Google Ad

‏نمایش پست‌ها با برچسب ایران. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ایران. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۸ خرداد ۲۹, چهارشنبه

روزگار زرین ایران عزیز هنوز آغاز نشده است


بر این باوریم که دوران ایرانساز خاندان ایرانمهر و میهن پرست پهلوی، دوران طلایی یا به عبارت پارسی، روزگار زرین ایران عزیز بوده است. این گفته درست است، اما شایان کمال نیست.

این درست است که پهلوی به مانند برگ درخشانی در تاریخ پر فراز و نشیب میهنمان درخشید و ایران را از صدها سال خفت و ذلت رهایی بخشید و به نزدیکی های آغاز راه دروازه های تمدن بزرگ رسانید، اما این نیز درست است که ما هرگز و به خاطر یورش جهانی به رهبری انگل ستان، نتوانستیم آغاز راه رسیدن به آن دروازه های درخشان تمدن انسانی را بپیماییم و با شبیخونی ویرانگر، هر آنچه که کاشته بودیم یکسره نابود شد.

اما ایران عزیز همچون سیمرغ، باری دیگر از خاکستر خود برخواهد خواست و این نوزایی بزرگ ایرانیان در مسیر پیشرفت و فرگشت همه جانبه خواهد بود.


این پیمانی است که بر سر ایران و تمامیت هر آنچه که هست، چه آباد و چه ویران، ایستاده ام و جز این از میهن پرستان و آنان که به راستی دلشان رنگ آبی میهن دارد، توقعی نمی رود. روزگاری که ایران آهنگ رفتن از این منجلاب اسلامی توده ای کند، روزی است که دیگر هیچ کس را توان جلوگیریش نتواند بود و این ایمان در من چون شعله ای سوزان و فروزان، به من قدرت جنبش و سخن می دهد.

ایرانی که روزگاری از چنگال دژخیم اسلامی تحویل خواهیم گرفت، البته ایرانی ویران خواهد بود و این درد و سوگ ماست. ایرانی که خواهیم ساخت، ایرانی نه برای همه ی ایرانیان و نه برای همه ی مردم رنج دیده و جنگ زده ی خاورمیانه، که قلب انسانیت زمین و پاییتخت مهرورز جهان خواهد بود.

به امید آن روز است که جوجگان نشسته در آشیان، نه خوف اسلام اهریمنی دارند و نه سودای دروغ های نخ نمای چپ را. نه از گله و رمه های مصدق الله بی شرف انگل ایسی صفت هستند و نه میراث خوار تردستی های انگل ستان و روسیه.


آن روز مبادا که من و دیگران، به جرم دوری و خیانت به میهن، سیاهی زمستان بر روهایشان نشسته باشد. زیرا ایران سخن من و سوگند منست و هر آنچه که در این جهان بر آن بایسته و سوگیرم، همه از برای ایران است که نامش مانترای وجودم است. ایران، آن سرزمین دلیرانی است که تاریخ و فرهنگ و افسانه و استوره را معنا می کند و بی او نه آغازی بود و انجامی است. به نام ایران، جمهوری اسلامی را پایان خواهیم داد و روزگار زرین ایران نوین را به یادمان کوروش بزرگ و رضا شاه بزرگ آغاز خواهیم کرد.

ایدون باد...

۱۳۹۸ خرداد ۲۱, سه‌شنبه

نام شهرهای ایرانشهر


متن کوچکی است که در واپشین سده ی شاهنشاهی ساسانیان نوشته و در آن نام شهرهای ایران آورده شده است. این متن ارزشمند در کنار اسناد دیگری همچون سنگ نبشته‌ های "شاهپور یکم" و "کرتیر"، نشان می‌ دهد که ایرانیان به موجودیت تاریخی و سرزمینی (جغرافیایی) خود آگاهی داشته‌ اند.



در متن، نام شهرستان های ایران با توضیحی کوتاه درباره ی تاریخ ساخت و سازندگان این شهرها و رویدادهای مهم آنجا آمده که درونمایه ای تاریخی استوره‌ ای دارد. برای نمونه می گوید: "شهرستان آذربایگان را ایرانگشسب که سپهبد آذربایگان بود ساخت". همین درونمایه، نشان‌ دهنده ی آگاهی ایرانیان به جغرافیای سرزمینشان است.

با وجود دگرگونی‌ های مرزهای ایران در اثر جنگ‌ ها، ایرانیان درک روشنی از ماهیت سرزمینی کشورشان داشتند. در جهان بینی باستانی ایرانی، جهان به هفت کشور بخش می‌ شد. در میان این هفت کشور، "خُوَنیرَه" قرار داشت و ایرانشهر در اینجا واقع بود.

این جهان بینی، به دوره ی ساسانیان و سپس دوره ی اسلامی انتقال یافت و سرزمین ایران در میانه ی جهان دانسته شد. از جمله در پیش گفتار شاهنامه ی "ابو منصوری" می‌ خوانیم: "ایرانشهر از رود آمویست تا رود مسر و این کشورهای دیگر پیرامون اویند و از این هفت کشور، ایرانشهر بزرگوارتر است".


"ابوریحان بیرونی" نیز، در کتاب "التفهیم"، نموداری از هفت کشور ترسیم می‌ کند که ایرانشهر در دل آن است: "و اقلیم چارم آغازد از زمین چین و تبت و قتا و ختن و شهرهایی که به میان آن است و ... بگزرد، سوی کابل و غور و هری و بلخ ... رسد بر خلیجی که میان شهرهای مغرب و اندس است و او را زقاق خوانند".


ابیات مشهور حکیم "نظامی گنجوی" در "هفت پیکر" نیز، به همین جهان‌ بینی استوره‌ ای یعنی جهان‌ بینی ایرانیان و درک آنها از ایرانشهر اشاره دارد: "همه عالم تنست و ایران دل، نیست گوینده زین قیاس خجل، چون که ایران دل زمین باشد، دل ز تن به بود یقین باشد".


متن شهرستان های ایرانشهر، نام شهرستان ها را که شمارشان به ۶۰ می رسد، زیر نام هر یک از بخشهای چارگانه برمی‌ شمرد.

ساسانیان استوره ی هفت کشور را با واقعیات ژئوپولیتیکی پیوند دادند. ایرانشهر در کانون جغرافیایی جهان قرار داشت و جایگاه تاریخی ایرانیان فارغ از قومیت و دین بود. در این دوره، کشور پهناور ایران را به چار بخش اداری نظامی بخش کردند: "خراسان، خُوَروَران، نیمروز، آدوربادگان".

منبع

۱۳۹۸ خرداد ۱۰, جمعه

حیدر علیف و دشمنیش با ایران؛ او فاتحه ی سهم ایران از دریای مازندران را خواند

سیاست دشمنی ذاتی و سازماندهی شده ی روسیه با تمامیت ارضی ایران، همیشه از سوی
دست نشاندگان این رژیم حرامزاده همچون جمهوری جعلی آذربایجان صورت گرفته است
خبرگزاری "آخار" در جمهوری جعلی آذربایجان، با انتشار جستاری با عنوان "حیدر علی اف، مردی که از حقوق ترک‌ ها در ایران دفاع کرد"، با قراین و شواهد تاریخی نشان داده است که حیدر علی اف رییس جمهور مردار جمهوری جعلی آذربایجان، همه ی عمر خود را وقف دشمنی با ایران کرده است. این تارنما نوشته است: 

"حیدر علی اف از جمله افسران ک گ ب بود که برای تجزیه ی آذربایجان در هنگام اشغال تبریز از سوی ارتش سرخ شوروی، به تبریز فرستاده شد و زیر نظر "عزیز علی اف" پدر زن خود، فعالیت کرد".

پشتیبانی تمام قد علی اف از تجزیه طلبان فراری
تارنمای پانترکی آخار، در این گزارش همه ی کوشش خود را به کار گرفته است تا نشان دهد خاندان علی اف به طور کلی در خدمت اهداف ضد ایرانی قرار گرفته اند. برای نمونه، در بخشی از این گزارش آمده است:

"«محمد بی ری» ا وزیر فرهنگ حکومت ملی و شاعر، که پس از مهاجرت به باکو تبعید سیبری نصیبش می شود، در خاطرات خود می نویسد: «حیدر علی اف مستقیمن در سیبری به سراغش رفته و او را به باکو می آورد. «سهراب طاهر» شاعر ملی آذربایجان و از فداییان فرقه ی دمکرات می گوید: «در زمان شوروی پیشین، در یک نشست رسمی خودم را غریب خطاب کردم و گفتم ما اینجا بی کس هستیم. پس از مدتی، دستی را روی شانه ی راست خود احساس کردم".

آخوند آیت الله "عاملی"، دست نشانده ی دیکتاتور دوم رژیم سید علی خامنه ای
در استان اردبیل است که با وقاحت ویژه ی آخوندی و در راستای اهداف تجزیه طلبانه و
نژاد پرستانه ی پانترکی، پرچم جمهوری جعلی آذربایجان را در استانداری این شهر به
دست گرفته است
متلک پراکنی به "سید علی خامنه ای"
تارنمای خبری آخار جمهوری جعلی آذربایجان، همچنین با بر بوق های تبلیغاتی تجزیه طلبان و قومیت گرایان، نمونه هایی از متلک گویی حیدرعلی اف به سران ارشد جمهوری اسلامی را منتشر کرده است و آنها را به عنوان به اصطلاح نغزگویی و حاضر جوابی و پیشینه و کارنامه ی حیدرعلی اف در به اصطلاح پشتیبانی از آذری های ایران قلمداد کرده است. با آنکه حیدر علی اف، در دیپلماسی از متلک گویی و هزل بیان و شیوه های ویژه ی خود فراوان بهره می گرفت و چندان به نزاکت دیپلماتیک و قواعد اخلاقی پایبند نبود، اما تارنمای آخار پا را از ماهیت و واقعیت حیدرعلی اف نیز فراتر گزاشته و ادعاهای مطرح شده در کتاب خاطرات "ولایت قلی اف" وزیر خارجه ی پیشین جمهوری جعلی آذربایجان درباره ی سخنان ادعایی حیدر علی اف در دیدار با سید علی خامنه ای دیکتاتور دوم انقلاب اسلامی را نیز بازنشر کرده است.

