Google Ad

‏نمایش پست‌ها با برچسب یهود. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب یهود. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۸ خرداد ۳۰, پنجشنبه

وقتی "بسیج"، واژه ای انگل ایسی است !!

وقتی "بسیج"، واژه ای انگل ایسی است !!
جمهوری توده ای اسلامی که سر در آخور لندن و فاحشه ی بریتانیا موسوم به ملکه الیزابت چندم داشته و دارد و تا به امروز به کمک و پشت گرمی انگل ستان و سوسیالیسم جهانی به مرکزیت لندن و هزار البته با پشتیبانی همه جانبه ی دمکرات های آمریکایی انگل دوست، دوام و بقا یافته است، نمود آشکار ایران ستیزی انگل ایسی به سبک قاجاریه و به روشی نوین است.

جمهوری اسلامی که در جنایات جنگی، دستی دراز در به کام مرگ کشاندن هزاران کودک و نوجوان ایرانی دارد که هزاران البته از بچه کچل ها و از جامعه طرد شده و تیپا خورده ی هازمان الله زده ی ایران اسلامی بودند، نه تنها دستور کار لندن و دی سی را به پیش می برده و می برد، که راز بقایش در ایجاد آشوب ها و جنگ ها و دشمنی ها و کینه افشانی ها در دل مردم است و این همان راز آشکار شده ی انگل ایسی است که تفرقه بینداز و حکومت کن و هزار البته که مردم هم هر بار فریب دجالان روزگار خویش را خواهند خورد و چرخه ی شوم تکرار بدبختی و سیه روزی را به کام زرسالاران و زورمندان خواهند چرخاند و خود چون لاشه گوشتی دم توپ یا برده ای به نام کارگر و کارمند، به زیست پست خود ادامه خواهند داد.

راه قدس از کرب و بلا می گزرد، همان عبارت به روز شده ی آیه ی خونبار قرآن در سوره ی
کزایی اسرا می باشد که علیه یهودیان و به جهت صدور تروریسم اسلامی در خانه و کاشانه ی
یهودیان در اسراییل سروده شده است
"بسیج"، که از زبان پارسی به زبان انگل ایسی وارد شده است، در کاربرد شومش در ایران اشغال شده ی کنونی، معنا و مفهومی انگل ایسی دارد که همانا "محاصره کردن" است.

وقتی سرکردگان جنگ افروز جمهوری اسلامی، راه کزایی اورشلیم را آشور و نینوا می گزراندند و آن را با مغلطه ی عربی اسلامی، راه قدس از کرب و بلا خواندند، آن هنگامی بود که بسیج معنایش را آشکار کرده بود که فریاد می زد آمده ایم تا بر اساس دستورات الله خونخوار مدینه، در خانه و کاشانه ی خودتان اسراییل، شما را به محاصره درآوریم و به زور و خشونت و جنگ وارد خانه هایتان شویم و خون شما یهودیان را در سرزمین و خانه ی خودتان بریزیم.

لندن و دی سی که هشت پای اخوان المسلمین را پس از جمهوری های اسلامی افغانستان و پاکستان، به جان ایران الله زده انداخته بودند، آنچنان به سبک قاجار ایران را دریدند و به انقلاب و جنگ داخلی و جنگ با همسایه کشاندند، که به راستی جمهوری اسلامی روی سیاه قاجاریه ی ایران بر باد ده را سپیده کرده است.

سو استفاده از کودکان و نوجوانان در جنگ در راستای طمع اسلامی
رژیم ولایت فقیه برای ایجاد جنگ با اسراییل و اشغال آن، یک
جنایت جنگی در به کار بردن کودکان به عنوان سرباز است
در آن روزگار که خوک دست آموز انگل ها، "خمینی حرامزاده" بر تبل جنگ می کوبید، نه جان ایرانی ارزش داشت و نه آینده ی ایران؛ این تنها آز و طمع اسلامی دست نشاندگان انگل ستان در ایران اشغالی بود که مهم قلمداد می شد.

خمینی گجستک که بوی خون و قدرت مستش کرده بود، با فریب "بسیج مستضعفین" آمد و پس از سقط شدنش در گورکاخی از خون همان مستضعفانی به مغاک خون فروکرده شد که برای برآوردن دستورهای انگل ایسی آن پیر حرامزاده ی جماران، هتا به فرستادن کودکان خود به کشتارگاه هم آری گفته بودند !!

روزگار شوم ایران، از آنجا آغازیدن گرفت که مردم بی دانش و بی خرد، اما هوچی گر و بازاری اندیش، الله زده و مومن، اما بی تدبیر و نادان، دست به دامان مشتی کمونیست کتابی شدند که عمرشان را در استفراغ های کمونیستی مشتی روش عن فکر ذهن لجن بسته، شیرجه زده بودند و به طعمه ی ایدئولوژیک فداییان و مجاهدین خائن خلق یا به فاضلاب مکتبی اسلام درغلتیده بودند.

بسیج واژه ای پارسی است که به انگل ایسی وارد شده و به چم محاصره کردن می باشد. در این
فرتور، ارتش اشغالگری را می بینید که با ایجاد جنگ، با توپ و آتش به جان مردم در خانه و
کاشانه ی خود افتاده است. تصویر بالا، از روی یاوه ای قرآنی به نشانی اسرا، ۴ و ۵ کشیده
شده است
اینان، همان خشت های سازنده ی دستگاه محاصره گر بسیج بودند که سرکردگانش را پیشتر در اردوگاه های تروریستی کوبا، چین، کردستان عراق، لبنان، سوریه، لیبی و فلستین، پرورانده و آماده کرده بودند تا ابوشریف ها سپس افسار این توده های از جان شیرین شسته به سراب وظیفه ای الهی را در جنگی خونین، نابرابر و ضد ملی و غیر ضروری، به دست گیرند.

اینان، دجالان زمان ما بوده و هستند و ده ها هزار کودک سربازی که یا در جنگ کشته شده اند و یا امروز جانباز و معلول و پیر و فرتوت شده اند، میراث آن روزگار شومی است که مردمی در خیل ملیونی، بی مطالعه و بی دانش و آگاهی، و سرفن به خاطر درد و ورم اسلام و از ته دل خواستار فریب خوردن، به فرمان دجال خون آشام خمینی حرامزاده آری گفتند و بسیجی را سر پا کردند که تا به امروز همچون هشت پایی به جان ایران و ایرانیان افتاده است.

خمینی حرامزاده ی فقه باز که از عن تا گه اسلام را به خوبی می دانست و هزاران بار فقه و اصولش را قرقره کرده و نشخوار کرده بود، بر اساس دستور صریح قرآن الکزا، فرمان تشکیل بسیجی از افراد فقیر و تنگدست و ضعیف جامعه را صادر کرد. 


این یک سرباز ایرانی نیست. این یک مزدور تروریست سازمان تروریستی سپاه پاسداران
انقلاب اسلامی است که هدفش از نظامی گری، نه میهن پرستی و پدافند از ایران عزیز، که
صدور جنگ و خشونت به خاورمیانه و اشغال اسراییل و کشتار یهودیان است. او یک ایرانی
نیست، یک تروریست الله پرست جمهوری اسلامی است
آن آیه ی کزایی و یهودی ستیزی که خمینی دجال برای تشکیل بسیج مستضعفین بدان استناد کرده بود، همانا آیه های خونبار و تروریستی ۴ و ۵ سوره ی کزایی "اسرا" (به چم قوم اسراییل) بود:

"وَ قَضَینا إِلی بَنی إِسْرائیلَ فِی الْکِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی اْلأَرْضِ مَرَّتَینِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبیرًا ، فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَیکُمْ عِبادًا لَنا أُولی بَأْسٍ شَدیدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّیارِ وَ کانَ وَعْدًا مَفْعُولاً".

