دم خروس آمریکایی های دمکرات چند بار باید بیرون بزند که برخی از تحلیلگران زردنویس و تلوزیون نشین مزدور، سرشان را دیگر مانند گوسپند بالا و پایین نکنند و دست از کتمان حقیقت بردارند ؟
"هیلاری کلینتون" فاحشه ی دست نشانده ی لندن در حزب ملکه پرست دمکرات آمریکا
اینکه جمهوری اسلامی نه تنها با چراغ سبز آمریکای دمکرات که با هم دستی روسیه ی شوروی و اروپای سوسیالیست و نیز کشورهای اسلامی مصادره شده از سوی "اخوان المسلمین" به قدرت رسید، امری بدیهی است، اما آنچه که ایرانیان از سر بی مطالعگی نمی دانند، شیوه و چگونگی بند وبست های جهانی برای سرنگونی حکومت قانون و پادشاهی مشروطه ی ایران است. هم دستی شومی از ارتجاع سرخ و سیاه که شورش ننگین و ضد ملی ۵۷ را به بار آورد.
نخستین نکته آنست که جمهوری اسلامی از سوی شوروی تحریک می شود تا رایزنی آمریکا در تهران را اشغال نماید. این اقدام جهنمی که صد در صد بر خلاف مصالح و امنیت ملی کشورمان بوده و هست و تا به امروز دودش در چشم ایرانیان می رود تا از آنش به پا شده اش، روسیه همچنان گرم شود، برای نخستین بار از آستین گروهک تروریستی "مجاهدین خلق" بیرون آمد و آن هنگامی بود که شعارهای مرگ بر امپریالیستی این توده ای ها الله پرست خمینی زاده، گوش فلک را پر کرده بود.
دیدار دو غلاده از سرکردگان گروهک تروریستی مجاهدین خلق با دیکتاتور یکم رژیم اسلامی "خمینی حرامزاده"
اما از آنجا که در آن هنگام، مجاهدین هنوز از "خمینی حرامزاده" ماتحت خواری می کردند و قبله ی آخوندیشان به نام "پدر طالقانی" هم هنوز از سوی خمینی و اوباشانش سر به نیست نشده بود، ضمن یورش به رایزنی آمریکا، از آنجا که کمیته چیان خمینی و از راه افرادی همچون "صادق قطب زاده"، از آنها خواسته می شود تا دست از آن رفتار تروریستی بردارند، تاریخ ایران اینگونه رقم می خورد که اشغال رایزنی آمریکا به دست مجاهدین منفور خلق انجام نگیرد.
در پی این رویداد، با ساخت و پاخت هایی که حزب "جمهوری اسلامی" به سرکردگی سه تن از بالاترین هموندان فرقه ی "برادری الله پرستان" یا همان "اخوان المسلمین" با روسیه ی شوروی انجام می دهد، قرار بر این می شود که آیت الله "موسوی خویینی ها" سرکرده ی بیدادگاه رژیم، گروهی از تروریست های چپ را برای یورش و اشغال رایزنی آمریکا گسیل نماید و با ترفندی که پس از آن رونمایی می شود، آن را به خمینی حرامزاده منسوب نمایند.
شورش ۵۷ که به سرکردگی خمینی حرامزاده و عملگی تپاله مغزان چپ خلقی انجام گرفت، یک شورش برنامه ریزی شده ی لندن علیه ایران بود که با مدیریت و برنامه ریزی حزب ملکه پرست دمکرات آمریکا، علیه پادشاهی مشروطه ی ایران صورت گرفت
در واقع آن خمینی ایی که آمریکای دمکرات آن را علم کرده و پرورده و به ایران آورده است و همه ی آنچه که هست را مدیون دمکرات ها و شخص "کارتر" می باشد، پس از آنکه در این کردار انجام شده قرار می گیرد و با ترفندی که حزب جمهوری اسلامی یعنی فرستادن گله های اوباش و رمه های حلقه به گوشش برای تظاهرات در برابر رایزنی اشغال شده ی آمریکا و شعارهایی مبنی بر اینکه خمینی گجستک همراه و همیار آنان است و آنچه که روی داده خواست ملت انقلابی خمینی پرست است، خمینی دجال را فریفته ی قدرت روزافزونش می کنند و او به خواست تحمیل شده ی شوروی و چپ های دمکرات ایرانی که وابسته به شوروی هستند و نه آمریکا، تسلیم می شود.
از این مطلب که بگزریم، آمریکای دمکراتی که از نوچه ی خود رکب خورده، سرانجام پس از ماه ها دیپلماسی و آوردن هیئتی از ملل متحد و پیش نبردن هیچ کاری، بدین نتیجه می رسد که به ایران یورش آورد و گروگان ها را آزاد کند.
این یورش که در ۴۰۰ کیلومتری تهران بازایستانده می شود، نه قدرت خدای موهومی بود که آن را بازایستاند و نه نشان از عرضه ی مشتی تروریست تفنگ ترقه ای به دست بود که جلوی آن را گرفت، بلکه همانا پشتیبانی مستقیم ارتش شوروی از گروگانگیران ولایت فقیه بود که موشک های خود را از افغانستان روانه ی ساز و برگ آمریکایی ها می کنند و تجهیزات آنها را نابود می سازند.
سازمان تروریستی اخوان المسلمین، نهادی اسلامی و لندن پایه است و فاحشه ی بریتانیا ملکه الیزابت چندم، مشغول جهانی سازی اسلام از راه این گروهک تروریستی و انجمن مخفی است. این فرقه در پاکستان، افغانستان و ایران به قدرت رسیده و توانسته مزخرفی به نام جمهوری اسلامی را بنیانگزاری کند
جمهوری اسلامی نیز که از همان آغاز کار، نه تنها آزادی را به ارمغان نیاورده بود، که موجودیتش بدون استقلال و هتا تداومش ضد استقلال ملیست، تا به امروز از سوی دستگاه های اطلاعاتی روسیه و انگل ستان و فرانسه اداره می شود و آمریکای دمکرات همچون سگی تیپا خورده، برای روابط دوباره با ایران، له له می زند.
