیروز باشید
پاینده ایران 

۱۳۹۷ خرداد ۳, پنجشنبه

من "داریوش افشار"، مسئول پیشین روابط عمومی و بین الملل حزب اتحاد شورهای استانی هستم

به قلم:
داریوش افشار (محمد حکمت افشار)

در تاریخ ۳ اُم خورداد ماه ۲۵۷۷ برابر با ۲۳ اُم می ماه ۲۰۱۸، در مجموعه دروغ پراکنی های رژیم علیه کنشگران سیاسی حقیقی و براندازان واقعی رژیم، به اصطلاح مستندی در قالب اعترافات ساختگی معمول رژیم پخش شد که در آن، یکی از مهره های صادراتی رژیم به نام "آریاسب باوند"، نقش اولش را بازی می کرد؛ وی که من همواره از او به عناوین مختلفی چون "دلقک سیاسی"، "زباله ی سیاسی"، "باوند زاده ی حرامزاده"، "آریا اسبه" و... یاد می کردم، دبیر کل خودخوانده ی همان حزب است که به آن لقب "حزب کزا" دادم.

آریاسب باوند سرکرده ی گروهک تروریستی اتجاد شوراهای استانی
من پس از مدتی همراهی با این جرثومه ی کثافت رژیم یعنی آریاسب باوند و پناه دادن به او و خانواده اش شامل همسر صیغه ای و پسر ۱۵ ساله و مادر پیرش به مدت ۳ ماه و همراهی با تشکیلات حزبی که خود را در پناه شاهزاده دوستی و پادشاهی خواهی پنهان کرده بود، سرانجام به ماهیت دروغین وی پی بردم و بی درنگ پس از خروج از ترکیه و ورود به سوئد، علیه وی و تشکیلات مسموم و دروغینش، دست به افشاگری گسترده زدم.

مصاحبه ی آریاسب باوند با داریوش افشار 
در واقع، آنچه که من در قالب افشاگری انجام دادم، نخستین جریان افشاگری علیه آریاسب باوند و گروهک تجزیه طلب اتحاد شوراها بود.



کانال افشاگری در تلگرام

برگه ی افشاگری در ف. بوک

کانال افشاگری در یوتوب




ویدیوی اعتراف ساختگی تلوزیونی مزدور آریا اسب باوند را در اینجا ببینید:


در این به اصطلاح مستند اعتراف تلوزیونی شبکه ی خبر رژیم درباره ی آریاسب باوند، تصویر من نیز نشان داده می شود که این تصویر از بخشی از یک مصاحبه ی آریاسب باوند با من و در خانه ام در ترکیه نشان داده می شود که درباره ی "نظریه توطئه" سخن می گویم. در آن هنگام، من هنوز وارد این حزب نشده بودم و سرفن به دلیل آثار ترجمه ام پیرامون نظریه ی توطئه که اختصاصن به یکی از نویسندگان و پژوهشگران بزرگ به نام جناب "دیوید آیک" می پردازد.

وی این مصاحبه را در ۴ بخش با من انجام داد که مجموعه ی این گفتگوها را می توانید در ویدیوهای زیر تماشا کنید.

بخش نخست:

بخش دوم:

بخش سوم:

بخش چارم:

آنچه که من در قالب افشاگری انجام دادم، دو بن مایه ی اصلی را شامل می شد:
- اپوزوسیون نمایی آریاسب باوند و دروغین بودن ادعای وی مبنی بر مبارزه با رژیم.
- تجزیه طلب بودن وی و تشکیلاتش.

اگر کسی می خواهد یک روند کامل از خیانت های تجزیه طلبانه ی آریاسب باوند و نیز هم زمان هم دستیش با اصلاح طلبان حکومتی را متوجه شود، تنها می تواند با بازبرد به کانال افشاگری در تلگرام، به این اسناد دسترسی پیدا کند. اسنادی که دربردارنده ی سرکردگان این گروهک برای یورش نظامی به ایران نیز می شود.

او به دروغ می گفت که با شاهزاده رضا پهلوی در ارتباط است.
به دروغ می گفت که سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا)، بر روی شاهزاده و خانواده اش فشار می آورد و مانع از تحرکات واقعی ایشان علیه رژیم می شود.
به دروغ می گفت که یک مازنی است، در حالی که وی از خانواده های کرد تبعیدی به شمال ایران بود.

در واقع، وی از هر جنبه که مورد تفسیر و دقت قرار گیرد، پر از ابهام و دروغ است. یکی دیگر از لقب هایی که به درستی به وی داده ام نیز، "دروغگوی حرفه ای" است.

و جالب اینجاست که به خود من می گفت که در کردستان عراق با پانکردهای تروریستی که صحبت می کرده، زبان یکدیگر را به روانی متوجه می شدند !! در زرزرهای تلگرامیش (این نایز نامی است که من به سخنرانی های وی که سرفن در تلگرام و در گروه ها و کانال های حزب گفته می شد، داده ام) می گفت که پس از سرنگونی رژیم، وی قصد دارد که به ویلای جنگلیش در شهنه کلاه برود و بقیه ی عمرش را در زیر درختی که آن را "پنجه ی شیطان" می خواند، نان و ماست فقیرانه اش را بخورد.

وی در حالی که در مستی بود، این اعتراف را در نزد من کرد که پدرش که از خلبانان خائن ارتش بوده است که به فرقه ی خمینی پیوستند، یکی شوفر هوایی مورد اعتماد رژیم برای ترابری آخوندها و سرکردگان رژیم بود که نام آخوند "قرائتی" را مشخصن بر زبان آورد.