ادعاهای وزیر خارجه ی پیشین جمهوری جعلی آذربایجان در این باره، به قدری تند است که رسانه ی اطلاعاتی امنیتی رژیم به نام "آذری ها"، از بازنشر و گفتاور آن پرهیز کرده است. آویژه مندان به آگاهی از متن اصلی، می توانند به این پیوند بازبرد کنند:

وزیر امور خارجه ی پیشین جمهوری جعلی آذربایجان که هم اکنون نیز رایزن این رژیم در مجارستان است، در کتابی که منتشر کرده است مدعی بیان سخنان رکیکی از سوی حیدرعلی اف در دیدار درباره ی شهر خامنه و زبان آذری شده است. گر چه، بر خلاف ادعای ولایت قلی اف، حیدرعلی اف از چنان جرات و جسارتی برخوردار نبود که سخنان منتسب به وی در کتاب ولایت قلی اف را در حضور خامنه ای بیان کند، اما اینکه منابع رسمی و سرکردگان دولتی جمهوری جعلی آذربایجان به خود جسارت می دهند این مطالب را در کتاب و تارنمای رسمی و به عنوان کلام حیدرعلی اف و به اصطلاح پیشینه ی دیپلماتیک وی، در به اصطلاح پشتیبانی از آذری های ایران منتشر کنند، بسیار جای درنگ دارد.

باید پرسید، آیا متلک پرانی علی اف به خامنه ای، چه ارتباطی به پشتیبانی علی اف از آذری های ایران دارد ؟!

کتاب تاریخ جعلی جمهوری جعلی آذربایجان که در روی جلد آن،
نقشه ی تجزیه طلبانه و غایت آرمان این رژیم ایرانی ستیز را به
تصویر کشیده و محدوده ی این رژیم جعلی را به شهرها و
استان های ایرانی گسترش داده است
حیدر علی اف فاتحه ی سهم ایران در دریای مازندران را خواند تارنمای خبری آخار جمهوری جعلی آذربایجان، همچنین در بخش دیگری از به اصطلاح پیشینه ی دیپلماتیک حیدرعلی اف در ارتباط با ایران افزوده است:

"معروف است در جریان دیدار با «سید محمد خاتمی» رییس جمهور وقت رژیم، پس از امضای پادمان پیوستی مربوط به دریای مازندران، حیدر علی اف می گوید: «فاتحه» !! خاتمی با پریشانی علت را جویا می شود، علی اف می گوید: «معمولن بر اساس عرف، پس از پایام نشست ها، باده ها بر روی میز قرار می گیرد، اما به خاطر احترام به شما ما این کار را نکردیم و فاتحه گفتیم !! آیا همین فاتحه نشانگر سهم فاتحه گونه امروز ایران از دریای مازندران نبوده است ؟"

با اندیشه های علی اف، ایران را نابود کنیم
تارنمای آخار در بخش پایانی مقاله ی خود، نتیجه گرفته است که با پیروی از اندیشه ی حیدر علی اف، نابودی و تجزیه ی ایران ممکن است. این تارنما در تبیین این راهبرد رژیم باکو می نویسد:

"این یک حقیقت محض است که با اندیشه ی سیاسی حیدرعلی ا،ف جغرافیای یکپارچه ی آذربایجان قابل زنده سازی است و با اندیشه ی سیاسی وی می توانیم در شترنج سیاسی و در تهران، بهتر اقدام کنیم".


نشست مشترک تجزیه طلبان پانترک و پان عرب در ترکیه. سرکردگان تروریست گروهک
پان عرب الاحواز، در این نشست ضد ایرانی با تجزیه طلبان پانترک از آذربایجان و در خاک ترکیه
دیدار کردند 
پیشبرد سیاست دو گانه علیه ایران
همه ی تحرکات ضد ایرانی تارنمای آخار و دیگر مراکز ضد ایرانی در رژیم باکو، از جمله هیئت دولتی امور "کمینه ها شاخه ی به اصطلاح آذربایجان جنوبی اتحادیه ی نویسندگان جمهوری جعلی آذربایجان"، "شاخه ی به اصطلاح آذربایجان جنوبی بنیاد ادبیات و بنیادهای تاریخ و خاور شناسی و گروهک هایی همچون داک و..." و گره خوردن تحریکات باکو درزمینه ی قومیت گرایی و نژاد پرستی و تجزیه طلبی با سیاست یکسانی با عرعربستان سعودی و اسراییل در برابر ایران، در حالی صورت می گیرد که در یک سال گزشته کمیت و کیفیت دیدارها میان سرکردگان باکو و تهران افزایش پیدا کرده است.

با این وجود، باکو سیاست دو گانه ای علیه ایران دارد. باکو در سیاست کوتاه مدت، خود را در کنار ایران نشان داده و با تظاهر به این که از کشورمان تجهیزات نظامی و غیر نظامی خریداری خواهد کرد، سرکردگان جمهوری اسلامی را دلگرم تر از گزشته کرده است؛ اما در واقع و در سطوح زیرین و همگانی، باکو در حال دشمنی با همه ی مظاهر تمدنی و فرهنگی و تاریخی ایران، نه تنها در قفقاز جنوبی، بلکه در درون خود ایران می باشد. رسانه های زرد جمهوری جعلی آذربایجان نیز، بر این باور هستند که می توانند از راه انتشار مقاله و گزارش که بیشترشان به قلم مزدوران قومیت‌ گرا و تجزیه طلب نوشته می شوند، سیاست های موذیانه ی ایرانی ستیز خود را درباره ی ایران و تمامیت ارضیش پیش ببرند.

هر چند در برخی از این داده های تاریخی تردیدی نیست، اما جمهوری زبون اسلامی همیشه تلاش کرده است تا چشم خود را بر این مسئله بسته و به جای گزشته ی باخته، به توهم برد در آینده نگاه کند، اما رسانه های دولتی جمهوری جعلی آذربایجان اصرار دارند که گزشته را به خوبی یادآوری کنند.

جمهوری اسلامی سهم پنجاه درصدی ایران در دریای مازندران را
به استعمار روسیه و کشورهای جعلی پیروی آن رژیم، تسلیم کرد.
خیانتی که در آن، ولایت فقیه به رژیم ترک قاجار پهلو به پهلو می زند
این رسانه ها عمدن و به زبان پارسی مطالبی را منتشر می کنند تا به ما نشان دهند که هیئت حاکمه ی رژیم باکو، در کردار و واقعیت، دشمن طبیعی و ذاتی ایران است و هیچ گاه چیزی در این مورد دگرش پیدا نخواهد کرد. خبرگزاری آخار برای نشان دادن دشمنی همه جانبه ی علی اف با ایران، هتا به بزرگ نمایی نیز دست زده و گناه های ناکرده ای را به علی اف نسبت داده است، همچون موضوع  از دست رفتن سهم پنجاه درصدی ایران در دریای مازندران که ربطی به علی اف نداشت.

در واقع ما هر چه تلاش می کنیم فراموش کنیم، آنها دوست دارند یادآوری کنند و این کژدار و مریزی نه هرگز پاسخ مناسبی با خواسته های ملی ما بوده است و نه در اراده ی ملی برای پاسداشت یکپارچگی کشور، به درد خواهد خورد.

جمهوری جعلی آذربایجان باید با یک جنگ تمام عیار سرنگون و سرزمین های دزدیده شده از ایران که هم اکنون در اشغال پانترک های زیر شاخه ی فرقه ی دمکرات استالین به سرکردگی "سید جعفر پیشه وری" هستند، آزاد شده و به خاک ایران پیوست شود. میهن پرستان ایرانی باید در دید داشته باشند که سد بزرگی به نام جمهوری اسلامی، از احقاق حقوق ملی ایرانیان برای آینده، جلوگیری کرده و مایه ی خفت و سرافکندگی ملیون ها ایرانی را تا ابد فراهم آورده است.

آخوند "احمد دشت لو" از مزدوران سازمان تروریستی سپاه پاسداران، تهدید کرده است
که در صورت سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی، آنها یک ایران سوخته را تحویل
ایرانیان خواهند داد
رژیم قجری جمهوری اسلامی، همان خفیفه ی حقیر زاده ای است که بارها از سوی اسراییل در سوریه مورد اصابت موشک قرار گرفته و هتا از زدن یک سیلی ساده هم عاجز مانده است.

این رژیم، در واپسین روزهای عمر خود و پس از دزدی ها و اخنلاس های بی پایان و کمرشکن و خشکاندن رودها و دریاچه ها و تالاب ها و تولید نفرت و رواج کینه میان هم میهنان، ایران را تجزیه خواهد کرد و همانگونه که آخوندها پیشتر هم اعتراف کرده اند، در صورت سرنگون شدن ولایت فقیه، یک ایران سوخته به ایرانیان تحویل خواهند داد. این انگل را باید کشت، زیرا آخوند خوب، آخوند مرده است...

