Google Ad

‏نمایش پست‌ها با برچسب کردستان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب کردستان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۸ تیر ۱, شنبه

سیمای مشترک کردهای قهوه ای و گروهک تروریستی مجاهدین خائن خلق

گروهک مصدق الهی مچاله های چپ خلقی یا همان فرقه ی رجوی، گروهکی برخاسته از آرمان تروریست های چپ اسلامی به منظور ایجاد جنگ داخلی و خیابانی علیه پادشاهی مشروطه ی ایران است که در خیانت به میهنمان ایران، موفق به ربودن گوی پستی و بی شرافتی از دیگر حرامزادگان ایران ستیز شده است.

سال دوم فاک (فرار از کرکوک کردی) فرخنده باد
میان دو گروهک تروریستی مجاهدین خلق و پانکردهای تجزیه طلب از جمله گروهک تروریستی دموقراط کوردلستان، سیمایی مشترک وجود دارد که جا دارد در روزگار دوم فاک (فرار از کرکوک)، بدان پرداخته شود.

در حالی دشمنان یکپارچگی ایران عزیز بر سر تکه پاره کردن میهنمان همسو و هم دست بوده و هستند که هر دوی این گروهک های تروریستی از آغاز خود را ایرانی جا می زدند و داعیه ی میهن دوستی می داشتند تا بلکه از رهگزر این فریب کودنانه، بتوانند خیلی از مردم ناآگاه را به سوی خود جذب نمایند.

در جنگ هشت ساله ی ایران و عراق که عامل اصلی به وجود آمدنش، همانا فتنه ی "خمینی حرامزاده" به دستور لندن و آمریکای دمکرات بود، کردهای قهوه ای یا پلاستیکی، در همسویی با رژیم ولایت فقیهی که پیشتر آنها را در استان کردستان به باد کشتار گرفته بود، بدین انگیزه که زور زده باشند تا بلکه خاک عراق را در شمال این کشور، از آن تجزیه نمایند، به مزدوری جمهوری اسلامی درآمدند و گروهک های تروریستی کومله و دمقراط با پشتیبانی همه جانبه ی پولی و تسلیحاتی رژیم اسلامی، علیه حاکمیت ملی عراق تفتگ به دست گرفتند.

گروهک تروریستی مجاهدین خلق، پیروان راستین نخستین پفیوز تاریخ معاصر ایران،
هزرط "محمد مصدق دله السلطنه" هستند که در اجرای فرمان های خیانت آمیز آن
قهرمان خائن، لحظه ای را در دشمنی با ایران عزیز هدر نداده اند
در دیگر سو، فرقه ی خائن رجوی که در خیانتش به ایران و انقلاب بزرگ مشروطه و قانون اساسیش که میراث آن انقلاب ملی بود، به زیر دشداشه ی عرب ایران ستیزی به نام "صدام حسین التکریتی" درآمدند که نام جنگ خود علیه ایران را به یادمان تجاوز الله پرستان عرب صحرانشین ۱۴۰۰ پیش، "قادسیه ی دوم" خوانده بود.

"مسعود رجوی" ایدزی کننده ی "مریم قجر دو شوهر"، در سال ۶۵ ف. خ. (فرار خورشیدی) از پاریس به عراق رفت و در زرزر تلوزیونی خود بیان داشت که به عراق می رود تا "بر کوه ها آتش بیفروزد" !!

گروهک تروریستی مجاهدین خلق البته چندین بار با نیروهای ایرانی و به سود ارتش متجاوز و اشغالگر عراق، وارد جنگ با ایرانیان شد که از جمله ی آنها، سه جنگ سبکمند را به مورد اجرا گزاشت که مفتضحانه ترین آنها، یک شکست سنگین و کامل در عملیات موسوم به "فروغ جاویدان" بود که بیش از ۳۰۰۰ الله پرست چپ اسلامی متعلق به این گروهک تروریستی، در خاک ایران به هلاکت رسیدند.

پس از پنجاه سال فعالیت تروریستی گروهک تروریستی مجاهدین خائن خلق علیه ایران عزیز،
مردم ایران در قاموس ده ها هزار تنی، در خیابان های شهرهای گوناگون میهن، فریادهای
"رضا شاه روحت شاد" و "ای شاه ایران برگرد به ایران" را سر دادند و این در حالیست که
خواست ملی مردم برانداز درون مرز، هرگز به کام این گروهک تروریستی خوش نیامده است و
از اینرو، با تحریف شعارهای مردم علیه جمهوری اسلامی، برای باری دیگر به ماتحت مصدق
حرامزاده، آن بزرگ بت خائن خود چسبیده اند و روح کزایی آن حرامزاده را شاد می خواهند
رادیو مجاهد که می خواست این شکست را یک پیروزی و افتخار جا بزند، با سخنانی احمقانه و بی تدبیرانه بیان داشت که تروریست های این گروهک موفق شده اند تا ۵۵.۰۰۰ سرباز ایرانی را در نبردی که رژیم اسلامی آن را "عملیات مرصاد" می خواند، کشتار کنند.

هدف از این سخن این بود تا روحیه ی کاملن از دست رفته ی تروریست های فرقه ی رجوی را بازسازی کرده و به دشمن خونی خود این شکست را از اینروی تحمیل کرده باشد که هر چند درست است که فروغ جاویدان به سرانجام دلخواه مجاهدین خائن خلق نرسید - و از اینرو عملیاتشان با شکست روبرو شد -، اما توانسته بودند ۵۵.۰۰۰ سرباز وظیفه و پاسدار را به قتل برسانند.

این بیشعوری ویژه ی مجاهدین، یکی از بی تدبیرانه ترین واحمقانه ترین واکنش های این سازمان تروریستی در اجرای برنامه هایش بود !!

نعره های "مرگ بر ایران" کون سوختگان پانکرد و کردهای قهوه ای در ام اقرای جهان اسلام، لندن

اما رژیم سرا پا تقصیر جمهوری اسلامی، این بیشعوری مجاهدین را به سود خود مصادره کرد و در حالی که از یکسو آمار کشته شدگان سربازان ایرانی در عملیات مرصاد را ۳۳.۰۰۰ تن اعلام می کرد، به تلافی کشته شدن آن افراد، به سراغ زندانیان به اصطلاح سیاسی مجاهدین و فداییان خائن خلق رفت و درست به همان اندازه که مجاهدین از سپاهیان و سربازان ایرانی کشته بودند را در زندان های دژخیم اسلامی به دار هلاک گرفتار کرد.

اقدام جمهوری اسلامی نیز که به خیال خام خودش، تدبیری هوشمندان و انتقام جویانه بوده است، هم اکنون یکی از برگ های خونبار و ننگین حاکمیت ولایت فقیه ارتجاع اسلامی محسوب می شود که هرگز نخواهد توانست از این جنایت جنگی دیگر خود رها شود.

الله پرستان تروریست مارکسیست گروهک تروریستی مجاهدین خلق، پیروان راستین
محمد مصدق دله السلطنه هستند. ادای احترام مریم قجر دو شوهر به فرتور ناپاک مصدق، آن
خائن قهرمان را در تصویر می بینید
از اینرو، مجاهدین خلق و رژیم جمهوری اسلامی، نه تنها هیچ یک مورد پسند ایرانیان میهن پرست نبوده و نیستند، که میهن پرستان پادشاهی خواه به خوبی می دانند که تفاوتی میان عن و گه وجود ندارد !!

گروهک تروریستی دمقراط کوردکستان نیز که عمری را در مزدوری رژیم اسلامی به دشمنی با حاکمیت ملی عراق می پرداخت، پسین ها که از همین ارباب خود سیلی خون آلودی خورد، به زیر ابای انگل ها درآمد و با تحریک دشمنان منطقه ای و فرامنطقه ای، شمشیر خود در دشمنی و ایران ستیزی را از رو بست و با اعلام جنگ مسلحانه به سبک دله موش های مجاهدین خلق، اقدام به انجام عملیات های تروریستی بسیاری علیه شهروندان و تمامیت ارضی ایران عزیز نمود.

این گروهک تروریستی که جملگی آنها را کردهای قهوه ای و پلاستیکی تشکیل می دهند، همگی از افراد پست و بی سواد و فقیر دله دهات ها و غارهای کردستان به عمل آمده است که سر جمع سواد آنها به دیپلم دبستان هم نمی رسد !!

گروهک تروریستی مجاهدین خلق، روزگاری از جمله مزدوران و
سیاهی لشگران خرابکار خمینی حرامزاده بود که پیش از اقدام
تروریست های سپاهی، به رایزنی آمریکا در تهران یورش برده
و آنجا را اشغال نمود
بنا به اعتراف خود گروهک تروریستی دمقراط کوردلستان، جمهوری اسلامی توانسته است تنها از این گروهک به تنهایی، ۵.۰۰۰ تروریست را لاشه سازی کند !! در واپسین اقدام ایران علیه این گروهک ترویستی که ستاد فرماندهیش در اقلیم خودسر کوردلستان واقع است، موشک های دسته چندم ایرانی توانستند با دقت نقطه زنی صد در صدی، مقر فرماندهی و نشست فرماندهان این گروهک را با خاک یکسان کرده و شماری از سرکردگان تروریست ها را راهی بهشت الکزا نمایند.

همانگونه که تاریخ ثابت کرده و اگر لازم باشد، هزار بار دیگر هم آن را در کون دشمنان ایران ثابت خواهد کرد، قتار فشنگ بندی و ترقه بازی مشته هرزه ی تجزیه طلب چپ و یا اسلامی و مصدق الهی، هرگز نتوانسته و نخواهد توانست تمامیت ارضی ایران را نابود سازد.

