Google Ad

‏نمایش پست‌ها با برچسب شیرین عبادی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب شیرین عبادی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۷ فروردین ۳۰, پنجشنبه

چپ توبه ی شیرین مرگه

اصلاح طلبان و چپ های تا دم مرگ خائن

این روزها بسیار می شنویم و می خوانیم که شیرین عبادی از نایاک بریده و به دامان ملت بازگشته و دم از تغییر رژیم می زند بی آنکه نگاه دقیق تری به آنچه بیاندازیم که در زیر لایه های این سیاسی بازی های این قشر سبز و بنفش اللهی در گذر است...

شیرین عبادی
آری شیرین عبادی خواهان دگرش رژیم است، اما به وضوح در ادامه ای که ما عادت به خواندن آن نداریم، منظور خود را از دگرش رژیم در ایران بیان کرده است. او در همانجا که دم از دگرش رژیم زده است و گفته است که دست از اصلاح طلبی کشیده، یعنی تارنمای فراماسونری بلومبرگ، دوباره طبق عادت همه ی دیگر رفقایش، نماینده ی کل ملت ایران می شود و می گوید:

" ایرانیان خواهان حذف  جایگاه ولایت فقیه هستند !!"

آری این عصاره و شیره و نهایت دگرش رژیم، موردی تازه از آستین به اصطلاح براندازان اصلاح طلب است.

چکیده ی ماجرا اینکه، خارج شدن شیرین عبادی ها از خیمه ی سوخته ی اصلاح طلبان که با شعارهای بلند مردم مبنی بر "اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا" و وجود ترامپ در کاخ سپید که دیگر وقعی برای نایاکی ها قائل نیست و چه بسا که آنها را در نظارت های امنیتی هم قرار داده باشد، دیگر ارزشی ندارد. شیرین عبادی ها کماکان مامور حفاظت از بدنه ی جمهوری اسلامی هستند و مانند اسب تراوا در میان بدنه ی برانداز خواهان نفوذ می کنند تا کشور را به حساب خودشان از خطر پادشاهی خواهی گسترده ی کنونی در شعارهای بدنه ی مردم ایران، حفظ کنند.

تریتا پارسی


ظیفه ی شیرین عبادی به طور چکیده این است:

"بازتعریف مفهوم "دگرش رژیم"، از یک ضرورت دگرش گسترده و تمام عیار در نوع و ساختار و پرچم و برساختن قانون اساسی از بن و اساس نوین و تازه، به یک حذف ساده ی "جایگاه ولایت فقیه" از همین جمهوری اسلامی کنونی و به حساب خودشان تبدیل آن به یک حکومت اسلامی دمکراتیک !!"

پیام ما به امثال شیرین عبادی ها:

"دگرش رژیم در نهایت هیچ چیزی نخواهد بود جز نابودی ریشه ای جمهوری اسلامی و نشان و پرچم منحوسش و به آتش کشیدن برگ به برگ قانون اساسی کزایی آن و به محاکمه سپردن کلیه ی سرکردگان ریز و درشت و به ویژه سپاهیان خائن جنایتکار مزدور مسکو و بازخواست شخص خود تو از برای اتهام خیانت به ملت و سرزمین از راه همکاری مستقیم با سازمان لابی گر جمهوری اسلامی در آمریکا یعنی نایاک".





۱۳۹۷ فروردین ۲۳, پنجشنبه

هتا خاله ریزه هم دوزاریش افتاد

شیرین شیرین عبادی که عمری را در زیر پرچم اسهالیون طلبان سینه زده و عمرش را وقف حقوق بشری کرده است که هنوز هم با قوانین قرآنی و اسلامی از جمله سنگسار و دست و پا بریدن و تازیانه و تکفیر و جهاد و حکم ارتداد و...، تضادی ندارد، اما دست کم در یک چیز دوزاری مصلحتی این خاله پیرزن سرانجام افتاد و تماس مغز چپش با جمهوری اسلامی قطع و به مغز راست وصل شد !!

شیرین عبادی
شیرین خانم که جایزه ی صلح نوبل را همراه با ملیون ها دلار پول تو جیبی به او دادند، از آن پس دیگر برای خود خط مشی تعیین کرد و با مصاحبه با این و آن و روزنامه و تلوزیون های خارجکی، تصویری را از اپوزوسیون اصیل و واقعی به مردم جهان نشان داد که انگار این خان باجی که تا دیروز در جمهوری اسلامی، پهلو به پهلوی دیگر اسهال طلبان حکومتی به رژیم جمهوری اسلامی آری گفته و در صف جان بر کفان اسهال طلب، به بقای این رژیم منحوس خونریز آخوندی کمک کرده اند، همان اپوزوسیون واقعی است که از قضا و اتفاق هیچ هم برانداز نیست !!

