۱۳۹۸ تیر ۱, شنبه

سیمای مشترک کردهای قهوه ای و گروهک تروریستی مجاهدین خائن خلق

گروهک مصدق الهی مچاله های چپ خلقی یا همان فرقه ی رجوی، گروهکی برخاسته از آرمان تروریست های چپ اسلامی به منظور ایجاد جنگ داخلی و خیابانی علیه پادشاهی مشروطه ی ایران است که در خیانت به میهنمان ایران، موفق به ربودن گوی پستی و بی شرافتی از دیگر حرامزادگان ایران ستیز شده است.

سال دوم فاک (فرار از کرکوک کردی) فرخنده باد
میان دو گروهک تروریستی مجاهدین خلق و پانکردهای تجزیه طلب از جمله گروهک تروریستی دموقراط کوردلستان، سیمایی مشترک وجود دارد که جا دارد در روزگار دوم فاک (فرار از کرکوک)، بدان پرداخته شود.

در حالی دشمنان یکپارچگی ایران عزیز بر سر تکه پاره کردن میهنمان همسو و هم دست بوده و هستند که هر دوی این گروهک های تروریستی از آغاز خود را ایرانی جا می زدند و داعیه ی میهن دوستی می داشتند تا بلکه از رهگزر این فریب کودنانه، بتوانند خیلی از مردم ناآگاه را به سوی خود جذب نمایند.

در جنگ هشت ساله ی ایران و عراق که عامل اصلی به وجود آمدنش، همانا فتنه ی "خمینی حرامزاده" به دستور لندن و آمریکای دمکرات بود، کردهای قهوه ای یا پلاستیکی، در همسویی با رژیم ولایت فقیهی که پیشتر آنها را در استان کردستان به باد کشتار گرفته بود، بدین انگیزه که زور زده باشند تا بلکه خاک عراق را در شمال این کشور، از آن تجزیه نمایند، به مزدوری جمهوری اسلامی درآمدند و گروهک های تروریستی کومله و دمقراط با پشتیبانی همه جانبه ی پولی و تسلیحاتی رژیم اسلامی، علیه حاکمیت ملی عراق تفتگ به دست گرفتند.

گروهک تروریستی مجاهدین خلق، پیروان راستین نخستین پفیوز تاریخ معاصر ایران،
هزرط "محمد مصدق دله السلطنه" هستند که در اجرای فرمان های خیانت آمیز آن
قهرمان خائن، لحظه ای را در دشمنی با ایران عزیز هدر نداده اند
در دیگر سو، فرقه ی خائن رجوی که در خیانتش به ایران و انقلاب بزرگ مشروطه و قانون اساسیش که میراث آن انقلاب ملی بود، به زیر دشداشه ی عرب ایران ستیزی به نام "صدام حسین التکریتی" درآمدند که نام جنگ خود علیه ایران را به یادمان تجاوز الله پرستان عرب صحرانشین ۱۴۰۰ پیش، "قادسیه ی دوم" خوانده بود.

"مسعود رجوی" ایدزی کننده ی "مریم قجر دو شوهر"، در سال ۶۵ ف. خ. (فرار خورشیدی) از پاریس به عراق رفت و در زرزر تلوزیونی خود بیان داشت که به عراق می رود تا "بر کوه ها آتش بیفروزد" !!

گروهک تروریستی مجاهدین خلق البته چندین بار با نیروهای ایرانی و به سود ارتش متجاوز و اشغالگر عراق، وارد جنگ با ایرانیان شد که از جمله ی آنها، سه جنگ سبکمند را به مورد اجرا گزاشت که مفتضحانه ترین آنها، یک شکست سنگین و کامل در عملیات موسوم به "فروغ جاویدان" بود که بیش از ۳۰۰۰ الله پرست چپ اسلامی متعلق به این گروهک تروریستی، در خاک ایران به هلاکت رسیدند.