تنها موردی که جنگ مسلحانه و شهری، منجر به پیروزی تروریست ها و خرابکاران شد، همان شورش شوم ۵۷ بود که از پشتیبانی بی چون و چرای روسیه ی شوروی، انگل ستان، فرانسه و آلمان سوسیالیست چپ و آمریکای دمکرات برخوردار بود که با استفاده ی ابزاری از تروریست های فدایی و مجاهد در ایجاد جنگ های شهری، رژیمی اسلامی به سرکردگی آخوندها به بار نشست که چون این دیو به دست این تروریست ها از چراغ خود بیرون آمد، نخست و پیش از همه ترتیب خود آنان را داد !!

بتول میرزایی از سرکردگان بلند پایه ی گروهک تروریستی مجاهدین خائن خلق، در کنار
"نانسی پلوسی" پیره سگ انگل دوست فرقه ی دمقراط آمریکا دیده می شود
به یاد و نام جاویدنامان میهن پرستمان زنده یادان نخست وزیر "شاهپور بختیار" و "فریدون فرخزاد"، ایران روزی آزاد خواهد شد و آن روز زیاد دور نیست و انگل ایس ها هم نمی توانند مدت درازی خمینی ها را بر سر قدرت نگاه دارند.

مشروعیت رژیم درمانده و مفلوک اسلامی، امروزه تا بدان حد مایه ی خنده و فضاحت شده است که درست بیخ گوش مزدوران رژیم، مردم در انجام نافرمانی های مدنی از یکدیگر پیشی می گیرند و زود باشد که میهن عزیزمان ایران، بار دیگر به یک پادشاهی مشروطه و سکولار بازگردد و خط پیشرفت همه جانبه را از سر گیرد.

۱۳۹۸ فروردین ۱۰, شنبه

تجزیه ایران تنها به سود استعمارگران و استثمارگران است؛ و فدرالیسم قومی سرانجامی جز تجزیه ی کشور ندارد

به یادگار اعلا حضرت رضا شاه بزرگ در نجات کردستان همیشه ایرانی از
دسیسه ی روسی "ملا قاضی محمد" پانکرد تجزیه طلب
بیانیه ای از سوی "دفتر سیاسی حزب دمکرات کردستان" (دقیقن به همین شکل) زیر عنوان "کردها حق دارند خواستار حمایت بین المللی گردند" منتشر شده است که کاملن و از هر جهت، نشان از انگیزه ی پلید نویسندگان بیانیه دارد و قصدی جز تجزیه طلبی از آن مفهوم نمی شود. بیانیه پس از بیان و شرح وضع لیبی که شورای امنیت ملل متحد علیه دیکتاتوری قذافی قطع نامه تصویب کرد و ارتش اروپایی آمریکایی ناتو در لیبی دخالت نظامی کرد و منجر به جنگ داخلی در آن کشور شد، از همان منابع و نیروها درخواست کرده است که به یاری کردها نیز بشتابند و کردها را از دست چند کشوری که قوم کرد در آنها اقامت دارد و زندگی می کند، نجات دهند؛ و سرانجام استقلال کردها را تامین سازند.

هتا در بیانیه، واژه ی ایران پس از نام حزب دمکرات حذف شده است و اعلامیه، حزب دمکراتی را معرفی می کند که یا بین المللی است و یا حزبی است متعلق به تمام نقاط کردنشین چار کشوری که کردها در آن زندگی می کنند و به هر تقدیر معلوم نیست کدام کردستان مورد نظر نویسندگان است. 

با بررسی و پرس و جویی که دوستان هم اندیش به کار بردند، معلوم شد این بیانیه مربوط به حزب دمکرات کردستان ایران نیست و از سوی آن حزب صادر نشده، بلکه از سوی شاخه ای از این حزب که سال ها پیش از حزب مادر انشعاب کرده و جدا شده است، تهیه و پخش شده است.

تروریست های پیشمرگه متعلق به گروهک های تروریستی و تجزیه طلب در اقلیم
خودسر کوردکستان
من نمی خواستم وارد این بحث شوم و خود را با متعصبانی درگیر کنم که برتری جویی قومی ذهنشان را از هر چه مفهوم میهن پرستی و احترام به یگانگی مردم کشور خویش است، پاک کرده است. برای این گروه و اینگونه مردمان، کشور ایران مملکتی غریبه و بیگانه است و ناچار استقلال و تمامیت ارضی چنین سرزمینی، برای آنها جنبه ی فانتزی دارد. مشکل آن دسته ی اندک شمار از کردهای زاده شده در ایران که چنین بیانیه ای را پخش می کنند، در این است که با وجودی که نعل وارونه می زنند و نشانی غلط می دهند تا سخن و دیدگاه خود را به گوش باور برسانند و به وهم خویش مخاطب خود را فریب دهند، از جهان سیاست نیز توقع دارند که این فریبکاری را نبیند و گواهی و رای مثبت نسبت به خواست ناپسند و خلافشان صادر کند.
 
هیچ نزدیکی و ارتباطی بین آنچه در لیبی رخ داده و درجریان است، با وضع کرد و کردستان وجود ندارد. کسانی که چنین رابطه ای را درست کرده و می سازند، یا نا آگاهند و یا فریبکار و در این سنجش بی اصل و مناسبت، هدف های شوم ضد ایرانی خود را جستجو می کنند.
 
مردم یک کشور مستقل به نام لیبی با چند گونه قوم و قبیله، ۴۲ سال در زیر آتش استبداد یک دیکتاتور دیوانه سوخته و ساخته اند و در زمانی که با کمک یکدیگر به پرخاش و اعتراض برخاسته اند، چون از یک سو فریادها و توانائی هایشان در برابر نیروی نظامی دیکتاتور هیچ بوده است و از دیگر سو، جهان آزاد بیش از این دیوانه بازی های حاکمشان را تحمل نیاورده، قوای خود را به بهانه ی پشتیبانی از آن مردم و به دفاع از آنان، به میدان فرستاده و تصمیم به تظاهر به هم دردی و همراهی با این مردم گرفته است. این چه ربطی به قوم کرد و به ویژه کرد ایرانی دارد که به هرتقدیر و علت، در بین چار کشور پراکنده است و به چند گونه گویش به نام کردی گپ می زنند و بیشترشان سخن همدیگر را نمی فهمند ؟
 
"سالار جاف"، میهن پرست کرد ایرانی که به خاطر مبارزه علیه رژیم ولایت فقیه،
از سوی چپ های اسلامی و مارکسیستی اعدام شد
من اعلام می کنم که قوم کرد در ایران مانند دیگر ایرانیان از حکومت به شدت ناخرسند است، اما از این که ایرانی است به خود می بالد. تنها خواسته ی مهمش این است که هم تراز با مردمان کشورهای آزاد و دمکرات، از نعمت آزادی و دادگری برخوردار باشد و هم ردیف با دیگر مردم هم میهنش ارزیابی شود تا در سایه ی آزادی و دمکراسی، به آن هم سانی و برابری برسد.

به سخنی روشن تر، هم میهن دست دوم به حساب نیاید !! هم اکنون بیشتر نزدیک به اتفاق کردها در کردستان ایران و درون میهن، جدا از استبداد آخوندی، از آرامش نسبی برخوردارند و همانند دیگر مردم ایران زمین، ستم و حماقت حکومت اسلامی را نظاره گر بوده و ضمن تحمل، با آن مخالفند. این مردم در شمار بیشینه، نه از فدرالیسم خبری دارند و نه به جدایی از ایران می اندیشند. اینگونه سخنان که به شدت بوی جدایی و تجزیه طلبی از آن استشمام می شود، تنها در درون گروهک های سیاسی ایی که خود را قیم مردم کرد می دانند، جریان دارد و به صورت هدف و اساس نامه ی این گروهک ها درآمده است. مردم کرد از این بند بازی ها حیرانند و هیچ خبر ندارند و این جاه طلبان و سیاست بازان را نمی شناسند.

از سوی دیگر، تاریخ در هیچ جا نشانی به دست نداده است که کردها زمانی مستقل بوده و کشوری داشته باشند و یا در کتاب های جغرافیایی سراغ نداریم کشوری به نام کردستان بر روی کره ی زمین دیده شده باشد؛ زیرا به یقین همه ی سرزمین کردستان در بیشتر زمان های گزشته، همواره بخشی از جهانگیری شاهنشاهی و بخشی از کشور مستقل ایران بوده است. این موضوع را تاریخ چه در زمان مادها و چه در دوره ی هخامنشیان و سپس به هنگام حکومت سلوکیان و سرانجام دودمان ساسانیان، همیشه گواهی داده و به ما نشان می دهد. پس از یورش اعراب چادر نشین و غارتگر به جهانگیری ما و شکست ساسانیان و برقراری رژیم امریالیستی اعراب الله پرست نیز، کردستان همانند دیگر بخش های ایران، همراه دیگر مردم ایران و میهن پرستان و مانند دیگر نواحی ایران، به ناچار مطیع نیروی اشغالگر و خلفای عرب بوده است تا سرانجام این سرزمین را حماقت و تعصب مذهبی پادشاهان صفوی، به دو نیم کرد و نیم بزرگش را در جنگ های پر زیان مذهبی از دست داد و نصیب امپریالیسم خلفای عثمانی که با شیعیان صفوی همواره در جنگ بودند شد و نیم کوچکش در دامن مادر میهن باقی ماند. البته بلاهت پادشاهان قاجار نیز در بخشی از این مصیبت دخیل بوده است و آنان نیز بخشی را به تاراژ دادند.
 
