Google Ad

‏نمایش پست‌ها با برچسب آزار جنسی کودکان و بچه بازی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب آزار جنسی کودکان و بچه بازی. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۲ آبان ۲۷, شنبه

سوته پلان ۲۰۲۳

  آمیزش و‌ پرورش وزارت اسلام به التماس از مادران مجاهد و پدران جان برافکن افتاد و طی بخشنامه ای انقلابی، از آحاد ایران نشین ایلات توابع تهران بزرگ شهرستان ها خواست تا پسران خود را مانند انسان تربیت کنند.

در این بخشنامه که به مناسب هزار و چندمین تولد دوباره ی مهدی عج پسر ابو الحسن خان عس گری منتشر شده، هیئت وزیران دولت اوهوم مقرر کرده که علت بزهکاری بزرگسالان، تلقیح روش صحیح اسلامی در وضعیت کودکی به نوباوگان آینده ساز است، فلذا مراتب امر را در اسرع وقت به فوریت تشخیص مصالح نظام جهت تجویز کتک برای درمان پسران، ارسال کرده است.

هزرط آلت الله العظی الخامنه ای نیز، طبق مسئولیت راهبردی ایشان در خصوص اعمال حد اکثری جذابیت جبهه های دائمی جق علیه باطل، که مسئولیت همیشگی یک مسلمان است، ضمن تف طیز حکم مسئولیت، جناب آقای حاج سید ابو عنتر الاسلام لاشه وردی را به ریاست کل تیر و ترکمون سازمان آمیزش و پرورش منصوب کرده و از خدای خود برای خدای ایشان طلب مغفرت و آمرزش نموده است.

لا اله لا الا و المفکورین علی الدار و سیدنا مرتزا ابن سعید المرتضوی.

به گفته ی کارشناسان و کار چاق کنان شریف امریه خانه ی وزارت، آمار وحشتناک بزهکاری علیه زنان، سرکوب سازمان یافته ی کودکان در شهرستان ها و دلنگرانی مسئولان مرکز از سرنوشت رو به رشد فرهنگ غربی در کشور، علت دستور چنین حکمی است. بر طبق این دستور حکومتی که تویله ی شورای اسلامی نیز به آن رای مثبت داده، زین پس دختران هنگامی می توانند نقش زنانگی خود را ایفا کنند که قصد زاییدن بچه یا همبستری با شوهر خود را داشته باشند، فلذا جامعه ی نسوان از این حیث استثنا محسوب شده و مشغول هیچ حقی جز زنانگی نمی شود! بدیهی است که زنان در دیگر حقوق خویش، حقی نظیر مردان خواهند داشت تا با اجرای هم زمان احکام قرآن درباره ی طبقه ی نسوان، ایشان نیز حقوق برابری با مردان داشته باشند.

هزرات اعظام هزرط آلت الله باباکرمی اصل فرد و هزرط آلت الله محسنی برادر خانوم آله والده ی حاج مستفا نیز، این حرکت انقلابی ملت ایران را به هزرط جقی الله و جانشین برجسته ی ایشان هزرط آلت الله خامنه ای تبریک گفتند.

سردبیر نشریه ی سازمان متحد امروز نیز، در صحن علنی شورای وابستگان به امنیت ملل که زیر نظر پنتاگون بین القاره ای اداره می شود، حرکت ایران اسلامی به اوج قلک های برابری و عزت را تبریک‌ گفته و خواستار همکاری جوامع سومالی و افغانستان با طرح "روسری برای زنان، تو سری برای همه" بر اساس الگوی ایران شده است.

فاذغالة الموسا و بزغالة الایسا و فیرجعون فیکم و فی الله و هذا المشتق التقاصیر موحمد

وزارت کل امور فرهنگ و ارشاد وزارت اطلاعات

۱۴۰۱ آذر ۲۷, یکشنبه

مرزهای آریایی فتح جنون

غیرت، مجموعه ای از باورهای سرکوبگرایانه است که با تحمیل عقیده و یا تحمیل اراده، به شکلی زورگویانه و متجاوزانه، آزادی بیان و آزادی های فردی و اجتماعی را در چارچوب ساختار دین، عرف، سنت، اخلاق، ادب، منطق، حقیقت، درستکاری، راستگویی، بهورزی، پاک اندیشی، بهدینی و نظایر آن، سرکوب می کند. غیرت، بیان خشونت به شکل های گوناگونی است که در رفتار با زبان یا تن و در کردار با تجاوز به حقوق دیگران، دیگرانی که دیگرگونه می اندیشند و زندگی می کنند، تحمیل می شود. غیرت، امری حیوانی است و برای حیوان، امری اجباری.


غیرت، در بستر نابسامان و تجاوزخوی اجتماعی، جامعه ای با عقاید پوسیده و رخت نایک و ادیداس هم به وجود می آید؛ بدین معنی که توحش نهادینه شده در جامعه، برآیند خوی حیوانی جمعی حاکم بر جامعه است. با یا بی رژیم اسلامی، مشکل نخست و واپسین هازمان ایرانی، به دور ماندن از قافله ی تمدن و پیوستگی خشونت ورزی و توحش با بروز تجاوز و بیان غیرت است؛ غیرتی که تا دیروز به رنگ زرتشتی و امروز به رنگ اسلامی درآمده است و می دانم که عن همان گه است. تولید غیرت، یعنی وجود بستر خشونت آفرین و تنش زا؛ یعنی جامعه ی دینی و حقوق سرکوب و تحریف شده ی انسان به نام دین و ملیت و اخلاق و قومیت‌ و همانند آنها.


غیرت، لازمه ی دوام یک جامعه ی بدوی و قبیله ای است.


مردم ایران، عمدتن غیرت را با شرف اشتباه می گیرند و علت آن، نادانی بر سر معنی و مفهوم "غیرت" و "شرف" است. یک انسان روزمره و ساده لوح و یا موذی، این دو را با هم التغاط می کند و بیشتر از آن، به چیزی به نام "آبرو" چنگ می زند تا خود و رفتارش را توجیه کند. در این میان، هیچ خرد و دانشی وی‌ را پشتیبانی نمی کند و تنها عنصر پشتیبان یک غیور، همانا "من" او است، که در واقع غرور و احساس سلطه گری او را نمایندگی می کند که اکنون با هازمانی سرکوب شده و قلدر همانند خودش، راهی به جز به کارگیری خشونت و پیوست کردن دیگران به قلمروی اعتقادی و سامانه ی باورمندی خود، در پیش رو ندارد. در چنین جامعه ای، فحش دادن هم عرف است و هم حق.


یک موجود غیور، با لفظ غریبانه ی "تعصب کشیدن"، احساس خود نسبت به کسی یا چیزی را بیان می کند و منظورش از آن، زیر سلطه نگاه داشتن آن چیزی است که برای او موضوعیت دارد. خشن ترین جوامع، غیرتمند ترین آنها هستند و فرد ایرانی این را به خوبی می فهمد، زیرا یا خود از گله ی مهاجمان غیور است و یا از دسته ی مهاجران آبرومند.


سبک بازی غیرت، سبکی است روزمره که همیشه زندگی می شود. بازه ی غیرتمندی، به آسانی می تواند یکسویه باشد و برای نمونه، می تواند از فرایند دستمالی کردن کون زنان در خیابان تا جدا کردن مادینه های دم دست منتسب به خود از دیگر نرها، پیوستگی یابد. در واقع، شرف آنجاست که اخلاقی که فرد برای خود لحاظ کرده را تنها برای خود داشته باشد و از تحمیل باور و نظر عقیده ایش خودداری کند. یک باشرف، تجویز می کند، اما تحمیل نمی‌ کند و از اینرو، باشرف و باغیرت، از معنی تا مفهوم در تضاد با یکدیگرند، در حالی که در رفتار می توانند به مانند همدیگر باشند و اینجاست که قشر چند ده ملیونی گرفتار در خرفتی دینی و عرفی، توان تشخیص و تفکیک این دو از یکدیگر را ندارند.


اگر فردی بر روی چیز یا کسی تعصب داشته باشد، چنانچه شریف باشد، از تحمیل آن به دیگران خودداری می کند و چنانچه فرد متعصب، بی شرف باشد، با غیرت و‌ زورگویی تلاش می‌ کند تا عقاید خود را با بیان خشونت به کرسی بنشاند و به دیگران تحمیل کند.


جامعه ی غیور، هرگز به دمکراسی و برآیند اندیشه و خرد جمعی نمی رسد، زیرا که در بستر خشونت تعریف شده، رسمی‌ و پذیرفته شده، سخن آزاد و آزادی بیان وجود نخواهد یافت و از سخن تا پوشش، از دگرباشی جنسی تا دینداری متفاوت یا بی خدایی، هتا زن بودن و هتا بچه بودن، مورد هتک حرمت نفس و مورد تجاوز زبانی و یا بدنی قرار می گیرد.


در فرهنگ ایرانی، نفهم بودن را با متلک "بچه" هواله ی دیگران می کنند. جامعه ی ایرانی، همیشه از دو قطب سرکوبگر و سرکوب شده، قلدر و توسری خورده، خوب و بد، بهدین و بددین، مسلمان و کافر، ما و آنها، خودی و غیر خودی و نظایر اینها تشکیل شده است.


سگ کشی، ادب و اخلاق رسمی و پذیرفته شده است. نجس و پاک بودن، لفظی تحمیلی است که دیندار بنا بر اعتقادات دینیش، بر دیگران یعنی دیگر باشندگان جامعه، تحمیل می کند و از اینرو، سگ نجس را باید کشت، زن را باید کوفت و بچه را باید توسری زد تا بزرگ شود.


در تمدن نرسالار آریایی، ترکی، کردی، بلوچی، عربی یا هر کوفت دیگری، بزرگ شدن به معنای دو چیز است که در راستای خشونت و تحمیل و زورگویی به کار گرفته می شوند: یکم، "سربازی" که هتا خودشان هم آن را "اجباری" می خوانند و دوم، کیر درآوردن و رشد بیشینه ی آن که هر چه بزرگ تر و کلفت تر باشد، بیشتر به درد جامعه ی نرسالار می خورد.


باید توجه داشت که نرسالاری با مرد سالاری از اینرو متفاوت است که مردانگی و زنانگی، در اینجا بر اساس توضیح علم از ساختار مغز انسان تعریف می شود و نه بر اساس عرف و سنت جامعه ی مدعی مردانگی. از اینرو، مغز هر انسان که از دو بخش چپ و راست، مردانه و زنانه، تشکیل یافته، هم زمان یک فرد را با درصدهای متفاوت، واجد ویژگی های مردانه و زنانه می کند. پیش فرض بیشتر و مطلق مردم در سراسر جهان، پیش فرض چیرگی مغز چپ بر راست است که مغز مردانه بر مغز زنانه پیشی دارد و از آنجا که مغز چپ مسئول تحرک نیمه ی راست بدن است، بیشتر مردم راست دستند تا چپ دست.


اما عرف که غیرت را خود تبدیل به نهادی بنیادین کرده، نر سالار است و زنی را می پسندد که پیرو مردان باشد و از خشونت و غیرت پشتیبانی کند و در این صورت است که نران، مادگان غیرت باره را "شیرزن" می خوانند که چون شیری می غرند و خشونت می ورزند. زنی که زنانه باشد، از سوی نرها تسخیر می شود و در قالب نرسالاری شکل داده می شود. هویت زن، هویتی به جز هویت مردی که بر او مسلط شده است، نیست و زن مرد صفت، ناسازگار و متمرد و سرکش است و زیر بار زور و غیرت نمی رود، پس موی دماغ است!


از دیگر سو، مرد زن صفت، مردی که نیمکره ی راستش فعال تر از چپ او باشد، با انگ های گوناگون نرسالارانه سرکوب و تحقیر و حذف می شود و مردم دین باره و سنتی، هتا روشنفکران ذلیل و مدعی و هتا تحصیل کردگان مودب باز و اخلاق باره، همگی نرسالارند و زن ستیز، هتا اگر با علم و دستک دیگرگونه جلوه کنند و با ادا و‌ اطوار روشنفکری و حذب و فرقه، دستاوردهای تمدن های پیشرفته، تمدن های انقلاب جنسی و انقلاب عقیدتی کرده را، به نام خود سکه بزنند و جوری‌ وانمود کنند که همه بگویند زده!


