Google Ad

‏نمایش پست‌ها با برچسب شاهزاده رضا پهلوی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب شاهزاده رضا پهلوی. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۴ مهر ۹, چهارشنبه

افشاگری علیه طرح هخای ۳

 


بسم الله الرحمن الرحیم 


هشدار:

اعلام خطر برای قتل عام معترضان به رژیم

چندی است که موجودی به نام "سید محمد حسینی" از مزدوران رژیم که سابقه ی فعالیت در یکی از امنیتی ترین بخشهای حکومت یعنی صدا و سیمای جمهوری اسلامی را بر عهده داشته، مشغول پیشبرد بازی تکراری و نخ نمای "طرح هخا" در رسانه های خودساخته ی خود موسوم به "اپوزوسیون ری استارت" و "پستونیوز" می باشد.

این طرح که بیش از دو دهه است علیه اعتراضات سازمان یافته ی مردمی و نسل وارانه ی علیه رژیم به اجرا درآمده، عبارت است از مخالف نمایی یک مزدور رژیم در تظاهر به براندازی رژیم که نقش اپوزوسیون را بازی می کند و در این راستا، افرادی را به خود جلب می نماید تا بدین واسطه و با دادن دستورات غلط و راهبردهایی با افق محتوم به شکست، مخالفان واقعی حکومت را به دام نهادهای امنیتی و سایبری رژیم بیندازد.

طرح هخای ۱ که در سال ۱۳۸۳، آغازگرش مزدوری از وزارت بدنام اطلاعات رژیم به نام اهورا پیروز خالقی یزدی با نام اصلی فتح‌ الله خالقی یزدی و معروف به هخا بود نیز، درست به مانند سید محمد حسینی، مجری کنونی طرح هخای ۳، یک شومن ایرانی مقیم آمریکا در تلوزیون ماهواره‌ ای رنگارنگ بود، که وعده ی سرخرمن داده بود تا در تاریخ ۱۰ مهر ۱۳۸۳، با ۵۰ فروند هواپیما به تهران آمده و رژیم جمهوری اسلامی را سرنگون کند! البته که آن دلقک خلف وعده کرد، همانگونه که این سید دلقک هم خلف وعده خواهد کرد.

تروریست قاتل وزارت بدنام اطلاعات به نام "اکبر خوشکوشک"، بعدها در کلاب هاوس اعتراف کرد که وی با اهورا پیروز خالقی در ارتباط بوده و مبالغی را به وی پرداخت نموده‌ است. سید محمد حسینی در درازنای نزدیک به یک دهه فعالیت خود در طرح هخای ۳، هرگز منابع مالی خود را اعلام نکرده و هتا در مورد شغل خود شفاف سازی ننموده است. با توجه به اینکه اف بی آی پیشتر به او به دلیل ترور شیمیایی "منصور اسانلو" مظنون شده بود که منجر به دستگیری وی در فرودگاه هنگام خروج از آمریکا و سپس بازجویی از وی شده، اما روند آزادی او به سرعت پیش رفت.. جالب است که در همه ی مدت اپوزوسیون نمایی سید محمد حسینی، نه تنها هتا یک رسانه ی تلوزیونی یا اینترنتی هم حاضر به مصاحبه با او نشده است، بلکه برادر وی سید مرتضی حسینی، مجری باسابقه و کنونی تلوزیون رژیم، همچنان در ویترین وزارت بدنام اطلاعات یعنی صدا و سیما، مشغول به فعالیت است!

هم اکنون، این مزدور قصد دارد تا واپسین پرده های نقش خود را بازی کند و مردم معترض به حکومت را به خیابانها بکشاند تا رژیم بتواند با دستگیری و قلع و قمع و کشتار معترضان خود، بنا بر گفته ی خمینی آدمخوار که گفته بود: "بریزید خونها را، زندگی ما دوام پیدا می کند"، به استقرار حاکمیت مستبدانه و تحمیلی خود قوام و دوام بخشد؛ برنامه ای که پیشتر نیز از سوی مزدور لنگ دراز دیگری، "آریاسب باوند" موسوم به "آریا اسبه"، زیر نام "شوراهای استانی" انجام می گرفت، که دقیقن به همین سبک و سیاق نخ نما پیاده می شد و علیرغم افشاگری های گسترده ی من علیه آن، آن طرح با موفقیت نسبی به کار خود پایان داد، در حالی که هزاران نفر دستگیر و شکنجه و زندانی شدند.

مطالب مربوط به طرح دوم هخا، آریا اسبه، که خود افشاگر آنان بوده ام را می توانید با جستجوی نام من، "داریوش افشار" و نیز جستجوی عبارت "افشاگری"، در تلگرام، بلاگ اسپات و ف. بوک، دریافت نمایید.

همانگونه که مزدور رژیم آریاسب باوند با جمع آوری شماره تلفن های مخالفان و تحویل به وزارت بدنام اطلاعات، ، رد آنها را زده و با مستند سازی علیه ایشان، خانواده های بسیاری را سرکوب و از سیر طبیعی زندگی سرنوشت خود منحرف کرد، مزدور طرح سوم هخا یعنی سید محمد حسینی، به تازگی از مخالفان رژیم که در زیر سلطه ی اپوزوسیون پلاستیکی ری استارت جمع شده اند، خواسته است تا شخصن در خیابانهای اشغالی ایران حضور یافته، دوربین گوشی خود را فعال کرده و از مردم عادی بپرسند که آیا ایرانی هستند یا پارسی! این تله ی وزارت بدنام اطلاعات، شناسایی مستقیم مخالفان رژیم در جوانترین قشر ایرانی، یعنی نسل های دهه های هشتاد و نود را هدف قرار داده است که در بی خبری محض ایشان نسبت به دسیسه ی تکراری رژیم در طرح های هخای یک و دو، پیروز خالقی و آریا اسبه، به سر می برند.

هشیار باشید که طرح هخا، برنامه ای برای درو کردن نرم مخالفان رژیم در داخل کشور است که هر بار برای نسلی تازه فعال می شود و هر بار هم با موفقیت نسبی به پیش رفته و موج بزرگی از جوانان ناراضی و سرکوب شده ی ایرانی را به کام دژخیم دیو صفت جمهوری اسلامی کشانده و نابود کرده است.

از متشابهات دیگر طرح هخای ۲ و ۳، این است که همیشه اپوزوسیون جعلی مدعی براندازی رژیم، خود را آلوده به امری ضد ملی با عواقب شدید تهدید علیه امنیت ملی کشور می کند تا از این راهکار، کسانی که جذب آنها می شوند را به همین جرم سنگین، در معرض زندانهای دراز مدت قرار دهد. از آنجا که آریاسب باوند در هخای ۲ خود را سرکرده ی شاخه ی نظامی شورای ملی ایران معرفی می کرد که قصدش یورش سرزمینی به خاک ایران از راه اقلیم خودسر کردستان عراق و با پشتیبانی مشتی تجزیه طلب ضد کرد بود، سید محمد حسینی در هخای ۳، خود را در قاموس پست و وطن فروش یک اسراییل پرست بی شرف معرفی می کند که به مانند الدنگ شاه پخلوی سوم، دیوس دوم، سیروس دست چندم، رضا پهلوی، از جنایات رژیم کودککش اسراییل علیه مردم غزه و ایران استقبال کرده و پیرامون آن، بارها اعلام نموده که: "مرد که مرد، سگ مرد!".

هشیار باشید که همراهی با تروریستها و تجزیه طلبان و رژیمها و کشورهای دژخیم ضد ایران، هرگز بخشودنی نیست و مراقب باشید که برای بار سوم در این تله ی گشاد و تکراری رژیم نیفتید.

از یاد خداوند غافل نشویم، علیه ظالمان بایستیم و با جنایتکاران و خائنان به کشور، در هر طرف و به هر شکل، همسویی نکنیم.


پاینده ایران، زنده باد آزادی

داریوش افشار

یکم اکتبر ۲۰۲۵، سوئد

۱۴۰۱ مرداد ۱۸, سه‌شنبه

مومنان تویله ی ابا عبد الله الخلا

عمام اوسین، آن سگ توله ی صحرای عرب، شلغمی که علیه بلغمی شورش کرد تا ثروت به دست آمده از چپاول و کشتار ایرانیان، در خانواده ی زیر اله بیت محمدش را موروثی کند، هزار و بوقی سال پیش در چنین روزهایی به دست هم خون و هم آیین و هم تبار خود به خاک هلاک غلتید.

اوسین که کوچک تر از حسن خطر بود، هرگز فکرش را نمی کرد که همان ایرانیانی که تخم عرب آنها را از راه تجاوز پس انداخته بود، آنچنان بر سر و سین خود بکوبند و نان شبشان را از موهومات غیبی و دعای خیر مردار کرب و بلا التماس کنند که هتا کافر و کومونیست تروریستشان، گل سرخی هم، پدر این عمام حمام را نخستین سوسیالیست جهان بخواند!

«تفکر قجری» ایرانیان را هتا پهلوی هم درمان نکرد. ایرانیان، آنقدر بر سنگ رذالت اسلامی خود محکم ایستاده اند که فاحشه ی بریتانیا گمان می کند اگر آنها مردم او بودند، قاره های بیشتری را در کام خود فرو می برد و راضی به فالکلند و جبل الطارق اشغالی و کانادا و استرالیا و دمکرات های آمریکا نمی شد.

از پس رستاخیز مشروطیت علیه اسلام و دکان پادشاهی قجری ایران بر باد ده، که چنگال معنویت عمامزاده هایش تا هنوز در گوشت و پوست بردگان بزدل آریایی و ترک آریایی فرو رفته، تا به امروز که از هزرط محمد مصدق دله السلطنه گزشته و به مریم قجر دو شوهر رسیده ایم، از یکسو وخامت اسلام ناب محمدی پایش را بر گرده ی ایرانیان گزارده و از یکسو، بحران چپ مغزی و ویرانی مشتی زباله های خمینی در رفته ی پنجاه و هفتی، ایران را تهدید می کند.

آنها، تهدید امنیت تاریخی و چیزی بیشتر از تهدید امنیت ملیند. آنجا که نقشه ی خود رژیم و اپوزوسیون اسلام پناه مارکسیست تروریستش، هر دو تیغه های یک قیچیند که قصدشان بیرون کردن «مهر ایران» از دل ایرانیان است و تاکنون نیز بسیار پیروز بوده اند.

هیچ‌ چیز و هیچ کس جز یک انقلاب آرام از درون مرز نمی تواند افقی نو از برای آزادی را نوید دهد. درست آنست که شاهزاده را نماینده ی مهر ایران دانست، آنگونه که وی در پیکار خود با اسلام حکومتی و فقاهتی ایستاده است.

زمین جمهوری اسلامی در حال لرزش های هر چه شدیدتری است و با روند مرگ تدریجی سرکردگان رژیم اسلامی، روند تحول با دستگیری عوامل مخرب، خائن و جنایتکار، می تواند فرایند همه پرسی از درون و دگردیسی قانون اساسی به قانون اساسی مشروطه ی دوم را کلید بزند.