مادران کردی که به خاطر شهادت فرزندانشان به دست تروریست های پیشمرگه ی کومله
کشته شدند، در سوگ و غمگساری فرو رفته اند
آن نیمه ی بزرگ تر، پس از شکست و تجزیه ی کشور پهناور عثمانی به دست استعمارگران بریتانیایی و فرانسوی، بین سه کشور عراق و ترکیه و سوریه بخش شد و شمار انبوهی از مردمان کردی که از هر نظر ایرانی بودند و فرهنگ ایران را پاس می داشتند، به زیر چیرگی دو فرهنگ ناهمگون با فرهنگ کرد و ایرانی یعنی ترک و عرب افتاد. بخش بزرگش به ترکیه رسید و بخش کوچکش به عراق واگزار شد. 

بنا بر این، همه ی بخش های این سرزمین همیشه جزو کشور بزرگ ایران و همراه ایران بوده است. در نتیجه، ادعایی به این مفهوم که "ما بازگشت استقلال خود را خواستاریم"، امری تازه ساز است و در هیچ تاریخی نشانی از استقلال کردستان به چشم نمی خورد. گر چه برخی از سرکردگان قبیله های کرد و عشیره های کردستان عثمانی در ۳۰۰ سال گزشته، به مخالفت با حکومتشان برخاسته و بیشترشان پیه زندان و تبعید و هتا مرگ را هم به تن مالیده و ناموفق بوده اند، اما در هیچ گوشه ی تاریخ ایران ما، نام و نشانی از کشور کردستان نمی یابیم. بنا بر این، ادعای حضرات برای برگرداندن وضع گزشته، نابجا و بی بن مایه و بی ریشه است. پخش این بیانیه از سوی چند نفر انگشت شمار کردنما که از کشورهای نیرومند جهان یاری برای رسیدن به استقلال و جدایی از ایران را در سر پروریده و طلبیده اند، جز خباثت و خیانت نامی دیگر ندارد.

محمد علی مهرآسا

سال ۲ اُم "فاک" (فرار از کرکوک) فرخنده باد

در آستانه ی سال ۲ اُم "فاک در ۱۱ اُم فروردین ماه هستیم، سالروز فرخنده ی فرار پانکردهای اشغالگر از کرکوک و سنجار و چند شهر کوچک دیگر.

تروریست های پیشمرگه ی پانکرد که هم زمان کلید طرح اسراییلی، انگل ایسی تجزیه ی منطقه را با همه پرسی غیر قانونی در اقلیم خودسر کوردلستان زده بودند، با پخ نیروهای مردمی عراق، فرار را بر قرار در کرکوک ترجیح دادند.

این پیروزی از آنجا برای ایرانیان میهن پرست دو چندان اهمیت می یابد که "داریوش سوم" پیشتر در نبردی با اشغالگران مقدونی و یونانی، در جنگی در همین منطقه شکست خورده بود، اما امروز نه نشانی از یونان و تمدن اشغالگر یونانی آنجاست و نه نشانی از مزدوران اشغالگر پانکرد.
این مقاله چند ماه پیش نوشته شده و فراموشی سبب شده است که در محاق بماند و امروز منتشر شود. به هر حال بحثی است که همیشه تازه است.

۱۳۹۷ اسفند ۲۷, دوشنبه

فدرالیسم قومی و تضاد با ساختار تاریخی فرهنگی ایران

هویت ایران و ساختار آن در دهه ی پایانی سده ی بیستم و سال های آغازین سده ی بیست و یکم، به یکی از مهم ترین موضوعات پژوهش‌ های سیاسی و جامعه شناختی و فرهنگی بدل شده است.


با پایان یافتن جنگ سرد و فروپاشی اتحاد شوروی، پژوهش های مرتبط با ملیت و قومیت، شتابی دو چندان گرفته است. فروپاشی کشورهایی همچون شوروی، یوگسلاوی، چکسلواکی و بحران های کنونی در کشورهایی چند قومیتی همچون عراق و ترکیه، این باور را در میان برخی کانون های اندیشه و سیاست برانگیخت که رشته فروپاشی های دیگری نیز در دیگر کشورهای مشابه در راه خواهد بود. در ایران نیز، اینک این تکاپوهای جهانی، برخی جریان های خفته ی سیاسی و فکری همانند پانترکیسم، پان عربیسم، پانکردیسم و پان بلوچیسم را واداشته تا با خوش بینی و ساده اندیشی، در پی به بار نشاندن آرمان های تجزیه طلبانه ی خود برآیند.

گر چه نوشتارها و دید گاه های جریان های قومگرا، بیشتر سطحی بوده و جنبه ی سیاسی مکتبی و یا روزنامه نگارانه و احساسی داشته است تا پژوهش های علمی مبتنی بر واقعیت های تاریخی و فرهنگی و جغرافیایی ایران، اما به دید می‌ رسد آنها خود نیز آگاهند که تجزیه ی ایران هم اکنون بیشتر به رویایی دست نیافتنی می ماند و اینجاست که بخش "عملگرای" آنها، همگام با بخشی از جریان های سیاسی به اعتراف خودشان فدرالیسم قومی را، چاره ی نهایی می دانند.


موج گسترده ی کوشش‌ های انتشاراتی و تبلیغی این جریان‌ ها که قدرت ظاهریشان را بیش از پایگاه اجتماعی آنها می نمایاند، بیشتر بر نوشتارهای روزنامه نگارانه و تبلیغاتی و گسترش احساسات محلی و تشدید "نفرت قومی" و دامن زدن به تضادها در ایران کنونی استوار است.

با دوری گزینی از روش انگ زنی و با نگاهی بی طرفانه، اینک شاهد آن هستیم که گروهی از جریان های سیاسی که پیشتر پیشینه ی هموندی در احزاب چپ و کمونیستی داشته اند، فدرالیسم را چاره ی راه آینده ی ایران می دانند. بی آنکه کوچک‌ ترین اشاره ای به مولفه هایی همچون پیشینه ی تاریخ ایران، نبود درگیری های گسترده ی قومی و نیز ساختار اقتصادی وابسته به نفت و گاز ایران نمایند.

اگر نگاهی به ادبیات گفتاری رایج در میان برخی از گروه های افراطی قومی افکنده و نگاهشان را به ادعای خودشان، به شوونیسم فارس !! مورد بررسی قرار دهیم، درخواهیم یافت که محلی گرایی افراطی گریز از مرکز اینگونه افراد و پاره ای جریان‌های سیاسی وابسته به آنها، به درجه ای است که امروزه می‌ توان آن را به "میهن پرستی ولایتی" یا "شوونیسم محلی" تعبیر کرد.


چنین به دید می‌ رسد که شکست خوردگان گروه های چپ و مصدق باز، در گستره ی سیاست ورزی ملی، به هواداری سرسختانه از قومگرایی می پردازند. زیرا گفتار و کردار آنها چنین القا می کند که می خواهند در سرزمین خود اگر نه رهبر، دست کم از سرکردگان باشند و در راستای این امر، از هر گونه جعل واقعیت‌ های تاریخی و بزرگ نمایی ستم قومی دریغ ندارند. انها به گفته ی تعبیر "اریک هابسباوم"، گرفتار "پیش ملی‌ گرایی مردمی" یا "پروتوناسیونالیسم عوام‌ گرایانه" هستند.

آنها چنین می اندیشند که فدرالیسم قومی، آن آرمان و موهبتی است که با توسل به آن، هیمنه ی ستم و خودکامگی دولت مردان، محرومیت‌ ها و واپس ماندگی ها شکسته خواهد شد. حال آنکه کمتر دیده شده است علت وجودی ارکان چارچوب‌ های منطقی، اقتصادی و جغرافیایی فدرالیسم پیشنهادی خود را روشن کنند.

راهبرد کمینه سازی و ملت آفرینی های بدون پشتوانه و سوگنامه سرایی های قومی، یکی دیگر از اشتغالات فکری چنین گروه هایی است. به روشنی قابل مشاهده است که تقلید و گرته برداری روبنایی و بدون مبنای علمی از ساختار کشور هایی همچون کانادا، آلمان، هند، پاکستان، عراق و هتا بلژیک و بریتانیا و...، بدون توجه به بنیادهای تاریخی و فرهنگی ایران، یکی از دلایل بنیادین آشفتگی در نسخه ی تمرکز زدایی آنان است. نسخه هایی که هتا در خود آن جوامع هم لزومن موفق نبوده اند.

آنها به این نکته ی ساده و روشن توجه ندارند که از تاریخ تشکیل دولت در ایران، هیچ گروه غیر بومی در ایران زندگی نمی کند. رقابت، کینه توزی و جنگ میان اقوام در ایران، کمتر پیشینه داشته و قابل مقایسه با بسیاری از کشورها نبوده است. وجود هویت های گوناگون و هم زیستی و در هم آمیختگی مسالمت امیز اقوام با یکدیگر، در ایران بسیار ریشه دارتر از کشورهای دیگر هتا اروپای غربی است. برخی از نخبگان نیز فراموش می‌ کنند که تار و پودهای هر کشور تاریخی همچون ایران، ساخته و پرداخته ی مردم در درازنای تاریخ چند هزار ساله ی آن کشور است.


