۱۳۹۷ تیر ۳۰, شنبه

قتل عام ۱۱ مرزبان میهن در کردستان؛ تروریست های پیشمگره منتظر انتقامی سخت باشند

در پی یورش تروریستی شب گزشته، تروریست های پیشمرگه ی گروهک تجزیه طلب و پانکرد دمکرات، به پاسگاه موسوم به مرکزی قرارگاه "حمزه سید الشهدا" نیروی زمینی سپاه در روستای "دری" واقع در منطقه ی "مریوان" استان کردستان، چند سرباز مرزبان کشورمان کشتار شدند.


در یورش شب گزشته آدینه ۲۹.۴.۹۷، اشرار و تروریست های گروهک تجزیه طلب دمکرات به پاسگاه مرزی قرارگاه حمزه سید الشهدای نیروی زمینی سپاه واقع در روستای دری منطقه ی مریوان در استان کردستان و انفجار زاغه ی مهمات، شمار ۱۰ تن از مرزبانان کشور را کشتار کردند. در این درگیری، شماری از تروریست های پیشمرگه به هلاکت رسیدند و شماری نیز زخمی شده و فراری گشتند. گروهک های تروریستی و تجزیه طلب پانکرد و مزدورانشان، هیچ گونه پایگاهی نزد ملت ایران به ویژه مردم میهن پرست کردستان ندارند و تروریست ها در انتظار انتقام سخت و مهلک ایران به خاطر ارتکاب به این جنایت باشند.

این درگیری بین نیروهای مرزبانی سپاه پاسداران و گروهک تروریستی دمکرات روی داد که قصد ورود به خاک کشورمان را داشتند. این درگیری در اطراف روستاهای دری و نشکاش رخ داد. تا کنون هیچ یک از گروهک های تروریستی پانکرد مسئولیت این یورش را بر عهده نگرفته اند، اما برخی منابع اعلام کرده اند که این یورش تروریستی از سوی گروهک دمکرات روی داده است. شهرستان مرزی "مریوان" در ۱۳۰ کیلومتری سنندج مرکز استان واقع شده و این استان دارای ۲۲۰ کیلومتر مرز با کشور عراق است.

نام سربازان و مرزبانان جاویدنام درگیری مریوان به شرح زیر است:

۱. شهید مهراب عبدی
۲. شهید قانع کرم ویسه
۳. شهید فرزاد رحیمی
۴. شهید ابراهیم حضرتی
۵. شهید عبدالرحمن خالدی
۶. شهید ایرج رحیمی نیا
۷. شهید آرام فیضی
۸. شهید شادمان مرادی
۹. شهید برهان معین پور
۱۰. شهید طالب محمودی
۱۱. شهید آرش رضایی

ما نگزاشتیم منافع ایران بر منافع فئودالیمان چیره شود !!

ای کاش انقلاب سپید پیش از انقلاب مشروطه رخ می داد، با اینکه تاریخ را با اگر و مگر نمی نویسند، به احتمال زیاد امروز حال و روز دیگری می داشتیم !!


ای کاش زنجیره سرسره باز قجری و شاه شهیدش که در افتخارات تاریخی او می توان گفت که پس از پنجاه سال سلطنت، ایران هیچ فرقی نکرد، به جای وارد کردن "سینماتوقراف" به دربارش، مدرنیته را درک می کرد و به جای "دید زدن" و نظر جنسی درباره ی زن فلان شاه اروپایی دادن که چرا اینقدر لاغر است و مانند سوگولی های حرمسرایش غلتکی سبیل کلفت نیست، درد وتن داشت.

"رضا شاه" که به باور من، نیفزودن "بزرگ" یا "کبیر" به نامش، اهانت به واژه ی "قدردانی" است، در خاطراتش پس از شکایت از سلاطین قجری به ویژه "ناصر الدین شاه" می گوید که فکر و ذکرش "زن و شکار" بود. انقلاب مشروطه وسمه به ابروی کور بود. راه میانبر زدن در برهوت و سپید کاری مخروبه !!