با مرگ ایزد نشان حرامزاده، سید علی خامنه ای، این تاق بر سر خود مزدوران دمکرات ها و لیبرال های نشسته در پاریس و لندن و واشنگتن و مسکو ویران خواهد شد. پرستندگان مائو و استالین و نوکران چپ جهانی و جهان وطنان از ذات بی شرف، باید که پیش از سرنگونی رژیم و توان فرار به غرب، در ایران جمهوری اسلامی دستگیر و محاکمه شوند تا نوبت براندازی به خود مدیران ارشد رژیم برسد.

این شما و این سگ توله ی علی، اوسین، که در بهشت زناکاران مقدس در بهشت، به شهوترانی و تن آسایی با شراب و هوری و غلمان مشغول است.

نان، نام اعظم خداوند، شیتان است. نانی که از زمین بر می آید، زمینی که نخستین کشاورز آن همانا پیامبر شیتان، قابیل، بود. او که در پی تبعیض الهی مورد خشم آن غدار آسمانی غیر انسانی قرار گرفت و تمدن بشریت را در شرق متبلور و در غرب به اوج رساند و خدایی که بارها انسان را در آتلانتیس و لموریا و سیل جهانی قتل عام کرده است، دشمن انسان، و شیتان دوست انسان و پدر شیتان پرستان است.

راه راست، آن صراط مستقیم را، هیچ‌ کس، هتا رانندگان هم باور ندارند و همه می دانند که بنا بر مصلحت و منفعت، گاهی باید جهت فرمان را به هر سویی که نیازهای انسان را تامین می کند و منافع او را لحاظ می گرداند، چرخاند.

روزگاری در این کشور، مالیات ۱۰۰ درصدی از اماکن الله فروشی خواهیم گرفت و آخوند و توله آخوند و آخوند صفت را به آبادانی کویر و دشت وا خواهیم داشت و این بار نه چون رضا شاه بزرگ مدارا می کنیم، که سر مار را خواهیم زد و ریشه ی کثافات دینی، از زرتشت تا محمد را، از ریشه بیرون خواهیم کشید.

هله ای شیتان، پدر ما ای پادشاه زمین و سرور جهنم. درود گناهکاران و عصیان ورزان بر تو باد که در مجال تو، آزادی سقف ندارد و امید بی وجود، مضحکه ی آرزوهای بزرگ و جاودان ماست. قبای تاریخ از برای قامت کامکار تو کوتاه است و ترس الله و الله پرستان از تو نهایتی ندارد. سایه ی تو، آرامش خورشید ماست و در تاریکی تو می توان انسانیت و استعدادهایش را کشف کرد و شکوفاند. ای آغازین و ای واپسین، ای سردار مرگ که در زندگی انسان می کوشی، عشقمان را شعله ور ساز و خردمان را بران، تا دشمنان خویش و تو را فرجام شرارت دهیم، آنگونه که قانون و اراده ی ماست.

۱۳۹۸ خرداد ۷, سه‌شنبه

شاهنشاه آینده ی ایران و ترامپ شیردل

شاهزاده رضا.پهلوی در واکنش به اظهارات دانلد ترامپ رییس جمهور آمریکا،
که گفته بود واشنگتن به دنبال دگرش رژیم در ایران نیست و این کشور بخت آن را
دارد که با سرکردگان کنونی، کشور بهتری باشد،
در حساب توییتری خود نوشت:

"تنها قدرت تعیین‌ کننده در هازمان ایران، قدرت ملت است. بدانید که هیچ دولتی
دلش به حال ایران نسوخته و نمی‌ سوزد. هیچ خارجی، منافع ملت ایران را به
منافع خودش ترجیح نمی‌ دهد. اما هیچ دولتی هم هرگز نمی‌ تواند سرنوشت ایران
را بر خلاف خواست ملت ایران تعیین کند
هر چند که مهر و وفاداری رییس جمهور خردمند و محبوب من "دانلد ترامپ"، نسبت به ایران و ایرانیان امری اثبات شده است، اما او هر چه باشد ایرانی نیست و این درست است که وی همه ی تلاشش برای یاری رسانی به مردم ما به جهت سرنگونی خلافت ارتجاع اسلامی را انجام می دهد، اما در نهایت این ما ایرانیان هستیم که می بایست برای سرنوشت خود تصمیم بگیریم.

رییس جمهور آمریکا که از روز نخست مهر ایران را به رخ کشید و فرتور اعلا حضرت "محمد رضا شاه پهلوی" را بر دیوار پشت سر خود گزاشت، خیلی ساده باید گفت که او رییس جمهور آمریکاست و طبیعی است که به دنبال منافع کشورش باشد.

اما از این رهگزر، او نه آتش جنگی را در جهان شعله ور کرده و نه بر تبل تفرقه کوفته است. آمریکای ترامپ با آمریکای حاج "حسین اوباما" از زمین تا آسمان فرق دارد و اکنون رییس جمهوری در کاخ سپید نشسته است که نه مزدور دمکرات انگل ایسی است و نه ریشش گروی هیچ جریان و قدرت سایه ای است. او با پشتیبانی از مردم ایران در کردار، مشغول بستن رگ های اغذیه کننده ی آن غده ی سرطانی چیره بر ایران است.

داند ترامپ شیردل:
"اگر در همه ی دوران ریاست جمهوریم، تنها خواهان یک پیروزی باشم،
آن پیروزی تنها رهایی جهان از شر حکومت اهریمنی جمهوری اسلامی
است و این کار را خواهم کرد".
رییس جمهور ترامپ، نشست خصوصی امنیت ملی کاخ سپید
شاهزاده "رضا پهلوی" نیز که بارها و از همان روز نخست، سرفن به مبارزه ی هدفمند ملی در چارچوب نافرمانی مدنی در راستای براندازی رژیم اسلامی می اندیشیده و اقدام می کرده است، فردی است که فراجناحی و فرامسلکی می اندیشد و از همینروست که او می تواند پادشاه راستین کشوری همچون ایران باشد.

اتلس جغرافیای سیاسی ایران که به خواست و اراده ی شاهان ایرانساز پهلوی، به پایداری و قدرت و شکوهی بی مانند و خیره کننده رسیده بود، با تردستی و اسلام بازی و چپ مغزی انگل ستان، به ورته ی هلاک افتاد و تا به امروز، همانگونه که بزرگمرد میهن پرست زنده یاد "فریدون فرخزاد" بدان اشاره کرده است، این وزارت امور خارجه ی انگل ستان است که پشت جمهوری اسلامی را گرفته و او را تا به امروز بر سر کار نگاه داشته است.

هنگامه ی آنست که با تحولات منطقه ای و کوچک تر شدن هر چه بیشتر غده ی سرطان اسلامی در تنه ی تنومند و کهنسال ایران نیمه جانمان، برگی زرین به تاریخ چند هزاران ساله ی کشورمان بیفزاییم و در یک نبرد همسو و همگانی، تومار رژیم اسلامی را با همه ی رگ و ریشه ها و توده ای مصدقی های خائنش، به درک تاریخ بفرستیم.


بانگ آزادی به گوش می رسد. دانلد ترامپ که نخستین رییس دولتی است که با جهانگیر تازه ی ژاپن دیدار کرده است، در بخشی از سخنان خود گفت که به دنبال دگرش رژیم در ایران نیست. این اظهاریه در حالی از سوی رییس جمهور آمریکا انجام می شود که موج براندازی رژیم ولایت فقیه در سال های گزشته، شتاب فزاینده ای به خود گرفته و فشارهای جهانی به همراه تحریم های آمریکا، مردم ایران را از رژیم اختلاسگر و سرکوبگر اسلامی به ستوه آورده است.

هوشمندی آمریکا، در تاکتیک دولت آمریکا در یکی به نعل و یکی به میخ زدن آن نسبت به جمهوری اسلامی پدیدار می شود.

در حالی که عناصری مشخص از سوی رییس جمهور ترامپ در جایگاه های بسیار حساس و کلیدی دولت گماشته شده اند که آشکارا از براندازی رژیم اسلامی سخن می گویند، اما خود رییس جمهور چنین موضعی را رسمن نمی گیرد، اما کمرشکن ترین تحریم های چهل ساله ی گزشته علیه خلافت اسلامی در ایران اشغالی را بر آن رژیم به کار می گیرد.

بایسته است هم میهنان به اصول و مبانی مبارزاتی شاهزاده رضا پهلوی، جامه ی کردار بپوشانند و ضحاک انیران اسلامی حاکم بر سرزمینان را نابود کنند تا کشورمان آزاد گردد. آشکار است که در صورت رخداد چنین روزگار فرخنده ای، هر چند که یک ایران ویران شده تحویل خواهیم گرفت، اما اراده ی ملی مردمی که برای سرفرازی کشور خود به پا خاسته اند، ایران عزیز را در کوتاه ترین فرصت ممکن، به چکاد درخشان تمدن بشری بازخواهد رساند.

۱۳۹۸ خرداد ۶, دوشنبه

بنیان ما در آزادی میهن، اصل عدم تعرض متجاوزانه است

ما نمی توانیم به آنچه بدان تعلق داریم، به خاستگاه و ریشه ی خود متعرض شویم و بدان تجاوز کنیم. این یک اصل است.

بنیان ما در آزادی میهن، اصل عدم تعرض متجاوزانه است
"بُنا" یا "بن یا بنیان نیستی آفند"، همان پارسی فراز "اصل عدم تعرض یا تجاوز" (No Aggression Principle) است که یک مفهوم اخلاقی در فلسفه ی "باورمندی به آزادی فردی و آزادی اراده" (Libertarianism) می باشد و معنا و مفهوم آن اینست که نمی توان با قدرت قهریه و با به کار بردن زور و تجاوز، به موقعیت، سرزمین و... ایی دست یافت که هم اکنون به داد یا بیداد، در دست دیگری (غیر) است. این اصل، یک بنیان کلی و همه شمول (عام) در همه ی زمان ها و مکان ها می باشد.

این وعیده ای دینی نیست، بلکه یک رستگاری اخلاقی انسانیت است که تمدن انسانی بدان دست یافته و چنین نسخه ی گرانسنگی را برای ایجاد تمدن و پیوستگی تمدن بشری پیچیده است.

چنانچه به این سطح از خرد برسیم که نمی توانیم هتا خانه و کاشانه ی خود، که نه با یورش مستقیم دشمن خارجی، که با هم دستی عناصر خیانت پیشه و مزدور و به شکلی با واسطه، به معنای واقعی کلمه اشغال شده است، آن را آزاد نماییم، به درک این بنیان و اصل رسیده ایم. آنچه که تلاش ما در راه آزادی ایران عزیز است، سرفن و مطلقن، بستگی به اراده ی انفرادی تک تک ایرانیان و در نهایت آزادی اراده ی همسو شده ی همه ی ما در براندازی رژیم اهریمنی اسلامی دارد.

این مهم از آنجا جای توضیح و موشکافی دارد که این سخن پیشتر از زبان ولی عهد ایران شاهزاده "رضا پهلوی" هم بیان شده است.

اندیشه ی ما در آزادی میهن، نیازی به کاربرد زور و خشونت ندارد
در واقع، آنچه که ایشان تاکنون بر آن صحه گزاشته و در راستای آن به پیش رفته و برنامه های دقیق و پله به پله ی خویش را برای آزادی سرزمینمان به کار بسته است، اجرای همین بنیان و اصل در زمینه ی مبارزه و پیکار با جمهوری اسلامی بوده است که هدف از آن، نه تصرف و دست اندازی، نه تجاوز و تعرض و نه بیگانه پرستی و باژ به ابرقدرت ها دادن، که چیزی به جز نفس آزادی میهن به منظور ایجاد فرصت برای اراده های آزاد انفرادی و جمعی ایرانیان برای تشکیل و برپایی حکومت ملی با ارزش گیتی گرایی و یا سکولاریسم نبوده است.