۱۳۹۸ خرداد ۹, پنجشنبه

جایزه ی نوبل برای از ما بهتران

هنگامی که به شما می گفتند فلان دوقتور و محندث زیر نور چراغ برق کوچه یا شمع
درس خوانده و چیزی شده، داشتند به شما دروغ می گفتند
جایزه ی نوبل به ابرمغزهایی تعلق گرفته است که مسیر دانش را با اکتشافات و اختراعات خود، به سوی تمدن بشری سوق داده اند؛ این همه ی ماجرا نیست، زیرا نوبل بازی یک تبعیض آشکار و یک استعمار فرانوین است.

کشور هندوستان با داشتن نزدیک به ۱.۵ ملیارد جمعیت و تاریخی به دیرینگی تمدن نانوشته و سانسور شده ی بشری، هتا یک محفل علمی و دانشورزانه همچون نوبل را هم دارا نیست. این در حالیست که کشور کوچکی همچون سوئد با داشتن جمعیتی نزدیک به ۱۰ ملیون و مساحتی خنده دار در قیاس با شبه قاره ی هندوستان، محفل علمی نوبلی را به نام خود سکه زده است که پادشاه این کشور آن را فرنشینی می کند.

چگونه است که رییس جمهور نمادین هندوستان، رییس جمهور چین یک ملیارد و خورده ای چین، مرکز فناوری های دیجیتالی آسیا یعنی ژاپن و کره ی جنوبی و روسیه، با آن همه عرض اندام اقتصادی و علمی و سیاسی و نظامی، هتا یک محفل مشابه نوبل را هم دارا نمی باشند ؟؟

حضرت مولانا:
هیچ کس بی استاد پیش خود چیزی نشد
هیچ آهن بی آهنگر خنجر تیزی نشد
چرا خاورزمین سانسور و سرکوب می شود ؟؟

در فیلمی که از برای به اصطلاح روشنفکر و مبارز هندوستان "ماهاتما گاندی" ساخته اند، وی در حالی مشغول به اصطلاح مبارزه با انگل ستان استعمارگر اشغالگر تا دندان مسلح و چیره است، که در راهپیمایی خود و هم پالگی هایش، فریاد می زند که چون هندوستان جزوی از جهانگیری خونین انگل ستان است، پس او حق دارد که راهپیمایی کند !! هم او بود که سرانجام با بهانه ی استقلال هندوستان از انگل ستان خزنده، سبب شد که بنگلادش و پاکستان و سری لانکا بنا بر نقشه ی پیر استعمار از این کشور باستانی تجزیه شوند تا جای پایی برای بازی های آینده ی قدرت های انگل ساکسونی فراهم آید.

بر روی هر پول امروزی هندوستان، تنها نقش آن میمون دست آموز انگل ستان، یعنی ماهاتما گاندی را می بینید و این یک فاشیسم و دیکتاتوری آشکار است.

فقر یعنی مهار انسان و مهار انسان یعنی فقر و تکرار این چرخه یعنی
آفرینش بدبختی و تداوم سیه روزی
انگل ستان با تردستی اسلامی خود، هم اسلام فقاهتی را در چارچوب دم و دستگاه آخوندی به وجود آورد و هم صدها فرقه و مسلک صوفی و درویشی را همچون گله ی ماران به جان آسیا و خاورمیانه انداخت. این انگل ستان است که همه ی شرارت ها و بدبختی ها را بر سر مردم جهان، به ویژه آسیاییان و آفریقاییان و بومیان آمریکا و استرالیا آورده است.

در این میان، نقش خدای موهوم تماشاچی نیز، نقش یک اولولک سر لته بیشتر نبوده است و زورمندان و اشغالگران برده دار، به خوبی به وهمی بودن موجودیت خدا آگاه بوده اند و چون مردمان در ناآگاهی و بی خردی غرقه شده اند، برایشان به جای چراغ دانش و خرد، دین و فرقه تراشیده اند تا آنان را با خشتک دین بارگی خود مشغول سازند.

فناوری های نوین که امروزه همه ی جهان را در بر گرفته است، تنها سرچشمه ای باختر زمینی دارند، همانگونه که همه ی دین های کثافت و انسان ستیز، سرچشمه ای آسیایی و خاورمیانه ای.

بنیانگزاران جایزه های تاق و جفت جهانی که در ثروت
و خوشی، آروق های حقوق بشری می زنند، چشمشان
را بر روی واقعیت هایی که جلوی چشمتان و در زندگی
دردمندتان است را، مصلحتانه و مردم فریبانه بسته اند
این یک الگو برای سرکوب و مهار بشریت و قلع و قمع آزادی انسان هایی است که به جرم نداشتن خون اروپایی، برای صدها سال پیاپی مستعمره و برده شده اند. فراورده های فناوری در اختیار مردم قرار می گیرد، اما خود فناوری نه. این تبعیض با این روش، جااندازی و مستمر شده است و سبب گشته تا باختر زمین با قدرت ویرانگر و یکه تاز اقتصادی، سیاسی و علمیش، بتواند بر سر جان و مال و تمدن و تاریخ و سرنوشت و آینده ی مشرق زمین، نقش تعیین کننده و تصمیم گیرنده داشته باشد.

جمهوری اسلامی انگل ستان و شخص فاحشه ی بریتانیا ملکه الیزابت چندم، آن سوسمار خزنده ی انسان نما، همان دجال خانه ی اهریمن پرستی است که اخوان المسلمین را از یکسو و فرقه ی شیطان پرستی "آلیستر کراولی" را از سویی دیگر راه می اندازد.

این کثافت خانه ی انگل ستان است که تا گردن در خون انسان ها غرقه است.


در حالی که اوج مطالبات ملت های در رنجی همچون ایران، به نان بخور و نمیر و کار و مسائل جنسی فروافتاده است، هیچ کس را در هیچ رسانه ای نمی بینید که دیگر نسبت به تداوم و استمرار این استعمار فرانوین انگل ستان حرامزاده معترض شود و هتا کوچک ترین سخنی از آن به میان آورد. این رییس جمهور رژیم اسلامی است اما، که با وقاحت ویژه ی آخوندی، در برابر "ترزا می" پیره مترسک ساق لخت انگل ها می نشیند و خنده ی پدرخواندگی سرمی دهد !!

دشمن خود را بشناس، زیرا اهریمن در خوش چهره ترین و فریبنده ترین شکل بر انسان ظاهر شده است.

۱۳۹۸ اردیبهشت ۲۱, شنبه

در پایان هر سده ی خورشیدی، در ایران رویداد بزرگی رخ می دهد

در پایان هر سده ی خورشیدی، در ایران رویداد بزرگی رخ می دهد
از زمان یورش تازیان تروریست الله پرست و جنگ های اشغالگرانه ی اعراب در ایران و خیزش های ایرانیان و سرنگونی اشغالگران اعراب تا یورش چنگیز و تیمور تا زمان آغاز دودمان صفویان تا اکنون را مرور می کنیم.

پایانه های سده ی نهم
ظهور و جنایات هولناک فرقه ی تشیع بر سراسر ایران. از سال ۸۸۱ فرار خورشیدی، "اسماعیل صفوی" در سن ۱۵ سالگی با کمک قوم شیعه ی خود، قدرت را به دست گرفت و در سن ۱۷ سالگی دیکتاتور ایران شد و با تعصب شدید مذهبی، نخستین گام خود در رسمی کردن مذهب شیعه در ایران را برداشت، با آنکه بیشتر جمعیت ایران به واسطه یورش و اشغال ایران از سوی تازیان الله پرست، موجوداتی الله زده و عمر پرست شده بودند. این اقدام اسماعیل صفوی، باعث شورش سراسری اهل سنت یا همان وهابی مسلکان و داعشی نامان امروز شد که با تکفیر کردن اهل آنان از سوی شیعیان و افروختن جنگ و پاک سازی داخلی، شمار بسیاری از عمر پرستان الله زده در سراسر کشور قتل عام شدند.

میان ماه من تا خمینی حرامزاده در ماه، تفاوت از زمین تا آسمان است
پایانه های سده ی دهم
از سال ۹۸۰ تا ۱۰۰۷ فرار خورشیدی، جنگ های سراسری و جنایات مذهبی شاه "عباس یکم" با فتوای مفتی های تشیع به ویژه آخوند "محمد تقی مجلسی" و جادوگری "شیخ بهایی" و آغاز جنگ مذهبی بین شیعه و سنی و ظهور فرقه ی نجس و آدمخوار وهابیت رخ داده است. یکی از جنایات شاه عباس یکم، این است که در روز آشورا به شیعیان وعده داد که سرهای الله پرستان عمر پرست را به عنوان سرهای اموی می خرد !! که باعث شد هزاران الله پرست سنی به دست شیعیان قتل عام شوند که تحریک کننده ی این کشتار و پاک سازی مذهبی، مفتی های مذهب تشیع همانند شیخ مجلسی و شیخ بهایی بودند.

پایانه های سده ی یازدهم
سرنگونی دودمان صفویان با یورش هوتکیان (افغان ها) و شورش سراسری و جنگ داخلی. افغان ها در سال ۱۰۹۹ فرار خورشیدی به اسپهان یورش برده و آنجا را محاصره کردند و سال ۱۱۰۱ فرار خورشیدی، حکومت صفوی سرنگون شد و تمام درباریان و نوامیس و خاندان صفویان به گونه ای دهشتناک و وحشیانه، تجاوز و قتل عام شدند.

