Google Ad

‏نمایش پست‌ها با برچسب آخر زمان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب آخر زمان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۵ شهریور ۱, دوشنبه

بُعد پنجم چیست ؟

درباره ی این بعد از واقعیت بسیار نوشته شده، گفته شده و از راه راهداری (Channelling) پیام دریافت شده است. همه ی منابع درباره ی جزییات توافق ندارند، اما در اینجا مشخصه های مهم و اصلی و مشترک این بعد شرح داده می شود.


صعود به بعد پنجم
"بر اساس آموزه های صعود، زمین و تمام موجودات روی آن در حال دگرش و جنبش به سطح کاملن تازه ای از واقعیت هستند که در آن آگاهی، عشق، همدلی و معنویت چیره می شود، واقعیتی که آن را بعد پنجم می نامند.

برخی می گویند این دگرش احتمالن در درازنای دو دهه ی آینده کامل خواهد شد و برخی هم تاریخی را مشخص نمی کنند، اما همه ی آنها توافق دارند که این فرایند در آینده ی نزدیکی کامل خواهد شد و اینکه، هنگامی که بسامد هر فرد به اندازه ی کافی با بسامد این بعد بالاترهم تنین شود، به سوی بعد پنجم حرکت می کند. بیشتر آموزه ها تاکید دارند ورود زمین و انسان ها به بعد پنجم از هزاران سال پیش برنامه ریزی شده و از چند دهه ی پیش درحال رخ دادن است. ۲۱ دسامبر۲۰۱۲ نقطه ی میانی این دگرش بود که هرچه زمان می گزرد آشکارتر شده و سرعت بیشتری می گیرد.

یک افسانه ؟
بیشتر جستارهایی که درباره ی بعد پنجم گفته شده است بی شباهت به یک افسانه نیست: زیستن همگان در صلح و هماهنگی، حس یگانگی با تمام زندگی، احترام کامل به تمام مردم و به زمین، ارتباط هایی سرشار از عشق و همدلی. برابری، دادگری و ارج برای همه انسان های روی زمین، نبودن گرسنگی و فقر و جنایت، وفور نعمت و برکت برای همه. زندگی بدون ترس و با اعتماد کامل به نیرویی ایزدی؛ پی بردن به اینکه انسان حقیقتن یک موجود شکوهمند چند بعدی اهورایی است. شاید برخی ازاین تعریف ها عجیب تر هم به دید برسند؛ برای نمونه اینکه مردم می توانند آزادانه با موجوداتی از سیاره ها و کهکشان های دیگر ارتباط برقرار کنند و با این موجودات به بخش های دوردست کیهان سفر کنند.

تخیل، خاطره یا شهود؟
آیا همه ی ما رویای زندگی کردن در چنین جهانی را نداریم ؟ آیا اینها تنها خیال ها و تصورات ما نیستند ؟
شاید اینها خاطراتیند که هزاران هزار سال پیش تجربه کردیم و در نقطه ای گم شدند، هنگامی به جهانی که در آن هستیم پایین آمدیم، جهانی پر از تقلا و رنج، بی هیچ ارتباط مستقیمی با ذات اهورایی. شاید الهاماتیند درباره ی آینده ای که در ما ذخیره شده ؟ خیلی ازما این حس درونی را داشته ایم؛ اینکه واقعیت انسان ها در آینده چگونه می شود. برخی ازما احساس می کنیم هزاران سال منتظر ورود به این دوره از زمان بوده ایم.

اگر ژرفای درون خود را جستجو کنیم شاید ببینیم رویای این جهان آرمانی و صلح آمیز، خاطره ای است دوردست و در عین حال نگاهی است شهودی به رویدادی که اکنون در زمین آغاز شده و اشتیاق ما برای بازگشتن به خانه و جهان زیبای پیش رویمان.
چگونه می شود تا بدین اندازه سریع روی دهد ؟

شاید این پرسش پیش بیاید که چگونه چنین چیزی ممکن است ؟ چگونه جهانی که در آن هستیم به یک جور آرمان شهر تبدیل می شود ؟ هنوز تیرگی بسیاری در سیاره هست؛ جنگ، نفرت، پیش داوری و بی دادگری.