این اصل مطلق، این بنیان نژاده، راهنمای ما در آزاد سازی میهن از یوغ ستمگران رژیم توده ای جمهوری اسلامی است.

بر اساس این اصل، همانگونه که پیشتر و بارها، از سوی شخص شاهزاده رضا پهلوی نیز بیان شده است، همه ی آنهایی که به گونه ای از گونه ها (نحوی از انحاء)، در تجاوز و تعرض و یورش به ایران عزیز هم دست بوده و نقش آمر یا عامل را بازی کرده اند، به ذات خود، از آنجا که به این بنیان و اصل باورمند نمی باشند، نمی توانند و دارای این حق نمی باشند که در راه آزادی میهن گام بردارند.

آنچه که اراده ی آزاد ایرانیان خوانده می شود، آزادی تک تک ایرانیان در میل به این اخلاق
در زمینه ی سیاست است که بیان می دارد، اراده ی تک تک ایرانیان در سرنوشت خود و
آینده ی کشور، تنها اصل تعیین کننده و اجرایی است
آنچه که گروهک های تروریستی و تجزیه طلب فداییان و مجاهدین خلق، گروهک های قومگرا، واگرا و تجزیه طلب پانکرد و پان عرب و پانترک و پان... و آنچه که گروهک ها و سازمان های دست نشانده و مزدور و نفوذی ناخوانده، همچون جبهه ی ملی و نهضت آزادی و حزب خائن توده و سازمان پان ایرانیسم حکومتی و... تا به امروز مرتکب آن شده اند، چیزی به جز تجاوز و تعرض به این بنیان و اصل نبوده است و از اینرو، این سازمان ها و نهادها و گروهک ها، نه تنها اکنون حق مطالبه ی آزادی میهن را ندارند، که بر اساس پیشینه ی خیانت ورزانه و تاریک خود، حق عرض اندام در فردای ایران آزاد را نیز نخواهند داشت.

کشور و تاریخ ما، دیگر نیازی به مزدوران روسیه (کمونیست های توده ای) و مزدوران انگل ستان و وابستگان آمریکاییشان در حزب ایران ستیز دمکرات آمریکا را ندارد. ما به میهن پرستان ایرانی نیازمندیم.

اندیشه ی ما، همه باید اندیشه ی آزادی و دادگری و استیناف و احقاق حقوق تک تک ایرانیان برای نسل های کنونی و آینده سازان کشور باشد. درجه ی باورمندی ما به این بنیان و اصل، یعنی بنیان نیستی آفند، تا بدان حد است که تنها اپوزوسیون راستین کشور یعنی پادشاهی خواهان هوادار شاهزاده رضا پهلوی، هتا حاضر به همکاری با اسراییل در جهت افشای ماهیت خرابکارانه و دژخیمانه ی جمهوری اسلامی در جهت میل به دستیابی بمب اتمی هم نشده اند و این رفتار، بازتاب باورمندی کرداری نسبت به این بنیان اخلاقی است.

چنانچه اخلاق را از سیاست جدا کرده و آن را به کناری بگزاریم، بی درنگ در صفوف رنگارنگ متجاوزان و خونخواران تاریخ و خائنان به ایران عزیز قرار خواهیم گرفت.

شاهزاده رضا پهلوی:
حق را باید با اراده ی ملی پس گرفت
چشم بیدار زمانه، خواب های آشفته ای را برای پیروانش تدارک دیده است. این بینایی که متعلق به جبهه ی کوران و انتقام جویان می باشد، نه باوری به انسانیت و نه آویژه و مهری به ایران دارد. هر آنچه که جناح تاریک اندیش بدان دست انداخته و حریصانه و متجاوزانه بدان نگریسته است، یکسره نابود و پریشان شده و به سیه روزی و نکبت و بدبختی درافتاده است.

ما هرگز خواهان براندازی جمهوری اسلامی به بهای جنگ و نابودی کشور نبوده و نیستیم. ما خواهان براندازی جمهوری اسلامی به دست خود ایرانیان هستیم که اراده ی شان را در این راستا، یکپارچه و یک دست کرده باشند، زیرا ما نمی توانیم به خانه و کاشانه ی نیاکانی خود و به هم میهنان و فرهنگ و تمدن خود، تجاوز کرده، با دشمن مسلح و دژخیم هم کاسه و هم دست شویم و علیه ریشه و تبار و بنیان خود، با روشی قهر آمیز و متجاوزانه، مرتکب نبایدها شویم.

بر همه ی هم اندیشان و خردشنوان بایسته است که توضیحات آمده در این دفتر را که نیست جز تبیین راه و منش شاهزاده رضا پهلوی، به مورد اشتراک بگزارند تا پیام خود را هر چه بیشتر به روان و اندیشه ی هم میهنان رسانده و تخم سخن را پراکنده باشیم.

۱۳۹۸ اردیبهشت ۳, سه‌شنبه

دو بال تروریسم اسلامی: القاعده و اخوان المسلمین، بازوهای انگل ایسی فراماسونری جهانی

تروریسم برون مرزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، رویه ای در دشمنی با اسراییل را در پیش گرفته که در مجموعه ی اقدامات آن، کشور و ملت ایران به عنوان گروگانی در دست ولایت فقیه درآمده اند.

جمهوری اسلامی، رژیمی اشغالگر و ایران ستیز است و در این میان تفاوتی میان
سازمان تروریستی سپاه و دولت تروریستی ولایت فقیه وجود ندارد
این گروگانگیری به گونه ای است که مرگ انگل جمهوری اسلامی برابر با مرگ ایران تلقی شود تا مردم از ترس جنگ نشدن و تجزیه ی کشور، به حکم اسلامی توده ای دست نشاندگان فاحشه ی بریتانیا موسوم به ملکه الیزابت چندم در ایران، سر فرود آورند و زنجیرهای خود را بپرستد و به جای رویارویی با مشکل، با آن کنار بیایند. این تروریسم اخوان المسلمین جهانی ساخته و پرداخته ی انگل ستان است که برنامه ی ایران ستیزی خود را از چپ و از راست به پیش می برد.

به یاد دارم که در دوران کودکی، ترک های الله پرستی که در پی تجاوز و اشغالگری ترکان الله پرست در سده های گزشته و در خلال جنگ های اسلامی (صلیبی)، توانسته بودند به اروپا بخزند، در دهه ی ۹۰ میلادی دست به چنان آشوب و تجزیه طلبی ایی زده بودند که خوی توحش و بربری بابای ایسا پرستان نژاد پرست را نیز تحریک کرده و سپس به سلاخی یکدیگر مشغول شدند. ترک های یوگسلاوی که خود را بوسنیایی می خواندند، هم زمان با کروات ها و سرب ها وارد جنگ شدند و سرانجام توانستند یوگسلاوی را تجزیه نمایند و کشور الله زده ی دست نشانده ی ترکیه ی فاشیست را در بالکان بنیانگزاری نمایند.

کمتر از یک روز از تروریستی خوانده شدن سازمان  تروریستی سپاه
پاسداران  انقلاب اسلامی از سوی وزارت خارجه ی آمریکا،
شبکه ی اجتماعی اینستاگرام، حساب های شخصی و حکومتی
رژیم اسلامی ولایت فقیه را بست 
اصطلاح بالکانیزه کردن که از سوی سرکردگان امنیتی و ایران ستیز دستگاه های اطلاعاتی انگل ستان و فاحشه ی بریتانیا، برای تجزیه ی کشورهای خاورمیانه و ایران نیز به کار گرفته می شود، از همین جا سرچشمه می گیرد.

در آن هنگام، جمهوری اسلامی حکم دایه ی مهربان تر از مادر شیعه نسبت به سنیان بالکان را پیدا کرده بود و در حالی که آنها زیر خواب ترکیه بودند، جمهوری اسلامی همچون نخود هر آش و کاسه ی از آش داغ تر، تروریست های اخوی پاسدار خود را به آنجا گسیل کرده بود و فیلم ساخته بودند که یک دلقکی به نام "آتوله پستونک" با یک دختر بوسنیایی روی هم ریخته و طرف را برداشته آورده ایران تا به تماشاگر ساده لوح انقلاب زده ی جنگ زده ی ایرانی القا کرده باشید که ببینید ما چه قدر خوب و مهربانیم !!


اکنون که نزدیک به سه دهه از آن صدور تروریستی انقلاب ناب اسلامی محمدی گزشته است، یکی از سرکردگان سازمان تروریستی سپاه پاسداران موسوم به سردار پاسدار تروریست "سعید قاسمی"، پرده از راز تروریستی رژیم برداشته و همه ی آنچه که آمریکا و اسراییل در همه ی این سال ها مبنی بر صدور تروریسم و بنیادگرایی از جمهوری اسلامی به سرتاسر جهان می گفته اند را تایید کرده است !! اینکه، آمریکا ده ها سال است از همکاری ولایت فقیه با گروهک های تروریستی دیگر خاورمیانه همچون طالبان و القاعده سخن می گوید، نه سخنی گزاف که سخنی سخت درست و پرمایه بوده است.

از این افتضاح و اعتراف به رسوایی بدتر، اینکه پاسدار تروریست سعید قاسمی به خیال خودش داشته از دستاوردهای صدور انقلاب خمینی حرامزاده در امة کزایی اسلامی بوسنی پشتیبانی می کرده و ابروی رژیم را آرایش می کرده، که دست بر قضا چشم جمهوری اسلامی را هم کور می نماید !!

او اعتراف کرده است که سپاه تروریست، در پوشش هلال احمر، با گروهک تروریستی القاعده در بوسنی همکاری کرده و ضمن اقدام به ایجاد ناامنی و جنگ داخلی به منظور تجزیه ی انگل ایسی بالکان، تروریست های خود را در هماهنگی کامل با آن گروهک وارد نبرد با سرب ها و کروات ها کرده است.


استفاده از سپر انسانی در جنگ و ایجاد پوشش امنیتی از نهادها و سازمان هایی همچون صلیب سرخ و هلال احمر، یک جنایت جنگی محسوب می شود و آمریکا می بایست این مورد را به دقت و بدون گزشت، مورد پیگرد قانونی قرار دهد. این همان رویه و همان تداوم جنایت های جنگی جمهوری اسلامی است، که از آستین گروهک تروریستی حماس در غزه نیز بیرون می آید و تروریست های فلستینی با سپر قرار دادن مردم عادی، از اماکن مسکونی و دبیرستان ها و بیمارستان ها و...، اقدام به شلیک موشک به اسراییل می کنند تا یا از گزند انتقام جویی اسراییل در امان بمانند، یا آنکه در صورت انتقام گیری و یورش تلافی جویانه ی اسراییل به همان مناطقی که موشک از آنها شلیک شده است، که در نتیجه مردم عادی نیز کشته خواهند شد، بتواند صورتک همیشه حق به جانب اسلامی خود را به چهره زده و ضمن مطلوم نمایی های مرسوم و ویژه ی عرب های الله پرست، اسراییل را آدمکش و کودک کش قلمداد کند !!