شعار براندازان واقعی رژیم اسلامی:
جاوید شاه
پایانه های سده ی دوازدهم و آغاز سده ی سیزدهم
از سال ۱۱۹۰ تا سال ۱۲۰۹ فرار خورشیدی، سرنگونی دودمان زندیه با جنایات دهشتناک ایل کثیف قاجار. قاجاری ها به فرماندهی "آغا محمد خان قاجار" به چند شهر ایران یورش بردند، در شیراز دست به کشتار کسانی که از ایل زندیه بودند زدند و به زنان و دختران تجاوز کردند در کرمان چندین هزار نفر را با درآوردن چشم هایشان کور کردند و به چندین هزار زن و دختر تجاوز جنسی کردند.

پایانه های سده ی سیزدهم
هولوکاست ایرانی و سرنگونی دودمان ایران فروش قاجار. از سال ۱۲۹۶ تا سال ۱۲۹۸ فرار خورشیدی، در درازنای دو سال از ۲۰ ملیون ایرانی، ۹ ملیون تن بر اثر قحطی و بیماری تلف شدند. مقصر اصلی این جنایت و نسل کشی هولناک، دیکتاتورهای قاجار بودند که هیچ اقدام و اصلاحی در زمینه ی کشاورزی نکرده بودند و با قتل "امیر کبیر"، از اصلاحات و پیشرفت کشاورزی جلوگیری کردند. انگل ایس ها با خرید غلات و دیگر فراورده های کشاورزی ایرانیان، نه تنها به منظور تامین جیره ی غذایی سربازان اشغالگر خود، که به واسطه ی ایرانستیزی همیشگی آنها، سبب ایجاد قحطی بزرگ در ایران شدند. در سال ۱۲۹۹ ف. خ.، سردار سپه "رضا خان پهلوی" دودمان منحوس و شوم قاجار را سرنگون کرد و خود حکومت با شکوه شاهنشاهی پهلوی را بنیان گزارد.

ایران در دوره ی ۵۷ ساله ی شاهنشاهی پهلوی، در اوج اقتدار و قدرت و امنیت و پیشرفت بود.

تحریم یا جنگ؛ یک راه را بیشتر نمی توان برگزید و گزینه ی میهن پرستان در راستای
براندازی رژیم جمهوری توده ای اسلامی، تحریم های کمرشکن است نه جنگ
پایانه ی سده ی چاردهم
از سال ۱۳۹۸ فرار خورشیدی ، خیزش کم سابقه ی ملت ایران و سرنگونی رژیم توده ای اسلامی و آغاز دادگاهی کردن های همه ی سرکردگان رژیم.

هر سالی که با شماره ی ۸ پایان می یابد، برای کشور ما رویدادی رخ می دهد:
سال ۵۸: دگرش حکومت از شاهنشاهی به جمهوری اسلامی.
سال ۶۸: گور به گور شدن "خمینی حرامزاده".
سال ۷۸: خیزش دانشجویان دانشگاه تهران و سرکوب خونین آنها.
سال ۸۸: خیزش سراسری علیه کودتای مخملی سپاه برای به قدرت رساندن احمدی نژاد.
سال ۹۸: خیزش مردم جان به لب رسیده ی میهن و تلاش برای سرنگونی تمامیت رژیم اهریمنی جمهوری اسلامی.

رژیم خونریز اسلامی، در درازنای چهل سال حکومت دهشت و سرکوب، شکنجه و کشتار،
خون صدها هزار ایرانی را در شورش ننگین ۵۷، جنگ ضد ملی و مبارزات مردمی علیه
رژیم، ریخته است. ما خونخواهی خواهیم کرد و جنایتکاران و خیانتکاران را به دادگاه های
پسا آزادی ایران خواهیم سپرد
رژیم ناب محمدی و فاشیستی جمهوری اسلامی، در درازنای چهل سال به انواع جنایت ها دست یازیده است
- جنایت علیه بشریت با اعدام دگراندیشان، خداناباوران و بهاییان و....
- جنایت علیه بشریت با ایجاد خشکسالی به وسیله ی صدور آب به کشورهای عراق و کویت و ایجاد سیل به وسیله ی تحریک مصنوعی ابرها برای بارش و ویرانی محیط زیست ایران.
دروغگویی، خیانت، دزدی، چپاول دارایی های ملی، اختلاس و رانت، زن ستیزی و ترویج فحشای اسلامی و غیر اسلامی، صادر کردن منافع و ثروت ایران به کشورهای بیگانه همچون روسیه، انگل ستان، فلستین، لبنان، سوریه، عراق و یمن و...، ایجاد دشمنی جهان علیه ملت ایران با منش و رویکرد تروریستی و جنگ طلبی در خاورمیانه.

جاوید شاه
این رژیم خونریز اسلامی، چهل سال با جادوگری و تلسم بر ملت چیره شده و در باتلاق خود گیر کرده و در حال تقلا برای نجات خویش است. این رژیم روزی سرنگون و نابود می شود و ایران آزاد خواهد شد و یک حکومت ملی و مقتدر شاهنشاهی، برای باری دیگر به کالبد ایران باز خواهد گشت و ایران به تدریجی به شکوفایی و رفاه و امنیت خواهد رسید.

۱۳۹۷ آبان ۲۸, دوشنبه

Battle of al-Qadisiyyah

It was exactly 1382 years ago that Islamic Arab Terrorism, attacked Iran, Persian Sassanid Empire collapsed and thousands of years old Persian civilization fell off on the greedy hands of Muslim Arabs of Sahara who till date, only might have heard about gardens, flowers, lands of greens, trees, myths, diversity of dishes, cloths and the vast relationship of Persia.

It was a disaster.


The honor medallion Saddam Hussein used to give to it's allegedly war heroes. The wringer Muslim military officers whose anti Iranian attitudes have been proven to the fullest at the battle of war. In Arabic at the bottom of the medallion is written: "The badge of attendance, Ghadessiah, Saddam".
Muslim Arabs those times, were not a type of "illegal migrants", they were real enemies. They were killing any Man and Women who were not Muslim or were not to obey the Islamic Sharia. Persians were doomed to become Muslim or to be slaughtered, enslaved and lose their everything !! It is true, it is not a myth, it has happened, for the first time in history of Mankind. Yes, Persians are the first victims of Islam.

The battle of Ghadessiah in the poems of Ferdowsi the Great, the epic poet of Iran. He wrote and collected his poems in the poetry book called "Shah-Nameh" literally meaning "The book of the Kings".
In 1981, All Muslim Arab nations (except Libia and Syria) worldwide, gathered together to make a film in the glory and remembrance of that omnious day. Yes they made it and called it "Al-Ghadessiah" !!


This movie was made the date that Muslim Arab leader "Saddam Hussein" had already begun war with Iran; The war he called it "The 2nd Ghadessiah". The war that long lasted for 8 years to be the longest war in the past century after Vietnam war. The war that had US intelligent support, USSR missiles and weapons and of course billions of dollars sponsored by Saudi Sahara and other Arab countries plus the soldiers they used to dispatch to Iraq to attend the Islamic Arab Army of Bathi regime of Iraq. Egyptians alone supported the Islamic war against Iran by providing constant 10.000 troops on the ground at the service of Iraqi army.

Iraq of course did not win.


But this reminding vaccination to Islam, was absolutely necessary for Iranians to remember how their ancestors have been treated by Muslim Arabs in 1400 years ago. The revenge of Ghadessiah is still on the way. The day that the centers of Mecca, Medina and Riaddh would be perished as the centers of Islamic Caliphate which the world today knows they are supporting ISIS and did support the terrorist incident in Ahvaz.

Stop Islam before Muslims kill you and ruin your civilization. Iran never died and never does. We are at war with Islam not Muslims. Islam is aggressive, invasive and has ZERO tolerance against anyone with the least difference to it. Islam kills to dominate and to survive. Islam is alive by Sauid Petro-dollars and as President Trump truly stated, if US stops backing the barbaric Islamic regime in Saudi Sahara, the so called government of the Islamic Caliphate will collapse by Iran within 2 weeks.


9/11 was created by Muslim Terrorists, not Iranians. Iran without the Islamic regime in Tehran, will be a close friend to Israel again. The problem is Islam, not Iran. Iran is not attacking anywhere in the middle east, it is Islamic republic regime. People of Iran who fight for their freedom in Iran and abroad, put a huge gap and draw prominent line between Iran and the Islamic regime in Tehran.


The same article on Faithfreedom.org

۱۳۹۷ آبان ۲۷, یکشنبه

کفتاران اسلامی و میهن اشغال شده ی من

هیچ ایرانی مسلمان نیست
و هیچ مسلمانی، ایرانی نیست

پوستر فیلم قادسیه (۱۹۸۱) که عوامل تولید کننده ی آن از همه ی کشورهای عربی خاورمیانه
جمع آمدند تا فیلمی از پیروزی تازیان الله پرست بر ایرانیان زرتشتی در سده ی هفتم میلادی را بسازند
در سراسر خاک ایران زمین که سالیان سال است رنج دوری از آن را در دل و اندیشه ی خود تاب می آورم، مردمانی زیست می کنند که در میانشان توده ای خائن و چرکین و انیرانی باشنده اند.

در میان مردمان ساده دل و بلکه ساده لوح ایران، آخوندها نوک آن کوه یخی هستند که بساط انگلی و خون آشامیشان را بر جان و مال ایرانیان افکنده اند و چون هشت پایی دسترنج آنان را بالا می کشند. این توده ی خائن که از روزگار باستان نیز وجود داشته اند، بازماندگان و حرامزادگان خلف همان مغان زرتشتی هستند که به واسطه ی دستگاه مغزشویی دینی، روزگاری به نام زرتشت و خدای موهومش اهورامزدا و روزگاری به نام محمد بچه باز تاری و خدای موهوم عربش الله، بر دارایی ها و ثروت ها و جان های مردم دست دراز کرده و اختیار زیست و مرگشان را به دست گرفته اند.