"ما به بنی اسراییل در کتاب (تورات) اعلام کردیم که دو بار در زمین فساد خواهید کرد و برتری جویی بزرگی خواهید نمود. هنگامی که نخستین وعده فرا رسد، گروهی از بندگان پیکارجوی (مومنان تروریست الله پرست) خود را بر ضد شما بر می انگیزیم تا شما را سخت در هم بکوبند و برای اسارتشان خانه هایشان را جستجو کنند و این وعده ای است قطعی".

اینست که جمهوری اسلامی تا مرزهای اسراییل در سوریه به پیش رفته است و هلال شیعی اسلامی را با جنگ و زور ایجاد کرده و از همان آغاز نعره زده است که راه قدس از کرب و بلا می گزرد.

۱۳۹۸ خرداد ۲, پنجشنبه

ريشه ی تروریسم در اسلام

به قلم: سیاوش اوستا، برگرفته از کتاب "از میترا تا محمد"، ۱۹۹۰

ريشه ی ترور در اسلام، به خود پيامبر اين آیين باز می گردد، زيرا در اسلام ترور مخالفان با دستور شخص محمد صادر می شد و بیشتر از سوی نزديکترين افراد، شخص مخالف به قتل می رسد.

ريشه ی تروریسم در اسلام
بیشتر ترورهایی که از سوی الله پرستان آغازین انجام شده است، مربوط به شاعران و جنگاوران مخالف اسلام بوده است که بیشترشان هم یهودی بوده اند و هتا در ميان آنان، بانوانی هم به چشم می خورند. "کعب بن زهير" شاعر معروف عرب، با شعرهای نافذ و محکم خود، پيامبر خودخوانده ی اسلام را هجو کرده بود. چنانکه می دانيم، شعر کارگرترين حربه در انديشه و باور عرب به شمار می رفت و از اينرو، پيامبر خونخوار اسلام دستور داده بود: "هر جا او را ببينيد، بکشيدش" !!

وی به دست يکی از افراد خانواده ی خودش که به دین خونریز محمدی پيوسته بود، مخفيانه ترور شد.

"ابوعفک" شاعر و "عصا دختر امیر" که زن خوش قامت و خوش صدا و چکامه سرایی قوی بود و "کعب بن الاشراف" که از سوی مادر از يهوديان "نضير" بود نيز، یکی از شاعران مشهور و بزرگ تازی بودند که هجويه هایی پياپي عليه پيامبر زن باره ی اسلام می سروده و در شهر پخش می کردند. کعب بيش از همه نيش می زد. هنگامی که مژده ی سرکوب مخالفان اسلام در بدر را به مدينه آوردند، گفت دروغ است. پس از آنکه دانست خبر راست است، به مکه رفت و آنجا، مرثيه هایی در مرگ کشتگان بدر می سرود و می گريست و سپس به مدينه بازگشت. با اين همه، پيامبر اسلام تحمل می کرد، اما کعب دست به کاری زد که الله پرستان عرب را در آن روزگار بی تاب ساخت و جانشان را آتش زد و آن اين بود که وی در آغاز قصايد هجويه اش، با زنان الله پرست تشبيب و تغزل کرد و پيامبر زن باره ی اسلام که از اين خبر برآشفته شده بود، گفت:

"چه کسي خبر مرگ او را برایم می آورد (دستور ترور) ؟ گروهی از جمله برادر رضاعی خودش، کعب را با نیرنگ کشتند. عصمای شاعر و ابوعفک را نيز خويشاوندان ایشان که الله زده شده بودند، به قتل رساندند.

تروریسم اسلامی به دنبال ریختن هر کسی است که نامسلمان است
قرآن نيز که بايستی آياتش مرحله به مرحله از زندگی سياسی انقلابی محمد تازی تحليل و بررسی شود، در اين هنگامه از مرحله ی پيام آگاهی بخش و دستور مدارا و ميانه روی با نامسلمانان، به مرحله ی جنگ و خونریزی دگرگون شد.

در مرحله ی نخست که پيامبر بچه باز اسلام، در اندیشه ی گردآوری پيروان خود می باشد، تازی نامه می گويد: "لا اکراه فی الدين"، یعنی "مردم در گزينش دين خود آزادند" و يا "لکم دينکم ولی دين"، یعنی "شما دين خود را داشته باشيد و من دين خودم را"؛ اما در مرحله ی دوم که جنگ مسلحانه و یورش نظامی می باشد، اسلام اهریمنی نقاب از چهره می اندازد و چهره ای خشونت بار و ستیزه جو به خود می گيرد و به الله پرستان دستور جنگ و تجاوز می دهد و هتا برای به دست آوردن غنائم جنگی در ماه حرام عربی هم، دستور یورش و خونریزی می دهد.

جنگ و خونريزی و دست اندازی بر اموال ديگران و هم خوابگی با زنان، اصلی ترين سرگرمی و تفريح و افتخار الله پرستان بود. به همين دليل، چون جنگ مهم ترين مشغوليات آنها بود، تعطيلاتی هم برای نجنگيدن داشتند. برای نمونه، دانشجويان و دانش آموزان که به مدرسه و دانشگاه می روند، هر سال سه ماه تعطيلی دارند و تازيان هم دو ماه، محرم و صفر، ماه های تعطيلیشان برای آسودگي از جنگ بود !!

کاریکاتوری که نشانگر کیر کلفتی است که اسلام عزیز در کون امت های الله زده
فرو کرده و هنوز و پس از ۱۴۰۰ سال، از آن خون انسان ها بر زمین می ریزد
تاکنون هيچ کس برای تحليل قرآن، به مراحل سه گانه ی ویژه ی روزگار محمد تازی توجه نکرده است و ما برای نخستین بار در تاريخ، اين نظريه را تشريح می کنيم.

اسلام به الله پرستان اجازه می دهد تا هر گاه که مورد یورش واقع شدند، از خويش دفاع کنند و هتا قرآن به الله پرستان اجازه می دهد تا در ماه های تعطيلی از جنگ (شهر الحرام) هم، با نامسلمانان وارد جنگ شوند و جان و اموال آنان را نابود و مصادره کنند.

کسي را نکشيد که قتل ناحق !! را الله حرام کرده است، مگر اينکه به حق باشد !!

و در پی همين آيه، توضيح می دهد که اگر به اصطلاح ستمدیده ای کشته شود، صاحب خون حق دارد که قاتل را مجازات کند:
"و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لوليه سلطانا". و در جای ديگری تاکيد می کند که اگر کسی مومن الله زده ای را عمدی و بی گناه بکشد، در آتش انقلابی خواهد سوخت:

"و من يقتل مومناً متعمداً فجزاوه جهنم".

آزادی بیان یک ترویست الله پرست در شبکه ی اجتماعی
فاشیستی ف. بوک
می دانيم که مومن، يعنی عنصری که به انديشه و دين و حزب و باوری پيوسته باشد و اينجا بحث بر سر ايمان نيست، به ویژه که انسان و پايه ی انديشه ی اسلامی توحيد چپان است، يعنی باور به توحيد در هستی و هستی در توحيد به زور شمشمیر.

باری، آنگاه که جان و منافع مردم بر اثر ستم يک گروه به خطر می افتد، بر همه ی کسانی که به آرمان های مردم ايمان دارند، فرض است که سلاح به دست گرفته و بجنگند:

"يا ايها الذين آمنوا خذو حذرکم فانفروا ثباتاً و انفروا جميعا".

در انديشه ی پيامبر خودخوانده ی اسلام، جنگ مسلحانه تا هنگامی که دشمن کاملن نابود گردد، جایز است:
"و قاتلوا في سبيل الله الذين يقاتلونکم و لا تعتدوا".
"در راه الله مدینه که راه مردم است، بجنگيد با کسانی که با شما می جنگند و از جنگ دست نکشید".

و به دنبال همين آيه، قرآن وظيفه ی همه ی الله پرستان تاريخ را برای جنگ مسلحانه مشخص می کند و تصريح می کند که گروه ستمکار و جنايتکاری را که قاتل فرزندان و پدران و مادران شما هستند، در هر کجا که يافتيد بکشيد !!