اما امروز، شیرین خانم یک بازی تازه ای را آغاز کرده که قرار است در راستای همان زرزر معصومه ی علی نژاد قمی باشد که می گفت تا دیروز گرفتار اسهال طلبان بوده و امروز گرفتار براندازان !! این یک بازی دیگر و ادامه ی همان بازی به شکلی دیگر است و این زباله های پنهان شده در قالب اپوزوسیون (اپوزوسیون پلاستیکی)، می روند تا با این پوست اندازی راهبردی، خط بطلانی بکشند بر هر دری وری و مزخرفی که تا به امروز به ذهن مردم "همیشه در صحنه" و "همیشه امیدوار به تغییر"، تزریق کرده بودند.

بیشتر بخوانید:
صلح نوبل، هدیه ای به مزدوران - هاچین و واچین: شیرین عبادی !!

معصومه علی نژاد قمی 
وقتی مردم به کف خیابان ها آشکارا مرگ بر خامنه ای و مرگ بر جمهوری اسلامی می گویند و هنگامی که آشکارا فریادهای شاهدوستانه به پشتیبانی از رضا شاه بزرگ و شاهزاده ی عزیز میهن می زنند، دوزاری رژیم افتاد که اکنون وقتش رسیده که برای رسوا نشدن بیش از این، باید که همرنگ جماعت شد !!

پس دستور از خیابان پاستور رسید که معصومه و شیرین، دو کس نخستی باشند که بگویند دیگر اسهال طلب نیستند، بلکه براندازند. من البته هرگز این دله ها را باور نکرده و نمی کنم و می دانم که افعی کبوتر نمی زاید.

حال این چپ الاغی ها و چپ اندیشان خلقی و توده ای، دوباره مانند پشکل گوسپند سرازیر می شوند و تحلیل های دراز و بلند بالایی می نویسند که تفسیر کنند چه خاکی بر سرشان دارد می شود. اینقدر بنویسید تا قاش کونتان به دو پاره ی مساوی جر بخورد.

محسن مخملباف
پرسش اینست که اکنون که خاله پیرزن داستان ما، سر به آستان براندازی می ساید، به کدام طیف از اپوزوسیون برانداز متمایل خواهد شد. شاید هیچ یک و این یعنی رژیم قصد دارد خط مستقلی را چون دیواری میان اپوزوسیون برانداز بکشد و پس از اختلاف افکنی به عنوان اپوزوسیون جعلی و جاانداز، اکنون وارد مرحله ای شود که در خود اپوزوسیون برانداز هم شکاف ایجاد کند و با خط دهی به چنین زباله هایی، آنها را به فعالیت به عنوان براندازان معرفی کند تا پس از مرگ خامنه ای، شرایط برای بازی رژیم که همانا تسلط کامل نیروهای تروریستی سپاه و امثال موتلفه ای هاست، ضمن شورایی کردن رهبری بتوانند همه ی آنچه که به عنوان "ارزش های انقلاب کزایی اسلامی" مطرح است و به عنوان "هنجار" اعمال می شده است را باطل سازند و با یک خیز بزرگ و شدید رو به جلو، آنچنان آزادی هایی بدهند که همه ی مردم عقل در چشم را خوش آید.

شرط می بندم با حجاب کزایی آغاز می کنند و کشف حجابی که نکردید و می توانستید علیه رژیم از آن به عنوان نافرمانی مدنی بهره ببرید را به عنوان یک خروس قندی به خودتان تحویل می دهند، در حالی که همچنان بر خر مراد سوارند و شما هنوز پیاده در صحنه !!

کیانوش توکلی
بیشتر بخوانید:
ننگ نامه ی ایران گلوبال

سانسور عجیب رسانه ای از سوی مافیای رسانه ای و فرهنگی هم که غوغا می کند. اپوزوسیون پلاستیکی زرزرو که تنها کارش جیرجیر کردن در دخمه های پوسیده ی مقاله نویسی و تحلیل های کیری و آبکی است، تا کوچک ترین اشاره ای به یکی از بت هایشان نظیر "استاد مصدق دله السلطنه" می شود، هتا یک کاریکاتور را هم نسبت به این خائن سقط شده روا نمی دارند و عرعرکنان و چپکی، دست به سانسور می زنند که شرحش را در مقاله ای با عنوان "ننگ نامه ی ایران گلوبال" داده ام؛ و این مافیا تا بدان حد از پیچیدگی پنهان شبکه ای می رسد که ظرف چند ساعت از درج این مقاله در تریبون زمانه، آن تریبون آزاد کزایی هلندی، ضمن فرستادن هشداری برای من، آن مقاله را از روی تارنمای خود برداشت و آزادی بیان را به چاه خلا فرستاد.

