Google Ad

‏نمایش پست‌ها با برچسب تروریسم اسلامی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تروریسم اسلامی. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۲ آبان ۲۷, شنبه

جنایت های خیابانی

  شاید کسی برایتان نگفت که در جریان اعترضات سراسری ۸۸، بیمارستان ها درهای خود را به روی مردم بستند و راه فراری از دست مزدوران دژخیم اسلامی به آنجاها نبود. درهای شیشه ای را از پشت زنجیر زدند و پشت در ایستادند تا مبادا با هل دادن، بشکنند و کسی وارد شود.


امروز مردم حماس پرور غزه، در بیمارستان هایی پناه گرفته اند که جان پناه تروریست های مسلمان هستند، اما ما تروریست نبودیم و علیه پدر خوانده ی تروریسم اسلامی اعتراض می کردیم.


آن روز، بستن درهای بیمارستان بر روی ما، جنایت علیه انسانیت بود و امروز، گشودن درهای بیمارستان بر روی تروریست ها، جنایت جنگی.


نه رژیم اسلامی هرگز ما را دوست داشت و نه امروز کسی تروریست های مسلمان را، به جز رژیم های اسلامی. تاریخ می تواند سوار بر خرافات و توهمات و حماقت مردم، هر چه قدر که خواست تکرار شود، اما دیگر نه، برای آن کس که دژخیمان به او نفرتش را اثبات کرده است و از یک ایران، زندانی ابدی ساخته. 







۱۴۰۱ مرداد ۲۱, جمعه

Two Iranian Supporters Of The Salman Rushdie's Muslim Terror Attack


Among the most devoted political & religious followers of the fucking ayatollah Khomeini, the first supreme dictator of the islamic regime in Iran, there are two prominent figures of all regarding the muslim terror attack of Salman Rushdie.


The first one is Dr. "Ata Allah Mohajerani", the former minister of the islamic culture & censor department, to the mullah "Mohammad Khatami's" administration. He at the time of issuing the murder fatwa of Salman Rushdie by ayatollah Khomeini the bastard, fully supported the terrorist fatwa, spoke upon it many times at the islamic regime's TV broadcast, IRIB, & urged muslims to kill Salman Rushdie in order to prohibit further insults to the holy book of quran.


The fuck book though, urges muslims to kill non muslims, jews, christians, infidels & atheists alike.


After falling from power by the ground shaking end to his mullah president, he moved to Sweden and then to London, UK, where he is still living in. Ata Allah Mohajerani has been repeatedly a permanent figure in the British fake news TV, the ayatollah BBC, where he has supported the muslim terrorism and condemned the freedom faith's freedom of expression in west.


The next terrorist figure who has also been fully supporting the terror of Salamn Rushdie via the Khomeini's murder fatwa, is mullah "Mohammad Jafar Mahalati" who theough beneficial usage of the islamic lie, "Taghia", has put away his muslim clergic clothing to look like a human in US. He is also a doctor and professor of "peace" in the O'berline university in Ohio, US!


M. J. Mahalati has been active sincerely to promote islamism by calling islam the religion if truth and rightuousness. He is also supporting the islamic regime of Tehran's interests in US, whitewashing the holy crimes of the shia muslim tyranny agains the Iranian people and has strong bonds with the US democrats.


Both figure are terrorist muslims and living freely in UK and US, while both have been supporting the murder of the well known novelist, Salman Rushdie.

Muslims At Work Of Muslim Terrorism

 

Another "Abd Allah", literally meaning "slave to allah", dared to abuse the freedom of expression in the heart of the free world, New York, United States. This man, a muslim of course, committed the jihadi terrorist action against the man whose pen has spoken the strong pillars of islam by the bitter truth about the lies sorrounding Mohammad's life, the proclaimed prophet of allah who is condemned for his sexual abuse of Aisha at age 9 when he was 56 through a raping child marriage.


Since the muslim terrorist leader of the revolutionary Iran, the fucking ayatollah Khomeini, issued a murder fatwa against Sir Salman Rushdie, the novelist's life has been in great danger by muslims' end.


The terrorist in debate's ID is still unknown, but Joke Biden must be count responsible for muslim terrorism in the American soil, because he is the very old rat in the White House which has constantly praised muslims by even celebrating their cannibalistic fests; the fests such as the ceremony of slaughtering animals for allah, also known as "Aid Al-Ghurbun".


Salman Rushdie's book, authored in 1988, clearly talks about the stupid dilemma which Mohammad had faced while he was in the middle of his hillarious prophecy, where in the historical fact Salman talks about in his novel, could be found only in early versions of the quran and not the versions produced later on.


The fact that Mohammad had put in his written book, quran, orders muslims to worship 3 other deities, "Lut, Ozzah & Mannah", along side the worshiping of allah himself, narrated to be true in early islamic history books by the most outstanding muslim histirians such as "Tabari" & "Vaghefi".


The leader of the time of the islamic regime in Iran, Khomeini the bastard, had has also promoted the holy crime by setting a 3 million dollar trophy for whom who would kill Dr. Rushdie.


You will see that no muslim nation would ever condemn the muslim terrorism this time again. The beloved author is stabbed by the muslim's knife in the neck & he has been rushed to the hospital. His general condition is thankfully good & he is alive. The muslim terrorist is taken into custoday.


I repeat myself for promoting "post secularism": "Ban islam & rewrite a peaceful version of quran & outlaw sharia to be practiced by muslims in the free world, where they must accept the law of the land, eat pork & drink alchohol to prove their tolerance towards non muslims. Thanks to China for treating muslims this way, refurbishing their anti human belief system & turn them into tolerant individuals.


A free muslim to practice his or her faith freely, is proved to be a terrorist muslim. The entire muslim nations, historically and today, are the very proofs of when muslims gain power and state sponsor muslim terrorism instead of individual acts. The today muslim terrorist and Khomeini the bastard himself, are the latest evidences for such a collaboration between a state sponsor muslim terrorism and a muslim terrorist.


Islam has nothing to say & it has never had anything good to add to the world. Its history is awash of cannibalism and bloodshed.


Post secularism stands for freedom from all nasty stuffs of all religions, basically and above all, the terrorist religion of islam.


Salman Rushdie never dies. He is not a figure only, he is an idea.


Hail Satan

Dariush Afshar

۱۴۰۱ مرداد ۱۲, چهارشنبه

الله گوزو

 از رحمت و برکت الله گوزو همین بس که پنجاه سال بیش است که نسل اندر نسل مردم در افغانستان را به جنگ و خونریزی کشیده تا حکومت عدل اسلامی را بر آنها تحمیل کند، زنانشان را از دانش بازدارد، مردانشان را آواره ی غربت کند و سایه ی فقر و حسرت و درد را در جامعه بگستراند.

الله حرامزاده، همه ی ملت هایی که شهادتین گفته اند را به بیابانی از رنج و بدبختی تبدیل کرده است. همه ی ممالک اسلامی یک سره خرابه و همه ی ممالک کفر، یک سره آباد شده اند. مهم نیست کافر شرقی باشی یا غربی، همینکه مسلمان نباشی، از شرف انسانی برخوردار و از نعمت های زندگی برکت خواهی یافت.

مسلمان پر مدعای مستکبر را بنگر، در حالی که از اینترنت و گوشی آمریکایی استفاده می کند، از غرب به خاطر دگر اندیشی و آزاد منشی و رفاهش بیزار و متنفر است. با تسلیحات روسی در میهنش جنگ راه می اندازد و زنان و مردان سرزمینش را شکنجه و زندان و آواره می کند. مسلمانان برای آزادی و خوشبختی از بلاد اسلام به بلاد کفر فرار می کنند، اما یوغ اسارت و بردگی را با عقاید و حجاب اسلامیشان با خود می برند.

نان زمین را می خورند و شکر آسمان می گویند. ناسپاس ترین مردم، الله پرستانند که از بزرگان علم و معرفتشان، تنها نامی از ایشان را یدک می کشند و نه دستاوردهای علمیشان را.

نه آزادی جنسی و آزادی باور را از هند شرقی آموخته اند و نه آزادی بیان و آزادی سیاسی را از غرب. در بستر خوف و رجا، ترس از خدای موهوم و غدار و امید به بهشت موهوم در پس مرگ، زندگی خود را تبدیل به جانکاه ترین تجربه ی تاریخ ساخته اند، حاضرند بکشند و کشته شوند، اما خدشه ای به تعصب و غیرتشان وارد نشود!

گوش مسلمان، از گوش خر درازتر و فهمشان از کرم و سوسک کمتر است. در انقلاب اسلامی تا طالبان اسلامی، مسلمان جرات کرده تا مردم مخالف و هتا متفاوت را تار و مار کند. مخوف ترین رژیم های سیاسی را با خفقان اجتماعی و سرکوب جنسی، بر مردم تحمیل کرده و مردم مسلمان، بر روی آتش خود نفت می ریزند تا شاش بخورند و مسلمان بمانند.

مسلمان از تجاوز به کودکان دریغ ندارد، اما به خون همجنسگرایان تشنه است. دشمن مسلمان، خود اسلام است و مسلمان را دشمن ترین مردم نسبت به مسلمان می بینی. آغاز جنایات مقدس اسلام که با محمد حرامزاده آغاز شد، زنجیره جنایات مقدس دیگری را به اشکال ترور و شکنجه و زندان و دست و پا قطع کردن و آشوب شهری و جنگ های مذهبی به وجود آورد.

تفاوتی نمی کند اهل گله ی اسلام در ایران باشی یا افغانستان، زیرا مسلمان هتمن احکام فقاهتی شلاق و اعدام را اجرا خواهد کرد و بر طبق توصیه ی زبدة النجاساتش، قرآن الکزا، اسلام را با زور و قلدری به پیش خواهد برد.

اسلام، یک سرطان اجتماعات انسانی؛ و مسلمان، یک‌ ویروس هزار بار خطرناک تر از کورونا و ایدز است. ویروسی که بقایش در تجاوز به قربانی و مرگش در مرگ او است. پس اسلام هر مسلمان الله زده ای را به سرطان ویروس خود مبتلا می کند، شیره ی عمر او را در بدبختی و رنج می مکد و پس از به هلاکت رساندنش، به سراغ مسلمانان بعدی در نسل های پسین می رود. جان و مال خودش را می‌ گیرد و می‌ خورد و جان و مال آینده اش، فرزند و سرزمینش را به خطر هلاک حتمی می اندازد.

پیش از اختراع اسلام بود که رعیت نادان، در دوران کودکی انسانیت، از رنج مذهب، از زرتشت تا ایسا، همدیگر را همچنان سلاخی می کردند. خدای موهوم، بازیچه ی دست زورمندان و غداره بندان ستمگر بود. هم ایشان را دیروز به نام مجاهد و شهید بدر و حنین می خواندند و هم امروز به نام اسلام ناب محمدی، از ولایت فقیه گرفته تا طالبان و داعش.