"بکشيد آنان را هر کجا که بدانها دست يافتيد و بيرونشان کنيد از جایی که بيرون کردند شما را. در مکان مقدس (مسجد الحرام) با آنها بجنگيد، اما اگر آنها با شما نبرد کردند، پس بکشيدشان که پادافره حق پوشان چنين است. چه می شود شما را ای مفتخوران تن پرور آسوده طلب، که در راه الله که راه ضعيف نگاهداشته شدگان از مرد، زن و کودک است، نمی جنگيد ؟ کسانی که فرياد می زنند: الله ما را از اين ستمکده ای که همه ستمکار هستند، بيرون کن و از ميان مردم ياوری از ميان خلق قرار ده".

۱۳۹۸ اردیبهشت ۱۸, چهارشنبه

تدبیر آزادی با رهایی از خدای موهوم و دکان دین فروشی

گریه کن داٸم که چون چشم تو گریان می شود
حضرت باری تعالی از تو شادان می شود

قطره اشکی بیفشان بر شهید کربلا
با همین حرکت گناهان تو جبران می شود

پزشک باشی و دارو و درمانگاه و مایه کوبی بهر چیست
قل هواللهی بخوان هر درد تو درمان می شود !!


سروده ای از سر باد معده خواهد بود اگر این یاوه ی بالا را هر کسی به جز آخوند بخواند و بر دیوار دل و ذهن خود بیاوزیدش. روز ملی آخوندکشان به همه ی ایرانیان و انسان های دربند اهریمن دین و اسلام آدمخوار، سفارش می کند که بنیاد انسانیت خود را بر پایه ی وجدان بشری یعنی همانا خرد و عشق بنا کند و دست انگل های دین فروشی که در قاموس هر دین و به نام هر خدای موهومی مشغول حکومت و مکیدن خون او هستند را بریده و دست درازی آنان به ساحت نیک انسانی را بازایستانند.

آخوند، می تواند به شکل بسیجی و سپاهی و یا به اشکال فریبنده ی دیگری همچون "مهدی بازرگان" یهودی نومسلمان (آنوسی) و عن کلام رژیم هم درآید. می تواند فکل و کراوات بزند و با لندن نشینی و تاتی بازی با زن بی حجابش، برای گله های الله زده آن کشور اشغال شده ی آریایی، نسخه ی کزایی "فاطمه فاطمه است" بپیچد !!


آخوند آن عنصری است که دروغ را ترویج کرده و با یاوه سرایی و بلندگویی و زدن صورتک همیشه حق به جانب و مظلوم نمایی های پیوسته و بی امان در پناه دین، جمعیتی را برای نسل ها و برای هزاران سال، به چاه تباهی خرافه پرستی و کژ اندیشی درافکند. آخوند آن عنصری است که بودنش حکم ساقی مخدرات را دارد و افزایش توان او در افزایش شمار معتادان است و چه فاجعه ای بر کشور من رفته است که در آن سرزمین الله زده، آن انگل های مفت خواره توانسته اند به حکومت دست یازند. چه شد که اندیشه ی ایرانیان اینگونه پست و بی آزرم شد ؟!

از دوستی میان انسان ها، همان مهرورزی که باید شکوفه خواهد داد.

دوستی میان ملت ایران و ملت های همسایه، از عراق و سوریه گرفته تا اسراییل. آنگاه که ما دست از خرافه پردازی برداریم، نه تنها حکومت دینی را سرکوب خواهیم کرد، که این نیز تنها آغاز یک نوزایی برای ایران و منطقه و جهان خواهد بود. آنگاه که آخوندها کفتار بیکاره، نه تنها دیگر در کشورمان تولید نشوند، چون همه ی دکان های آخوند سازی تعطیل شده اند و آنگاه که آخوندهای زالوی کنونی نیز مجبور به جبران خیانت هایشان در کویر لوت و دشت کویر شوند، آنگاه ایران هتا یک گام هم از اسراییلی جلوتر خواهد افتاد که به تازگی بساط مفت خوارگی آخوندهای یهودیش را بر هم زده و آنها را مجبور به خدمت سربازی در ارتش آن کشور می نماید.


اما تا بدان روز، آخوندهای مفت خواره ای که هتا به گزاف بر جایگاه فرمانده ی کل نیروهای مسلح کشور هم تکیه زده اند، همچنان از معافیت سربازی اسلامی برخوردارند !!

نیک تر آنست که کتاب های اهریمنان را که به نام خدایان موهومشان از خود صادر کرده اند، در آتش خشم ملی بیفکنیم و اسلام بازی و دین پناهی را به وادی فراموشی سپاریم و به پیش حرکت کنیم. ارزش هنر غیر مافیایی و فردی را درک کرده و برای آنچه که دانشورزانه است، ارزش برتر قائل شویم و همه چیز را با نگاهی علمی و مستند بر اساس مدارک و اسناد و بازبردهای علمی، نگاه کرده، تحلیل نماییم و بپذیریم یا به همان روش رد نماییم.

روزگاری که انسان ایرانی بتواند تفاوت میان پنداشت (فرضیه)، نظریه (تئوری) و قانون یا اثبات علمی را متوجه شود، دیگر از یاوه های هرزه ی آخوند نخواهد ترسید و او را به باد پرسش خواهد گرفت.


آخوند، آن حرامزاده ای است که به گفته ی "نادر شاه افشار بزرگ"، باید او را دو بار اعدام کرد؛ یکی به خاطر مفت خوارگی و زندگی انگلیش و دیگری، به خاطر انحراف توده های مردم از واقعیت های مسلم زندگی و گمراه کردنشان. انسانی که در هازمانی بدون آخوند از هر دین و سنخش زندگی کند، آیینه ی تمام نمای ایرانشهری آرمانی است که نه فریب زرترشی فروشانی چون دلقک رسانه ی رژیم را خواهند خورد و نه در برابر خطاها و اشتباهاتشان، دیوار منیت خود را در چاه بلاهتشان بر پا خواهند ساخت.

فحاشان ولایت فقیه، آنان که علیه هر منتقد و روشنگری، دست با فحاشی زده و اپوزوسیون را علیه یکدیگر می شورانند، جز کفتار و شغالانی بیش نیستند که برای پاره کرده و دریدن این توده ی ستم کشیده، نقش عمله ی ستم را بازی می کنند. فرومایگانی با چندرغاز درآمد و انبوهی از پلشت کاری و کارنامه ای سراپا سیاه و تباه.

۱۳۹۸ فروردین ۱۷, شنبه

از خانه ی ۹ ملیون دلاری همسر خاوری تا آسمان خراش چند ملیارد دلاری میزراهی شریک خاوری

السید محمود رضا خاوری در مراسم رجز خوانی برای یکی از سگ مرده های اسلام عربی،
در حالی که تک چشم دجال خود را با نشان همیشه درخشان بانک ملی رژیم که نشانی از
اعتماد است، در روبروی او دیده می شود
"میزراهی" (میزراخیم)‌ نام یهودیانی است که در کشورهای اسلامی خاورمیانه و به طور عمده در عراق و ایران ریشه دارند و به معنی "مشرقیون" یا "اهل شرق" (بنی میزرخ = خاور زمین) است. چهره ی سرشناس خانواده ی میزراهی ایران، دکتر "ابراهیم راد" (قرین) است که از سرمایه‌ داران مهم دوران پهلوی دوم نیز بود.

ارتباطات "محمود رضا خاوری" با خانواده ی میزراهی، می‌ تواند راز جنجال اختلاس بزرگ او و ربط آن با کانونی را آشکار کند که از آن با عنوان "مافیای اسراییل" یاد می‌ شود. مافیای اسراییل، عنوانی شناخته شده است، هتا برای یهودیان اسراییل. بازنگری در ماجرای محمود رضا خاوری و دیگر جنجال‌ های بزرگ همانند آن در ایران، از این چشم انداز می‌ تواند ابعادی شگفت از تکاپوی شبکه‌ های تبهکاری سازمان‌ یافته و پیوندهای خارجی آن را بشناساند. بقای جمهوری اسلامی در گروی این شناخت است.