این جماعت اسهال طلب، چپ خلقی و جمهوری نژند اسلامی، سه گوش تعفنی را ایجاد کرده اند که هر روز بیشتر و بیشتر حلقه ی محاصره ی آزادی بیان، هتا در برون مرز را بر نویسندگان و کنشگران سیاسی و خداناباور، تنگ می کند.

ارتجاع سرخ و سیاه همچنان ادامه دارد و اینگونه با تشکیل این سه طیف زباله ساز، به فرگشت رسیده است و آزین و زینت این تعفن گاه اسهالی اسلامی و چپکی نیز، داستان راستان مشتی مزدور و تجزیه طلب دشمن است که در این میانه نرخ تعیین می کنند و به منظور بهره برداری ها سیاسی بیشتر به بازی گرفته می شوند. اگر کسی این بازی ها را خودش متوجه نشود، توضیحش کمی پیچیده و تا قدری دشوار خواهد بود.

همین جستار در کیهان سوئد

۱۳۹۶ آذر ۲, پنجشنبه

صلح نوبل، هدیه ای به مزدوران - هاچین و واچین: شیرین عبادی !!

صلح نوبل یک تاییدیه ی محفلی به منظور جا انداختن یک روند ثابت از سوی کسانی است که برای نخستین بار این جایزه را اختراع کرده اند. این روند ثابت، مدعیست به برترین ها و کسانی که ارزش مطرح شدن در سطح جهانی را دارند، ضمن انجام مراسمی جایزه به همراه مقدار بسیاری پول می دهد تا صرف کاری کنند که به خاطرش به وی جایزه داده اند. در واقع با این کار، آنها را در زیر چتر پشتیبانی خود می گیرند تا همچنان و البته بهتر و سازماندهی شده تر، به اقداماتی که آنها مایل به ادامه اش هستند، ادامه دهند.


از این دست افراد که تاکنون و البته تا آنجا که مستقیمن به رژیم خونریز ولایت فقیه بازمی گردد، جایزه ی صلح نوبل را دریافت کرده اند، می توان به حسین اوباما و شیرین عبادی اشاره کرد؛ دو فردی که یکی مستقیمن سنگ اصلاحات نخ نما از درون حاکمیت سراپا غرق در فساد را به سینه می زند و بر لزوم چه و چه پافشاری می کند و دیگری که اتفاقن و باز هم از قضا !!، از همان دمکرات های ینگه دنیاست که پیشتر کارترشان خمینی ضحاک را به ایران فرستاد، نخستین سیاه پوست تاریخ رییسان جمهور آمریکاست که اتفاقن حرف و حدیث بسیاری بر سر اینکه چرا هم نخستین رییس جمهور سیاه پوست و هم نخستین رییس جمهور الله پرست آن کشور است، به راه انداخته بود. همه ی این جریانات عجیب و غریب که در درازنای کمتر از نیم سده ای، بر کشور ما، خاورمیانه و کلیت جهان به مرکزیت فرماندهی دی سی و لندن روی داده اند، حکایت از توطئه ای جهانی دارند که مسیری مشخص را می پیمایند.

اهداف این مسیر که در این درازنای پنجاه ساله به آنها دست یافته یا در شرف دست یافتن بدانها هستند، مظاهر تمدن این سده و آغاز آینده هایی است که مردم هیچ دیدگاهی نسبت بدان ندارند اما آن را با عنوان "نظم نوین جهانی" می شناسند. از بارزترین این رویه ها، دگرش ماهیت و ساز و کار مردم در هر کشور به ویژه مردمان خاورمیانه به حیث دیرینگی تاریخی و نهادینگی اسلام هستند. فرایند جهانی سازی اسلام که در پی ایجاد هم زمان "واهمه از اسلام" (Islamophobia) روی می دهد، ساز و کاری است که در بین شکاف ایجاد شده از آن، مزدورانی را در سرتاسر جهان با چادر و چاغچور و سخن لق "اسلام دین صلح است" به میانه ی مردم می فرستند تا دم از "حقوق بشر" و "دمکراسی" بزنند. نمونه ی بارز و خائن آن، مجادهین خلق خائن و دست آموزانی چون شیرین عبادی هستند که این رویه را به پیش می برند.