جنایات مقدس مسیحیان و یهودیان اگر از جنایات مقدس مسلمانان بیشتر نباشد، کمتر نیست. این زرتشتیان بودند که نخستین جنگ های مذهبی را آغاز کردند، آنجا که با قتل عام مردم شیتان پرست فلات ایران، آنان را مجبور به یکتا پرستی اهورا مزدا کردند و مردم اینسوی دره ی هند را از آنسوی مردم در هندوستان امروزی جدا کردند، زبان و هویتشان را از همدیگر بیگانه ساختند تا بر آنها حکومت کنند.

آیا مسلمانی وجود دارد که هتا یک بار نجاست نامه ی اسلام، قرآن النجاسة، را خوانده باشد؟

آیا مسلمانی وجود دارد که فرقه سازی نکرده باشد و دیگر مسلمانان در دیگر فرقه ها را کافر و مشرک نخواند؟

متعصبان اسلامی، در باورهای جنایتکارانه و ویرانگرانه ی شان هیچ شکی نمی کنند، اما مسلمانان عادی که برده ی گوسپند صفت این لاشخواران گرگ صفتند، یکسره در بردگی طاعت و عبادت غوطه ورند. آیا حکومتی اسلامی وجود دارد که مردمش را دوست بدارد و به جای ناموس پرستی و غیرت بازی ابلهانه، عشق ورزی و انسانیت را پیشه کرده باشد، یا اینکه نران الله پرست تا دندان مسلحش را در خیابان ها به جان مردم انداخته اند؟

مرگ بر اسلامر

مرگ بر الله




۱۴۰۰ شهریور ۱۱, پنجشنبه

فرجام ‏بی ‏سرانجامی

جمهوری اسلامی، خود بازیچه ی میدانی است که سردار دل ها و عارف نمایش، یکی مزدور دولت تزاری بود. شاید روسیه ی تزاری مرده باشد، اما روح او نه، و پیدایش روسیه ی کنونی از دل رژیم سوسیالیستی شوروی با ابقای عناصر اطلاعاتیش و ارتقای افسر ک گ ب به رییس جمهوری منصوب آن کشور، گویا ترین نمونه از این رنگ عوض کردن ها و گنجشک را به جای قناری فروختن هاست. این ایران نبود که از دل جنگ سوریه توانست به مدیترانه دست یابد، بلکه روسیه بود، با تحمیل زبانی که در مدارس سوریه تدریس می شود.

جمهوری اسلامی و فرهنگ هشت پای اسلامی چیره بر ایران، در حالی در یک مستند نخ نمای دیگر، کوس صلح نوازی و صلح دوستی زد، که تلفات جبهه ی دگر اندیشان سیاسی و مذهبی در ایران، از تلفات نظامیان سوئد در افغانستان بیشتر است!
 
در این مستند، با تازشی بی همتا به کشور سوئد که جمهوری اسلامی آن را سرزمین وایکینگ ها می خواند تا بر اذهان مردم، جنگ های صلیبی را تلقین کند، بیننده را وارد صحنه ی تازه ای از نفسکش طلبی رژیم اسلامی می کند تا بلکه فرد از خود بپرسد که پس از برچیدن حکومت افغانستان به دست طالبان که پشتیبانی جمهوری های اسلامی ایران و پاکستان را دارد، آیا نوبت به دشمنی اسلامی با سوئد رسیده است؟! شاید توجیه این رفتار جمهوری اسلامی با کشوری در شمال اروپا که تنها موشک های دوربرد اسلامی بدان می رسید و باید از دریای ناتو و کوهستان مسیحییت ضد اسلامی ارتدوکس بگزرد، برای خواننده امری بی معنا و بی مورد جلوه کند، که البته بی مورد هم هست، اما نکته ی این ستیزه جویی ایران اسلامی با سوئد را باید در جنگ حیثیتی نظام ولایت فقیه بر سر آرمان هایش جست که از آغاز با جنایت علیه بشریت شروع و با جنایات جنگی ادامه یافته تا به روزگاران سرکوب و خشونت آشکار علیه شهروندانش از پسا جنبش خونین ۸۸ رسیده است؛ رژیمی که بارها و بارها به همه ی جهانیان ثابت کرده که برای ماندگاری بر قدرت، از هیچ جنایتی رویگردان نبوده و نیست.
 
این جنگ حیثیتی برای رژیم اسلامی، از آنجا آغاز شد که شاخک های عناصر اطلاعاتی جمهوری اسلامی، به خبر دستگیری “حمید نوری”، یکی از متهمان اصلی در اقدام به جنایت علیه بشریت، تیز شد و از آنجا که به راستی چنین خونخواره ای را می توان سرانجام و پس از سه دهه از انجام جنایاتش، به دادگاه کشاند، امری است بس هولناک که جمهوری اسلامی آن را چون جام زهری دیگر از سنخ جنایت علیه بشریت، نوش خواهد کرد. اما مسلمانان مسلح رژیم، بیکار ننشتند و یادشان فیل هندوستان کرد و چشم تجاهل از پرده ی تغافل بیرون آورده، با ساخت مستندی که تروریسم اسلامی را به سوئد منصوب می کند، هجمه ای رسانه ای که البته در بهترین حالتش تنها حکم مغزشوینده ی تحفه های درونمرزی را دارد، آغازی کردند و با درآمیختن راست و دروغ، بهره وری خصومتشان علیه سوئد را بالا بردند.
 
در این مستند، از لفاظی های شاعر مسلکانه ای چون “سوئدی سعودی” بهره گرفته شد تا شنونده بداند مو لای درز این سیل دروغ نمی رود!
 
گزشته از اینکه تروریسم در هر شکلش، منفور و غیر قابل پذیرش است و تجزیه طلبان عرب و کرد و بلوچ، نه جایی در ایران و نه ریشه ای در بلاد کفر دارند، اما علم کردن چنین داستانی از یک تروریست آدمکش که به عنوان پناهنده در سوئد زندگی می کند، تنها یک بهانه برای تحت تاثیر قرار دادن جریان دادگاه “حمید نوری” است. حمید نوری که از نوچگان گوش به فرمان “آیت الله ابراهیم رییسی” بود، با وعده ی دخترانه ی شهوت پرستی و عرق خوری، به تله ی دستگاه امنیتی سوئد، سپو، افتاد. خود این امر از آنجا قابل ملاحظه است که این پیروزی سوئدی ایرانی را مدیون تلاش های پیگیر اما ناکام سوئد در آزاد سازی تبعه ی ایرانی سوئدی متهم به جاسوسی و در شرف قتل، “احمد رضا جلالی”، هستیم که نتیجه ی این ناکامی سیاسی برای سوئد، تلخکامی جمهوری اسلامی در به روایت کشاندن قانونی یکی از عناصر آدمکشش در دادگاه بررسی کننده ی جنایت علیه بشریت سوئدی است. از اینرو، جمهوری اسلامی با فراری رو به جلو و طبق معمول با وقاحت ویژه ی آخوندی، چنان به جلو فرار می کند که هر غافل متجاهری را نوید حقانیت پرچم اسلام در نبرد حق و باطل می دهد!
 
آیت الله رییسی که نشانه ی خدا در جایگاه قدرت اجرایی خلافت شیعه است، با پیوندی که مستقیمن با جنایت علیه بشریت دارد، نمی تواند از شر فرجام خواهی رها شود و اینکه یکی از آن آدمخواران اسلامی هم اکنون به چنگ قانون افتاده است، نوید توفان های سهمگین تری علیه رژیم اسلامی را می دهد.
 
از خود باید پرسید که چه شد که یک شبه، از آستین ارتجاع اسلامی، خصومتی عیان علیه سوئد به نمایش درآمد. آیا آن تروریست های تجزیه طلبی که سال هاست در سوئد و دیگر کشورهای اروپایی، عنوان پناهنده دارند، چرا تا هنگام اقدام به کشتار مردم در شهر اهواز، مورد تازش جمهوری اسلامی در سوئد نبوده اند، در حالی که نهادهای امنیتی خود رژیم در مراسم رژه ی روز ارتش، با بهانه ی نداشتن حق تیر، به مدت یک ساعت تروریست هایی که جلوی چشمشان مردم را دانه به دانه کشتار می کردند را تماشا می کردند!؟
 
آیا نباید به رفتار دولت سبز سوسیالیست سوئد که اکنون فروپاشیده است، نگاه کنیم و خوش رقصی های آنان برای ولایت فقیه در ده سال گزشته را به یاد بیاوریم؟ آیا کسی هست که قهقهه های مستانه ی “ظریف” رژیم با “رامبد شکر آبی” در استکهلم را ندیده باشد؟ رامبدی که خود روزگاری در رخت گوسپند وارد سوئد شد و پس از دریافت پناهندگی، نه تنها تبدیل به یک گرگ شد، که مستقیمن سر از دولت سوسیالیست دمکرات های سبز هم درآورد! هم اوست که گزینه ی چارم سوئد برای ابتذال جایگاه نخست وزیری آینده ی سوئد است و این مستند رژیم از این زاویه، خط و نشانی به آینده پردازان صحنه ی سیاسی سوئد محسوب می شود که مبادا گزینه ی نفوذی جمهوری اسلامی در سوئد، عاطل و باطل شود.
 
دست پیش کشیدن رژیم در محکوم کردن سوئد به تروریسم، صلح اسلامی را همچون تهدیدی در حال اجرا علیه سوئد و کل اروپا نوید می دهد.
 
حمید نوری، خط قرمز جمهوری اسلامی، همان قطعنامه ای است که علیه آن رژیم ایرانی کش صادر خواهد شد و از آنجا که دیگر حنای رژیم در نزد مردم سرکوب شده ی ایران، رنگی ندارد، جمهوری اسلامی با موجه جلوه دادن این پیش دستی سیاسی و رسانه ای، رکب خوردن خود از سوئد را همچون جنبه ای ملی و میهنی نشان داده و به مخاطب چنین القا می کند که سوئد مامن تروریست های مسلح و تجزیه طلبی است که دست در دست آمریکا و اسراییل علیه ایران عزیز مشغول اقدامات متخاصمانه اند!
 
در همه ی این سال ها، جمهوری اسلامی که دوستان گلوبالیست خود در سوئد را در دولت اجرایی و قوه ی قانونگزاری این کشور داشت، با سکوتی مصلحتی، هتا یک خط در یک روزنامه را هم برای پرداختن به آن تروریست ها اختصاص نداده بود، تا آنکه چشم تعجبشان از استعفای “استفان لوفن” جوشکار که به شکلی بی ربط سکان قدرت اجرایی سوئد را در دست داشت، از حدقه بیرون زد، چرا که او به ناگاه از سمت خود استعفا داد تا پول های هنگفت به دست آورده از شغل ده ساله ی گزشته اش را در اوج لذت و خوشی و بی تفاوتی، خرج کند. بی تفاوتی ایی از جنس بحران بزرگ امنیتی و آموزشی و درمانی و سیاسی و اجتماعی و البته اقتصادی که این غلام حلقه به گوش “مرکل”، برای سوئد به بار آورده و به حال خود رها کرده است.
 