در مملکت گرفتار در ارباب رعیتی و فئودالیته، قانون اساسی بلژیک را آوردند و بر مبنای "شرع مبین" گردن زدند و متمم بلند بالایی بر او نگاشتند و پس از آوردن لنگ مذهب "اثنا عشری" و آخوندها، شترمرغی را آفریدند که نه بار می برد و نه پرواز می کرد، ولی قرار بود که معجزه کند که البته به گل ماند. در دورانی که ایران در آستانه ی فروپاشی بود، "اسپهبد مازنی" به گفته ی آن ظریفی که عمری چپ بود اما پس از انقلابی که کرد، به راه راست هدایت شد، "گاری در گل مانده ی ایران را بر شانه اش نهاد و آن را به حرکت درآورد".


فرزند خلفش شاید به خاطر تربیت و تحصیل فرنگی، استخوان گلوی ایران را درک کرد و با بخشیدن زمین های شاهی به دهگانان، اصلاحات ارضی را آغازید که البته روند کار را نخست وزیر "دمکرات فئودال" او بازایستاند. پس از این ایستایی، لایحه ی اصلاحات ارضی به مجلس پر از فئودال ها رفت و کار سامان نگرفت و در نهایت به همه پرسی انجامید !!

جالب اینکه هنوز هستند کسانی که این بزرگ ترین اقدام برای مدرنیته را به کندی و "دستور" او به شاه ربط می دهند که در مهربانانه ترین حالت، می توان آن را به خرفتیشان ربط داد. کندی پسین ها مستاجر کاخ سپید شده بود. جان سخن آنکه ای کاش، نخست دودمان "زیرساخت ساز" پهلوی می آمد و سپس به مجلس و آزادی سیاسی می پرداختیم. آن پدر و پسر نه تنها وارث مملکتی عقب مانده بودند، که مجبور بودند با دوجین دوجین مدعی هم سر و کله بزنند و امروز هم دانش آموختگان درس خوانده به خاطر همان انقلاب سپید، از خاک پاشی به چشم تاریخ دست نمی کشند.

بیشتر مردمی که شعار رضا شاه روحت شاد سر می دهند، از ژرفا و فلسفه ی کار این مرد چیز زیادی نمی دانند. هتا گوش آموزش ندیده در موسیقی هم نمی تواند به خنیایی که باخ برای ویلن نوشته گوش کند و به وجد نیاید. راست آن است که راستی بی رنگ است.

فرهاد طباطبایی

۱۳۹۷ تیر ۲۹, جمعه

Ex-Muslim Atheists and the Islamic world

The Islamic world has reached to it’s dead end point. Clearly, the reform during the history of Islamic history, all have been failed, oppressed so violently and harshly and labeled as heresy which is know to be infidelity or duality or in it’s Islamic term, the “Shirk” or “Kofr”.


The Islamic world with a total population of about 1 billion and 200 millions of people, as basically settled it’s own dominance on Middle east countries and Northern Africa, the countries that have been always at war with each other or colonized by some exploiting empires from Europe. The still claim that their religion is the final and the message embedded in Islam, is nothing by a total and worldwide domination of Sharia.

In the world that powers have maneuvered through the entire regions of the globe and harvest benefits every cultures and the local achievements have become global, well-known and by other peoples of the world, accepted and implemented into their own civilization, the Islamic domination not only has not upgraded it’s own values, but tried to force cultures to accept the fate of Muhammad by sword, terrorism and chaos.

The source of all evil coming out by Islam, is a huge bank of reservoir of Islamic books in support of one book only: “The Quran”.

The Muslims have tailored a dress on their societies which barely can cover up the true dignity of their mankind dignity and that’s a problem which could have been reformed many centuries ago, but this hope is totally lost already.

Why is this hope lost ?