شیرین عبادی که به تازگی یک هووی برمه ای هم پیدا کرده، در حالی داد و غالش از برای هم پالگی های الله پرستش بلند شده که جنایات گروهک تروریستی و غیر بومی و مسلح آرکان در آن کشور را نمی بیند، یعنی نمی خواهد ببیند. پس جایزه ی صلح نوبل به کسانی داده می شود که خوب موضع گیری های به هنگام داشته باشند !! و برای این گرفتن موضع ها باید پیش از آن در جای مناسبی سنگر گرفته باشند و برای این مکان یابی مناسب، باید از درون سامانه ای رشد کرد که هم اکنون خودش یکی از منتقدانش است !! مسخره نیست ؟! البته بیشتر از اینکه مسخره باشد، خنده دار است؛ نه نسبت به اقدامی که آنان می کنند، بلکه نسبت به ذهن کور مردم و تحیلیگران تاق و جفت که مانند قارچ در به اصلاح رسانه های چپ و راست، مشغول قلم فرسایی و خود بزرگ بینی های ناشی از کمبودهای شخصی، عاطفی و جنسی هستند.

به دیگر سخن، صنعت تولید "یک برجسته" در ساز و کار سازمان مخوف نوبل، به اصالت فرد در خدمت به آرمان هایی است که پیشتر طرح آغازینش از سوی پیشکسوتان ریخته شده است. یعنی اگر پیشتر گروهک ها تروریستی مسلح پانکرد و تجزیه طلب، به تفنگ و قتار فشنگ و شلوارهای گشاد مشغول آزاد کردن و آوردن دمکراسی به منظور تجزیه ی کشورها برای شکل دادن خاورماینه ی جدید یا همان به اصطلاح استقلال هستند، خانم شیرین عبادی نیز فورن می پراند که: "استقلال حقی است که باید کردها هم داشته باشند". بایدی که وی در ضمن لطافت های مردسالارانه اش به پشتوانه ی قدرتی که او را واجد داشتن صلح نوبل کرده است به زبان می آورد، یک طرح و یک ادعا نیست، بلکه یک فریضه است و استعمار جهانی از این بلندگوها، بسیار در جهان و به میزان مناسب کار گزاشته تا صدای طرح نوین جهانی یا همان نظم نوین جهانی به خوبی به گوش همه برسد. غافل از آنکه، خیانت خیانت است، با هر رنگ و لعاب و شعاری که باشد.

پس یک زن هتا اگر مرد هم نباشد !!، هم می تواند سر و صدا به پا کند، هم از الله پرستان تروریست پشتیبانی کند و هم از سوی نهادهای مخوف جهانی یا انجمن های مخفی ایی که سازمان هایی چون هیئت نوبل، فیفا و... را می گردانند، به مراتب بالای بلندگویی برسد و با حفظ لچک یا حفظ موضع پشتیبانی از لچک اسلامی، آزادی پوشش را برای زنان نیز خواستار شود. آیا به راستی تعجب ندارد که وی سال ها در دانشگاه به "تدریس رایگان حقوق بشر" می پرداخته و سرانجام همین فعالیت های به ظاهر رایگان، برای وی منجر به جایزه ی صلح نوبل و دریافت صدها هزار دلار شده است ؟

شیرین عبادی که کتاب "حقوق کودکش" از سوی وزارت ارشاد رژیم تایید و در جمهوری اسلامی به چاپ می رسد، آیا می تواند ادعا کند که با کلیت حاکمیتی در تقابل است که دستش به خون صدها هزار ایرانی آلوده است ؟ آیا نداشتن نشان شیر و خورشید در پرچم ایرانی که وی در برابر آن به ایراد سخنرانی می پردازد، نشان از دشمنی وی با یک ایران یکپارچه نیست که ملیت یکپارچه ی ایران آن را از مسیری تاریخی پرداخته اند ؟ و آیا صرف نوشتن ایران در میان این پرچم، به معنای بازتعریف "کشور و تمامیت ارضی ایران" نیست ؟ خواب های آشفته ای که جهان بدون مرز فراماسونری برای ایران و جهان دیده است، دیگر خواب نیستند، اما همیشه آشفته خواهند ماند.

همین جستار در کیهان سوئد