غیرت، حذف غیر خودی و حذف تفاوت هاست و یک جامعه ی غیرتی، نمی تواند یک جامعه ی نژاد پرست، فاشیست، بچه کش، بچه باز، فرزندکش، تروریست و جنگ افروز نباشد. جامعه ی بی غیرت و بی قید و بند و آزاد سوئد، هرگز هیچ تروریستی تولید نکرده است، اما به محض هجوم‌ وحوش الله پرست به آن، آمار تجاوزهای جنسی، قتل و جنایت، کتک زدن زنان و کودکان، خشونت های خانوادگی، درگیری های اجتماعی، بی قانونی و میل شدید و افسار گسیخته به بی احترامی به دیگران، به‌ ویژه نسبت به خود سوئدی های میزبان، تولید نفرت علیه کمینه های جنسی و نیز گروه های اعتقادی و به‌ ویژه یهودیان، دروغگویی و زرنگ بازی و دزدی، به شدت و یک باره، در این کشور اوج گرفته است.


غیرتمندی، بازیچه قرار دادن اراده ی آزاد و عاطفه ی انسانی است و یک جامعه ی سرکوب شده، همان جامعه ی سرکوبکر است که نخود هر آشش، ضعیغه و صغیره، و عنصر اصلی و نرانه اش، گوشت و دمبه است، با این بزک روشنفکری که اخلاق و ادب، هیزم کشان این آش شورند. با به بازی گرفتن عاطفه، زنانگی و لطافت نهادینه در هر انسان وجدانمند، تنها حکم ادویه ی یک خوروش را خواهد داشت و روشنفکر، زاده ی چنین فضایی است که خودش بخشی از مشکل و نه راه حل و یک سم مسموم است.


به نام شیتان و به عنوان پیامبر شیتان، "حقوق انسانی به جای غیرت" را بیان می کنم. تاکنون در جهان سوم ایرانی، همیشه این بوده که مخالفان سلطه ی سیاسی حاکم، همانند مجاهدین خلق علیه رژیم اسلامی، دمکرات های مغلوب علیه دمکرات های غالب، خود بخشی از مشکلی اساسی به نام غیرت بوده و هستند.


نکته ی کلیدی آنست که فرد توسری خورده در جامعه ی غیور، به تدریج و با آغازی یک باره، در اثر آسیب به مغز، دچار اختلالی از نوع خشونت گرا می شود و یک شکنجه گر و سنگدل تولید می شود. از بچه های عاطفه دریغ شده در پرورشگاه ها که طعمه ی دستگاه سرکوب رژیم اسلامی قرار گرفته اند و تا ارازل و اوباش قتار شده در صفوف سرکوب خشونت بار و خونریز اسلامی علیه انقلابیون دهه ی هشتادی، همگی موجوداتی هستند که هتمن به سر آنان، در کودکی و نوجوانی، ضربه هایی وارد شده و این می تواند از یک توسری ساده نما آغاز و به کتک شدید ختم شود.


دستگاه سرکوب، اصطلاحاتی را اختراع کرده که مسلن "هر کس چوب معلم را نخورد، خل است!" و دیگر اراجیفی از این دست، منطق درست و کمال خرد محسوب می شوند! در صورتی که مقایسه ی کودک سوئدی با کودک مهاجر در سوئد، تفاوت یک انسان سالم و در حال رشد است با کودکی توسری خورده و عقده ای.


وجود کودکان ناآرام و مشکل آفرین، نتیجه ی جامعه ای وحشی و ناآرام و بی قرار است که آرامش و احترام در آن یا وجود خارجی ندارد، یا سرفن یک ادا و جلوه گری است که خود را با تزویر و ریا و دورویی، مودب نشان می دهد، اما همچنان خوی توحشش تنها خویی است که بر او فرمان می راند و اصطلاحن رگ لاتی در همگیشان وجود دارد. جامعه ای که هزرط علی مریض جنسی و روانیش با مهربانی سر می برد، با جامعه ای علوی که به نوجوانان و جوانان پسر و دخترش در زندان شکنجه و تجاوز را تحمیل می کند و در کف خیابان آنها را با شلیک مستقیم گلوله خون می ریزد و درو می کند، هیچ فرقی ندارد.


ناسپاسی و همیشه طلبکار بودن، نشانه ی آشکار یک هازمان غیرتمند و تعصبکش است. مردم نسبت به هم دشمنند و این دشمنی را در چارچوب رقابت بروز می دهند. برای تعیین حق تحصیلات عالیه، واژه ی هم معنیش یعنی "رقابت" را از کردار تبعیض آمیز خود بر می دارند و نام بیگانه و هیچ کس نفهم "کنکور" را بی ترجمه، استفاده می کنند. در رشته ی فاضلاب مقدس غیرمندی، بازتولید سرکوب نرانه با تخصص رشته ی دایناسور شناسی صورت می گیرد؛ بدین معنی که:


یک: دایناسور موجودی خزنده، بدون مغز وجدان و بدون عاطفه است و دو: دایناسور شناسی رشته ای است که به هیچ دردی نمی خورد به جز خود دایناسور شناسی و دانش آموخته ی آن تنها می تواند یا برای دل خودش درس بخواند تا برای تحمیل همان آموخته ها به دیگر دانشجوبان همان رشته! یعنی تا دیروز او در کلاس می نشسته و امروز او بر کلاس، یک روز یکی در میان همه و گوش به دهان یکی و یک روز یکی جدا بافته از همه و دهانش به گوش همه! یک روز اسب به زین و یک روز زین به اسب.


آمار مردانی که میل به زنانگی می کنند، به ویژه همجنسگرایان و دوجنسگرایان مرد، در جامعه ی موحش و موهن نرسالار به شدت بالاست و میراث خشونت انسان در سراسر جهان، مردم مهربانی را تولید کرده که قربانی خشونت دینی و عرفی و سنتی بوده اند. سخت است باور اینکه انسان ها می کشند و کشته می شوند، اما این طبیعت حیات وحش است و انسان متمدن، با آگاهی از حیوان بودن خود، راه دیگری را اختیار می کند. از اینرو، پیکار برای آزادی، انسان را به سوی بی غیرتی و رهایی از قید و بندها سوق می دهد، در حالی که انسان توسری خورده، ذلیل شده و خفت دیده، انسانی که ترسانده و تهدید شده، راه دیگری به جز تمدن برمی گزیند و این نتیجه ی برده بودن اوست. انسان برده، همیشه در منگنه ی خوب و بد و زندان ناموس گرفتار و دربند است.


غیرت ورزی، ابزاری برای زدایش جوانه های آزادی است و ابزاری است برای خفه کردن صدا در نطفه. غیرت، مخالف زیبایی است و انسان غیور، احساس زیبایی شناختی ندارد و به هنر نمی‌ پردازد و اهل موسیقی و رقص نیست و هیچ میانه ای یا با کتاب ندارد، یا اینکه به چرندیاتی معتقد شده که باور دارد در تنها یک کتاب مقدس به آنها ارجاع داده شده است. انسان غیور نه می خواند و نه می فهمد، نه می نویسد و نه چراغی روشن می کند. غیرت آنجا با شرف اشتباه گرفته شده که هتا نویسندگی و شاعرانگی را کارهایی زنانه، کودکانه و در یک کلام، بی فایده و بی معنی و احمقانه جلوه داده اند.


با ورود زنان به جامعه در پی انقلاب صنعتی، این زنانگی بود که قربانی نرینگی شد و از دل آن کژفهمی مکتبی فمینیسم بیرون زد. تپاله های این ارتجاع چپ دویست ساله، هنوز در جهان صدای بلند و خود حق پنداری دارند و در ماتحت این سوراخ سفلا، این فمینیست ایرانی است که با صورتک روشنفکری، به مصاف عشق آمده است تا زنانگی را به نام زنانگی تا بدان حد سرکوب کند که زن، تبدیل به مرد شود! در حالی که فرگشت روانی جامعه ی پیش رو یعنی ایران، جامعه ای است که به سوی دوجنسگرایی و دوجنسیتی میل می کند و مفهوم زن و مرد، خوب و بد، سیاه و سپید و همانند آنها، در قالب بی قید و بند این پیشروی به سوی آزادی، جای نمی‌ گیرد. جنبشی کوانتومی در حال رخ دادن است که صفر و یکی فکر نمی کند، نر و ماده ندارد و جهانی با بیکران پیش بینی محتمل در لحظه و واقعیت های همسو و موازی‌ و هتا متضاد است.


نشخوار جنبش های چند سده پیش اروپایی در جهان سوم کنونی ایران، درخور حکومت عقیده و رژیم تحمیل اجبار و زور است.


آنجا که صدر اسلامی های دشداشه پوش بلوچ در نفرت علیه خامنه ای، اربده ی الله و اکبر سر می دهند و آنجا که جوانان غیور محلات علیه پدر خوانده ی غیرت اسلامی و ایرانی خیزش انقلابی راه انداخته اند، آنجا همان چاه گه است و در چاه گه، صحبت از اصلاحات که خیانت است، هیچ، که هتا براندازی هم به کام از آنها بدتران خواهد شد. هر دو سوی ماجرا، خود بخشی از مشکلند و نه راه حل.


بی غیرتی و آزاد اندیشی بی قید و بند، لازمه ی انقلابی از سنخ دیگر است و اساسن چون هیچ سنخیتی با حاکمیت موجود ندارد، حق دارد خود را انقلابی و برانداز بداند. جز این، همان آش است و همان کاسه.


من مزدبگیر نیستم و دغدغه ی خرج دنگ و فنگ تلوزیون و رسانه ام را ندارم، از اینرو بی توجه به اینکه کسی می خواند یا نه، سخنم را بیان می کنم.


تنها مردمی که در خود انقلاب جنسی کرده باشند، می توانند اندیشه ی انقلابی جنسی خود را در واقعیت متبلور کنند و با همراهی و هم اندیشی یکدیگر، قدرت ویرانگر براندازی را ایجاد کنند. آسان است کشته دادن و بی نتیجه ماندن، به چین و‌ روسیه بنگرید!


انسانی که ناموس دارد و ناموس پرست است، غیرتمندی است که حریم خود را بر اساس عقاید و فشارهای روانیش ایجاد می کند. انسان غیور، ناموس پرست است و در حالی ژست زن و‌ آزادی را گرفته که خود به مانند رژیم اسلامی می اندیشد و خود در فاضلاب عقیده ساخته شده. در گنداب غیرت، مسئله، مسئله ی خودی و غیر خودی است. سگی که بر روی در و دیوار شاش می زند، رفتاری حیوانی از نوع خود را در تعیین حریمش انجام می دهد و انسان وحشی و تربیت نشده، با غیرت بازی با مرام آزادی همان کار را انجام می دهد و واژه ی غیرت، شکل مادینه ی "غیر" به چم دگری است و غیرت یعنی تعصب نشان دادن بر حضور دیگران پیرامون دارایی های جنسی و تولید مثلی آقای فلونکی!


مرز آریایی جنون با فتح آزادی زن در تعیین جفت خود، حق جفتگیری را منحصرن در اختیار مرد قرار داده است. این مرز آریایی، رونوشت هایی دارد که هتا در عین دشمنی نژادی و مذهبی با آریاییان، هنوز در هزار و یک مورد از جمله غیرت بازی، با آنها مشارکت دارند. به توده ی الله اکبر گوی سنی سیستان در خیزش انقلابی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی بنگرید، در حالی که مرکز نشینان از شعارهای "الله اکبر" به "کیرم تو کون رهبر" رسیده اند و این نشانه ی توانایی به روزشدگی عنصر شیعه زده در برابر جماعت قرون وسطایی سنی است. اسلامی که ضد آزادی است، یکی جنبش آفرین و دگرش خواه و دگرش پذیر است و دیگری جنبش آفرین، دگرش خواه و دگرش ناپذیر!