این همان تروریسمی است که به جمهوری اسلامی اجازه می دهد تا دو گروهک تروریستی "حشد الشعبی" عراق و "حزب الله لبنان" را وارد ایران کند تا به بهانه ی کمک به سیل زدگان ایرانی، آنها را در این سازمان دهی کرده و در هنگام ایجاد درگیری رژیم با مردم، از آنها بهره گیری نماید.

وجود پشمکی همچون ارتش که در همه ی این سال ها شاهد و ناظر باقی مانده و همیشه طرف جمهوری اسلامی و نه مردم ایران را گرفته است، وجودی است که دست سپاه برای نابودی کشور و تجزیه ی ایران را باز گزاشته است و اکنون هنگامه ی آنست که افسانه ی ارتش ملی را یک بار و برای همیشه به باد فراموشی بسپاریم و با نگاهی به واقعیت ملموس و دیدنی، پی ببریم که تفاوت ارتش و سپاه جمهوری اسلامی، تنها در تروریستی نبودن و بودن آنها خلاصه می شود و نه در پشتیبانی از مردم و یا در تضاد با رژیم.

گستاخی تروریست های حشد الشعبی به حدی رسیده است که در خیابان های میهن اشغال شده ی مان راه می افتند و برای شوخی و تفریح خرکی عربی اسلامی خود، بر روی مردم ایران تفنگ می کشند و به سوی آنها شلیک می کنند:


در همین هنگام، شاهزاده "رضا پهلوی" ضمن محکوم کردن ورود گروهک های تروریستی حشد الشعبی و حزب الله به ایران، در پیامی به تاریخ ۱۳ اُم آپریل در حساب رسمی خود در ف. بوک نوشت:


تروریست پاسدار"حسین الله کرم" از سرکردگان سازمان تروریستی سپاه پاسداران نیز، وجود ارتباط میان سپاه و القاعده را تایید کرد؛ سخنانی که پس از انتشار سخنان پاسدار تروریست سعید قاسمی مطرح شده است که به همکاری رژیم با گروهک تروریستی القاعده اذعان کرده بود.

حسین الله کرم که فرماندهی گروهی به نام "انصار حزب‌ الله" را هم بر عهده دارد، در گفتگو با رسانه ی حکومتی "نامه نیوز"، به سخنان سعید قاسمی درباره ی سواستفاده از هلال احمر به عنوان پوششی برای اقدامات تروریستی اسلامی در بوسنی اشاره کرد و گفت:

"من نکته ی ایشان را دیدم، او نگفت که ما با رخت هلال احمر یا از راه هلال احمر در بوسنی بودیم. در واقع او با استفاده از این تعبیر، می خواست بگوید «ما آنجا امدادگر بودیم»، چون امداد و کمک رسانی شاخصه و ویژگی هلال احمر است، بنا بر این فعالان این حوزه امدادگر محسوب می شوند" !!

سعید قاسمی در گفتگو با برنامه ی اینترنتی "رودررو"، در پاسخ به پرسش مجری که در جنگ بوسنی، چه وظیفه‌ ای بر عهده داشتند، گفت: "ما هلال احمری‌ هایی بودیم که برای آموزش نظامی نیروهای مجاهدین رفته بودیم".

پس از انتشار ویدیوی این اظهارات، جمعیت هلال احمر رژیم اعلام کرد که از سعید قاسمی به خاطر اظهاراتش درباره ی "سو استفاده از این نهاد" برای مقاصد نظامی در جنگ بوسنی، شکایت می‌ کند.

تروریسم اسلامی جان ۲۰۹ مسیحی را در سری لانکا گرفت
ارتباط با القاعده
درباره ی ارتباط با القاعده نیز، الله کرم به "نامه نیوز" گفت:

"القاعده لایه های مختلفی دارد، لایه ای که شامل نیروهای بوسنی و هرزگوین بود، آنها به گونه ای با ما ارتباط داشتند، هر چند گاهی از اینها وقتی در مقرهای القاعده آموزش می‌ دیدند، وقتی اسلحه ی خود را تحویل می‌ گرفتند، بنا به دلایلی آنجا را ترک می‌ کردند و به سمت ما می آمدند. ارتباط با القاعده عمدتن در این لایه‌ ها بود".

سعید قاسمی در گفتگوی خود، به همکاری سازمان تروریستی سپاه پاسداران با القاعده اشاره کرده و گفته بود:
"در بوسنی قلب اروپا اتفاقاتی افتاد که حضور ما و سپس القاعده بود. یک مدت القاعده‌ ای‌ ها استیل ما را گرفته بودند؛ از سربند و پرچم گرفته تا گردان حمزه سید الشهدا. شاهد آن بودیم که مجاهدین و آزاده‌ ها از سراسر دنیا آمده بودند. آنجا اتفاق جدیدی رقم خورد، یعنی تشکیل یگان‌ های جهادی مسلمان. آن‌ چیزی که در پنج، شش سال اخیر در سوریه اتفاق افتاد، آن موقع در بوسنی اتفاق افتاد. یعنی بچه‌ های حزب‌ الهی‌ هایی که به عمام (خمینی حرامزاده) ارادت داشتند، آمدند. از آلمان آمدند، از فرانسه آمدند و از جاهای دیگر آمدند".

اتهام‌ های بسیاری علیه سازمان تروریستی سپاه پاسداران جمهوری اسلامی در رابطه با همکاری با گروهک تروریستی القاعده مطرح است که همواره جمهوری اسلامی آنها را رد کرده است. اکنون اما سعید قاسمی از سرکردگان سپاه، به این همکاری اعتراف می‌ کند.

۱۳۹۸ فروردین ۲۷, سه‌شنبه

دسیسه های جمهوری اسلامی برای بد نام کردن خاندان پهلوی

جمهوری اسلامی که در بحران مشروعیت خود، همیشه دست به ترور شخصیت و فیزیکی افراد زده است، تنها راهکار بقای خود را در ایجاد آشوب و جنگ روانی و نیز صدور و گسترش ناآرامی و جنگ می داند.

رای من برای ایران آزاد، یکپارچه و آباد، شاهزاده رضا پهلوی است
بدین وسیله است که در روزگاری که سرکردگان جمهوری اسلامی دست از برادر و خواهر خواندن های انقلابی شسته اند و به ویلا نشینی و کاخ نشینی خو گرفته اند، خاکستر غمین اسلامی و یقه ها و آستین های چرک اسلامی مارکسیستی جای خود را به کت و شلوار و صورت های اصلاح شده داده است و آن انقلابیون که خوردند و آسودند، جای خود را به نسلی گرگ صفت تر داده اند که هر چه بیشتر آشکارا به دورویی می پردازند و ضمن آنکه همه می دانند که نوبسیجی ها خود اهل هر گونه فساد و بزهی هستند، اما خود را پشتیبان دین و رژیم دینی حاکم بر ایران می دانند.

ترور شخصیت شاهان بزرگ پهلوی و مادر ایران شهبانو "فرح پهلوی" از سوی دستگاه های تبلیغاتی وزارت اطلاعات که از آستین تلوزیون رژیم و رسانه های وابسته ی حکومتی درمی آید، یک دهانه ی فاضلاب دیگر هم دارد که در از اروپا و آمریکا بیرون می آید.


این سر فاضلاب های رژیم که مشخصن اشخصاصی همچون "امید دانا"، "فرامرز دادرس"، "هوشنگ امیر احمدی"، "سعید شمیرانی" و دیگر ناخاله های تلوزیون نشین و حزب خودخوانده دار را شامل می شود، از اکثیریت های چپ خلقی (بلشویک ها) بگیرید تا مصدق الهی های ملی منقلی و هر آن کس که موجودیت ایران و خاندان ایرانساز پهلوی را چون خاری در چشم خود دیده و می بیند، همگی دست به دست هم داده اند و در ترور شخصیت شاهان پهلوی می کوشند تا نتیجه اش ترور شخصیت شاهزاده ی عزیز میهن "رضا پهلوی" باشد.

شاهزاده ای که نه تنها ادعای شاهنشاهی نکرده است، که همیشه تنها و تنها از آزادی و میهن پرستی سخن گفته است.


"احمد علی انصاری" از جمله خائنانی است که جمهوری اسلامی برای چهل سال است او را در پناه خود گرفته و سبیل او را حسابی چرب کرده است. وی با آنکه پسر خاله شهبانو فرح پهلوی حساب می شود و از نزدیکان دربار و شخص اعلا حضرت "محمد رضا شاه پهلوی" و نیز شاهزاده رضا پهلوی بوده است، با چشم سپیدی هر چه تمام تر و وقاحت ویژه ی آخوندی، سال هاست که علیه خاندان پادشاهی ایران، لجن پراکنی می کند.

موج دروغ زنی های احمد علی انصاری تا سال پیش که وی بنا بر سفارش مزدور رژیم فرامرز دادرس، با دلقک رسانه امید دانای باقر خاله گفتگو نکرده بود، در هاله ای از سکوت خبری قرار داشت و اینکه که مصدق الهی ها و پان ایرانیست های حکومتی، دست پیش گرفته و این تحفه ی دروغگو را به دستگاه دروغ پراکنی جمهوری اسلامی پیشکش کرده اند، او برای هزارمین بار به جمهوری اسلامی سفر می کند و در تلوزیون رژیم، سخنان دروغی را علیه پادشاه درگزشته ی کشور بر زبان می آورد.


پس از آنکه دلقک رسانه با وی زرزر کرد، نقش فرامرز دادرس در این میان، موج سواری بر روی آن یاوه سرایی ها بود و هتا کسانی که پیشتر نان ارتش و ساواک شاهنشاهی را خورده بودند، از جمله "فراستیان"، آن چرند گویی ها را بازنشر کردند تا همسویی خود با دشمنان خاندان پهلوی و همراهی با ولایت فقیه را آشکارا اعلام کرده باشند.

عنصر خائن، عنصری است که مخالف ایرانی گرایی باشد و از آنجا که ایرانسازان پهلوی، تنها مهر ایران در سینه داشته و دارند، دشمنی با آنان، دشمنی با ایران است. جالب اینجاست که نمی توان میهن پرستی را در یک جریان و تشکل و رویکرد سیاسی محصور کرد و امروز می بینیم که شخصی همچون "ایرج مصداقی" که از جداشدگان گروهک تروریستی مجاهدین خلق است و فردی فرهیخته و مبارز سیاسی است، نه تنها با چپ های ضد ایرانی در تضاد باور و کردار قرار دارد، که امروزه با خوی میهن پرستانه ای که در خود دارد، از هواداران همسویی با شاهزاده رضا پهلوی است.

این میهن پرستی از سنخ آزاد مردانی همچون زنده یاد "شاهپور بختیار" است.


بی شرافت ترین مزدوران رژیم در اروپا و آمریکا و کانادا، آنهایی هستند که اموال و دارایی های وجود حقیرشان را از یکسو به رخ همه می کشند و از سوی دیگر با دروغ زنی و وارد کردن اتهام و افترا به خاندان پادشاهی، نوکری استبداد ولایت فقیه را وسیله ی امرار معاش خود کرده اند.

دریا با آب دهان سگ نجس نمی شود و احمد علی انصاری هتا یک سند و مدرک را هم نه توانسته و نه خواهد توانست که علیه خاندان شاهنشاهی ایران و شاهزاده بیاورد.