"ماکس وبر" می گوید:

"تنها، ادراک و دریافت تفاوت ها با جوامع دیگر است که می تواند اخلاق و آداب مشترک را پایه گزاری کند. فرهنگ کنونی ایران در معنای همگانی آن، در میان همه ی اقوام ایرانی مشترک است. برای نمونه، موسیقی ایرانی آیینه ی تمام عیار و کاملی از گوناگونی با ارزش فرهنگ ایرانی است. هر یک از گوشه ها و دستگاه های موسیقی ایرانی، راهی به دیاری یا مردمانی از کشور دارد. نمونه ی مهم دیگر، اشتراک افسانه ها و ضرب المثل ها میان اقوام گوناگون ایرانی است که همه در آداب و تار و پودهای اقوام ایرانی ریشه دوانده و ماندگار گشته است. همه ی مردمان ایرانی از هر زبان و قوم و قبیله ای، نوروز و رستم و کاوه و شاهنامه و نقالی و چارشنبه سوری را یکسره ارج نهاده و هتا از آن خود می دانند.

نکته ی جالب توجه اینجاست که تاکنون دیده نشده است کردهای ساکن ترکیه، داستان "دده قور قود" را که سامانه ی فرهنگی سیاسی حاکم جمهوری ترکیه به حق و یا ناحق از آن خود می پندارد، برای فرزندان خود حکایت کنند و یا به نقل آن در قهوه خانه های مناطق کردنشین ترکیه بپردازند، اما همان کردها در ترکیه، برای برپایی جشن نوروز که ریشه در فرهنگ پارسی ایران دارد، ده ها کشته در سال می دهند و بر برپاییش با نگاهی هویت مدارانه اصرار دارند. کردهای ساکن عراق نیز، به قادسیه افتخار نمی کنند و از "نبوکدنسر"، "صدام حسین" و ناسیونالیسم عربی و بعث عفلقی بیزار بودند.

با وجود این اشتراکات در هویت ایرانی، محلی گرایی بر اساس تبار و یا زبان، خطرهای فراوانی برای ایران داشته و نمونه های آن را در فروپاشی شوروی، برخی کشورهای اروپای خاوری، یوگسلاوی و نسل کشی های رواندا و سودان شاهد بوده ایم. به گفته ی "کارل پوپر"، هر چه تلاش برگشت به دوران قهرمانی جامعه ی ایلی افزایش یابد، بر روند تفتیش عقاید و... افزوده می‌ شود. فدرالیسمی که امروزه به ویژه در محافل چپ و قومی و هتا گروهی از اندیشمندان دارای حسن نیت عنوان می‌ شود، توهمی بدون توجه به تاریخ، سنت ها، سرنوشت مشترک همگان و نیز الزام های منطقه ای و هتا الزام های خود فدرالیسم به مفهوم نظری است. باید توجه داشت که فدرالیسم، یک چاره از روی ناچاری در بسیاری از جوامعی بود که به دلایل گوناگون ملزومات فرهنگی و تاریخی یک "دولت متحد" را نداشتند و چون زیربنای بسیاری از همین کشورها مصنوعی بود، به فروپاشی انجامید.


از ناکامی‌ های فدرالیسم می توان به وضع چچنی ها در روسیه ی کنونی، کشتارهای قومی در یوگسلاوی، درخواست های مکرر استقلال از سوی کبک ها در کانادا، مبارزات آسامی ها و پنجابی ها و کشمیری ها علیه دولت مرکزی فدرال هند، جنبش چیاپاس در مکزیک و نیز کوشش های قومی در نیجریه و کنگو و کامرون و اسپانیا نام برد.

می دانیم که این کشورها بیشترشان تازه بنیاد هستند. از دیگر سو، در ایران کنونی ساختار به هم آمیخته فرهنگی، باورهای مشترک و آیین های اجتماعی، چنان ریشه دارند که کشیدن خط و مرز که از ملزومات فدرالیسم است، اساسن غیر ممکن است.

در خوزستان، عرب ها و لرها و بختیاری ها و شوشتری ها، در آذربایجان غربی آذری ها و ترک زبان‌ ها‌ و کردها، در ایلام کردها و لرها، در گلستان ترکمن ها و گرگانی ها، در همدان آذری ها و ترک زبان‌ ها و کردها و پارسی زبانان، در قزوین و زنجان آذری ها و تات ها، در گیلان گیلک ها و تالش ها و آذری ها، در خراسان ترک ها و پارسی زبان‌ ها و کردها؛ صدها و گاهی هزاران سال است با یکدیگر داد و ستد فرهنگی، خانوادگی و اقتصادی مسالمت آمیز داشته اند و اساسن تعیین مرزهای فدرالی قومی، نه تنها خطرناک، بلکه غیر ممکن است.

در تکاپوهای چندین هزار ساله در تاریخ ایران، مردم هر ناحیه ای برای حفظ ناحیه ای دیگر، خون ها داده و رنج ها برده اند.

آذربایجانی همان‌ قدر صاحب تبریزند که اهوازی و خراسانی و خراسانی ها و اصفهانی ها و آذربایجانی ها شاید به میزان اهالی خوزستان و خرمشهر، در جنگ میهنی علیه صدام شهید و تن آسیب دیده فدای یکپارچگی ملی و سرزمینی ایران کرده اند. کرد و لر و آذری و بلوچ و اصفهانی، همه همگام و یک دل، در سپاه "عباس میرزا" علیه روسیه و عثمانی کوشیدند و خون دادند تا یکپارچگی سرزمینی ایران را نگاهبانی کنند.


به باور من، ایران کنونی ملک مشاع تمامی باشندگان این سرزمین است.

نمی خواهیم منکر پاره ای از تبعیضات قومی، مذهبی و هتا زبانی در ایران کنونی باشیم، اما می بایستی آگاه بود که پیش از پیچیدن هر گونه نسخه های وارداتی که هیچ گونه سنخیتی با ساختار فرهنگی ایران ندارند، راه چاره را می بایستی در مسیر آزادی و کارهای توانمندانه ی "حاکمیت ملی" از راه انتخابات، "مهار قدرت" با ایجاد نهادهای غیر دولتی همانند انجمن های محلی، افزایش روند دخالت و مشارکت در تصمیم‌ گیری های ملی و منطقه ای بدانیم و حق انتقاد و مخالفت را برای همه ی  باشندگان از هر زبان و مذهب و قومی، بر اساس حق شهروندی نوین بدانیم.

با واگزاری قدرت تصمیم گیری و اجرایی به منطقه ها و استان ها و شهرها و روستاها و به نوعی انجمن های ایالتی و ولایتی، در زیر تقویت احزاب ملی، می‌ توان به دمکراسی آزادانه و مشارکتی گام نهاد و البته از آسیب های نظریه های وارداتی که هیچ سنخیتی با تاریخ و فرهنگ ایران ندارند، ایمن ماند. یادمان باشد قوم گراییِ کورکورانه و پروتو ناسیونالیستی یا گرته برداری های سطحی از کشورهایی همچون کانادا، عراق، هند و پاکستان و هتا بریتانیا و بلژیک، امکان عملیاتی شدن در ایران را نداشته و به ناکجا آباد بی انتها و کور، راه خواهند برد. تمرکز نخبگان سیاسی و فرهنگی در تشکل های محلی و قومی، اگر هتا همراه با چهره شدن های زود گزر باشد، در نهایت توانمندی های آنان را هدر خواهد داد.

افشین جعفر زاده 

۱۳۹۷ آذر ۲۲, پنجشنبه

شاهزاده نباید از تروریست تجزیه طلب پانکرد "رامین حسین پناهی" دفاع کند

پشتیبانی شاهزاده "رضا پهلوی" از تروریست تجزیه طلب پانکرد "رامین حسین پناهی" که به درستی و بنا بر سبک میهن پرستانه ی ایران رضا شاهی و به مانند نیای حرامزاده ی خود "قاضی محمد" به جوخه ی اعدام و دار مکافات آویخته شد، مایه ی شرم و نکوهش بسیار است.


شاهزاده رضا پهلوی نباید از تروریست های تجزیه طلب دفاع کند.

در پیامی که پیشتر از سوی شاهزاده به مناسبت ۲۱ آذر سالروز نجات آذربایگان منتشر شده بود، وی با رویکردی درست و میهن پرستانه، علیه مواضع تروریست های تجزیه طلب موضع گرفته بود. رفتار شاهزاده در پشتیبانی از تروریست پانکردی که با شورش مسلحانه به سبک فداییان و مجاهدین خلق، دست به تفنگ برده و ایرانیان را کشتار کرده اند و هم زمان فرخنده گویی به مناسبت ۲۱ آذر ماه، با یکدیگر تناقض و تضاد دارد.


به دیگر سخن، تضاد رفتار شاهزاده آنجاست که وی رفتاری مبتنی بر اعدام تروریست ها را در مورد تروریست تجزیه طلب رامین حسین پناهی درست نمی داند، اما سالروز تار و مار کردن و به دار آویختن قاضی محمد و فرقه ی استالینی "سید جعفر پیشه وری" خائن را شاد باش می گوید !!

شاهزاده باید به هواداران خود در این مورد پاسخگو باشد.

افزون بر این، من به عنوان یکی از هواداران وی، با امر اعدام موافقم و درباره ی چند و چون آن و ویژگی هایی که یک اعدام می بایست داشته باشد، پیشتر چند مقاله را نوشته و منتشر کرده ام. اگر شاهزاده مخالف اعدام است، باید متوجه باشد که این دومین نکته ای است که من با وی محل اختلاف دارم، هر چند خود نیز پیشتر یکی از مخالفان اعدام بودم. اعدام امری ضروری و لازم برای جامعه ای وحشی و عقب مانده و دچار هزاران بزه و تبهکاری همانند ایران می باشد.