هسته ی سرسخت مخالفت با آزادی جنسی که کلید همه ی آزادی هاست، در سنی و شیعه یکسان است. هویت زن، هویت مرد هم هست و وارونه ی آن، اما چیرگی نرینگی در دو سوی اسلام، زن را در یکی به زیر گونی و روبنده می کند و در دیگری او را شکنجه و زندان و قتل و تجاوز. نقاط اوج سنی و شیعه، طالبان و داعش از یکسو و رژیم جمهوری اسلامی و حزب الله در سوی دیگر است.


آزادی جنسی با ضدیت با سرکوب آزادی زنان معنی می گیرد و سرکوب آزادی، از "دخترا موشن، مثل خرگوشن" آغاز و تا "ازدواج اجباری و تجاوز جنسی شرعی" از جنس ازدواج کودکان به پیش می رود. اسلام، یک درخت تناور ۱۴۰۰ ساله است که همان درخت "بائوباب" است.


جدا کردن نهاد فقاهت از اسلام، یک اصل ضروری است و سرکردگان آن یعنی آخوندها، نه همه ی آخوندها که تنها آخوندهای فقاهتی، باید از جامعه ریشه کن شوند. این فقاهت اسلام است که با آزادی جنسی، آزادی بیان، آزادی زن، پیشرفت و تمدن، انسانیت و مهربانی با انسان، حقوق انسانی و فرگشت طبیعی یک جامعه، دشمنی آشکار و ذاتی دارد.


اسیر مشت بسته بودن، فرباد دادخواهی و رفاه است و مردمی که به دنبال آزادی نباشند، رفاه را نه در این جمهوری اسلامی و نه در آینده به دست خواهند آورد. رفاه مردم با سرنگونی ولایت فقیه، ولایت فقیهان فقه باز، گره خورده است. این مشت بسته، باید بر سر آخوند به عنوان نماد ارتجاع، از زرتشت تا محمد، فرود آید و پس از آن از تکرار حماقت بپرهیزیم.


انقلاب ما اسلامی نیست و کشته های ما شهید نیستند. تنها او که از غیرت و زورگویی به ستوه آمده، علیه پدر خوانده ی غیرت، همانا رژیم اسلامی، به پا می خیزد. این انقلاب، انقلاب عقده ها و غیرت ها نیست، انقلاب آزادی و رهایی از زندان غیرت و ناموس است.


تا مهربانی هست، انسانیت هم هست.


۱۴۰۱ مرداد ۱۲, چهارشنبه

الله گوزو

 از رحمت و برکت الله گوزو همین بس که پنجاه سال بیش است که نسل اندر نسل مردم در افغانستان را به جنگ و خونریزی کشیده تا حکومت عدل اسلامی را بر آنها تحمیل کند، زنانشان را از دانش بازدارد، مردانشان را آواره ی غربت کند و سایه ی فقر و حسرت و درد را در جامعه بگستراند.

الله حرامزاده، همه ی ملت هایی که شهادتین گفته اند را به بیابانی از رنج و بدبختی تبدیل کرده است. همه ی ممالک اسلامی یک سره خرابه و همه ی ممالک کفر، یک سره آباد شده اند. مهم نیست کافر شرقی باشی یا غربی، همینکه مسلمان نباشی، از شرف انسانی برخوردار و از نعمت های زندگی برکت خواهی یافت.

مسلمان پر مدعای مستکبر را بنگر، در حالی که از اینترنت و گوشی آمریکایی استفاده می کند، از غرب به خاطر دگر اندیشی و آزاد منشی و رفاهش بیزار و متنفر است. با تسلیحات روسی در میهنش جنگ راه می اندازد و زنان و مردان سرزمینش را شکنجه و زندان و آواره می کند. مسلمانان برای آزادی و خوشبختی از بلاد اسلام به بلاد کفر فرار می کنند، اما یوغ اسارت و بردگی را با عقاید و حجاب اسلامیشان با خود می برند.

نان زمین را می خورند و شکر آسمان می گویند. ناسپاس ترین مردم، الله پرستانند که از بزرگان علم و معرفتشان، تنها نامی از ایشان را یدک می کشند و نه دستاوردهای علمیشان را.

نه آزادی جنسی و آزادی باور را از هند شرقی آموخته اند و نه آزادی بیان و آزادی سیاسی را از غرب. در بستر خوف و رجا، ترس از خدای موهوم و غدار و امید به بهشت موهوم در پس مرگ، زندگی خود را تبدیل به جانکاه ترین تجربه ی تاریخ ساخته اند، حاضرند بکشند و کشته شوند، اما خدشه ای به تعصب و غیرتشان وارد نشود!

گوش مسلمان، از گوش خر درازتر و فهمشان از کرم و سوسک کمتر است. در انقلاب اسلامی تا طالبان اسلامی، مسلمان جرات کرده تا مردم مخالف و هتا متفاوت را تار و مار کند. مخوف ترین رژیم های سیاسی را با خفقان اجتماعی و سرکوب جنسی، بر مردم تحمیل کرده و مردم مسلمان، بر روی آتش خود نفت می ریزند تا شاش بخورند و مسلمان بمانند.

مسلمان از تجاوز به کودکان دریغ ندارد، اما به خون همجنسگرایان تشنه است. دشمن مسلمان، خود اسلام است و مسلمان را دشمن ترین مردم نسبت به مسلمان می بینی. آغاز جنایات مقدس اسلام که با محمد حرامزاده آغاز شد، زنجیره جنایات مقدس دیگری را به اشکال ترور و شکنجه و زندان و دست و پا قطع کردن و آشوب شهری و جنگ های مذهبی به وجود آورد.

تفاوتی نمی کند اهل گله ی اسلام در ایران باشی یا افغانستان، زیرا مسلمان هتمن احکام فقاهتی شلاق و اعدام را اجرا خواهد کرد و بر طبق توصیه ی زبدة النجاساتش، قرآن الکزا، اسلام را با زور و قلدری به پیش خواهد برد.

اسلام، یک سرطان اجتماعات انسانی؛ و مسلمان، یک‌ ویروس هزار بار خطرناک تر از کورونا و ایدز است. ویروسی که بقایش در تجاوز به قربانی و مرگش در مرگ او است. پس اسلام هر مسلمان الله زده ای را به سرطان ویروس خود مبتلا می کند، شیره ی عمر او را در بدبختی و رنج می مکد و پس از به هلاکت رساندنش، به سراغ مسلمانان بعدی در نسل های پسین می رود. جان و مال خودش را می‌ گیرد و می‌ خورد و جان و مال آینده اش، فرزند و سرزمینش را به خطر هلاک حتمی می اندازد.

پیش از اختراع اسلام بود که رعیت نادان، در دوران کودکی انسانیت، از رنج مذهب، از زرتشت تا ایسا، همدیگر را همچنان سلاخی می کردند. خدای موهوم، بازیچه ی دست زورمندان و غداره بندان ستمگر بود. هم ایشان را دیروز به نام مجاهد و شهید بدر و حنین می خواندند و هم امروز به نام اسلام ناب محمدی، از ولایت فقیه گرفته تا طالبان و داعش.

جنایات مقدس مسیحیان و یهودیان اگر از جنایات مقدس مسلمانان بیشتر نباشد، کمتر نیست. این زرتشتیان بودند که نخستین جنگ های مذهبی را آغاز کردند، آنجا که با قتل عام مردم شیتان پرست فلات ایران، آنان را مجبور به یکتا پرستی اهورا مزدا کردند و مردم اینسوی دره ی هند را از آنسوی مردم در هندوستان امروزی جدا کردند، زبان و هویتشان را از همدیگر بیگانه ساختند تا بر آنها حکومت کنند.

آیا مسلمانی وجود دارد که هتا یک بار نجاست نامه ی اسلام، قرآن النجاسة، را خوانده باشد؟

آیا مسلمانی وجود دارد که فرقه سازی نکرده باشد و دیگر مسلمانان در دیگر فرقه ها را کافر و مشرک نخواند؟

متعصبان اسلامی، در باورهای جنایتکارانه و ویرانگرانه ی شان هیچ شکی نمی کنند، اما مسلمانان عادی که برده ی گوسپند صفت این لاشخواران گرگ صفتند، یکسره در بردگی طاعت و عبادت غوطه ورند. آیا حکومتی اسلامی وجود دارد که مردمش را دوست بدارد و به جای ناموس پرستی و غیرت بازی ابلهانه، عشق ورزی و انسانیت را پیشه کرده باشد، یا اینکه نران الله پرست تا دندان مسلحش را در خیابان ها به جان مردم انداخته اند؟

مرگ بر اسلامر

مرگ بر الله




۱۳۹۸ خرداد ۱۸, شنبه

از خاور تا باخترمان را اسلام فراگرفته؛ هر جای می رویم، بوی گند اسلام می درخشد !!

من نمی دانم مردم با این همه کلاهی که بر سر دارند، چگونه است که احساس خفگی نمی کنند !!

اسلام اهریمنی، از جمله ادیان سه گانه ی ابراهیمی است که به گونه ای رسمی،
بچه بازی را قانونی کرده است
در تویله های اسلامی جهان که رسمن حکومت خونین ناب محمدی را بر پا کرده و جمهوری کزایی خود، چه ناسکولار و چه سکولارنما را یدک می کشند، جملگی اهل فن یا همان آخوندهای فقه باز، بر این عهدند که اسلام چیز خعلی خوب و مطهری می باشد !!

با نگاهی ساده به فلاکت های تو در توی هازمان های الله زده، می توان بوی گندشان را شنید !! البته این شاید با دید تیزبین عقلناک جور درنیاید، اما همینست که هست !!

اسلام فروش اوغانی که آلت عمر را از پشت به اندرون امة فرو می کند، دستار بر سر و قرآن به کف، از شاش خوردن آن اعرابی هزرط راسولولا را گفت که بول هزرط ختمی مرتبت بوی عطر می داد و آن پروفسور بادیه نشین در پی نیوشیدن آن زهر شیرین شاش زرد ممد تازی، دیگر هرگز تشنه و گرسته نشد و چون چنین سخن سترگی به ابعاد ماتحت مومنان بالله خوش آمد، آخوند در پیش خود گفت پس بگزار یک کیر معنوی دیگر هواله ی شان کنم تا مبادا از درد بی دینی بر خود بپیچند و رستگار همی نشوند.


این بود که در خاور ایران، فتوا سر داد که خشونت و ضربوا ضرب الله عتقاکم فی القرآن المجید اینا، نه به معنی کتک زدن و لت و کوب، که به معنای تربیت است. پس بزنید زن ها را که ثواب قرآنی دارد !!

سربداران آن روزگار را امروز، سر به گریبانانی با زمزمه های بع بع جای گرفته که عمری را در راه زندگی خفیفه سپری کرده اند و موی زهار خویش را در حول هر قدیسی گردانده و به نیابت از سرور بچه بازان و زن بارگان جهان هزرط ممد تازی، همی دور آن حریم عشق گردانده و توله پشت مومن توله پس انداخته اند. به دیگر سخن، کار اسلام از آنجا عود پیدا کرد که می کند و می زاید و از سوی دیگر، هیچ قدرتی تاکنون در جهان به ظهور نرسیده است که توانسته باشد جلوی این قدرت الهی را بگیرد.

اما این که نمی شود که بشود. زیرا من که زیر بار این چرندیات ماتحت قرآنی نمی روم.

ماده ی الله پرست و وزیر امور اجتماعی و خانواده ی ترکیه ی الله زده:
یک بار تجاوز جنسی به کودکان، تاثیری بر روحیه ی آنها ندارد !!
در باخترمان هم کاشف به عمل آمده به سان همسایه ی آریایی خود، ترک ها هم به همان سیره ی راسولولا رفته اند و به کودکان به چشم ابزار دفع شهوت نگاه می کنند. زنان و مردان را فروگزاشته و به کودکان مشغول می شوند !! هر چند تازی نامه تا توانسته خود را جر داده که همجنسگرایی و عشق همجنس به همجنس خوب نیست و جیز است، اما بیچاره الله باشی مطلقن حواسش به بچه بازی هزرط راسولولا نبوده است و این شده که هتک حرمت او به هزرط لایشه قمبلة المومنین، الگویی از برای الله پرستان گشته.

