Google Ad

‏نمایش پست‌ها با برچسب خوزستان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خوزستان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۸ اردیبهشت ۵, پنجشنبه

پیامد امنیتی هویتی: اساس دخالت داعش در جنایت تروریستی اهواز چه بود ؟

قوم گرایی تکفیری چیست ؟
هویت طلبان تکفیری چه کسانیند ؟
شعار خلیج عربی از کجا آمده ؟

بگویید بر کس خود بنویسند با خط خوش
کیری فی حلقه الی الابد
جریان تکفیری الله پرست داعش در اجرای جنایت تروریستی اهواز، امری مسلم است، به گونه ای که از یکسو جریان نوبعثی (سندیکایی از همه ی گروه های مسلح) مسئولیت این یورش تروریستی را با اصرار و ابرام بر عهده می گیرد و از سوی دیگر، داعش با فیلم هایی که از تروریست هایش منتشر کرده نیز، مدعی انجام این جنایت تروریستی از سوی خود می باشد.

نخست آنکه، گروهک تروریستی و الله پرست داعش، با جریان نوبعثی در تماس و اشتراک است، زیرا هسته ی آغازین داعش متشکل از افسران امنیتی حزب بعث است و دوم اینکه، تلاش در راستای راهبرد ابهام در مسئولیت، برای جلوگیری از پیگرد دیپلماتیکی صورت می گیرد و هر روز یک گروه برای سر در گم کردن ایران، اعلامیه ی مسئولیت می دهد.

متن اعلامیه ی محرمانه ی سپاه بر لزوم برخورد با گروهک های تروریستی الله پرست سنی که
سر از تارنمای گروهک تروریستی و تجزیه طلب الله پرست پان عرب درآورده است !!
گروهک های تروریست خواهان تجزیه ی خوزستان از ایران، در سال گزشته در نشستی که در مسر داشتند، جبهه ی یگانه ای تشکیل دادند و جنایت تروریستی اسلامی علیه ایرانیان در اهواز نیز، با سهامداری همه ی گروه ها رخ داده است. در این فضا، تفاوت چندانی بر جریان تکفیری الله پرست و گروهک های تروریستی ایی همچون "تضامن" و "حرکة النضال" نیست.

از آنجا که در جهان بینی مکتبی این گروهک ها، تشیع یک متغیر مزاحم در هویت کزایی و تحمیلی عرب زبان های خوزستان است، بنا بر این تلاش بسیاری برای ارتداد تشیع و تبلیغ وهابیت از سوی همین گروهک های مسلح صورت می گیرد. در یک مورد بسیار پیش پا افتاده، "غلام علی ساکس" از به اصطلاح "فعالان مدنی" اهواز، یک محفل تروریستی به نام "حرکة السنی الاهواز" را راه اندازی کرده بود.


اما یورش های تروریستی دارای یک پایگاه تبلیغاتی مخفی در داخل کشور نیز هستند. همان هایی که تروریسم را به مانند آیت الله بی بی سی به صورت "مشروط" محکوم می کنند تا به صورت تلویحی و ناگفته، مشروعیتی برای تروریست ها دست و پا کنند، جزو همین دسته اند (ویدیوی بالا).

اگر قصد رویارویی با تروریسم را داریم، باید ریشه های هویت ساز آن را بخشکانیم. در غیر این صورت، گروهک های مسلح، بیشتر معلولند نه علت.

فاحشه شیرین عبادی برنده ی جایزه ی صلح نوبل آشغال های لیبرال سوسیالیست جهان،
در کنار سرکرده ی گروهک تروریستی و الله پرست تجزیه طلب پان عرب الاهواز
به نام یوسف عزیزی بنی طرف دیده می شود
با مطرح شدن داعش، ضریب "هویت پایه" بودن تهدیدات تروریستی افزایش می یابد. داعش گروهکی به شدت "هویت طلب" است که زور می زند تا با بازگشت به گزشته ی اسلام نجس و ناب محمدی، این دین آدمخوار را از یکسان سازی از سوی جهان نوین نجات دهد و تفکر عربی ترکی "خلافت اسلامی" را بازسازی نماید. خلافتی اسلامی که روزی در بغداد و سپس در عثمانی مستقر بود. در این میان، شیعیان را دشمن نزدیک و به تعبیری جیش صفوی (دگر سیاسی ترکان عثمانی) تعریف کرده است.

اینگونه هویت طلبی، نوعی بنیادگرایی اسلامی است. در اینجا مرزهای بین بنیادگرایی قومی و مذهبی در هم آمیخته می شود. بازگشت به بنیادها و پاسداری سفت و سخت از آنها، خلوص گرایی دینی، زبانی و قومی، از ویژگی های این گفتمان است. هر دو، با خردورزی و نوین سازی و گفتمان شهروندی ستیز دارند. هر دو، امارت و قبیله و قوم را مد نظر قرار می دهند و در نهایت طرف مقابل را "تکفیر" می کنند.



بیشتر بخوانید: اقوام وحشی و بدوی در ایران

در این میان، پانترک ها بزرگ ترین سرچشمه ی فاضلابی تکفیرند. هر روز یک فرد، یک روش عن فکر، یک گروه قومی یا یک کتاب از سوی آنها تکفیر و خواندش ممنوع اعلام می شود !! آنها هتا واژه ها را نیز تکفیر می کنند، نام شهرها را تکفیر می کنند، کشور و ملت را تکفیر و بر علیهشان اعلام جهاد می کنند.

هنگامی که رسانه هایشان را باز می کنید، آکنده از اعلام جنگ است. اعلام جنگ علیه کردها، یونانی ها، ارمنی ها، پارسی ها و هتا آذری ها.


ظاهرن تنها ناکسانی که با آنها نمی جنگند، اعراب هستند. شعار "خلیح عربی" در ایران، از سوی همین مدعیان هویت طلبی ترککی سر داده می شود و در "العربیة" تبدیل به خبر می شود و در تارنمای گروهک تروریستی تضامن و نضال بارگزاری می گردد. اتحاد راهبردی آنها، به دوران خلافت و داستان غلامانی بر می گردد که از دوره ی معتصم وارد دستگاه خلافت اسلامی عربی شدند و در سامرا اسکان داده شده و سپس برای جنگ با ایرانی ها از جمله آذربایجان، به دژ بابک گسیل شدند.

بیشتر بخوانید: بی منطقی در رفتار الله با تهدید مخالفان محمد


اما چرا توجه به این جریان التقاطی مهم است ؟
سال هاست که نسبت به شکل گیری "قوم گرایی تکفیری" هشدار داده می شود. این فرقه ی سیاسی اسلامی، نهاد تکفیر را علیه "دیگری" یعنی رقیب سیایی به کار می برد و مانند شیوخ قبیله تلاش می کند تا یک فرد یا گروه را بیرون از امتیازات ویژه ی قبیله و عشیره نگاه دارد. خوشبختانه هازمان ایران، جامعه ای شهری است و چنین حربه هایی در آن بی اثر است. درست در اینجاست که تکفیر به کار گرفته می شود. یعنی هویت طلبان قومی با همکاری مرتجعین دیگر، تا حد جهنم تکفیر را در آغوش کشیده اند.


نتیجه گیری
داعش یک گروهک ارتجاعی و هویت طلب است. بنیادگرایی در سرشت خود، بازگشت به گزشته و خلوص سازی را مد نظر دارد. بنیادگرایی قومی و مذهبی، سرشت یکسانی دارند: "هر دو ضد خردورزی، ضد نوین سازی، ضد شهروندی و هازمان شهریند". پان ترک ها بزرگ ترین گروه هویت طلب و بنیادگرا هستند. آنها همان هویت طلبان تکفیریند که شعار خلیج عربی سر می دهند. برای خشکاندین ریشه ی تروریسم، باید دکان هویت طلبی را تخته کرد و با مدعیان آن همان رفتاری را در پیش گرفت که با سایر بنیادگراها همچون کلیت جمهوری اسلامی و سازمان تروریستی سپاه. نسبت این دو، به مانند "وهابیت تبلیغی" و "وهابیت تکفیری" است. یکی مقدمه ی دیگری است.

۱۳۹۷ اسفند ۲۷, دوشنبه

فدرالیسم قومی و تضاد با ساختار تاریخی فرهنگی ایران

هویت ایران و ساختار آن در دهه ی پایانی سده ی بیستم و سال های آغازین سده ی بیست و یکم، به یکی از مهم ترین موضوعات پژوهش‌ های سیاسی و جامعه شناختی و فرهنگی بدل شده است.


با پایان یافتن جنگ سرد و فروپاشی اتحاد شوروی، پژوهش های مرتبط با ملیت و قومیت، شتابی دو چندان گرفته است. فروپاشی کشورهایی همچون شوروی، یوگسلاوی، چکسلواکی و بحران های کنونی در کشورهایی چند قومیتی همچون عراق و ترکیه، این باور را در میان برخی کانون های اندیشه و سیاست برانگیخت که رشته فروپاشی های دیگری نیز در دیگر کشورهای مشابه در راه خواهد بود. در ایران نیز، اینک این تکاپوهای جهانی، برخی جریان های خفته ی سیاسی و فکری همانند پانترکیسم، پان عربیسم، پانکردیسم و پان بلوچیسم را واداشته تا با خوش بینی و ساده اندیشی، در پی به بار نشاندن آرمان های تجزیه طلبانه ی خود برآیند.