این فروپاشی دولت اسلامی سوئد، بار گران بر دوش جمهوری اسلامی را دو چندان کرد و خوی وحشی همیشه حق به جانب رژیم را با مستند “صلح، فقط برای ما!”، به ابعاد رسانه ای و افکار همگانی کشاند.
 
ایران برای پاسخ کوبنده دادن به تروریست های تجزیه طلب، نیازی به دشمنی با کشورهای اروپایی ندارد. آنقدر هست که تا مغز استخوان این عناصر در حزب دمکراتشان نفوذ کرده و دقیقن می داند چه تعدادی از آنها و دقیقن چه کسانی، در کدام ساختمان و در چه ساعتی دور هم گرد می آیند و دقیقن همانجا را با موشک می زند! این نکته از آنروی مهم است که سرکرده ی گروهک تروریستی و تجزیه طلب “النضال” را نیز توانستند به ایران بکشانند و از او اعتراف تلوزیونی بگیرند. این بدان معنی است که یورش رسانه ای رژیم علیه سوئد، تنها و تنها جنبه ی انتقامی و طلبکارانه دارد و به پیش کشیدن دست از برای پس نیفتادن است!
 
آنجا که مزدور آدمخوار رژیم اسلامی، باید پاسخگوی جنایاتی باشد که علیه شهروندان ایرانی انجام داده است و به خاطر قتل عام زندانیان سیاسی محکوم و رسوای جهانیان گردد.

۱۳۹۸ خرداد ۲۸, سه‌شنبه

مشت آهنین سوئد به صورت سرکردگان الله پرست در این کشور

کشور زیبا و مهد دمکراسی و آزادی اروپای شمالی، به تازگی متوجه اوج وخامت اوضاع این کشور علیه آزادی های بنیادین و ارزش های سکولار و دمکراتیک این هازمان شده است و با ضربه شستی آهنین به سرکردگان الله پرستی در این کشور، گامی بزرگ و رو به جلو در پیکار با بنیادگرایی اسلام ناب محمدی برداشته است.

تروریسم اسلامی، دینی برخاسته از بیانبان و با روحیه ای بیابانی است. اگر غیر از
توحش و خونریزی، از اسلام توقع دیگری دارید، خیلی ساده باید گفت که شما احمقید
کشور سوئد که از دهه ی ۴۰ میلادی، به عنوان نخستین کشوری که همجنسگرایی را قانونی اعلام نمود و تمام قد از آزادی های جنسی پشتیبانی کرد، نمی تواند در سرشت و ماهیت خود، برتابنده ی اصول نجس و ضد انسانی اسلامی، یهودی و مسیحی باشد که بر خود روا می دارند تا آزادی زیست و کنش انسان ها را سرفن به خاطر رویکردهای جنسیشان، پایمال کنند و هتا دست به حذف فیزیکی همجنسگرایان بزنند.

این دست پشتیبانی ها از آزادی ها فردی در سطح کلان و اجتماعی، روح قوانین انسان مدارانه ی سوئد را تشکیل می دهد و این تنها بیان یک نمونه از یک دریا آرامش قانونی در این کشور زیباست.

هر باورمند به تروریسم مذهبی، از جمله هر مومن بالله که به قرآن
کزایی و خونبار اسلام، صد در صد آگاه و پایبند است، یک تروریسم
بالقوه است
تنی چند از سرکردگان نفرت پراکن اسلامی که از تویله های اسلامی در خاورمیانه و آفریقا به سوئد خزیده بودند، به تازگی از سوی پلیس امنیت سوئد موسوم به "سپو"، دستگیر و برای همیشه از این کشور اخراج شده اند. این کار مقامات امنیتی سوئد، نقطه ی عطفی در پیکار با تروریست های بالفعل و بالقوه ی اسلامی محسوب می شود و امید می رود با ادامه ی این روند، از رشد فزاینده ی بنیادگرایی اسلامی یا همان تروریسم اسلامی جلوگیری شود.

بایسته است که خشم مردم سوئد در این مورد به راستی اساسی را نیز مد نظر قرار داد که چرا در کشوری که کم ترین میزان مهاجران و الله پرستان نسبت به بسیاری از دیگر کشورهای اروپایی را در خود دارد، باید دارای بزرگ ترین مرکز مغزشویی اسلامی، موسوم به مسجد، در کشور خود باشد !!

بایسته است روح تحمیلی جمهوری اسلامی به پادشاهی سوئد، از راه زدودن آثار اسلام و تپاله های پیروی این دین خونریز حنفی، از هازمان و کشور سوئد رخت بربندد.
"ابو رعد" عمام جماعت تویله ی اسلامی مسجد "الرشیدین" در شهر یوله که از سوی
پلیس امنیتی سوئد، از این کشور اخراج شده است. ایدون باد...
منبع فرتور: استکهلمیان
به نوشته ی روزنامه ی "افتون بلادت" و به نقل از پلیس امنیتی، بازداشت شدگان به خاطر بالا بردن خطر یورش های تروریستی اسلامی، تهدیدی برای امنیت ملی هستند و باید از سوئد اخراج شوند. یکی از آنها ۳۸ ساله و ساکن شهر "یِولِه" و دیگری یک نر ۵۲ ساله ساکن شهر "وستروس" است. سپو، هفته ی گزشته اعلام کرده بود که اسلا م گرایی به صورت نگران کننده ای در سوئد، در حال گسترش از "صدها غلاده" به "هزاران غلاده" است و تنها راه حل آن را نیز، بیرون انداختن الله پرستان از کشور خوانده بود. سیاستی که از پشتیبانی قوی ایی در نزد افکار همگانی مردم این کشور برخوردار است. در شبکه های اجتماعی، پشتیبانی گسترده ای از اقدامات سپو علیه الله پرستانی که اینک در انتظار اخراج از سوئد در بازداشت به سر می برند، به نمایش گزاشته شده است.
استکهلمیان 
چین که کشوری کمونیستی بر اساس اندیشه های "مائو تسه یانگ" است، در پیکار با اهریمن اسلام هیچ مانع و توجیه و بهانه ای را نمی پذیرد و تاکنون در ویران کردن بیش از هزار مرکز مغزشویی اسلامی، بسیار کامیاب بوده است. این درست است که مراکز فساد اسلامی نمی بایست اساسن در هیچ جامعه ای جایگیر شده و ریشه دوانند و مقامات چینی به خوبی به چنین موردی پی برده اند.

"رعد آل دوهان"، نر توله ی تروریست ابو رعد که وی نیز به جرم بالا بردن
خطر امنیتی در راستای تروریسم اسلامی، از سوئد اخراج شده است. ایدون باد...
منبع فرتور: استکهلمیان
سوئد نیز بایست همین رویه ی چین در برابر اسلام اهریمنی را در پیش بگیرد و ضمن پشتیبانی از آزادی های کزایی دینی و مسلکی، مراکز مغزشویی اسلامی که به ناچار، در طبیعت و بنیان و سرشت خود، مردم ستیز، دیگر ستیز و خونریز می باشند را از میان ببرد. اصول مندرج در تازی نامه، آشکارا علیه جان و مال و امنیت مردم نامسلمان از جمله خداناباوران، یهودیان و مسیحیان، احکام الهی را از فراز هفت آسمان صادر می کند.

الله مدینه در سوئد حکم نمی راند و قدرت مردمی این کشور دمکراتیک، به خوبی این ارزش مداری سوئدی را به دیو اسلام فهمانده است.

تروریست الله پرست "حسین الجبیری"، عمام جماعت مرکز مغزشویی اسلامی در اومئو
منبع فرتور: استکهلمیان
از آنجا که اسلام نجس محمدی، تنها زبان زور و قدرت را متوجه می شود، روند دمکراتیک حذف مرض و سرطان اسلام از هازمان سوئد، می بایست با اراده ی قدرت و از سوی مفامات قانونی این کشور، علیه اسلام اهریمنی به کار گرفته شود و این تفسیر به جایی از برخورد اخیر مقامات امنیتی سوئد با سرکردگان تروریست اسلام خونخوار می باشد.

۱۳۹۸ خرداد ۲۶, یکشنبه

انفجار سه بمب اسلامی در سوئد ظرف ۲۴ ساعت

انفجار سه بمب اسلامی در سوئد ظرف ۲۴ ساعت
تروریسم اسلامی به مانند هشت پایی آدمخوار، بر جان و روان کشور زیبا و آزاد سوئد افتاده است و با مکیدن خون منابع و دسترنج مردم سختکوش این کشور، به قلدری روزافزون اسلامی خود ابعاد گستاخانه تر و تهاجمی تر داده است. این بار، اسلام ناب محمدی تنها در ظرف ۲۴ ساعت، سه بمب را در مهاجرنشین ترین شهر سوئد یعنی "مالمو" ترکاند تا رحمت کزایی الله مدینه را فراهم آورده باشد !!

یکی از این سه مرکزی که هدف نفرت اسلامی قرار گرفته، یک دیسکوی شبانه بوده است. نخستین یورش تروریستی اما، در ساعت ۲ بامداد در حومه ی شهر "روزنگورد" رخ داد که منطقه ی موسوم به "آنجا نروید" است که به معنی حضور انبوه و پرتلاطم الله پرستان و وجود فضای خفقان آور و غیر سوئدی می باشد.

یک ساعت پس از این بمب گزاری، بمب دوم اسلام اهریمنی در دیسکوی شبانه منفجر می شود تا نفرت اسلام از آزادی و خوشی و شب نشینی را به تصویر کشیده باشد. شهر جنایت اسلامی خیز روزنگورد که در چنبره ی الله پرستان و تبهکاران اسلامی گرفتار شده است، اکنون از این یورش اسلامی در شوک به سر می برد.

تروریست الله پرست که چشم زنده دیدن نامسلمانان را ندارد، به ویژه که آنها
آزاد شدگانی از سیاهچاله ی اسلام اهریمنی باشند
تروریست ها اما در کشتار انسان ها در جریان این سه بمب گزاری کامیاب نشده اند و نتوانسته اند به هدف خود که گرفتن جان انسان های آزاد بوده است، برسند. از اینرو، این شکستی برای هازمان اسلامی سوئد محسوب می شود و ارزیابی می گردد تا تروریسم اسلامی به منظور جبران ناکارایی تروریستی خود، دست به یورش های تروریستی بیشتری علیه شهروندان سوئد بزند.

پلیس تاکنون دو غلاده تروریست الله پرست را دستگیر کرده و این انفجارها را، "انفجارهایی سنگین" خوانده است.

رسانه های جریان اصلی سوئد که البته در دست چپ ها (سوسیالیست ها، سبزها، فمنیست ها و کمونیست ها) می باشند، از پوشش بسیاری از اخبار مرتبط با جنایات و تروریسم اسلامی خودداری کرده اند.

انفجار بمب اسلامی در ماه آپریل امسال، منجر به آسیب جسمانی به دختر ۱۲ ساله ی سوئدی شد که شب هنگام در بستر خود خفته بود.