پاسخ آن دو جنبه دارد: نخست، هزاران تن دراین سیاره هم اکنون بیداری قلبی را با سرعتی بی سابقه تجربه می کنند و هر چه زمان می گزرد، این بیداری سرعت بیشتری گرفته و فراگیر می شود. دوم اینکه، همه روی این سیاره در این زمان (آگاهانه و ناخودآگاهانه) تصمیم نگرفته اند که وارد بعد پنجم شوند. هر روحی که ورود به بعد پنجم را انتخاب کرده، مقدار کافی نور برای نگه داشتن سطوح بالاتر انرژی را جذب کرده است. خیلی ها در طی دو دهه ی آینده، ترک زمین را انتخاب خواهند کرد و به سوی تجربه های بعد سومی در بخش های دیگر این جهان خواهند رفت. آنها هنوز آموزه های بعد سوم را به پایان نرسانده اند.
آنهایی که تصمیم گرفته اند بمانند و با زمین دگرگون شوند، دچار دگرش های شدید و سریعی خواهند شد، تن و ذهنشان دچار دگرگونی های اساسی مورد نیاز برای ورود به آگاهی بالاتر و بعد پنجم خواهد شد.


بعد ها دقیقن چه هستند ؟
نخست اینکه بعدها جا و مکان نیستند. آنها سطوح آگاهی هستند که با سرعت خاصی مرتعش می شوند (می لرزند). ابعاد بسیاری وجود دارند . بعد چارم و پنجم بالاتر از بعدی هستند که ما در آن به سر می بریم. پس از رسیدن به بعد پنجم، عروج به ابعاد بالاتر همچنان ادامه خواهد یافت. هر بعد با سرعت بیشتری نسبت به بعد پایین تر می لرزد. در هر بعد بالاتر، واقعیتی روشن تر و چشم اندازی گسترده تر وجود دارد و میزان بیشتری از دانستن. ما آزادی بیشتر، قدرتی بالاتر وموقعیت بیشتری برای آفرینش واقعیت را تجربه می کنیم. برای اینکه بعد بالاتری در دسترس ما قرار بگیرد، باید با آن هم تنین شویم. دگرش از یک سطح آگاهی به سطح بالاتر به معنی تثبیت شدن در آن است و ما دیگر به گزشته و پس برنمی گردیم.

بعد سوم
پیش ازهر چیزی، مهم است که بدانیم بعد سوم چیزهایی نیستند که می بینیم، مانند میز، درخت، زمین؛ اینها شکل های بعد سوم هستند. هر چیزی که دارای شکل است در بعد چارم هم وجود دارد (و تا حدی در بعد پنجم) و تنها روشنایی بیشتری دارند و تا این حد چگال (متراکم) نیستند. بعد سوم وضعیتی از آگاهی است که بسیار محدود می باشد. از آنجایی که ما در درازنای زندگی هایی چند در بعد سوم زندگی کرده ایم، تمایل داریم که فرض کنیم این تنها حقیقت قابل دسترس برای زندگی کردن است. ما فکر می کنیم "واقعیت" باید همین باشد و متوجه نمی شویم که این تجربه ی بسیار محدودی از واقعیت است.

"سامانه ی کاربردی" (Operating System) بعد سوم بر مبنای باورهای سخت، مجموعه ای از فردیدهای انعطاف ناپذیر و محدودیت ها کار می کند. برای نمونه در بعد سوم یاد می گیریم که باور کنیم اندام هایمان سخت هستند، نمی توانند در هم فرو بروند و یا از دیوارها بگزرند. همه چیز معطوف به گرانش است. جسم های فیزیکی نمی توانند ناپدید شوند، ما نمی توانیم ذهن شخص دیگری را بخوانیم. باورهای سفت و سخت بر مبنای دوگانگی، دادوری و ترس برآن حاکم است.