همان دمکرات ها برای آنکه قدرت نظامی جمهوری اسلامی را بالاتر ببرند، ضمن گرفتن ژست های مخالف رژیم، سه فروند از پیشرفته ترین پهپادهای جهان را دودستی تقدیم رژیم اسلامی می کنند و این داستان که جمهوری اسلامی خود با تلاش نخبگان فرضیش توانسته است آن پرنده های بی سرنشین را تصاحب کند، یاوه و مهملی بیش نیست.
هیچ کس باورش نمی شود که دمکرات ها خود به دست خودشان، پیشرفته ترین پهپادهای نظامی جهان را تحویل جمهوری اسلامی داده باشند !!
"جیمی کارتر" پدر انقلاب اسلامی در ایران و سگ وحشی او آیت الله خمینی حرامزاده
برای این رد گم کنی نیز، رییس جمهور دمکرات و پفیوز آمریکا "حسین اوباما"، با نمایشی مسخره و مضحک، روبروی تلوزیون ظاهر می شود و از سرکردگان ولایت فقیه می خواهد تا آن پهپاد را به آمریکا تحویل دهند تا با این کار، کوچک ترین گمانه زنی نسبت به اینکه کار، کار خودشان است را نیز از بین برده باشد.
دم خروس آمریکای دمکرات تاکنون بارها و بارها بیرون زده و ناکسان هرگز نخواسته اند این واقعیت های مسلم را بپذیرند و با کر کردن گوش مردم از تحویل دادن تحلیل های احمقانه و کودکانه، فضا را آنچنان مه آلود کرده اند که کسی را یارای آن نباشد تا واقعیت های جلوی چشمش را ببیند و روابط و پنهان کاری های نخ نما را درک کند. این نکته جالب توجه است که در همه ی مدتی که جمهوری اسلامی و غرب به اصطلاح با یکدیگر دشمن بوده اند، هم اروپای سویالیست بهترین و گرم ترین روابط را با ولایت فقیه هماهنگ کرده و هم آمریکا دوشادوش ایران، در افغانستان و عراق و سوریه به تار و مار دشمنان مشترک مشغول شده اند !!
دانلد ترامپ ۴۵ اُمین رییس جمهور ایالات متحده است !! تقریبن هیچ کس هتا فکرش را هم نمی کرد که او به عنوان یک رقیب از لحاظ سیاسی ناشناخته بتواند بر ماده گرگ پیر هیلاری کلینتون پیروز شود، آن هم یک پیروزی نه با احتساب بیشترین آرای مردمی بلکه با قدرت و نفوذ بالای آرای بیشتر الکترال؛ و این بدین معنی است که نخبگان سیاسی (نمایندگان کنگره و مجلس نمایندگان) ترجیح دادند که ترامپ رییس جمهور آینده ی این کشور شود و این یعنی گزینش غیر مستقیم رییس جمهور با اختیاری که قانونن از سوی مردم به نمایندگان داده می شود و این در در حالیست که در رای گیری ایی که مردم مستقیمن در آن نقش داشتند، هیلاری کلینتون با گرد آوردن بیش از سه ملیون رای بیشتر، از ترامپ پیشی گرفته بود.
فرتور اعلا حضرت شاهنشاه ایران بر روی دیوار پشت سر دانلد ترامپ به هنگام سخنرانی وی
انتخابات در آمریکا از راه رای غیر مستقیم مردم انجام می گیرد اما مردم هر ایالت به نامزد مورد نظر خود رای می دهند؛ هر کسی که برنده ی بیشینه ی آرا در آن ایالت شود، شمار آرای انتخاباتی آن ایالت را از آن خود می کند و هر کسی که تا ۲۷۰ رای انتخاباتی به دست آورد رییس جمهور آمریکا قلمداد خواهد شد.
این جستار اما به سیاست زدگی روزمره نخواهد پرداخت و تلاش دارد تا از چشم اندازی دیگر به موضوع نگاه کند.
هیلاری کلینتون اکنون چند سالی است که با رسوایی های سیاسی و اقتصادی گوناگون روبرو است و ویکی لیکس توانست او را به چالشی اساسی بکشد. وی در دفاع از خود، ۵۰۵۴۷ رویه از رایانشانی های (Emails) خود را به وزارت امور خارجه تسلیم کرد تا مورد تفحص قرار گیرد؛ با این حال این اقدامات جهت رد گم کردن و به منظور توجیه اقدام غیر قانونی وی در دو مورد کلان بود:
- استفاده از رایانشانی شخصی به منظور فرستادن مطالب و اسناد محرمانه و فوق محرمانه.
- درونمایه ی نامه ها.
اما درباره ی هیلاری، نکات بسیار تاریک بیشتری وجود دارد که به تبار خونی و همه ی زندگی او و خانواده اش بازمی گردد.
در پی زنجیره افشاگری های پژوهشگر و نویسنده ی “تئوری توطئه” جناب دیوید آیک، هیلاری کلینتون به عنوان یک اهریمن پرست با جایگاهی بسیار بالاتر از شوهرش معرفی می شود. این افشاگری ها از سوی بانویی با نام “آریزونا ویلدر” انجام می شود که پرده از حضور هیلاری در مراسم و آیین های اهریمن پرستی برمی دارد. به گفته ی این بانو، بیل کلینتون مهار ذهنی شده است و هیلاری به او رسیدگی می کند. آریزونا همچنین گزارش می دهد که “خزندگان، خاکستری ها و دورگه های انسان - خزنده” را در بسیاری از اماکن زیرزمینی از جمله “منطقه ی بدنام ۵۱ در نوادا” دیده است.
در بخش دیگری از افشاگری هایش علیه خانواده ی کلینتون، آریزونا ویلدر می گوید:
“بیل کلینتون و معاونش ال گور (Al Gore)، یک جفت کامل به حساب می آمدند. دو اهریمن پرست پیشین از گروه هایی متفاوت گفته بودند که ال گور به نوشیدن خون معتاد است. این چیز معناداری است چون آریزونا ویلدر، ایزد بانوی مادر برادری که از دستشان گریخت، به من گفت چگونه ال گور را در حالی که به یک خزنده دگرش شکل می داده در آیین های قربانی انسان دیده است. بسیاری از هموندان اهریمن پرست دچار چنین اعتیادی به ادرنالکروم (Adrenalchrome) هستند که درست پیش از اینکه فرد قربانی شود، در خون ترشح می شود.