یک تروریست الله پرست و بی شمار هوادار او که مایل به ریختن خون نامسلمانان
و منتقدان و مخالفان اسلام اهریمنی هستند
انفجار بمب های اسلامی، تنها محدود به مراکز و منطق الله زده و مهاجرنشین سوئد، موسوم به "آنجا نروید" نمی شود. یک بمب دیگر نیز در ماه گزشته، دو ساختمان چند طبقه در شهر "لینشوپینگ" را ویران ساخت که منجر به آسیب جسمانی دیدن ۲۵ شهروند سوئد شد. هدف از این بمب گزاری، ترور سرکرده ی پیشین گروه خلافکار موتور سواران سوئد که یک ایرانی است، بوده است و قصد داشته اند تا با انفجار این بمب، او را که اکنون با گروه مافیایی قاچاق و فروش مواد مخدر زاویه پیدا کرده است، ترور کنند.

منبع سوئدی
منبع انگل ایسی

۱۳۹۸ خرداد ۲۳, پنجشنبه

سرنوشت دانشجویان اشغالگر رایزنی آمریکا - ۱/۲

سرنوشت دانشجویان اشغالگر رایزنی آمریکا
پس از گزشت چار دهه از شورش شوم ۵۷، نگاهی به ترکیب گروه دانشجویان پیرو خط عمام و آنچه در نهایت پس از ماجرای اشغال رایزنی آمریکا بر آنها گزشت و نیز، این موضوع که مرتکبان آن خیانت و تجاوز، امروز چه فعالیتی دارند، برای امروز ما و آیندگان مهم است.

دانشجونمایانی که پسین روز ۱۳ اُم آبان‌ ماه سال ۱۳۵۸ فرار خورشیدی، به عنوان اشغالگران رایزنی آمریکا در برابر خبرنگاران قرار گرفتند و ضمن به دست دادن شماری از سلاح‌ های آمریکایی‌ ها، دو بیانیه درباره ی چرایی و چگونگی این اقدام خواندند، برای معرفی خود عبارت "دانشجویان پیرو خط عمام" را به کار بردند. از همان زمان، در همه ی نشست های خبری و برنامه‌ های تلوزیونی و رادیویی و نشریات، نام این دانشجویان برده نمی‌ شد و بیشتر رسانه‌ های مزدور جریان اصلی، به همان عبارت کزایی و من درآوردی "دانشجویان پیرو خط عمام" اکتفا می کردند.

پس از گزشت چار دهه از این رویداد تروریستی، نگاهی به ترکیب این گروه به اصطلاح دانشجویی و آنچه سرانجام پس از ماجرای اشغال رایزنی آمریکا بر آنها گزشته و اینکه این حرامزادگان اکنون به چه فعالیتی مشغول هستند، کار واجبی است؛ آن‌ هم در شرایطی که در بهترین حالت، هنوز بیش از ۵۰ نام از این ۳۰۰ تروریست دانشجونما افشا نشده است.

سرنوشت دانشجویان اشغالگر رایزنی آمریکا
"ابراهیم اصغر زاده"، "محسن میردامادی"، "حبیب‌ الله بی طرف"، "رضا سیف‌ الهی"، "رحیم باطنی" و "احمد رضا اسلامی"، تروریست های هموند هیئت مرکزی اشغال رایزنی آمریکا در تهران بودند. چند سال پیش، مشخص شد که طراح اصلی اشغال رایزنی آمریکا، در ظاهر ابراهیم اصغر زاده بوده است، در حالی که همه ی این برنامه ریزی ها در روسیه ی شوروی و از سوی ک گ ب انجام شده بود.

"علی‌ اصغر زحمتکش"، "عباس عبدی"، "سید محمد هاشمی اصفهانی"، "اکبر رفان"، "محمد رضا خاتمی"، "محسن امین‌ زاده"، "رحمان دادمان"، "شمس‌ الدین وهابی"، "وفا تابش"، "محمد نعیمی‌ پور"، "حسین شیخ‌ الاسلام" و "فروز رجایی‌ فر" نیز، تروریست های هموند شورایی به نام "شورای بازو" بودند که در کنار شورای مرکزی و اصلی قرار داشت.

سرنوشت دانشجویان اشغالگر رایزنی آمریکا
همچنین محمد رضا خاتمی، محسن امین‌ زاده، محمد نعیمی‌ پور و "معصومه ابتکار"، وظایف مرتبط با روابط‌ عمومی را بر عهده داشتند و "احمد حسینی" بر هیئت روابط عمومی سرپرستی می‌ کرد. "حسین کمالی" مسئول تبلیغات بود. بررسی اسناد به دست آمده از رایزنی اشغال شده ی آمریکا در تهران، که خیلی زود به "لانه ی جاسوسی" معروف شد را، "وفا تابش"، "حسین شیخ‌ الاسلام" و فروز رجایی‌ فر انجام می‌ دادند. البته شیخ‌ الاسلام و رجایی‌ فر به دلیل چیرگی به زبان عربی و انگل ایسی، در کنار معصومه ابتکار که مترجم و سخنگوی انگل ایسی‌ زبان دانشجونمایان اشغالگر بود، گاهی نقش مترجم را هم ایفا می‌ کردند.

این دانشجونمیان، شش ماه نخست پس از اشغال رایزنی آمریکا، در آن باقی ماندند، اما کم‌ کم گروگان‌ ها را تحویل دادند و هم زمان با آغاز جنگ ضد ملی، از آنجا که پیشتر دوره‌ های آموزش نظامی دیده بودند، راهی جنگ شدند.

در همین راستا، تروریست اکبر رفان به عنوان نخستین فرمانده ی نیروی هوایی سپاه معرفی شد. تروریست حسین دهقان مدتی به لبنان رفت و در دهه ی ۸۰ ف. خ.، به سرکردگی بنیاد شهید انقلاب توده ای اسلامی رسید. تروریست رضا سیف‌ اللهی هم، کمی پس از آن سرکرده ی اطلاعات سازمان تروریستی سپاه پاسداران و نخستین فرمانده ی نیروی سرکوبگر انتظامی شد. تروریست علیرضا افشار نیز، به عنوان سرکرده ی ستاد مشترک سپاه پاسداران، سرکرده ی کل بسیج و معاون عقیدتی سیاسی یا به اصطلاح فرهنگی ستاد کل نیروهای مسلح رژیم مشغول به کار شد. تروریست ها احمد رضا کاظمی، علی زحمتکش، سید محمد رضا خاتمی و محمد نعیمی‌ پور نیز، از دیگر دانشجونمیان پیرو خط عمام بودند که در دهه ی خونین و دهشتناک۶۰ فرار خورشیدی، رخت زبون پاسداری اسلام را پوشیدند.

سید محمد رضا خاتمی حرامزاده از تروریست های اشغالگر اصلاح طلب رایزنی آمریکا در تهران
و برادر روباه سبز سید محمد خاتمی رییس جمهور رژیم اسلامی
تروریست ها "حسین علم‌ الهدی"، "محمد فاضل"، "سیف فاتح لانه"، "علی حاتمی"، "محسن وزوایی"، "عباس ورامینی"، "علی صبوری"، علیرضا هادی‌ پور"، "حسین شوریده"، غلام حسین بسطامی"، "عبد الرحمن یاعلی مدد"، "حسین بهادری"، "فضل‌ الله عابدینی"، "حمید صفایی" و "جلال شرفی" نیز، دیگر افرادی بودند که مستقیم یا غیر مستقیم، در جریان اشغال رایزنی آمریکا حضور داشتند و با آغاز جنگ ایران و عراق، در جبهه‌ های جنگ حاضر شده و به شهادت یا هلاکت رسیدند.

نهایتن با پایان یافتن جنگ، بسیاری از دانشجونمایان پیرو خط عمام به استخدام دستگاه‌ ها و سازمان‌ های حکومتی درآمدند. برای نمونه، "حسین شیخ‌ الاسلام" که در جریان اشغال رایزنی آمریکا به عنوان یکی از سخنگویان دانشجونمایان پیرو خط عمام نقش بازی کرده بود، معاون سیاسی وزارت امور خارجه ی رژیم شد و ۱۶ سال نیز در آن معاونت به عنوان کارشناس مسائل منطقه از جمله اسراییل اشغالی (فلستین / Philistine)، لبنان و سوریه فعالیت می‌ کرد. او همچنین حضور در سوریه به عنوان رایزن جمهوری اسلامی برای سه سال، نماینده ی رژیم در هفتمین دوره ی تویله ی شورای اسلامی، معاونت خاورمیانه و همچنین قائم‌ مقامی وزیر امور خارجه ی رژیم را در کارنامه ی سیاه سیاسی خود دارد.

سرنوشت دانشجویان اشغالگر رایزنی آمریکا
البته شیخ‌ الاسلام تنها هموندی از دانشجونمایان پیرو خط عمام نبود که پس از پایان جریان تروریستی اشغال رایزنی آمریکا در تهران، با وقاحت ویژه ی آخوندی تبدیل به دیپلمات شد !! به جز از او، "محسن امین‌ زاده" هم در دوران فریب اصلاحات، معاون آسیایی وزارت امور خارجه ی رژیم شد و هتا می‌ گفتند در زمان وزارت "کمال خرازی"، به عنوان یک راهنما و مشاور در حد وزیر در سایه، در امور دیپلماسی فعالیت می‌ کرد.

هر چند تجربه ی دانشجونمایان پیرو خط عمام تنها از حضور در مناسب حکومتی، تنها محدود به عرصه ی دیپلماسی نشد و نمایندگی های شهری و روستایی رژیم در تویله ی شورای اسلامی نیز، یکی دیگر از عرصه‌ هایی بود که چندین و چند نفر از این دانشجونمایان، پسین ها به آن راه پیدا کردند. "ابراهیم اصغر زاده" در تویله ی سوم مجلس، "طاهره رضا‌ زاده" زیرخواب اصغر زاده و "شمس‌ الدین وهابی"، "محمد نعیمی‌ پور" و "سید محمد رضا خاتمی" در تویله ی ششم شورای اسلامی، دیگر تروریست های اشغالگری بودند که رژیم آنها را به عنوان نماینده ی شهر خود، در تویله ی شورای اسلامی جا کرد و سید محمد رضا خاتمی نایب‌ رییس تویله ی ششم هم شد.

۱۳۹۸ خرداد ۱۳, دوشنبه

جوانی که از گورستان کشتار ۱۳۶۷ فرتور گرفته بود، پس از ده سال از زندان آزاد شد

"اقدامی" که چند باری در حاشیه ی جنایات کوی دانشگاه و پس از سالگرد نویسندگان ترور شده بازداشت شد، ده سال پیش به جرم فرتور برداری از گورستان خاوران که جایگاه به خاک سپاری گروهی کشتار ۱۳۶۷ است، بازداشت شد.