آن هم چه الله پرستانی !! گرگ زاده های بزغورتی که استخوان و خون مردمان را به واسطه ی خلافت اسلامی، زیر دندان هایشان مزه مزه کرده اند !!

البته فلان کسک ماده ی الله پرست که مسلن یک کاره ی آموزش و پروروش عثمانی خجالتی است، فرموده که اشکالی ندارد، چرا که بچه با یک بار تجاوز، چیزیش نمی شود و اوخش نمی گردد. یعنی اگر از این پس به کودکانتان تجاوز شد، خیالی نیست، یک بار که هزار شب نمی شود؛ زیر سیبیلی می شود ردش کرد رفت و با فقه و اسلام عزیز هم که جور است، پس خیرش را ببینید !!

مراقب کون های خود باشید. 

۱۳۹۸ فروردین ۱۱, یکشنبه

الهان عمر سنگسار همجنسگرایان را مطابق با شریعت اسلام جایز دانست

"الهان عمر" مادینه ی الله پرست که توانسته است با دریافت شهروندی آمریکا و با سیاست بازی و دسیسه ی چپ آمریکایی یعنی حزب دمکرات، وارد مجلس نمایندگان نیز شود، به تازگی در زرزری اسلامی اعلام کرده است که ممنوعیتی بر قانون شریعت اسلامی مبنی بر سنگسار همجنسگرایان نمی بیند.

الهان عمر مادینه ی الله پرست که با پشتیبانی و دسیسه ی دمکرات های کثافت آمریکایی
و از سوی گروهک تروریستی اخوان المسلمین، به گزاف به مجلس نمایندگان آمریکا
تحمیل شده است. رییس جمهور ترامپ، پیشتر به خاطر سخنان یهودی ستیزانه ی این
لچک بر سر، خواستار کناره گیری او از جایگاهی که اشغال کرده است، شده بود
یاوه های الله پرستانه ی این مادینه ی حرامزاده در حالی جهان سیاست ضد ترامپ آمریکا را خشنود کرده است که به تازگی افشا شده است که سه برادر الله پرست پاکستانی که سن آنها بین ۲۲ تا ۳۰ سال بوده است، به تنها خواهر ۱۵ ساله ی خود تجاوز جنسی کرده و او را به تازی نامه ی عربی موسوم به قرآن الکزا سوگند داده بودند که خاموش شود و چیزی به کسی نگوید. پلیس پاکستان این اظهارات را تایید کرده است.

این سه برادر هم اکنون در زندان "عادلیه" می باشند.

این سه برادر با خواهر خود در حالی زندگی می کرده اند که پدر و مادر خود را از دست داده بودند. پلیس اعلام کرده است که به این دختر بارها تجاوز شده و آخرین باری که این تبهکاری رخ داده است، برادر متجاوز او، در مسجد این کار شنیع را با خواهرش انجام داده است و از اینرو با لو رفتن آنها، تحویل مقامات پلیس داده شده است.
منبع
منبع


با توجه به آنکه الهان عمر یک الله پرست پرمدعا و متکبر تکراری می باشد، وی با بستن چشمان زشت خود بر توحش و بربریت جوامع اسلامی، تلاش دارد تا مجموعه گزافه گویی ها و انگ های دروغین را همچنان به رییس جمهور خردمند و میهن پرست آمریکا "دانلد ترامپ" وارد سازد تا بلکه دین خود به دمکرات های پست فطرتی که او را به گزاف به مجلس نمایندگان آمریکا فرو کرده اند، ادا کرده باشد. الهان عمر در حالی در برابر زشتی رفتار و کردار اقوام بدوی الله پرست خفه خون کامل گرفته است و از بقیه ی احمق های هم تویله ی خود می خواهد تا "زندگی را برای آمریکاییان جهنم کنند و آنها را ناسوده سازند"، که خود زاییده ی یک اندیشه ی دینی و مسلک قرآنی آدمخوار، خونریز و انسان ستیز و متجاوز از هر نوع آن می باشد.


خوشبختانه به تازگی نیز اثبات شده است که موج دروغ زنی های کثافات دمکرات علیه ترامپ شیردل مبنی بر دسیسه چینی او با روسیه برای تقلب در انتخابات آن کشور و ورود به کاخ سپید، اکنون ترامپ شیردل در حالی چون "سیاوش" از آتش حسد و خشم لودگان و حرامزادگان بی بدیل تاریخ، تندرست و روی سپید بیرون آمده است که پیشتر وی از الهان عمر فرومایه به خاطر زرزر ضد یهودیش، خواستار کناره گیری او از جایگاهی شده بود که به گزاف ماتحت خود را به عنوان نماینده بر روی آن می گزارد.

عمر که وقاحت ویژه ی اسلامی را با خود یدک می کشد، پیشتر اعلام کرده بود که اسراییل به عنوان یک کشور یهودی، نمی بایست موجودیت خارجی داشته باشد و این کشور را تامین کننده ی اصلی تروریسم اعلام کرده بود. وی همچنین با رویکردی یهودی ستیزانه بیان داشته بود که گروه های هوادار اسراییل، به سیاست مداران آمریکایی پول پرداخت می کنند تا دو برابر به اسراییل وفاداری از خود نشان دهند.

الهان عمر در حالی که کشور الله زده و تروریست برونئی، به تازگی اعلام کرده است که قصد دارد شکنجه و سنگسار همجنسگرایان را مطابق با شریعت کزایی و خونریز اسلام زنده کند، از محکوم کردن این رویه و اعدام از راه سنگسار خودداری کرده است و بدین ترتیب از مجازات اسلامی سنگسار و همجنسگرا ستیزی پشتیبانی نموده است.

اسلام بیابانی را به جهنم بفرستید...
منبع

۱۳۹۷ اسفند ۱۹, یکشنبه

دستگیری یک کشیش و همسرش در کانادا به جرم ۴۵ سال تبهکاری جنسی

دستگیری یک آخوند مسیحی و همسرش در لانگوی کانادا به جرم ۴۵ سال تبهکاری جنسی و ۳۲ فقره جرم از جمله یورش مسلحانه، ضرب و شتم، تهدید و فحاشی، تجاوز جنسی، زورگیری و... .


پلیس پس از یک سال بررسی در شهر لانگوی در کبک کانادا، موفق به دستگیری یک کشیش ۶۵ ساله و همسرش شد. به گزارش سی تی وی، این مرد خدا متهم به ۳۲ فقره جرم از جمله یورش مسلحانه، ضرب و شتم، تهدید و فحاشی، تجاوز جنسی، زورگیری و ... می باشد. گفته می‌ شود این زوج تبهکار مسیحی که متهم به سو استفاده ی جنسی از کودکان نیز هستند، این جنایات را در خلال سال ۱۹۷۴ تا ۲۰۱۹ مرتکب شده‌ اند.

این زوج ایماندار مسیحی، متهم هستند که با همکاری پسرشان که هم اکنون بزرگسال است و یک مرد دیگر که کلیسا را ترک کرده، فرقه‌ ای را در کلیسای "انجیل تعمیدگر" (Baptist Bible Church) در متروپولیتن جنوبی راه‌ اندازی کرده‌ بودند.

بر اساس گفتگوی رادیویی "پال امیل مونت" (Paul-Emile Monette)، این زوج از هموندان کلیسایشان می خواستند که هر گونه رابطه ی خود را با دوستان و خانواده‌ هایشان که خارج از حلقه ی باورهای دینی آنها هستند، قطع نمایند. آنها همچنین درخواست کرده بودند تا مومنان یک دهم درآمدشان را پیش از پرداخت مالیات، به آنها در کلیسا پرداخت کنند و به پدر و مادرها فرمایش های انجیلی کرده بودند که بچه‌ هایشان اگر اشتباهی مرتکب شدند را باید با چوب دستی کتک بزنند.

بر همین اساس، پلیس با انتشار فرتور این کشیش از مردم خواست کرد چنانچه اطلاعات بیشتر و تازه ای دارند، با پلیس در میان بگزارند.

تندیسی از بچه بازی بر سر در ورودی سازمان دولتی
آیت الله بی بی سی در لندن


کلیسا خانه ی خدای موهوم، کارکرد خود را از دست داده است
رسوایی‌ های جنسی سرکردگان مذهبی در رفتارهای سو استفاده ی جنسی از کودکان، که از سوی آخوندها و افراد سرشناس و به ظاهر قابل اعتماد کلیسای کاتولیک صورت گرفته‌ است، سیل گریزان مردم از دین و خدای موهومش را سرعت بخشیده است. در حالی‌ که دین کزایی مسیحیت، ازدواج برای سرکردگان مذهبی را ممنوع کرده‌ است، اما آخوندهای این دستگاه دین فروشی، مرتکب رفتارهای خشن و آزار جنسی کودکان و هتا بچه‌ هایی با ۳ سال سن شده‌ اند !!

بر اساس مدارکی که در تاریخ ۱۶ اُم ژانویه ی ۲۰۱۴ از سوی واتیکان به هیئت صیانت از حقوق کودکان ملل متحد به دست داده شد، مشخص شد که پاپ "بندیکت شانزدهم"، پیش از آنکه از مقام خود کناره‌ گیری کند، ۳۸۴ آخوند مسیحی را در سال‌ های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ و در ارتباط با رسوایی‌ های جنسی کلیسای کاتولیک، خلع‌ لباس کرده بود.

۱۳۹۷ اسفند ۱۱, شنبه

زنی که پاپ فرانسیس و دوست صمیمیش را به عنوان متجاوز جنسی کودکان افشا کرده بود، ترور شد

ناتاشا جیت، داستان تجاوز جنسی پاپ فرانسیس و دوست صمیمیش گوستاو ورا را
در برنامه ی زنده ی تلوزیونی افشا کرد
زنی که در برنامه ی زنده ی تلوزیونی، دوست نزدیک پاپ "فرانسیس" را به عنوان یک متجاوز جنسی زنجیره ای کودکان رسوا کرده بود، ترور شد.

"ناتاشا جیت" (Natacha Jaitt)، "یوستو گوستاوو ورا" (Justo Gustavo Vera) دوست قدیمی پاپ فرانسیس را به قاچاق انسان به منظور سو استفاده های جنسی و نیز تجاوز جنسی به کودکان، محکوم کرده بود. در خلال یک یورش ناگهانی پیشابامدادی روز شنبه، پیکر بی جان این زن در تفرجگاهی در نزدیکی "بوینس آیرس" کشف شد.

جیت در ماه اکتبر ادعا کرده بود که ورا همدست پاپ فرانسیس است. او در این باره در توییتی نوشت:

"یوستو گوستاو ورا"، یک کسکش، قاچاقچی سکس و همدست پاپ است و همانگونه که پیش بینی کرده بودم، به خاطر غرامت کمک های پولی در "آلامدا" (Alameda) و دیگر کارهای غیر قانونی، دادگاهی شد. خداوند آنچه که دادگرانه است را انجام خواهد داد، روزی، آمین".

پلیس به مجتمع "زانادا" در نزدیکی پاییتخت آرژانتین که این جنایت در آن روی داده رفت و پس از تایید مرگ وی، بررسی های خود نسبت به قتل این زن افشاگر و برنامه ساز مشهور تلوزیون و رادیو را آغاز کرد. یک پزشک قانونی اعلام کرد که جیت به خاطر از کار افتادن چند دستگاه زیستی بدنش جان سپرده است و جای هیچ خشونتی روی تنش نیست. او یک بیوه و مادر دو فرزند بود.

رسانه های آرژانتین این پرونده را از نزدیک دنبال می کنند و تصاویر ضبط شده ی جیت را پخش کرده اند که شامل فیلمبرداری از روسپی گری، فیلم های جنسی و تلوزیون می شده است. اعتبار او معمولن به زیر پرسش می رفته است. پیرامون این زن، بحث و جدل بسیاری بروز یافته بود که از آن هنگام، شگفت آورترین آنها، ادعاها پیرامون پاپ فرانسیس و دوست صمیمیش گوستاو ورا بوده است که سیاست مدار پرنوییست (Pernoist) پیشینی بوده است که سازمان حقوق بشری غیر انتفاعی آلامدا را می گرداند.