ترامپ اما، به مانند دو رییس جمهور پیشین و انقلابی این کشور یعنی آبراهام لینکلن و کندی، از سوی بسیاری از جریان ها و نهادها و قشرهایی در هازمان مورد اقبال قرار نگرفته است؛ هر چند وی نیز همچون لینکلن از حزب جمهوری خواه است و با شعارهای انتخاباتی “تحول بزرگ برای آمریکا” و “بیایید آمریکا را دوباره بزرگ کنیم” به میدان مبارزه آمد.
ترامپ با ریشه های نژادی اسکاتلندی - ایرلندی خود (بریتانیایی)، اکنون رییس جمهوری است که با دستاوردهای دولت اوباما از جمله “بیمه های درمانی همگانی” و “برجام” بیشترین مشکل را پیدا کرده است. ترامپ از لحاظ باور دینی نیز، از فرقه ای از مسیحیت سرچشمه می گیرد که در خود جنبش پروتستان نیز اصلاحاتی را به وجود آوردند و در رابطه با دین، با نگاهی اجتماعی و عملگرا با آن برخورد می کنند.
بوته ی سوزان، نماد فرقه ی مسیحی "مشایخی پروتستان" که باور دینی ترامپ نیز هست
ترامپ مهمان ناخوانده ای برای همه نبود، بلکه بر سر گرفتن قدرت اجرایی و فرماندهی کل نیروهای مسلح آمریکا، میان دو گروه مخفی که خود را در پس صورتک های دمکرات و جمهوری خواه پنهان کرده اند، جنگی چند دهه ای وجود داشت و هر یک برای خود از پیش، رییس جمهور آینده ی آمریکا را تعیین کرده و آن را به رسم آمریکایی ها، در قالب فیلم و سریال و... به مردم القا کرده بودند.
در جریان بیان این "آینده ی برنامه ریزی شده" از سوی این گروه های مخفی دست اندرکار رسانه ها، می توان به تلاش طیف دمکرات به منظور معرفی ۴۵ اُمین رییس جمهور زن ایالات متحده در فیلم سریالی ۲۴ اشاره کرده که در این فیلم، این رییس جمهور زن آمریکایی با “حسن” رییس جمهوری رژیم ولایت فقیه بر سر برجام مذاکره می کند و هتا شمار دقیق سانتریفیوژهایی که باید از رده خارج شوند را نیز ذکر می کند:
در بخشی از این فیلم در فصل هشتم فیلم سریالی ۲۴ که ۱۰ سال پیشتر از آن از تلوزیون در آمریکا پخش شده است، رییس جمهوری آمریکا در این بخش از فیلم فردی است با نام "تیلور". شاید بتوان نام وی را با شخصیت معاونش در فیلم مرتبط کرد که "از قضا" چهره ای شبیه به "رکس تیلرسون" وزیر امور خارجه ی کنونی ایالات متحده دارد. این در حالیست که او به عنوان وزیر امور خارجه ی آمریکا، کفیل ریاست جمهوری نیز هست. بر اساس اصل دوم قانون اساسی ایالات متحده، بخش ۱، عبارت ۶ و همچنین متمم ۲۵ اُم قانون اساسی آمریکا، وی می تواند رییس جمهور آینده ی این کشور به جای دانلد ترامپ شود:
"وظایف و اختیارات رییس جمهور در صورت "برکناری، مرگ، کناره گیری یا ناتوانی از انجام آنها"، رییس جمهور نیز معاون خود، مقام مسئولیت را به عنوان کفیل ریاست جمهوری تعیین می نماید و مقام مزبور بر اساس مقررات، تا زمان رفع ناتوانی یا انتخاب رییس جمهور تازه، به عنوان رییس جمهور انجام وظیفه می نماید".
متمم ۲۵ اُم قانون اساسی ایالات متحده ی آمریکا، به صراحت بیان می دارد که در صورت "مرگ، برکناری یا استعفای رییس جمهور"، معاون او رییس جمهور می شود و همچنین رویه ای برای پر کردن منصب خالی معاونت رییس جمهور نیز معین می نماید.
معاون رییس جمهور و وزیر امور خارجه ی ایالات متحده در فیلم سریالی ۲۴
رکس تیلرسون وزیر امور خارجه و کفیل ریاست جمهوری ایالات متحده
در این فیلم هتا رییس جمهور رژیم هم با برادر خود در هنگام مذاکره با آمریکایی ها حضور دارد و در این راستا به دو نکته باید اشاره کنم:
- رییس جمهور رژیم به همراه برادر خود با نام "فرهاد" حضور دارد و برادر حسن روحانی نیز در هنگام مذاکره با هیئت ۵+۱ حضور داشت و نام او بسیار شبیه نام فرهاد بود: "فریدون" !!
-در این فیلم، مذاکرات در سالنی متعلق به ملل متحد برگزار می شوند و مهور گفتگو بر سر بازرسی آمریکایی ها از مراکز اتمی رژیم، کاهش ۶۰۰۰ سانتریفیوژ و همچنین "ابراز خصوصی" رییس جمهور رژیم به منظور "به رسمیت شناختن کشور اسراییل" در کنار "به رسمیت شناختن تشکیل کشور مستقل فلستینی" در دیدار با رییس جمهور آمریکا می باشد.
باید در اینجا به این نکته اشاره کنم که رسوایی آخوند حسن روحانی در پی مذاکره با نماینده ی اسراییل در سال ۶۵، از سوی دادگاهی در جمهوری اسلامی نیز مورد تایید قرار گرفته است. این جستار را از تارنمای حکومتی رجانیوز در اینجا بخوانید.