اقدامی، جوانی که از گورستان کشتار ۱۳۶۷ فرتور گرفته بود، پس از ده سال از زندان آزاد شد
جعفر اقدامی (شاهین) که از سال ۸۷ فرار خورشیدی، به اتهام حضور و فرتور برداری در مراسمی در خاوران بازداشت شده و زندانی بود، پس از ده سال و با پایان دوران محکومیت ستمکارانه اش، از سیاه چاله ی گوهردشت آزاد شد. اقدامی که زاده ی دی ماه ۱۳۵۷ فرار خورشیدی است، پیشتر در نامه ای از زندان، گفته بود که در اعتراضات تیر ماه ۷۸ ف. خ.، یک بار بازداشت شده بود. بار پسین، او در سال ۸۰ ف. خ. برای دومین بار بازداشت شد. در حالی او سال ۸۶ ف. خ. آزاد شد که کمی پس از آن به خاطر حضور در خاوران بازداشت شد.

کشتار ۱۳۶۷ فرار خورشیدی در واپسین تابستان این سال به دستور مستقیم آیت الله "خمینی حرامزاده" روی داد. جمهوری اسلامی در بیدادگاه های یک دقیقه ای، بیش از ۴ هزار مخالف سیاسی عمدتن مجاهد خود که برخی از آنها پیشتر محاکمه و به زندان محکوم شده بودند را در مدت کوتاهی اعدام کرد و بیشتر این افراد در گورهای دسته جمعی دفن شدند. از جایگاه دفن بسیاری از این کشته شدگان اطلاعی نیست. پیشتر، آیت الله مردار "منتظری" جانشین خمینی حرامزاده و سپس منتقد رژیم، از این اعدام ها به عنوان جنایت نام برده بود.

جعفر اقدامی که به جرم فرتور برداری از خاوران و جایگاه دفن قربانیان کشتار ۶۷ ف. خ. برای مدت ده سال زندانی بود، در "رنج نامه"ای که از دوران بازداشت خود نوشته است، از شکنجه و آزار به دست مزدوران رژیم اسلامی سخن گفته است. ایالات متحده و نهادهای حقوق بشری، رژیم ضحاک ولایت فقیه را به نقض حقوق فعالان مدنی، سیاسی و کمینه های دینی متهم می کنند.

جمهوری اسلامی، منتقدان و مخالفان را در بیدادگاه های انقلاب اسلامی و بدون حضور هیئت منصفه و هتا بدون وکیل مدافع، محاکمه می کند.

۱۳۹۸ خرداد ۲, پنجشنبه

ريشه ی تروریسم در اسلام

به قلم: سیاوش اوستا، برگرفته از کتاب "از میترا تا محمد"، ۱۹۹۰

ريشه ی ترور در اسلام، به خود پيامبر اين آیين باز می گردد، زيرا در اسلام ترور مخالفان با دستور شخص محمد صادر می شد و بیشتر از سوی نزديکترين افراد، شخص مخالف به قتل می رسد.

ريشه ی تروریسم در اسلام
بیشتر ترورهایی که از سوی الله پرستان آغازین انجام شده است، مربوط به شاعران و جنگاوران مخالف اسلام بوده است که بیشترشان هم یهودی بوده اند و هتا در ميان آنان، بانوانی هم به چشم می خورند. "کعب بن زهير" شاعر معروف عرب، با شعرهای نافذ و محکم خود، پيامبر خودخوانده ی اسلام را هجو کرده بود. چنانکه می دانيم، شعر کارگرترين حربه در انديشه و باور عرب به شمار می رفت و از اينرو، پيامبر خونخوار اسلام دستور داده بود: "هر جا او را ببينيد، بکشيدش" !!

وی به دست يکی از افراد خانواده ی خودش که به دین خونریز محمدی پيوسته بود، مخفيانه ترور شد.

"ابوعفک" شاعر و "عصا دختر امیر" که زن خوش قامت و خوش صدا و چکامه سرایی قوی بود و "کعب بن الاشراف" که از سوی مادر از يهوديان "نضير" بود نيز، یکی از شاعران مشهور و بزرگ تازی بودند که هجويه هایی پياپي عليه پيامبر زن باره ی اسلام می سروده و در شهر پخش می کردند. کعب بيش از همه نيش می زد. هنگامی که مژده ی سرکوب مخالفان اسلام در بدر را به مدينه آوردند، گفت دروغ است. پس از آنکه دانست خبر راست است، به مکه رفت و آنجا، مرثيه هایی در مرگ کشتگان بدر می سرود و می گريست و سپس به مدينه بازگشت. با اين همه، پيامبر اسلام تحمل می کرد، اما کعب دست به کاری زد که الله پرستان عرب را در آن روزگار بی تاب ساخت و جانشان را آتش زد و آن اين بود که وی در آغاز قصايد هجويه اش، با زنان الله پرست تشبيب و تغزل کرد و پيامبر زن باره ی اسلام که از اين خبر برآشفته شده بود، گفت:

"چه کسي خبر مرگ او را برایم می آورد (دستور ترور) ؟ گروهی از جمله برادر رضاعی خودش، کعب را با نیرنگ کشتند. عصمای شاعر و ابوعفک را نيز خويشاوندان ایشان که الله زده شده بودند، به قتل رساندند.

تروریسم اسلامی به دنبال ریختن هر کسی است که نامسلمان است
قرآن نيز که بايستی آياتش مرحله به مرحله از زندگی سياسی انقلابی محمد تازی تحليل و بررسی شود، در اين هنگامه از مرحله ی پيام آگاهی بخش و دستور مدارا و ميانه روی با نامسلمانان، به مرحله ی جنگ و خونریزی دگرگون شد.

در مرحله ی نخست که پيامبر بچه باز اسلام، در اندیشه ی گردآوری پيروان خود می باشد، تازی نامه می گويد: "لا اکراه فی الدين"، یعنی "مردم در گزينش دين خود آزادند" و يا "لکم دينکم ولی دين"، یعنی "شما دين خود را داشته باشيد و من دين خودم را"؛ اما در مرحله ی دوم که جنگ مسلحانه و یورش نظامی می باشد، اسلام اهریمنی نقاب از چهره می اندازد و چهره ای خشونت بار و ستیزه جو به خود می گيرد و به الله پرستان دستور جنگ و تجاوز می دهد و هتا برای به دست آوردن غنائم جنگی در ماه حرام عربی هم، دستور یورش و خونریزی می دهد.

جنگ و خونريزی و دست اندازی بر اموال ديگران و هم خوابگی با زنان، اصلی ترين سرگرمی و تفريح و افتخار الله پرستان بود. به همين دليل، چون جنگ مهم ترين مشغوليات آنها بود، تعطيلاتی هم برای نجنگيدن داشتند. برای نمونه، دانشجويان و دانش آموزان که به مدرسه و دانشگاه می روند، هر سال سه ماه تعطيلی دارند و تازيان هم دو ماه، محرم و صفر، ماه های تعطيلیشان برای آسودگي از جنگ بود !!

کاریکاتوری که نشانگر کیر کلفتی است که اسلام عزیز در کون امت های الله زده
فرو کرده و هنوز و پس از ۱۴۰۰ سال، از آن خون انسان ها بر زمین می ریزد
تاکنون هيچ کس برای تحليل قرآن، به مراحل سه گانه ی ویژه ی روزگار محمد تازی توجه نکرده است و ما برای نخستین بار در تاريخ، اين نظريه را تشريح می کنيم.

اسلام به الله پرستان اجازه می دهد تا هر گاه که مورد یورش واقع شدند، از خويش دفاع کنند و هتا قرآن به الله پرستان اجازه می دهد تا در ماه های تعطيلی از جنگ (شهر الحرام) هم، با نامسلمانان وارد جنگ شوند و جان و اموال آنان را نابود و مصادره کنند.

کسي را نکشيد که قتل ناحق !! را الله حرام کرده است، مگر اينکه به حق باشد !!

و در پی همين آيه، توضيح می دهد که اگر به اصطلاح ستمدیده ای کشته شود، صاحب خون حق دارد که قاتل را مجازات کند:
"و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لوليه سلطانا". و در جای ديگری تاکيد می کند که اگر کسی مومن الله زده ای را عمدی و بی گناه بکشد، در آتش انقلابی خواهد سوخت:

"و من يقتل مومناً متعمداً فجزاوه جهنم".

آزادی بیان یک ترویست الله پرست در شبکه ی اجتماعی
فاشیستی ف. بوک
می دانيم که مومن، يعنی عنصری که به انديشه و دين و حزب و باوری پيوسته باشد و اينجا بحث بر سر ايمان نيست، به ویژه که انسان و پايه ی انديشه ی اسلامی توحيد چپان است، يعنی باور به توحيد در هستی و هستی در توحيد به زور شمشمیر.

باری، آنگاه که جان و منافع مردم بر اثر ستم يک گروه به خطر می افتد، بر همه ی کسانی که به آرمان های مردم ايمان دارند، فرض است که سلاح به دست گرفته و بجنگند:

"يا ايها الذين آمنوا خذو حذرکم فانفروا ثباتاً و انفروا جميعا".

در انديشه ی پيامبر خودخوانده ی اسلام، جنگ مسلحانه تا هنگامی که دشمن کاملن نابود گردد، جایز است:
"و قاتلوا في سبيل الله الذين يقاتلونکم و لا تعتدوا".
"در راه الله مدینه که راه مردم است، بجنگيد با کسانی که با شما می جنگند و از جنگ دست نکشید".

و به دنبال همين آيه، قرآن وظيفه ی همه ی الله پرستان تاريخ را برای جنگ مسلحانه مشخص می کند و تصريح می کند که گروه ستمکار و جنايتکاری را که قاتل فرزندان و پدران و مادران شما هستند، در هر کجا که يافتيد بکشيد !!

"بکشيد آنان را هر کجا که بدانها دست يافتيد و بيرونشان کنيد از جایی که بيرون کردند شما را. در مکان مقدس (مسجد الحرام) با آنها بجنگيد، اما اگر آنها با شما نبرد کردند، پس بکشيدشان که پادافره حق پوشان چنين است. چه می شود شما را ای مفتخوران تن پرور آسوده طلب، که در راه الله که راه ضعيف نگاهداشته شدگان از مرد، زن و کودک است، نمی جنگيد ؟ کسانی که فرياد می زنند: الله ما را از اين ستمکده ای که همه ستمکار هستند، بيرون کن و از ميان مردم ياوری از ميان خلق قرار ده".