گر چه نوشتارها و دید گاه های جریان های قومگرا، بیشتر سطحی بوده و جنبه ی سیاسی مکتبی و یا روزنامه نگارانه و احساسی داشته است تا پژوهش های علمی مبتنی بر واقعیت های تاریخی و فرهنگی و جغرافیایی ایران، اما به دید می‌ رسد آنها خود نیز آگاهند که تجزیه ی ایران هم اکنون بیشتر به رویایی دست نیافتنی می ماند و اینجاست که بخش "عملگرای" آنها، همگام با بخشی از جریان های سیاسی به اعتراف خودشان فدرالیسم قومی را، چاره ی نهایی می دانند.


موج گسترده ی کوشش‌ های انتشاراتی و تبلیغی این جریان‌ ها که قدرت ظاهریشان را بیش از پایگاه اجتماعی آنها می نمایاند، بیشتر بر نوشتارهای روزنامه نگارانه و تبلیغاتی و گسترش احساسات محلی و تشدید "نفرت قومی" و دامن زدن به تضادها در ایران کنونی استوار است.

با دوری گزینی از روش انگ زنی و با نگاهی بی طرفانه، اینک شاهد آن هستیم که گروهی از جریان های سیاسی که پیشتر پیشینه ی هموندی در احزاب چپ و کمونیستی داشته اند، فدرالیسم را چاره ی راه آینده ی ایران می دانند. بی آنکه کوچک‌ ترین اشاره ای به مولفه هایی همچون پیشینه ی تاریخ ایران، نبود درگیری های گسترده ی قومی و نیز ساختار اقتصادی وابسته به نفت و گاز ایران نمایند.

اگر نگاهی به ادبیات گفتاری رایج در میان برخی از گروه های افراطی قومی افکنده و نگاهشان را به ادعای خودشان، به شوونیسم فارس !! مورد بررسی قرار دهیم، درخواهیم یافت که محلی گرایی افراطی گریز از مرکز اینگونه افراد و پاره ای جریان‌های سیاسی وابسته به آنها، به درجه ای است که امروزه می‌ توان آن را به "میهن پرستی ولایتی" یا "شوونیسم محلی" تعبیر کرد.


چنین به دید می‌ رسد که شکست خوردگان گروه های چپ و مصدق باز، در گستره ی سیاست ورزی ملی، به هواداری سرسختانه از قومگرایی می پردازند. زیرا گفتار و کردار آنها چنین القا می کند که می خواهند در سرزمین خود اگر نه رهبر، دست کم از سرکردگان باشند و در راستای این امر، از هر گونه جعل واقعیت‌ های تاریخی و بزرگ نمایی ستم قومی دریغ ندارند. انها به گفته ی تعبیر "اریک هابسباوم"، گرفتار "پیش ملی‌ گرایی مردمی" یا "پروتوناسیونالیسم عوام‌ گرایانه" هستند.

آنها چنین می اندیشند که فدرالیسم قومی، آن آرمان و موهبتی است که با توسل به آن، هیمنه ی ستم و خودکامگی دولت مردان، محرومیت‌ ها و واپس ماندگی ها شکسته خواهد شد. حال آنکه کمتر دیده شده است علت وجودی ارکان چارچوب‌ های منطقی، اقتصادی و جغرافیایی فدرالیسم پیشنهادی خود را روشن کنند.

راهبرد کمینه سازی و ملت آفرینی های بدون پشتوانه و سوگنامه سرایی های قومی، یکی دیگر از اشتغالات فکری چنین گروه هایی است. به روشنی قابل مشاهده است که تقلید و گرته برداری روبنایی و بدون مبنای علمی از ساختار کشور هایی همچون کانادا، آلمان، هند، پاکستان، عراق و هتا بلژیک و بریتانیا و...، بدون توجه به بنیادهای تاریخی و فرهنگی ایران، یکی از دلایل بنیادین آشفتگی در نسخه ی تمرکز زدایی آنان است. نسخه هایی که هتا در خود آن جوامع هم لزومن موفق نبوده اند.

آنها به این نکته ی ساده و روشن توجه ندارند که از تاریخ تشکیل دولت در ایران، هیچ گروه غیر بومی در ایران زندگی نمی کند. رقابت، کینه توزی و جنگ میان اقوام در ایران، کمتر پیشینه داشته و قابل مقایسه با بسیاری از کشورها نبوده است. وجود هویت های گوناگون و هم زیستی و در هم آمیختگی مسالمت امیز اقوام با یکدیگر، در ایران بسیار ریشه دارتر از کشورهای دیگر هتا اروپای غربی است. برخی از نخبگان نیز فراموش می‌ کنند که تار و پودهای هر کشور تاریخی همچون ایران، ساخته و پرداخته ی مردم در درازنای تاریخ چند هزار ساله ی آن کشور است.


"ماکس وبر" می گوید:

"تنها، ادراک و دریافت تفاوت ها با جوامع دیگر است که می تواند اخلاق و آداب مشترک را پایه گزاری کند. فرهنگ کنونی ایران در معنای همگانی آن، در میان همه ی اقوام ایرانی مشترک است. برای نمونه، موسیقی ایرانی آیینه ی تمام عیار و کاملی از گوناگونی با ارزش فرهنگ ایرانی است. هر یک از گوشه ها و دستگاه های موسیقی ایرانی، راهی به دیاری یا مردمانی از کشور دارد. نمونه ی مهم دیگر، اشتراک افسانه ها و ضرب المثل ها میان اقوام گوناگون ایرانی است که همه در آداب و تار و پودهای اقوام ایرانی ریشه دوانده و ماندگار گشته است. همه ی مردمان ایرانی از هر زبان و قوم و قبیله ای، نوروز و رستم و کاوه و شاهنامه و نقالی و چارشنبه سوری را یکسره ارج نهاده و هتا از آن خود می دانند.

نکته ی جالب توجه اینجاست که تاکنون دیده نشده است کردهای ساکن ترکیه، داستان "دده قور قود" را که سامانه ی فرهنگی سیاسی حاکم جمهوری ترکیه به حق و یا ناحق از آن خود می پندارد، برای فرزندان خود حکایت کنند و یا به نقل آن در قهوه خانه های مناطق کردنشین ترکیه بپردازند، اما همان کردها در ترکیه، برای برپایی جشن نوروز که ریشه در فرهنگ پارسی ایران دارد، ده ها کشته در سال می دهند و بر برپاییش با نگاهی هویت مدارانه اصرار دارند. کردهای ساکن عراق نیز، به قادسیه افتخار نمی کنند و از "نبوکدنسر"، "صدام حسین" و ناسیونالیسم عربی و بعث عفلقی بیزار بودند.

با وجود این اشتراکات در هویت ایرانی، محلی گرایی بر اساس تبار و یا زبان، خطرهای فراوانی برای ایران داشته و نمونه های آن را در فروپاشی شوروی، برخی کشورهای اروپای خاوری، یوگسلاوی و نسل کشی های رواندا و سودان شاهد بوده ایم. به گفته ی "کارل پوپر"، هر چه تلاش برگشت به دوران قهرمانی جامعه ی ایلی افزایش یابد، بر روند تفتیش عقاید و... افزوده می‌ شود. فدرالیسمی که امروزه به ویژه در محافل چپ و قومی و هتا گروهی از اندیشمندان دارای حسن نیت عنوان می‌ شود، توهمی بدون توجه به تاریخ، سنت ها، سرنوشت مشترک همگان و نیز الزام های منطقه ای و هتا الزام های خود فدرالیسم به مفهوم نظری است. باید توجه داشت که فدرالیسم، یک چاره از روی ناچاری در بسیاری از جوامعی بود که به دلایل گوناگون ملزومات فرهنگی و تاریخی یک "دولت متحد" را نداشتند و چون زیربنای بسیاری از همین کشورها مصنوعی بود، به فروپاشی انجامید.


از ناکامی‌ های فدرالیسم می توان به وضع چچنی ها در روسیه ی کنونی، کشتارهای قومی در یوگسلاوی، درخواست های مکرر استقلال از سوی کبک ها در کانادا، مبارزات آسامی ها و پنجابی ها و کشمیری ها علیه دولت مرکزی فدرال هند، جنبش چیاپاس در مکزیک و نیز کوشش های قومی در نیجریه و کنگو و کامرون و اسپانیا نام برد.

می دانیم که این کشورها بیشترشان تازه بنیاد هستند. از دیگر سو، در ایران کنونی ساختار به هم آمیخته فرهنگی، باورهای مشترک و آیین های اجتماعی، چنان ریشه دارند که کشیدن خط و مرز که از ملزومات فدرالیسم است، اساسن غیر ممکن است.

در خوزستان، عرب ها و لرها و بختیاری ها و شوشتری ها، در آذربایجان غربی آذری ها و ترک زبان‌ ها‌ و کردها، در ایلام کردها و لرها، در گلستان ترکمن ها و گرگانی ها، در همدان آذری ها و ترک زبان‌ ها و کردها و پارسی زبانان، در قزوین و زنجان آذری ها و تات ها، در گیلان گیلک ها و تالش ها و آذری ها، در خراسان ترک ها و پارسی زبان‌ ها و کردها؛ صدها و گاهی هزاران سال است با یکدیگر داد و ستد فرهنگی، خانوادگی و اقتصادی مسالمت آمیز داشته اند و اساسن تعیین مرزهای فدرالی قومی، نه تنها خطرناک، بلکه غیر ممکن است.

در تکاپوهای چندین هزار ساله در تاریخ ایران، مردم هر ناحیه ای برای حفظ ناحیه ای دیگر، خون ها داده و رنج ها برده اند.