۱۳۹۷ اسفند ۹, پنجشنبه

گروه بازی و ائتلاف بازی، خط قرمزی که شاهزاده باید خود را از آن دور نگاه دارد

"حشمت الله تبرزدی"، مهره ی هرزه ی وزارت اطلاعات است که نقش آریا اسبه را به خوبی بازی می کند و نقش اینجور کرم ها در بدنه ی اپوزوسیون است که رمق براندازی رژیم را گرفته است.


با گروه بازی و ائتلاف بازی نمی توان رژیم را سرنگون کرد. افزون بر این، با آوردن چند فسیل سیاسی و پرداخت ملیون ها دلار به آن مفت خورهای آمریکایی و اروپایی، یعنی کاری که مجاهدین خائن خلق می کنند نیز، نمی توان رژیم ددخویی را سرنگون کرد که رژیم ایران ستیز انگل ستان نطفه ی آن را بسته است. همه ی جهان به شکلی مستقیم و غیر مستقیم از لندن اداره می شود و هتا دی سی هم بازیچه ی دست آنهاست.

از اینرو، نقدی بر آنچه که شاهزاده "رضا پهلوی" در اشتباه تاکتیکی خود در گفتگو با عناصر معلوم الحال و تجزیه طلبی همچون "ویکتوریا آزاد" و تبرزدی و "حسین بر" و "علیرضا جوانمردی" انجام داده است را پیشکش می کنم.


شاهزاده رضا پهلوی، عصاره ی روح مشروطه ی پادشاهی، یعنی قانون اساسی مشروطه ی ایران است که او را به عنوان ولی عهد قانونی کشور به رسمیت می شناسد. اینکه او ولایت عهدی خود را کتمان نکرده و از آن سلب اختیار و مسئولیت ننموده است، بدین معنی است که این مراتب قانونی، "بر اساس قانون اساسی مشروطه"، همچنان بر وی مترتب است و او اگر چنین جایگاهی را نمی پذیرد، باید رسمن از ولایت عهدی پادشاهی مشروطه ی کشور کناره گیری کند.

در غیر این صورت و در وضعیت کنونی که وی همچنان به عنوان ولی عهد شناخته می شود، شاهزاده حق ندارد علیه قانون مشروطه ای سخن بگوید که موجودیت و جایگاه قانونی خود او به عنوان شاهزاده و ولی عهد کشور را تثبیت کرده و بر آن تاکید دارد.


از اینرو، اینکه "حقوق بشر" وی به عنوان "شهروند" - لفظی که خود شاهزاده به خودش داده است -، از سوی همان قانون مشروطه سلب شده، سخنی ناپخته و ناسنجیده است، زیرا قانون مشروطه در کردار از روزگار شورش ۵۷ به این سو، از چرخه ی سیاسی کشور خارج شده و بدین ترتیب تنها هدفی که با تیر سخن وی مورد اصابت قرار می گیرد، قانون اساسی مشروطه ای است که در روزگار پادشاهی شاهنشاه آریامهر برقرار بوده است !! مگر آنکه شاهزاده رضا پهلوی دلاوری یا گستاخی یا هر چه که نامش را بگزارید را بدان درجه برساند که آشکارا بخواهد بگوید که حقوق شهروندی او در زمان پادشاهی پدر تاژدار، سلب می شده است !!

حشمت الله تبرزدی ناخاله ی جمهوری اسلامی و نخستین
ناکسی است که به دیکتاتور دوم رژیم، لقب عمام داد
گفتن این دست سخنان آن هم در گفتگویی غیر رسمی با مشتی ناخاله که نامشان گفته شد، شان شاهزاده را به شدت پایین آورده است و در حالتی قرار می دهد که وی نه تنها یک شهروند عادی، که یک همنشین تجزیه طلبان قرارمی گیرد.

آنچه که شاهزاده از آن غافل است، اینست که مردم ایران روح ایران پرستی دارند و برای همینست که در برابر تجزیه ی ایران و هتا تحریف نام خلیج همیشه فارس، آرام نمی گیرند؛ و این بسیار به حیثیت وی به عنوان یک رهبر سیاسی آسیب خواهد زد، چنانچه با عناصر معلوم الحالی هم کلام شود که دغدغه ی شان نه آزادی ایران، که تجزیه ی فرهنگی و تجزیه ی سرزمینی کشور است.

به شاهزاده ی عزیز میهن سفارش می کنم که خود را با نشستن با هر خوک و کثافتی آلوده نکند. امروز حشمت الله تبرزدی ناخاله، به خود جرات داد که رویکرد درست شاهانه در برابر تروریست های چپ و الله پرست شورشی ۵۷ را، که اعلا حضرت از آن با عنوان "ارتجاع سرخ و سیاه" یاد کرده بود، به سخره بگیرد و آن را قلدری بخواند؛ در حالی که از روشنایی آفتاب روشن تر بود و هست که این کشور را همان دو دسته اوباش مزدور خائن به تباهی کشانده و می کشانند.


به شاهزاده رضا پهلوی زنهار می زنم که لجن پراکنی های ناخاله های کون برشته ای همچون مهندس حشمت الله تبرزدی، علیه هواداران او و شخص وی، نمی تواند از سوی من و کسان دیگری چون من تحمل شود و ما قطعن پاسخ دردآور و کوبنده ای به سوراخ های سخن گوزان خواهیم داد؛ چرا که حشمت الله تبرزدی در عن خوری خود اعلام کرده است که ائتلاف و اتحاد میان وی و شاهزاده رضا پهلوی، "مالیده است" و دلیل آن هم "زیاده خواهی هواداران رضا پهلوی" و "اندیشه ی امتیاز طلبی رضا پهلوی" بوده است !!

شاهزاده باید دست از فرشگردی ها و هر ائتلاف بازی دیگری بردارد.


از پانکردها و دمکرات بازهای چپ خلقی و غربتی پاپتی های مستضعف باز دزد ملیاردی جمهوری اسلامی فاصله گرفتن همانا و رغبت هر چه بیشتر مردم به سوی شاهزاده همان. شاهزاده مطمئن باشد که می تواند تنهایی و با همراهی مردم و بدون نیاز به آش و لاش های اپوزوسیون نما، جمهوری اسلامی را به لرزه ی سرنگونی بیندازد. شاهزاده رضا پهلوی می بایست بداند که مشاوران حقیقی و میهن پرست او، افرادی همچون "مانوک خدابخشیان" هستند، نه ویکتوریا زالزالک. تبرزدی، جرثومه ای است که از فاضلاب ولایت فقیه به بیرون آمده.


بر اساس منش دمکراتیک، این حق من به عنوان هوادار ایشان است که به او ایراد بگیرم و طرح درخواست کنم و به او آنچه که می خواهم بشود را توصیه کنم و او را از آنچه نمی پسندم بر حذر دارم. این بدین معنیست که رهبر یا سیاست مدار، در منشی دمکراتیک، در اختیار آرا و نظرات کسانی است که از او به عنوان سرآمد خود بهره می برند و این هواداران هستند که از شاهزاده رضا پهلوی، به عنوان یک جایگزین برای رهبری براندازی جمهوری اسلامی، شاهزاده رضا پهلوی با هویتی مردمی و دمکراتیک ساخته اند؛ نکته ای که هرگز نباید فراموش شود...

۱۳۹۷ اسفند ۲, پنجشنبه

بخشی از سخنان پادشاه آریامهر با خبرنگار دیوید فراست

گفتگوی شاهنشاه آریامهر با "دیوید فراست" خبرنگار در پاناما، گفتگویی بسیار حائز اهمیت است که شوربختانه تاکنون از سوی ایرانیان بسیار بسیار کم تماشا شده است. از سوی دیگر، اپوزوسیون شاهنشاهی نیز در این مورد کوتاهی بسیاری کرده است که هرگز چنین گفتگوی تاریخی و مهمی را دوبله و یا به پارسی زیرنویس نکرده است.


در این بخش از سخنان پادشاه که ویدیوی آن در پایین این جستار به دست داده می شود، اعلا حضرت همایونی درباره ی نکاتی سخن می گویند که از دید مهر آریایی و میهن پرستی وی و مردم دوستیش، جای هزاران آفرین دارد. شاهنشاه آریامهر در پاسخ خبرنگار که پرسیده بود: "آیا هرگز آرزو می کنید که ای کاش در کشور مانده بودید و در خیابان ها می جنگیدید ؟" و پادشاه پاسخ می دهد که: "اگر پادشاه نبودم، هتمن این کار را می کردم"؛ گفتگو بدینگونه ادامه پیدا می کند:

..."خبرنگار: پس اگر شما شاه نبودید، احساس می کردید که چه، از فرزند پسرتان پشتیبانی کنید که باید او را ترک کنید ؟
پادشاه: یک مورد همینست و مورد دیگر،  اینست که تاژ پادشاهی، تاژ و تخت پادشاهی، نمی تواند بر بنیان محض شالوده ای از خون استوار گردد.
- خبرنگار: آیا شرایط دیگری وجود دارد که به ایران بازگردید تا با این افراد روبرو شوید؟
- پادشاه: این آدم ها ؟!
- خبرنگار: یک موقعیت دادگاه.
- پادشاه: خب پیش از هر چیز، آنها که هستند که مرا دادگاهی کنند ؟! آنها خودشان باید نخست دادگاهی شوند. اگر ما یک جهان مصممی داریم، کسانی که مصوبه های ملل متحد را رد می کنند، مصوبه های دادگاه بین المللی را رد می کنند، افکار مردمی را نادیده می گیرند و هیچ ارج و احترامی برای قوانین بین المللی قائل نیستند و مردم را کشتار کرده و اعدام می کنند و هزاران و هزاران تن انسان را بدون هیچ گونه دلیلی زندانی می کنند، پس چه کسی خود اینها را دادگاهی کند ؟؟"...


بخش های پسینی این گفتگو که درباره ی ساواک می باشد را می توانید در پایین آغاز به تماشا کنید:


اینکه پادشاه سخنانی را بر زبان رانده است که تا به امروز جنبش ایرانیان میهن پرست به دنبال آن می باشد، یعنی یکی شاهزاده "رضا پهلوی" به عنوان ولی عهد تاژدار میراث پادشاهی مشروطه ی ایران و دیگری پرهیز شاهنشاه از درگیری بر حق با تروریست هایی که جنگ خیابانی را علیه حکومت قانون رقم زده بودند، آن هم سرفن بدین خاطر که خون مردم ریخته نشود، نکات بسیار با ارزش و مهمی هستند که توجه به آنها، به بازشناخت درست تر ما از شاهنشاه میهن پرستمان، کمک خواهد کرد.

امیدوارم به زودی برخی از میهن دوستانی که کار حرفه ای تولید زیرنویس یا دوبله را دارند، دست به انجام این ویدیوی مهم و تاریخی نیز بزنند.

جاوید شاه

۱۳۹۷ بهمن ۲۴, چهارشنبه

شاهزاده در گفتگو با رادیو فردا: "تا پایان تا پیروزی بر جمهوری اسلامی ایستاده ام"

شاهزاده "رضا پهلوی"، در گفتگویی که با رادیو فردا انجام داده است، بر همسویی و اتحاد اپوزوسیون به جز گروهک تروریستی مجاهدین خلق، تاکید ورزیده است.