۱۳۹۸ اردیبهشت ۱۹, پنجشنبه

کشتار ایرانیان در شهر قم، نمونه ای از رفتار اشغالگران عرب الله پرست با بومیان ایران زمین

آخوند الله پرست و دادستان رژیم در ایران اشغالی:
نباید از قطع دست دزد بترسیم
ذکر نقض عهد و شکستن پیمان اهل عجم مراهل عرب را
عهدی که میان عرب و عجم قم بود، عجم آنرا بشکستند و خلاف عهد و پیمان کردند و عرب به سبب آن، وجوه و اشراف عجم را بکشتند. چنین روایت از برخی راویان عرب که از مشایخ خود روایت کردند که میانه ی عرب و عجم که به هم بودند، همه اوقات با یکدیگر موافقت می نمودند و همه متابعت یکدیگر کردند و بر عهد و میثاق که میان ایشان بود، مواظبت می کردند تا آنگاه که "یزدانفازار" و "خرداد" و وجوه و اشراف عجم که با عرب عهد و پیمان کرده بودند، وفات یافتند. بعد از آن فرزندان عجم بزرگ شدند، نظر کردند در "عبد الله" و "احوص" و فرزندان ایشان و کار و شغل ایشان هر روز فوت زیاده تر و شوکت و عظمت متضاعف و عدد بیشتر می شد و ضيعت ها و املاک متلک می شدند. فرزندان عجم چون چنان دیدند، با خود گفتند که اگر این قوم عرب برین شوکت و دولت بهاند، بدین ناحين غلبه کنند و به دست فراگیرند و زمام اختیار از دست ما بکشند، اگر ما تدارک فيه خود با ایشان نکنیم و فرصت غنیمت شمریم هلاک اعمال و غرب.

کشتار ایرانیان در شهر قم، نمونه ای از رفتار اشغالگران عرب الله پرست با بومیان ایران زمین
کشتار ایرانیان در شهر قم، نمونه ای از رفتار اشغالگران عرب الله پرست با بومیان ایران زمین
فصل دوم از باب چارم
 در ذکر نقض عهد از طرف فارمیانه، ۲۰۰ بداح جواب ایشان اقتدا کند، تدبیر کار خود بکشم و هر چه ایشان مستحق و سزاوار آن باشند، از یغی و ستم کردن ایشان با ما به ایشان بکنم و توکل بر خدا کردم، چون خبر قدوم احوص باهل عجم رسید، دیگر باره در سول فرستادند و پیغام دادند که اکنون مدت هیئت شما به آخر رسید و احوس آمد و شما را دیگر حجت نه اند از ناحيت ها بيرون رويد.

احوم بدیشان پیغام فرستاد و ابلاغ حجت و تاكد گفت اگر از ما به شما ملالتی رسیده است و چیزی کرده ایم که بر دل شما خونی نیامده است، باز گویید تا از آن برگردیم و دیگر جان نکنیم و تجدید عهد و پیمان کنیم و بدان وفا نماییم و بیشتر از آنک، ما نقض عهد کنیم و از پیمان برگردیم. شما از عهد برمگردید و بدان وفا نمایید و از بغی و ستم بپرهیزید و ترسيد كه عاقبت آن وخیم است.

اهل عجم جواب گفتند که ما همين مخن از برادرت عبد الله شنیدیم و ما هیچ چیز از شما مكروه و نامحمود نیافتيم، الا آنكه همسایگی شما نمی خواهیم و ما را مصلحت نیست که شما در با حيات ما ساکن باشید. ازین احبت بیرون رو، به پیش از آنک ما شما را به زشتی بیرون کنیم. چون احوس از مجاورت ایشان و باز گشتن از پن خن و صالح کردن از جهت ایشان نومید شد و هیچ حبلت نماند، ایشان را گفت چون میانه ی ما و شما بدین انجامید، از میانه ی شما بیرون برویم و بدين بقى و منم که شما بر ما می کنید، من در دادیم بدین سراها و ضميت ها که ما را در بن نادینت چه کنیم. امل عجم گفتند که آن را به فروشيد. احوص یک هفته از ایشان مهلت طلبید ما این املاک بفروشد. ایشان او را مهلت دادند.

عبدالله و احوس با فوم و مردم خود به منزل و مقام خویش باز آمدید و بدین شرط و عهد، چون پنج روز از مدت بهت بگزشت، اهل فرس را بدین نحيت افق روزی بود که آن را تنظيم می نمودند و درک می داشتند و اجتماع در آن روز و اكل و شرب مبارک می داشتند و احوص و "اقتناد" بند دوم خریده بود، همه را بخواند و هر یک را از ایشان دیه و سرایی بداد، به شرط ان صاحب آن سرای و دیه را بکشند و سرهای ایشان به نزدیک احوص آرند. ایشان احوص را گفتند که ما در شب چگونه وثبان را از دیگران تمیز کنیم. احوس گفت بروید در میانه ی ایشان و با ایشان اختلاط کنید که ایشان به سبب مشغولی، به سبب شرب و اسراف، در آن شما را از اصحاب خود تمیز شویم و بر اقتيم بس اتفاق کردند که عرب را از این ناحیت بیرون کنند و این معنی عجم را در وقت غیبت احوص از قم و رفتن او به اصفهان روی نمود و عدم حضور او غنیمت دانستند.

کشتار ایرانیان در شهر قم، نمونه ای از رفتار اشغالگران عرب الله پرست با بومیان ایران زمین
پس پیغام فرستادند بعیدن که ما شما را نمی خواهیم و نمی خواهیم که شما به شاحيث ما متوطن باشید. ازین ناحیت بیرون روید. عبد الله جواب داد ایشان را که چه چیز از ما صادر شده است بر خلاف ارادت و دلخواه شما، ما را از آن آگاه کنید تا از آن بر گردیم و بر حکم شما در آن فرود آییم. عجم گفتند که ما همسایگی شما مطلق نمی خواهیم، از همسایگی ما انتقال کنید و بروید.

عبدالله دیگر باره رسول خود را بدیشان فرستاد و پیغام داد که میان ما و شما عهدیست و ایشان را از عاقبت شکستن آن عهد بسی تحذير کرد و تخویف نمود. ایشان متعظ نشدند و منبه نکنند و بدعهدی و شر و انا زیاده کردند و گفتند اگر شما به ادب و حرمت از ناحیه ی ما بیرون نروید، ما شما را به قهر و جبر و اکراه بیرون کنیم. بعد از آن کودکان و دیوانگان و بی خردان را تعلیم کردند و بر آن داشتند و بفرستادند تا سنگ و نجات در سرای عبد الله می انداختند و پرو اسقاهت می کردند تا عبد الله از آن به تنگ آمد و از برای خود به قریه ی قرابه نقل کرد و از اهل عجم درخواست کرد که آنقدر مهلت و اجل بدهند که احوص بیاید. او را مهلت دادند.

پس عبدالله نامه نوشت به احوص و او را از غدر اهل عجم و نقض عهد و پیمان و بی درمنی و سفاهت کردن ایشان برو خبر کرد و آگاهی دارد چون احوص از بن واقف شد، به شتاب و تعجیل از اصفهان بیامد، چون بدین ناحیت رسيد، عبد الله را ديد به قریه فرایه فرود آمده بود و دیده به آنان و جاد و سالیا برگماشته. عبد الله که میان او و اهل عجم رفته بود، با احوص باز آمد و گفت این از خیانت است بر من، که تو مرا به ا کراه بدين مقام و بدین تاجبت بازداشتی تا به من این همه خواری و استخفاق و بی حرمتی بردید. چرا گزاشتی که من به جایی که خواهم مقام کنم و وتن سازم و ارض الله و اسمه ؟

کشتار ایرانیان در شهر قم، نمونه ای از رفتار اشغالگران عرب الله پرست با بومیان ایران زمین

احوس گفت که من نخواستم که تو و خود بدین ناحيت مقام کردن، الا خبر و من گمان بردم که این قوم با ما نقض عهد کنند، چه ما ازشان جز از خير و صواب و صلاح نمی دیدیم و با ما صنع جميل و سعی جزیل می نمودند. من بریشان رسول فرستم و پیغام دهم و نکنند و چون شما در این میان رییس هر قومی شناخید و فرصت بافتید، او را بکشید و سرش ببرید و به نزدیک من أرید و اگر بر شما مشکل شود و ندانید که سرور و هنر و رییسی ایشان کدام است، هر آنکه که ازو بوی خوش آید، او را بکشید و احوص برادرش را نعیم ابنا برات فرستاد.

نعیم صاحب سرقت را گرفت و اسیر کردنی، مالی چند ازو بستاند و او را رها کرد و احوص را مملوکی بود دعوی می کرد که از عربست و از احوس درخواه کرده بود که او را به اسم کرب نام تنهد و بدین سبب احوس برو خشم گرفته بود که اگر نظر او برآید، البته او را بکشد. بدین سبب آن مولی از وی گریخته بود.

پس شبی كه آن را بخ شب "بات" نام نهاده بودند، درآمد آن مملوک، قصد دیه ی جمکران کرد و به جمکران چار برادر بودند که خت ترین مردم آن ناحیت بودند بر عبدالله و احوص آن غلام طلب فرصت می کرد تا فرصت بافت و آن هر چار برادر را کشت و سرهای ایشان ببرید و هر یک از معالیک هفتاد گانه قصد آن دیه کردند که از برای او نامزد کرده بود و صاحب آن دیه عراقیه می کردند و چشم می داشتند تا او را بکشند و سر او بر ببرند و چون وقت سحر رسيد، مجموع عمالیک هفتاد گانه، احوس بارها قید مجلسی اور کردند تاغات که هیچ کس از ایشان در مراقبت و کشتن صاحب خود خطا نکرده بودند و هیچ یکی از رییسان این دیه ها ازیشان فوت نشده بود و آن مملوک گر پخته، ایضا پیش احوص آمد با آن سرهای چارگانه.

دین مبین و صلح اسلام تحمیلی عزیز، پس از ۱۴۰۰ سال
جنایت و انسان ستیزی
چون نظر احوص برو آمد، گفت وینک من همین ساعت البته تو را بکشم. آن غلام آن سرهای چارگانه را از تو برد، که با خود داشت بیرون آورد و پیش احوص بنهاد و نام ایشان یاد کرد و گفت که این سرها زان کیستند. احوص سر او را بوسه داد و خوشنود شد و گفت تو فرزند منی، وارث و موروثی کدام نام از نام ها و آزرها دوست نزر داری تا من ترا بدان نام بنهم. گفت مرا "شيبان" نام نه. احوص آن را بدان نام توبه کرد و از جمله و املان خود گردانید و چون آن سرها را در پیش احوص مصفف نهادند و در پهلوی یکدیگر نشاندند، احوص بفرمود کین مجموع آن سرها را در دهلیز سرای برادرش عبد الله نهادند و عبد الله را ازین فکر و تدبیر هیچ نوع خبر نبود و ندانست، چون به وقت سحر رسید، عبدان خواست که ادخول و نمی دانم.


فصل دوم از باب چارم و در ذکر نقض عهد از طرف فارسیان، ۲۰۷
بیرون آیید و مجد رود تا نماز بگزارد و فرا پیش او غلامی چراغی در دست گرفته بود و می رفت چون عبدالله پای در دهلیزها سیاهی را دید که بیش از آن ندیده بود. غلام را گفت که این چه سیاهی است ؟ غلام نظر کرد و گفت ای مولا، این سرهای مرده اند. عيدان صیح زد و کلمه چند استرجاع بر زبان راند و گفت این از عمل و فعل برادرم احوص جهل است که همه مرتکب کارهای بزرگ می شود تا اکنون ارواح ما را در معرض تلف خواهد انداخت و فریادکنان برای احوس درآمد و گفت کجایی ای ظالم این چیست که تو کردی ؟ احوص به پیش او برآمد و گفت این صورت به سبب فی کردن این افست بر ما ایشان به ابتدا بر ما ستم کردند و عهدی که میان ما و ایشان بود بشکستند.