آذربایجانی همان‌ قدر صاحب تبریزند که اهوازی و خراسانی و خراسانی ها و اصفهانی ها و آذربایجانی ها شاید به میزان اهالی خوزستان و خرمشهر، در جنگ میهنی علیه صدام شهید و تن آسیب دیده فدای یکپارچگی ملی و سرزمینی ایران کرده اند. کرد و لر و آذری و بلوچ و اصفهانی، همه همگام و یک دل، در سپاه "عباس میرزا" علیه روسیه و عثمانی کوشیدند و خون دادند تا یکپارچگی سرزمینی ایران را نگاهبانی کنند.


به باور من، ایران کنونی ملک مشاع تمامی باشندگان این سرزمین است.

نمی خواهیم منکر پاره ای از تبعیضات قومی، مذهبی و هتا زبانی در ایران کنونی باشیم، اما می بایستی آگاه بود که پیش از پیچیدن هر گونه نسخه های وارداتی که هیچ گونه سنخیتی با ساختار فرهنگی ایران ندارند، راه چاره را می بایستی در مسیر آزادی و کارهای توانمندانه ی "حاکمیت ملی" از راه انتخابات، "مهار قدرت" با ایجاد نهادهای غیر دولتی همانند انجمن های محلی، افزایش روند دخالت و مشارکت در تصمیم‌ گیری های ملی و منطقه ای بدانیم و حق انتقاد و مخالفت را برای همه ی  باشندگان از هر زبان و مذهب و قومی، بر اساس حق شهروندی نوین بدانیم.

با واگزاری قدرت تصمیم گیری و اجرایی به منطقه ها و استان ها و شهرها و روستاها و به نوعی انجمن های ایالتی و ولایتی، در زیر تقویت احزاب ملی، می‌ توان به دمکراسی آزادانه و مشارکتی گام نهاد و البته از آسیب های نظریه های وارداتی که هیچ سنخیتی با تاریخ و فرهنگ ایران ندارند، ایمن ماند. یادمان باشد قوم گراییِ کورکورانه و پروتو ناسیونالیستی یا گرته برداری های سطحی از کشورهایی همچون کانادا، عراق، هند و پاکستان و هتا بریتانیا و بلژیک، امکان عملیاتی شدن در ایران را نداشته و به ناکجا آباد بی انتها و کور، راه خواهند برد. تمرکز نخبگان سیاسی و فرهنگی در تشکل های محلی و قومی، اگر هتا همراه با چهره شدن های زود گزر باشد، در نهایت توانمندی های آنان را هدر خواهد داد.

افشین جعفر زاده 

۱۳۹۷ بهمن ۲۵, پنجشنبه

توطئه علیه حاکمیت ایران بر خوزستان از سوی تجزیه طلبان پان عرب نوبعثی

انیرانیان ساکن ایران، در بازی پرسپولیس و استقلال، روی پرچم های ایران ایستادند تا
با هتک حرمت به نماد یگپارچگی ملی ایرانیان، دشمنی خود را در راستای اهداف
ایرانی ستیزانه و تجزیه طلبانه، نشان داده باشند. این پان عربیسم اسلامی است
هر چند اکنون برخی از عقبه ی تروریست‌ ها دستگیر شده اند، اما گروهی دیگر از نوبعثی‌ ها همچنان در کشور وجود دارند که آزادانه در جامعه فعالیت کرده و به ترویج نفرت، خشونت و تفرقه می پردازند. هیچ کشوری در جهان اجازه نمی دهد پس از یک یورش تروریستی ویرانگر، گروهی دیگر از تروریست هایی از همان سنخ، به ترویج به اصطلاح "گفتمان" و اهداف نرم تروریست ها بپردازند. البته سرکردگان رژیم در خوزستان، در این مورد هم از قواعد اسلامی پیروی می کنند که ما با آن آشنا نیستیم !!

ولی مگر جز این است که عوامل ترور از درون همین موجودات یارگیری شده بودند ؟
مگر جز این است که هشت سال مردم ایران از تبریز تا اسپهان و خراسان، در خوزستان جنگیدند تا خرمشهر تبدیل به محمره و سوسنگرد تبدیل به خفاجیه نشود ؟!

این چه گستاخی است که عده ای هنوز با وجود سلاخی بیش از ۶۰ شهروند بی گناه ایرانی در خیابان، به خود جرات می دهند نام های زشت عربی مشتی ایرانی ستیز بعثی را ترویج کنند و همه ی ارزش ها و هنجارهای جامعه ی ایرانی را به ریشخند بگیرند؟!


گزارش روزنامه از کشتار و تجاوز جنسی سربازان اسلام
به دختران ایرانی در جریان اشغال خوزستان از سوی
سرداران قادسیه ی دوم 
اسلن چه معنی دارد که پس از ٨ سال جنگ با تروریسم امپریالیسم عرب الله پرست که خود را بعثی می خواند، آن هم در استانی که خط مقدم جنگ با قادسیه ی دوم "صدام حسین" بوده است، برخی با عنوان رسمی بعثی به فعالیت بپردازند ؟؟

باید پرسید گروهک "حرکة الهویه" که در حال توطئه علیه حاکمیت ایران بر خوزستان است، چگونه با مجوز استانداری و وزارت کشور رژیم فعالیت می کند ؟؟

چرا سرکردگان جمهوری اسلامی، اجازه ی برپایی نشست‌ هایی را می دهند که دستور کار آن در نهایت دگرش نام خوزستان به عرعربستان و چرندیاتی از این دست است ؟؟

نباید پنداشت که این عده، سرفن در حال توطئه علیه حاکمیت ایران بر خوزستانند. دسیسه ی مهم دیگر آنان آن، فرقه گرایی مذهبی در خوزستان و تبلیغ و ترویج یک چرند اسلامی دیگر به عنوان "مشعشیان" است. مشعشعیان فرقه ای کزایی از اسلام شیعی هستند که سرکرده ی شان "محمد مشعشع"، به مانند باب الکزا و بها الکزا و آن مهدی موهوم همیشه غائی، ادعای مهدویت کرده است !! این فرقه، پیشتر هم به گورهای اوسین تازی و علی ابنه آب طالبی یورش برده اند و آنها را با خاک یکسان کرده اند. هم اکنون مرکز فعالیت های فرقه ی مشعشعه، در کرب و بلای عراق است و از آنها به عنوان نزدیک ترین گروه شیعه به داعش یاد می شود.

ایرانی ستیزان عرب زبان ساکن ایران، با دگرش نام های پارسی سرزمین های ایرانی،
در کردار تجزیه ی فرهنگی را در سکوت محض رژیم جمهوری انیران اسلامی آغاز کرده اند
"محمود حسنی سرخی"، مرجع یکی از مراجع کرب و بلا و نزدیک به این فرقه است که در برابر آخوند "سیستانی" قد علم کرده و در زمان سقوط موصل، به عتبه ی حسینی یورش برده بود. پدیده‌ ای که شاید مستقیمن در کنار داعش نمی‌ جنگد، اما در واقع از همان اندیشه و انگیزه دفاع می‌ کند. خبرگزاری "شفقنا"ی آخوند سیستانی، این فرقه را یک فرقه ی تروریستی با ادعای مهدویت اعلام کرده است.

اگر به کارنامه ی این افراد، مراسم های برگزار شده، تبلیغات و کانال های آنها نگاهی بیندازیم، پشتیبانی و تبلیغ آنها از مشعشیان کاملن آشکار است. آیا باید مردم عرب زبان خوزستان، به جای رهایی از هیولای اسلام، ازاین فرقه ی کزایی شیعه به دامان فرقه ی کزایی دیگری دغلتند ؟ فرقه ای که یار نزدیک وهابیت عرعربستان است ؟! آیا باید منتظر باشیم که با دگرش آرام ارزش‌ های ملی و نگرش‌ های بخشی از شهروندان این کشور، گروهی از مردم ما، از تروریسم اسلامی ضد ایرانی پشتیبانی کنند ؟ و هموندان این فرقه را قهرمان و الگو قرار دهند ؟

۱۳۹۷ بهمن ۶, شنبه

اقدام فوری در دادخواهی ملی از تجزیه طلبان ایران ستیز

اقدام تروریستی بهمن ماه ۲۵۷۷ را محکوم می کنم

حضور تجزیه طلبان در به در شده ی پان عرب در یکی از کشورهای سوسیالیستی و
پشتیبان خلق های ستمدیده ی کزایی جهان و اقدام به نفرت پراکنی قومی و ملی علیه
ایرانیان و نفی یکپارچگی و تمامیت آبی و خاکی کشور با شعار عربی "مرگ بر ایران"؛
توجه داشته باشید که دشمنان ایران، با ایران دشمنی دارند و نه با جمهوری اسلامی
به تازگی گروهک تروریستی و تجزیه طلب پان عرب "حرکه النضال العربی لتحریر الاحواز"، از تلوزیون خود "احوازنا"، مسئولیت یورش تروریستی به گشت پلیس را بر عهده گرفته است. تروریست ها باید مجازات شوند.

از همه ی نیروهای میهن پرست می خواهم که با فشار گسترده ی رسانه ای، همانگونه که علیه ماهیت ضد ایرانی جمهوری اسلامی و دزدی ها وچپاول ها، شکنجه ها (به جز دروغ های افرادی همچون اسماعیل بخشی و سیپده قِلیان چپ مغز) و زورگویی ها و تبعیض ها و فسادهای فراگیر و گسترده ی رژیم، افشاگری کرده و در اینترنت اعتراض می کنند و کمپین به راه می اندازند، نسبت به مجازات تروریست های آدمکش و تجزیه طلب نیز چنین کنند.