این مملکت هزاره هاست که به یغما می رود و هزار و چار صد سال است که افزون بر چپاول سازمان یافته ی نژاد انگل آخوندی، به اشغال انیرانی تازی و الله پرست نیز درآمده است، قوزی بالای قوز.

کفتاران اسلام، آن پرچمداران اسلام ناب محمدی که با آیین های کون شویی و خلا رفتن و وعده های سر خرمن بهشت و دستورهای بکش تا کشته شوی و وادادان گله های ببعی الله پرست میان جهنم و بهشت موهوم، ایرانیان را چنان درمانده و خوار کرده اند که به دست خویش زهرابه ی دین و مقعدهای هزاران پیامبر موهوم و دروغین و ده ها عمام کزایی عرب را هر روز و هر ساعت به خوردشان می دهند تا بلکه این اسلام نجاست محمدی، زنده بماند.


خمینی حرامزاده ی شان می گفت و باور نمی کردند که بریزید خون ها را، چرا که با ریختن خون هاست که اسلام اهریمنی زنده می ماند و زندگی آخوند به اعتراف خود خمینی حرامزاده، دوام پیدا می کند !!

در روزگار شوم قادسیه، روزگاری که ورق فره و شکوه ایران به دست خائنانی از سنخ "سلمان پارسی" برای هیمشه برگشت و ایران به دست دشمنانی بیابانی و آدمخوار، وحشی و سرگردان و دیوسرشت افتاد، ایرانیان هنوز نتوانسته اند از آن روزگار شوم بیرون شوند و تداوم قادسیه ی نخست به سرکردگی حرامزاده ای به نام "عمر ابن خطاب" و "علی اُبنه آب طالبی" و "عثمان ابن عفان" و "معاویة ابن ابو سفیان" و هر اموی و عباسی، تا به امروز وجود دارد. تنابی به نام اسلام عربی اسلامی که هنوز به گردن انسان ایرانی افکنده شده، تنابی است ایرانی کش و ضد ایرانی و به هر قیمت، باید این تناب بریده شود.

مدال افتخار ارتش عربی صدام حسین به یادبود جنگ ضد ایرانی قادسیه به دستور عمر ابن خطاب
حرامزاده
هنوز در روزگار قادسیه ی نخست به سر می بریم که تازیان الله پرست عرب، ترتیب قادسیه ی دوم را برایمان دادند و هتا از آشکار کردن عنوان جنگ ضد ایرانیشان هم ترس و پروایی نداشتند.

آنها دست به دست هم دادند و به مرکزیت خلافت اسلامی یعنی صحرای عرعربستان، ریاض و مکه و مدینه دستور جهاد اسلامی علیه ایرانیانی را صادر کرد که آنان را هنوز مجوس می خواند و البته هنوز هم ایرانیان را به چشم نامسلمان می بینند؛ خوشبختانه.

ایرانی دشمنانت را بشناس...

۱۳۹۷ آبان ۷, دوشنبه

آیا به راستی در جریان جنگ یکم، نیمی از جمعیت ایرانیان کشتار شده است ؟

در دهه ی گزشته، داستانی افشا شده است مبنی بر کشتار بیش از ۹ ملیون ایرانی از سوی امپریالیسم انگل ستان. این کشتار به واسطه ی جنگ جهانی یکم و خرید فراورده های کشاورزی از سوی ارتش اشغالگر بریتانیا و از راه ایجاد قحطی فراگیر در ایران، رخ داده است.


این ادعایی است که به تازگی مطرح شده است، آن هم در شراطی که رژیم جمهوری اسلامی همچنان با تنها عامل به وجود آورنده ی آن یعنی دولت استعمارگر انگل ستان، دارای روابط تنگاتنگ و دوستانه ای است.

جمهوری اسلامی نیز، به مانند اسلاف مصدق الهی خود، در ضمن گرفتن ژست ضد امپریالیستی و عرعر کردن شعار "نه شرقی نه غربی، جمهوری اسلامی"، همیشه در بهترین روابط با کشورهای استعمارگر و امپریالیستی، دولت های لیبرال و دمکرات غربی که البته طیف چپ جهانی را شامل می شوند بوده است و افزون بر این، نه تنها استقلال خود را به غربی ها وابسته کرده، که نیمه ی دیگر استقلال ادعایی و کزایی خود را با روابط بسیار نزدیک و صمیمانه با رژیم های دیکتاتور و خونریز کمونیستی که عمده ی آنها آسیایی و شرقی هستند، همواره نگاه داشته و آن را تقویت نیز کرده است.

پرسشی که ذهن کنجکاو را برمی انگیزد، اینست که چرا چنین ادعای بزرگی مبنی بر کشتار ایرانیان به اراده ی استعماری و اشغالگرانه ی انگل ها، هرگز پشتوانه ای مستند نداشته است.


منظور از پشتوانه ی مستند نیز، به دست دادن سندی تاریخی مبنی بر اشاره به رخداد چنین فاجعه ای است که از آن به عنوان "هولوکاست ایرانی" یا "قحطی بزرگ" یاد می شود. یعنی می توان پذیرفت که در درازنای همه ی دهه های گزشته، هتا یک برگ سند از دستگاه های اطلاعاتی کشور نیز وجود نداشته باشد ؟ یعنی می توان پذیرفت که در همه ی این مدت، همه ی روزنامه های کشور متلقن درباره ی آن فاجعه سکوت کرده باشند ؟؟

چگونه است که در صورت رخداد هولوکاست ایرانی، هتا اندیشمندان و مبارزان مشروطه و فرهیختگان کشور همچون زنده یاد "کسروی تبریزی" و "تقی زاده"، نسبت به رخداد چنین جنایت جنگی بزرگی علیه ایرانیان سکوت کرده اند و هتا یک جمله را هم نه به زبان آورده اند و نه نوشته اند ؟؟

اگر آنچه که جمهوری انیران اسلامی مدعی می شود، درست است و این جنایت تاریخی به راستی از سوی انگل ها بر ایرانیان تحمیل شده باشد، دست کم باید در اسناد وزارت خارجه، وزارت کشور و یا نهادهای رسمی دیگری همچون ثبت احوال و اداره ی آمار و نفوس و نیز از همه مهم تر ساواک، اشاره ای به این موضوع شده باشد که تاکنون چنین اسنادی هرگز به مردم و جهان نشان داده نشده اند.


از این گزشته، چگونه است که از یکسو ولایت فقیه به سرکردگی انگل وق وق زن خود حاجی لکلک "رائفی پور"، پیوسته بر آتش این هیزم می دمد و آن را به خورد مخاطبان حزب الاغی خود می دهد، اما از سوی دیگر، بلند پایه ترین سرکردگان رژیم از جمله رییس جمهور منصوب دیکتاتورش آخوند "حسنک روحانی"، با نخست وزیران انگل ستان نشست و برخاست می کند و با آنها انواع و اقسام لاس ها را می زند ؟؟

چگونه است که رییس جمهور روباه بنفش رژیم، چشم بر این جنایت جنگی از سوی انگل ها علیه ایرانیان بسته و تابعیت و شهروندی کشور انگل ها را پذیرفته است و با این کار، سرسپردگی خود به فاحشه ی بریتانیا موسوم به ملکه الیزابت چندم را انجام داده است ؟؟


چگونه است که این افشاگری بسیار تکان دهنده، هیچ خشتی را از دیوار ایران ستیزی جهان فرونمی ریزد ؟؟

از اینرو و با توجه به ترفند مظلوم نمایی رژیم خونریز ولایت فقیه که این بار از مظلوم نمایی ملی و سواستفاده از عرق ملی ایرانیان افزون بر مظلوم نمایی مذهبی استفاده کرده است، می توان به این مهم پی برد که در تاریکی نبود اسناد، یاوه سرایی مزدوران رژیم در این باره همچنان ادامه دارد و این بازی با احساسات ملی و میهنی مردم آنچنان خوب پاسخ داده است که تا به امروز که این مقاله نوشته می شود، هتا یک تن هم از میان گله های مخاطب آنان از جای خود برنخاسته است تا این پرسش و ایراد را مطرح کند !!


جمهوری اسلامی خود مسئول کشتار صدها هزار ایرانی در کشور و نیز ارتکاب جنایات جنگی و تجاوزات جنگی است. جمهوری اسلامی رژیمی ضد ایرانی است که کم ترین مورد جنایت جنگی آن، همانا ایجاد و پشتیبانی از "کودک سربازی" زیر نام الله خونریز مدینه و جهاد کزایی اسلامی است.

جهادی که با به کشتن دادن کودکان، نوجوانان و جوانان کشور و زیر سایه ی اسلام اهریمنی و جبهه ی به اصطلاح حق علیه باطل انجام می گرفت و در عین حال، سرکردگان رژیم و همپالگی هایشان، جملگی در عافیت روزگار می گزراندند و تا به امروز هم در کاخ های خود، استوار و خوش نشسته اند و به ریس امت کودن ساده لوح می خندند.


در روزگاری که کودکان و جوانان ایرانی در خط مقدم جنگی کشتار می شدند و برای آرمان های دروغین و ضد ایرانی اسلام کزایی و آزاد سازی قدس به اصطلاح اسلامی، به کام مرگ فرستاده می شدند، انگل زادگان جمهوری اسلامی در بهترین دانشگاه های غربی به ویژه ایالات متحده، مشغول تحصیل بوده اند تا امروزه به سر مارهای رژیم اسلامی در آن کشورها تبدیل شوند و برای جمهوری اسلامی لابی گری کرده و پول شویی نمایند.