در این گفتگو که تارنمای رسمی شاهزاده رضا پهلوی نیز آن را منتشر کرد، خبرنگار رادیو فردا به جای "درود" فرستادن به مخاطبان، به آنها "سلام" کرد و سپس خود را معرفی نمود.

شاهزاده رضا پهلوی با توجه به اینکه خود را رهبر اپوزوسیون برانداز سکولار دمکرات و میهن پرست ایرانی می داند و با بیان اینکه با هر گروه سیاسی متصوری که پرسشگر رادیو فردا نسبت به آن پرسیده بود، وارد مذاکره و اتحاد شده است، خواستار یکی شدن اپوزوسیون های برانداز جمهوری اسلامی شد و بیان کرد که با همه ی گروه های سیاسی از چپ تا ملی به جز گروهک تروریستی مجاهدین خلق، سال های سال است که وارد گفتگو شده است.

از اینرو، شاهزاده عنوان می کند که این امر نیز تا حدودی محقق شده است که به نوبه ی خود متاثر از دگرش دیدگاه ها و تظاهرات و اعتصاباتی است که در یکی دو سال گزشته، حال و هوای اجتماعی و سیاسی کشور را دگرگون کرده است.

چرند پردازی های مصدق الهی های بازمانده از دیکتاتوری مصدق در روزنامه ی
پارسی زبان ایالات های خاوری آمریکا علیه شاهزاده رضا پهلوی در سال ۲۰۰۴
پرسش از دید شاهزاده رضا پهلوی، تنها "نه گفتن" به جمهوری اسلامی نیست، بلکه این پرسش را باید از خود کرد که چه چیزی را می خواهیم جایگزین رژیم کنونی سرکوبگر اسلامی کنیم. از فرازهای گفتگوی شاهزاده، این نکته نیز بسیار مهم بود که اپوزوسیون ایرانی می بایست و باید جذب بیشینه ی مزدوران کنونی رژیم، به ویژه در نیروهای مسلح را داشته باشد تا با گزاری خشونت پرهیزانه، بتوانیم با کم ترین هزینه ی ممکن و بدون جنگ داخلی و منطقه ای، از شر رژیم اسلامی اخوان المسلمینی بر ایران آسوده شویم.

نفی هر گونه خشونت در مبارزات براندازانه ی ملی اپوزوسیون، که در نتیجه به انتخابات آزاد و برگزاری همه پرسی برای شکل حکومت آینده و رقابت دمکراتیک احزاب خواهد انجامید، باید این تضمین را از هم اکنون برای مزدوران کنونی جمهوری اسلامی به دست دهد که ما آن کاری را که آنها با پیشنیان خود کردند، نخواهیم کرد؛ چرا که این چرخه ی معیوب خواهد بود که سرنوشتی به جز خونریزی و انتقام کشی نخواهد داشت.

دیدگاه شاهزاده رضا پهلوی، نفی هر گونه قبلیه گرایی در ایجاد حکومت آینده ی ایران است. حکومتی که تشکیل آن نه محتمل، که حتمی است.


از سوی دیگر، "سید علیرضا نوریزاده" پیشتر درباره ی گفتگوی شاهزاده رضا پهلوی با دو گروهک "دمکرات" و "کومله" که گروهک هایی نه برانداز رژیم که دشمن تمامیت ارضی ایران با رویکردهایی فارس ستیزانه و تجزیه طلبانه هستند، سخن گفته بود. در این سخنان، نوریزاده اعلام می کند که به دلیل ناهمسو بودن رویکردهای سیاسی این دو گروهک با آرمان های میهن پرستانه ی شاهزاده رضا پهلوی برای ایران یکپارچه، این گفتگوها بدون نتیجه ی همکاری با یکدیگر پایان یافت. این دیدارها که از سوی هیچ یک از دو طرف اعلام نشده بود، در دفتر برنامه ی سید علیرضا نوریزاده انجام گرفته بود.

از اینرو، آب میهن پرستان برانداز جمهوری اسلامی، با این دو جناح یکی تجزیه طلبان یا استقلال خواهان و دیگری گروهک تروریستی مجاهدین خلق، در یک جوی نخواهد رفت و اعلام جبهه ی مهم شاهزاده که یکی تلویحن و یکی آشکارا در این دو مورد اعلام شده است، با رویکرد شخصی من نیز هم راستاست و از اینرو، شاهزاده رضا پهلوی را فرد مناسبی برای رهبری اپوزوسیون ایرانی می دانم.

۱۳۹۷ بهمن ۱۳, شنبه

چهل سال شکنجه و رنج برای هیچ

همه ی آنهایی که در درازنای چهل ساله گزشته، مستقیم و غیر مستقیم به مرگ طبیعی نمرده اند، جزو کارنامه ی سیاه جمهوری اسلامی می باشند.

خمینی حرامزاده آن پیر خمین و جماران، در واپسین روزهای عمر منحوسش
حکومت قانون را در ایران لگدمال کرد و ایرانیان میهن پرست و جوانان
این کشور را به زندان و شکنجه و کشتار گرفت.
اسلام را هم، دوباره و برای واپسین بار چشیدیم !!
نوید خوش دلانه ای که خمینی حرامزاده در عراق و فرانسه علیه پادشاهی مشروطه ی ایران می سرود، تنها یک هدف داشت و آن نابودی قانونی اساسی بود که خونبهای انقلاب بزرگ مشروطه تلقی می شود و برای نابودی آن چاره ای جز این نداشت که به دستور اربابان خود در لندن و دی سی و برلین و پاریس، کمر ایران و آن پادشاهی مشروطه را با شکستن کمر شاه میهن پرستش بشکند. این تباهی شد و دستاورد چهل سال حکومت آدمخوار اسلامی، جز همان هیچ بزرگی که آن دجال اهریمنی به هنگام بازگشت به ایران سرود، نیست.


در پوچی و تباهی و به بیهوده کشیدن مردم و هدر دادن سرمایه های انسانی و مادی کشور، اعتراف آخوندک متعفن رژیم "جنتی نمیر الدوله" خود گویای همه چیز است.

آخوند جنتی در تازه ترین اعتراف خود به شکست انقلاب کزایی اسلامی، اینگونه خفت را بر خودی هایشان هموار می کند:

"مردم (خودی ها) تحمل شکست انقلاب را ندارند. آمریکای لعنتی هر کاری می‌ تواند می‌ کند. تحریم‌ ها را ببینید... قصد دارند افکار مردم را نسبت به نظام اسلامی بد کنند، به کشورها می‌گویند با جمهوری اسلامی همکاری نکنید، خدا ریشه ی اینها را بکند و نابودشان کند !! ما نباید از آمریکا بترسیم، نباید از خودمان ناامید شویم، نباید باور کنیم که ما نمی‌ توانیم. برخی مقامات باور کرده اند نمی‌ توانیم کشور را اداره کنیم مگر با کمک آمریکا. به شما بگویم، مردم تحمل گرسنگی و تشنگی را دارند، ولی تحمل شکست انقلاب را ندارند".

گویند مردم ما خمینی را در ماه دیده بودند
گویا فضانوردان در ماه ریده بودند
این پیر خرفت در حالی از یاری خدای موهومش که سرشتی بیابانی و عربی دارد سخن می گوید که آن غداره بند جبار آسمانی تاکنون کوچک ترین کمکی به بشریت نکرده است و هتا عرضه ی نان و آب دادن ساده به گدایی ساده را هم ندارد و در همه ی جنایت های انسان ها علیه یکدیگر و جانوران و طبیعت، کاملن دست روی دست گزاشته و چشمش را بر همه چیز پوشیده است و این گواهی است از اینکه خدایی در کار نیست و انسان باید خرد پیشه کند و خود را از توهم خدا به در آورد.

توییت "مایک پومپئو" درباره ی اعتراف روباه بنقش آخوند "حسنک روحانی"
درباره ی چهل سال شکست جمهوری اسلامی
اما آخوند جنتی لعنتی که پیش کونه پیر خودش خیال کرده مردم تحمل گرسنگی و تشنگی را دارند و حاضرند همچون خائنان ساده لوح ۵۷ی، نانشان را با استبداد آخوندی و برای نجات بیضه ی کثافته ی اسلام اهریمنی تاخت بزنند، بهتر است وقاحت ویژه ی آخوندی را برای لختی به "فرامرز دادرس" و "امید دانای باقر خاله" بسپارد به ماهیت تظاهرات و اعتصابات مردم علیه رژیم نگاهی دوباره بیندازد تا آن کونه ی پیر نامیرایش متوجه گردد که مردم گرسنه البته که روی جمهوری اسلامی پای خواهند گزاشت.


تحریم های درست و منطقی "دانلد ترامپ" که با آغازی نمادین در ۱۳ اُم آبان ماه کلید خورد، رویکرد براندازانه ی ایالات متحده ی جمهوری خواه نسبت به جمهوری اسلامی را در حالی بیان می کند که این رویکرد، الزام به دگرش حکومت دیکتاتوری را منوط به تحریم و براندازی رژیم می داند و نه جنگ.

بت خمینی سال های سال است که برای مردم شکسته و مترسک ولایت فقیه به سرکردگی
آخوند سید علی خامنه ای هم خود می داند که مترسکی بیش نیست
این بسیار جای درنگ دارد که اپوزوسیون میهن پرست ایران به رهبری شاهزاده "رضا پهلوی"، از تحریم ها علیه جمهوری اسلامی دفاع می کنند و همه ی می دانیم که راه سرنگونی رژیم اسلامی، از پشتیبانی جهانی به رهبری رییس جمهور دانلد ترامپ و تحریم های کمرشکن و واقعی آمریکا می گزرد و تا آسیاب به نوبت ماست، باشد که دیکتاتور دوم رژیم نیز بمیرد و خلع قدرت دست اپوزوسیون را در سیمایی جهانی، برای برگزاری همه پرسی و اقدام قانونی برای دگرش رژیم، هموار کند و ایرانیان با آمدن آزادانه به پای صندوق های رایی که از سوی ملل متحد اداره می شوند، نسبت به همه چیز اکنون و آینده ی خود رای دهند.

روزگاری که شاهزاده ی عزیز میهن در کشور باشد، روزگاری است که رای های ایرانیان به پادشاهی مشروطه و قانون اساسی نوین مشروطه، آری دوباره گفته است. ایدون باد...

۱۳۹۷ بهمن ۴, پنجشنبه

رویکرد شیادانه ی "غلامرضا محمدی" در پشتیبانی از یورش نظامی آمریکا به ایران

آنچه که مبارزه ی مردم ایران علیه رژیم ولایت فقیه را آبرومند، میهن دوستانه و براندازانه می کند، همانا پیروی از خط مشی مبارزه ی شهروندی غیر خشونت آمیز با رژیم است؛ نکته ی مهمی که شاهزاده ی عزیز میهن "رضا پهلوی" به خوبی و از همان آغاز، بر روی آن انگشت گزاشته است.