نامه ی رسمی محمود رضا خاوری سرکرده ی
وقت بانک ملی جمهوری اسلامی، در شاد باش
ماه عربی اسلامی رمضال الکزا و سفارش به
پرهیز و مبارزه با فساد
بنا به گفته ها، بر اساس آنچه در جریان دادگاه "خشایار خاوری" و "سام میزراهی" فاش شده، ارتباطات مالی محمود رضا خاوری با میزراهی در تورنتو، همچون فرستادن پول برای طرح های مشترک انبوه‌ سازی ساختمان در کانادا، باید متعلق به پیش از فرار خاوری از ایران و در زمانی باشد که خاوری مدیرعامل بانک ملی رژیم اسلامی بوده است.

طرح بزرگ ساختمان سازی چند ملیارد دلاری میزراهی در کاندا

طرح بزرگ ساختمان سازی چند ملیارد دلاری میزراهی در کاندا
"عبد الله شهبازی" می گوید:
"در آن هنگام به کلی غفلت کردم از این نکته ی آشکار که نام "خاوری" (مشرقی)، شکل ایرانی شده ی نام "میزراهی" (مشرقی) است و خانواده‌ های میزراهی این معادل را به کار می‌ برده‌ اند. یک نمونه ی معروف، "پرویز خاوری" خواننده ی یهودی ایرانی سال‌ های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ فرار خورشیدی و دخترش "شهره خاوری" خواننده ی سرشناس کنونی اسراییل است.

با این توضیح، می‌ توان این پنداشت را به شکل بسیار جدی مطرح کرد که محمود رضا خاوری از خانواده ی میزراهی و خویشاوند سام میزراهی است و اختلاف مالی میان خشایار خاوری و سام میزراهی، اختلافات میان اموزادگان یهودی است که در تاریخ کم‌ سابقه نبوده است.


اما آنچه امروز با افشای خبر خانه ی چند ملیون دلاری همسر خاوری و طرح در حال ساخت میزراهی مطرح می شود، صوری بودن این دعواها و دادگاه ها است و گمان می رود خاوری با طرح این دعوا خواسته است بگوید: "پول هایی که دزدیدم را میزراهی از من دزدید !!"

اما اگر این پول ها دزدیده شده باشد، چرا دولت کانادا هزینه های امنیتی خاوری را پرداخت می کند یا اینکه خاوری این هزینه ها را از کجا پرداخت می کند ؟ اگر به فرتور زیر نگاه کنید که طرح بزرگ ساختمان سازی میزراهی در خیابان یک بلوور، تقاطع یانگ و بلور و محل تعویض خطوط اصلی متروی تورنتو یعنی شاهراه اتصال شرق به غرب تورنتو بیندازید که همه ی برندهای معروف جهان در آنجا شعبه دارند، خواهید دید این آسمان خراش ۵۲ طبقه ای می تواند در ماه چه مالیات هنگفتی را روانه ی شهرداری کانادا نماید که اگر خاوری اختلاسگر به زیر ابای پرورنده ی خود در جمهوری اسلامی پس فرستاده شود، کانادای ملکه (فاحشه ی بریتانیا)، از چه پول های هنگفت و سرسام آوری که محروم نمی شود !!

طرح بزرگ ساختمان سازی چند ملیارد دلاری میزراهی در کاندا
منبع

۱۳۹۷ اسفند ۷, سه‌شنبه

خدای انسان خوار اسراییل، خون بردگان الله را می ریزد

گزارش شده است که دولت اسراییل، تنها دولت دمکراتیک خاورمیانه است. با تاملی بر اینکه این رژیم بر سرزمینی بنا شده که سند مالکیتش را خدایی بیابانی و موهوم اما درنده و خونخوار، با دوات قهوه ای رنگ مقعد خود نوشته است، می توان به سند مالکیت آن خندید.


هر کشور یا رژیمی که بر اساس قومیت و دین بنیانگزاری شود و دارای اصولی مکتبی و اعتقادی و نژادی و قومی باشد، نه هرگز از سوی انسانی آزادی همچون من تحمل می شود و نه موجودیت آن بدین معنیست که این وضع رقت بار باید برای همیشه ادامه یابد. اسراییل باید مبانی نژادی و دینی حاکمیت سیاسی خود بر سرزمین اسراییل را از میان بردارد و به مانند یک حکومت دمکراتیک و نوین، بر اساس ارزش های برابر انسانی، وارد جامعه ی جهانی شود.

سند مالکیت اسراییل، هرگز در دست اعراب هم نبوده است. اعرابی که ریشه ی شان صحرای حجاز و یمن است، اگر در فلستین کزایی ادعای عرب بودن و مالکیت سرزمین در اسراییل را دارند، خود از جمله اشغالگران مهاجر محسوب خواهند شد و تاریخ گواهی می دهد که برای این اشغالگری متجاوزانه، دست به جنگ و هزاران ترور و آدم کشی نیز زده اند.

با این توضیحات و این پیشینه، توجه خوانندگان را به گزارشی درباره ی جنایت های اسراییل جلب می کنم که در سال ۱۹۹۴ میلادی از سوی سی ان ان تهیه شده است.



در بخش عمده ی این گزارش، پزشکی یهودی به نام "باروخ گلدشتاین" را روایت کرده و به تصویر می کشد که در آمریکا زاده شده و تحصیلات پزشکیش را در آن کشور به پایان می رساند، اما در سال ۱۹۸۲ به اسراییل مهاجرت می کند. در حالی که وی بر اساس وظیفه ی پزشکیش می بایست به همه ی بیماران کمک کرده و در این امر، میان هیچ بیماری تبعیض قائل نشود، اما این پزشک یهودی از مداوای اعراب الله پرست سر باز می زند و برای این رفتار غیر انسانی، از "تلمود" گواه می آورد که آنان دشمن فرزندان خدا هستند و او به اسراییل نیامده است که به دشمنان یهوه کمک کند !!

همانگونه که می بینید، توحش دینی در قاموس همه ی ادیان، به ویژه ادیان خونبار ابراهیمی (سامی) نهادینه است و بخشی جدایی ناپذیر از یهودیت، مسیحیت و اسلام را تشکیل می دهد.

این پزشک یهودی آمریکایی اسراییلی، در زمانی که در آمریکا بوده است، از نام "بنجامین" که نامی یهودی و مربوط به یکی از پیامبران کزایی آن فرقه است، بهره برداری می کرده است. جنایتی که از سوی اسراییل در مسجد "ابراهیمی" شهر هبرون رخ می دهد، سندی بر جنایت های دین یهود و نژاد پرستان فاشیست یهودی در این کشور است. در ۲۵ اُم فبریه ی ۱۹۹۴، در آغازه های بامداد، این جنایت را همان پزشک یهودی به بار آورد...

باروخ گلدشتاین، شاخه ی نظامی دست راستی اسراییل، در حالی که رخت ارتش اسراییل را بر تن کرده بود، و تفنگش را در دست داشت، بی هیچ دردسری از روبروی گشتی های ارتش اسراییل گزشت و وارد مسجد ابراهیمی شد، در حالی که ۴۰۰ تا ۵۰۰ برده ی الله، در ماه رمضان الکزا مشغول راز و نیاز بودند. گلدشتاین صبر کرد تا الله پرستان در نماز زانو بزنند، سپس تفنگ ارتشیش را بیرون آورد و عرب ها را به رگبار بست و دست کم ۴۰ نفر از آنان را کشتار و ۱۵۰ نفر دیگر را زخمی کرد تا اینکه از سوی بقیه ی اعراب کشته شد.


لاشه ی این تروریست اسراییلی اما، با آداب و تشریفات ویژه ی دینی و حکومتی، در بوستان "یادمان مایر کاهانه" (Meir Kahane) در "کیریات آربا" به زیر خاک شد تا قدردانی دولت و ملت اسراییل را نشان داده باشد.