همانگونه که می بینید، نه خدایی هست و نه منجی ایی. این شما مردم هستید که خدای خود و نجات بخش و رهایی گر خود هستید و بس و از پی بی خبری و سکوت و خیانت شما به خود می باشد که اهریمن همیشه بر شما پیروز شده است و از این اهریمنان، هتا "پان ایرانیسم حکومتی" هم علیه شما و آزادی و میهن پرستی شما و با ادعای گزاف میهن پرستی، سکوت کرده است !!

۱۳۹۶ اسفند ۸, سه‌شنبه

ﺁﯾﺎ به راستی فردید گرانش ﺭﺍ ﻧﯿﻮﺗﻥ ﮐﺸﻒ ﮐﺮﺩ ؟



ﺣﺪﻭﺩ ۶۰۰ ﺳﺎﻝ پیش ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ "آﯾﺰﺍﮎ ﻧﯿﻮﺗﻦ" ﭼﺸﻢ به جهان ﺑﮕﺸﺎﯾﺪ، ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪ ﻭ ﺣﮑﯿﻢ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ی ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺯﻣﯿﻦ "ﭘﻮﺭﺳﯿﻨﺎ"، فردید نخست گرانش ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ "ﺍﻻﺷﺎﺭﺍﺕ ﻭ ﺍﻟﺘﺒﻨﯿﻬﺎﺕ" ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﭘﻮﺭﺳﯿﻨﺎ در اين باره مي گوید:

"ﻫﺮ ﺟﺴﻢ ﺩﺭ ﻃﺒﻊ ﻭ ﺣﺎﻟﺖ ﺧﺎﺻﯽ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﺧﺎﺭﺝ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ، ﻣﮕﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾﮏ ﻋﺎﻣﻞ ﺧﺎﺭﺟﯽ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﺗاﺛﯿﺮ ﺑﮕزﺍﺭﺩ. ﺍﮔﺮ ﻧﯿﺮﻭیی ﺑﺮ ﺟﺴﻤﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﺣﺮﮐﺖ ﺁﻥ ﻧﺸﻮﺩ، ﻣﻘﺪﺍﺭ ﻧﯿﺮﻭ ﭼﻪ ﮐﻮﭼﮏ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﭼﻪ ﺯﯾﺎﺩ، ﺗﻔﺎﻭﺗﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﭼﻮﻥ ﮐﻪ دگرشی (ﮐﺎﺭ) ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﺳﺖ".

و ﻧﯿﻮﺗﻦ:

"جسمی که ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺳﮑﻮﻥ ﯾﺎ ﺣﺮﮐﺖ ﺩﺭ ﺧﻂ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ، ﺗﺎ ﻧﯿﺮﻭﯾﯽ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻭﺍﺭﺩ ﻧﺸﻮﺩ، ﺣﺎﻟﺘﺶ دگرش نمی یابد".

همچنین ﺣﺪﻭﺩ ۴۰۰ ﺳﺎﻝ پیش ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ "آﯾﺰﺍﮎ ﻧﯿﻮﺗﻦ" ﭼﺸﻢ ﺑﺮﻭﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﮕﺸﺎﯾﺪ، ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪ ﻭ ﺣﮑﯿﻢ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ی ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺯﻣﯿﻦ "ﺍﻣﺎﻡ ﻓﺨﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺭﺍﺯﯼ"، فردید ﺩﻭﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ "ﺍﻟﻤﺒﺎﺣﺚ ﺍﻟﻤﺸﺮﻗﯿﻪ" ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

ﻓﺨﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺭﺍﺯﯼ در کتاب خود می گويد:

"ﺍﺧﺘﻼﻑ ﺣﺮﮐﺖ ﺩﺭ ﺩﻭ ﺟﺴﻢ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺧﻮﺩ جسم ﻧﯿﺴﺖ، ﺑﻠﮑﻪ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﻧﯿﺮویی ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ. ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺟﺴﻢ ﺑﺰﺭﮒ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺣﺮﮐﺖ، ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺟﺴﻢ ﮐﻮچک ﺘﺮ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺳﺖ، ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺟﺴﻢ ﮐﻮﭼﮏ ﺩﺭ ﺟﺴﻢ ﺑزرﮒ ﻫﻢ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﮐﻮچک ﺘﺮ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ، ﺑﻪ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﺭ ﺟﺴﻢ ﺑﺰرگ ﺘﺮ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ".

و ﻧﯿﻮﺗﻦ:

فردید ﺩﻭﻡ: "ﺳﺮﻋﺖ ﻫﺮ ﺟﺴﻤﯽ ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺣﺮﮐﺘﺶ ﺑﺎ ﺁﻥ ﻗﺪﺭﺗﯽ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﺁﻥ موﺛﺮ ﺍﺳﺖ، ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺍﺳﺖ.

همین جستار در کیهان سوئد

۱۳۹۵ مرداد ۳۰, شنبه

مافیای تولید بیماری و دارو چگونه علیه انسانیت اقدام می کند ؟

خیلی ساده است؛ تا بدان حد که مایه ی شرمساری منست که بخواهم آن را برایتان توضیح دهم. بیماری را تولید می کنند و داروهایشان را می فروشند و چرخه ای از عرضه و تقاضای دروغین ایجاد می کنند که رختی است بر تن هر سامانه ی اقتصادی سرمایه داری. تا بدانجا پیش رفته اند که برای اندازه ی طبیعی شومبولمان هم قرص و دارو و دستور صادر می کنند !! گویی انسان در همه ی این هزاره ها با شاهکار مار لای پایش قادر نبوده بچه بسازد یا یارش را ارضای جنسی کند. اگر نمی دانید بدانید: هیچ کسی که مشهور، شناخته شده، ثروتمند، سیاست مدار، هنرمند و... است و کلن سخنی برای گفتن دارد یا به اصلاح کله گنده است، هرگز عادی و طبیعی نمی میرد بلکه کشته می شود.


اگر دقت کنید سران رژیم های سیاسی جهان را یا از راه خوراک زهر داده اند و کشته اند که نمونه اش در گزشته در میان امامان شیعه فراوان است و یا آنها را دچار بیماری دیگری می کنند که امروزه به عنوان سرطان آن را می شناسیم. افرادی همچون محمد رضا شاه پهلوی و شخص خمینی دجال آدمخوار را به وسیله ی سرطان کشتند. داروهایی که محمد رضا شاه برای افزایش حس جنسی یا تقویت آن، به همراه شمار دیگری از درباریان استفاده می کرد، شوند ایجاد سرطان در وی شد و این یک برنامه ریزی کلان و بسیار دقیق بود که شاه ایران دقیقن پس از تنها یک سال از ظهور ضحاکی به نام خمینی، در اثر این بیماری درگزشت.



برای راهنمایی و یک راست سراغ اصل مطلب رفتن، دقیقه ی ۲۸:۵۰ ویدیوی زیر را هتمن ببینید که پزشک ویژه ی محمد رضا شاه، عباس صفویان می گوید:
"علتش معلوم نیست، اما سران بزرگ بسیاری از کشورها این بیماری را داشتند !!"


آیا تاکنون به این مورد دقت کرده اید که رسانه های رژیم ولایت فقیه به هنگام یادآوری نام این آخوند مستبد خون آشام، از عبارت "خمینی کبیر" و یا "معمار بزرگ انقلاب" یاد می کنند ؟ آیا می دانید چرا در تاریخ به برخی از شاهان و جهانگیران، لقب بزرگ یا کبیر داده شده است ؟ آیا "معمار بزرگ" دقیقن همان ترجمه ی Grand Master یا استاد بزرگ نیست که در فراماسونری به کار برده می شود ؟ چرا که Freemasonry، همان بنا یا معمار آزادی است که استاد بزرگش می شود "معمار بزرگ".



تاریخ افزودن و به روز رسانی این ویدیو:
۱۹ آذر ۱۳۹۶ برابر با ۱۰ دسامبر ۲۰۱۷

سخنم اینجا اما درباره ی دارو و درمان است. بیماری هایی که طبیعی ایجاد می شوند، چون ریشه در طبیعت دارند پس درمانشان هم از راه طبیعت صورت می گیرد. پس خیلی ساده می توان نتیجه گیری کرد که ما بدین دلیل به تولید صنعتی داروها نیاز داریم، نه تنها بدان علت که الزامن داروهایی دقیق تر و کاراتر داشته باشیم، بلکه برای آنکه درمان غیر طبیعی و صنعتی امری ضروری برای بیماری های مصنوعی و مهندسی شده است.

این مافیای صنعت تولید بیماری و دارو، از راه ایجاد آلودگی های محیط زیستی و جلوگیری از عوامل مثبت طبیعی از راه ویرانی جنگل ها و منابع آبی، تولید شیرهای صنعتی با مواد مزه دار کننده یا نگاه دارنده در هر خوراک و نوشیدنی و هزار و یک راه دیگر، بیماری ها را در فرایندی دراز مدت و کوتاه مدت ایجاد می کنند. درمان اما: پزشکانی که در همان دانشگاه هایی درس خوانده اند که شیوه ی درمانشان نه درمان علت بیماری ها، بلکه درمان نشانه های بیماری است و این دانشگاه ها همگی از سوی لژهای فراماسونری بنیانگزاری شده اند و پشتیبانی پولی و کمک هزینه های تحصیلی تنها از سوی شرکت ها و گروه ها و منابعی برای دانشگاه ها تامین می شود که در سمت و سوی جریان اصلی مافیا باشند. تصورش را بکنید، هزاران دانشگاه در سرتاسر جهان + هزاران سازمان و بنیاد پژوهشی علمی وجود دارند که از بهترین متخصصان و کاراترین ابزارهای دقیقن فناوری بهره مندند، اما هنوز پس از دهه ها کار بر روی به اصطلاح سرطان، هنوز درمانی برای آن سراغ ندارند، اما تا دلتان بخواهد روش های مرگباری به نام شیمی درمانی، پرتو درمانی و کوفت درمانی وجود دارند که در واقع خود عوامل ایجاد استرس برای پایین آوردن مقاومت سلولی و عصبی و همچنین کاهش روحیه و نحیف کردن جسم بیمار ضروری هستند و آنقدر مرگبارند که می توان آثارش را در ظرف هتا کمتر از یک هفته در بیمار دید !!