بعد چهارم پلی است که اکنون بر روی قرار داریم و برای مدت زمان نسبتن کوتاهی هم خواهیم بود. با گزر از بعد چارم، برای بعد پنجم آماده می شویم. بسیاری از ما بعد چارم را چند سالی است که تجربه کرده ایم، بدون آنکه متوجه شده باشیم. ما در لحظه های بیداری معنوی و گشایش قلب، بعد چارم را تجربه می کنیم. زمان هایی که از درون آرامیم و حس روشنی داریم. هنگامی که همه چیز درون ما و در پیرامون ما سبک ترو نرم تر می شود، یک جور حس در فضا بودن و تعالی می کنیم.

دربعد چارم، زمان دیگر خطی نیست، یک حس همیشگی حضور در زمان اکنون هست، بدون هیچ آویژه (علاقه) و هتا آگاهی از گزشته و آینده. و زمان، انعطاف پذیر می شود. می تواند منبسط و منقبض شود که برای ما در بعد سوم بیش از حد شگفت انگیز است. به ظهور رساندن، در بعد چارم سریعتر روی می دهد. هنگامی که به چیزی فکر می کنیم، به سرعت خود را به ما نشان می دهد. به گونه ای معمول، هنگامی که احساس خوشی، عشق وسپاسگزاری را تجربه می کنیم به گونه ای در آگاهی بعد چارم قرار داریم.

بعد پنجم
بعد پنجم را بعد عشق توصیف کرده اند، بعد زیستن کامل با قلب. برای ورود به بعد پنجم و ماندن در آن می باید تمام بارهای ذهنی و عاطفی را پشت در گزاشت. نه ترس، نه خشم، نه دشمنی و نه گناه در آن جایی ندارد؛ هیچ گونه رنج و احساس جدایی ایی نیست. از اینرو چیرگی بر روی اندیشه، پیش نیاز محسوب می شود.

به ظهور رساندن در بعد پنجم، در لحظه رخ می دهد. شما درباره ی چیزی فکر می کنید و آن حاضر می شود. افراد معمولن از راه دورهم اندیشی (Telepathy) ارتباط برقرار می کنند و به آسانی توانایی خواندن ذهن دیگران را دارند. تجربه ی زمان، کاملن متفاوت است. برخی ها می گویند "انگار همه چیز هم زمان روی می دهد". هیچ فاصله ای میان گزشته، اکنون و آینده وجود ندارد. بسیاری از ما احساس (و یا رویای) بودن در بعد پنجم را تجربه کرده ایم. این تجربه ها بسیار هیجان انگیز و امید بخشند و ما را از مشکلاتی که گاهی در سفر از بعد چارم به پنجم با آنها روبرو می شویم، گزر می دهند.

زمان انتقال
ما اکنون آنگونه که می گویند در "زمان انتقال" و یا "آخر زمان" هستیم. این زمانی است که مرگ از واقعیت بعد سوم را تجربه می کنیم، در حالی که هم زمان به سوی چشم اندازهای ناشناخته ی بعد چارم سفرمی کنیم. در واقع، ساختاری از واقعیت فرو ریخته و ساختار تازه ای ظاهر می شود. هنگامی می خواهیم با واقعیت تازه منطبق شویم، سردرگمی بر وجود و اطرافمان حاکم می شود. در این زمان برای بسیاری از ما دگرش های اساسی در زندگی آغاز می شود. هر چیزی که به دگرش ما برای ورود به بعد بالاتر کمک نمی کند باید رها شود. این موضوع می تواند شامل رابطه ها، شغل هایی که همیشه داشته ایم، شیوه ی زندگی سنتی و حس هویت قدیمی ما باشد و یا هرگونه فکر منفی و محدود کننده و احساساتی که ما را در لرزه ی پایین نگاه می دارد. خوشبختانه ما اکنون برای گزر به یک بعد بالاتر کمک های بسیاری داریم. موجوداتی از ابعاد بالاتر بیشتر و بیشتر به یاری ما می آیند و ما تنها باید از آنها بخواهیم.