در همین راستا، برادری مخفی دیگری که خواستار به قدرت رساندن ترامپ است، در زنجیره برنامه های کارتنی “خانواده ی سیمپسون”، آشکارا به معرفی ترامپ به عنوان رییس جمهور آینده ی این کشور می پردازد، آن هم در ۱۵ سال پیش از آن:
بخشی از سریال کارتنی خانواده ی سیمپسون (Simpsons) که در آن به آشکارا دانلد ترامپ به عنوان رییس جمهور این کشور معرفی می شود. این کارتن ۱۵ پیشتر از تلوزیون پخش شده است
اکنون این جنگ با پیروزی جمهوری خواهان، نه پایان که آغاز شده است. دمکرات ها تحمل نخواهند کرد که ترامپ همچنان بر سر قدرت باقی بماند و همه ی تلاش های رسانه ای، تبلیغاتی و ... خود را انجام خواهند داد تا او را از ریاست جمهوری آمریکا سرنگون کنند. در این میانه، جمهوری اسلامی به دنبال بقای ضحاک گونه ی خودش است. اپوزوسیون ایران به فرماندهی شاهزاده ی عزیز میهن، به خوبی به جهت رویارویی با رژیم خونریز ولایت فقیه با نهاد ریاست جمهوری آمریکا ارتباط موثر و خوب برقرار کرده است. همچنین ترامپ با اشاره به تمدن ایرانی و ضمن ایراد نخستین سخنرانی خود در حالی که فرتور اعلا حضرت محمد رضا شاه فقید بر روی دیوار پشت سر وی قرار داشت، حکایت از مواضع همسو با اپوزوسیون ایرانی دارد.
ترامپ برای ایران یک فرصت است تا ایران نهادهای حقوق بشری و ملی خود را تقویت و رویکرد ضد استکباری اسلامی به سرکردگی آخوندهای دست نشانده ی انگل ستان را به چالش عملی بکشد تا وهم بقای رژیم به بهانه ی اتکا به اروپا، روسیه و چین، یک بار برای همیشه از هم بپاشد.
ترامپ تنها فردی در یکی از بزرگ ترین جایگاه های تصمیم گیری زمین است که هم نسبت به “جهانی سازی اسلام” و “اسلام هراسی” مواضع خوب و درستی دارد و به خوبی درد و بیماری گسترش سرطان اسلام را متوجه است - و البته به همین دلیل و دلایل دیگر، از سوی مخالفان به عنوان دیوانه خطاب می شود - و هم مرد اقدام عملی علیه بحران های امنیتی از سوی رژیم استبدادی آخوندی و کره ی شمالی غارتگر و سرکوبگر مردم خود می باشد.
دولت ایالات متحده به شوند انجام شمار فراوانی آزمایش های غیر انسانی، دهشتناک، شرم آور و دیوانه وار بر روی انسان ها بدون خرسندی و معمولن بدون آگاهیشان، مرتکب جنایت علیه بشریت شده است. اینها مجموعه ای از ۱۳ شرورترین کارهای وحشت آور و خزنده ی این کشور است که تاکنون بر روی انسان ها آزموده شده است.دیوانگان تئوری توتئه به خاطر اشاره هایی که بدین موارد کرده اند، شناخته شده هستند اما، یک بار که پیرامون آزمایش ددمنشانه ی این رژیم بخوانید، شما نیز بدان باور خواهید کرد.
آیا دولت ایالات متحده واقعن شهروندان خودش را با آبله فرنگی (Syphilis) آلوده کرد و بدانها نگفت ؟ البته که کرد. آیا سازمان های دولتی سلاح هایی اتمی را آزمایش می کنند که شوند ایجاد باران پرتوزا (Radio Active) روی آبخست های (جزیره های) بسیاری در اقیانوس آرام شده است ؟ اوه بله. و آیا مقام های مسئول ایالات متحده از بازرسی پیرامون پزشکان فاسدی چشم پوشی کرده است که به روشنی داشتند افراد در پژوهش شدن را شکنجه می کردند ؟ سیاهه ی زیر را بخوانید تا به واقعیت امر این موضوعات پی ببرید.
۱. مهار ذهنی، آزار کودکان، پروژه ی مک آلترا (MKULTRA) و زیر پروژه ی ۶۸
این مورد یک کابوس است. پزشکی به نام دانلد ایون کمرون (Donald Ewen Cameron) از سوی سیا مسئول پروژه ی مک آلترا برای زیرپروژه ی ۶۸ بود که همچنین به عنوان آزمایش هایی مطرح بود که به عنوان مواد روان گردان نیز شناخته می شود. هدف نهایی این پروژه بررسی روش هایی بود که بر روی ذهن اثر گزاشته و آن را مهار می کنند تا داده ها را از ذهنی که مقاومت به خرج می دهد بیرون بکشند.
برای انجام این کار، این پزشک بیماران را در بیمارستان خود به نام بنیاد یادواره ی الن (Allen Memorial Institute) در مونترآل می پذیرفت (که بیشتر برای مواردی همچون افسردگی دو قطبی و اختلالات نگرانی و دلواپسی است) و بر روی آنها "روند درمان" را آغاز می کرد. درمانی که آنها دریافت می کردند، زندگی دگرنده و ترسناک بود.
در میان سال های ۱۹۵۷ تا ۱۹۶۴، به کمرون پول پرداخت شده بود تا شوک درمانی را برای ۳۰ تا ۴۰ بار با توان عادی مدیریت کند. او در پایان بیماران را برای ماه ها در اغمایی ناشی از مواد تزریقی قرار می داد و برای آنها نوارهایی از اظهارات ساده یا سر و صداهای خشدار تکراری را بارها و بارها پخش می کرد. قربانیان فراموش می کردند چگونه سخن بگویند، پدر و مادر خود را فراموش می کردند و از بی خوابی های جدی رنج می بردند. همه ی این موارد بر روی شهروندان کانادایی انجام گرفت، زیرا سیا مایل به خطر کردن انجام چنین آزمایش هایی در آمریکا نبود.
به منظور تضمین پولی پروژه، کمرون در طرحی کلی این آزمایش ها را بر روی کودکانی که پذیرش شده بودند انجام داد و در یک موقعیت از کودکی فیلم برداری کرده بود که در حال انجام رابطه ی جنسی با مقام های بلند پایه ی دولتی بود. او و دیگر افسران مک آلترا با تهدید مقام های رسمی، پشتیبانی و تامین پولی پروژه ی شان را تضمین کردند.
۲. گاز خردل در اتاق های غیر اختیاری بر روی سربازان آزمایش شد
یک آزمایش سلاح زیستی در دهه ی ۱۹۴۰ شدت گرفت. مقام های رسمی آغاز به انجام آزمایش واکنش و پس زدنش بر روی خود ارتش کزدند. به منظور مهک میزان کارایی چندین سلاح زیستی، دانسته شده است که مقام های رسمی گاز خردل و برخی دیگر از سلاح ها همچون مواد سوزاننده ی پوست و ویرانگر شش همچون لوییزیت (Lewisite) را بر روی سربازان قربانی افشانه کرده اند، بدون اینکه آنها از این موارد آگاه بوده باشند یا خرسندی خود را اعلام کرده باشند. این موارد در صورت تماس با پوست، شوند ایجاد درد شدید، خارش و تورمی می شد که یادآور مواد سوزاننده ی شیمیایی است.