پس حق سبحانه و تعالی ما را بر ایشان فرصت داد و نصرت نمود. عبدان گفت که زود باشد که اصحاب ایشان و اهل این دین ها چون در بامداد آیند و این خبر بدیشان رسد، کردها درآیند و بر ما غلبه کنند. ما چه خواهیم کردن و چه خواهیم گفتن ؟ احوص گفت تو به مسجد رو و مرا با ایشان گزار، چون تو در بامداد آیی، هیچ یکی را ازیشان نه بینی. پس بفرمود تا مجموع آن سرها را در چاهی انداختند.

اسلام دین آدمخواری است که دست اختلاسگران و آدمکشان و متجاوزان را قطع نمی کند،
اما در راستای ضعیف کشی، دله دزدی که خود قربانی جامعه ی فاسد اسلامی است را به
تیغ کینه و نفرت اسلامی گرفتار می کند
چون مردم آن ناحیات در بامداد آمدند و به تماشای آنچه در شب رفته بود معلوم کردند، به همی بر دست عرب مسلمان شدند و بعضی پناه بدیشان آوردند و دیگران در دورها متفرق و پراکنده شدند و ناحيت از دشمنان عبد الله و احوس خالی کردند و این ناحیت بر ایشان مسلم شد. امیران عرب مردم را دلخوشی دادند و خیر و نیکی درباره ی ایشان وعده ها و اولاد بی مقیم شدند و استقامت بافتند و از سر طمانیت و امر ساکن شدند و چون احوم واقف شد، بر آنک برادرش نعیم صاحب سرفن را رها کرده است و او سوگند خورد که من البته او را بکشم و آنجا که از رفتی گرفته است، بستان. عبد الله نعيم را گفت که چند روزی خود را از احوص پنهان و پوشیده دار، بی تمیم بری. رفت تا آنگاه که برادرش ازو خوشنود شد، بی نعیم باز گردید.

راوی گوید که چون عبد الله  و احوص مقیم شدند، نامه نوشتند به یاران عم خود "سائب بن ملک" و ایشان را از دولت و تمکن و منزل و مقام خود آگاه کردند و ایشان را به جانب خود دعوت کردند. پس مجموع به جانب عبد الله و احوص عزیمت کردند و متوجه شدند چنانچه من در اخبار ایشان یاد کرده ام.

۱۳۹۸ اردیبهشت ۱۵, یکشنبه

هشدار دفاع ملی سوئد: "ده ها هزار الله پرست سلفی در سوئد به سر می برند !!

نتیجه ی واپسین گزارش پژوهی که از سوی "دانشگاه دفاع ملی" سوئد منتشر شده است، بازتابی گسترده در رسانه های کشور یافت و به نگرانی های بسیاری در این زمینه دامن زد.


این گزارش پژوهشی، به درخواست "ام اس بی" یا "اداره ی حفاظت از جامعه و آماده سازی بحران" تهیه شده است. در این گزارش پژوهشی، آمده است که شمار الله پرستان سلفی که افراطی ترین فرقه ی اسلام اهریمنی به شمار می رود، در درازنای ده سال در سوئد، ۱۰ برابر شده است. این گزارش گمانه زنی می کند که هم اکنون "ده ها هزار الله پرست سلفی" در سوئد به سر می برند.

در بخشی از گزارش این سازمان معتبر آمده است که "عمامان الله پرست، سوئد را از دید جفرافیایی میان خود بخش کرده و هر کدام با توجه به تفسیر خودشان از قرآن الکزا، در تلاش هستند تا گله های الله پرست و به ویژه الله پرستان رافزی را تحت تاثیر قرار دهند".

"مگنوس رمپستورپ" پژوهشگر دانشگاه دفاع ملی سوئد، ضمن هشدار در رابطه با آینده ی خطیری که سوئد با آن روبروست، به برنامه ی خبری "اکتوئات" تلوزیون سوئد گفت:

"ما در سوئد در وضعیتی گرفتار آمده ایم که از بحث درباره ی مذهب می ترسیم. ما از بحث در رابطه با فرقه های گوناگون اسلام، هراس داریم. باید این ترس را کنار بگزاریم تا بتوانیم تکان بخوریم. ما نمی توانیم تنها برچسب "اسلام هراسی" و برچسب "نژآد پرستی" داشته باشیم. این افراد می دانند که چگونه از آن سواستفاده کنند".


گزارش کامل دانشگاه دفاع ملی سوئد در رابطه با افزایش نگران کننده ی خطر الله پرستی و سلفی گری و اسلام گرایی افراطی در سوئد را از اینجا بخوانید.

منبع: استکهلمیان

۱۳۹۸ اردیبهشت ۱۰, سه‌شنبه

هشت پای تروریسم اسلامی و توجیهات و آزادی کردار علیه آزادی بیان

تروریسم اسلامی که همچون هشت پایی جهان امروز و آینده ی انسانیت و آزادی هایمان را تهدید می کند، از شوخی و گروهک های تروریستی قابل سرکوب گزر کرده و با از هم پاشیدگی خلافت اسلامی عراق و شام (داعش)، تروریست های الله پرست در سرتاسر جهان، مشغول برنامه ریزی برای انجام جنایت های هر چه بیشتر الله پرستانه ی تروریستی هستند.

یکی از تروریست های الله پرست داعشی که در سری لانکا دست به جنایت تروریستی
علیه شهروندان مسیحی این کشور زد
یک سرباز ۲۶ ساله ی الله پرست ارتش آمریکا که پیشینه ی حضور در افغانستان را هم دارد، در حالی که برنامه ریزی کرده بود تا به تلافی یورش به تویله ی اسلامی زلاند نو، دست به اقدامات تروریستی علیه شهروندان نامسلمان آمریکا بزند، دستگیر شد. این تروریست اسلامی، از یاخته های سرطانی و خفته ی داعش بوده است که در همه ی این سال ها توانسته بود هویت تروریستی اسلامی خود را پنهان سازد (منبع).

فرای دو قاره ی اقیانوسیه و آمریکا، خلافت اسلامی هم اکنون اعلام کرده است که سرکرده ی این گروهک "ابوبکر البغدادی" زنده است و از سوی او اظهاریه ای رسمی منتشر کرده که بیان می دارد جنایت تروریستی اسلامی در سری لانکا، در تلافی یورش نیروهای متحد آمریکا به واپسین سنگر داعش در سوریه انجام شده است که در پی آن، این گروهک تروریستی به طور کامل از هم پاشید. دروغگویان چپ و لیبرال در کشورهای استرالیا، زلاند نو و قاره ی اروپا، به منظور انحراف ذهن مردم، پیشتر عنوان کرده بودند که جنایت تروریستی سری لانکا به تلافی آن یورش تروریستی به دو مسجد الکزا در زلاند نو انجام شده بود !!

همایش برگزار شده در سیدنی از سوی گروهک تروریستی حزب التحریر. فضای نشستن زنان و مردان،
 با خط زرد از یکدیگر جدا شده است
همایش تروریست های الله پرست گروهک اسلامی حزب التحریر در سیدنی،
که خواهان برپایی قوانین کزایی شریعت اسلامی در استرالیا هستند
الله پرستان یکی از نامحترم ترین و نابردبار ترین انسان ها در همه ی زمین برشمرده می شوند
و در عین ناسپاسی ا زپذیرندگان نامسلمان خود، آنها را نجس و کافر و حرامزاده می خوانند. در
این تصویر، یک غلاده الله پرست خواستار برپایی شریعت خونبار اسلام اهریمنی در استرالیا
شده است. این تروریست، هموند گروهک حزب التحریر استرالیاست که در این کشور فعالیت
قانونی دارد !! 
از سوی دیگر، هم اکنون اعلام شده است که شهر الله پرست نشینی در سری لانکا به نام "کاتانکودی" (Kattankudy)، مرکز تولید و صدور اسلام تروریستی ناب محمدی بوده و این شهر است که در پس جنایت تروریستی این کشور قرار دارد (منبع).

این شهر الله زده، از دهه ی ۱۹۸۰ میلادی با پول های هنگفت خلافت اسلامی در صحرای عرعربستان، آغاز به توسعه پیدا کرد. مسجد جامع الکزای کاتانکودی، به سبک تویله ی "الاقصا" در اسراییل ساخته شده است که نماد الله زدگی این شهر می باشد. "حزب الله" (M.L.A.M. Hizbullah) فردی است که از سوی رژیم عرعربستان، پول و طرح ساخت یک حوزه ی علمیه در این شهر را پرداخت کرده بود.


در حالی که دولت بودایی سری لانکا تلاش دارد تا ازدواج با کودکان و چند همسری در این کشور را غیر قانونی اعلام کند، اما تروریست های اسلامی صحرای سعودی، با دخالت در امور داخلی این کشور، گله های الله پرست سری لانکا را تحریک کرده بودند که با این قانون مخالفت کنند.

در سال ۲۰۰۴ بود که تروریست های الله پرست تربیت شده ی وهابیان عرعربستان سعودی، آغاز به یورش به سوفیان یری لانکا کردند، سوفیانی که خود فرقه ای عرفانی از اسلام اهریمنی شمرده می شوند.

الله پرستان به مانند بمب های ساعتی هستند که هر آن احتمال انفجار آنها وجود دارد. در همین گیر و ویر، الله پرستان تروریست استرالیا، دست به یک ژانگولر بازی تازه ی دیگر هم زده اند و خواستار برپایی قانون تحمیلی شریعت خونریز اسلامی اهریمنی در این کشور آزاد شده اند (منبع).

توضیح ویدیو:
یکی از سرکردگان گروهک تروریستی حزب التحریر که در استرالیا فعالیت قانونی دارد:
به بچه هایم گفتم که در مدرسه، برای سرود ملی کشور از جایتان بلند شوید، اما آن را نخوانید !!

یک گروهک تروریستی اسلامی به نام "حزب التحریر" که هنوز جرات به اقدام به ترور نکرده است، در بیانیه ای در این باره یاوه سرایی کرده است که:

"ما به دروغی کشانده شده ایم که به آن بردباری، گوناگونی و چند فرهنگی می گویند. به ما لفاظی پذیرش گوناگونی خورانده شده. تا مردم گوناگون و اندیشه های متفاوت و دین های جورواجور را بپذیریم تا آنچه که مستلزم تشخیص واقعیت آنهاست را از دست بدهیم. ما قوانین حدود بربری اسلام را پیاده خواهیم کرد".

هر گاه که خشونت اسلامی تحمل می شود،
این خشونت اوج می گیرد.