جاوید نامان ستوان یکم "الله نظر صفری" و سرباز وظیفه "محمد رضا رفیعی نسب" از
روستای "عبدلیه از توابع شهرستان "رامشیر هرمز"
در گام نخست، هر آن تپاله ای که به پرچم سه رنگ شیر و خورشید ایران باور ندارد و هر آن حرامزاده ای که به جغرافیای ملی ایران به دیده ی یک کشور نگاه نکرده و تمامیت ارضی ایران را مورد کرنش و تمکین قرار نمی دهد، از جرگه ی ایرانیان بیرون است و این موجودات بی وتن می بایست از هویت ایرانی و شناسنامه ی ایرانی خلع و سلب تابیعت گردند.

در گام دوم، هر آن فردی که علیه تروریست های تجزیه طلب موضع مخالف و دشمنی نمی گیرد، خائن و همراه تروریست ها تلقی گردد و در گام سوم، تروریست ها و رابط های آنان باید در هر جای جهان که هستند، دستگیر شده و فرجام خواهی ملی از آنها صورت گیرد.

شادی صدر از جرگه ی اسهال طلبان حکومتی و از ناخاله های تجزیه طلب پان عرب
و مدیر مسئول دو تارنمای کزایی "عدالت برای ایران" و "شش رنگ" که به همراهی "شادی امین"،
مدیریت آنها را بر عهده دارد. او در این تصویر در یکی از نشست تروریست های تجزیه طلب
پان عرب و در حالی که پرچم چپ خلقی تروریست های عرب در کنار او دیده می شود،
مشغول زرزر می باشد
تروریست ها باید پس از محاکمه، همگی به دار مجازات آویخته شوند. رویه ی اعدام در این مورد ویژه، رویه ی پسندیده ای است که می بایست مورد اجرا قرار گیرد و زندان برای آدمکش ها به ویژه تروریست هایی که پروایی از نژاد پرستی و دشمنی با خون و تبار ایرانی را ندارند، امری جایز، واجب و پسندیده است. بیش از این، اعدام با شلیک مستقیم و پس از دریافت حکم از سوی دستگاه قضایی را برای آنان سفارش می کنم. این رویکرد، فرای مبارزه با جمهوری اسلامی و در راستای میهن پرستی و پرهیز از تبلیغات لیبرالیسم کودن و جهان وتن بین المللی است.

افشاگری "ایرج مصداقی" از "شادی صدر" و "عدالت برای ایران":


جمهوری اسلامی آنقدر بیشعور و تیپا خورده است که هتا عرضه ی مدیریت ترورهایی که خود در سطح جهانی انجام می دهد را هم نمی تواند بر عهده بگیرد. این رژیم، خود رژیمی تروریست و تروریست پرور است، با این تفاوت که تروریسم ولایت فقیه، در راستای پدافند از کون اسلامی اهریمنی است که مدعیان اصلیش در صحرای عرعربستان، خود کلیدداری این دین بهیمی و آدمخوار را در دست دارند و از اینرو مشروعیت دین پناهی جمهوری اسلامی، به همان اندازه زیر پرسش است که الله پرست شدن مسالمت آمیز ایرانیان در پی یورش های خونین تازیان نخستین الله پرست و اشغال ایران.

با این باور که ایران از سوی الله پرستان بیگانه پرست اشغال شده است، از همه ی میهن پرستان می خواهم بر خلاف رویه ی جمهوری اسلامی، اقدامات میهن دوستانه ی خود در راستای پدافند از ایران و تامین امنیت ملی کشور را انجام دهند.

فاحشه ی فاحشه زاده "شیرین عبادی" از جرگه ی اسهال طلبان حکومتی، در کنار
یکی از سرکردگان تجزیه طلب و نژاد پرست پان عرب به نام "یوسف بنی طرف"
ساکن کانادا دیده می شود. این حرامزاده از سوی مافیای نوبل جهانی، به دریافت
غلاده ی صلح نوبل نیز نائل آمده است !!
ذکر این نکته نیز مهم است که در جریان جنایت تروریستی مشترک گروهک تجزیه طلب پان عرب "الاحواز" و "داعش"، نیروهای تک تیرانداز گروه تروریستی سپاه پاسداران حاضر در مراسم رژه، در حالی توانایی از پای درآوردن تروریست های عرب الله پرست را داشتند و آن حرامزادگان در تیررسشان بودند، که بهانه ی آنها برای اقدام نکردن در دفاع از شهروندان، نداشتن اجازه ی تیر بوده است.

از اینرو، میهن پرستان می دانند که دو دشمنی داخلی و خارجی، هم زمان علیه موجودیت ایران قد علم کرده اند و منافع عربی اسلامی گله هایی همچون "اخوان المسلمین" را به پیش می برند.

تروریست ها باید اعدام میهن پرستاننه شوند و تخم هرز این علف انیرانی در خاک پارسیان باید خشکانده شود.

این ویدیو دربردارنده ی صحنه های خونین و خشونت آمیز می باشد:


جهت بارگیری ویدیوها.

۱۳۹۷ آذر ۱۵, پنجشنبه

خیز رسمی و آشکار تجزیه طلبان پانکرد برای تجزیه ی کردستان، در تویله ی مجلس رژیم کلید خورد

یکی از مزدوران رژیم که به عنوان نماینده ی رژیم از مهاباد، به نمایندگی در تویله ی شورای اسلامی منصوب شده است، ضمن سخنرانی خود علیه تمامیت ارضی کشور، از تروریست های تجزیه طلب پانکرد ستایش و قدردانی کرد.

به یاد آور روزگاری را که موشک نبود
این نماینده ی مزدور به نام "محمود زاده" در آستانه ی سال دوم فاکک (فرار از کرکوک کردی)، در بخشی از یاوه سرایی های خود که در صحن همگانی تویله ی شورای اسلامی عرعر می کرد، گفت:

"از دیاری صحبت می کنم که مردمان آن در طول تاریخ به دلیل عدم تسلیم در برابر زیاده خواهی های حکومت های استبدادی، پای دار رفته اند و جان داده اند، اما در برابر ظالمان هرگز زانو نزده اند. از مردمی صحبت می کنم که پیام فرزندانی همچون «شیخ سعید پیران، بارزانی و قاضی محمد» را داشته اند، با هدف اینکه برای نوه های آینده، شعار کم بژی و کل بژی (کم زندگی کن، ولی مردانه زندگی کن) را عملن ثابت کنند، ماندند و پشت به دشمن نکردند و ایستاده به پای دار رفتند !! (مگر کسی هم تا حالا خوابیده دارش زدند ؟!) از سرزمینی می گویم که توسط رژیم های استکباری انگلیس و غرب، بین چهار کشور تقسیم شده اند تا مبادا روح آزادگی مردم آن، روزی یکی گردد و حکومت مادی و فاسد آنها را زیر و رو کند".


ضمن آنکه از میهن پرستان ایرانی می خواهم که محمود زاده را به به شیوه ای که ایران پرستان پیشین با خائنان و تجزیه طلبان کردند، بکنند، به نکته ای نیز اشاره می کنم.

نکته آنجاست که یاوه سرایی های این تجزیه طلب پانکرد که صدای گروهک های تروریستی و تجزیه طلب پانکردی همچون پژاک و پ.ک.ک و نیز گروهک های ترویستی دمقراط و کومله شده است، آن هم در تویله ی شورای اسلامی رژیم که از فیلتر نظارت استصوابی آیت الله ها بیرون آمده است، نشانه ی هم دستی تجزیه طلبان ایران ستیز از بن و مایه با سرکردگان ولایت فقیه است. جمهوری اسلامی جز برای نابودی کشور و تکه پاره کردن ایران نیامده است و این هشداری بود که در آغاز شورش منحوس ۵۷ از سوی زنده یاد "شاهپور بختیار" داده شده بود که خمینی و خمینی زادگان برای نابودی ایران آمده اند و دریغا که ملت جادو شده ی الله زده ی خمینی پرست ما، هیچ سخن نیک را نشنید.


هم زمان با این یاوه سرایی تجزیه طلبانه در تویله ی مجلس رژیم، یکی از سرکردگان گروهک تروریستی و تجزیه طلب پانکرد دمقراط کردستان به نام "جمال کردپور"، از جنایت تروریستی اهواز که از سوی تجزیه طلبان پان عرب و گروهک الله پرست و خونخوار دولت اسلامی عراق و شام موسوم به "داعش"، برنامه ریزی و اجرا شده بود، استقبال کرد و آن را کاری درست خواند. این تروریست پانکرد، از آمریکا خواست تا تروریست های تجزیه طلب و نژاد پرست ایران ستیز را علیه تمامیت ارضی کشور یاری رساند.

این در حالیست که در جریان جنایت تروریستی اهواز، آمریکا علیه این یورش تروریستی موضع گیری کرده و آن را محکوم نموده است و رییس جمهور "ترامپ" به درستی و برای باری دیگر، در کنار مردم ایران ایستاد.


از همه ی نیروهای میهن پرست درون مرز می خواهم که تروریست ها را در هر جا که یافتند، از لوث وجود مکیدن هوا و آلوده کردن خاک و آب ایران، پاک سازی کرده و دشمنان ملت و میهن را پیش از آنکه آنها خون هم میهنان ما را بریزند یا موفق به کوچک ترین اقدامی علیه تمامیت آب و خاک کشور شوند، لاشه سازی های گسترده و بنیان برافکنی از ایشان انجام دهند. دشمنان ایران را در خانه های خود و در سنگرهای ایران ستیزشان بر سر جایشان بنشانید. این پیام من و وبلاگ ملیون ها بازدیدی من به شما ایرانیان میهن پرست است.