آنها همچنین کارایی ماسک های گاز و رخت های محافظ را اینگونه مورد آزمایش قرار دادند که سربازان را در اتاق گاز زندانی می کردند و آنها را در معرض گاز خردل و لوییزیت قرار می دادند و با این کار اتاق های گاز آلمان نازی را به ریشخند می گرفتند.
همچنین شایع شده بود که به همراه سربازان، بیمارانی در بیمارستان های ویکتوریا و آلبرت (.VA Hosp) برای آزمایش های پزشکی درگیر مواد شیمیایی سلاح های زیستی، به عنوان خوک های گینه ای مورد بهره برداری منفی قرار گرفته اند، اما پیدا گشت که همه ی این آزمایش ها "مشاهده ی ملاحظاتی" هستند تا شک و بدبینی ها را از خود دور کند.
۳. ایالات متحده به هیولایی مصونیت می بخشد که جراحی های غیر داوطلبانه را انجام می دهد
دکتر شیرو ایشی ایی (Shiro Ishii) به عنوان فرنشین یگان بدنام ۷۳۱ ژاپن (یگان توسعه و پژوهش سلاح های جنگی مخفی شیمیایی و زیستی ارتش شاهنشاهی ژاپن در خلال جنگ دوم جهانی)، در خلال جنگ دوم ژاپن و چین و جنگ جهانی دوم، آزمایش های خشونت باری را بر روی ده ها هزار تن انسان انجام داد.
ایشی ایی مسئول آزمودن فنون کالبد شکافی بر روی موجودات زنده بدون هیچ گونه مواد بی هوش کننده بر زندانیان بود. کالبد شکافی موجودات زنده (Vivesection) انجام جراحی آزمایشی بر روی جانداران زنده است (به همراه دستگاه عصبی مرکزی) و به قصد علمی آنچه درون تن است را مورد آزمایش قرار می داد. از این رو اساسن او جراحی های غیر ضروری را به زندانیان تحمیل می کرد و تن آنها را می شکافت و آنها را زنده نگاه می داشت و هیچ گونه مواد بی هوشی به کار نمی برد.
در خلال این آزمایش ها، او زنان باردار را مجبور می کرد تا بچه هایشان را سقط کنند. او همچنین زندانیانش را در معرض دگرش در شرایط و موقعیت های جسمی روانی (Physiologic) از جمله سکته ی مغزی، سکته ی قلبی، یخ زدگی بافت در اثر سرما و اوپاگرمایی (Hypothermia) قرار می داد؛ ایشی ایی این افراد را به عنوان "کارنامه" تلقی می کرد.
با شکست هتمی ژاپن در ۱۹۴۵، این کشور یکپارچگی مجتمع ۷۳۱ را به هم زد و ایشی ایی دستور داد تا همه ی "گزارش های" باقی مانده را از بین ببرند. چندان زمانی نه خیلی زود، ایشی ایی دستگیر شد. سپس ژنرال ارجمند داگلاس مک آرتور (Douglas McArthur) بنا به گفته ای با ایشی ایی معامله ای کرد که اگر ایالات متحده به ایشی ایی نسبت به جنایت هایش مصونیت دهد، او باید همه ی داده های اصلی جنگی که بر بنیان آزمایش های انسانی را به آنها تحویل دهد. از اینرو، ایشی ایی با جنایت های مرتکب شده اش رها شد، زیرا ایالات متحده به نتیجه های پژوهش هایش آویژه (علاقه) نشان داده بود.
در حالی که دولت آمریکا مستقیمن مسدول این کارها نبود، اما قطعن نشان داد که این رویه چیزی بیشتر از تمایل برای چشم پوشی نسبت به شکنجه ی انسانی به منظور پیشبرد سلاح های زیستی است که می تواند به مراتب انسان های بیشتری را به کام مرگ بکشاند.
۴. افشاندن مواد شیمیایی مرگبار بر شهرهای آمریکا
ایالات متحده یک بار دیگر نشان داد که همیشه مایل است تا بدترین راه حل ها را در وهله ی نخست به کار برد، یعنی استفاده از زور ارتش. حکومت مرکزی آمریکا دسته ای از همانند سازی های جنگی سلاح های زیستی را بر شهرهای آمریکا انجام داد تا ببیند که آثار این مواد چگونه در یک یورش شیمیایی واقعی نقش بازی خواهند کرد. آنها یورش های هوایی / دریایی زیر را سازماندهی کردند:
- سیا با استفاده از قایق هایی ویروس سیاه سرفه را در خور تامپا (Tampa Bay) تخلیه کرد و نیز شوند ایجاد همه گیری سیاه سرفه شد که در نتیجه ی آن ۱۲ تن جان باختند.
- نیروی دریایی مواد میکروبی بیماری زا را در سان فرانسیسکو پراکند که در پی آن، شهروندان بسیاری سینه پهلو گرفتند.
- ارتش ملیون ها پشه را در ساوانا در ایالت جورجیا (GA) و بوستان آوون در ایالت فلوریدا پراکند، به امید آنکه تب زرد و تب دنگو را منتشر سازند. این انبوه میکروبی مردم را در تقلای نجات از این تب ها انداخت، افزون بر اینکه دچار حصبه، مشکلات تنفسی و بدتر از همه نازایی کودکان نیز شدند.
- هتا بدتر از همه این بود که پس از انبوه میکروبی، ارتش در نقش کارکنان تندرستی همگانی ظاهر شد. تمایل پنهانشان در همه ی این مدت که داشتند به قربانیان امداد رسانی می کردند این بود تا آثار دراز مدت همه ی بیماری هایی که مردم از آنها رنج می بردند را مطالعه کرده و جدول نویسی کنند.