از شاهزاده رضا پهلوی می خواهم که بازی تک گویی را رها کند و بر اساس اصل دمکراسی، صدای همه ی هواداران خود را بشنود. صدای هوادارانی که مخالف برخی از رویه های وی هستند که در این مقاله به دو نمونه ی اعدام و پشتیبانی از تروریست تجزیه طلب پانکرد اشاره کردم. اسولن هزاران نفر دیگر در ایران اعدام می شوند و جای شگفتی آنجاست که شاهزاده چرا عمدن و به تکرار، انگشت خود را تنها بر روی موجود کثافت و ایرانی ستیزی همچون ناخاله و دستمال گهی سیاسی رامین حسین پناهی فشار می دهد.

از ایرانیان میهن پرست می خواهم که در این مورد، خواهان پاسخگویی شاهزاده باشند تا وی در این مورد روشنگری کند. پاسخ هر چه که باشد، هتا اگر پرسش من بدون پاسخ بماند، نتیجه گیری قاطعانه ای بر سر آن خواهم نمود.


نباید از تروریست ها دفاع کنید

این زندانی به اصطلاح سیاسی، کرم رامین حسین پناهی داشته. نباید از یک تروریست تجزیه طلب پانکرد دفاع می کرد.

الان یعنی این زندانی سیاسی بوده ؟! پشتیبانی از تروریسم، خیانت محسوب می شه و پشتیبانی از این انگل ها، پشتیبانی از تروریسم و تجزیه طلبیه و ماهیت مبارزه ی سیاسی میهن پرستانی چون زنده یاد "شاهپور بختیار" را لکه دار می کند. هر گردی گردو نیست و اینها هم میهن دوست و مبارز سیاسی نیستند.

بیشعوری سیاسی در اپوزوسیون بیداد می کند. اگر قرار باشد هر کس که مخالف جمهوری اسلامیست را لقب مبارز سیاسی بدهیم، پس هتمن گروهک تروریستی مجاهدین خلق و توده ای ها و فدایی ها و اینجور حیوانات هم مبارز سیاسی بودند و ما خبر نداشتیم !!

هر کس به جز راهی که زنده یاد شاهپور بختیار رفت برود، یک خائن به ایران است.

۱۳۹۷ آذر ۱۵, پنجشنبه

خیز رسمی و آشکار تجزیه طلبان پانکرد برای تجزیه ی کردستان، در تویله ی مجلس رژیم کلید خورد

یکی از مزدوران رژیم که به عنوان نماینده ی رژیم از مهاباد، به نمایندگی در تویله ی شورای اسلامی منصوب شده است، ضمن سخنرانی خود علیه تمامیت ارضی کشور، از تروریست های تجزیه طلب پانکرد ستایش و قدردانی کرد.

به یاد آور روزگاری را که موشک نبود
این نماینده ی مزدور به نام "محمود زاده" در آستانه ی سال دوم فاکک (فرار از کرکوک کردی)، در بخشی از یاوه سرایی های خود که در صحن همگانی تویله ی شورای اسلامی عرعر می کرد، گفت:

"از دیاری صحبت می کنم که مردمان آن در طول تاریخ به دلیل عدم تسلیم در برابر زیاده خواهی های حکومت های استبدادی، پای دار رفته اند و جان داده اند، اما در برابر ظالمان هرگز زانو نزده اند. از مردمی صحبت می کنم که پیام فرزندانی همچون «شیخ سعید پیران، بارزانی و قاضی محمد» را داشته اند، با هدف اینکه برای نوه های آینده، شعار کم بژی و کل بژی (کم زندگی کن، ولی مردانه زندگی کن) را عملن ثابت کنند، ماندند و پشت به دشمن نکردند و ایستاده به پای دار رفتند !! (مگر کسی هم تا حالا خوابیده دارش زدند ؟!) از سرزمینی می گویم که توسط رژیم های استکباری انگلیس و غرب، بین چهار کشور تقسیم شده اند تا مبادا روح آزادگی مردم آن، روزی یکی گردد و حکومت مادی و فاسد آنها را زیر و رو کند".


ضمن آنکه از میهن پرستان ایرانی می خواهم که محمود زاده را به به شیوه ای که ایران پرستان پیشین با خائنان و تجزیه طلبان کردند، بکنند، به نکته ای نیز اشاره می کنم.

نکته آنجاست که یاوه سرایی های این تجزیه طلب پانکرد که صدای گروهک های تروریستی و تجزیه طلب پانکردی همچون پژاک و پ.ک.ک و نیز گروهک های ترویستی دمقراط و کومله شده است، آن هم در تویله ی شورای اسلامی رژیم که از فیلتر نظارت استصوابی آیت الله ها بیرون آمده است، نشانه ی هم دستی تجزیه طلبان ایران ستیز از بن و مایه با سرکردگان ولایت فقیه است. جمهوری اسلامی جز برای نابودی کشور و تکه پاره کردن ایران نیامده است و این هشداری بود که در آغاز شورش منحوس ۵۷ از سوی زنده یاد "شاهپور بختیار" داده شده بود که خمینی و خمینی زادگان برای نابودی ایران آمده اند و دریغا که ملت جادو شده ی الله زده ی خمینی پرست ما، هیچ سخن نیک را نشنید.


هم زمان با این یاوه سرایی تجزیه طلبانه در تویله ی مجلس رژیم، یکی از سرکردگان گروهک تروریستی و تجزیه طلب پانکرد دمقراط کردستان به نام "جمال کردپور"، از جنایت تروریستی اهواز که از سوی تجزیه طلبان پان عرب و گروهک الله پرست و خونخوار دولت اسلامی عراق و شام موسوم به "داعش"، برنامه ریزی و اجرا شده بود، استقبال کرد و آن را کاری درست خواند. این تروریست پانکرد، از آمریکا خواست تا تروریست های تجزیه طلب و نژاد پرست ایران ستیز را علیه تمامیت ارضی کشور یاری رساند.

این در حالیست که در جریان جنایت تروریستی اهواز، آمریکا علیه این یورش تروریستی موضع گیری کرده و آن را محکوم نموده است و رییس جمهور "ترامپ" به درستی و برای باری دیگر، در کنار مردم ایران ایستاد.


از همه ی نیروهای میهن پرست درون مرز می خواهم که تروریست ها را در هر جا که یافتند، از لوث وجود مکیدن هوا و آلوده کردن خاک و آب ایران، پاک سازی کرده و دشمنان ملت و میهن را پیش از آنکه آنها خون هم میهنان ما را بریزند یا موفق به کوچک ترین اقدامی علیه تمامیت آب و خاک کشور شوند، لاشه سازی های گسترده و بنیان برافکنی از ایشان انجام دهند. دشمنان ایران را در خانه های خود و در سنگرهای ایران ستیزشان بر سر جایشان بنشانید. این پیام من و وبلاگ ملیون ها بازدیدی من به شما ایرانیان میهن پرست است.

با درود بر شاهنشاهان بزرگ و ایرانساز پهلوی،
اعلا حضرت رضا شاه بزرگ و
اعلا حضرت محمد رضا شاه پهلوی، آریا مهر

زنده باد ایران
نابود باد خلق تجزیه طلب


۱۳۹۷ آبان ۹, چهارشنبه

پادشاه میهن پرست ما و آدمخوار عرب الله پرست عراق

تصویری از کودک کرد عراقی که بر اثر بمب ناپالم ارتش بعث دچار سوختگی شده


"خیزش شعبانیه" یا "انتفاضة شعبانیة"، خیزش مردم عراق علیه رژیم "صدام حسین" بود که سرتاسر کشور از شمال تا جنوب را در بر گرفت. این خیزش در پایان جنگ خلیج فارس و قطع نامه ی ۶۷۰ شورای امنیت که همه ی تحرکات هوایی ارتش عراق هتا بالگردها را ممنوع کرد، به وقوع پیوست و در نتیجه ی آن، اختیار بخش بیشتر کشور به دست نیروهای مردمی افتاد.

از هژده استان عراق، چارده استان سقوط کرد و در این میان تنها استان های مرکزی شامل استان های غربی و صلاح الدین و بغداد در دست رژیم بعث باقی‌ ماندند. با وجودی که آمریکا در عملیات توفان صحرا، ارتش بعث را تار و مار کرده و منطقه ی پرواز ممنوع بر فراز عراق ایجاد کرده بود، اما با آغاز شورش مردمی که تا سرنگون کردن صدام حسین فاصله ی چندانی نداشت، آمریکا که خود عراقی‌ ها را تشویق به شورش علیه صدام کرده بود اما، به خاطر منافع سیاسی و از بین نرفتن موازنه ی قدرت در خاورمیانه، هیچ کمکی به مردم به پا خاسته ی عراق نکرد و این باعث شد صدام حسین بتواند نیروهای باقی مانده ی خود را سامان داده و مخالفان را به شکلی خونین سرکوب کند.

افزون بر آمریکا، ترکیه نیز با هر گونه استقلال کردها مخالف بود و عرعربستان سعودی و دیگر کشورهای محافظه ‌کار عرب نیز، از به وجود آمدن یک انقلاب شیعی دیگر مانند شورشی که در ایران رخ داده بود، ترس داشتند. در نهایت، ارتش بعث با همکاری مزدوران الله پرست فلستینی هوادار صدام حسین که از سال ها پیش هتا در جنگ عربی اسلامی عراق علیه ایران نیز شرکت داشتند و نیز گروهک تروریستی مجاهدین خلق به سرکردگی "مسعود رجوی"، توانستند شورش را سرکوب کنند.

در طی این عملیات ها، روستاها و شهرهای بسیاری کاملن نابود شدند و ده ها هزار انسان کشته و بیش از ۲ ملیون تن دیگر آواره شدند.