با درود بر شاهنشاهان بزرگ و ایرانساز پهلوی،
اعلا حضرت رضا شاه بزرگ و
اعلا حضرت محمد رضا شاه پهلوی، آریا مهر

زنده باد ایران
نابود باد خلق تجزیه طلب


۱۳۹۷ آبان ۱۶, چهارشنبه

سرکردگان تروریست های الله پرست و تجزیه طلب پان عرب، در دانمارک و ایران بازداشت شدند

پدر، برادر و خواهر تروریست الله پرست پان عرب "محمد حطاب الاحوازی" (محمد ظاهری ساری) ساکن اتریش، یکی از مزدوران گروهک تروریستی و تجزیه طلب "حرکة النضال العربی لتحریر الاحواز" بازداشت شدند. یکی دیگر از تروریست های این خانواده به نام "علی ظاهری ساری" نیز، دو سال پیش به دلیل فعالیت های تجزیه طلبانه ی عربی در پوشش فعال فرهنگی و مدنی، بازداشت شده و در زندان به سر می برد.


عقبه ی تروریست ها و تجزیه طلبان الله پرست پان عرب فراری، همچنان در خوزستان فعال هستند. برخورد قاطع با این عناصر ضد ایرانی، خواست تک تک مردم خوزستان و ایران است. تروریست ها و تجزیه طلبان باید متوجه شوند که اقدام علیه امنیت و تمامیت ارضی ایران، تاوانی به جز نابودی و ریشه سوزیشان ندارد.


دستگیری سه غلاده پان عرب تروریست در دانمارکپلیس دانمارک امروز چارشنبه، خبر داد که سه تروریست گروهک تروریستی نام برده شده را به خاطر ستایش از یورش تروریستی ۲۲ سپتامبر در اهواز، دستگیر کرده است. سخنگوی پلیس دانمارک گفت که کارهای این سه غلاده الله پرست تروریست، قوانین دانمارک را نقض کرده است و آنها جریمه شده یا تا دو سال را در زندان سپری خواهند کرد.

نام های این سه تروریست الله پرست ضد ایرانی، بدین شرح می باشد:

- "حبیب نیگان" ملقب به "حبیب جبر"، سرکرده ی یکی از دو جناح گروهک تروریستی حرکة النضال العربی لتحریر الاحواز
- "ناصر نیگان" ملقب به "ناصر جبر"، برادر حبیب نیگان.
- "یعقوب حر تستری" سخنگوی گروهک تروریستی و تجزیه طلب حرکة النضال العربی لتحریر الاحواز، که داماد حبیب نیگان است.


۱۳۹۷ آبان ۱۲, شنبه

دستگیری چند غلاده از تجزیه طلبان پان عرب



چند غلاده از تروریست‌ های تجزیه طلب پان عرب، در استان خوزستان دستگیر و زندانی شده اند. در دنباله ی دستگیری عوامل یورش تروریستی اهواز، شماری از نفرت پراکنان قومی که بیشتر دارای سو پیشینه نیز بودند، دستگیر شدند. بیشتر دستگیری ها در شهرهای "سوسنگرد، آبادان، اهواز و خرمشهر" انجام گرفته است. با این وجود، شنیده ها و اخبار حاکی از آن است که عقبه ی "فرهنگی" مزدوران نوبعثی، در خلال نشست هایی که معمولن بی درنگ پس از یورش تروریستی اهواز برگزار شده اند، یک بار دیگر گستاخی را به اوج خود رسانده و به جای محکومیت ترور و جنایت، خواستار دگرش نام شهرهای استان به نام های عربی شده اند.

روشن است که این تلاش‌ ها در نوع خود، در راستای پیروزی بدون خونریزی و جنگ علیه تمامیت ارضی کشور انجام می گیرند. عقبه ی نوبعثی تجزیه طلب خلق عرب، قصد ادامه ی طرح "صدام حسین" را در برنامه ای بلند مدت، در سر دارد.

در میان این نام ها، نام شهرهای نمادینی از جمله خرمشهر و سوسنگرد وجود دارند که در دوره ی اشغال از سوی تازیان الله پرست عراقی، نام های آنها به "محمره و خفاجیه" دگرگون شده بود. همچنین، این گروه در ادامه ی مطالبات خود برای دگرش نام‌ های جغرافیایی، خواستار دگرش نام استان خوزستان به "عربستان" هستند !! پس از دیدار سلطان حرامزاده ی رژیم عرعربستان سعودی با شماری از تجزیه طلبان در سال ١٣٩۵، تحرکاتی از این دست افزایش پیدا کرده است. نیازی به گفتن نیست که دگرش نام استان خوزستان به "عربستان"، طرح تجزیه ی ایران در جنوب از سوی رژیم آل نجس سعودی و با پشتیبانی دیگر کشورهای الله پرست عرب می باشد.


هوز برخی از این غلاده تازیان گستاخ، اجازه پیدا می‌ کنند که با برگزاری نشست، علیه یکپارچگی ملی و حاکمیت ایران بر خوزستان توطئه کنند !! ملت ایران هتا تحمل شنیدن نام این عرب های صدامی را هم ندارد، چه رسد به این که برخی از آنها قصد توطئه علیه نام های مقدس پارسی همچون خرمشهر و سوسنگرد را هم در سر داشته باشند !!

این تجزیه طلبان پان عرب که هم اکنون در ایران و به گزاف، به عنوان شهروند زندگی می کنند، هتا پس از جنایت تروریستی اهواز نیز، از محکوم کردن آن پرهیز کرده و هیچ بیانیه یا خبری از آنها صادر نشد که نشان دهد این افراد، یورش تروریستی دیگر گروهک های تجزیه طلب چپ خلقی به مردم بی دفاع را محکوم کرده باشند !! ظاهرن آنها هتا حاضر به اعلام برائت از تروریست ها و رفقای خود نیستند !!



بمب گزاری تجزیه طلبان در اهواز

ایران کشورمان، در حالی با اهریمن ولایت فقیه مبارزه می کند و در فقر و فحشای گسترده وسازمان دهی شده گرفتار شده است که تحریم های تازه ی آمریکا نیز، ستون فقرات درآمدهای بادآورد رژیم را هدف گرفته است. در این میان، گروهک های تروریستی و تجزیه طلب نیز، به دشمنی با یکپارچگی کشور و امنیت هم میهنانمان ادامه می دهند.


در تازه ترین اقدام تروریستی گروهک تجزیه طلب پان عرب الاهوازیه، یک بمب صوتی در خودرویی در شهر اهواز منفجر شد.

نداشتن امنیت، یکی از دغدغه های اصلی شهروندان ایرانی است که جمهوری اسلامی همیشه مدعی ایجاد آن بوده است اما در کردار، تروریست ها همیشه نیز توانسته اند که به جان و مال ایرانیان آسیب وارد آورند و در خاک سرزمین خود، مورد کینه جویی و یورش های الله پرستان تروریست تجزیه طلب قرار گیرند.

این بمب گزاری که در روز چارشنبه ۹ اُم آبان ماه ۲۵۷۷ انجام گرفت، از سوی خود تروریست ها فیلم برداری شده و از سوی رسانه ی این گروهک و با نشان ویژه ی تجزیه طلبان پان عرب، منتشر شده است:


این بمب گزاری در پی آن روی می دهد که این گروهک تروریستی، پیشتر نیز به اقدام جنایت تروریستی اهواز و کشتار هم میهنانمان در تلوزیون "ایران اینترنشنال" اعتراف کرده بود. این بمب گزاری در کنار گشت نیروی انتظامی انجام شده.

داعش که برنامه ریزی و پشتیبانی جنایت تروریستی اهواز را نیز پذیرفته بود، پس از آنکه خشم ایرانی دامانش را گرفت و موشک ها، از غلاده های تروریست الله پرست داعش، لاشه سازی کردند، همه ی تحلیل های آلکی رسانه های دولتی جهان، سمت و سوی رویداد تروریستی اهواز را به سوی این گروهک سوق دادند و تلاشی سازمان یافته انجام گرفت تا گروهک تروریستی "تضامن" یا "تحریر اهواز" که شاخه ی دیگری از گروهک تروریستی "تحریر سوریه" می باشد را از این جنایت تروریستی مبرا سازند.

این درست است که لاشه سازی از سربازان الله در داعش کار پسندیده ای بود که انجام گرفت، اما این واقعیت مسلم را نمی توان کتمان کرد که بازوی اجرایی حکومت اسلامی عراق و شام در ایران، همانا گروهک های تروریستی الله پرستی هستند که ویژگی های فاشیسم قومی و تجزیه طلبانه دارند و از این دیدگاه، کشور ما از سوی الله پرستانی تهدید می شود که مذهبشان سلفی و سنی است و رگه های قوم گرایانه و رویه هایی تجزیه طلبانه دارند.

این شخص"ابوفرناس" نام دارد. ابوفرناس رابط مالی میان حبیب نبگان سرکرده ی گروهک تروریستی و تجزیه طلب
 حرکة النضال و رژیم عرعربستان
 است. پول های عرعربستان به حساب این شخص در دبی واریز می شود و
این شخص کمک های مالی عرعربستان را به حبیب نبگان منتقل می کند.

وی ساکن دبی و خانواده اش در کانادا زندگی می کنند.
گروهکی که خود را گردان شخصِ تروریستی به نام "احمد مولی نیسی" معرفی کرده، مسئولیت یورش با بمب صوتی به خودروی گشتی نیروی انتظامی در اهواز که روز چارشنبه صورت پذیرفت را بر عهده گرفت. این گردان تروریستی، وابسته به گروهک تروریستی و تجزیه طلب "حرکه النضال العربی لتحریر الاحواز" است. این گروهک، پیشینه ای دراز در بمب گزاری و کشتن هم میهنانمان در خوزستان دارد و سرکردگان آن در اروپا و کشورهای دانمارک و هلند مستقر هستند.

اروپا، پادگان تروریست های تجزیه طلب است.