ما همچنین می توانیم از جریان نور اهورایی که این روزها از ابعاد بالاتر به ما می رسد آگاه شویم. بنابراین رها کردن الگوهای قدیمی و احساسات منفی آسان تر و آسان تر می شود. اگر به راستی انگیزه ی رها کردن آنها را داشته باشیم. ما می توانیم تنمان را همراه خود ببریم.

منابع فراوانی می گویند که اگر بخواهیم، می توانیم تن جسمانی خود را به بعد پنجم ببریم. برخی می گویند که گرچه سیاره ها و کهکشان های دیگر پیش از این به ابعاد بالاتری ارتقا یافته اند، این برای نخستین بار است که ارواح باززایش کرده (تناسخ یافته) در یک سیاره، همراه با تن جسمانی خود به بعد بالاتر می روند. این موضوع به عنوان گام پسین تحول انسان محسوب می شود. به این ترتیب خیلی مهم به دید می رسد که در این زمان کاملن از اندام هایمان مراقبت کنیم. این دگرش های شدید می توانند برای تن سخت باشند و باعث درد، خستگی و نشانه هایی به مانند آنفلوانزا شوند.


بستگی به خودتان دارد
اگر خود را با داده های این مقاله هم لرزه احساس می کنید، نشان می دهد شما تصمیم گرفته اید – چه خود آگاه و چه ناخود آگاه – که در این دوره ی زندگی، همراه با زمین به بعد پنجم بروید. در این صورت شما برگزیده اید که زندگی، به آسانی شما را دگرش دهد. اگر در برابر دگرش مقاومت کنید، از راه هایی نه چندان آسان این کار را می کند. زندگی این کار را برایتان انجام می دهد.
و یا می توانید برگزینید که فعالانه در شکل گرفتن این دگرش در وجودتان شرکت کنید. می توانید آگاهانه الگوهای قدیمی را رها کنید، احساسات، دادوری ها و افکار منفی را رها کنید و در تمام مدت تلاش کنید لرزه ی را بالا نگاه دارید. این تلاش، تضمین کننده ی سفری آسان تر و هتا تندتر به بعد پنجم خواهد بود، اما در این سفر هیچ راه مستقیمی وجود ندارد. همه ی ما آن را از راهی که برایمان بهتر است می پیماییم. از هر راهی که باشد، ما به سوی جهان تازه ای می رویم که پیش روی ماست. چه روزگار هیجان انگیزی برای زندگی است !!

نویسنده: ویدیا فریزیر (Vidya Frazier)
ویرایش: داریوش افشار

۱۳۹۵ تیر ۲۲, سه‌شنبه

معمای يک فرقه ی رمزآلود: اوم شينريکیو و آخر زمان

فرقه ی اوم شينريکیو Aum Shinrikyo را فردی نابينا به نام گيزو ماتسوموتو در سال ۱۹۸۶ در ژاپن بنیانگزاری کرد. او سپس نام “آساهارا شوکو” را بر خود نهاد. اوم واژه ای سانسکریتی و به چم “قدرت‌های ویرانگر و سازنده ی جهان” است و شينريکو به چم “آموزش حقيقت برتر” است. همانگونه که از نامش پيداست، هدف فرقه آموزش حقيقت برتر درباره ی ساخت و ویرانی جهان عنوان می شود. فرقه ی اوم در آگست ۱۹۹۸ به عنوان يک فرقه ی دینی در ژاپن به ثبت رسيد. از همان زمان این فرقه با شکايت پدر و مادرهایی که فرزندانشان به هموندی آن درآمده و ارتباط خود را با خانواده قطع کرده بودند، روبرو شد. فرقه در اصل بودایی است اما آخر زمان را کاملن نزديک می داند و دشمن اصلی را ايالات متحده آمريکا قلمداد می کند که به باور آساهارا، آفریده ی فراماسون ها و يهوديان است و دشمن ژاپن می باشد. آساهارا هموندان فرقه را به آمادگی برای فرارسيدن حتمی آرماگدون (آخر زمان) فرا می خواند. برای رویارویی با اين وضع، هموندان فرقه ساخت پناهگاه های مقاوم در برابر یورش های اتمی را آغاز کردند.