۵. ایالات متحده مردم گواتمالا را با عفونت های پراکنده شده ی مسری جنسی (STDS) آلوده می کند
در دهه ی ۱۹۴۰، ایالات متحده تصمیم گرفت تا با پنی سیلین به عنوان درمان قطعی آبله فرنگی، کارایی آن را بر روی شهروندان گواتمالایی بیازماید. برای انجام این کار، آنها از روسپیان آلوده بهره بردند و بدانها اجازه دادند تا در میان زندانیان، بیماران پناهجو و سربازان از همه جا بی خبر هرزگی کنند. هنگامی که پراکنش بیماری از راه روسپیان آنگونه که امید بسته بودند درست کار نکرد، آنها روش مایه کوبی را برگزیدند.
پژوهشگران باکتری آبله فرنگی را به آلت جنسی، چهره و بازوان مردان منتقل کردند. در برخی از موارد، آنها هتا مردان را از راه سوراخ نخاعی نیز مایه کوبی کردند. پس از آنکه همه ی عفونت ها منتقل شدند، پژوهشگران سپس به بیشتر افراد درمان رسانی کردند، هر چند شمار بسیاری به اندازه ی ۱/۳ آنان را بدون درمان رها کردند، چرا که این تمایل مطالعه در وهله ی نخست بود.
در ۱ اُم اکتبر ۲۰۱۰، هیلاری کلینتون به خاطر این رویدادها پوزش خواهی کرد و پژوهش تازه ای ادامه یافت تا ببینند که آیا هیچ آلوده شده ی دیگر مبتلا به آبله فرنگی هنوز زنده است یا نه. از آنجا که افراد بسیاری هرگز پنی سیلین دریافت نکردند، ممکن و محتمل است که کسی آن را به نسل های پسین منتقل کرده باشد.
۶. آزمایش های پنهان انسانی به منظور آزمودن آثار بمب اتمی
دانشمندان ایالات متحده در حالی که در تلاش برای تهیه و مهار قدرت بمب اتمی آزمایش می کردند، به شکلی مخفیانه نیز آثار بمب بر روی انسان ها را نیز می آزمودند. در خلال پروژه ی منهتن که به ساخت بمب اتمی منجر شد و هیروشیما و ناگازاکی را ویران کرد، دانشمندان آمریکایی با تزریق پلوتونیوم به ۱۸ بیمار از همه جا بی خبر و ناخرسند، متوسل به آزمایش پنهانی بر روی انسان ها شدند.
این رویه شامل تزریق ریزذره های پلوتونیوم به سربازان برای پروژه ی زنجیره نوک برآمدگی بلوت (Oak Ridge) به همراه تزریق پسینی سه بیمار در بیمارستان واشنگتن شد. تصور کنید شما بیماری پذیرش شده هستید و بی کمک روی تخت بیمارستان افتاده اید و هنگامی که می پندارید هیچ مشکلی وجود ندارد، دولت سر و کله اش پیدا می شود و پلوتونیوم جنگی را در خونتان وارد می کند. از میان ۱۸ بیمار که در آن هنگام تنها از روی نام رمزها و شماره هایشان شناخته می شدند، تنها ۵ تن بیش از ۲۰ سال دیگر پس از تزریق پلوتونیوم زنده ماندند.
پژوهشگران به همراه پلوتونیوم یک سرگرمی دیگر به نام اورانیوم هم بدان افزوده بودند. در بیمارستانی در ماساچوستس میان سال های ۱۹۴۶ تا ۱۹۴۷، پزشک ویلیام سوییت (William Sweet) به ۱۱ بیمار اورانیوم تزریق کرد. پشتیبانی پولی وی از سوی پروژه ی منهتن تامین می شد. و در عوض اورانیومی که او از دولت دریافت می کرد، بافت های مرده ی در معرض اورانیوم قرار گرفته ی تن مردمی که برای تجزیه تحلیل علمی برداشته بود را نگاه می داشت.
۷. تزریق عامل نارنجی به زندانیان
هشدار
ویدیوی زیر می تواند آزار دهنده باشد، اما واقعیتی است از آنچه آمریکایی ها به عنوان سلاح زیستی در خلال ویتنام استفاده کردند و آنچه که ما آمریکایی ها برای مقاصد علمی، داوطلبانه به افراد انسانی تزریق کردیم... آن هم با کمک شرکت بسیار معروف آمریکایی.
هنگامی که دکتر آلبرت کلیگمن (Albert Kligman) پشتیبانی پولی را از سوی تولید کننده ی عامل نارنجی یعنی شرکت شیمیایی داو (Dow) از ارتش آمریکا و شرکت جانسون و جانسون (Johnson & Johnson) دریافت کرد، وی در آنچه از زندانیان به عنوان "پژوهش بر روی پوست" تلقی می شد، از زندانیان بهره برداری کرد. سیمای (جنبه ی) ارتباط پژوهشی آن نسبت به پوست، مهک زدن فراورده ای به نام عامل نارنجی و تاثیرهایش بر روی پوست بود. برای آثار عامل نارنجی که در خلال جنگ بر روی ویتنامی ها عارض شده بود، خواهشمندم روی این پیوند فشار دهید. (هشدار: فرتورهای موجود در این مقاله ممکن است به شدت آزار دهنده باشند، چرا که شامل دگردیسی شکل انسان از جمله نوزادان می شود)
نیازی نیست که درباره ی تزریق یا در معرض گزاری دای اکسیدین (Dioxidin) گفته شود که فرای چیزی هیولایی است که کسی داوطلبانه آن را نسبت به کس دیگری انجام دهد، اما کلیگمن دای اکسیدین (یک ترکیب اصلی عامل نارنجی) را به زندانیان تزریق کرد تا آثارش را مطالعه کند. آنچه که روی داد این بود که فوران کلوراکنی (یک گونه بیماری پوستی از آکنه های شدید که در اثر تماس با مواد شیمیایی کلردار روی می دهد. -مترجم - Chloracne) در زندانیان توسعه یافت که بر روی چانه ها، پشت گوش ها، زیر بغل ها و کشاله ی ران ها، بله کشاله ی ران ها گسترش می یابد (همه ی این مواد از دبیرستان با جوش های سرسیاه و کسیت ها و جوش های چرک دار ترکیب شده بود که به مانند تصویری است که در سمت چپ نمایش داده شده است).
شایع شده بود که کلیگمن ۴۶۸ برابر آن میزانی که به او اجازه داده شده بود، تزریق کرده است. مدارک مستند تاثیرات آن با زرنگی پخش نشده است.