احمد مولی نیسی، سال گزشته ی میلادی از سوی رقیب حزبی خود "حبیب نبگان"، در شهر "لاهه" ی هلند به هلاکت رسید. این گروهک تلاش می کند این اقدام تروریستی در به هلاکت رسیدن نجاست احمد مولی نیسی را به ایران ربط دهد. سرکردگان این گروهک تروریستی، از راه پلیس جهانی زیر پیگرد هستند، اما کشورهای اروپایی تاکنون اقدامی در جهت بازداشت و تحویل این تروریست ها به ایران نکرده اند.

۱۳۹۷ آبان ۳, پنجشنبه

پان ترکیسم مولود حزب بعث صدام حسین + سند

"زهتابی":
"من به نام دوازه ملیون ترک در ایران، به این کنفرانس که علیه تجاوزات ایران نسبت به عراق منعقد گردیده است، درود می فرستم".

سند ساواک از رابطه ی پان ترکیسم و حزب بعث عراق
زهتابی در همایش ۱۳۵۴ بغداد:
"اگر به ایران حمله کنید، ترک های ایران استقبال خواهند کرد".

آیا برای شما این پرسش مطرح شده است که چرا جریان ترک گرا از عملیات تروریستی در اهواز خشنود است و پنهانی و در پس پرده، آن را توجیه می کند ؟

این سند نشان می دهد که "محمد تقی زهتابی" نظریه  پرداز "پانترکیسم" در ایران، سال ها همین شیوه را در عراق بعثی علیه کشور خودش انجام می داد و بخشی از عملیات فریب و ایزایی بعثی ها علیه ایران بود. وی در حقیقت مزدور بی ارزش دستگاه اطلاعاتی عراق بود. همانند جریان ترک گرایی که خود را با عناوین هویت طلب و... پوشش می دهند.

یکی از اسناد وزارت خارجه ی دولت شاهنشاهی ایران، نشان می‌ دهد که زهتابی در یک همایش بین المللی سه روزه متعلق به "پان عربیسم" در بغداد به سال ١٣۵٣، علیه ایران سخنرانی کرده و از "تجاوزهای ایران نسبت به عراق" سخن گفته است. وی در این سخنرانی، به نام دوازده ملیون به اصطلاح ترک، وعده ی خیانت به کشور و خوش خدمتی به عراق بعثی را داده بود. این پیامی به صدام بود که اگر به ایران یورش آورد، آذری ها از وی استقبال خواهند کرد. البته تاریخ نشان داد که آذری ها چه حماسه ای در دفاع از کیان ایران آفریدند.

بر اساس اسناد منتشر نشده ی دیگر، زهتابی ماهیانه ٣۰۰ دینار از برای آموزش در دانشگاه بغداد دریافت می کرد و از برای انتشار نشریه ی "راه اتحاد"، مبالغ هنگفت دیگری از استخبارات عراق می گرفت.

این سند نشان می دهد که جریان قومگرا و بیگانه پرست و خائن به ایرانی، تا چه اندازه آماده ی خیانت به کشور است. جریانی که از اتحاد و ائتلاف با بزرگ ترین دشمنان ایران و همکاری با آنها علیه مام میهن پروایی ندارد و آماده است هر لحظه به کشور خود خیانت نماید. به راستی کسانی که وی را رهبر خود می دانند و با افتخار مدعی هستند تجمع دژ بابک از سوی او بنیانگزاری شده است، با چه روحیه و منشی از چنین فردی پیروی می کنند ؟


متن سند
"طبق مندرجات جراید عراق در کنفرانس سه روزه ی سازمان های ملی و حرفه ای عرب در بغداد، شخصی به نام دکتر محمد تقی زهتابی به نمایندگی از به اصطلاح ملیت ترک ایران، نطقی ایراد کرده و اظهار داشته است که «من به نام دوازه ملیون ترک در ایران به به این کنفرانس که علیه تجاوزات ایران نسبت به عراق منعقد گردیده است، درود می فرستم». وی اضافه کرده است که طبیعی به نظر می رسد که نقش سازنده ی عراق انقلابی که هر روز گام مثبت و نوینی برمی دارد، خشم و ستیز ارتجاعیون ایران را برمی انگیزد.

مراتب جهت اعلام اطلاع از هویت و ماهیت این شخص اعلام گردیده است."

۱۳۹۷ مهر ۴, چهارشنبه

کار خودشونه، یک جنگ روانی است

آورده اند که: "کار خودشونه". این یاوه ی برخی اپوزوسیون نمایان تجزیه طلب است که با حساب های کاربری جعلی و نام ها و فرتورهای جعلی، به اصطلاح همان اپوزوسیون هستند و به اصطلاح علیه رژیم مبارزه می کنند. شما دروغگویید.


یک گروهک تروریستی الله پرست که از عرعربستان و امارات مواجب می گیرد، از یک گروهک تروریستی و آدمخوار دیگر که باز هم از سوی عرعربستان و امارات و اتحادیه ی نجس عرب پشتیبانی می شود، بر سر اینکه کدام یک ایرانیان را کشتار کرده و دست به جنایت تروریستی اهواز زده اند پیشی می گیرند، اما حساب های کاربری جعلی در ف. بوک و توییتر عرعرهای الله پسندانه ی عربی سر داده اند که این جنایت تروریستی کار خود رژیم بوده !!

از این خبرها نیست. اگر شما حرامزادگان ایرانی ستیز مرا نشناسید، جمهوری اسلامی خوب مرا می شناسد و می دانم از تک تک مقاله های من نمی گزرد. اینها خوب می دانند که من و کسانی چون من، همان پناهندگان واقعی با پرونده هایی واقعی هستیم که علیه رژیم مبارزه کرده ایم و این ماییم که ایران را از جانمان عزیزتر دوست داریم و در عین حال، خواستار براندازی ولایت فقیه هستیم. شما حرامزادگان اپوزوسیون نمای تجزیه طلب ایرنی ستیز، هرگز از ما نبوده اید، اما همیشه خودتان را در اپوزوسیون ایرانی جول کرده اید. از این خبرها نیست که خردمندان فریب شما را بخورند.

به تازگی حوثی های قهرمان دست به اقدامی سازنده و تعیین کننده زده اند و یکی از سرهای مار را هدف گرفتند. آنها با پهپاد به سوی قایق چند ده ملیون دلاری توله تپاله ی صحرای عرب "بن سلمان" یورش آوردند و آن را ویران کردند، بدین امید که این جرثومه ی نجاست در آنجا باشد.

اما این تازه آغاز ماجراست. مردم یمن که از اصیل ترین عرب ها هستند، با هویت قومی خود خوب می دانند که دوست تاریخی آنان از زمان هخامنشیان و ساسانیان، همانا ایرانیان هستند. عمان هم این را خوب می داند. از دیگر سو، همان کشورهای پلیدی که روزگاری علیه اسراییل لشگر کشیدند و عرعرهای وانفسا واذلتایشان کون خر را پاره کرده بود، امروز همچنان از گروهک های تجزیه طلب ضد ایرانی پشتیبانی می کنند. تونس و مسر جزو آنها هستند.


جمهوری اسلامی باید برود، اما رفتن این رژیم نباید به بهای نابودی و تجزیه ی ایران تمام شود. رهروان راستین ایران پرستی همچون زنده یاد "شاهپور بختیار"، نمی تواند جز به ایران بیندیشد. اگر شخص اعلا حضرت هم امروز زنده بودند و این چنین دشمنی با ایران را می دیدند، بی گمان در خط مشی مبارزاتی خود بازنگری می کردند و این بر هر ایرانی میهن پرست فرض است که راه خود را از دشمنان میهن کاملن جدا کرده و مرز میان خود و دشمنش را برجسته و آشکار سازد.

من همانگونه که با مصدق حرامزاده آن خائن قهرمان در ستیزم و همانگونه که با تجزیه طلب قهرمان خائنی چون یاغی جنگل در تضاد کاملم، به همان اندازه نیز با تروریست های متجاوز پانکرد و پان عرب و پان بلوچ و شاید در آینده، پانترک نیز در ستیزم و پیش از آنکه جمهوری اسلامی دشمن ایران باشد، تپاله های بازمانده ی "قاضی محمد" کمونیست تجزیه طلب و "شیخ خزعل" های نجاست زاده، دشمن ایرانند. ما می خواهیم ایران به هر قیمت بماند و دشمنان ایران به هر قیمت نابود شوند.

آن نیروهای میهن پرستی که در ایران گرفتار این رژیمند، دوستان میهن پرستان برون مرزند و انگل های تجزیه طلب سکولار بازی همچون "نوری علا" و "شیرینک عبادی"، هیچ جایگاهی در تاریخ مبارزاتی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی ندارند، بلکه تاریخ از آنها به عنوان خائنان و تجزیه طلبان یاد خواهد کرد. بر این سیاهه ی پلشت، نام "شادی صدر" و دیگر خفت زادگانی از این دست را نیز باید افزود.

سخنان مهم و هشدار دهنده ی نماینده ی اهواز در مجلس پس از یورش تروریستی اهواز
عقبه تروریست ها به عنوان فعال و کنشگر سیاسی، در استان فعالیت می‌ کنند. "همایون یوسفی" نماینده ی اهواز در مجلس شورای کزایی اسلامی، در سخنرانی خود در صحن علنی، نسبت به تکرار رویدادهای تروریستی و بی توجهی دولت هشدار داد:

"رویدادهایی که در استان خوزستان شاهد آن هستیم، همانند رویدادهایی است که در سال ۸۴ رخ داد و همان بازیگران سیاسی که به عنوان دشمن در بیرون از کشور هستند، هم اکنون عقبه‌ ی شان در استان خوزستان به عنوان کنشگران سیاسی در حال فعالیت هستند و باید موضع خودشان را نسبت به وقایع رخ داده در خوزستان مشخص کنند.