ورا در همایش های گوناگونی در واتیکان شرکت کرده است که شامل همان همایشی نیز می شود که مرتبط با قاچاق جنسی کودکان بوده است !!

بر خلاف ادعاهایی علیه ورا و پاپ فرانسیس، جیت در خلال حضورش در گفتگوی تلوزیونی "ناهار با میرتا لگرند" (Lunch with Mirtha Legrand) در آپریل ۲۰۱۸، کامیاب به آوردن مدرکی نشد. او در آن گفتگو ورا را متهم کرد در حالی که هنوز اسقف اعظم "یورگ برگوگیلو" (Jorge Bergoglio) بوده است، به تناوب به همراه پاپ فرانسیس از او فرتور برداری شده است که درگیر عملیات حلقه ی قاچاق جنسی کودکان در باشگاه های جام جهانی فوتبال نوجوانان در جمهوری آمریکای جنوبی بوده است. جیت همچنین گفت که گوستاو ورا یک بچه باز است. این موردی است که از من خواسته شده بود تا آن را بررسی کنم؛ او فاحشه خانه ها را می گرداند و با روسپی ها عیاشی می کرد.

ناتاشا جیت پیش از ترورش افشا کرده بود که پاپ فرانسیس و دوست صمیمیش گوستاو ورا،
مسئول شبکه ی قاچاق جنسی پسر بچه ها و حلقه های بچه بازی در باشگاه فوتبال نوجوانان
هستند
جیت با دیگر مهمانان برنامه دهان به دهان شد که دو نفر از آنها روزنامه نگار بودند و ادعاهای او را به ستیز گرفتند. "مرسدس نینسی" (Mercedes Ninci) روزنامه نگاری که گفت دوست وراست، اتهامات جیت را رد کرد و گفت کار ورا بی عیب و نقص است و سال هاست که برای آلامدای غیر انتفاعی او کار می کند تا جلوی قاچاق جنسی کودکان را بگیرد. جیت ادعا کرده بود که او قاچاق جنسی کودکان را بررسی و ردیابی می کرده و مدرکی دال بر مجبور کردن پسر بچه های فقیر به اقدام به فعالیت های جنسی از سوی مقامات رسمی باشگاه فوتبال به دست آورده است که در ازای آن، به آن کودکان کلاه و رخت می دادند !!

سال گزشته، پس از آنکه در برنامه ی نام برده ظاهر شده بود و اتهامات جنجالیش علیه دوست صمیمی پاپ فرانسیس را مطرح کرده بود، جیت در توییتی نوشته بود:

"توجه کنید: «من مرتکب خودکشی نخواهم شد. من تطمیع نخواهم شد یا در وان همام نخواهم مرد. به سر خودم هم شلیک نخواهم کرد. پس اگر برای من چیز بدی رخ داد، کار من نبوده است. این توییت را پیش خودتان ذخیره کنید»":

AVISO: No me voy a suicidar, no me voy a pasar de merca y ahogar en una bañera, no me voy apegar ningún tiro , así que si eso pasa, NO NO FUI. Guarden tuit 🙄.
نینسی روزنامه نگار، اعتبار گفته های جیت را به چالش کشید و گفت: "مردم می دانند ناتاشا جیت کیست و من هم که هستم. مردم می دانند کار من چیست، اما نمی دانند کار جیت چیست" و جیت در پاسخ گفته بود: "من یک روسپی هستم. آیا با این مشکلی داری ؟ تو یک فاجعه و یک نفوذی هستی. سرت توی ستل آشغال باشد". جیت سپس پاپ فرانسیس را را متهم کرد که یک آخوند مسیحی متهم به بچه بازی را "نجات داده است" و او روانه ی جایی کرده است تا از پسر بچه های محروم مدیریت کند، پسر بچه هایی که نمی توانند شکایتی از کسی بکنند !!


تارنمای شخصی ناتاشا جیت 

این متن، ترجمه ای بود از این جستار.

۱۳۹۷ دی ۱۵, شنبه

به بهانه پخش فیلم جنسی از تلوزیون رژیم در استان کیش

موج تجاوزهای جنسی برملا شده به کودکان پسر و دختر از سوی مزدوران حکومتی رژیم در مدرسه های آموزش و پرورش جمهوری اسلامی، قله ی نوک کوه یخ تجاوزهای جنسی است.

ناظم مدرسه ی معین و متجاوز جنسی به پسران مدرسه ای به نام "محمد حسین حائری زاده"،
آموزگار ۲۸ ساله ای که خود یک فرزند سه ساله دارد
در واقع این جستار به این مورد خواهد پرداخت که بچه بازی و تجاوز جنسی به کودکان و نیز دیگر افراد از جمله و به ویژه زنان، امری است که دایره ی آن بسیار گسترده است و اسلام عزیز را نیز در بر می گیرد. منشی اهریمن پرستانه و جهان شمول که به عنوان یک آیین برای پرستش و ستایش اهریمن، در فرقه ها و مرام های اهریمن پرستی انجام می شود و جز فریضه های دینی هر اهریمن پرستی است که تا می تواند بدکاری کند.

پخش فیلم جنسی از تلوزیون رژیم در کیش، پدیده ای تقریبن بی سابقه است.


اما آیین تجاوز به کودکان، از سوی بنیاد فراماسونری در ایران پیگیری می شود. این بنیاد که در ایران بسیار قدرتمند است، نه تنها اشکال هندسی معماری را بنا بر باورها و نمادها فرقه ی اهریمن پرستی خود ایجاد می کند - که نمونه ی آن مجلس رژیم با معماری سه گوش آنست -، بلکه شامل کسانی می شود که مردم ابله و ساده لوح ملیونی، روی نام کزاییشان سوگند می خورند.

در سال ۲۰۱۱ بود که هیئتی از سوی آیت الله بی بی سی، پس از هماهنگی های انجام گرفته با سرکردگان رژیم در تلوزیون اشغالی ایران، راهی صدا و سیمای مرکز می شوند تا چند غلاده از مزدوران رسانه ای جمهوری اسلامی را برای روش های نوین تولید، اجرا، پخش و ... آموزش دهند. از آنجاست که مشاهده می کنیم شیوه ی اخبار گویی جمهوری اسلامی به یک باره دگرگون می شود و تبدیل به تقلیدی از نوع مشابه خود در آیت الله بی بی سی می گردد.


آنچه که مردم نمی فهمند و دوست هم ندارند سر در بیاورند، اینست که دشمنان ایران و اشغالگران ایران، ناکسانی هستند که به نام زرتشت و به کام مصدق و چپ اسلامی، از بالا تا پایین جمهوری اسلامی را در اختیار خود دارند و جنگ قدرت در دل جمهوری اسلامی، امری است که هیچ اپوزوسیونی تاکنون نتوانسته است ابعاد و ژرفای آن را مورد واکاوی قرار دهد. از پاسدار "محسن رضایی" سرمافیای قاچاق عتیقه و مواد مخدر و از عاملان اصلی جنایات جنگی رژیم گرفته تا نوچه مشاوران این و آن پاسدار و سردار ولایت فقیه. 

اخباری که هیچ سازمان اطلاعاتی ایی برای آن به وجود نیامده که آن را منتشر کند، بلکه دقیقن برای سرکوب اطلاعات و حذف آن به وجود آمده است، اخبار واقعی است و بقیه ی موارد همگی از دم ننر بازی است و به منظور منحرف کردن افکار مردم است.

تندیس ساخت "اریک گیل" (Eric Gill) در سر ورودی
بی بی سی در لندن
این تندیس که تصویر یک بچه باز را در پشت سر یک پسر بچه ی کاملن لخت نشان می دهد،
از سال ۱۹۳۲ تا ۲۰۱۳ بر سر در ورودی بی بی سی در مرکز لندن نصب بوده است
مرکز رسانه ای دولت بریتانیا موسوم به بی بی سی که تا سال ۲۰۱۳، در سر ورودی خود تندیسی از یک بچه باز را نصب کرده بود نیز، از چند سال پیش تاکنون در معرض افشای پیوسته ی روند بچه بازی از سوی مسئولان اصلی و مجریان با سابقه و مطرح این شبکه ی اهریمنی روبرو بوده است. همین شبکه است که اخبار چپ را برجسته و پخش کرده و با سرکوب اطلاعات و وارونه کردن وقایع، آنچه که دروغ است را به عنوان امری مهم و رخ داده و "عین واقعیت" پخش می کند. بریتانیا و نه اسراییل و آمریکا، مهد اهریمن پرستی و اهریمن زایی و خاستگاه شورش ننگین ۵۷ در جهان است و تا سرنگونی رژیم خزندگان انسان نما یعنی خاندان کثافت و منفور انگل ستان روی ندهد، هازمان بشری و از جمله کشور ما، روی آسایش و خوشی نخواهند دید.

افرادی که در بی بی سی کار می کردند، برای دهه ها از رفتارهای مشمئز کننده ی "جیمی سویل" (Jimmy Saville) و "استوارت هال" (Stuart Hall) خبر داشتند، اما تصمیم گرفتند آن رفتارها را نادیده بگیرند که این پرده پوشی های احمقانه، دستوری و خود به خریت زدن ها، نتیجه ای تلخ یا بیش از ۱۰۰ کودک تجاوز جنسی شده داد که بسیاری از آنها در محل تاسیسات و ساختمان خود بی بی سی انجام گرفته بودند. اریک گیل که از بیش از نیم سده ی پیش، آن تندیس پیر بچه باز را بر سر بی بی سی نصب کرده است و آن سرکردگان ملکه دوستی که آن را سفارش داده اند، نزدیک به سر مار می باشند.


سر مار تجاوزهای جنسی نیز در نه تنها در بیت دیکتاتور رژیم، که در خود حوزه های کثافته ی اسلامی قم است. هر آنجا که آخوند است، فحشای اسلامی و بچه بازی و ویرانی و تباهی و نابسامانی هم وجود دارد. آخوند خوب، آخوند مرده است.

جای پرسش از فرهیختگان آن امة بی تفاوت آنست که چرا مسئولان کشتار ده دانشجو و سه دخترک دانش آموز، نه تنها اخراج، دستگیر و مجازات نمی شوند، بلکه سرکرده ی تلوزیون مرکز کیش جمهوری اسلامی برای چند ثانیه پخش فیلم جنسی، برکنار می شود و زیر دستانش هم اخراج می گردند ؟!

آنهایی که وانمود می کنند آبرو برایشان مهم تر از جان انسانست، حرامزادگان انسان ستیزی هستند که در مکتب اهریمن پرستان آموزش دیده و پرورده شده اند.

۱۳۹۷ آبان ۱۰, پنجشنبه

"محمد" ۳۰ ساله، دخترک ۱۰ ساله ی سوئدی را در دادگاه مورد تجاوز جنسی قرار داد

پلیس در آغاز نمی خواست طبقه بندی این جرم را افشا سازد، اما سپس پذیرفت که این جرم، یک تجاوز جنسی به یک کودک بوده است. بر اساس حکم بازداشت، "محمد" زاده ی ۱۹۸۸ است.


این متن ترجمه ای از این جستار است.

محمد یک الله پرست لیبیایی است که روز سه شنبه ی گزشته بازداشت شده است. دادستان اعلام داشته که ممکن است این جرم بار دیگر نیز روی دهد. بنا به نوشته ی روزنامه ی "شب نامه"ی (Kvällsposten) سوئد، این نر الله پرست پیشتر نیز به گمان دو مورد یورش جنسی دیگر از جمله آزار و مزاحمت جنسی برای یک دختر ۱۴ ساله، مورد ظن بوده است.

در پیوند با یکی از جرم ها، او همچنین به خاطر حمل چاقو نیز دستگیر شده بود. در هر دو بار البته، او اندکی پس از این دستگیری ها، آزاد می شود. بیش از همه، او به خاطر دزدی و یورش نیز، دستگیر شده است.