"اسد الله علم" در خاطراتش نوشته است:

"از شاهنشاه پرسیدم که در شرایطی که مردم از چگونگی مصرف شدن یارانه ی کشور ناخرسند هستند، چرا اینقدر از پول کشور را صرف خرید ادوات جنگی و اسلحه های پیشرفته می کنید ؟ شاه در پاسخ گفت که خیلی چیزها را مردم متوجه نیستند. همین صدام اگر فرصت پیدا کند، لحظه ای در یورش به ایران درنگ نخواهد کرد. من مجبورم کشور را از دید نظامی تقویت کنم تا در برابر یورش دشمنان مستحکم باشد و کشور حفظ شود".

صدام یک ماه پس از مرگ شاهنشاه به ایران یورش آورد، اما ارتش تکه پاره شده ی ایران به دست خمینی حرامزاده ی عرب زاده، با همان تجهیزات جنگی پیشرفته که شاه خریداری کرده بود اما توده ای ها و چپ های فدایی و مجاهد و البته آخوندها به آن معترض بودند، توانست در برابر ارتش عراق که پشتیبانی همه ی کشورهای جهان را داشت، مقاومت کند. این مقاومت در نهایت پس از دو سال به آزاد سازی خرمشهر و دیگر شهرهای ایران از اشغال تازیان قادسیه ی دوم انجامید، اما به فرمان همان خمینی حرامزاده، جنگ بی دلیل و بی فرجام برای شش سال دیگر ادامه پیدا کرد.

۱۳۹۷ مهر ۲۳, دوشنبه

انهدام یک تیم تروریستی در کرمانشاه و لاشه سازی از چند پانکرد تجزیه طلب

یک تیم تروریستی تجزیه‌ ‏طلب از گروهک پانکرد و تجزیه طلب دمکرات کردستان که از مرز‌های باختری به درون کشور خزیده بود و در خانه ی تیمی مستقر شده بود، منهدم شد. از این تیم تروریست،ی چند تفنگ، نارنجک، تجهیزات جنگی و اسناد درون ‏‌گروهکی به دست آمده است. این اسناد بیانگر پشتیبانی کشورهای الله پرست و مرتجع عرب از اقدامات تروریستی علیه ایران و برنامه ی عملیاتی این تیم برای چندین اقدام تروریستی در استان کرمانشاه است.


گروهک تروریستی دمکرات به سرکردگی "مستفا هجری"، تاکنون بارها به منظور ایجاد ناامنی و ترور شهروندان و سربازان ایرانی، به خاک کشور یورش برده است.

واپسین غلط این گروهک تروریستی که هم زمان با تحرکات تجزیه طلبانه ی فرقه ی تروریستی کومله همراه بود، به کشته شدن چند سرباز ایرانی انجامید که در نتیجه ی عملیات انتقامی، ایران مقر این گروهک و ساختمان فرماندهی آن را با خاک یکسان کرد که در نتیجه ی آن، چندین تروریست پانکرد لاشه سازی شدند.


تروریست های الله پرست پانکرد، پس از این شکست مفتضحانه در امن ترین جای ممکنی که رویش حساب کرده بودند، بر لاشه های مردارشان نماز عربی اسلامی سرودند. همگی آنها به هنگام ادای نماز، دست هایشان را به یکدیگر فشرده و سرشان را به نشانه ی فرومایگی و بندگی الله عرب، به پایین انداخته بودند.

آنچه که بیش از این، این صحنه ی مشمئز کننده را زینت می داد، پرچم کزایی و جعلی اقلیم خودسر کوردلستان بود که بر روی هر لاشه پیچانده شده بود.

پانکردها هنوز باور نکرده اند که به محض نشان دادن دم از زیر سوراخی که در آن خزیده اند، شدیدترین و کشنده ترین واکنش ایران را دریافت خواهند کرد. از اینرو، به تخم و خایه دارانشان !! سفارش می شود که مرد باشند و در راستای گه هایی که خورده اند، غلطی هم بکنند، زیرا ایران در انتظار بهانه است تا دشمنانش را لاشه سازی کند. موشک های ایرانی، کون پانکردان تجزیه طلب را پاره خواهند کرد.


۱۳۹۷ مهر ۱۸, چهارشنبه

ینی شفق: آمریکا از زمین های کشاورزی کشت مواد مخدر پ. ک. ک محفاظت می‌ کند

روزنامه ی ینی شفق ترکیه مدعی شد که تروریست های گروهک تجزیه طلب پانکرد "کارگران کردستان" (پ. ک. ک)، بسیاری از زمین های زیر اختیار خود در شمال سوریه را به زمین هایی برای کشت انواع گیاهان مواد مخدر تبدیل کرده اند و نیروهای آمریکایی نیز به حفاظت از این زمین های کشاورزی می‌ پردازند.

پ. ک. ک یک سازمان تروریستی و قاچاقچی بزرگ مواد مخدر است
تروریست های پیشمرگه ی پ. ک. ک، بسیاری از زمین هایی که در شمال سوریه در خاور فرات را اشغال کرده اند، از آنها برای کشت گیاهان مواد مخدر مورد استفاده قرار می دهند، زمین هایی که بیشتر در کنار پایگاه های نظامیان آمریکایی قرار دارد.

این رسانه ی نزدیک به حزب حاکم ترکیه، در گزارش خود در گفتگو با صاحبان پیشین زمین های اشغال شده از سوی گروهک پ.ک.ک در "حسکه"، "رقه" و "دیرالزور" نوشت:

"۱۲۰هزار هکتار از زمین های کشاورزی رقه، با زور و کاربرد تهدید به صاحبان اصلی، از سوی گروهک پ. ک. ک و با پشتیبانی آمریکا اشغال شده و مورد پرورش، تولید، توزیع و تشویق به مصرف مواد مخدر مورد استفاده قرار می گیرد، به گونه ای که مواد مخدر تولیدی در منطقه، در مغازه ها، نوشت افزاری ها و داروخانه ها در رقه، حسکه، دیرالزور و "تل ابیض" و در راستای درآمد زایی برای تروریست های پ. ک. ک به فروش می رسد و همچنین با تشویق به مصرف مواد مخدر، جوانان این مناطق معتاد شده و در ادامه به درون تشکیلات پ. ک. ک جذب می شوند".

گزارش روزنامه ی ینی شفق ترکیه از همکاری آمریکا با گروهک تروریستی و تجزیه طلب
پ. ک. ک به منظور تولید و قاچاق مواد مخدر در زمین های اشغال شده از سوی این گروهک
"انور رشدی" از زمینداران پیشین چندین هکتار زمین کشاورزی در شهر رقه، به خبرنگار ینی شفق گفت:

"بسیاری از مراتع و زمین های قابل کشت، پیش از آغاز جنگ داخلی در این مناطق، امروز به زمین های کشت گیاه ماری جوآنا تبدیل شده و تروریست های پیشمرگه ی "اتحاد دمکراتیک سوریه" (پ. ی. د) نیز، در نزدیکی این مراتع پایگاه های نظارتی و مهار ایجاد کرده اند. زمین های کشاورزی نزدیک پایگاه های آمریکایی در شهرهای رقه، حسکه، دیرالزور و تل ابیض، ویژه ی کشت انواع گیاهان افیونی به وِیژه حشیش است و کسی حق نزدیک شدن به این زمین های کشاورزی را ندارد، چرا که با واکنش  نظامیان آمریکایی در راستای حفاظت از کارگران و مواد مخدر پ. ک. ک روبرو می شود".

روزنامه ی ینی شفق در ادامه مدعی کسب اطلاعات دیگری از منابع محلی پیرامون کشت و تجارت مواد مخدر از سوی پ. ک. ک شد و نوشت:

"تروریست های پیشمرگه ی پ. ک. ک، در درازنای سال های ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۷، شهر "عفرین" را به بزرگ ترین منطقه ی کشت، تولید و صادرات مواد مخدر تبدیل کرده بودند که پس از یورش ارتش ترکیه به این منطقه، بسیاری از سوداگران مواد مخدر مرتبط با پ. ک. ک، به حسکه، تل ابیض و به ویژه شهر رقه فراری شدند و در این منطقه، بسیاری از صنایع به کارخانه های تولید مواد مخدر دگرش کاربری داده شده، به گونه ای که امروز شهر رقه به مرکزی تازه برای کشت، تولید و صادرات مواد مخدر به کشورهای ایران، ترکیه، عراق، لبنان، حوزه ی خلیج فارس و برخی از کشورهای اروپایی تبدیل شده است".


روزنامه ی "ینی آکیت" از دیگر رسانه های نزدیک به دولت ترکیه نیز، با اشاره به این گزارش، به نقل از "محمد سعید" از زمینداران پیشین زمین های کشاورزی در تل ابیض نوشت:

"«نوح زوآیتر» از ثروتمندان لبنانی فعال در قاچاق مواد مخدر نیز، به روش های گوناگون از فرایند تولید و صادرات مواد مخدر در شهر رقه پشتیبانی می کند و بخشی از مواد مخدر تولید شده در این منطقه را از راه گزرگاه حسکه - حمص، به لبنان منتقل کرده و از آنجا به کشورهای عربی و اروپایی از جمله ایتالیا صادر می کند.

به نوشته ی این رسانه، فرایند کاشت، داشت، برداشت، تولید و صادرات این مواد افیونی از سوی پ. ک. ک در شمال سوریه، به طور کامل با پشتیبانی، همراهی و دیدبانی آمریکایی ها انجام می شود و سود سرشار این فراورده ی سیاه، صرف هزینه های نظامیان آمریکایی و اقدامات تروریستی پ. ک. ک می شود. رسانه های خبری تحلیلی ترکیه به ویژه آژانس های خبری نزدیک به حزب حاکم این کشور، پیش از این بارها مدعی تجارت مواد مخدر از سوی پ. ک. ک با همراهی آمریکایی ها شده بودند و عنوان کرده اند که سود این تجارت سیاه صرف اقدامات ضد امنیتی و تروریستی پ. ک. ک علیه هازمان ترکیه شده است".