هنگامی که کلیگمن به آزمایش مواد شیمیایی (آنجور که آنها آن را می خوانند) به منظور "یادگیری اینکه پوست چگونه از خودش در برابر یورش کلری از مواد شیمیایی سمی پدافند می کند، یعنی همان به اصطلاح فرایند سفت شدن"، ادامه داد و فراورده های بسیاری را مورد آزمایش قرار داد که تاثیراتشان در آن هنگام نادانسته بودند، ارتش در آن همکاری داشت و بر آن نظارت می کرد، اما با این تمایل که آن را بفهمد و کشف کند.
در خلال این پیشرفت ها، گزارش شد که کلیگمن گفته است "همه ی آنچه که من پیش از خودم دیدم همگی جریب جریب از پوست بود... مانند کشاورزی بودم که زمینی بارور را برای نخستین بار می دیدم". با استفاده از این قیاس، آسان است که دیده شود او چگونه می توانست یک راست افراد انسانی را بدون یک ذره همدردی شخم بزند.
۸. عملیات گیره ی کاغذ
در پی جنگ جهانی دوم، دولت ایالات متحده پنهانی عملیات گیره ی کاغذ را بنیان نهاد که برنامه ای بود از دفتر خدمات راهبردی (OSS) که در آن ۱۵۰۰ دانشمند آلمانی، شگردگر (Technician) و مهندسان از آلمان نازی و دیگر کشورهای بیگانه جهت استخدام به ایالات متحده ی آمریکا آورده شدند.
آنها تا حدودی این کار را برای دور نگاهداری تخصص و دانش علمی آلمانی از دست اتحادیه ی شوروی و پادشاهی متحده انجام دادند و برای این نیز بود تا آلمان پساجنگ را از توسعه ی قابلیت های پژوهشی نظامیش دور نگاه دارند. دولت ایالات متحده دانشمندان در ارتباط با نازی را "پاک کاری کرد" و هر گونه سند یا گزارشی که آنان را با حزب نازی مرتبط می کرد، نابود ساخت.
این عملیات تخیله سازی، ۱۸۰۰ شگردگر و دانشمند را به همراه ۳۷۰۰ هموند خانواده ی شان را به تور ایالات متحده انداخت. هر کسی که مهارت یا دانش ویژه ای داشت بازداشت شد و به مراکز بازجویی برده شد تا نگهداری شود و مورد بازجویی قرار گیرد و این کار گاهی برای ماه ها به درازا می کشید. برخی از آنها سپس به دهکده هایی بدون امکانات پژوهشی یا کاری برده شدند و مجبور گشتند تا هفته ای دو بار به ستاد شهربانی گزارش دهند تا با این کار از ترک آنان جلوگیری شود. رهنمودی از ستاد مشترک ارتش اظهار کرد که دانشمندان باید تنها "پس از آنکه بنگاه های آویژه مند از این خرسند بودند که همه ی داده های امنیتی و اطلاعاتی مورد تمایل از آنان به دست آمده است"، آزاد شوند.
۹. آلوده کردن پورتو ریکو با سرطان
در ۱۹۳۱، دکتر کورنلیوس رودز (Cornelius Rhods) از سوی بنیاد راکفلر کفالت مالی شد تا آزمایش هایی را در پورتو ریکو انجام دهد. او شهروندان پورتو ریکو را احتمالن به منظور مطالعه ی اثرهایش با یاخته های سرطانی آلوده کرد. سیزده تن از مردم مردند. آنچه که بیش از همه برجسته و زننده است، اینست که پایه ی اتهاماتی که بنا به گفته ای نوشته ی اوست، بدین شرح است:
"پورتو ریکویی ها (Sic) پلشت ترین، تنبل ترین، دزدترین و فاسد ترین نژاد انسانی هستند که تاکنون روی زمین زیسته است... من همه ی تلاشم را کرده ام تا فرایندی از آزمایش ها را با کشتن هشت تن از آنان به پیش ببرم و سرطان را به چندین تن دیگر فرابکارم (فراکاشتن = Transplanting)... همه ی پزشکان از آزار و شکنجه ی افراد بدبخت لذت می برند".
فردی که به دید می رسد در کشتار پورتو ریکو از راه یک یورش سرطانی به انحراف کشیده شده است، به دید نمی رسد که نامزد مناسبی برای ایالات متحده باشد تا مسئول پروژه های سلاح های شیمیایی شود و در هیئت انرژی اتمی ایالات متحده جایگاهی پیدا کند، درست است ؟!
اما این دقیقن همان چیزی است که روی می دهد. او همچنین تبدیل به معاون فرنشین انجمن سرطان آمریکا می شود. هر سند بهت آوری که در خلال دوره ی جنگ شیمیایی او روی داده است، احتمالن باید تاکنون نابود شده باشد.
۱۰. پنتاگون با مواد پرتوزای قوی بیماران سرطانی سیاه پوست را تیمار می کند
در دهه ی ۱۹۶۰، وزارت دفاع دسته ای از آزمایش های پرتوافکنی را بر روی بیماران سرطانی سیاه پوست و ناخرسند از این کار انجام داد. بدانها گفته شده بود که در حال دریافت درمان هستند، اما به آنها گفته نشده بود که گونه ای درمان از جنس "پنتاگون" است: یعنی اینکه مطالعه ی آثار پرتودهی سطح بالا بر روی تن انسان. برای پرهیز از طرح خواسته در دادگاه، برگه هایی امضا شده از آنها به دست آوردند و بدین ترتیب، بیماران هیچ راهی نداشتند تا از دولت شکایت کنند.
در موردی همانند، پزشک اویگن سانگر (Eugene Saenger) از بنگاه پشتیبانی پدافند اتمی (نام قشنگی است !!) پشتیبانی پولی دریافت کرد و همان فرایند را بر روی همان گونه از بیماران انجام داد. آمریکایی های آفریقایی تبار همان میزان پرتو یعنی ۷۵۰۰ پرتو ایکس در سینه ی خود دریافت کردند که شوند ایجاد درد شدید، بالا آوردن و خونریزی از بینی و گوش هایشان شد. دست کم ۲۰ تن از آنان مردند.