این بوستان به خاطر یادبود آخوند یهودی مایر کاهانه نام گزاری شده است که بنیانگزار حزب دست راستی و افراطی اسراییل به نام "خای" (Chai) بود که یک گروه تروریستی به شمار می رود. ارتش دفاعی اسراییل اما، گور این تروریست را در سال ۱۹۹۶ از این گورستان برداشت، اما این کار باعث نشد که زائران یهوه پرست برای او بارگاه عمامزاده ی دیگری نسازند و تا به امروز به زیارت او نروند !!

یهودیان هم اندیش و هم حزبی او، پشتیبانی صد در صدی خود از تروریسم یهودی علیه اعراب را اعلام کردند و دوست صمیمی باروخ، "مایک زایکسکی" می گوید: "کاری که او کرد، وفاداری کامل او به مبانی تورات از سوی مردم یهودی بود". زن یهودی دیگری نیز او را صد در صد درستکار می داند و از جنایتی که مرتکب شده است، تمام قد پشتیبانی می کند.

باروخ گلدشتاین، تروریست یهوه پرست آمریکایی اسراییلی

۱۳۹۷ بهمن ۸, دوشنبه

روز جهانی یادبود قربانیان جنایات حزب ناسیونال‌ سوسیالیست کارگران آلمان (نازی)

در ۷۴ سال پیش در چنین روزی و در ۷ اُم بهمن ماه ۱۳۲۳ فرار خورشیدی برابر با ۲۷ اُم ژانویه ی سال ۱۹۴۵، اردوگاه مرگ مشهور "آشوویتس" به دست نیروهای متفقین آزاد شد. آشوویتس کشتارگاه ۱.۱ ملیون انسان بود که بیشترشان یهودی بوده اند.

۷ اُم بهمن ماه ۱۳۲۳ فرار خورشیدی برابر با ۲۷ اُم ژانویه ی سال ۱۹۴۵
سالروز هولوکاست 
اردوگاه مرگ آشوویتس بزرگ ترین اردوگاه کار اجباری آلمان نازی بود که پس از اشغال لهستان، در حوالی شهر "کراکائو" ساخته شد. نازی‌ ها نخستین کوره‌ های آدم‌ سوزی و اتاق‌ های گاز را در این اردوگاه بنا کردند. سازمان ملل متحد، روز آزادی آشوویتس در روز ۲۷ اُم ژانویه ی سال ۱۹۴۵ را روز جهانی یادبود قربانیان جنایات نازی ها در دو دهه ی ۳۰ و ۴۰ میلادی نام نهاده است.

پیکرهای قربانیان اردوگاه کار اجباری "نوردهاوزن".
در این اردوگاه نزدیک به ۳۰۰۰ انسان کشتار شده یافت شد / ۱۹۴۵
جنایات نازی ها به واسطه ی ابعاد شقاوت و پلیدیش، چهره ی بشریت را آنچنان شرمگین ساخت که قلم و زبان پس از گزشت بیش از ۷۰ سال، همچنان از توصیف ابعاد آن ناتوان مانده است.

اعدام "ماشا بروسکینا" که به عنوان پرستار، داوطلب کمک به سربازان زخمی شد.
او از سوی نازی ها متهم شد که پس از مداوای بیماران، به آنها برای فرار کمک می کرده است.
پس از شناسایی، در مرکز شهر "مینسک" به دار آویخته شد / ۱۹۴۱
اگر چه بزرگ ترین قربانیان جنایات حزب ناسیونال‌ سوسیالیست کارگران آلمان (حزب نازی) و رهبر آن "آدولف هیتلر"، بیشتر یهودیان، همجنسگرایان، کولی ها، معلولان، توانخواهان ذهنی، غیر نظامیان لهستانی و اسیران جنگی روس بوده اند، اما در کل ۴۰ ملیون انسان در خلال جنگ جهانی دوم در اروپا به واسطه ی این جنایت تاریخی به کام مرگ کشیده شدند و بخش بزرگی از این قاره نیز به ویرانی کشیده شد.

تصاویر پس از آزاد سازی اردوگاه های مرگ نازی ها / ۱۹۴۵
زنده نگاه داشتن ابعاد فاجعه ی این جنایت با هدف جلوگیری از تکرار این تجربه ی دهشت انگیز تاریخی، در سوئد و دیگر کشورهای دمکراتیک و آزاد جهان از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

زنان و کودکان یهودی در اوکراین در صف انتظار اعدام. فرتور از:
Instytut Oamieci Narodowej/USHMM
در این روز، در بسیاری از شهرهای سوئد مراسمی با حضور شخصیت های سیاسی و فرهنگی این کشور از جمله با حضور نخست وزیر و دیگر سیاستمداران بلند پایه در مرکز "رائول والنبری" در استکهلم برگزار می شود. در این روز، در سوئد بیش از ۱۰۰ مراسم در نقاط گوناگون کشور در یادبود قربانیان جنایات نازی ها برگزار می شود.

جابجایی پیکرهای کودکان / لهستان ۱۹۴۳
بزرگترین تجاوز دسته جمعی تاریخ بشریت به زنان آلمانی، از سوی سربازان ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی پس از سقوط برلین
اتحاد جماهیر شوروی در شکست هیتلر و به ویژه سقوط برلین پایتخت آلمان نازی در جنگ جهانی دوم، نقشی اساسی ایفا نمود، اما در ارتباط با آن، واقعیت تلخ و تکان دهنده ی دیگری هم وجود دارد: "تجاوز دسته جمعی به زنان آلمانی از سوی سربازان ارتش سرخ شوروی در واپسین روزهای جنگ".

ورود ارتش سرخ استالین به برلین، پایان کار نبود، دست کم برای بسیاری از مردم آلمان به ویژه زنان، آغاز روزگاری پر دهشت تلقی می شد. فتح برلین از سوی نیروهای متفقین، در حالی صورت گرفت که این نیروها به ویژه نیروهای روس، شهر خالی از دفاع برلین که از دو ملیون و هفت صد هزار نفر باقی مانده در آن دو ملیون نفر زن بودند را، به محل جنایات تکان دهنده ی خود تبدیل کردند.

بر اساس گزارش ها، پس از شکست آلمان و در هنگامه ی جنگ، آمار دهشتناکی از تجاوز به زنان و دختران آلمانی، مجار، بلغار و یوگوسلاو از سوی روس ها و متفقین گزارش شد. گفته می شود سربازان روس هتا به تجاوز تشویق شده بودند و این را دستور استالین برای انتقام از آلمانی ها می دانستند. هزاران زن آلمانی برای نجات از تجاوز روس ها، خودکشی کردند. برخی منابع، شمار کل زنان آلمانی که مورد تجاوز قرار گرفتند را تا دو ملیون نفر ذکر کرده اند !!

دست درازی دو سرباز ارتش سرخ به زن آلمانی پس از سقوط برلین / ۱۹۴۵
بسیاری از این قربانیان به صورت مکرر مورد تجاوز قرار گرفته بودند. بر اساس برآورد کتابی با عنوان "سقوط برلین در سال ۱۹۴۵" نوشته ی "آنتونی بیور"، ٧.٣ درصد کودکانی که در برلین در سال های ۱۹۴۵ و ۱۹۴۶ زاده شده اند، پدرانی روسی داشتند. آنتونی بیور می نویسد روس ها از ورود خود به خاک آلمان، تجاوز سازمان یافته ی شان را آغاز کرده و در برخی روستاها همه ی زنان بین ۱۰ تا ۸۰ سال را مورد تجاوز قرار دادند.

شقاوتی که پس از پایان جنگ جهانی دوم از سوی "سوسیالیست" های پیروز استالینی به نمایش گزاشته شد، دست کمی از جنایات "سوسیالیست" های شکست خورده ی هیتلری در درازنای جنگ نبود.

احتمالن هرگز مقیاس واقعی "تجاوز برلین" مشخص نخواهد شد و دادگاه های نظامی اتحاد جماهیر شوروی و منابع دیگر به صورت محرمانه باقی می ماند. مجلس روسیه قانونی را تصویب کرده است که می گوید هر کسی که پیشینه ی روسیه در جنگ جهانی دوم را لکه دار کند، می تواند جریمه یا تا پنج سال زندانی شود. موضوع تجاوز در آلمانِ پس از جنگ، چه آلمان غربی و چه آلمان شرقی، به ندرت مورد اشاره قرار گرفته و سخن گفتن از "تجاوز برلین"، هتا در روسیه امروز هم تابو است و اجازه ی آشکارا بیان شدن ندارد.