ویدیوی افشاگری و تجزیه تحلیل جناب "سعید قاسمی" از "رستاخیز سیمرغ" درباره ی جریان اپوزوسیون سازی ولایت فقیه در برون مرز و به تله انداختن کنشگران و مخالفان سیاسی اصلی رژیم:


در خلال افشاگری های گسترده ای که علیه وی انجام می دادم، پیشتر یکی به این نکته اشاره کردم که وی با اصلاح طلبان حکومتی درون رژیم در ارتباط است که مشخصن یکی از آنها با نام "روزبه مشکین خط" هفت خط می باشد. وی نیز یک زباله ی سیاسی به گفته ی خودش "اصلاح طلب تندروست" که در عین حالی که درون ایران راست راست راه می رفت، اما با آریاسب باوند کنفرانس تلگرامی راه می انداخت و برای اغفال شدگان به تله افتاده، زرزرهای نخ نما و ابلهانه می کرد.

روزبه مشکین خط که به وی نیز لقب هفت خط داده ام، یکی از مزدوران اطلاعاتی رژیم است که دو تارنمای "ایران سرفراز" و "کردستان سرفراز" را به گونه ای موازی ایجاد کرده بود تا این تصور را القا کند که کشوری به نام کردستان نیز در کنار کشور ایران وجود دارد و با این اقدام خائنانه، در واقع ادبیات تجزبه طلبی را در لوای مبارزه ی کزایی سیاسی کادو پیچ شده ی شان، به خورد مردم ساده لوح می داد.

مشکی یا روزیه مشکین خط هفت خط، حزب قراضه دار
ایران سرفراز و کردستان فراز در مصاحبه ی تلگرامی
با آریاسب باوند
از این دست پستینه ها در اطراف باوند زاده بسیار بودند. یکی دیگر از این دست موجودات، فردی به نام "پیمان سلاحی" ساکن سوئد است که پیشتر با وی در ترکیه و از راه فردی به نام "غلامرضا محمدی" آشنا شده بود، که به تحریک آریاسب باوند و بدان علت که به پس از افشاگری بی درنگ من، در هنگامی که تازه به سوئد آمده بودم، تصویر مرا در ف. بوک شخصی خود منتشر می کند و از من به عنوان "یکی از مزدوران و جاسوسان رژیم" نام می برد !! 

پیمان سلاحی نوکر آریاسب باوند در سوئد





دیروز برای من و امروز دیگر برای همه مشخص شده است که مزدور واقعی رژیم کیست و چگونه مزدوران اطلاعاتی و بی سواد و البته لات و اوباش رژیم همچون آریاسب باوند، به قصد میهن ستیزی و تجزیه ی خاک پاک ایران، نه تنها در قالب مبارز سیاسی فرو می روند، بلکه چون گرگی در رخت میش، به هر رنگی نیز درمی آیند که یکی از نقش های اصلی آریاسب باوند این بود که جریان های خشونت طلب که خواهان مبارزه با رژیم هستند را به شاهزاده ی عزیز میهن منسوب کند تا از این رهگزر، پادشاهی خواهان برانداز ولایت فقیه را نیز در سلک خائنان و تجزیه طلبانی چون کومله و دمکرات و مجاهدین خائن خلق، در دیدگاه مردم جا اندازی کند که با هوشیاری شورای ملی ایران به رهبری وقت شاهزاده رضا پهلوی، ماهیت این مزدور افشا و در بیانیه ای بر مزدور بودن او تاکید می شود:

اعلامیه ی رسمی شورای ملی به فرنشینی شاهزاده رضا پهلوی
در افشای مزدوری آریاسب باوند مزدور رژیم
افزون بر این که شرح مفصلش پیشتر در افشاگری تلگرام رفته است، چندین بار از شاهزاده رضا پهلوی، مشخصن درباره ی آریاسب باوند و حزب کزایی اتحاد شوراها پرسش می شود و ایشان هر بار می گوید که آنها را نمی شناسد و مشکوک هستند و نباید به آنها پیوست یا به آنها اعتماد کرد:

پاسخ شاهزاده رضا پهلوی به کاربران درباره ی
تایید نکردن ایشان از آریاسب باوند و غلامرضا محمدی

پاسخ شاهزاده رضا پهلوی به کاربران درباره ی
تایید نکردن ایشان از آریاسب باوند و غلامرضا محمدی

پاسخ شاهزاده رضا پهلوی به کاربران درباره ی
تایید نکردن ایشان از آریاسب باوند و غلامرضا محمدی

پاسخ شاهزاده رضا پهلوی به کاربران درباره ی
تایید نکردن ایشان از آریاسب باوند و غلامرضا محمدی

پاسخ شاهزاده رضا پهلوی به کاربران درباره ی
تایید نکردن ایشان از آریاسب باوند و غلامرضا محمدی

و این یورش های اپوزوسیون مردمی و برانداز جمهوری اسلامی است که نفوذیان جمهوری اسلامی را شناسایی و رسوا می کند. 

در یان باید این نکته را نیز بیفزایم که با توجه به شناخت شخصی که از مزدور رژیم آریاسب باوند دارم، همه ی رفتارها و سخنان و حرکات و سکنات وی در نمایش تلوزیونی رژیم، هم حساب شده بود و هم وی به خوبی نقش خود را بازی می کند و به گفته ی خودش، همیشه رگ لاتیش بر سر جایش باقی است !! من با ایجاد جریان افشاگری علیه این مزدور رژیم، تمام تلاشم را کردم تا نگزارم گنجشک را به جای قناری رنگ کرده و به مردم بیندازند، اما افسوس که هزاران و هزاران نفر بیشعور سیاسی در این مرز و بوم الله زده زندگی می کنند که تا لحظه ی آخر که هیچ، هتا هم اکنون هم باور ندارند که تا گردن کلاه سرشان رفته است !!