۱۳۹۸ اردیبهشت ۹, دوشنبه

توحش اسلامی در صحرای عرعربستان، یک نوجوان ۱۶ ساله را به جرم فرستادن پیامک از راه واتسپ گردن زد

تروریست های الله پرست دولت اسلامی عراق و شام (داعش) در حال گردن زدن یک انسان
حرامزاده ی خلیفه زاده ی اسلام "محمد بن سلمان" که دستور اره کردن، سوزاندن و چال کردن لاشه ی مزدور پیشین خود "جمال قاشقچی" را صادر کرده بود، این روزها و در پی ورود منتقد نفوذی برگشته به کنسولگری خلافت اسلامی عرعربستان در استانبول، به شدت از انتقادها از این جرثومه ی حرامزادگی و پلشتی کاسته شده است.

اما این پایان جنجال آفرینی این بی شرف نیست.

شادی صدر مشاور فاحشه ی هاشمی و از تروریست های تجزیه طلب پان عرب
خلافت اسلامی در صحرای عرعربستان، سال هاست که به اعدام مخالفان سیاسی و مذهبی مشغول است و آنها را سر می زند. ترور ۳۷ مخالف مذهبی این رژیم اسلامی که در قالب اعدام دسته جمعی آنها صورت گرفت که بیشتر آنان از شیعیان بودند، محکومیت های گسترده ی بین المللی از جمله از سوی ملل متحد را به دنبال داشت. در این اعدام ها، چند نوجوان زیر ۱۸ سال نیز وجود داشتند که به اصطلاح مدافعان حقوق بشر کزایی همچون "شادی صدر" و "شادی امین" که خود از جمله تروریست های تجزیه طلب پان عرب هستند، نسبت به این جنایت اسلامی خفه خون گرفتند.

چپ: عبد الکریم الحوائج یکی از گردن زده شدگان در خلافت اسلامی صحرای عرعربستان
راست: مجتبا السوکت دیگر نوجوان گردن زده شده ی به دست خلافت اسلامی عرعربستان
"عبد الکریم الحوائج"، نوجوان ۱۶ ساله ای بود که از سوی خلافت اسلامی ریاض گردن زده شد. او تنها به جرم فرستادن پیام از راه پیام رسان واتسپ و به بهانه ی "تروریسم"، از مدرسه بیرون کشیده، زندانی شده و سپس در سن ۲۱ سالگی و در حالی که ۵ سال از عمر خود را در زندان های دژخیم اسلامی گزرانده بود، گردن زده می شود !!

عفو بین الملل، بیدادگاه وی را یک کلاهبرداری و یک نمایش تهوع آور خواند.

"مجتبا السوکت" دیگر نوحوان گردن زده شده در عرعربستان است. او که قصد داشت تا تحصیلات خود را در دانشگاه میشیگان غربی دنبال کند، به جرم حضور در تظاهرات ضد حکومت اسلامی دستگیر شده و به همین جرم هم سلاخی می شود. او که در زمان دستگیری تنها ۱۷ سال سن داشت، به شدت مورد شکنجه قرار می گیرد و فلک می شود. هتا دانشگاه او قصد دخالت در این مورد را داشت و بیان کرد که او نسبت به حکومت اسلامی متعهد است تا بلکه او را از اعدام برهاند.

کرنش "حسین اوباما" رییس جمهور دمکرات آمریکا در برابر خلیفه ی اسلامی صحرای عرعربستان
مجتبا السوکت هتا پذیرفته بود اعتراف نامه ای را امضا کند که جرم هایی را به او منتسب می کرد که وی درگیر آنها نبوده تا بلکه از این راه از شکنجه و اعدام رهایی پیدا کند !!

این اعدام ها در ام القراهای جهان اسلام در ریاض، مکه ی مکرمه و مدینة النبی، پاییتخت های جهان اسلام انجام گرفتند.

کمینه ی شیعه ی عرعربستان، در استان "قاسم"، استان خاوری صحرای عرعربستان زندگی می کنند. یکی از افراد گردن زده شده نیز، پس از اعدام به صلیب کشیده و پیکر او برای ایجاد ترس در دل بقیه ی مردم به نمایش گزاشته شده بود. این جنایتی است که در صورت جرات کردن به سخن گویی علیه خلافت اسلامی عرعربستان در آن صحرا، انتظار هر کسی را می کشد.


تفاوتی میان اسلام در هیچ جای جهان وجود ندارد. جنایات داعش، ادامه ی همان جنایت های راسولولا است که در همه ی کشورهای الله زده ی کنونی نیز به تمامیت اجرا می شوند و سرکردگی جنایات اسلامی را دو رژیم شیعه و سنی جمهوری اسلامی و عرعربستان سعودی بر عهده دارند.

اسلام انسان ستیز را ممنوع کنید...

از خود بپرسید چرا مجاهدین خائن خلق در این باره خفه خون گرفته اند !!

منبع

۱۳۹۸ اردیبهشت ۸, یکشنبه

فاطمه ابراهیم و یک عشق مادری الله پرستانه

مغزشویی های رونده ی هر روزه، به ویژه مغز شویی های دینی و به طور خاص مغز شویی اسلامی را دست کم نگیرید. متوجه باشید که هر الله پرستی که دور و بر خود می بینید، به شکلی توانمند، مغزشویی اسلامی شده است.

جنایت تروریستی گروهک الله پرست داعش در سری لانکا، قلب انسانیت را به درد آورده است
این یک خبر هولناک بود که چند غلاده الله پرست تروریست، خود را در میان دیگر باورمندان به خدای موهوم دیگری به جز الله مدینه، منفجر کردند تا با کشتن بیش از ۳۰۰ تن از مسیحیان، یک راست و بدون گزرنامه و روادید، با تضمینی الهی و الله پسندانه وارد بهشت الکزا شوند. این خبر آنچنان مهلک بود که رسانه های ابواب جمعی استعمار فرهنگی و رسانه ای که کارشان آب به آسیاب ریختن دستور کار جهانی سازی اسلام است، این جنایت تروریستی اسلامی را به شکلی مغلطه آمیز و کاملن بی ربط، و تنها بر اساس ادعای خود تروریست های الله پرست داعشی، به جنایت تروریستی در زلاند نو مربوط ساختند تا افکار توده ها را از واقعیت مسلم منحرف ساخته باشند.

آزادی بیان است که این متن را می نویسد و این صدا تا احقاق حقوق انسانی انسانیت، تا روزی که مرگ جان مرا برباید، خاموش نخواهد شد.

به عنوان خداناباور و یک انسان، با همه ی دردمندان جهان از مومن و ناباور، همدردی می کنم
باید بدانیم که تروریست سپید پوست زلاند نو که جان الله پرستان را در مراکز مغزشویی اسلام موسوم به مسجد، در آن کشور گرفت، خود را به عنوان یک "کمونیست مائویی" و یک "فاشیست محیط زیستی" معرفی کرده است. با توجه به آنکه اتحادیه ی مسخره و فاشیست اروپایی، خود از هزاران لیبرال باز و سوسیالیست و حزب سبزی به اصطلاح هوادار محیط زیست آکنده است، البته که آنها این واقعیت را کتمان کرده و سانسور نموده اند که تروریست زلاند نو، دارای افکاری از سنخ افکار خودشان بوده است و نه یک مسیحی.

بیشتر بخوانید: یورش خونبار تروریسم اسلامی در سری لانکا، یورش به نماد باززایش در مسیحیت و شیعه بود

اما آنجا که گروهک تروریستی و الله پرست خلافت اسلام عراق و شام (داعش)، جنایت تروریستی خود را علیه مسیحیان در سری لانکا را در تلافی و انتقام از جنایت تروریستی در زلاند نو جا می زند، همان بوق های رسانه ای دریوزه ی اروپایی، به کون آن یاوه سرایی می چسبند و به شکلی تهوع آور و نخ نما، استفراغ های داعشیان الله پرست را آنچنان در تلوزیون و اینترنتشان لیس می زنند تا این وهم برای ناآگاهان به وجود آید که سخن داعش درست است !!

اسلام تروریستی باید در سراسر جهان ممنوع و غیر قانونی اعلام شود. با اسلام اهریمنی
همراهی و مماشات نکنید
تروریست های الله پرست داعش در سری لانکا اما، از طبقه ی فقیر و تیپا خورده نبودند، بلکه از زراندوزان خودبرتربین آن کشور بوده اند که تجارت و بازرگانی می کرده اند.

"فاطمه ابراهیم" که یکی از مادینه های تروریست در جریان جنایت سری لانکا بود، خود یکی از اهداف شناسایی شده ای بود که پلیس سری لانکا به سراغ او رفت تا او را بازداشت کند. اما این مادینه که در شکم خود کودکی داشت و با آنکه دو فرزند دیگر او هم در کاخ محل زندگیش بودند، کلید بمبی را فشار داد که خود و همه ی خانواده اش، یعنی فرزندان بیچاره و بی پناهش را به همراه چند افسر پلیس باشنده در محل، به هوا فرستاد تا با ورود فوری به بهشت موهوم، رستگار شود !!

اینها چنین موجودات خطرناکی هستند که امروزه در سرتاسر جهان و اروپا پراکنده شده اند و جمهوری اسلامی سوئد به هزاران غلاده از تروریست های داعشی اجازه داده است که وارد این کشور شوند، در خانه های سوئدی زندگی کنند و به مراکز خرید سوئدی بروند و حضور نفرت بار و پر کینه ی انسان ستیزانه ی خود را در سراسر این کشور، به شکل تهدیدی بالفعل، همراه خود جابجا کنند.

جنایت تروریستی اسلامی در سری لانکا، یورش به بازازیش در هم زمانی دو جشن شیعی
و مسیحی بود 
سوئد تدبیل به آنچنان جای خطرناکی شده است که حضور در مراکز همگانی، خطر مرگ را به دنبال دارد !!

مغزشویی اسلامی را و الله پرستان خوش خرام و خوش پوش و به ظاهر متمدن را نباید دست کم گرفت و وهم برداشت که آنها به مانند دیگر مردم، در اندیشه ی دوستی و زندگی مسالمت آمیزند. آنها برای نابودی آزادی و انسانیت در اروپا و سراسر جهان، بسیج شده اند و آمده اند تا یا جانمان را بگیرند یا ماموریت لندن و برلین و پاریس را به پیش ببرند که با حذف آزادی های بنیادین در هازمان های آزاد اروپایی، نویدگر آغاز فاشیسم اتحادیه ی اروپایی و حکومت جهانی تاریکی باشند.

در برابر یورش تاریکی به روشنایی، سکوت نکنید که اگر سکوت کردید، نه ستمدیده که هم دست جنایتکاران خواهید بود.

به این شب خوش تاریکی، با مهربانی رفتار نکنید. روزگار کهن باید بسوزد و در پایان روز، دیوانه وار باید خروشید. در برابر مرگ روشنایی به خشم آیید. گر چه خردمندان از سوی خود می دانند که تاریکی حق دارد، چرا که سخنانشان هیچ آذرخشی را برنینگیخته است و از برای همینست که به آن شب خوش، روی خوش نشان نمی دهند. برخیز و خشم بورز در برابر مرگ روشنایی