روزنامه ی "خبر امروز" (Nyheter Idag)، اظهار می دارد که این پناهجونما در سال ۲۰۰۹ به سوئد آمده است، اما روشن نیست که چرا وی تاکنون از کشور اخراج نشده است. محمد پذیرفته است که این دختر ده ساله را در مالمو مورد تجاوز جنسی قرار داده و هم اکنون در حال گزراندن ارزیابی تندرستی ذهنی است.

۱۳۹۷ مهر ۹, دوشنبه

اسقف های آمریکایی، همجنسگرایان را عامل تجاوز جنسی کشیشان به کودکان اعلام کردند

اسقف های بابای ایسا پرست آمریکایی از قبیله ی کاتولیک ها، در آمریکا دست به وقاحت ویژه ی آخوندی خود زده اند و اعلام کرده اند که همجنسگرایان این کشور، مسئول تجاوز جنسی کشیشان کاتولیک به کودکان می باشند !! دین فروشان مسیحی کاتولیک، فرهنگ تجاوز جنسی به کودکان از سوی آخوندهای مسیحی را، "فرهنگی همجنسگرایانه" خواندند !!!!

این متن، ترجمه ای آزاد از این جستار است.


اسقف های دروغ زن آمریکایی، از پذیرش مسئولیت جرم های خود خودداری می کنند و همجنسگرایان را به خاطر تجاوز جنسی به کودکان، مقصر قلمداد می نمایند. همان سرکردگان کلیسایی که از کشیشان اغفالگر کودکان پشتیبانی کرده و آنها را برای دهه ها توانمند ساختند، هم اکنون همجنسگرایان را به خاطر تجاوز جنسی گسترده و فراگیر کشیشان دین فروش و آزار جنسی کودکان از سوی آنها، مقصر قلمداد می کنند.

در نامه ای که در تارنمای بنگاه دین فروشی مسیحیت کاتولیک نیز منتشر شده است، بیش از آخوند مسیحی در پنسیلوانیا، در آزار و اذیت و تجاوزهای جنسی به ۱۰۰۰ کودک نقش داشته اند. در بخشی از این نامه آمده است:

"اکنون زمان آنست تا بپذیریم فرهنگی همجنسگرایانه در زنجیره مراتب کلیسای کاتولیک وجود دارد که مشغول انتقام گیری و نابودی بزرگی در تاکستان خداوند است".

در این نامه ی کزایی، اسقف "مورلینو" (Morlino) همجنسگرایان را مقصر می خواند و رفتارهای منحرف جنسی را (که تقریبن تنها به همجنسگرایان مربوطش می کند) که از سوی آخوندها انجام شده اند، به عنوان منبعی از ویرانگری و بحران اخلاقی غیر قابل تحملی برشمرده است که کلیسای کاتولیک با آن رودررو شده است.

سخن واپسین اینکه، اسقف های بزدل و نفرت انگیزی همچون رابرت مورلینو، از پذیرش مسئولیت مطلق و شکست شگفت آور اخلاقی خود، شانه خالی می کنند و به جای آن، همجنسگرایان را مقصر جلوه می دهند. 

۱۳۹۷ شهریور ۲۳, جمعه

کشیش‌ های آلمانی در دهه‌ های گزشته، بیش از سه هزار کودک را مورد آزار و تجاوز جنسی قرار داده‌ اند

یک گزارش کلیسای کاتولیک ویژه ی بابای ایسا پرستان در آلمان، که به تازگی به رسانه‌ ها درز کرده، حاکی از آن است که آخوندهای مسیحی کاتولیک در این کشور، بین سال‌ های ۱۹۴۶ تا ۲۰۱۴، بیش از ۳۶۰۰ کودک را مورد آزار و تجاوز جنسی قرار داده‌ اند.


این گزارش، می‌گوید حدود ۱۶۰۰ کشیش در آلمان، شکلی از اذیت و آزار جنسی را علیه کودکان انجام داده‌ اند. حدود یک ششم این موارد، تجاوز جنسی بوده است.

یک سخنگوی کلیسا، این گزارش را "شرم‌ آور و ناامیدکننده" خوانده است.

رسوایی آزار جنسی از سوی کشیشان، سال‌ هاست که بر کلیسای کاتولیک سایه انداخته است و سرکردگان ارشد این کلیسا، متهم به لاپوشانی در این زمینه هستند. به گزارش رسانه‌ های آلمانی، کمتر از ۴۰ درصد کشیش‌ هایی که در آلمان به آزار کودکان متهم شدند، در پیگرد قانونی قرار گرفته‌ اند و بیشتر آنها تنها با تنبیه‌ های جزیی انضباطی روبرو شده اند. در مواردی، کشیش‌ هایی با سو سابقه، به مناطق تازه ای منتقل می‌ شدند، بدون آن که به مردم آن مناطق درباره ی سابقه ی آزارهای جنسی از سوی این افراد هشداری داده شود.


بیشتر قربانیان آزارهای جنسی، پسر بچه بودند و بیش از نیمی از آنان کمتر از ۱۴ سال سن داشتند. گزارش درز کرده به رسانه‌ ها را، چند دانشگاه آلمانی با بررسی ۳۸ هزار سند تهیه کرده‌ اند. نویسندگان گزارش می‌ گویند ابعاد آزارهای جنسی هتا بسیار بیشتر از اینهاست، چرا که برخی مستندات "دستکاری یا نابود شده‌ اند".

۱۳۹۷ مرداد ۲۰, شنبه

تروریست های پیشمرگه به ملکوت اعلا پیوستند

به تازگی و باری دیگر، گروهک تروریستی "دمکرات کردستان" خشتگ های گشادش را تنگ کرد و برای یک قرتی بازی دیگر، سرش را مانند گاوهای تویله ی بارزانی به زمین انداخته و قصد خروج از آخور خود را کرد که در مسیر چرا، به موانع سرسختانه ی دفاعی ایران برخورد و سرش شکست.


سرکرده ی این گروهک کس خل تروریستی، به واسطه ی پول های غربی و عربی به تازگی دوران نوینی از هار شدگی را تجربه می کند و با نوشتن نام خود بر روی دلارهای کوردی موسوم به "دلار مستفا هجری"، اعتبار دلارهای "بارزانی" را به چالش کشیده است. در این تشعشع داغ اعتبارات ریدمان کردی بر فرهنگ اقتصادی آمریکا، چند غلاده پانکرد در مرزهای کشور در اشنویه به هلاکت رسیده و ریق رحمت الهی را سر کشیدند.

به کفته ی فعالان حقوق حیوانات، قتارهای فشنگ بر جای مانده از تروریست های تجزیه طلب موجب شده است که فضای سیاسی کوهستان های مرزی اندکی مه آلود شود و تخم های کشیده شده از تروریست های پیشمرگه، خوراک جانوران کوهستان گشته که این امر به موجب خود باعث ایجاد ترس در دل خشتک های گشادی شده است که پیشتر همین خفت و کون پارگی را در فرار از کرکوک نیز تجربه کرده بودند.

بی شک این خواست خدای موهومشان است که آنان پس از بیش از یک سده قتار فشنگ بندی بر کمرهای همت و ترقه بازی های مهجورانه برای آزادی به نرخ روز، پیوسته متحمل جنازه سازی و پشته لاشه سازی از غنی ترین شعورهای فرهنگ والای چند ملیون ساله ی پانکردی شوندو این اگر نبود دست خداوندی در به افتضاح کشیدن این مشنگ زادگان غارنشین، پس چه تواند بود ؟!

بدین وسیله، کشتار بیش از ۱۱ غلاده تروریست پیشمرگه که انگور نشده و از مرز نگزشته، مویز شده و به قهقهرای اسلام مارکسیستی خلقی مسلحانه گانکردی رفتند را شاد باش گفته، به امید هلاکت تک تک نحاست زادگان تجزیه طلب.

هیدت بررسی تفریق پشکل از سنده
مهندس علی گودرز منقار

۱۳۹۷ خرداد ۱۵, سه‌شنبه

اگر تهران بودیم، آموزگار متجاوزمان را بازداشت می‌ کردند

جمله ی آخر پیامی که فرستاده، تکان دهنده است:
"شاید اگر ما هم تهران بودیم، آموزگاران متجاوزمان را بازداشت می‌ کردند. اما صدای اعتراض ما به جایی نرسیده".


"مرتزا" شاگرد دبیرستان "مطهری" اهواز نوشته که از سال گزشته تاکنون، آقای "مکارم" آموزگار تعلیمات کزایی دینی مدرسه، او و هم‌ کلاسی‌ هایش را مورد آزار جنسی قرار می‌ دهد:

"اوایل صدایمان از ترس درنمی‌ آمد، اما چند وقت بعد رفتیم پیش آقای "خلیلیان" مدیر مدرسه و اعتراض کردیم، فایده نداشت. کسی به حرفمان گوش نکرد".

یک جامعه‌ شناس:
"در جوامع سنتی، این رویداد را معادل بی‌ آبرویی می‌ دانند. بنا بر این، ترجیح می‌ دهند درباره‌ اش هیچ حرفی نزنند و شکایتی مطرح نشود".

البته او بر این باور است که با وجود شبکه‌ های اجتماعی و افزایش ارتباطات، اطلاعات مردم در این‌ باره بیشتر از گزشته شده است:

"تجاوز و یا آزار جنسی، از قدیم همیشه وجود داشته است، اما اکنون به کمک شبکه‌ های اجتماعی، اطلاع‌ رسانی در این زمینه بیشتر شده و آگاهی مردم افزایش یافته است".


او به پرونده ی "ندا" در زنجان اشاره می‌ کند:

"همین پارسال خبر دختری که در یکی از روستاهای زنجان از سوی آموزگارش آزار دیده بود، رسانه‌ ای شد و خانواده اش از آموزگار شکایت کردند. همین که یک خانواده ی روستایی موضوع را رسانه‌ ای می‌ کند، نشان‌ دهنده ی بالا رفتن سطح آگاهی مردم است. با این حال، هنوز هم برخی هستند که فکر می‌ کنند این موضوع را برای آبروداری باید مسکوت گزاشت".

اما چرا با این همه اطلاع‌ رسانی، باز هم آزار جنسی کودکان در مدارس تکرار می‌ شود ؟ می گوید تکرار کودک آزاری به دلیل نبود برخورد قاطع و صحیح با متجاوزان پیشین است:

"اگر در پرونده ی "سعید توسی" که قاری قرآن الکزا بود و با پادرمیانی دیکتاتور رژیم پرونده‌ اش مختومه اعلام شد، برخورد جدی و قاطع انجام می شد، ناظم دبیرستان معین هم حساب کار دستش می‌ آمد".

"فاطمه"، یکی دیگر از افرادی است که از آزارهای جنسی دوران کودکی‌ خود برای ما نوشته است. او توضیح داده که از ۱۱ سالگی از سوی برادرش مورد آزار جنسی قرار می‌ گرفته است:

"هرشب کنارم می‌ خوابید و آزارم می‌ داد. تمام شکم و بدنم درد می‌ گرفت. دستش را روی دهانم فشار می‌ داد تا صدایم را خفه کند".


"کبرا" هم داستانی شبیه فاطمه دارد. او نوشته است:

"بارها در سن ۷ تا ۹ سالگی از سوی یکی از دایی‌ هایم که مذهبی است، اذیت می‌ شدم. من را روی پایش می‌ گزاشت و خودش را به من می‌ مالید".

داستان فاطمه و کبرا برای پزشک "رابعه موحد" روان‌ شناس و استاد دانشگاه، حکایت آشنایی است:

"مراجعان بسیاری دارم که در کودکی از سوی نزدیک ترین افراد خانواده ی خود مورد آزار جنسی قرار گرفته‌ اند و اکنون که به سن بزرگ‏سالی رسیده‌ اند، برای درمان نزد من می‌ آیند".

او بیماری داشته که از پنج سالگی مورد آزار دایی خود قرار گرفته است:

"به بچه ی پنج ساله می‌ گفته همه ی بچه‌ها با دایی خود این طور بازی می‌ کنند و این رابطه را تا ۹ سالگی ادامه داده بوده است".