روزنامه ینی شفق در میانه های ماه فبریه، با انتشار گزارشی با عنوان "خط را مسدود کردیم"، نوشت:

"گزرگاه مرزی تروریست ها از «جین دره سی» در باختر عفرین تا کوه «برسایا» که در جریان عملیات عفرین موسوم به «شاخه ی زیتون» مسدود شده، محل کسب درآمد غیر قانونی گروهک پ. ک. ک و تجارت سیاه آنها بود".

PKK is a terrorist organization
به نوشته این رسانه، تروریست های پیشمرگه ی پ. ک. ک از راه گزرگاه مرزی جین دره سی ـ کوه برسایا، به قاچاق انسان و پخش مواد مخدر با نظارت آمریکایی ها می پرداختند که با مسدود شدن این گزرگاه، درآمد روزانه  ی۵۵۰ هزار دلاری آنها قطع شده است. این رسانه در آن گزارش تاکید کرده بود که گزرگاه ۱۲۰ کیلومتری جین دره سی - کوه برسایا، یک مسیر با ارزش راهبردی برای پیشمرگه های تروریست پانکرد سوری بود که سالانه بالغ بر ۲۰۰ ملیون دلار را از راه تجارت مواد مخدر عاید گروهک تجزیه طلب پ. ک. ک می کرد.

روزنامه ی "استار"، اواخر ماه مارچ امسال، با انتشار گزارشی با عنوان "تجارت کثیف آمریکا و پ. ک. ک" نوشت:

"منطقه ی دیرالزور از آغاز جنگ داخلی سوریه، محل مناقشه و کشمکش بوده است، به گونه ای که از یک سو آمریکا و پ. ک. ک و از سوی دیگر، روسیه و ایران تلاش می کنند مهار این منطقه را به دست گیرند".

به نوشته ی این رسانه، در حالی مبارزه برای گرفتن دیرالزور بین دو طرف ادامه دارد که آمریکا تاکنون اقدامات موفقیت آمیز و موثرتری را در اشغال این منطقه انجام داده است، به گونه ای که همراه با گروهک پ. ک. ک و تروریست های پانکرد موسوم به یگان های مدافع خلق (ی. پ. گ)، به سیاست ایجاد پایگاه های نفتی و نیز پخش مواد مخدر روی آورده و با کمک این گروهک های تروریستی، به قاچاق مواد مخدر و نفت مبادرت می ورزد !!

۱۳۹۷ مهر ۱۱, چهارشنبه

روایت غنی بلوریان از خیانت و همکاری حدکا و قاسملو با رژیم بعث

به مناسبت بمباران مقر گروهک تروریستی "دمقراط کردستان"


"غنی بلوریان" از سرکردگان توده ای کرد و سپس "حدکا"، به همراه طیفی از کمینه ی حدکا در دهه ی شصت، از حدکا خارج شده و با انتشار کتابچه ای به نام "دموکرات های راستین و استاد سرسپردگی باند "قاسملو"، به افشای ماهیت همکاری های حدکا و قاسملو با دیکتاتور خونخوار عراق "صدام حسین" پرداختند. به مناسبت بمباران مقر تروریست های تجزیه طلب پانکرد گروهک دمکرات کردستان موسوم به حدکا در اقلیم خودسر کوردلستان عراق، بخش هایی از مواضع بلوریان در این زمینه را بازخوانی می کنیم.

در رویه ی ۲۱ این کتابچه چنین می خوانیم:

"امروز روشن کردن روابط رهبری حزب ما با حکومت بعث عراق و بقایای رژیم معدوم پهلوی (این بخش از گه خوری های این توده ای نجاست ضد پادشاهی مشروطه ی ایران را به ناچار و به خاطر حفظ امانت کتاب آورده ام. تف بر دشمنان ایران و دشمنان خاندان ایرانساز پهلوی) و ارتجاع، دارای اهمیت درجه ی اول است، زیرا به عقیده ی راسخ ما، ارتباطی که رهبری حزب ما با حکومت بعث عراق و بقایای رژیم مخلوع دارد، سرچشمه ی همه انحرافات سیاسی و ایدئولوژیک است و سرانجام کردستان ایران را به روزگاری به مراتب سیاه تر از کردستان عراق خواهد کشانید. در زمینه ی ارتباطات واقعیت های زیر را ذکر می کنیم:

غنی بلوریان
۱. قبل از جنگ تحمیلی اول کردستان، دکتر قاسملو با آقایان "سید رسول دهقان" و "ملا رحمان کاژه ای"، به عراق مسافرت نموده و در محل "چومانن" با دست اندرکاران حزب بعث عراق ملاقات نموده، لیکن ماهیت این گفتگو میان دکتر قاسملو و هیئت بعثی عراق، برای کمیته ی مرکزی و دفتر سیاسی به وضوح بیان نشده و بیشتر افراد کمیته ی مرکزی از آن بی اطلاع هستند.

۲. هنگام جنگ تحمیلی اول، دکتر قاسملو مسافرت دوم را به عراق کرد و با "بارزان" برادر صدام حسین ملاقات نمود. ولی ماهیت مذاکرات را به اطلاع کمیته ی مرکزی و دفتر سیاسی حزب نرسانده است. گویا دکتر قاسملو قول هایی به دولت عراق داده و این مسئله را با رابطین حزب در میان گزاشته بودند که در سفر اول به ما قول هایی داده بود که شهرهای کردستان را تخلی ننماید، ولی به قول خود عمل ننمود.

۳. در دوران آتش بس، یک هیئت جدید از جانب دکتر قاسملو با نمایندگان بعث در عراق مذاکره نموده که در این مذاکرات، حکومت بعث عراق هر گونه کمک و همکاری را منوط به شرایط زیر دانسته:

الف. کمک عراق به حزب به شرطی ادامه می یابد که حزب، جنگ با رژیم خمینی را ادامه دهد.
ب. در داخل سازمان سیاسی و تشکیلات نظامی حزب دمکرات کردستان، نمایندگانی از حزب بعث وجود داشته باشد.
پ. حزب دمکرات کردستان ایران، باید موضع صریح و قاطع و مثبت خود را علیه گروه های سیاسی عراقی مقیم ایران (بارزانی ها) ابراز دارد.
(پایان نقل قول)


میزان همکاری قاسلمو با رژیم صدام حسین تا جایی رسید که هتا "بنی صدر" نیز، که روزگاری با وی در "شورای ملی مقاومت" گروهک تروریستی مجاهدین خلق همکاری می کرد، با سندیت، به همکاری او با رژیم بعث اشاره می کند. "نادر انتصار" در این زمینه می نویسد:

"بنی‌ صدر در کتاب خود به زبان ایتالیایی، به سندهایی به دست آمده از کردها اشاره دارد که نشان‌ دهنده ی دخالت عراق در تمام اشکال مختلف آشوب کردستان در ایران، پس از انقلاب ایران است. گر چه تعیین میزان و وسعت دخالت ایران و عراق در تحریک قیام کردها در کشورهای همدیگر، پیش از آغاز جنگ ایران و عراق، امری بسیار مشکل به دید می‌ رسد، اما پس از آغاز جنگ، دو طرف اقدامات ویژه‌ ای را برای وارد کردن جمعیت‌ های کرد آن دو کشور در جنگ انجام دادند. نخست عراق کارت بازی کردها را به‌ عنوان ابزاری راهبردی جهت تضعیف ایران به کار برد. همچنین جنگ داخلی بین گروه‌ های مختلف کرد، استفاده از بازی کارت کردها را برای بغداد آسان‌ تر می‌ ساخت. برای نمونه، اتحادیه ی میهنی کردستان به رهبری "جلال طالبانی"، با حزب دمکرات کردستان عراق ـ قیاده ی موقت به رهبری برادران "بارزانی" ـ "ادریس و مسعود" ـ درگیر بود.

خاکتان می کنیم
خاک نمی دهیم



حزب دمقراط کردستان ایران به سرکردگی دکتر قاسملو، از حزب دمقراط کردستان عراق به سرکردگی بارزانی نفرت داشت، زیرا از شاهنشاه ایران تفنگ و تسلیحات گرفته بود.

Abol Hassan Bani – Sadr, My Turn to Speak: Iran, the Revolution & Secret Deals with the U.S. (New York: Brassey’s [US], 1991). 69.

در نهایت، همکاری قاسملو با رژیم بعث باعث شد تا غنی بلوریان پس از کنگره ی چارم حزب دمکرات، وی را منحرف و مرتجع معرفی کرده و خائن به آرمان های حزب بداند. در پی این روند، بلوریان و ۶ نفر از سرکردگان حزب، از قاسملو جدا شئند. این ۶ نفر عبارت بودند از:
 
"فاروق کیخسروی، فوزیه ی قاضی نوه ی قاضی محمد، رحیم سیف قاضی از خانواده ی قاضی محمد، احمد عزیزی، هیمن شاعر کرد و نوید معینی برادر یادان سلیمان و اسماعیل معینی".

۱۳۹۷ مهر ۲, دوشنبه

با اعدام موافقم

ایران نه فرانسه است که شانزلیزه داشته باشد و نه سوئد و نروژ است که زندان هایش به هتل تشبیه شوند. ایران، کشوری است مالامال از مجرم و تبهکار و آدمکش و آدمخوار، دزد و متجاوز جنسی و مال مردم خور و ددخو و اربده کش و لات و هر جور کثافت دیگری که دلتان بخواهد !!