در مارچ ۱۹۹۳، آساهارا دستور ساختن گاز سارين و تهيه ی سلاح های شيميایی را صادر کرد و یکی از هموندان فرقه که متخصص شیمی آلی بود، مسئول شاخه ی پژوهش های شيميایی و زیستی فرقه شد. در واپسینه های ۱۹۹۳، این گروه کاربردی موفق به ساختن گاز سارين شد. اوم شينريکیو از امکانات مالی و کاربردی گسترده ای برخوردار بود و ۲۰ متخصص ميکروب شناسی که در بهترين آزمایشگاه های ژاپن کار می کردند، در اين گروه باشنده بودند. در ۲۷ ژون ۱۹۹۴، هموندان فرقه گاز سارين را در منطقه ی مرکزی توکيو پخش کردند که به مرگ هفت تن و جراحت صدها تن دیگر انجاميد. در ۲۰ مارچ ۱۹۹۵ ده تن از هموندان فرقه با گاز سارين به متروی زيرزميني توکيو یورش بردند. در اين اقدام تروریستی، ۱۲ تن کشته و هزاران تن دیگرمسموم شدند.

در زمان یورش به متروی مرکزی توکيو، اين فرقه ۱۱۰۰ هموند فعال داشت. بر اساس ادعای شهربانی ژاپن، از اکتبر ۱۹۸۸ تا مارچ ۱۹۹۵، سی و سه تن از هموندان فرقه به علت نافرمانی، به دستور آساهارا کشته شدند. بررسی های پسین شهربانی چندين مورد تکه تکه کردن و هشت فقره مرگ به علت اقدام به تمرينات فرقه، دو مورد خودکشی و چند مورد ناپديد شدن هموندان را ثابت کرد. پس از دستگيری آساهارا، یکی از هموندان فرقه به نام فومی هيرو جويو، دوست اولگ لوبوف در روسيه، رهبری فرقه را به دست گرفت و به بازسازی آن پرداخت. او نام فرقه را از "اوم" به "الف" (واژ نخست الفبای عربی، عبری و پارسی) تبديل کرد که به چم “آغاز دوباره” است.

این فرقه به رهبری جويو همچنان آزادنه فعاليت می کند و هنوز آساهارا را به عنوان بنيانگزار خود مورد تکريم قرار می دهد. آساهارا در روسيه نيز پيروانی دارد و زمانی در سفر به مسکو در يک اجتماع ۱۵ هزار نفری از هوادارانش سخنرانی کرد. فضای آشفته ی سياسی و شکست ملت روسيه، زمينه ی مناسبی است برای تبليغات فرقه به ويژه جنبه های ضد يهودی و ضد آمريکایی آن.

در ماجرای متروی توکيو، جويو نيز دستگير و به سه سال زندان محکوم شد. او که خوش سيما و خوش پوش است، در جريان محاکمه ی هموندان فرقه، مرتب در تلوزيون و مطبوعات گفتگو می کرد و به اين ترتيب به چهره ای محبوب در ميان نوجوانان ژاپنی بدل شد. فرقه ی اوم بيش از يک مليارد دلار ثروت دارد و تنها در نيويورک دارای هشت شرکت تجاری است.