به اعتقاد این روان‌ شناس، در چنین مواردی چون فرد متجاوز در داخل خانواده است و قربانی مدام با او روبرو می‌ شود، بدون اینکه بتواند واکنشی نشان دهد، بیشتر از دیگر افرادی که مورد آزار جنسی قرار می‌ گیرند، زیر فشار قرار دارد:

"سو استفاده ی جنسی از کودکان، غیر از این که آنها را با خشونت غیر قابل توصیف روبرو می‌ کند، موجب ایجاد خشم و کینه‌ از پدر و مادر راه هم در آنها ایجاد می‌ کند".

به گفته ی رابعه موحد، این قربانیان بر این باورند که این رویداد برای آنها رخ داده است، چون پدران و مادرانشان به خوبی از آنها مراقبت نکرده‌ اند:

"این بچه‌ ها یک رفتار خصمانه و غیر صمیمانه با پدران و مادران خود پیش می‌گیرند و آنها هم بدون اینکه بدانند چه اتفاقی افتاده است، به طور واکنشی رفتار می‌ کنند، یعنی پاسخ بد اخلاقی را با بد خلقی و پاسخ بی توجهی را با بی توجهی می‌ دهند و در نتیجه این بچه‌ ها تنها می‌ مانند".

او تاکید می‌ کند که این افراد بیشتر در زندگی زناشویی دچار مشکل می‌ شوند:

"معمولن در رابطه ی جنسی دچار هراس می‌ شوند و اضطراب دارند. هیچ گاه نمی‌توانند رابطه ی جنسی را به عنوان یک رابطه ی نرم و عاشقانه بپذیرند، چون این کار را به عنوان یک آسیب و خشونت تجربه کرده‌ اند".


بیشتر قربانیان آزار جنسی که برای درمان پیش او رفته‌ اند، موضوع آزار جنسی را از خانواده‌ های خود پنهان کرده‌ اند:

"آنها آموزش ندیده‌ اند که متجاوز گناه‏کار است و باید رسوا و تنبیه شود".

به اعتقاد این روان ‎شناس، پشتیبانی از قربانیان و تنبیه متجاوز از سوی خانواده ی قربانی، یکی از بخش های درمانی این افراد است:

"آزادی متجاوز و تنبیه نکردن او هتا اگر دایی و امو باشد، جهان را برای همیشه برای قربانی ناامن می‌ کند".

البته خانم موحد مراجعانی هم دارد که پس از آزار جنسی، موضوع را با خانواده های خود در میان گزاشته‌ اند، اما آنها باز هم تلاش کرده اند تا موضوع را مسکوت بگزارند:

"برای نمونه، یکی از این افراد می‌ گفت به مادرش گفته، اما چون متجاوز دایی بوده، مادر برای حفظ رابطه، موضوع را از پدر خانواده مخفی کرده بوده است".

او بر این باور است که جای یک آموزش کامل نه تنها برای بچه‌ ها بلکه برای کل خانواده در جامعه خالی است:

"دادن اطلاعات و آگاهی تا حدی می‌ تواند به بچه‌ ها کمک کند. اما این آگاهی بدون آموزش خانواده‌ ها و مراقبت آنها از بچه‌ ها فایده ندارد".


رابعه موحد مراجعه به روان‌ شناس را تنها راه درمان قربانیان آزار جنسی می‌ داند، اما بر این باور است که تنها شمار اندکی از آنها در بزرگ‎سالی سراغ درمان می‌ روند:

"خیلی از آنها برای نخستین بار است که موضوع آزار را تعریف می‌ کنند و این به راستی دردناک است که دختر بچه ی هفت ساله‌ ای که مورد سو استفاده ی جنسی قرار گرفته، اکنون در کسوت یک زن ۳۷ ساله، همه ی جزییات آن آزارها را به یاد دارد و با اشک آن را تعریف می‌ کند. این یعنی او ۳۰ سال با کابوس آن لحظه‌ ها زندگی کرده و ساکت مانده است. چرا ؟ چون جامعه می‌ گوید: هیس !!"

یک آخوند ۶۱ ساله ی الله پرست سلفی، به جرم آزار جنسی یک پسر بچه ی ۱۲ ساله در زیر شیروانی مسجد الکزا، برای ۵ سال به زندان افتاد

این متن ترجمه ای از این جستار است.

یک آخوند پیشین که پسر نوجوانی را در ۲۵ سال پیش و در اتاق زیر شیروانی مسجدی در ناتینگهام انگل ستان مورد آزار جنسی قرار داده بود، برای ۵ سال به زندان افتاد.


"محمد ربانی" در مسجد الکزایی به نام "اسناینتن" (Sneinton) و برای بیش از ۲۵ سال پیش، در حالی قربانی خود را مورد آزار جنسی قرار داد که وی ۱۲ سال سن داشته است. این آزار جنسی میان سال های ۹۰ تا ۹۲ میلادی ادامه داشته، اما قربانی آن را تا سال ۲۰۱۵ به پلیس گزارش نداده بود. بیانیه ی تاثیر قربانی گفت که اقدامات این رهبر روحانی، فرای رستگاری و رها شدن بوده است.

بیانیه ی محرک وی گفت:
"مردم فرزندانشان را به او سپردند و بچه ها به او اعتماد کردند".

او همچنین گفت:
"من به او اعتماد کردم، اما به اعتماد من خیانت کرد و به خیانت کردن به اعتماد هر کسی در انجمن نیز ادامه می دهد و آنچه که با من کرده است را منکر می شود. ادعا می کند که مرد خداست، اما در واقع یک آزارگر جنسی کودکان است و این فرای رستگاری است. تنها خداوند می تواند او را ببخشد (کدوم خدا احمق ؟!- مترجم.)



ربانی دو بار ازدواج کرده و آخوند محترمی است (مغلطه آخوند محترم، همان مغلطه ی پهن خوشبوست. -مترجم.) و مدعی است که این نقل قول ها ساختگی است، زیرا او با نقشه ی کسب و کار یک خانواده برای باز توسعه ی مسجد مخالفت کرده است. اما پیروی دادگاهی در ناتینگهام کراون در پایان ماه می، او به خاطر ارتکاب سه جرم مربوط به "تجاوز و یورش گستاخانه" ، گناهکار شناخته شد.

قربانی که اکنون ازدواج کرده و یک پدر است، گفت که ربانی او را به خاطر اینکه یک بچه بوده است مورد هدف قرار داده، زیرا او به اندازه ی برادر جوان ترش اعتماد به نفس نداشته است. او در اظهاریه ای در دادگاه در برابر دادستان "دیوید اَوترساید" بازخوانی کرد که:

"راستش من کاملن شرمسار، به راحتی تحت تاثیر قرار گیرنده و کودکی کم حرف بودم. می دانم که اعتماد به نفسم پس از آنکه مورد آزار جنسی قرار گرفتم، رشد نکرد و باور دارم که اگر این برایم رخ نداده بود، زودتر از این رشد می کردن و شکوفا می شدم".


ربانی نه تنها به خاطر اینکه او فردی خجالتی و دارای اعتماد به نفس پایینی بود، توانست او را مورد هدف قرار دهد، بلکه به این خاطر نیز بود که وی در جایگاه مورد اعتمادی در انجمن قرار داشت.

قربانی گفت:

"او برای من و هر کسی به مانند یک پدر بود. هتا خانواده ی خودم هم باور نمی کردند که او داشت با من چه کار می کرد. روی هم رفته من ترسیده بودم، زیرا کتک زدن و ضرب و شتم در خانه و در اجتماع ما، عادی و فراگیر بود. بچه ها تنها آن کاری را انجام می دادند که به آنها گفته شده بود و حق همیشه با بزرگ ترها بود. در نتیجه من سخنی بر زبان نیاوردم. در مجموع، فکر می کردم که این کار عادی است. زیرا من هم باور داشتم که باید به ربانی اعتماد کرد، زیرا او آخوند (عمام) بود و اینکه هر کاری که می کرد، درست و نزدیک ترین فرد به خدا بود" !!

تجاوز راننده ی سرویس مدرسه به یک دختر دانش.آموز from PersianPress on Vimeo.

۱۳۹۷ خرداد ۱۲, شنبه

مراسم افطار رهبر معظم انقلاب با خانواده ی مستمندان و کودکان کار

خرید دختران کودک در ایران برای هوسرانی

ببینید با کودکان محروم ایرانی چه می کنند...


در ایران الله زده، ۲۴ هزار "کودک‌ بیوه"ی زیر ۱۸ سال وجود دارند که در برخی مناطق ایران، افراد ثروتمند اقدام به خرید کودکان دختر می‌ کنند. ازدواج کودکان یک رویکرد اسلامی و عربی و همچنین معضلی جدی است و نسبت به افزایش این پدیده در آذربایجان شرقی باید هشدار داد. شوربختانه آذربایجان شرقی رتبه ی دوم "کودک همسری" در ازدواج کودکان ۱۰ تا ۱۵ ساله را پس از خراسان رضوی (عن تو گورش) دارد.
کودک بیوه‌ها فاجعه‌ ای دیرپا و بزرگ هستند و راه حل اساسی آن، افزایش سن ازدواج است.

برخی خانواده ها تنها برای اندکی پول و تامین هزینه ی زندگی، دختران ۹ تا ۱۰ ساله را به ازدواج افرادی با سن بسیار بالا درمی‌ آورند. در روستاهای محروم، برخی افراد ثروتمند اقدام به "خرید کودکان" برای هوسرانی و استفاده های غیر اخلاقی از آنان می‌ کنند.

ببینید با کودکان محروم ایرانی چه می کنند...

شهرداری بروجرد شماری از کودکان محروم را كه برای تامین معیشت خانواده مجبورند کار کنند، دستگیر کرده و با انتشار تصاویری، آنها را مجرم معرفی کرده است:


یک مددکار اجتماعی در این باره گفت:

"هنگامی که در کشور ۱۰ ملیون بی‌ سواد داریم، بنا بر اين درآمدهای خانواده پاسخگو نیست و کودک کار زاده می‌ شود. بیکاری افرادی که تحصیل‌ کرده‌ اند باعث می‌ شود که ترک تحصیل و جذب بازار کار شدن افزایش پیدا کند (کدام کار دلت خوش است ؟!). در حقیقت کودک کار در اینجا به نوعی زاده می‌ شود. هنگامی که می‌ بینیم در هر ساعت، ۱۸ طلاق ثبت و زن و مردی از هم جدا شده و فرزندشان سرگردان می شود، کودک کار زاده می‌ شود. هنگامی که ما ملیون ها معتاد و نزدیک ۳۰۰ هزار زندانی در جامعه داریم و مخارج خانواده‌ هایشان باید از جایی تامین شود، بنا بر این کودک کار زاده می‌ شود. هنگامی که هیچ مقرر بیکاری برای کسانی که بیکار و نیازمند هستند وجود ندارد، خانواده‌ هایشان نيز تامین نمی‌ شوند و کودک کار زاده می‌ شود. در حقیقت، وجود کودک کار معلول ناهنجاری‌ هایی است که در جامعه وجود دارد و تا زمانی که این ناهنجاری‌ ها از بین نرود، شمار کسانی که از سنین کودکی وارد بازار کار می‌ شوند و یا کسانی که آسیب می‌ بینند، روز به روز افزایش خواهد یافت".

افطاری از پول مردم ایران برای تروریست های فلستینی در غزه from PersianPress on Vimeo.

۱۳۹۷ خرداد ۷, دوشنبه

تجاوز جنسی به دختران دانش آموز از سوی معاون آموزشی مدرسه

جمهوری اسلامی که در تلاش است فحشای اسلامی یا صیغه یا متعه (کامجویی جنسی شرعی) را در هازمان ایران جا بیندازد و هتا برای آن راهکارهای قانونی تعبیه کند، در خفقان کامل رسانه های حکومتی و خشم و خروش مردم خشمگین، به نقاط بحرانی خود می رسد.