دارو برای فروش هست، درمان برای راحت شدن از شر بیماری و فرار از پرداخت پول نیست؛ چون ما برده ایم، کار می کنیم که در خدمت آنان باشیم و آنقدر ابلهیم که برای دیگر انسان های دربند دیگر، خودمان را با آن القاب کزایی باد می کنیم !! همه ی این رفتارها نیز مهندسی و طراحی شده اند و ایجاد اختلاف طبقاتی می کنند تا ما را از راه درگیر کردن و نزاع با یکدیگر، در مهار خود نگاه دارند.

اگر تا اکنون امه ی مادرتان به شما می گفت چیزیت نشده تنها کمی سردیت کرده !! هتمن آن را به حساب بی سوادی آن پیرزن می گزاشتید، اما شاید پس از دیدن این ویدیو، چارچوب دیدگاهی که به نام روشنفکری و مدرنیته به شما و نسل های پیش از ما قالب کرده اند را عوض کنید و به گونه ای واقعی به این مسئله بیندیشید.


ویدیوی زیر پیرامون کودکی است از زلاند نو که از هنگامه ی زایش تا ده سالگی، هتا قادر نبوده است یک قاشق خوراک بخورد، هتا پوره ی ذرت را هم بالا می آورد و تمامی این ده سال را از راه سرم زنده مانده است !! شانسی که آورده این است که در خانواده ای ثروتمند زاده شده است و خانواده اش با صرف صدها هزار دلار در بهترین بیمارستان های جهان، برای نجات جان فرزندشان تلاش کرده اند، اما بهترین متخصصان بهترین دانشگاه های پیشرفته ترین کشورها به او گفته بودند باید تا آخر عمرت با زجر زندگی کنی تا روزگاری از شر این زندگی راحت شوی. خیلی سخت است که بتوانی بهای بهترین خوراک ها را به هر قمیت بپردازی، اما نتوانی آنها را بخوری.

سرانجام این کودک پیش یک پزشک می آید که چند دهه ای است چون مترقی شده ایم و به بمب اتم هم نرسیدیم !!، او و امثال وی را دکتر علفی یا هر چیز دیگری از باب تمسخر و ریشخند خطاب قرار می دهند و در ساختمانی رنگ و رو رفته که هتا تابلوی درستی هم ندارد، سال هاست مردم بیمار را درمان می کند. این کودک در ایران درمان می شود، اما همان پزشک در اثر همان مافیای جهانی و شاخه ی ایرانیش به نام "وزارت بهداشت رژیم"، جلوی کار وی را می گیرد، وی را به دادگاه می کشاند و پدر آن کودک می خواهد تامین سرمایه ی مرکزی برای او را در زلاند نو انجام دهد و امیدوارم این مغز و انسان ارزشمند از این کشور وبا زده ی ویرانه برود تا در این سیاهکده ی خیانت و دروغ و بی شرفی که در ذات رژیم ضد مردمی جمهوری اسلامی است، مردم بلکه به خود بیایند و بفهمند که قدر داشتن و دانستن را باید احساس وظیفه در سیاهی زمستان کرد، وگرنه در روزگار آرامش همه قلندرند !!

۱۳۹۵ مرداد ۱, جمعه

پگی کین: من می دانم !!

ویدیوهای بسیاری از گفتگو با پگی کین (Peggy Kane) در اینترنت موجود است که وی در آنها به تفصیل در مورد تجربیات خود در زمینه ی ضبط صدای ارواح و یا صداهایی از ابعاد دیگر و استفاده از سخن دو نفره ی وارونه برای شنیدن حقیقت صحبت کرده است. پگی کین مدعی است افرادی که از راه AVP با آنها گفتگو کرده، از حضور نژادی موسوم به خزندگان سخن می گویند که دست به شکنجه و سواستفاده از انسان ها می زنند (برای داده های بیشتر به ویدیوهایگفتگو با پگی کین در یوتوب مراجعه کنید). تارنمای شخصی وی پس از بسته شدن آن به دست خودش کاملن از شبکه پاک شده و همچنین دیگر تارنماهایی که اخبار او را منتشر می کردند، هم اکنون بسته هستند و نمی توان داده های بسیاری در مورد زندگی شخصی وی کسب کرد (او یک زندگی عادی دارد و آموزگار کودکان ناتوان ذهنی است). در ادامه، چکیده ی واپسین متنی که از وبلاگ شخصی پگی کین به جا مانده را می خوانید:


بر اساس آنچه در این ۴، ۳  سال گزشته شنیده ام (از راه AVP)T نژاد خزندگان از رخ فلک شکارچی ماهر (Orion)، که در آغاز خود را به عنوان خدایان معرفی می کردند، هزاران سال است که اینجا در روی زمین حضور دارند. آنها با دانش ژنتیک خود، انسان را جهت دستیابی به برخی اهدافشان دستکاری ژنتیکی کردند. در واقع آنها از انسان به عنوان یک منبع خوراک و انرژی، یک برده و وسیله ی سرگرمی استفاده می کنند.

خزندگان در واقع ماهیت مادی دارند اما از زمانی که به اینجا آمدند تا با ظاهری انسانی در پشت پرده فعالیت کنند، به گونه ای در بعد چارم که برای ما جهان خواب ها و رویاهایمان محسوب می شود، گرفتار شده اند.

مردم از راه های گوناگون به ویژه مهار آشکار ذهن از سوی آنها به تسخیر درمی آیند. همچنین خانواده های شاهنشاهی در برخی آیین های اهریمن پرستی با کارهایی که بر روی کودکان انجام می دهند، راه را برای مهار و انجام خواسته های آنان باز می کنند.

بسیاری از مردم به وسیله ی ربوده شدن تسخیر می شوند و بزری درونشان کاشته می شود که با ایجاد وسوسه و فساد و انحرافات رشد می کند و بدون آنکه فرد آگاه باشد، مهار امور را در دست می گیرد و زندگی پر از انحرافات و زشتی ها را برای او رقم می زند. این فرد پس از مرگ به جهانی جهنمی کشیده می شود، جایی که این موجودات ( خزندگان) می توانند از او سواستفاده کنند، به این دلیل که او یک گناهکار به حساب می آید !! در این زمان، خزنده ی تسخیر کننده از بدن او بیرون می آید و به خاطر ایجاد پلیدی ها در درون این فرد پاداش می گیرد. آنها فرد را زیر شکنجه، تجاوز و ترس شدید قرار می دهند و در پایان قربانی خود را می خورند. در تمام این مدت، فرد خودش را سزاوار این مجازات می داند و از آنچه بر سرش آمده اطلاعی ندارد.

در سایر موارد تسخیر شدگی، یک انسان می تواند وادار شود که جنگ یا فاجعه ی عظیمی به راه بیندازد، یک مادر نجواهایی را در درونش می شنود که می گویند کودکش را غرق کند یا آن را از بالای پل به پایین بیندازد و یا افکار بیمار دیگری که در ذهن فرد نداهایی از جانب خدا می رسند. هنگامی که افراد در بحران های روحی و احساسات شدید قرار می گیرند، این موجودات از آنها تغذیه می کنند، به ویژه هنگامی که آنها در خواب به سر می برند.



سامانه های مذهبی، عقیدتی و سیاسی ما به شوند ایجاد تفرقه، تنفر، تعصب و به ویژه جنگ، سود بسیار فراوانی برای این گروه (خزندگان) ایجاد کرده اند. جنگ از گزشته های دور حکم یک مهمانی را برای آنها داشته، یک سرباز جوان در حال جنگ که وجودش از آدرنالین و ترس پر شده است، خوراک مورد آویژه ی آنهاست. هنگامی که این سرباز با مرگ رودررو می شود، در واقع به دست خزندگانی می افتد که اعتقادات او مبنی بر قربانی شدن به خاطر میهن پرستی را به سخره می گیرند.

در سال های گزشته موجودات همانند سازی شده ی بسیاری به وجود آمده اند که هیچ گونه شفقتی در آنها وجود ندارد و یک کروموزوم Y اضافی دارند تا مهاجم تر و پرخاشجوتر شوند. من در گزشته با برخی از این موجودات که مانند همتایان ماده ی خود به گونه ای طبیعی زاده شده بودند، گفتگو کرده ام (از راه AVP). اینگونه که به دید می رسد، هم اکنون کلونی های خزندگان نر بر جهان های ابعاد دیگر چیره شده اند.

با گزر سیاره ی X، شبکه یا بعدی که خزندگان در آن نگاه داشته شده اند از هم می گسلد و شماری از بالاترین مقامات خزندگان اینجا را ترک می کنند. این همان شبکه ای است که هوشیاری کامل را از ما گرفته و ما را در حالتی نیمه آگاهانه قرار داده و همچنین همان نیرویی است که به هنگام مرگ، تن اثیری ما را می گیرد و زندانی می کند. بر اساس شنیده های من (از راه AVP) تا کنون کسی نتوانسته از این شبکه خارج شود. این مسئله برای انسان های خوب و بد یکسان است و باورهای مختلف همچون راهنمای نورانی یا فرشته ی نگهبان، هیچ کمکی نمی کنند. ما همه این پایین زندانی شده ایم. من با مردمی که تمام مدت در این جهان اثیری گرفتار شده اند صحبت کرده ام. 