تصویری از کتاب بر شماست که این رویداد را بازگو کنید به زبان پارسی
بر شماست که این رویداد را بازگو کنید
در سال ۱۹۸۸، رهبران وقت هفت حزب مجلس سوئد، با صرف هزینه ای قابل توجه و به خرج دولت این کشور، کتابی به چندین زبان از جمله به زبان پارسی را به چاپ رسانده و به رایگان منتشر نمودند.

هر فردی می توانست نسکی از این کتاب را از راه تماس با شماره تلفن ویژه ای در دبیرخانه ی دولت سوئد و به دست دادن نشانی خود، به رایگان از راه پست دریافت کند. بسیاری از خوانندگان استکهلمیان در آن سال، این کتاب را که در نوع خود منحصر به فرد بود تهیه کرده و امروزه نسک هایی از آن در خانه ی بسیاری از ایرانیان مقیم سوئد و هتا دیگر نقاط جهان موجود است.

لحظه ی اعدام مخافان هیتلر به دست افسران گشتاپو
این کتاب که عنوان پارسی آن "بر شماست که این رویداد را بازگو کنید" نام گرفت، کاملن با هزینه ی دولت سوئد و همکاری تاریخ نگاران بی طرف این کشور و با استفاده از اسناد و تصاویر تاریخی مستند موجود، جنایات حزب ناسیونال‌ سوسیالیست کارگران آلمان (حزب نازی) در خلال جنگ جهانی دوم را به تصویر کشید و برای همیشه جهت ثبت در حافظه ی تاریخ منتشر نمود.

این کتاب را می توانید از اینجا بارگیری کنید.

تصویری از کودکان یهودی در آزمایشگاه "دکتر یوزف منگله" پزشک
جنایتکار نازی در اردوگاه آشوویتس - بیرکن آو، لهستان ۱۹۴۴
این کتاب دربردارنده ی تعداد بی شماری تصویر و سند تکان دهنده از جنگ دوم جهانی است که در مورد همه ی آنها توضیح داده شده است. خاطرات جانکاه بازماندگان اردوگاه های کار اجباری و کوره های آدم سوزی نازی ها، از بخش های تکان دهنده این کتاب است. امضای رهبران ۷ حزب دمکراتیک پارلمانی سوئد در آن، تضمین کننده ی بی طرفی و استناد این کتاب بوده است.

یکی از نجات یافتگتن اردوگاه مرگ "بوخنوالت"، زندانبان خود را شناسایی می کند / ۱۹۴۵
نسک پارسی "بر شماست که این رویداد را بازگو کنید"، با شماره ی شابک ISBN 91-630 6386-7 در سوئد به ثبت رسیده و قابل قرض گرفتن از کتابخانه های سراسر کشور است.

فرتوری از ۳ سرباز آمریکایی در کنار یک کوره ی آدم سوزی / ۱۹۴۵
نسک کامل "بر شماست که این رویداد را بازگو کنید"، به شکل "پی دی اف" و به زبان های "سوئدی، انگل ایسی، عربی، فنلاندی، اسپانیایی و ترکی" نیز وجود دارند که می توانید برای بارگیری آنها به منبع این جستار بازبرد کنید.


منبع: استکهلمیان

۱۳۹۷ دی ۱۰, دوشنبه

یک برون ریزی عصبی: دشمنی آشکار فرامرز دادرس با بهاییان و یهودیان کلید خورد

در جریان ایران ستیزی جمهوری اسلامی در زیر نام و عنوان ایران و ایرانشهری، "سید فرامرز دادرس" از مزدوران کهنه کار دکان ولایت فقیه در فرانسه، به تازگی در نقطه نظراتی، بیان داشته است که بهاییان و یهودیان چه قدر کثیف هستند !!

سید فرامرز دادرس، فرمانده ی اطلاعاتی و ضد اطلاعاتی جنوب و شمال در
هشت سال جنگ به اصطلاح تحمیلی
هزرطش که از ترس گزارش شدن به ف. بوک، "بهایی" را "ب..ایی" نوشته بود، هر آنچه که در سیاهی دل الله پرستش داشت را هواله ی مردمی کرد که آنها را تاکنون نه دیده و نه شناخته و سرفن از سر کینه ای اسلامی با خاستگاهی برخاسته از جمهوری انیران اسلامی، نفرت تکراری الله پرستان به قدرت رسیده در جمهوری اسلامی را برای باری دیگر و این بار آشکارتر از همیشه، علیه یهودیان و بهاییان نشان داد.

این فرد که خود را هرگز فردی مذهبی نشان نداده، اما به سبک اسلاف خیانت پیشه ی خود در جبهه ی خائن ملی و ملی منقلی های خمینی زاده، تلاش احمقانه ای دارد تا به روش "مهندس مردار بازرگانش"، با کراوات روبروی مردم بنشیند و پف پف از اسلام اهریمنی دفاع مستقیم و غیر مستقیم کند و فکر می کند که با فرو کردن سرش زیر برف، هیچ کس آن بازی نخ نمای طیف فکل کراواتی رژیم را نه دیده و نه بازمی شناسد !! هوشمندی از این بیشتر اینکه، سبک و سیاق فروش دین و چرندیات سیاسی دینی، در همه ی این سال ها همان اندازه فرگشت یافته که سن بی ثمر این دست مزدوران !!

دشمنی با بهاییان در هیچ جای قرآن الکزا نیامده است، اما دشمنی با یهودیان تا دلبتان بخواهد !!

برخورد قهرانه ی سردار اطلاعاتی رژیم سید فرامرز دادرس
با موجودیت بهاییان در ایران و آشکاری دشمنی ذات
قرآنیش در دشمنی با یهودیان در راستای دستورات اسلامی
رژیم ولایت فقیه
به دیگر سخن، رفتاری که فرامرز دادرس ها با بهاییان دارد، جدای از وقاحت ویژه ی آخوندی آن، نمی توانست جنبه ی دینی و اسلامی داشته باشد و توجیهی فقهی و شرعی را با خود یدک بکشد، مگر آنکه پیشتر از سر چاه فاضلاب جمهوری اسلامی یعنی خلیفه ی ارتجاع شخص دیکتاتور رژیم آیت الله چلاغ خامنه ای، این فتوا دررفته باشد که:

"بهاییان همان یهودیانند،
بریزید خون ها را، زندگی ما دوام پیدا می کند" !!


اینست که با توجیه یهودی بودن بهاییان، نه تنها جان هر بهایی به دست اشغالگران الله پرست در خطر است که آبرو و شرف انسانی آنان نیز از حیض انتفاع انداخته و قابل هتک حرمت اسلامی از سوی دستگاه ولایت فقیه شده است.

این مزدوران که به خوبی دلارهای حکومتی را در روزگار تنگنایی شدید اقتصادی مردم در اثر تحریم های جمهوری اسلامی، همچنان دریافت می کنند، هتا اگر دقت کرده باشید در میان زرزرهایی که در انباری یا پستوی خانه ی شان هم انجام می دهند، چند آروق ول می دهند تا رسانده باشند که دلارها رسیده !!


جناب فرامرز دادرس که یکی از میخ آهن پرست ترین میخ آهنان مرز و بوم آریایی است، در همه ی هشت سال جنگ به اصطلاح تحمیلی عراق علیه ایران، در خوش آب و هوا ترین محله های پاریس لنگ دراز می کرده و با خانواده و اسباب و اثاثیه ای که معلوم نیست چگونه آن همه ثروت را با خود به بیرون از کشور برده، در اروپا به خوشی روزگاری می گزرانده است، در حالی که مردم ما در زیر خشم دژخیم الله پرست عربی که پرچمدار قادسیه ی ایران ستیز بود، در خون خود می غلتیدند. پس میخ آهن پرستی را هم با نگاهی به آن هزرط دادرس تعریف کردم !!