غلامرضا محمدی، شیادی که با مزدوری برای رژیم،
خواستار یورش نظامی آمریکا به ایران شد
در چنین روزگاری که جمهوری اسلامی سربازان تروریست سپاه را از کشورهای همسایه نیز گزر داده و به فراسوی مرزها رسانده است و در حالی که آرمان جمهوری اسلامی از همان آغاز موجودیت حرامزاد هاش، دشمنی با یهودیان و اسراییل بوده و هست، ماندگاری نیروهای سپاه در سوریه، آن هم پس از آنکه دولت "بشار اسد" را در قدرت تثبیت کرده و گروهک تروریستی الله پرست عراق و شام به نام "داعش" را به کمک آمریکا، روسیه و ارتش های سوریه و عراق، نابود کرده است، نمی تواند هیچ علت دیگری به جز دشمنی و تجاوز به خاک اسراییل به منظور نابودی کامل آن سرزمین داشته باشد.

در واقع، بر خلاف آنچه که "اسنفدیار رحیم مشایی" در سال ها پیش عنوان کرد که جمهوری اسلامی با رژیم اسراییل و نه با مردم اسراییل مشکل و دشمنی دارد، سرکرده ی رژیم اسلامی آن سخنان را نادرست دانسته و اعتراف کرد که دشمنی جمهوری اسلامی با اسراییل، شامل بیش از پنج ملیون مردم این کشور نیز می شود.

از اینرو، از آنجا که جمهوری اسلامی در جایگاه متجاوزانه ای نسبت به کشور و مردم اسراییل قرار دارد و سایه ی دهشت و ناامنی را بر مردم آن کشور افکنده است، بر هر ایرانی میهن پرستی است که موضع خود را در برابر خوی نژاد پرستانه، فاشیستی، جنایتکارانه و یهودی ستیزانه ی الله پرستان ولایت فقیه اعلام کند تا گسستی آشکار و خط سرخی برجسته میان ایرانیان میهن پرست و رژیم عربی اسلامی دست نشانده ی جمهوری اسلامی بکشد.

شاهزاده رضا پهلوی، مخالفت خود با هر گونه یورش نظامی به ایران را اعلام و از
دولتمردان آمریکایی خواست تا فریب رویکرد جنگ طلبانه ی جمهوری اسلامی را
نخورده و به جای درگیری نظامی با رژیم، به تقویت اپوزوسیون میهن پرست
بپردازند
آنچه که جمهوری اسلامی به نام ایران و ایرانیان می کند، هرگز نمی تواند مورد پذیرش یک ایرانی میهن پرست باشد.

در چنین روزگار شومی است که موج اعتراضات و اعتصابات و خروش مردم از ستم رژیم اسلامی و سیل دزدی ها و اختلاس ها و فسادهای گوناگون دیگر در همه ی ارکان رژیم به ویژه دستگاه فاسد قضاییه، جمهوری اسلامی را درمی نوردد و هنگامه ی آنست که خواست های مردمی برای ایجاد حکومتی ایرانی، مبتنی بر خط مشی دمکراتیک ایرانی و نوسکولاریسم، جامه ی کردار بپوشد و با سرنگونی جمهوری اسلامی، قدرت مردمی در رژیم سیاسی کشور حاکم گردد. امری مهم که جز به براندازی و سرنگونی ولایت فقیه نمی توان از آن یاد کرد.

در این پیکار براندازانه ی مردمی علیه ولایت فقیه، رویکر شاهزاده رضا پهلوی به عنوان نماد و رهبر موج برانداز ده ها ملیون ایرانی و نقشی که ایشان به عنوان سخنگوی مردم ایران در جوامع جهانی بر عهده دارد و نیز جایگاه ایشان به عنوان تنها وارث خاندان پادشاهی و نیز ولی عهد قانونی کشور، بسیار دارای اهمیت می باشد و اینکه ایشان از خط مشی غیر خشونت آمیز در مبارزه علیه جمهوری اسلامی، پشتیبانی تمام قدی می کند، بر اهمیت این مبارزات مردمی علیه رژیم، وزنه ای بسیار سنگین تر و مهم تر می افزاید.

نتانیاهو نخست وزیر اسراییل، نامه ای که در آن، مسئولیت تولید بمب هسته ای ولایت فقیه
را بر عهده ی وزارت به اصطلاح دفاع جمهوری اسلامی می گزارد، افشا نمود
در این بحبوحه، ناخاله ی وراج و چرندگوی فحاش و عصبی رژیم در ترکیه به نام "غلامرضا محمدی" که نقش اپوزوسیون جعلی علیه رژیم را به خوبی بازی می کند، هم اوست که مزدور دیگر رژیم به نام "آریاسب باوند" را علم کرد و او را پروراند تا به همراهی این دو ناخاله ی مزدور باشد که جمهوری اسلامی همه ی زور خود را بزند که هر جور شده، خشونت گرایی و تروریسم را به دامان پاک شاهزاده رضا پهلوی بچسباند.

همانگونه که پیشتر هم در موج افشاگری هایم درباره ی کثافت آریا اسبه مغان باوند زاده انجام داده و رسوایی او را تا سر حد نابودی کامل و تخته شدن دکان بادوندیش موجب شدم، هم می توان باور داشت که افشاگری علیه مزدوران رژیم، بسیار بیشتر از آنچه که در اندیشه ی ناخاله ها بگنجد، موثر بوده است. از اینرو، به این افشاگری پرداخته می شود.


غلامرضا محمدی که در هنگامه ی زرزرهای تلگرامی خود، از فرتور پادشاهان ایرانساز پهلوی و شاهزاده استفاده می نماید، نکته ای را بر خلاف رویکرد مبارزه ی غیر خشونت آمیز شاهزاده بیان کرده و با روحیه ی دروغگویی حرفه ای خویش، در اوج وقاحت ویژه ی آخوندی و بی شرافتی، خواستار یورش نظامی آمریکا به ایران شده است و به بیشعورانی که پای منبرش می نشینند، می گوید که آمریکا تنها مراکز نظامی و راهبردی و اساسی کشور را منهدم خواهد کرد و به مردم آسیب نخواهد رساند !!

گو اینکه، آن سرمایه هایی که به واسطه ی جنگ از سوی آمریکا یا هر متجاوز دیگری نابود خواهد شد، آسیب به بنیان اقتصادی و اجتماعی مردم نیست !!

از اینرو، پس از این لجن سرایی های غلامرضا محمدی بود که شاهزاده ی زیرک میهن، در بیانیه ای، نسبت به تحریکات جمهوری اسلامی برای فراخوان به یک یورش نظامی محدود به ایران، هشدار داد. این هشدار از آن روی اهمیت دارد که دامنه ی تحرکات تحریک آمیز ولایت فقیه در غزه و سوریه به شدت افزایش پیدا کرده است ودستگاه دروغ پراکن تبلیغاتی این رژیم نیز، از یورش نظامی به ایران از سوی آمریکا، پشتیبانی می کند، یعنی دقیقن کاری که امثال ناخاله هایی همچون غلامرضا محمدی انجام می دهند.

شاهزاده رضا پهلوی:
"بزرگ ترین خیانت، بی تفاوتی است"
شاهزاده رضا پهلوی در این بیانیه ی خود می آورد:

"با تیره‌ تر شدن روابط جمهوری اسلامی با جهان غرب، سخن از تصمیمات شدید از سوی این کشورها برای رویارویی و خنثا کردن تحریکات و دخالت‌ های غیر ضروری رژیم جمهوری اسلامی در جهان، به ویژه در منطقه ی خاورمیانه است. ادامه ی چنین روشی از سوی رژیم، امکان درگیری نظامی را بیش از پیش در مذاکرات کشورهای دارای منافع در همایش ورشو مطرح می‌ کند. چنین بحران‌ هایی، ریشه در سیاست‌ های نابخردانه ی جمهوری اسلامی به خاطر دخالت در امور داخلی کشورهای منطقه به ویژه همسایگان خود دارد، که نفی کننده ی منافع ملی ایران است و در آغاز بنیانگزاری این رژیم نیز، منجر به جنگ ضایعه‌ بار ۸ ساله شد. رژیم در راستای چنین سیاستی، اقدام به پشتیبانی و تدارکات نظامی از گرهک های تروریستی و تن دادن به جنگ‌ های نیابتی در خاورمیانه کرده‌ است، که غرب را بر آن داشته در برخورد و خنثا کردن چنین تحریکاتی، راه حل نظامی را نیز در کنار راهکارهای دیگر مد نظر قرار دهد".

در پس این سخنان میهن پرستانه ی شاهزاده رضا پهلوی بود که سرکردگان بلند پایه ی نظامی رژیم نیز، برای باری دیگر علیه موجودیت اسراییل یاوه سرایی کردند.

از آنجا که پیش بینی دستگاه اطلاعاتی رژیم نسبت به سال ۹۸ فرار خورشیدی، تداوم اعتراضات و اعتصابات علیه رژیم خواهد بود، جمهوری اسلامی آهنگ این را دارد که با تحریک آمریکا و اسراییل برای یورش به ایران و ایجاد یک درگیری موقت و محدود و یا یک جنگ ساختاری، بتواند نهایت بهره برداری را کرده و موج براندازانه ی مردم را از مسیر سرنگونی رژیم منحرف نماید.

علی محمد نایینی از مشاوران سرکرده ی کل سازمان تروریستی سپاه پاسداران
در این راستا، "علی‌ محمد نائینی" از مشاوران سرکرده ی کل سازمان تروریستی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که به مناسبت سالروز تظاهرات حکومتی ۹ اُم دی‌ ماه علیه مردم معترض به نتیجه ی انتخابات فرمایشی ریاست‌ جمهوری رژیم در سال ۸۸ فرار خورشیدی سخن می‌ گفت، پیش‌ بینی کرد که در سال ۹۸، "دو التهاب اساسی" در ایران به وقع خواهد پیوست. جمهوری اسلامی با فرافکنی و دروغگویی، تظاهرات براندازنده ی دی ماه را معلول بنگاه های اطلاعاتی و امنیتی غرب و اسراییل می داند.

بیانه ی شاهزاده رضا پهلوی
درباره ی پرهیز از ایجاد درگیری
جنگی با رژیم 
شاهزاده رضا پهلوی در ادامه ی بیانیه ی خود می آورد:

"پاسداشت تمامیت ارضی و یکپارچگی کشورمان، وظیفه ی ملی ما است؛ از اینرو، در رفع بحران کنونی که میهنمان با آن روبرو است، با تکیه بر پشتیبانی شما، اهتمام من در جهت آگاه‌ سازی جامعه ی بین‌ المللی است تا بدانند که تنها راه حل اصولی و عقلانی برای رفع چنین بحران‌ هایی، نه یورش به ایران، بلکه پشتیبانی تام از جنبش‌ های آزادی‌ خواهانه ی مردم ایران است و بس؛ که در چهل سال گزشته در این رژیم تاوان سنگینی پرداخته‌ اند و همچنان برای دستیابی به آرمان‌ های حق‌ طلبانه ی خود در برابر آن ایستاده‌ اند".

۱۳۹۷ دی ۲۳, یکشنبه

سوسک ها حرف می زنند

آمیز شلغم "فرامرز دادرس"، مفسر و تحلیلگر یاوه سرایی های رژیم علیه شاهزاده "رضا پهلوی"
آنجا فاضلاب است. فاضلابی که در آن همه چیز یافت می شود، البته پس مانده اش و سخن بر سر همه چیز هم هست، البته به قوت وجود سیدش "فرامرز دادرس" که در همه ی این سال ها، نه دل از این چاه برکنده تا مبادا ریشه های خود را گم کند و نه دست از حرف های خوشمزه ای که قائم کرده می کشد که مبادا او را سوسک لال بخوانند؛ آری سوسک ها حرف می زنند.