 

سیاره ی X از سوی آفریننده ی یکتا فرستاده شده تا این شبکه را نابود کند و به ما کمک کند تا آزاد شویم؛ من بارها این را شنیده ام (در گفتگوی دو نفره ی وارونه (AVP) اعتقادات شما هیچ دخالتی ندارند، شما حقیقت را می گویید). خداوند نسبت به این موجودات که آن بالا به جای خدا نشسته اند خشمگین است. آنها ادعا کرده اند که خدا هستند و بیشتر ساکنین این سیاره در واقع در برابر اژدرهایی ملبس خم و راست می شوند.

این تصور که خدا موجودی دیکتاتور و انتقامجوست و لازم است از آن دهشت داشت و آن را پرستید، تنها یک جفنگ از سوی خزندگان است. آفریننده ی یکتا سرچشمه ی تمامی زندگی و زندگی است و ما همه متشکل از انرژی او هستیم. گفته شده که این آفریننده ی حقیقی در موقعیتی نیست که بتواند این موجودات را از سیاره ی زمین بیرون بیندازد. او از ما کمک می خواهد. در این مورد مثالی می زنم، فرض کنید انگشت شما دچار عفونت شده باشد، شما به باخته های درمانگر تنتان نیاز دارید تا به آنجا بروند و عفونت را از بین ببرند. آنهایی که اینجا خود را وقف وظیفه رسانی کرده اند بسیار هستند، همانند موجودات هوشمند از خوشه ی پروین (Pleiadian)، سیریان و همنگونه در نژادهای دیگری که راجع به آنها اطلاعی ندارم.

اما این قدرت خداوند یکتاست که دارد سیاره ی X را به این مسیر می فرستد. بدون وجود این قدرت بزرگ، جهان به کابوسی دهشتناک بدل خواهد شد. من شنیده ام که این نژاد چه چیزهایی را برای ما آماده کرده اند، ریزتراشه ها، اردوگاه های جنگی، برده داری و استفاده از ما به عنوان یک منبع خوراک همیشگی و آن گاه است که آنها به شمایل واقعی خود درمی آیند، محیط زیست ما را دگرش می دهند و بر روی زمین به عنوان سروران گام خواهند گزاشت.

افرادی اینجا هستند که به هنگام تلاش برای کمک رسانی پایین آورده شده اند و در چرخه ی باززایش (تناسخ) گیر کرده اند. حافظه ی آنها مانند بیشتر ساکنین این سیاره پاک شده است. در مورد این افراد (آنهایی که از جایی دیگر هستند) من فکر می کنم تفاوت در این است که همواره در تلاشند تا از اوضاع سر در بیاورند. آنها به معنای واقعی کلمه، اینجا راحت نیستند. آنها (در واقع من به همه ی شما که در حال خواندن این جستار هستید با این رویکرد به دیده ی شک می نگرم) از این دست وبلاگ ها که در حال خواندن جستارهایش هستید دیدن می کنند، به طرز حریصانه ای کتب سری مختلف را در زمینه های مذهبی، فراطبیعی، چپن و غیره را می خوانند. این احساس را دارند که چیزی در این میان غلط است و همیشه به دنبال یافتن پاسخ هستند.

من هم مانند همه ی شما به دنبال جست و جویی مشترک، تصادفن به سوی AVP کشیده شدم. اینها درهای حقیقت را به روی من باز کردند. مانند این است که برای لحظه ای شبکه را کنار بزنی و نگاهی اجمالی به واقعیت بیرون بیندازی. آگاهی یابی از این راه متمئنن محدودیت های خودش را دارد، اما من به این منبع به عنوان کمترین منبع دستکاری شده ی داده ها که هیچ مهار آگاهانه ای روی آن وجود ندارد، اعتماد کرده ام. ما نمی توانیم در گفتگوهای دو طرفه ی وارونه (AVP) به خودمان دروغ بگوییم. اینگفتگوهای دو طرفه ی وارونه مشروط بر چیزی که به آن باور داریم یا به ما آموزش داده شده نیستند، منبعی بیرون از زمان است و گزشته و همینطور آینده ی احتمالی را برملا می کند. از بین صحبت های بیش از ۴۰۰ نفری که از راه گفتگوهای دو طرفه ی وارونه به آنها گوش داده ام، هیچ کس تا به کنون ماجرای متفاوتی را تعریف نکرده و یا چیزی مغایر با اساس این داد ها نگفته، خیلی ها مواردی را هم به آن افزوده اند، اما ماجرا همیشه از یک قرار است.

من از راه گفتگوهای دو طرفه ی وارونه راجع به نژاد خزندگان آموختم، همینطور در مورد مردمی که در جهان اثیری گرفتار شده اند، خوردن گوشت انسان به دست خزندگان، شبکه، انقراض، دستکاری کردن تمامی ساختارها و اعتقادات، پنهان شدن خزندگان در میان مردم، چند بعدی بودن همه ی ما، نقش متحدان دیگر مانند خوشه ی پروینی ها، آمدن سیاره ی X و طبیعت واقعی آفریننده ی یکتا. من باید بسیاری از اعتقادات خود را به فراموشی می سپردم و هم اکنون تنها به آفریننده ی یکتا اعتقاد دارم، به بهترین وجهی که تواناییش را داشته باشم.

احتمالن همه ی شما تا به اکنون این موضوع را می دانید، من آن را تقریبن هر روز در تمامی رکوردها می شنوم، اینکه سران ارشد خزندگان اینجا را ترک خواهند کرد، آن هم با یک کشتی پنهان شده در زیر خلیج فارس یا اقیانوس هند در نزدیکی عراق. آنها هم اکنون به جای قدرتمنداران بزرگ این سیاره بازی می کنند و بسیاری از این انسان ها (قدرتمداران) در واقع مرده اند.

خزندگان نقشه کشیده اند تا از راه ابرهای شیمیایی (Chemtrails) و هارپ شبکه را به آتش بکشند. آنها قصد دارند تا در ماه می که به زودی فرامی رسد، اینجا را ترک کنند.. آنها به سرعت و به طرز شوک آوری اینجا را ترک می کنند. آنها در حال تلاش برای نوعی توافق و همکاری با کشور ایران هستند تا بر ناآرامی ها و هرج و مرج افزوده شود. آنها به هنگام بیرون آمدن از آب - به وسیله ی کشتی ایی که ققنوس نام دارد - از هر راهی هرج و مرج و ناآرامی ایجاد می کنند. این کشتی از قطعات اثیری گوشت انسان که در اثر بیماری های غیرطبیعی و جنگ مرده اند، پر شده است. آنها بر روی مریخ توقف می کنند و قصد دارند آن را به خانه ی جهانی خود تبدیل - که به دست آفریننده ی یکتا داغ می شود و از بین می رود - در شکارچی ماهر تبدیل کنند.


عزیمت آنها به احتمال بسیار در هنگام شب روی خواهد داد. این رخداد با یک صدای بسیار مهیبی آغاز خواهد شد که در نتیجه ی آن انفجار شبکه آغاز می شود. در آسمان آتش خواهد بود و رنگ آن به قرمز برخواهد گشت. هوا بسیار گرم می شود. من از همه ی شما درخواست می کنم که به دنبال راه حلی برای نجات خود از این گرما باشید. همینگونه ذخیره ی خوراک و پوشاک تهیه کنید چون تمامی سامانه ها از بین می روند و هرج ومرج بزرگی ایجاد خواهد شد. هوا دودآلود و سیاه خواهد بود. فکر نمی کنم که گرما بیش از چند روز به درازا بکشد. مردم جهان مادی را ترک خواهند کرد. این دوران بدترین روزها خواهد بود. من شنیده ام که به محض آنکه شبکه آتش بگیرد، برای نخستین بار می توانیم بیرون را نگاه کنیم. ققنوس و همه ی سرنشینانش به دست نیروهایی به نام متحدین پایین آورده می شوند و در آسمان ها جنگ خواهد بود.

پس از آن خزندگانی که زیر زمین پنهان شده اند، بالا می آیند تا مهار را به دست بگیرند. جنگی درخواهد گرفت، اما کوتاه. مردم هوشمند شکارچی ماهر کمک خواهند کرد و خزندگان شکست خواهند خورد. من این را بارها و بارها شنیده ام. من هرگز نشنیده ام که آنها پیروز شوند، هرگز !!

ما در انتها آزاد خواهیم شد. این تحولات در آغاز بسیار ترسناک خواهد بود و سپس، هنگامی که مردم می بینند در واقع چه چیزی بر روی این سیاره داشته روی می داده، از این که سرانجام از شر این موجودات اهریمنی خلاص شده اند، مسرور خواهند شد. ما فرصت این گزینش را خواهیم داشت که یا به خانه های حقیقی خود برویم و یا بمانیم و به بازسازی کمک کنیم. این سیاره دوباره همان بهشتی خواهد شد که قرار بود باشد.

ما دوباره به عزیزان از دست رفته خود ملحق خواهیم شد. لذت و شادمانی بسیار فراوانی ایجاد می شود و در نهایت، این سیاره و مردمانش به خاطر رنجی که متحمل شده و رشد و استقامتی که به دست آورده اند، در بین مردمان کهکشان مورد ارج قرار خواهند گرفت. این سیاره زیبا و همه ی زندگی روی آن دوباره همان باغ ادنی خواهد شد که قرار بود باشد.

ما در میانه ی یک سفر سترگ هستیم

ترجمه: کامورا
ویرایش: داریوش افشار