۱۳۹۷ آذر ۱, پنجشنبه

Sweden, Islamic Republic of

Sweden is trapped in it's proclaimed diversity approach. The country which is known as the least racist country in the entire Europe, today has become the junction of Muslim immigrants that the stupid idea of "political correctness" considers it as Islamism. That's a fraud.


By changing and making words, appointed politicians are trying to tell the public that their choices are theirs while neglecting the obvious facts such as the rapid growth in crimes after mass migration crisis. More to this chaos, there are the 2nd generation of immigrants who are holding the gang rapes up in the society and selling drugs who are mostly dwelling in suburbs with no job and no education. The socialist Sweden is in a chaotic pit that will long last for many years to come.

Sweden has decided to build the biggest Mosque in the entire Europe, while on the basis of Muslim population, is holding the least quantity of them. At the same time, politicians who are all from left wing clans, are fully supporting Islamic fundamentalist groups which are basically from African nations such as Somali and of course Palestine. The Palestine that never has been and never will be a country, with a very few Muslim population, has raised the biggest shouts in the world.


Socialist Sweden as the red reactionary state, is acting perfectly towards the interests of the black reactionary which is Islam, the kind that since the beginning of it's existence, has known no other way but brazen violence to proceed it's agenda to fight Jewish people and the Jewish state of Israel.

Fighting Israel of course is just an Islamic excuse to bring death and devastation to Jewish people. According to Quran, Jewish people are doomed to burn in hell with Christians and other infidels and Quran has repeatedly mentioned Jews as filthy people and compared them to animals. In this aspect, Swedish politics is supporting Palestine with over $50 million of dollars per anum and the growing Muslim population in this country dare to burn Israeli flag in the streets in the country and even attack Synagogues.

In Quran, Sura Maedeh, verse 82, we read:

You will find that the most people in enmity to the believers are the Jews and idolaters, and that the nearest in affection to the believers are those who say: 'We are Nazarenes. ' That is because amongst them there are priests and monks; and because they are not proud.


In other words, Quran is dividing Christians and Jews from one another which is a very good agenda for the alliance between immigrant Muslims and Christian based nations such as Sweden to bind together against Jews. By reviewing the WW2 history and aiding Sweden to Nazi Germany and cooperating Palestinians with Nazi Army to wipe out the Jews off the map, today everything is crystal clear that where this anti Semite alliance is going. The peaceful and tolerant people of Sweden are being misused this way and as usual people will wake up to catastrophes when it is very late.

Mass migration of Muslims to Europe, only was a Trojan horse for such agenda.

The Arabic Quran, hates Jews to the core. In another verse by Allah of Medina, the Arab angry go:D fully radically speaks anti Semitic against Jewish people. This verse has always been used against Jews and it is only the matter of time when Muslims would attack and perish Jewish people wherever they are at their own homes. Quran clearly states that angry and aggressive Muslims will attack Jews in their homes and will search their properties !!


So, in Sura Al-Isra, verses 4 and 5, we read:

And We decreed for the Children of Israel in the Book: 'You shall corrupt the land twice, and you shall ascend exceedingly high. (4) And when the promise of the first came, We sent against you Our worshipers, those of great might, and they went through the habitations, and the promise was accomplished. (5)
The question is that why liberals, democrats, greens, socialists and other leftist NEVER condemn anti Semitic verses of Quran. Why Islamic anti Antisemitism is accepted world wide ? For which purpose ??

۱۳۹۷ آبان ۱۰, پنجشنبه

اضلاع چند گانه ی اپوزوسیون پلاستیکی و جاانداز رژیم

ولایت فقیه برای آنکه بتواند بقای خود را تضمین کند، به رسم همه ی دیکتاتوری های جهان، نیازی پیوسته به دشمن دارد؛ از اینرو، سنگ بنای موجودیت خود را بر بنیان دشمنی با کسان و کشورهایی ویژه گزارده است.

فاضلاب هایی به نام امید دانا از پان ایرانیسم حکومتی، سلمان سیما از فرشگرد و گروهک تروریستی حزب الله لبنان،
همگی به یک جا می ریزند
اینکه دستگاه مغزشویی فاشیست هیتلری به این این مهم دست یافته و بدان اعتراف کرده است که: "هتا اگر دشمن هم نداری، وانمود کن که کشور در خطر است"، راه و روشی است که شخص هیتلر به دیگر فاشیست ها و نژاد پرستان یهودی ستیز آینده آموخته است. این آموزه را جمهوری اسلامی به بهترین شکل ممکن به کار می بندد و از آن سامانه ای را ترتیب داده که در ضمن پراکنده شدن در سرتاسر جهان، مستقیم و غیر مستقیم علیه موجودیت کشور اسراییل اقدام می کنند.

برنامه ی اپوزوسیون سازی جمهوری اسلامی، با صدور فاحشگان سیاسیش به برون مرز که همگی از جناح اسهال طلب رژیم بوده اند، آغاز شد.


دوره ی روباه سبز "سید محمد خاتمی" دوست جان جانی "ژرژ سوروس"، روزگار سیاهی است که جمهوری اسلامی آغاز به پوست اندازی کرد و امروز در حال پیمودن مراحل تکمیلی تر آنست. پس از صدور "گنجی" و "شیرینک عبادی" بود که مردم وهمشان برداشت که از درون رژیم نیز، مخالفانی علیه حکومت به وجود آمده اند !! اما دیری نگزشت که این فاحشگان سیاسی نقاب از چهره ی خود انداختند و ماهیت ولایت فقیه دوستی و خمینی پرست خود را آشکار نمودند که نمونه ی بارز آن، هرزگان سیاسی اسهال طلبی است که در صدای آمریکا و آیت الله بی بی سی، مشغول پادویی برای منافع مشترک انگل ستان، آمریکا و جمهوری اسلامی می باشند.


در این میان، تنها اپوزوسیون رژیم یعنی اپوزوسیون برانداز شاهنشاهی به تنهایی، شاهد نفوذ نخودی های متعفن اسهال طلبی از جمله "معصومه علی نژاد قمی" بود که ضمن دفاع تمام قد از آخوندها "کروبی" و خاتمی و نیز "میر حسین موسوی"، قصد مصادره و انحراف جریان براندازی پادشاهی خواه را داشتند که امروز به رسوایی ننگینی دچار شده اند.

از دیگر زباله های سیاسی رژیم، می توان به فردی به نام "قادری" و "امید دانا" هر دو ساکن سوئد نام برد که هرزگی اپوزوسیون پلاستیکی را به غایت به نمایش گزاشته اند.

اضلاع ضد یهودی و ضد اسراییلی اپوزوسیون جاانداز رژیم، همگی به مانند فاضلاب هایی هستند که به یک جا ختم می شوند. همگی آنها یا از اسهال طلبان حکومتی هستند یا از گروهک #پان_ایرانیسم_حکومتی. همگی آنها دشمن وجودی اسراییلند و همگی علیه بهاییان و یهودیان، قد علم کرده اند. برای نمونه، مزدوران گروهک فرشگرد، همگی از سرکردگان پیشین انجمن اسلامی رژیم در دانشگاه های اشغالی کشور می باشند و همگی از دم با جریان های تروریستی فلستینی و یهودی ستیزی چون گروهک تروریستی "حزب الله لبنان"، تمام قد پشتیبانی می کنند.

آریا اسبه (آریاسب مغان باوند زاده)، در سندی که می بینید، از سرکردگان گروهک
پان ایرانیست حکومتی خواسته است تا هموند آن گروهک شود، زیرا او نیز به مانند
فاشیست های پان ایرانیست حکومتی، یکی از هواداران نژاد پرست و فاشیست هیتلر است
وقاحت ویژه ی آخوندی برخی از این ناکسان تا بدان پایه است که آشکارا از رژیم فاشیست و نژاد پرست نازی هیتلری دفاع می کنند و به مانند دیگر زباله ی سیاسی صادراتی رژیم در ترکیه به نام "آریا اسبه" (آریاسب مغان باوند زاده)، از مزدوران سپاه در اپوزوسیون جعلی پان ایرانیسم حکومتی می باشند.