الی کارمون نويسنده ی اسراییلی در اکتبر ۱۹۹۹ نوشت:
”از نيمه ی سال های ۱۹۸۰، نوسازی زندگی يهودی ستیزانه در ژاپن مشاهده می شود. ده ها کتاب ضد يهودی در شمارگان مليونی به فروش می روند. بخشی از مسئوليت اين پديده به گردن چپ های ژاپن است، زيرا شعارهای ضد سهیونیستی آنها منجر به تشديد نفرت از يهوديان و فرهنگ يهودی شد. برخی نظريه پردازان افراطی چپ هتا نظرياتی را در زمينه ی توتئه ی جهانی يهود مطرح می کردند که با تبليغات یکسانی از سوی راست گرايان متفاوت بود. یکی از محبوب ترین مولفين ضد يهودی ژاپن اونو ماسامی، کشيش بنيادگرای مسیحی است. او در سال ۱۹۸۶ دو کتاب چاپ کرد و ادعا کرد که ايالات متحده يک کشور يهودی است و به وسيله ی يک دولت در سايه ی يهود اداره می شود. در ۱۹۹۲ يک مولف تازه ی ضد يهودی به نام اوتا ريو، توتئه ی يهوديان برای ویرانی ژاپن را به ۱۲۰۰ سال پيش و به دوران نارا در تاريخ ژاپن، امتداد داد. در آغازه های ۱۹۹۵، دو کتاب چاپ شد که يهوديان را هتا به خاطر زلزله ی کواب در ژانويه ی ۱۹۹۵ متهم می کرد. بنابراين، يهودی ستيزی فرقه ی اوم، در محيط فرهنگی مساعدی رشد کرد و انديشه ها و گرايش هایی را بيان نمود که در محيط کنونی ژاپن موجود بود”.

Eli Caromon, The Anti- Semitism of Japan's Aum Shinrikyo: A Dangerous Revival [+]



شواهد زير نشان می دهد که فرقه ی اوم را از همان بنیان، کانون های مرموزی پشتیبانی می کنند:

۱. در سال های ۱۹۱۹ تا ۱۹۹۵، حدود ۶۰ تن از هموندان اوم از مراکز اين فرقه گريختند و درباره ی زندانی کردن و سواستفاده از هموندان فرقه، برای شهربانی سخن ها گفتند. در تمامی اين موارد، شهربانی حاضر نشد عليه فرقه اقدام کند. هتا کودکان برخی از اين فراريان به عنوان گروگان در اردوگاه های فرقه مانده بودند. در اين موارد نيز شهربانی حاضر به مداخله نشد و ترجيح داد با سران فرقه برای آزادی کودکان مذاکره کند. اگر مذاکرات به نتيجه نمی رسیئ، اقدام به دستگیری نمی کرد.

۲. مواردی وجود داشت که هموندان فراری در خيابان های شلوغ و ايستگاه های مترو به وسیله ی هموندان فرقه دستگير و با خودرو به ستادهای فرقه منتقل می شدند. در اين موارد نيز شهربانی هيچگاه دخالت نکرد.

۳. در ماجرای یورش به شهر ۳۰۰ هزار نفری ماتسوموتو (۲۷ ژون ۱۹۹۴)، شهربانی داستانی مضحک عنوان کرد و مدعی شد که مهاجم به نام کونو، گاز سارين را شخصن و احتمالن تصادفی ساخته است. ساختن گاز سارين به تجهيزات پيشرفته نياز دارد و با وسايل ابتدایی ساخت آن ممکن نيست. شيميدانان و کارشناسان در سراسر جهان بر اين نکته انگشت گزاردند، اما شهربانی ژاپن همان داستان را تکرار کرد و رسانه های ژاپنی نيز کاملن از دیدگاه شهربانی پشتیبانی کردند. جالب تر اين است که اندکی پس از اين رویداد، شهربانی در بيرون یکی از اردوگاه های فرقه ی اوم، رسوبات گاز سارين را کشف کرد. اين يافته نيز پنهان نگاه داشته شد و بازپرسی از کونو بر اساس همان نمایشنامه ادامه يافت. شهربانی هتا کونو را مجبور کرد اعتراف کند که سارين را خودش ساخته است.

۴. زمانی که شهربانی به اردوگاه فرقه ی اوم وارد شد (۱۵ مه)، هيچ نوع اسلحه و مهمات و هيچ نشاني از گاز سارين نيافت. گفته می شود که چند ساعت پیش از ورود شهربانی، اين وسايل به وسيله ی چند خودرو و واگن از محل بیرون برده شده است. اين در حالي است که می دانيم از دو روز پیش اين، محل زير نظر شهربانی بود. گفته می شد که آساهارا اندکی پیش از ورود شهربانی به ستاد فرقه، اين محل را ترک کرده است. اما او سپس در همين محل پيدا شد. یعنی وی چنان به خود اطمينان داشت که ستاد فرقه را ترک نکرد.