نره سوسک بودن، یکی از بدبختی های اوست، زیرا بال نمی زند و پیوسته در فاضلاب خود مصدق الهی برتر بینی، غرق گه است و می پندارد که سخنان درست شاهزاده "رضا پهلوی" که در هوای آزادی بیان می شود، چه بوی خوبی می دهد و اینجاست که خوب بودن بد است و سوسک دادرس رژیم، هر از گاهی از این خوشمزه بافی ها از خود بیرون می دهد.

یعنی شاهزاده رضا پهلوی گفته است که پول از دیگران گرفتن را درست و روا نمی دانم، کون برشته ی فرانسه پرانده که تو چرا حرف می زنی و تا کی می خواهی به بچه بازیت ادامه دهی !! بیشعور.

اینکه شاهزاده گفته است پول های جمهوری اسلامی را آمریکا به سود اپوزوسیون مصادره کند را نوشته پول ایرانیان و از اینکه در سر اپوزوسیون میهن پرست ایرانی، شاهزاده ای است که ولی عهد قانونی کشور است و از خاستگاه مردم، میهن و قانونی اساسی بیرون آمده و سخن می گوید که حرامزاده های جبهه ی خائن ملی همیشه علیه آن بوده اند، چیزی نیست که به مزاق فرامرز دادرس، کون برشته ی رژیم در فرانسه خوش بیاید.

موضع گیری شاهزاده رضا پهلوی پیرامون نامه ی سرگشاده ی چار صد فرد با هویت ناشناخته
به "دانلد ترامپ" به منظور دریافت کمک های مالی و رد کردن این روند از سوی ایشان
دستان پاک شاهزاده با لجن پراکنی های مزدوران ناخاله ی رژیم از جنس امید دانا و فرامرز دادرس، آلوده نمی شود.

از فرامرز دادرس باید پرسید اگر شاهزاده و اپوزوسیون شاهنشاهی، اپوزوسیون برانداز نیستند، پس هتمن توی بی همه چیز که سر و تهت معلوم نیست و جز دروغ و رزومه بافی برای خودت کاری نکرده ای، اپوزوسیون هستی ؟! اگر ریگی در کفش که نه بر کفش تو بی فرهنگ بی همه چیز ایران نیست، چگونه است که نسبت به رفت و آمد خود و افراد خانواده ات به ایران روشنگری نمی کنی ؟؟

از شاهزاده ایراد گرفته ای که مردم ایران کلیه هایشان را می فروشند، پس چرا از آمریکا درخواست کرده که پول های رژیم را مصادره کند ؟! پفیوز مغلطه کار، این کس کش بازی هایی که تو درمی آوری، در همان روزگار هم پالگی های توده ایت همچون حشمت خان رییسی هم نخ نما بود و نمی گرفت، چه رسد به امروز که دروغ و چرندیاتت به ساعت نمی کشد که رسوا می شود. اگر دلت برای ایرانیان فقر زده سوخته است، ارواج امه ات، باید به سبب و عامل آن که رژیم خونریز ولایت فقیه تست انگشت اتهام را نشانه بروی، نه به کسی چون شاهزاده که می گوید پول های دزدی شده ی مردم را از دستان جمهوری اسلامی بیرون بکشید تا صرف مبارزه ی اپوزوسیون میهن پرست پادشاهی شود.

سید فرامرز دادرس مزدور و شیندول رژیم در فرانسه و موضع
گیری علیه بیانیه ی شاهزاده رضا پهلوی در جهت استقلال مالی
ایشان از دولت های بیگانه
بی شرفی را که زاده ی دین بارگی امثال فرامرز دادرس و نوکرانی از این دست است که همیشه از استبداد و غداره بندان دفاع می کنند، آن هم تمام قد و سینه چاکانه، تخم هرزه ای است که آخوندها از زرتشتی گرفته تا اسلام، همیشه در این سرزمین کاشته اند و امید داناها و فرامرز دادرس ها را برداشته اند و این کشور را به تباهی و چپاول کشانده اند.

بیانیه ی شاهزاده درباره ی نامه ی آن چار صد تن، بیانیه ای است که سوسک های رژیم می توانند تا دلشان می خواهد درباره اش ار بزنند، اما هیچ غلطی نمی توانند بکنند، درست مانند همیشه.

۱۳۹۷ دی ۱۷, دوشنبه

پفیوز کون برشته و روایت بیضه ی پدر همسایه

"سید فرامرز دادرس":
"شاهزاده رضا پهلوی از تولیدات بیضه ی محمد رضاست".

سید فرامرز دادرس، پفیوز مصدقی و کون برشته ی رژیم در فرانسه
یابویی به نام فرامرز دادرس که از عقده ای های تویله ی هزرط " محمد مصدق دله السلطنه" است، جایگاه خود به عنوان یک افسر ارتشی خائن را فراموش کرده و موش صفتی ذاتیش در فرار از جنگ ایران و عراق را به پای ولی عهد کشور و بزرگ ارتشتاران شاهنشاه ایران می گزارد.

تخم این کینه ی مصدق الهی را چه کسی برای نخستین بار در ماتحت سیده فرو کرده است، بر کسی پیدا نیست، اما آنچه که مسلم است آن می باشد که وی کینه ای ده ها ساله از شاهنشاه کشور را در دل سیاه خود اندوخته و این انباشت فضولات کارخانه ی مصدقی، سرانجام سبب آن شده است که به بهانه ی ستیزه جویی با پادشاهی مشروطه ی ایران، علیه شاهنشاه ایران پرست و شاهزاده "رضا پهلوی" نیز، دهان به لجن گویی باز کند.

فرامرز دادرس در حالی از "تولیدات بیضه ی محمد رضا" در یاوه نامه ی ف. بوکیش سخن به میان آورد که خودش از پشنگه ی آب کیر سید همسایه ساخته شده است. بگزریم که با حشمت روی هم ریخته است که آبروی نداشته ی شان را وقف فحش و ناسزا به خاندان شاهنشاهی ایران کنند !!

سید فرامرز دادرس با توهین به پادشاه آریامهر و ولی عهد کشور، شاهزاده رضا پهلوی را از
تولیدات بیضه ی  محمد رضا خواند
فرامرز دادرس که در وقاحت ویژه ی آخوندی در میان مزدوران خارج نشین رژیم، پیشینه ای به درازای آلت خرینه دارد، هم اکنون از دردی می نالد که به واسطه ی تیپای کانال یک و به خاطر عرعر با کون خوب سوئد "امید دلقک رسانه" خورده است و این سوزش هنگفت است که سبب شده سید پیر خر داستان ما، آنچنان بسوزد که دهانش را به فوران چرکابه های دل سیاهش باز کند.


قدر زر زرگر شناسد
قدر گوهر گوهری
کسی هم آن دور و بر نیست به آن یابو زاده بگوید تو اینقدر پست و فرومایه ای که نه تنها یک عمر نان ارتش شاهنشاهی را خوردی، که از آن پست تر و بی شرف تر بودی که به هنگام نیاز کشورت در روزگار جنگ، دم مصدق الهی عافیت طلبت را بر روی دوش موش صفتت گزاشتی و در پاریس به شانزه لیزه گردی مشغول گشتی. کسی نیست به این پست تر از پدرش یادآوری کند که تو همان فرومایه خفتی هستی که نه تنها از این دو خیانت و زبونی اعلام برائت هم نکردی، که امروزه به کسانی ایراد می گیری و چاه فاضلابت را به بدگویی از آنان باز می کنی که هم شخص شاهنشاهش ارتش را پرورد و به سامان درآورد و هم شاهزاده ی عزیز میهنمان در هنگامه ی جنگ، اعلام آمادگی کرده بود که برای نبرد با دشمن متجاوز به جبهه ی جنگ فرستاده شود.


تو که آب کیر سازنده ات اینقدر پست و حقیر بوده که این چنین دروغگویی دروغ زن از آب درآمدی، چگونه است به کسانی ایراد می گیری که هزاران بار از تبار و رفتار و کردار میهن پرستانه، از تو بالاتر بوده و هستند ؟!؟!

بمیرید در آن پستی ذاتی خویش که از چاه گه مصدق دله السلطنه بیش از اینش انتظار نیست.

زنده باد ایران پادشاهی
زنده باد شاهزاده رضا پهلوی

۱۳۹۷ آذر ۲۷, سه‌شنبه

در سوی درست تاریخ بایستیم


اگر آیندگان خواستند که درباره ماهیت حکومت اسلامی ایران پژوهش کنند کارشان چندان دشوار نیست. حکومت اسلامی رژیمی است که وزیر فرهنگش "عطا الله مهاجرانی" بود. همو که در تایید فرمان ترور سلمان رشدی توسط خمینی، کتاب نوشت و استدلال کرد که در زمان پیامبر اسلام هم کسی که به او اهانت می کرد را به فرمانش ترور می کردند. این وزیر فرهنگ که کراهت درونش به بیرون هم سرایت کرده و مدتهاست که رحل اقامت در سرزمینی افکنده که مالیات دهنده اش پول می دهد که جان نویسنده را از گزمه های حکومت متبوع "خداداد تاری وردی" حفظ نماید, این تجسّم وقاحت همان کسی است که به عالم و آدم اتهام وابستگی زده و می زند و وقتی که گند پول گرفتنش از دولت سعودی در می آید به زدن لبخندی نفرت انگیز که به قول فرنگی ها "ترید مارک" او شده، بسنده می کند.

گفته های رضا پهلوی را پسندیدم. راست آن است که ما همه چیز را باخته ایم. همین حالا هم که حکومت اسلامی برود سالها وقت لازم است که به جایی برسیم که چهل سال پیش بودیم و جهان چهار اسبه رو به جلوست. فقط تصور کنیم که در آینده ای نزدیک, دنیای متمدن, اتوموبیلهای برقی با امکانات و کیفیت خیره کننده را جایگزین همتای بنزینی خواهد کرد و ایرانی بینوا هنوز دارد قسط پراید خود را می دهد.

مجال بی رحمانه اندک است.


نه تنها اموال حکومت اسلامی در خارجه باید به نفع مردم ایران ضبط شود که اموال چپاول شده توسط ملّازاده ها هم باید مشمول این داستان گردد. دهکده جهانی یعنی همین. اگر کثیف کردن آب در چین، ماهی های خلیج مکزیک را آلوده می سازد و مشکلات نوع بشر جهانی شده، حل کردنش هم کمک جهانی می طلبد. فقط همین مساجد و حسینه هایی که در خارجه ساخته اند و پولهای بی حساب و کتابی که در آن خرج می کنند دل هر بیننده ای را به درد می آورد.


راستی آیندگان این را هم بدانند که حکومت اسلامی رژیمی بود "شبنم رعایی" را به جرم بهایی بودن از دانشگاه اخراج کرد و طرف امروز در دانشگاه هاروارد در قلّه های علم می درخشد. یکی از کورسوهای امید من برای آینده ایران، همین مغزها و نوابغ فراری داده شده ایرانی هستند. اگر روزی یک سیستم حسابی بر مملکتمان حاکم شود شاید اینها بتوانند به کمک اندیشمندان داخل، ایران را زنده کنند.

فرهاد طباطبایی