۱۳۹۷ آبان ۶, یکشنبه

یهودی ستیزی در آمریکا

آیا "فرشگرد" جنایت تروریستی در آمریکا را محکوم کرد ؟

اینکه بشنویم در آمریکا، جریان یهودی ستیز هتا توانسته است موجودیت یابد، خود باعث شگفتی است، چه رسد به اینکه شاهد جنایاتی از سوی یهودی ستیزان در این کشور نیز باشیم.


دیروز و در جریان یک رویداد تروریستی جنایتکارانه که در آمریکا و علیه شهروندان یهودی رخ داد، ۱۱ تن از یهودیان کشتار شدند. بی گمان دست الله پرستان تروریست را می توان در این جنایت به خوبی دید و آنچه که مسلم است، همخوانی این رویداد تروریستی با موشک پراکنی های فلستینی های تروریست به سوی اسراییل می باشد.

در دو سه روز پیش نیز، گروهک تروریستی حماس یا همان جنبش کزایی اسلامی فلستینی که از سوی ولایت فقیه رقصانده می شود، اقدام به پرتاب ۳۰ موشک به سوی اسراییل کرد که از آن میان ۱۰ موشک به درون خاک اسراییل برخورد کرد و ۶ تای آنها از سوی سامانه ی پدافندی گنبد آهنین، رهگیری و نابود شدند. باقی مانده ی موشک ها نیز در خود غزه فرود آمدند و به اسراییل نرسیدند.

در پی این یورش تروریستی بود که اسراییل ۸۰ منطقه ی حساس سیاسی و نظامی فلستینی های تروریست غزه نشین را مورد هدف قرار داد.


اما پس از این نبرد که آغازگر آن طبق معمول، الله پرستان عرب بودند، نمود یهودی ستیزی در ابعاد قتل و کشتار دسته جمعی یهودیان، این بار و برای بار نخست در خاک آمریکا، نقطه ی عطفی در صدور تروریسم اسلامی و فلستینی به پشتوانه ی جمهوری اسلامی می باشد. آمریکا از تامین امنیت شهروندان خود در برابر تروریست های الله پرست درمانده است و همیشه ترجیه داده است به خاطر مصالح اقتصادی، سر بزرگ مار یعنی سرچشمه ی تروریسم اسلامی عرعربستان سعودی را همچنان در آغوش کشد.

عرعربستان سعودی مسئول تروریسم اسلامی در سرتاسر جهان است؛ از یازده سپتامبر گرفته تا داعش در عراق و سوریه.



از دیگر سو، این یورش تروریستی در آمریکا علیه شهروندان یهودی، می تواند علت دیگری نیز داشته باشد و آن اینکه، پذیرش اسراییل در میان کشورهای عربی و الله پرست، در حال تبدیل شدن به امری فزاینده و هر چه طبیعی تر می شود. به تازگی پادشاه عمان "سلطان قابوس"، با نخست وزیر اسراییل "بنیامین نتانیاهو" دیدار کرده و این کشور را رسمن پذیرفته است. در امارات نیز این روند پذیرش اسراییل، در حال پیمودن مراحل پایانی خود می باشد.

به دیگر سخن، در آینده ی نه چندان دور روزگاری فراخواهد رسید که همه ی کشورهای الله پرست واقعی و عرب، همگی اسراییل را مورد پذیرش قرار داده باشند و تنها کشوری که همچنان با اسراییل مخالفت می ورزد و خواهان نابودی و با خاک یکسان شدن اسراییل باشد، همانا جمهوری انیران اسلامی خواهد بود !! و این یعنی کاسه ی از آش داغ تر بودن.


هنگامه ی آنست که دیگر فریب اپوزوسیون جاانداز و صادرانی رژیم در برون مرز را نخوریم و خیلی آشکار از این اپوزوسیون نمایان در رابطه با موجودیت اسراییل بپرسیم. برای نمونه، مزدوران رژیم در گروهک "فرشگرد"، همگی از سابقه داران اصلاح طلب حکومتی و صادراتی به اروپا و آمریکا هستند و هتا آشکار علیه اسراییل و به پشتیبانی از گروهک تروریستی حزب الله لبنان، موضع گیری کرده اند.

هنگام آنست که دشمنان ایران را با دشمنی با اسراییل بشناسیم.

۱۳۹۷ آبان ۵, شنبه

بخشی از سخنرانی ریچارد داوکینز در تظاهرات لندن علیه سفر پاپ روز ۱۸ سپتامبر ۲۰۱۰

شمار شرکت کنندگان خداناباور علیه حضور سرکرده ی فرقه ی کاتولیک در لندن، ۱۵ هزار تن بود. "جوزف راتزینگز" یا همان "پاپ بندیکت شانزدهم"، دشمن بشریت است. او دشمن کودکانی است که اجازه داده است تن آنها مورد تجاوز جنسی قرار گیرد و دشمن کودکانی است که آنها را تشویق کرده است با احساس گناه آلوده شوند.


به یقین باعث سرافکندگی است که کلیسا بیشتر نگران نجات روح‌ های تطهیر یافته از جهنم و اعتبار دراز مدت خود کلیساست تا نجات تن کودکان از تجاوزگران جنسی.

پاپ دشمن افراد هم جنسگراست و با همان کینه با آنها برخورد می‌ کند که کلیسا همچنان کینه و دشمنی تاریخیش را برای یهودیان نگاهداشته است. او دشمن زنان است و آنها را هتا از امور رهبانی خود کلیسا هم بازداشته است، انگار که وجود آلت نرینه ابزاری ضروری برای انجام وظایف دینی است. کدام کارفرمایی اجازه دارد برای شغلی که مطلقن به قدرت تنی و سایر ویژگی‌ هایی که گمان می‌ رود تنها مردان آنها را دارند، بستگی ندارد، بر اساس جنسیت، تبعیض قائل شوند ؟

او دشمن حقیقت است؛ با ترویج دروغ‌ های بی‌ پایه‌ ای که کاندوم از ایدز جلوگیری نمی‌ کند، به ویژه در آفریقا.


او دشمن فقیرترین افراد بر کره ی زمین است که آنها را محکم به داشتن خانواده‌ هایی بی‌ رویه می‌ کند که نمی‌ توانند آنها را سیر کنند و آنها را در حاشیه ی فقر ابدی نگاه می‌ دارند، فقری که با ثروت بیدادگرانه ی واتیکان، هم خوانی ندارد. او دشمن دانش است که پژوهش های ارزشمند یاخته های بنیادین را نه بر اساس اخلاقیات، بلکه به خاطر خرافات پیشادانشی، مسدود می‌ کند. و یک نکته ی نه چندان جدی:

"از دید من، راتزینگز دشمن کلیسای ملکه (فاحشه ی بریتانیا، الیزابت چندم) هم هست که اظهارات وقیح سلف خود در مورد کلیسای آنجلیکن را مطلقن پوچ و با تکبر و نخوت، بی‌ نهایت باطلانه تایید کرده است، در حالی که بی‌ شرمانه تلاش می‌ کند حقه‌ بازانه آخوندهای آنجلیکن را به جایگاه دم و دستگاه آخوندی رقت‌ انگیز و در حال زوال خود بکشاند.


و در پایان، شاید به عنوان نگرانی شخصی خودم، او دشمن آموزش است. فراتر از آسیب روان شناسی دراز مدتی که با احساس گناه و ترس، آموزش مذهبی مسیحی را در سراسر جهان مشهور ساخته است، او و کلیسایش رویه ی آموزشی کشنده ای را رواج می‌ دهند که بر اساس آن، شواهد و مدارک کمتر از ایمان، سنت، الهام و قدرت و نفوذ، البته قدرت و نفوذ خودش، در باور داشتن به خدای کزایی و موهوم، قابل اعتماد است.