من به عنوان نماینده ی خوزستان و اهواز، بارها مسایل را پیش بینی کرده و مستند به همه ی سرکردگان دولت به دست داده ام، اما دریغ از گوش شنوا.

من نگران هستم که رخدادهای سال ۸۴ دوباره اتفاق بیفتند، با این تفاوت که اکنون دشمنان ما تجربه ی سال ۸۴ را دارند. اکنون آستانه ی تحمل مردم کمتر شده، از سویی اگر رخدادهای امروز پیشگیری نشود، چه بسا در آینده ادامه پیدا کند و من از این جایگاه اعلام می کنم دولت و مجلس باید توجه ویژه تری به استان خوزستان داشته باشه و هر گونه مماشات در برخورد با مسایل را با دقت بیشتری پیگیری کنند".
منتظر انتقام سخت، تعیین کننده و دردناک از ایرانی ستیزان و تروریست ها هستم.

۱۳۹۷ مهر ۳, سه‌شنبه

شورای امنیت ملل متحد، تروریست های اهواز را محکوم کرد

شورای امنیت ملل متحد که تاکنون چند بار علیه خود جمهوری اسلامی هم قطع نامه صادر کرده است، این بار علیه جنایت تروریستی اهواز، صورت گرفته از سوی گروهک های الله پرست پان عرب "الاهوازیه" و "داعش" را محکوم کرد.

بدین جهت، راه برای دستگیری تروریست ها در سراسر جهان هموار شد.


ایران از اکنون می تواند به پشتوانه ی قوی محکومیت ترویست ها در شورای امنیت، از کشورهایی که سرکردگان و مزدوران تروریست ها در آنجاها زندگی کرده و خود را در پوشش مسخره ی "فعال و کنشگر حقوق بشر" و "مبارز سیاسی اپوزوسیون" و "پناهنده ی سیاسی" جا زده اند، بخواهد تا این نجاست ها را به جهت محاکمه، به ایران بازگردانند. اما از آنجا که حکم این حرامزادگان اعدام خواهد بود، پیش بینی می شود که تروریست ها به ایران بازگردانده نشوند.

ایران همچنین برگ برنده ی دیگری را هم در اختیار دارد و آن، اعتراف تلوزیونی احمق احمق زاده، سخنگوی گروهک تروریستی الاهواز می باشد که در در تلوزیون "ایران اینترنشنال" کرده است. او در گفتگویی کوتاه با این تلوزیون عرعربستانی مقیم لندن، اعتراف کرد که یورش تروریستی اهواز را این گروهک ترتیب داده و هتا آن را جزو حقوق بشر خود دانست و آن را دفاعی خلق کس کش خود معرفی نمود !!



این هم از اسنادی که دانمارکی ها برای پس ندادن تروریست ها بهانه آورده بودند. د بالا...

ما ایرانیان تشنه ی خون و انتقامجویی بیشتر از این از تروریست های تجزیه طلب هستیم. صبرمان لبریز شده است و می خواهیم که همه ی تروریست های مسلح تجزیه طلب، از پانکرد و پان عرب گرفته تا پان بلوچ و پانترک و پانگه های دیگر، به شدیدترین شکل ممکن نابود گردند و امنیت ملی در حفظ یکپارچگی کشور، تامین و جاودانه شود. این گروهک های تجزیه طلب بوده اند که همیشه مسیر دمکراسی خواهی مردم ایران را با مشکلات بسیار و قابل حل نشدن روبرو کرده اند و تا این چوب های لای چرخ وجود دارند، مبارزات سیاسی و آزادی خواهانه ی ملت ایران علیه ولایت فقیه به جایی نمی رسد.

اگر تروریست ها و سرکردگان و فرمان دهندگانشان به ایران فرستاده نشوند، باید خود آن کشورها آنها را محاکمه کنند یا به دیوان حقوق بشری اتحادیه ی اروپا و دادگاه لاهه گسیل دارند. آنها باید یا تا آخر عمر پلیدشان پشت ملیه های زندان بپوسند یا آنکه در ایران اعدام گردند.



از اینرو، آنها که خود را ایران کرد نمی دانند و بر "کورد" بودن خود تاکید دارند، ایرانی نیستند و باید تابعیت آنها هر چه سریع تر لغو گشته، آنها را از سلک خائنان به کشور خارج کرده و در سیاهه ی دشمنان ایران، طبقه بندی کنند.

"بن سلمان" که زاده ی خیانت و حقارت است، بداند که نه تنها جنگ را به درون عرعربستان خواهیم کشاند، که کاری خواهیم کرد که دیگر آب خوش از گلوی هیچ متوحش الله پرستی که علیه ایران قد علم کرده است، پایین نرود. این تازه آغاز ماجراست و ما برای نابودی دشمنانمان، از هیچ اقدام قانونی و میهن پرستانه ای پرهیز نخواهیم کرد. همه ی گزینه ها روی میزند.

۱۳۹۷ مهر ۲, دوشنبه

بررسی تحولات منطقه و به روز کردن رویکرد

آمریکا اکنون در سوریه و عراق حضور نظامی دارد. این کشور در زمان "حسین اوباما" به پشتیبانی از تروریست های الله پرست عرعربستان موسوم به دولت اسلامی عراق و شام (داعش) پرداخت و به همراه کشورهای تروریستی عربی اسلامی و اروپا و جهان غرب، خواستار سرنگونی بی قید و شرط "بشار اسد" شد.


تاریخ تروریسم اسلامی نشان می دهد که از آغاز موجودیت نجاست اسلام به سرکردگی محمد تازی پیامبر خودخوانده ی اسلام، هر جا که سخن از سلحشور و مبارز و مرد خدا و شهید رانده می شود، سخن از تروریست هایی است که برای عقیده و اشغال سرزمین و دارایی ها و تصاحب زنان و کودکان مردم مورد یورش قرار گرفته، دست به سلاح برده و جنگ را آغاز کرده و انسان ها را کشتار نموده اند. رویه ی اسلام در این هزار و چار صد سال، از یورش قادسیه به جهانگیری پارس تا یورش به سوریه و عراق علیه منافع ملی ایران، هیچ دگرشی نداشته است.

نکته اینست که بر خلاف اراده ی ملی مردم ما در خواست دوستی ایران با اسراییل، جمهوری اسلامی از آنروی وارد خاک سوریه می شود و در عراق با داعش می جنگد که قصد دارد راه مستقیم زمینی به لبنان و سپس به اسراییل را به وجود آورده و در اختیار خود بگیرد. امری که تاکنون در آن پیروز بوده است. در غیر این صورت، یعنی اگر خواست و هدف اصلی جمهوری اسلامی، نابودی و جنگ با اسراییل نمی بود، کمک نظامی و همه جانبه به بشار اسد و عراق، بسیار کار نیکو و درستی به شمار می آمد.


اما امروز خبری از سوی کاخ سپید منتشر شد، مبنی بر اینکه آمریکای "دانلد ترامپ" دیگر بشار اسد را به ترک قدرت مجبور نمی کند. ادبیات حزب چپ و دمکرات آمریکای حسین اوباما که می گفت بشار اسد و رژیمش باید بی قید و شرط سرنگون شوند، اکنون از سوی دولت راست کردار دانلد ترامپ از شکل ددمنشانه اش خارج شده و رنگ انسانی به خود گرفته است. نکته ی این سخنان نیز آنجاست که آمریکا تا زمانی قصد سرنگونی بشار اسد را داشت که دست نشاندگان وی در عراق و سوریه که از سوی عرعربستان سعودی همه جوره پشتیبانی می شدند، موجودیت پر قدرتی داشتند و سرزمین های بسیاری را اشغال کرده بودند.

اما اکنون که این گروهک تروریستی الله پرست از هم پاشیده است و نقطه سر خط این رسیده است که قرار است با تروریست های موسوم به "ارتش آزاد" و "جبهة النصرة" تعیین تکلیف شود، بار دیگر عرعرهای حقوق بشری کس کشان سیاسی و روسپی زادگان تازی مکه و مدینه بلند شده است که مبادا خون مردم عادی را در ادلب بریزید !! گو اینکه تا امروز این بشار اسد و جمهوری اسلامی بوده اند که در عراق و سوریه دست به جنایت های تروریستی می زده اند و ما خبر نداشته ایم !!

از این خبرها نیست. این ماتحت خواری های بی معنی از حقوق بشر، محلی از اعراب ندارد. ادلب یا تسلیم می شود یا وارد جنگ می گردد. هیچ گروهک و مخالفی که تفنگ به دست گرفته است، حق ندارد در سوریه و عراق وجود داشته باشد، چه رسد به اینکه یک شهر سه ملیون تنی را هم اشغال کرده و به گروگان گرفته باشد. اگر جنگ می خواهید، جنگ مشروع آزادی سازی ادلب اشغالی را کلید خواهیم زد.

مدعیان زنازاده ی حقوق بشری که از کون خر درآمده اند، یعنی همان کشورهای تروریستی اسلامی عربی، در پی جنایت تروریستی داعش و گروهک تجزیه طلب عرب الله پرست "الاهواز"، یا موضع سکوت گرفتند و یا ابراز خوشحالی کردند و مشکلات را به گردن جمهوری اسلامی انداختند و در به اصطلاح جنگ کزایی خود موسوم به جنگ روانی که تنها ابلهان و شیفتگان کس خر را تحت تاثیر قرار می دهد، یاوه سرایی را تا بدانجا کشاندند که "کار خود جمهوری اسلامی بوده" !!