۱۱. عملیات اوج نیمه شب (Midnight Climaz)
در اینجا آزمایشی از دولت وجود دارد که هنگامی که آن را در گوگل جستجو می کنید، نتیجه هایی با تصویری کاملن متفاوت از نتیجه های شبکه ی ارتباطی دارد. عملیات اوج نیمه شب خانه های امنی در نیویورک و سان فرانسیسکو را دربرمی گرفت که برای دلیل یگانه و جهت مطالعه ی آثار LSD بر روی افرادی ساخته شده بودند که نسبت به این کار خرسندی نداشتند.
اما به منظور فریب افراد در آنجا، سیا این خانه های امن را - منتظرش باشید - روسپی خانه کرد. روسپیانی که در سیاهه ی دریافت پول سیا قرار داشتند (بله، این امر روی داده است)، "مشتریان" را برای بازگشت به خانه ها فریب می دادند و به جای آنکه با آنها رابطه ی جنسی برقرار کنند، به آنها مقادیری از موادی می دادند که مشهورترین نامشان LSD است. این مورد همچنین استفاده ی بیش از اندازه ی شاهدانه (Marijuana) را به همراه داشت.
آزمایش ها در پشت آیینه ای دو سویه انجام و دیده بانی می شود، چیزی مانند یک نمایش بیمار گونه که از سوراخی دید زده می شود.
بیش از این، گفته شده است مقام های مسئولی که این آزمایش ها را اداره کرده اند، آنها را "خوش و خوش و خوش خوانده اند. یک پسر آمریکایی اصیل کجا می توانست با فرمان و دستور رسمی تمامن بالاترین جایگاه موجود، دروغ بگوید، بکشد، خیانت کند، دزدی کندف تجاوز جنسی نماید و مرتکب غارت شود ؟" ترسناک ترین بخش آن این بود که تصویری است از دادن دوزهایی از مواد به بزرگسالان ناخرسند به این کار، که احتمالن نمی توانستند آثار آن را بدانند.
۱۲. باران مواد پرتوزا بر سرزمین های از همه جا بی خبر اقیانوس آرام
پس از فرود آوردن جهنم بر روی هیروشیما و ناگازاکی، ایالات متحده چندین بمب اتمی گرمایی را در پاسخ به افزایش فعالیت بمبی شوروی در اقیانوس آرام (Pacific) مورد آزمایش قرار داد. آنها مایل بودند تا این کار مخفی بماند. البته این راز خیلی خوب پاییده نشد.
"کاخ آفرین" (Castle Bravo) که در ۱۹۵۴ در بیکینی اتول (Bikini Atol) در آبخست های مارشال منفجر شد، قدرتمند ترین سلاحی اتمی ایی بود که ایالات متحده تاکنون تدارک دیده است. آنچه که آنها انتظارش را نداشتند، بارش باران مواد پرتوزایی بود که در پی انفجار سهون بر خلاف جهت وزش باد به سوی اقامتگاه هایی در دیگر آبخست های همسایه روی داد. رنج مردم شامل ناهنجاری های زایشی و بیماری های ناشی از پرتودهی بود. آثار آن بزرگ تر از آن چیزی بود که سال ها پس از آن احساس شد، یعنی هنگامی که کودکان بسیاری که پدر و مادرهایشان در معرض بارش مواد پرتوزا قرار گرفته بودند، دچار سرطان تیرویید و نئوپلاسم (Neoplasm) شدند.
این کار شوند ایجاد پروژه ی ۴.۱ شد که مطالعه ای بود برای آزمودن آثار بارش مواد پرتوزا بر روی انسان ها. اساسن این پروژه واپسین مورد در رشته مطالعات درازی بود که از انسان ها به عنوان خوک های گینه ای آزمایشی بهره برداری کردند، بدون اینکه خرسندی آنها را به دست آورده باشند. این پروژه ای بود که از سوی ایالات متحده به عنوان روشی برای گرد هم آوردن داده به یاد آورده شد که در غیر این صورت غیر قابل به دست آمدن بود. معیارهای اخلاقی ایالات متحده آمریکایی که تاریخ به خوبی به یاد می آورد، اینست که هرچند باران مواد پرتوزا بر روی مردم آبخست های مارشال یک پیشامد بود، اما می توانسته چیزی از پیش تعیین شده نیز بوده باشد.
در مجموع، شاید به عنوان روش طبیعت از برای پاشیدن نمک بر روی زخم، یک قایق ماهی گیری ژاپنی نیز گرفتار این باران اتمی شد. مردان ماهی گیر بیمار شدند و یک تن از آنان مرد. ژاپنی ها از اینکه ایالات متحده هنوز دارد آنها را با سلاح های اتمی متاثر می کند، سیاه و کبود شده بودند.
۱۳. تاسکیگی (Tuskegee)
در میان سال های ۱۹۳۲ تا ۱۹۷۲، پژوهشگران ۴۰۰ کشاورز برداشت کننده ی محصول سیاه پوست را در شهر تاسکیگی در ایالت آلاباما گرد هم آوردند تا پیشرفت طبیعی آبله فرنگی را مورد مطالعه قرار دهند. اما دانشمندان هرگز به این افراد نگفتند که دچار بیماری آبله فرنگی هستند. در عوض، به آنها این باور را دادند که دارند به خاطر بیماری "بد خونی" تیمار می شوند و اینگونه بود که پژوهشگران از آنها بهره برداری کردند تا به گستره ی نشانه ها و عوارض آبله فرنگی پی ببرند.
در ۱۹۴۷، پنی سیلین درمان معیار آبله فرنگی شد، اما در راستای دریغ کردن داده ها درباره ی این بیماری، دانشمندان همچنین "فراموش کردند" تا به آن افراد بگویند برای آنچه که دارند تیمار می شوند، درمانی نیز وجود دارد و از اینرو این مطالعه تا نزدیک به ۳۰ سال دیگر ادامه یافت.
روزگاری که این مورد کشف شد، واکنش به انجام این مطالعه آنچنان شدید بود که رییس جمهور بیل کلینتون پوزش خواهی رسمی کرد و اظهار کرد شوربخت است که دولت "بررسی مطالعاتی ایی را هماهنگ کرد که بسیار نژاد پرستانه بود". این مورد ناراحت کننده و دهشتبار است و یکی از آزمایش های مهار شدنی تر و شرورانه علیه انسانیت است که تاکنون از سوی دولت ایالات متحده انجام گرفته است.