۵. ماسايوشی تاکمورا وزير دارایی ژاپن، دستور داد که کليه دارایی های فرقه صورت برداری شون، اما شهربانی حاضر نشد اين اطلاعات را هتا در اختيار يک وزارتخانه ی دولتی قرار دهد. در آن زمان، دارایی فرقه يک صد مليارد ين (۱.۲ ميليارد دلار) تخمين زده می شد. هم شهربانی و هم سران فرقه مدعی بودند که تنها ممر درآمد فرقه، اعانه ای است که پيروان آن پرداخت می کنند. می دانيم که اوم حدود ده هزار پيرو در ژاپن داشت که بسياری از ايشان دانشجو بودند و توان پرداخت مبالغ چشمگير نداشتند. هزينه های اوم با گشاده دستی صورت می گرفت و نشان می دهد که اين فرقه از پشتوانه ی مالی چشمگيری برخوردار است.

اوم ده‌ها تن از هموندان خود را برای تجارت به سراسر ژاپن روانه می کرد و برخی از آنان بيش از يکصد کارمند داشتند که هوادار فرقه نبودند و هيچ يک از اين شرکت‌ها نيز سودی نداشت (مگه می شه آخه ؟؟؟!!! -دا/۸). ظاهرن اوم قصد نداشت از اين شرکت ها پولی به دست آورد. اين شرکت ها تنها برای هموندگیری و ايجاد پوشش برای عمليات های غير قانونی به کار گرفته می شدند. اوم ماهيانه ۱۱۸ هزار دلار نيز صرف عمليات خود در بیرون از ژاپن می کرد. بنابراين، در طول شش سال صدها مليون دلار و شايد ملياردها دلار به وسيله ی فرقه خرج شده است. اين ادعا که این پول هنگفت از راه اعانه ی هواداران به دست آمده، به کلی مضحک است. روشن است که اوم منبع درآمد ديگری داشته است.

توجه کنيم زمانی که شهربانی ستاد فرقه را جستجو کرد، ۷۰۰ مليون ين (۸.۲۴ ملیون دلار) پول نقد و ده شمش زر به دست آورد. اين شمش ها بدون برچسب دولتی بوده که عيار و وزن آن را مشخص می کند. روشن است که اوم اين شمش ها را خريداری نکرده بود، زيرا زر خريداری شده هتمن با برچسب ویژه و تعيين وزن و عيار عرضه می شود. از شين کانمارو* نيز شمش های زر یکسانی به دست آمد. می توان حدس زد که منبع هر دو زر یکی بوده است. به هرحال، هيچگاه منبع ثروت فراوان فرقه ی اوم روشن نشده است.

۶. نزديکي جويو، رهبر فرقه در روسيه، با مقامات عالی رتبه ی روسی از جمله اولگ لوبوف، فرنشین وقت شورای عالی امنيت ملی روسيه و مشاور نزديک يلتسين و دوست تاتيانا دختر بدنام يلتسين، تصادفي نيست. گفته می شود يکي از دولت مردان بلند پايه و سرشناس ژاپنی، جويو را به مقامات روسی معرفی کرده بود. اصولن اين فرد همان شين کانمارو است.

* شين کانمارو (۱۹۱۴-۱۹۹۶) [+] سياستمدار ژاپنی. کانمارو از رهبران حزب ليبرال دموکرات ژاپن (LDP) بود و به خاطر نقش بزرگش در تعيين سرنوشت دولت های ژاپن، به "شاه ساز " Kingmaker شهرت داشت. کانمارو به دريافت رشوه های کلان شهرت داشت. او بسيار ثروتمند بود و در زمان مرگ ملياردها دلار ارثيه بر جای گزارد. در سال ۱۹۹۲ جنجال رشوه ی او به یکی از رسوایی های بزرگ مالی ژاپن بدل شد. با مافيای ژاپن و گروه های افراطی راست گرای ژاپن ارتباط نزديک داشت.


ترجمه: عبدالله شهبازی
ویرایش: داریوش افشار