هزرط عمام خمینی حرامزاده:
حیثیت شما را بردند اینها، شما را به مقام انسانیت می رسانیم
فحشا و ترویج رابطه های جنسی گوناگون در میان جوانان ایرانی، بنیان تمدن ایرانی که بر پایه ی خانواده استوار است را هدف قرار می دهد؛ به دیگر سخن، داشتن پاکدامنی و دوری از فحشا، برای تمدن ایرانی یک جنبه ی اساسی و راهبردی و امنیتی دارد؛ از اینرو، هر گونه تلاشی که به تشکیل نشدن خانواده یا فروپاشی آن در ایران منجر شود، باید اقدامی بر خلاف امنیت ملی تلقی گردد.

در ویدیویی که به تازگی از سوی "اپوزوسیون مردمی" یعنی خود شما مردم ضبط و منتشر شده است، یک معاون آموزشی ولایت فقیه به نام "سيد محمد حسين حائرى زاده"، در یکی از مدرسه های دخترانه در ایران الله زده، چند دختر دانش آموز را به دفتر خود فرامی خواند و برای آنها فیلم های جنسی موجود بر روی گوشی خود را پخش می کند. حرامزاده ای که در تصویر بالا می بینید، این اقدام خود را به عنوان "یک بحث شوخی" مطرح می کند و تلاش می کند تا موضوع را لوس نماید.  این حرامزاده این بحث شوخی جنسی ادعایی را تنها در حد رابطه ی لفظی عنوان کرد.



اما یکی از کسانی که در آنجا باشنده است، گفتار دهشتناک دیگری را بر زبان می آورد و می گوید که دانش آموزان در اتاق معاون آموزشی در مدرسه، با یکدیگر رابطه ی جنسی برقرار کرده اند و فرد متجاوز هم زمان به خود ارضایی مشغول می شود.

این معاون آموزشی، پیشتر نیز پرونده ای به علت آزار و اذیت گروهی دانش آموزان پسر را در یک دبیرستان باختر تهران نیز داشته است. این فرد پیشتر در دبیرستان پسرانه ی "دکتر معین" در منطقه ی ۲ تهران، با اذیت و آزار جنسی گروهی از دانش آموزان، باعث اعتراض شدید و شکایت پدر و مادر این بچه ها شده است. یکی از اولیای دانش آموزان می گوید:

"پسر من از چند ماه پیش، پرخاشگر و به شدت عصبی شده بود و هتا ما تصور می کردیم او دچار بیماری شده است. او را پیش پزشک بردیم و روند درمان برای پرخاشگری او ادامه یافت تا اینکه پسرم گفت در مدرسه چه بلایی به سرش آمده است" !!

اینگونه که پدر دانش آموز یاد شده اعلام می کند، یکی از به اصطلاح مسئولان مدرسه با پخش تصاویر مستجهن جنسی از راه گوشی همراه خود، بچه ها را وادار به رفتارهای غیر اخلاقی می کرده است. وی هم اکنون به جرم تجاوز جنسی به بیش از ۳۰ دانش آموز پسر و دختر و مجبور کردنشان به انجام سکس دهانی و اجبار بچه ها به سکس با یکدیگر و تماشای آنها و هم زمان انجام خودد ارضایی، در بازداشت به سر می برد.

Saman Dory

🔴 حکومت اسلامی، مملو از سعید طوسی/ نسخه کامل‌تر فیلم سخنان تجاوزکار گروهی به شانزده دانش‌آموز در مدرسه‌ای در غرب تهران و‌ خشم خانواده‌ها

اشتراک گزاری کنید؛ اگر اهمیت می دهید

۱۳۹۷ اردیبهشت ۲۶, چهارشنبه

کوتاه کردن موی دختران در مدرسه، تجاوز جنسی است

قیچی کردن موی ۹ دانش آموز دختر دیگر در فسا


به فاصله ی چند روز از خبر کوتاه کردن موهای یک دختر بچه به دست دبیر پرورشی مدرسه ی "گلستان" در شهر آبادان، که به دلیل جلوگیری از تحریک شدن ناظم مرد مدرسه صورت گرفت و با حاشیه های فراوانی همراه شد، اکنون از شهرستان فسای استان پارس خبر می رسد که در یکی از مدرسه های این شهرستان نیز، اقدام مشابهی و این بار در سطحی گسترده تر رخ داده است.

در آغازه ی اردی بهشت ماه سال جاری، در یکی از مدرسه های دخترانه ی شهرستان فسا، آموزگار مدرسه اقدام به قیچی کردن موهای ۹ دانش آموز مدرسه به دلیل بلند بودن موی آنها کرده است؛ اقدامی که از سوی والدین این ۹ دانش آموز مورد اعتراض قرار گرفته و آنها به خاطر این اقدام هتا شکایت قضایی نیز کرده اند. با وجود گزشت نزدیک به دو هفته از ارتکاب به این هتک حرمت و تحقیر شخصیت نوجوانان، مدیریت آموزش و پرورش شهرستان فسا به صورت کاملن موزیانه ای، امکان رسانه ای شدن این ماجرا را از بین برد و این رویداد هتا در رسانه های محلی نیز به دلیل ابهام در مورد جزییات آن، انتشار نیافت.

گویا تلاش سرکردگان آموزش و پرورش شهرستان فسا این بوده است که از کنار این ماجرا با جلب خرسندی پدران و مادران شاکی بگزرند و اجازه ی دامنه دار تر شدن موضوع را ندهند.

ببینید که این آخوند چه زوری می زند تا بلکه اسلام کزا را نجات دهد؛ دیگه تمومه ماجرا حاج آغا، شما تاریخ بچه بازی و زن بارگی پیغمبرت را که نمی تونی ماله بکشی. همون پیغمبر خونریزت سرت همین امر به معرفو کزایی، دستور ترور می داد. اسما زنی بود که برای امر به معروف در خانه ی خود و در حالی که نوزادش را شیر می داد، ترور شد، چون علیه پیغمبر شعر می سرود !! برو حاجی دیوس، دیگه نمی تونی گنجشک را به جای قناری به مردم بیندازی:


فرنشین آموزش و پرورش شهرستان فسا با مظلوم نمایی و تظاهر به تاسف نسبت به این رویداد، گفت:

"آموزگار مدرسه در مورد علت تصمیم خود مبنی بر بریدن موی دانش آموزان دختر گفته است که موهای این ۹ دانش آموز "بلند بود" و موقع نشستن برای دانش آموزان پشت سر مزاحمت ایجاد می کرد !! من چندین بار به این دانش آموزان تاکید کردم که باید موهای خود را کوتاه کنند، اما چون این کار را نکردند من خودم موی آنها را کوتاه کردم !!"

این رویه از آنروی به وقوع می پیوندد که هازمان تو سری خورده و استبداد زده ی ایران، برای دهه ها در برابر چارراه کردن موی پسران نوجوان خود خفه خون گرفتند و تحقیری که از سوی عمال رژیم بر فرزندانشان روا می شد را امری عادی و موجه پذیرفتند و در برابر آن سکوت کردند. امروز نوبت دختران رسیده است.

مدیر نر مدرسه ای در جمهوری اسلامی که با دیدن موی دختری ۹ ساله، آلت و پرچم اسلامش بلند می شود و تکبیر الله اکبر می گوید، الله پرست مومن و بچه بازی است که نه تنها شایستگی مدیریت مدرسه را ندارد، بلکه به عنوان یک تبهکار و بیمار جنسی باید مورد بازخواست و درمان قرار گیرد؛ البته این نسخه پیچی، یک خیال پردازی و یاسین در گوش خر خواندن است، آخر هر چه باشد، آن خراب شده ایران الله زده است نه سوئد !!

تقبل الله

۱۳۹۷ اردیبهشت ۱۷, دوشنبه

تعرض به معلول ذهنی کم شنوا، این بار به اتهام اقدام علیه امنیتی ملی

به اتهام اقدام علیه امنیتی ملی در بازداشت های فله ای سازمان تروریستی سپاه در اهواز، یک نوجوان معلول ذهنی هم بازداشت شده است

خبر از آزادی یکی از معلولان ذهنی که در اهواز و حومه ی آن بازداشت شده بود، حکایت دارد.


بر اساس این گزارش، "سعيد نعمتى" معلول ذهنى كه در تظاهرات فروردین ماه سال جاری بازداشت شده بود، پس از تحمل شکنجه‌ های فراوان، سرانجام آزاد شد. سعيد نعمتى معلول ذهنی کم شنوا و از اهالى "ملاشيه" یکی از فقیر ترین مناطق حاشیه‌ ای اهواز، به اتهام شرکت در تظاهرات ۱۵ فروردين، از سوی قرارگاه "ابوالفضل العباس" وابسته به اطلاعات سازمان تروریستی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در شهر اهواز بازداشت شده بود.

به گفته ی منابع حقوق بشری، این معلول ذهنی در معرض شکنجه‌ های وحشیانه قرار گرفته تا اینکه سرانجام اداره ی بهزیستی که پرونده ی مراجعات این معلول را در دست داشت، به دادش رسید و با مکاتبه با "دادگاه انقلاب" در اهواز و دخالت نمايندگان مجلس خبرگان رهبرى و نمايندگان مجلس ارتجاع اسلامی، آزاد شد.

سعيد نعمتى که در بازداشت های فله‌ ای، به وسیله ی اطلاعات سپاه بازداشت شده بود، به طور وحشيانه در معرض شكنجه قرار گرفته بود تا جایی که هنوز آثار شكنجه بر روى تن او باقی مانده است. به گفته ی منابع حقوق بشری، مردم منطقه ملاشيه با مشاهده ی تن سعيد نعمتى و آثار شكنجه، بسیار متاثر و از کارکرد سازمان های سرکوبگر همانند سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات، بی نهایت متنفر هستند.

سعید نعمتی که به دليل تنگدستى خانواده اش، با يک سه چرخه كار مى كند و به وسيله ی آن در ملاشيه آب مى فروشد و هتا به درستی نیز نمی تواند سخن بگوید، در تظاهرات فروردين در منطقه ی ملاشيه، به دليل داشتن بلندگوی دستی کوچک که برای تبلیغ کاسبی خود از آن استفاده می کرد، از سوی پاسداران اطلاعات سپاه بازداشت و به بازداشتگاه اطلاعات سپاه روانه شد.

در محرومیت ملاشیه کافیست بدانیم این منطقه در فقر و فلاکت و محرومیت آنچنان پر آوازه شده که "ایاد جمال الدین" آخوند شیعه و یکی از نمایندگان پیشین در مجلس عراق، که در سفری به ایران به طور تصادفی وارد این منطقه شده بود، در یک برنامه ی تلوزیونی، از آن به عنوان "نماد" محرومیت در پر درآمدترین استان‌ در ایران نام برد.

همین جستار در کیهان سوئد

یک دختر ۱۰ ساله ی سوئدی مورد تجاوز جنسی قرار گرفت

به گزارش روزنامه ی آفتون بلادت، یک دختر ۱۰ ساله ی سوئدی از سوی سه مرد در گورستان اوستروولا (Östervåla) مورد تجاوز جنسی قرار گرفت.

در حدود ساعت ۳ پس از نیمروز بود که این تجاوز دهشتناک جنسی روی داد. بر اساس گزارش پلیس، سه مرد در این تجاوز جنسی شرکت داشته اند که دست کم یک نفر از آنها به این دختر تجاوز کرده است. "دنیل نیلسون" (Daniel Nilsson) به تلوزیون خدمات مردمی سوئد (SVT) می گوید: "هیچ کس تاکنون دستگیر نشده، اما پلیس می گوید که توضیحات خوبی از تبهکاران به دست آورده است." پلیس طبق معمول، از منتشر کردن جزییات به رسانه ها خودداری می کند.
مکانی که تجاوز جنسی در آن روی داده، برای بررسی های بیشتر بسته شده است و سگ های پلیس منطقه را واکاوی کرده اند. بر اساس گفته های نیلسون، تصویر واضحی از آنچه که روی داده است وجود دارد و "هیچ شکی" نیست که این جنایت در گورستان رخ داده است. او از دادن توضیحات بیشتر خودداری کرد.

این متن ترجمه ای بود از این جستار.



همین جستار در کیهان سوئد