پس از پنجاه سال فعالیت تروریستی گروهک تروریستی مجاهدین خائن خلق علیه ایران عزیز،
مردم ایران در قاموس ده ها هزار تنی، در خیابان های شهرهای گوناگون میهن، فریادهای
"رضا شاه روحت شاد" و "ای شاه ایران برگرد به ایران" را سر دادند و این در حالیست که
خواست ملی مردم برانداز درون مرز، هرگز به کام این گروهک تروریستی خوش نیامده است و
از اینرو، با تحریف شعارهای مردم علیه جمهوری اسلامی، برای باری دیگر به ماتحت مصدق
حرامزاده، آن بزرگ بت خائن خود چسبیده اند و روح کزایی آن حرامزاده را شاد می خواهند
رادیو مجاهد که می خواست این شکست را یک پیروزی و افتخار جا بزند، با سخنانی احمقانه و بی تدبیرانه بیان داشت که تروریست های این گروهک موفق شده اند تا ۵۵.۰۰۰ سرباز ایرانی را در نبردی که رژیم اسلامی آن را "عملیات مرصاد" می خواند، کشتار کنند.

هدف از این سخن این بود تا روحیه ی کاملن از دست رفته ی تروریست های فرقه ی رجوی را بازسازی کرده و به دشمن خونی خود این شکست را از اینروی تحمیل کرده باشد که هر چند درست است که فروغ جاویدان به سرانجام دلخواه مجاهدین خائن خلق نرسید - و از اینرو عملیاتشان با شکست روبرو شد -، اما توانسته بودند ۵۵.۰۰۰ سرباز وظیفه و پاسدار را به قتل برسانند.

این بیشعوری ویژه ی مجاهدین، یکی از بی تدبیرانه ترین واحمقانه ترین واکنش های این سازمان تروریستی در اجرای برنامه هایش بود !!

نعره های "مرگ بر ایران" کون سوختگان پانکرد و کردهای قهوه ای در ام اقرای جهان اسلام، لندن

اما رژیم سرا پا تقصیر جمهوری اسلامی، این بیشعوری مجاهدین را به سود خود مصادره کرد و در حالی که از یکسو آمار کشته شدگان سربازان ایرانی در عملیات مرصاد را ۳۳.۰۰۰ تن اعلام می کرد، به تلافی کشته شدن آن افراد، به سراغ زندانیان به اصطلاح سیاسی مجاهدین و فداییان خائن خلق رفت و درست به همان اندازه که مجاهدین از سپاهیان و سربازان ایرانی کشته بودند را در زندان های دژخیم اسلامی به دار هلاک گرفتار کرد.

اقدام جمهوری اسلامی نیز که به خیال خام خودش، تدبیری هوشمندان و انتقام جویانه بوده است، هم اکنون یکی از برگ های خونبار و ننگین حاکمیت ولایت فقیه ارتجاع اسلامی محسوب می شود که هرگز نخواهد توانست از این جنایت جنگی دیگر خود رها شود.

الله پرستان تروریست مارکسیست گروهک تروریستی مجاهدین خلق، پیروان راستین
محمد مصدق دله السلطنه هستند. ادای احترام مریم قجر دو شوهر به فرتور ناپاک مصدق، آن
خائن قهرمان را در تصویر می بینید
از اینرو، مجاهدین خلق و رژیم جمهوری اسلامی، نه تنها هیچ یک مورد پسند ایرانیان میهن پرست نبوده و نیستند، که میهن پرستان پادشاهی خواه به خوبی می دانند که تفاوتی میان عن و گه وجود ندارد !!

گروهک تروریستی دمقراط کوردکستان نیز که عمری را در مزدوری رژیم اسلامی به دشمنی با حاکمیت ملی عراق می پرداخت، پسین ها که از همین ارباب خود سیلی خون آلودی خورد، به زیر ابای انگل ها درآمد و با تحریک دشمنان منطقه ای و فرامنطقه ای، شمشیر خود در دشمنی و ایران ستیزی را از رو بست و با اعلام جنگ مسلحانه به سبک دله موش های مجاهدین خلق، اقدام به انجام عملیات های تروریستی بسیاری علیه شهروندان و تمامیت ارضی ایران عزیز نمود.

این گروهک تروریستی که جملگی آنها را کردهای قهوه ای و پلاستیکی تشکیل می دهند، همگی از افراد پست و بی سواد و فقیر دله دهات ها و غارهای کردستان به عمل آمده است که سر جمع سواد آنها به دیپلم دبستان هم نمی رسد !!

گروهک تروریستی مجاهدین خلق، روزگاری از جمله مزدوران و
سیاهی لشگران خرابکار خمینی حرامزاده بود که پیش از اقدام
تروریست های سپاهی، به رایزنی آمریکا در تهران یورش برده
و آنجا را اشغال نمود
بنا به اعتراف خود گروهک تروریستی دمقراط کوردلستان، جمهوری اسلامی توانسته است تنها از این گروهک به تنهایی، ۵.۰۰۰ تروریست را لاشه سازی کند !! در واپسین اقدام ایران علیه این گروهک ترویستی که ستاد فرماندهیش در اقلیم خودسر کوردلستان واقع است، موشک های دسته چندم ایرانی توانستند با دقت نقطه زنی صد در صدی، مقر فرماندهی و نشست فرماندهان این گروهک را با خاک یکسان کرده و شماری از سرکردگان تروریست ها را راهی بهشت الکزا نمایند.

همانگونه که تاریخ ثابت کرده و اگر لازم باشد، هزار بار دیگر هم آن را در کون دشمنان ایران ثابت خواهد کرد، قتار فشنگ بندی و ترقه بازی مشته هرزه ی تجزیه طلب چپ و یا اسلامی و مصدق الهی، هرگز نتوانسته و نخواهد توانست تمامیت ارضی ایران را نابود سازد.

تنها موردی که جنگ مسلحانه و شهری، منجر به پیروزی تروریست ها و خرابکاران شد، همان شورش شوم ۵۷ بود که از پشتیبانی بی چون و چرای روسیه ی شوروی، انگل ستان، فرانسه و آلمان سوسیالیست چپ و آمریکای دمکرات برخوردار بود که با استفاده ی ابزاری از تروریست های فدایی و مجاهد در ایجاد جنگ های شهری، رژیمی اسلامی به سرکردگی آخوندها به بار نشست که چون این دیو به دست این تروریست ها از چراغ خود بیرون آمد، نخست و پیش از همه ترتیب خود آنان را داد !!

بتول میرزایی از سرکردگان بلند پایه ی گروهک تروریستی مجاهدین خائن خلق، در کنار
"نانسی پلوسی" پیره سگ انگل دوست فرقه ی دمقراط آمریکا دیده می شود
به یاد و نام جاویدنامان میهن پرستمان زنده یادان نخست وزیر "شاهپور بختیار" و "فریدون فرخزاد"، ایران روزی آزاد خواهد شد و آن روز زیاد دور نیست و انگل ایس ها هم نمی توانند مدت درازی خمینی ها را بر سر قدرت نگاه دارند.

مشروعیت رژیم درمانده و مفلوک اسلامی، امروزه تا بدان حد مایه ی خنده و فضاحت شده است که درست بیخ گوش مزدوران رژیم، مردم در انجام نافرمانی های مدنی از یکدیگر پیشی می گیرند و زود باشد که میهن عزیزمان ایران، بار دیگر به یک پادشاهی مشروطه و سکولار بازگردد و خط پیشرفت همه جانبه را از سر گیرد.

۱۳۹۸ خرداد ۳۱, جمعه

جنگ و صلح

از یکسو به عبارت های روزنامه ی پگاه فکر می کرد و نیازمندی های قتار شده ای را دیده بود که برای جلب توجه در روزنامه، بالایشان پول رفته بود. هنوز ناشتا نخورده بود که رادیو را روشن کرد تا دلنگ و دولونگی بکند.

من نه هوادار آمریکا هستم و نه اسراییل. نه سوئدی می شوم و نه ژاپنی. من نه هوادار
جمهوری اسلامی هستم و نه مشتاق یورش بیگانه ای به کشورم. من تنها ایرانیم.
یک انسان ایرانی
اخبار داشت تمام می شد و یک موسیقی مخدری که جز روال برنامه ی هر روز، باید دز مناسبی از آن را پخش می کردند، پشت سرش اجرا شد.

با حالت ضعف، رفت کنار اجاق تا آب جوش آورد.

یادش آمد که امروز آدینه است و دیشبش با چه هزیان هایی که با خود در ذهنش روبرو نشده بود. با فردی در ذهنش بر سر جنگ بگو مگو راه انداخته بود و از اینکه در این مخمصه گیر کرده بود، حسابی کلافه و درمانده شده بود.

علتش این بود که او کوچک ترین اختیاری در کل ماجرا نداشت و هیچ کاری هم از دستش برنمی آمد. مرتب بر سر آن که در ذهنش بود، داد می زد و عباراتی را در رد جنگ و اقدامات تحریک آمیز کرم های زیر پوست ایراد کرده بود و نمی توانست بپذیرد که جمعی نابرگزیده، زرسالار و زورگو، برای سرنوشت کشورش بر سر جنگ یا صلح تصمیم بگیرند.

در جنگ هشت ساله که خمینی حرامزاده این آتش ایرانستیزانه را به دامان
میهنمان انداخت، یک ملیون انسانی که یکدیگر را نمی شناختند، برای آز و
طمع سرکردگان و قلدران جنگ افروز جهانی که دو عروسک خیمه شب بازی
خود را در جمهوری اسلامی و عراق بر سر کار آورده بودند، انسان هایی را
به کشتن دادند که نه همدیگر را می شناختند و نه هرگز پیشتر یکدیگر را دیده بودند
نمی دانست چرا آن شب این گفتگوی نسبتن طولانی در ذهنش نقش بسته بود.

آب جوش آمده بود و بخارش رشته ی این فکر را برای لختی از هم گسیخت. از میان چای های گوناگونی که برای دلخوشیش قتار کرده بود، پرتقالیش را با شکلات و دو حبه قند و شیر به درون لیوان ریخت و سیگاری روشن کرد.

روی صندلی که نشست، دوباره اتصال فکرش برقرار شد.

یادش آمد که بامداد که از خواب برخاسته و پیش از هر چیز گوشیش را ورانداز کرده بود، متوجه شده بود که بر اساس خبر یک روزنامه ی خارجی، رییس جمهور دستور داده بود که دیشب به ایران یورش هوایی و موشکی صورت دهند، اما آقای رییس جمهور، در ساعات پایانی مقرر، از این رویکرد منصرف شده و دستور حمله را لغو کرده بود.

وقتی جمهوری توده ای اسلامی می گوید فلستین دوست تو و اسراییل دشمن تست !!
دید همه ی رسانه ها از این رویداد رخ نداده، بر اساس ادعای تنها نیویورک تایمز که رییس جمهور ترامپ پیشتر بارها آن را خبر جعلی خوانده بود، به تکرار آن خبر پرداخته بودند. ترامپ چند ماه پیش هم، خبر آن روزنامه ی کزایی درباره ی گسیل سربازان بی شمار آمریکایی به خلیج فارس به دستور خود را خبر جعلی خوانده بود، امری که البته انجام نشده بود. اما رییس جمهور گفته بود که اگر آمریکا قصد یورش به ایران را داشت، خیلی بیشتر از اینها سرباز در منطقه پیاده کرده بود.

پیش خود گفت من نمی توانم باور کنم که رییس جمهور خردمند آمریکا، به هیچ روی چنین فرمانی را صادر کرده باشد و مطمئنم که این هم یک دروغ رسانه ای دیگر برای تشویش اذهان مردم و برانگیختن احساسات کور و عقده های چپ ها و دمکرات های دروغ زن است تا چنین رییس جمهور میهن پرست، دانا و صلح دوستی را به خیال خام خودشان لکه دار کرده باشند.

داشت پک های آخر سیگارش را می زد که به یاد آورد، درست همین دیروز بوده که وی گفته بود یورش به پهپاد آمریکایی از سوی رژیم اسلامی، هم یک اشتباه بزرگ آنها بوده و هم اینکه فکر نمی کند سپاه عمدن آن کار را کرده باشد.

البته سپاه اسلام با فیلمی که از زدن پهپاد آمریکایی منتشر کرد، رییس جمهور را از شک و دودلی رها کرده بود.

ما برای آنکه ایران خانه ای آزاد و آباد باشد، خون دل ها خورده ایم و با سرنگونی جمهوری
اسلامی با روشی میهن دوستانه و با پرهیز از هر گونه خشونت، ویرانه ای که تحویل خواهیم
گرفت را آباد خواهیم کرد و آزادی را برای بار دیگر، به آینده ی میهنمان پیشکش می کنیم
اما آمریکا باز هم نمی خواست این اقدام خصمانه ی جمهوری اسلامی را به روی خودش بیاورد. رییس جمهور ترامپ گفت که هدف قرار دادن پهپاد آمریکایی، در آب های ایران نبوده و برای این هم مدرک اثبات کننده ی علمی در دست اشت. اما سرکردگان جمهوری اسلامی، با فراری رو به جلو و با همان وقاحت ویژه ی آخوندی که از این رژیم ضحاک اسلامی توقع می رود، پرونده ی ادعای تجاوز پهپاد آمریکایی به حریم هوایی ایران را به ملل متحد فرستاد و این خبر را دویچه وله ی سوسیالیستی و هرزه مغز آلمان، با آب و تاب فراوان پوشش داده بود !!

سیگارش تمام شده بود. چایش را برداشت و به اتاق رفت. داشت ف. بوک را بالا و پایین می کرد که چشمش به خیلی چیزهای بی ربط و مرتبط دیگر با این موضوع افتاد و تصمیم گرفت از آن گودال پرهیاهو بیرون بیاید و به همان سخنرانی اوشو را در رد جنگ و نیاز به ثروت و تجمل و خوشی و شادی برای همه ی مردم، گوش دهد.

من اینها را می دانم، چون اینها همه بخشی از اندیشه ام بودند. اما این من نیستم، چون می توانم رهایش کنم و آویژه ای بدان نداشته باشم.


جنگ هرگز چیز خوبی نبوده، اما هنگامی که انباشت خشم روی داد، هتمن رخ می دهد.

با دیدی رو به میهن و پشت به جمهوری توده ای اسلامی، از مردم می خواهم تا سازمان تروریستی سپاه اسلام که چون هشت پایی بر سرنوشت کشورمان افتاده است را با فشار و تظاهرات و سکوت نکردن، از بدنه ی کشور حذف کنند. مطمئن باشیم که یک ارتش برای یک کشور کافی است.

وجود سازمان تروریستی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، هیچ توجیهی به جز بقای مافیای مخوف اخوان المسلمین انگل ایسی در ایران اشغال شده و الله زده ی مان ندارد و در حالی که جمهوری اسلامی ادعا می کند که با هیچ کشوری قصد جنگ ندارد، باید حواسمان باشد که این رژیم ددخو، اسراییل را هرگز به رسمیت نشناخته و از اینرو آن را در این معادله به حساب نیاورده است.

عمان هم پیام دانلد ترامپ شیردل را به سران جنگ افروز ولایت فقیه رساند.


ما مردم ایران، تنها بازندگان جنگ و تنها بازندگان بقای جمهوری توده ای مصدق الهی اسلامی هستیم. این ما هستیم که با سکوت خود، هیزمی بر جهنم خود می اندازیم و آبی به آسیاب اسلام متجاوز و اهریمنی. این ما هستیم که با چنگ زدن به موهومات و خرافات و ترسیدن از اصغر تا اکبر دین و خدا و عمام و فلان و بیسار، که نه هرگز هتا یک بار هم دیده ایمشان و نه کوچک ترین تاثیر و سودی در زندگیمان داشته اند، به مشتی دین فروش فربه و خونخوار اجازه می دهیم تا پیوسته بر سرمان حکومت اسلامی کنند و آیه های شرارت قرآن رجیم را عرعر کنند.

آنها، گله داران امت اسلامیند که با بنیان حکومت مستضعفین، فقر و فحشا و اعتیاد و بیکاری را در کشور ایجاد و نهادینه کردند و ثروت ها و آرزوهیمان را دزدیدند و با حق و حقوق خودمان، بر سر خودمان کوفتند و خودشان در گران قیمت ترین کاخ ها لانه کردند و به ریش همه ی مان قهقهه زدند که هتا از پس خرج خوراک روزانه ی مان هم برنمی آییم !!

این همه ستم بر تو می رود و تو سکوت می کنی. این است گناه تو. بزرگ ترین خیانت و گناه تو آنست که در نبرد ستمدیده و ستمکار، با سکوت و بی تفاوتیت، همیشه طرف زورگوی غداره بند را گرفته ای.

ما در پایان، دشمنی دشمنانمان را خواهیم بخشید، اما سکوت یاران را هرگز.

۱۳۹۸ خرداد ۳۰, پنجشنبه

وقتی "بسیج"، واژه ای انگل ایسی است !!

وقتی "بسیج"، واژه ای انگل ایسی است !!
جمهوری توده ای اسلامی که سر در آخور لندن و فاحشه ی بریتانیا موسوم به ملکه الیزابت چندم داشته و دارد و تا به امروز به کمک و پشت گرمی انگل ستان و سوسیالیسم جهانی به مرکزیت لندن و هزار البته با پشتیبانی همه جانبه ی دمکرات های آمریکایی انگل دوست، دوام و بقا یافته است، نمود آشکار ایران ستیزی انگل ایسی به سبک قاجاریه و به روشی نوین است.

جمهوری اسلامی که در جنایات جنگی، دستی دراز در به کام مرگ کشاندن هزاران کودک و نوجوان ایرانی دارد که هزاران البته از بچه کچل ها و از جامعه طرد شده و تیپا خورده ی هازمان الله زده ی ایران اسلامی بودند، نه تنها دستور کار لندن و دی سی را به پیش می برده و می برد، که راز بقایش در ایجاد آشوب ها و جنگ ها و دشمنی ها و کینه افشانی ها در دل مردم است و این همان راز آشکار شده ی انگل ایسی است که تفرقه بینداز و حکومت کن و هزار البته که مردم هم هر بار فریب دجالان روزگار خویش را خواهند خورد و چرخه ی شوم تکرار بدبختی و سیه روزی را به کام زرسالاران و زورمندان خواهند چرخاند و خود چون لاشه گوشتی دم توپ یا برده ای به نام کارگر و کارمند، به زیست پست خود ادامه خواهند داد.

راه قدس از کرب و بلا می گزرد، همان عبارت به روز شده ی آیه ی خونبار قرآن در سوره ی
کزایی اسرا می باشد که علیه یهودیان و به جهت صدور تروریسم اسلامی در خانه و کاشانه ی
یهودیان در اسراییل سروده شده است
"بسیج"، که از زبان پارسی به زبان انگل ایسی وارد شده است، در کاربرد شومش در ایران اشغال شده ی کنونی، معنا و مفهومی انگل ایسی دارد که همانا "محاصره کردن" است.

وقتی سرکردگان جنگ افروز جمهوری اسلامی، راه کزایی اورشلیم را آشور و نینوا می گزراندند و آن را با مغلطه ی عربی اسلامی، راه قدس از کرب و بلا خواندند، آن هنگامی بود که بسیج معنایش را آشکار کرده بود که فریاد می زد آمده ایم تا بر اساس دستورات الله خونخوار مدینه، در خانه و کاشانه ی خودتان اسراییل، شما را به محاصره درآوریم و به زور و خشونت و جنگ وارد خانه هایتان شویم و خون شما یهودیان را در سرزمین و خانه ی خودتان بریزیم.

لندن و دی سی که هشت پای اخوان المسلمین را پس از جمهوری های اسلامی افغانستان و پاکستان، به جان ایران الله زده انداخته بودند، آنچنان به سبک قاجار ایران را دریدند و به انقلاب و جنگ داخلی و جنگ با همسایه کشاندند، که به راستی جمهوری اسلامی روی سیاه قاجاریه ی ایران بر باد ده را سپیده کرده است.

سو استفاده از کودکان و نوجوانان در جنگ در راستای طمع اسلامی
رژیم ولایت فقیه برای ایجاد جنگ با اسراییل و اشغال آن، یک
جنایت جنگی در به کار بردن کودکان به عنوان سرباز است
در آن روزگار که خوک دست آموز انگل ها، "خمینی حرامزاده" بر تبل جنگ می کوبید، نه جان ایرانی ارزش داشت و نه آینده ی ایران؛ این تنها آز و طمع اسلامی دست نشاندگان انگل ستان در ایران اشغالی بود که مهم قلمداد می شد.

خمینی گجستک که بوی خون و قدرت مستش کرده بود، با فریب "بسیج مستضعفین" آمد و پس از سقط شدنش در گورکاخی از خون همان مستضعفانی به مغاک خون فروکرده شد که برای برآوردن دستورهای انگل ایسی آن پیر حرامزاده ی جماران، هتا به فرستادن کودکان خود به کشتارگاه هم آری گفته بودند !!

روزگار شوم ایران، از آنجا آغازیدن گرفت که مردم بی دانش و بی خرد، اما هوچی گر و بازاری اندیش، الله زده و مومن، اما بی تدبیر و نادان، دست به دامان مشتی کمونیست کتابی شدند که عمرشان را در استفراغ های کمونیستی مشتی روش عن فکر ذهن لجن بسته، شیرجه زده بودند و به طعمه ی ایدئولوژیک فداییان و مجاهدین خائن خلق یا به فاضلاب مکتبی اسلام درغلتیده بودند.

بسیج واژه ای پارسی است که به انگل ایسی وارد شده و به چم محاصره کردن می باشد. در این
فرتور، ارتش اشغالگری را می بینید که با ایجاد جنگ، با توپ و آتش به جان مردم در خانه و
کاشانه ی خود افتاده است. تصویر بالا، از روی یاوه ای قرآنی به نشانی اسرا، ۴ و ۵ کشیده
شده است
اینان، همان خشت های سازنده ی دستگاه محاصره گر بسیج بودند که سرکردگانش را پیشتر در اردوگاه های تروریستی کوبا، چین، کردستان عراق، لبنان، سوریه، لیبی و فلستین، پرورانده و آماده کرده بودند تا ابوشریف ها سپس افسار این توده های از جان شیرین شسته به سراب وظیفه ای الهی را در جنگی خونین، نابرابر و ضد ملی و غیر ضروری، به دست گیرند.

اینان، دجالان زمان ما بوده و هستند و ده ها هزار کودک سربازی که یا در جنگ کشته شده اند و یا امروز جانباز و معلول و پیر و فرتوت شده اند، میراث آن روزگار شومی است که مردمی در خیل ملیونی، بی مطالعه و بی دانش و آگاهی، و سرفن به خاطر درد و ورم اسلام و از ته دل خواستار فریب خوردن، به فرمان دجال خون آشام خمینی حرامزاده آری گفتند و بسیجی را سر پا کردند که تا به امروز همچون هشت پایی به جان ایران و ایرانیان افتاده است.

خمینی حرامزاده ی فقه باز که از عن تا گه اسلام را به خوبی می دانست و هزاران بار فقه و اصولش را قرقره کرده و نشخوار کرده بود، بر اساس دستور صریح قرآن الکزا، فرمان تشکیل بسیجی از افراد فقیر و تنگدست و ضعیف جامعه را صادر کرد. 


این یک سرباز ایرانی نیست. این یک مزدور تروریست سازمان تروریستی سپاه پاسداران
انقلاب اسلامی است که هدفش از نظامی گری، نه میهن پرستی و پدافند از ایران عزیز، که
صدور جنگ و خشونت به خاورمیانه و اشغال اسراییل و کشتار یهودیان است. او یک ایرانی
نیست، یک تروریست الله پرست جمهوری اسلامی است
آن آیه ی کزایی و یهودی ستیزی که خمینی دجال برای تشکیل بسیج مستضعفین بدان استناد کرده بود، همانا آیه های خونبار و تروریستی ۴ و ۵ سوره ی کزایی "اسرا" (به چم قوم اسراییل) بود:

"وَ قَضَینا إِلی بَنی إِسْرائیلَ فِی الْکِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی اْلأَرْضِ مَرَّتَینِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبیرًا ، فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَیکُمْ عِبادًا لَنا أُولی بَأْسٍ شَدیدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّیارِ وَ کانَ وَعْدًا مَفْعُولاً".

"ما به بنی اسراییل در کتاب (تورات) اعلام کردیم که دو بار در زمین فساد خواهید کرد و برتری جویی بزرگی خواهید نمود. هنگامی که نخستین وعده فرا رسد، گروهی از بندگان پیکارجوی (مومنان تروریست الله پرست) خود را بر ضد شما بر می انگیزیم تا شما را سخت در هم بکوبند و برای اسارتشان خانه هایشان را جستجو کنند و این وعده ای است قطعی".

اینست که جمهوری اسلامی تا مرزهای اسراییل در سوریه به پیش رفته است و هلال شیعی اسلامی را با جنگ و زور ایجاد کرده و از همان آغاز نعره زده است که راه قدس از کرب و بلا می گزرد.

۱۳۹۸ خرداد ۲۹, چهارشنبه

روزگار زرین ایران عزیز هنوز آغاز نشده است


بر این باوریم که دوران ایرانساز خاندان ایرانمهر و میهن پرست پهلوی، دوران طلایی یا به عبارت پارسی، روزگار زرین ایران عزیز بوده است. این گفته درست است، اما شایان کمال نیست.

این درست است که پهلوی به مانند برگ درخشانی در تاریخ پر فراز و نشیب میهنمان درخشید و ایران را از صدها سال خفت و ذلت رهایی بخشید و به نزدیکی های آغاز راه دروازه های تمدن بزرگ رسانید، اما این نیز درست است که ما هرگز و به خاطر یورش جهانی به رهبری انگل ستان، نتوانستیم آغاز راه رسیدن به آن دروازه های درخشان تمدن انسانی را بپیماییم و با شبیخونی ویرانگر، هر آنچه که کاشته بودیم یکسره نابود شد.

اما ایران عزیز همچون سیمرغ، باری دیگر از خاکستر خود برخواهد خواست و این نوزایی بزرگ ایرانیان در مسیر پیشرفت و فرگشت همه جانبه خواهد بود.


این پیمانی است که بر سر ایران و تمامیت هر آنچه که هست، چه آباد و چه ویران، ایستاده ام و جز این از میهن پرستان و آنان که به راستی دلشان رنگ آبی میهن دارد، توقعی نمی رود. روزگاری که ایران آهنگ رفتن از این منجلاب اسلامی توده ای کند، روزی است که دیگر هیچ کس را توان جلوگیریش نتواند بود و این ایمان در من چون شعله ای سوزان و فروزان، به من قدرت جنبش و سخن می دهد.

ایرانی که روزگاری از چنگال دژخیم اسلامی تحویل خواهیم گرفت، البته ایرانی ویران خواهد بود و این درد و سوگ ماست. ایرانی که خواهیم ساخت، ایرانی نه برای همه ی ایرانیان و نه برای همه ی مردم رنج دیده و جنگ زده ی خاورمیانه، که قلب انسانیت زمین و پاییتخت مهرورز جهان خواهد بود.

به امید آن روز است که جوجگان نشسته در آشیان، نه خوف اسلام اهریمنی دارند و نه سودای دروغ های نخ نمای چپ را. نه از گله و رمه های مصدق الله بی شرف انگل ایسی صفت هستند و نه میراث خوار تردستی های انگل ستان و روسیه.


آن روز مبادا که من و دیگران، به جرم دوری و خیانت به میهن، سیاهی زمستان بر روهایشان نشسته باشد. زیرا ایران سخن من و سوگند منست و هر آنچه که در این جهان بر آن بایسته و سوگیرم، همه از برای ایران است که نامش مانترای وجودم است. ایران، آن سرزمین دلیرانی است که تاریخ و فرهنگ و افسانه و استوره را معنا می کند و بی او نه آغازی بود و انجامی است. به نام ایران، جمهوری اسلامی را پایان خواهیم داد و روزگار زرین ایران نوین را به یادمان کوروش بزرگ و رضا شاه بزرگ آغاز خواهیم کرد.

ایدون باد...