رژیم ولایت فقیه، خود به آن دلیل قصد دارد که برنامه ی حذف اعدام از تبهکاران قاچاقچی مواد مخدر را بردارد، زیرا سرکردگان مافیای مواد مخدر در ایران، از فرماندهان ارشد اطلاعات سپاه و واواک هستند و زیر نظر مستقیم حرامزادگانی همچون دیکتاتور رژیم و پاسدار "محسن رضایی" گردانده می شود. از اینرو، هیچ گاه عاملن اصلی قاچاق مواد مخدر دستگیر نشده اند و نخواهند شد و این اعدام سرفن جهت نمایش یک بازی مردم فریبانه بوده است که سال ها به خوبی توانسته بود مردم را فریب دهد و بر مافیای قاچاق مواد مخدر از سوی سپاه، سرپوش بگزارد.

این بدان معنی است که بازی در حال دگرگون شدن است و رژیم تصمیم دارد مجازات اعدام را از روی ناخاله نخودچی های قاچاقچی بردارد و برگ دیگری را بازی کند.

اما اعدام تنها منحصر به مواد فروشان نیست. بلکه، ویژه ی آدمکشان و جاسوس ها و ترویست ها نیز می شود. اینکه با قوانین کثافته ی اسلامی، در توجیه اعدام کوشیده می شود، مورد نظر این جستار نیست و هدف از این نوشتار، ترویج اعدام نیز نمی باشد. بلکه سرفن بیان این نکته است که در شرایط کنونی اجتماعی ایران، اعدام به عنوان کیفری لازم برای انتقام و کیفر کردن متجاوزان، ضروری است و آن را به عنوان عاملی بازدارنده ارزیابی می کنم.



با توجه به اینکه چند تروریست تجزیه طلب پانکرد به تازگی به دار مکافات آویخته شده اند و هم زمان، دشمنان یکپارچگی ایران بسیار بر تبل خود کوبیده و در سوراخ های دخمه های رسانه ای خود داد و هوار کرده اند، نشانگر آنست که حساسیت دشمنان ایران، به هنگامی که بحث لاشه کردن این خائنان تروریست پیش می آید، بسیار بالاست و از اینرو، می توان با بالا نگاه داشتن ساتور اعدام بر سر این خائنان به ایران، از اعدام به عنوان ابزاری پیشگیرانه بهره جست.

بدین معنی که دشمنان ایران و تجزیه طلبانی که خود را به منظور تکه پاره کردن ایران مسلح کرده اند، می دانند که اگر خلع سلاح نشوند در مقر گروهک خود لاشه سازی خواهند شد و اگر به خاک کشور یورش آورده و دست به اقدامات تروریستی بزنند، یا کشتار شده و یا دستگیر می گردند که در صورت دستگیری، حکم اعدام بر آنها اجرا خواهد شد. از اینرو، این سه سیاست هم زمان، می تواند به سود ایران تمام شود.

این سه سیاست، یکی یورش به تروریست ها در گرمخانه های عافیت خود و در مقرهای تروریستیشان در اقلیم خودسر کوردلستان است و دیگری دستگیری و اعدام.

تا روزگاری که وضعیت اجتماعی ایران به سبک دقیانوس اداره می شود و مردمی بی سوادی و لنگ نان و سقف، یازده ملیون بی سواد مطلق و هفت ملیون معتاد رسمی ثبت شده دارند و فحشا و دزدی با منتها درجه ی حکومت ناب اسلامی و محمدیش رسیده است، اعدام را امری واجب می دانم که ناگزیر باید با آن کنار آمد. اما این بدان معنا نیست که اعدام ها باید بر اساس شریعت کزایی اسلام اجرا شوند و بهانه های فقهی پلید اسلامی بر آنها بگزرد و بدین معنا نیز نیست که این اعدام ها در انظار همگانی انجام شوند.

بلکه سرفن از اعدام به عنوان ابزاری استفاده گردد که به ناچار و به شکلی موقت، روند انتقام از دشمنان جامعه و کشور را بستاند.

تروریست پیشمرگه ی پانکرد از گروهک تجزیه طلب کومله
که به خاطر یورش تروریستی به ایران و ایحاد ناامنی و نیز خیانت
به زادگاه خود ایران، به شیوه ای زیبا و استوره ای اعدام شد
 از اینرو، من که خود سال ها با اعدام مخالف بوده ام، با ارزیابی دوباره ی شرایط جامعه و پر رنگ تر شدن حضور تروریست ها در اقدام به ضربه زدن به امنیت ملی و یکپارچگی کشور، خط و خطوط مبارزه با دشمنان ایران را با اپوزوسیون میهن پرست مبارز جدا کرده و هیچ یک از به اصطلاح احزاب و در واقع گروهک های تروریستی پانکرد را جزو اپوزوسیون نمی دانم و همه ی کسانی که سر در آخور این دسته از کرم های متعفن دارند و یا حال و هوای نجسشان، بوی چپ و مصدق می دهد، حزو دشمنان و خائنان به کشور تلقی می شوند و این تعیین خط مشی، در کنار مبارزه با رژیم جمهوری اسلامی صورت می گیرد که هرگز انتخاب من نبوده و نخواهد بود.

۱۳۹۷ شهریور ۳۱, شنبه

جنایت تروریستی اهواز، از سوی داعش و به فرمان عرعربستان انجام شده بود

جنایت تروریستی امروز اهواز در مراسم "روز ملی ارتش" که منجر به کشته شدن ۳۴ تن از نظامیان و غیر نظامیان و نیز زخمی شدن ده ها هم میهن دیگر شد، از سوی رژیم عربی سعودی فرمان داده شده بود.


گروهک تروریستی موسوم به "دولت اسلامی عراق و شام" (داعش) که مسئول جنگ های نیابتی رژیم عرعربستان سعودی در کشورهای شیعه است، پس از آنکه گروهک تروریستی و تجزیه طلب "اهواز" که مقر آن در هلند واقع است مسئولیت جنایت تروریستی امروز در اهواز را پذیرفت، در تارنمای خود به نام "اعماق" مطلبی را در پذیرش مسئولیت این جنایت تروریستی منتشر کرد.

بدین ترتیب، هم دستی دو گروهک تروریستی که هر دو عربی، الله پرست سلفی و تجزیه طلب، ایرانی کش و ضد شیعی هستند، به دستور مشترک رژیم ضد ایرانی عرعربستان، به ایران یورش آوردند.

این جنایت تروریستی از آن لحاظ که در روز ارتش صورت می گیرد، معنای ویژه ی خود را دارد؛ بدین معنی که دشمنی عرب های الله پرست، نه با سپاه و رژیم که با عنصر اصلی دفاع از تمامیت ارضی کشور است و یورش به نیروهای مسلح یک کشور، هیچ معنایی به جز تجاوز به حریم ملی و یورش به ایران نیست. دشمنی عرعربستان با ایران، اکنون به مرحله ای پایانی رسیده است و اندک اندک شاهد بیشتر شدن عملیات های تروریستی الله پرستان عرب در کنار تروریست های تجزیه طلب پانکرد خواهیم بود.

پیشتر نیز، سرکرده و بنیانگزار گروهک تجزیه طلب "الاهواز" که از سوی نهادهای پان عرب کشورهای هموند اتحادیه ی عرب و نیز مستقیمن از سوی رژیم ضد ایرانی عرعربستان، تغذیه و تجهیز می شود، در لاهه ی هلند به ضرب گلوله به هلاکت رسیده بود.

از میان تروریست ها که ۴ نفر بودند، ۳ غلاده از آنها در محل ترور لاشه سازی شدند و یک غلاده ی دیگر که زخمی شده بود، پس از رساندن به دام پزشگی، ریق رحمت الله حرامزاده اش را نوشید و به درک فرستاده شد.


امید می رود که به ازای هر یک تن از ایرانیان که در این جنایت تروریستی کشته شده اند، دست کم ۱۰ تروریست الله پرست از سوی نیروهای مسلح ایران به هلاکت برسند. امیدوارم موشک های ویرانگر و خانمان برانداز ایرانی، قلب دشمنان میهن و خون پارسی را در ادلب هدف بگیرد و شاهد ریخته شدن خون دشمنان ایران پیش از اقدام آنان علیه هم میهنانمان باشیم. دستان پشت پرده ی بسیاری علیه تمامیت ارضی کشور و نیز دشمنی با خون و تبار پارسی در کارند.

این جنایت تروریستی از دیدگاهی دیگر، از این نقطه نیز قابل ذکر است که پس از اتحاد گروهک های تجزیه طلب پانکرد در راستای اقدام مشترک علیه ایران و تجزیه ی کردستان و کرمانشاه، رخ می دهد. به دیگر سخن، الله پرستان سلفی که تا دیروز با الله پرستان سنی کرد در جنگ بوده و هتا کوبانی را اشغال کرده بودند، اکنون در زیر پرچم مشترک اسلام خونریز و تحمیلی و به پشتوانه ی رژیم الله پرست عرعربستان، هم اکنون علیه دشمنی با ایران و ضربه زدن به یکپارچگی کشور، با یکدیگر متحد و همدست شده اند.


تجربه نشان داده است که می توان از دشمنان ایران انتقامی سخت گرفت، اما این انتقام ها نمی تواند جلوی دشمنی تاریخی آنان با ملت ایران را بگیرد. از اینرو، تنها راه آسایش و امنیت برای ایران فردا، پاک سازی کامل تجزیه طلبان در کل منطقه و در اروپا و آمریکا و کاناداست.