This hope to reform Islam is lost, because in the historical moments that Islam had the opportunity to correct the ways of Sharia laws should be implemented, they avoided different types of reforms and as said, the Heresy was and still is a criminal act towards Islamic Sharia and Quran itself, Furthermore, the ideal of secularism and religious tolerance cannot be advised for Islamic cultures, because the basic core of Islam is not the separation of church and state, that’s a historical fact when you look at the caliphates in Islamic ruling empires.

Religion is considered as a step stone in middle east and The Atheism Movement is very new to people in this region; Considerably, Iran has the highest growth of Atheism among other Nations which is due to a systematic oppression of other thinking groups and minorities and putting Islamic rules and Sharia has played a major role in disbelieving people. It’s a fact that people are trying to escape Islam because of the government’s pressure and for filling up the gap between religious pokey jail and converting to other religions, standing as an Atheist is notably important and there are many Iranians who are trying to fill this vacuum, many of us are writing or making videos and we’re influentially very active on social media.

There are big hopes for Iranian people in this regard, while those Arab Nations who have no civilization but Islamic caliphate, are not only so afraid of the Atheist movement, but they have no choice but protecting Islam anyway or completely give up against the new world values such as freedom of expression, human rights and… .


Even secularism cannot help these Nations to save their Islamic identity, because secularism has anti-Islamic values within itself which the never open minded Sharia can tolerate it. It’s a hope that, by growing Atheism in the region, People of Arab countries, lunge enough to a democratic secular system that rejects Islam in it’s totality, plus posing adverse and averse against other mind manipulating religions such as Christianity and Judaism.

At the end, I would like to congratulate the world class movement of Atheism; I see a great future for Mankind without believing in godly superstitions, complete humans’ freedom and glorious booming
of ideas.

The same article on Faithfreedom.org

مصدق السلطنه دستور داد تا تندیس ها را پایین بکشند

مصدق السلطنه یا همان مصدق دله السلطنه
خاطرات دکتر سنجابی، "امید‌ها و نا امیدی ها"، برگه‌ ی ۱۵۱:
من نزد ایشان بودم و ایشان دستوری به من دادند که بروید و با احزاب صحبت بکنید و مجسمه‌ ها را پایین بیاورید. بنده به حزب ایران رفتم. به آقایِ "خلیل ملکی‌" تلفن کردم که او هم آمد. به حزب "مردم ایران" و "پان ایرانیست ها" و بعضی‌ از بازاری ها تلفن کردم که آنها هم آمدند و عده‌ ای را برایِ اجرایِ امر فرستادیم.

- اولین مجسمه‌ ای که پایین آوردند، میدان بهارستان بود ؟

+ بله، ما یک عده فرستادیم. ولی‌ باید انصاف بدهم که خلیل ملکی‌ گفت: این کار درستی‌ نیست. خود من هم شب به مصدق گفتم که این کار درستی‌ نبود. (مربوط به ۲۶ مرداد ۱۳۳۲ که این جریانات تا روز ۲۷ اُم هم ادامه داشت. در جریان دادگاه، دکتر مصدق علت این کار را البته که مخالفت شرع با نصب مجسمه عنوان کرده بود !!).

این تصویر همان چماق به دستانی است که برایِ این مأموریت اعزام شده بودند. این تصویر از جانب مخالفان پهلوی به دروغ، طرفداران پهلوی جأ زده شده است در صورتیکه طرفداران مصدق بوده اند.



روزنامه ی "باختر امروز" متعلق به سید "حسین فاطمی" وزیر امور خارجه ی مصدق السلطنه، این فرستادگان را مردم آزادی خواه معرفی‌ کرده که تندیس "دیو قلدر مهیب" را بر زمین انداختند !!


مصدق دله السلطنه، همچنین از به رگبار بستن مردم معترض تجلیل کرده بود (خاطرات سیاسی سنجابی).



گزارش های دادگاه: