۱۳۹۷ مهر ۲۹, یکشنبه

To hope or to open damn eyes to current shit ?

Good morning everyone, my name is King Arthur. I have ruled your asses in the name of Jeusy Peasy and have lived a wealthy life and holding the utmost power possible. Now I have resurrected to tell you that my false principles in taking a wrong and fake faith, has led my country of future to open it's gates to 7 millions of Muslims in the name of her majesty.


Yes, Hope. By the way, I would rather to call it hoplet after toppling our colonism !!

We all have hopes for a better future, a future of love and harmony, peace and affection. Those are obviously the principles of a kind of religion of peace you might have already heard of. It's time to shed eyes over realities and keep a set of strongly naive hopes high and higher, enabling young and next generations to learn how to leave in a choatic society while they still hope there could be a change for betterment.

I fell your pains, that's how you feel to be alive. I have seen many battles and massacres and I have joined the consequences of my triumphs for a nation I believe can resurrect again from its ashes.


It is Ok to neglect the truth. It is Ok if you know religious stuffs suck and it's made for your peaceful mind to calm down everytime you bow and pray to an unknown thing callied goD. It's Ok when you're going to fight a fake belief system from Sahara by another phony one again from Sahara. It is a game that Imperialism has always played and let you join the club as well. Isn't it sweet ?

The red and black are my favorite colors. When you see blue and green of course, you may rethink your color based desires. It's Islam times. And if you don't like it, you have one option only: "To fight it with Christianity".


It is a boring time to see no more cross wars but it's a big hope for the religion of peace to see conquering your lands in peace rather than wars. The goal is being achieved the way it wasn't being done before through centuries of wars. Hopefully I have forgotten to bring my Salladin with me, I know you didn't expect that, but that's Ok !!

The same article on Faithfreedom.org

بگزارید بمانند...

در آغاز این شما بودید که دروازه های وعده های خوشبختی و زندگی تازه را به رویشان گشودید. این شما بودید که به آنها امید دادید که در این سرزمین، می توانند به آرمان های زندگی خود برسند. اکنون زیرش نزنید.


شما مرزهای خود را به آغوش صدها هزار پناهجو گشودید. آری بیشتر آنان پناهجویانی جعلی هستند که نه جانشان در خطر بود و نه بی کس و کار بودند، بلکه به خاطر دلایل مشخصی که همه می دانند، ترجیح دادند که جانشان را برای زندگی بهتر به خطر بیندازند و از کشورهای بسیاری بگزرند تا به دروازه های سبز سوئد برسند. اکنون شما می خواهید آنها را از خود برانید و تازه یادتان افتاده که آنها پناهجونما بوده اند ؟!

این تقصیر افغان ها نبود که درگیر این مشکل شدند. آنها به این کشور آمدند تا از مواهب یک زندگی خوب و آزاد بهره ببرند. در میان آنها، ناخاله و انگل و آدمکش و تروریست و متجاوز جنسی هم هست، اما بیشتر آنان و تقریبن همگیشان، کسانی هستند که می توانند با سوئد و فرهنگ آن خود را وفق دهند و اگر کار و آموزش در اختیارشان بگزارید، خواهید دید که افرادی سودمند و کارا خواهند بود.

اینکه این همه پناهجو پذیرفته اید، نخست و پیش از هر چیز، دستاورد یک حکومت چپ بی شعوری است که خودتان از راه دمکراسی، به آن رای داده اید و دیدید هم که همان دولت، از راهی غیر دمکراتیک، دروازه های امنیت کشور را به روی صدها هزار فردی گشود که کم ترین اطلاعی نسبت به پیشینه ی آنان نداشت !!


پس بروید و سرکردگان احزاب چپ را بازخواست کنید و آنها را به جرم خیانت به رایی که بهشان داده اید، به دادگاه بکشید، اگر می توانید !!

شما دروغ گفتید که می توانید ادغام فرهنگی را انجام دهید. شما احزاب چپی دارید که با بعدی مکتبی و حزبی، بر ساختار کشور چیره می شوند که ارکان و مرام آن مکتب و حزب، نه تنها ملی نیست، که ضد ملی و جهان وتنی است. آنها دستشان با چپ های فرانسه و آلمان و بریتانیا و ایتالیا و... در یک کاسه است. چپ بی وتن است و بی وتنان بر اریکه ی قدرت های ملی چنگ زده اند و این خیانت به کشور و آینده ی آنست. برکرداری خود را سرکوب قانونمندانه و متلاشی کننده ی چپ مغزها، جبران کنید.

"ختنه ی زنان"، مصداق بارز شکنجه است

از دیگر اصول دین مبین و خونبار اسلام اهریمنی، یکی زن ستیزی بنیادین آن است که در آیه های قرآن الکزا و در احادیث "محمد تازی" پیامبر خودخوانده ی اسلام و عمامانش به فور یافت می شود.

ختنه ی کودکان تجاوز جنسی است و ختنه ی زنان و مردان، مصداق بارز شکنجه
در یکی از این میراث های شوم ضد انسانی و زن ستیزانه، اسلام اهریمنی ختنه ی زنان را سفارش کرده است و از این راهکار، ۱۴۰۰ سال است که نرهای الله پرست واقعی یعنی الله پرستان سنی و سلفی، دستشان را در خشتک دختران خود می کنند و با بی آبرویی و بی شرفی و وقاحت ویژه ی آخوندی و اسلامی، آلت جنسی زنان را می برند !! بریدن آلت جنسی زنان، مصداق بارز شکنجه است.

ملل متحد، بریدن بخشی از اندام انسانی از جمله آلت تناسلی را، مصداق بارز شکنجه می داند. از اینرو، هر الله پرست نر و ماده ای که به سبک یهودیان یهوه پرست و مسریان باستان، آلت جنسی انسان ها را می برند، شکنجه گر محسوب می گردند.

سالانه صدها هزار زن و همه ی نرهای الله پرست، به دستور اسلام و به دست آخوندها ختنه می گردند تا مبادا احکام الله و راسولولا بر روی زمین بماند.

به این ویدیو خوب نگاه کنید. ببینید که پدر این دختر با چه بی شرفی تمام عیاری، لنگ دختر خود را در برابر چشمان دیگر نرهای کیرتیز الله پرست به هوا می کند و از قصاب مسلمان می خواهد تا حکم نبوی را بر آلت دخترش پیاده کند:


اسلام نه تنها رحمانی نیست، بلکه سرشار است از سنگدلی و شقاوت. به این بیندیشید که آیا شرف و غیرت چه جور انسانی به او اجازه می دهد تا شلوار را از پای دخترش پایین بکشد و او را با آلت جنسی برهنه در برابر مردان به نمایش بگزارد و از مردی بیگانه بخواهد تا با چاقو و قیچی به جان آلت جنسی دخترش بیفتد. به این بیندیشید که آیا این اخلاق اسلامی که در میان الله پرستان الله زده رایج است، چگونه می توانسته انسانیتی در میان این امة بر جای گزارده باشد.

شرم آورترین کاری که می توان کرد، پشتیبانی از چنین رفتار بزهکارانه و وقیحانه ای است.

اسلام عربی، حناقی بود و هست که هرگز گوارش نمی شود، مگر آنکه هازمان الله زده را به چنان درجاتی از خفت و سرافکندگی بکشاند که دیگر راه برگشتی برای آنها متصور نباشد. اسلام اگر چیز خوبی بود، مهد و خاستگاه آن صحرای عرعربستان، امروزه می باید مهد دانش و فرهنگ و ادب و تمدن می بود، نه آنکه مشتی کلیددار کعبه و نفت خام فروش مفت خواره، هنوز جرات آن را داشته باشند تا با گردن زدن های اسلامی، خونخواری اسلام را محق جلوه دهند و در عین حال از عالم و آدم هم طلبکار باشند که به این دین نجس خونریز، احترام بگزارند !!

آمار دهشتناک ختنه در جهان

آمار دهشتناک ختنه ی زنان در جهان
ایران ما هویتی فرهنگی و تمدنی جدای از اسلام دارد. ایرانیان به آسانی می توانند دست از اسلام کزایی بشویند و به جای آن، به فرهنگ خود و زبان و تمدن و دستاوردهای تاریخی خود بیاویزند. این کار یعنی گسست از دین تحمیلی عرب، البته از بسیاری از کشورهای الله زده ی دیگر برنمی آید و آن به دلیل آنست که یا تمدن فرودست آنان به دست تازیان الله پرست مدینه از بین رفته است و یا اینکه دین سره اسلامی یعنی اسلام سنی و سلفی را پیشه ی خود کرده اند.

ایرانیان همیشه یک تاز اسلام ستیزی بوده و هستند. دیروز "ابن راوندی ها" و "زکریاهای رازی" و امروز، "دشتی ها" و "کسروی ها" و "شجاع الدن شفاها" و به جرات صدها فرهیخته ی میهن پرست دیگر. غول های اسلام ستیز و روشنگری همچون زنده یاد استاد "مسعود انصاری"، خود به تنهایی برای نجات یک کشور کافیند.

در این میان، آنچه که دست و بال آزادی ایرانیان از توحش اسلام ناب محمدی را بسته است، یکی بی مایگی موجودات خفیفه ی الله پرست بزدل و دیگری، موج دین فروشی اسلامی است که از سوی طبقه ی مفت خواره و انگل آخوند ایجاد می شود. از اینرو، برای رهایی ایرانیان از یوغ استبداد و امپریالیسم عربی اسلام، به یک نوزایی فرهنگی برای برخاست ققنوس ایران از خاکستر نشینی الله پرستی ۱۴۰۰ ساله نیاز است.


این رستاخیز ملی، همانا باید با آغاز "روز ملی آخوند کشان" ریشه گیرد تا در درازنای آن، ایران از لوس وجود هر آنچه دین فروش و آخرت فروش از هر دین و مسلک و فرقه ای که هست، یک بار و برای همیشه آسوده گردد. این انگل زدایی، نقطه ی عطف نفس کشیدن ایرانیان در نسل های آینده خواهد بود.

دین ابزاری سرکوبگر و تحمیقگر است که ترمزهای بی شماری را بر روند نوین سازی کشور و پیشرفت همه جانیه و آزادی انسان، به وجود آورده است. دین خون آشامی است که زالوهایش را به شکل آخوند و دین باره و اسلام پناه، به جان انسانیت انداخته است.

مرام نامه ی روز ملی آخوند کشان را بخوانید و آماده ی براندازی اهریمن اسلام و دین از ایران شوید...

۱۳۹۷ مهر ۲۸, شنبه

دمکرات ها یا میانه روها؛ نخست وزیری دولت راستگرای سوئد از آن کدام حزب خواهد بود

امروز سوئد پس از بیش از یک سده ی برتری مطلق چپ های سوسیالیست دمکرات، پرده ی عادت دیرینه را درید و برای نخستین بار در تاریخ خود، این حزب چپگرای متعفن و خائن را سرنگون ساخت. "استفان لوفون" نخست وزیر مخلوع، منفور ترین چهره ی سیاسی کنونی سوئد بود.

لوفون نخستین نخست وزیر تاریخ سوئد است که با "رای اعتماد ندادن مجلس"، از دولت سرنگون شده است.


این دولت سوسیالیست سبز سوئدی که با "رژه ی شرم" در برابر دولت منصوب جمهوری اسلامی در سال ۲۰۱۶، نزد سوئدی ها بسیار مورد نکوهش قرار گرفت و در رسانه های اجتماعی این کشور، تصاویر تحقیر آمیز سر به پایین افتاده ی وزیران کزایی زن سوئدی را با لچک عربی اسلامی که آنها را در برابر آخوند روحانی در یک صف انظامات نشان می داد، دست به دست می گشت، تا خیانت به آرای مردم این کشور و اجازه ی ورود غیر قانونی ۲۰۰ هزار پناهجو و پناهجونمای را از سال ۲۰۱۵ به درون این کشور داد، هر دو از عوامل اصلی سرنگونی این دولت در سوئد بودند.

سوسیالیست های این کشور که جبهه ی جلودار کمونیست های سرخ چپ هستند، به مانند دیگر همتایان چپ خود در سراسر اروپا از جمله فرانسه و آلمان، با شکست و خفت روبرو شده اند.

رسانه های دولتی اروپا و اقمار آنها که به "رسانه های جریان اصلی" نامور شده اند، احزاب ملی گرا و میهن پرست کشورهای اروپایی را به گزاف، نونازی و نژاد پرست، مهاجر ستیز و ضد اسلامی خطاب می کنند. حال آنکه در راستای مردم سالاری یا دمکراسی، تو دهانی محکم و تعیین کننده ی مردم از راه گزینش این احزاب به احزاب سوسیالیستی و چپ، بسیار قابل توجه است. مردم اروپا از تجاوزهای جنسی دیوانه وار خسته شده اند و مردم سوئد از خود می پرسند چرا سیاست های نادرست و خائنانه ی سوسیالیست ها و حزب سبز و چپ، آنها را مجبور کرد تا ۵۴% مالیات پرداختی آنها را خرج پناهجویان و پناهجونمایانی کند که بیشتر آنها درباره ی پرونده ی خود از جمله سن خود و دلایل پناهندگی خود دروغ گفته اند و از بخش رفاهی سخاوت آمیز این کشور، سو استفاده کرده اند.

امروز مردم سوئد به این سیاست ها و به این رویه که به نابودی کشور می انجامید، نه گفتند.

نماینده ی ایرانی تبار مجلس این کشور موسوم به "ریسکداگ"، در هنگام دادن رای منفی به رای اعتماد به لوفون، از حرکات نمادین خود به هنگام رای دادن فرتور گرفت و در حساب های پر مخاطب اجتماعی خود منتشر کرد. این فرتور، دست او را در حالی نشان می دهد که انگشت وسط خود را بر روی گزینه ی "نه" می فشارد.

تنها اختلاف جناح راست با چپ، یک صندلی بیشتر چپ ها در مجلس بود.

از امروز انتظار می رود که جناح راست که متشکل از حزب میانه روها، مرکز، دمکرات مسیحی و دمکرات های سوئد می شود، با رویه ی اسلامی سازی جهانی در سوئد رویارویی کنند و ساخت بیشترین مراکز مغزشویی و تروریسم اسلامی موسوم به مسجد الکزا را در این کشور بازایستانند. افزون بر این از این سیاست مداران توقع می رود که وضعیت پناهجویی را تا پایان ۲۰۱۹ یکسره کرده و به کسانی که به واقع نیازمند پناهندگی هستند، پناهندگی اعطا کرده و پناهجونمایان دروغگو را به خانه های خود بازگرداند.

خبر خوش اینکه، دادگاه عالی این کشور درست در همان روز رای منفی دادن به لوفن، حکم خود را صادر نمود؛ حکمی که اجازه می دهد تا ۹۰۰۰ پناهجوی افغان که قرار بود حکم اخراج دریافت کنند، فرصت یابند تا با ادامه ی تحصیل در دبیرستان، به اقامت موقت دست پیدا کنند که در صورت یافتن شغل پس از دبیرستان، می توانند اقامت دائم این کشور را نیز دریافت کنند.