کس مادران بدانند که با دریا دریا دروغ و بی شرافتی ذاتی که هر روز بیشتر و بیشتر از خود بروز داده اند، مردم بیشتر و بیشتری جذب سیاست های مخالف آنان می شوند.



هم راهی با حضور نظامی ایران در سوریه و یمن و عراق، به هیچ روی هم رایی با دیدگاه های جمهوری اسلامی نیست، بلکه من توجیهات خود از برای این رویکرد را دارم که بخشی از آنها را در این مقاله منتشر نمودم. هر آنچه که به اسلام واقعی و اصیل زیان بزند و هر آنچه که موجودیت و منافع رژیم کثافته ی ناب اسلامی یعنی عرعربستان سعودی را به خطر انداخته و نابود سازد، مورد پشتیبانی من به عنوان یک ایرانی میهن پرست است. عرعربستان دشمن تاریخی ایران است و باید به همراه اسلام تحمیلی و خونریزش نابود شود.

زباله دانی هایی همچون پاکستان نیز، پیشاپیش دهه هاست که تمام قد در کنار عرعربستان ایستاده اند و هتا چند بمب اتمی نیز به این رژیم داده اند. عرعربستان مشغول کندن گور خود است.

برخی از کشورهای جهان، جنایت تروریستی اهواز را محکوم کردند؛ انگشت اتهام به سوی عرعربستان دراز است

در دستگاه های اطلاعاتی رده بالای رژیم، ارزیابی آنست که یورش تروریستی شنبه در اهواز، از سوی گروهک تجریه طلب "الاحواز" با کمک مالی و تسلیحاتی رژیم الله پرست و تروریستی عرعربستان سعودی صورت گرفته و نوعی عقده گشایی های تاریخی به ویژه در پشتیبانی ایران از مبارزان یمنی ویورش های موشکی حوثی ها به این رژیم می باشد.


سخنان خامنه ای که امروز این سو قصد دهشتناک را به "دولت های دست نشانده ی آمریکا در منطقه" نسبت داد، این ارزیابی را تقویت می کند.

سرکردگان رسمی ادعا می کنند که شمار قربانیان تنها ۲۵ تن بوده و ۶۰ تن نیز زخمی شده اند، اما منابع خبری ارزیابی می کنند که شمار واقعی تلفات ممکن است رقمی بالاتر باشد. احتمال می رود که هنوز شمارش کامل کشته شدگان تکمیل نشده باشد و همچنین گزارش رسیده که حال برخی از زخمی ها نیز وخیم است و بیم مرگ آنها می رود.

در گزارش ها آمده است که دو تن از کشته شدگان از افسران سپاه پاسداران، با درجه ی سرهنگ و سروان بوده اند. همچنین ۱۱ تن از کشته شدگان سربازان وظیفه بودند. یک آخوند مسئول عقیدتی سیاسی ارتش و همچنین دو تن از افراد بسیجی، در شمار کشته شدگان اعلام گردیدند. همچنین یک کودک ۴ ساله نیز، کشته شده است.

گرچه گروهک تروریستی داعش مسئولیت این جنایت تروریستی را بر عهده گرفته، اما به دید می رسد که ارزیابی درست تر، این رویداد را به گروهک پان عرب الاهواز نسبت می دهد.


آنچه این ارزیابی را تقویت می کند که یک کشور خارجی پشت سر این سو قصد قرار داشته باشد، مهارتی است که متجاوزین در شیوه ی عملیاتی خود نشان دادند. گر چه مقامات محلی ادعا می کنند که هیچ یک از شخصیت های سرشناس رژیم در اهواز آسیب ندیده اند، اما شمار بالای تلفات و زخمی، نشان می دهد که تروریست ها دارای تجربه ی جنگی بوده و یا آموزش اساسی دیده بودند.

به احتمال بسیار، آموزش تروریست های پان عرب در عرعربستان انجام گرفته است.

رژیم دژخیم عرعربستان، سال های گزشته بارها به تروریست های متهاجم پان بلوچ و پانکرد و دیگر تروریست ها و قومگرایانی تجزیه طلب، پول و اسلحه داده تا به این وسیله بتواند با ایجاد ناامنی در کشور، مقدمات جنگ داخلی و تجزیه ی ایران را آماده سازی کند. ایران در یمن حضور نظامی دارد و قصد دارد تا رژیم دست نشانده ی سعودی در این کشور را کاملن نابود کند.


گروهک تروریستی الاهواز، تاکنون چندین همایش با حضور سرکردگان خود در کویت و تونس و چند کشور عربی دیگر از جمله مسر و عرعربستان را برگزار کرده است. استان خوزستان ایران که یکی از غنی ترین بخش های کشور است، در گزشته مورد ادعای مالکیت "جمال عبد الناصر" رییس جمهور پان عرب وقت مسر و همچنین دیکتاتور لاشه مرده ی عراق "صدام حسین" قرار گرفته بود. چند دولت جهان، بیانیه هایی در نکوهش جنایات ترویستی روز شنبه ی اهواز انتشار دادند. سخنگوی کاخ سپید در واشنگتن، به نام "شورای امنیت ملی ایالات متحده"، اعلام داشت که ملت آمریکا با ملت ایران ابراز هم دردی می کند و با ژست دایه ی مهربان تر از مادر، از رژیم خواست تا تلاش خود را در راه تامین امنیت مردم کشور خود به کار برد.

همچنین دولت های اسپانیا و سلطان نشین عمان هم، جنایت تروریستی الله پرستان تجزیه طلب پان عرب را محکوم کردند. شاهزاده "رضا پهلوی" نیز پیامی در حساب توییتر خود به این مناسبت انتشار داد و با خانواده های قربانیان ابراز هم دردی کرد.

۱۳۹۷ مهر ۱, یکشنبه

آن کشورهایی که به سرکردگان تروریست ها پناه داده اند، باید تاوان پس دهند

کشورهایی همچون انگل ستان، هلند، دانمارک، کانادا و دیگر کشورهای اروپایی از جمله ایالات متحده، که جانپناه سرکردگان تروریست های تجزیه طلب ضد ایرانی می باشند، مسئول امنیت این آدمکشان و ایرانی ستیزان هستند.


گروهک تروریستی و الله پرست پان عرب "الاهواز" که پیشتر در یک تسویه حساب داخلی که بر سر دعواهای درون جناحی خود رخ داد، سرکرده و بنیانگزار این گروهک به نام "نیسی" را در لاهه ی هلند ترور کرده بود - تروریست های این گروهک تروریستی با خودشان هم اختلاف دارند و چند فرقه و دسته شده اند -، در پی جنایت ترویستی اهواز علیه هم میهنان بی دفاع ما، با افتخار از جنایت خود دفاع می کند.

ما از نیروهای مسلح ایران می خواهیم این خنده ی پیروزمندانه ی ایرانی کشان را به تلخ ترین و دردناک ترین شکل، از روی چهره ی آنان بردارد.

کشورهای تروریستی و الله پرست عربی که این جنایت تروریستی علیه ایران و ایرانیان را محکوم نکرده اند، رژیم هایی ضد ایرانی و متخاصم تلقی می شوند که از کوچک ترین ضربه به پیکره و امنیت و تمامیت ارضی کشور و ریخته شدن خون هم میهنان پارسیمان، نهایت خوشحالی را کرده و رقص عربی به راه می اندازند. این تازیان حرامزاده، عامل بدبختی هزار و چار صد ساله ی ایران و از کینه توز ترین دشمنان ایرانی ستیز قلمداد می شوند و ایرانیان باید دشمن خود را خوب شناخته و آنها را نابود کنند.


طاها اقدامی کوچولوی چار ساله ای که در جریان جنایت
تروریستی اهواز، جاوید نام شد
آن کشورهای اروپایی و کانادا نیز که به تروریست ها امان داده اند، مسئول جنایت تروریستی اهواز می باشند و باید در راستای منافع ملی ایران، سرکردگان گروهک های پان عرب تروریست را به ایران تحویل داده یا در دادگاه های خود محاکمه نمایند. این تروریست ها باید از نفس بیفتند و باید انتقام خون هم میهنان کشته شده ی ما گرفته شود.

بدین وسیله، هر گونه عملیات تهاجمی علیه هر آنچه که متعلق به رژیم متکبر و ایرانی ستیز عرعربستان می باشد، باید در اولویت نیروهای مسلح ایران قرار گیرد. رژیم عرعربستان و موجودیت این کشور که خاستگاه اسلام تروریستی و تحمیلی است، بنیانی ضد ایرانی دارد و به خاطر رویکردهای نژاد پرستانه ی اعراب که در پوشش سنی گرایی و اسلام بازی خود را پنهان کرده است، نمی توان به منظور بقای ایران به این رژیم اجازه داد تا همچنان پا بر جا باقی بماند. هدف ایرانیان میهن پرست باید سرنگونی رژیم دشمن یعنی عرعربستان سعودی باشد.


بدین وسیله، پشتیبانی خود را از حضور نظامی ایران در یمن اعلام کرده و این مسئله را امری جدای از مبارزات براندازانه ی خود علیه رژیم می دانم. حوثی های ضد سعودی را تقویت کنید و خاندان آل نجاست سعودی را سرنگون سازید.

کشورهای اروپایی که تاکنون با دسیسه ی دمکراسی بازی و ژست های نخ نما و پوسیده ی حقوق بشری، به تروریست های ضد ایرانی پناه داده اند، زین پس باید جایگاه خود را عوض کنند و به سود ایران، از پشتیبانی تروریست ها دست بردارند. از همه ی کشورهایی اروپایی که گروهک های تروریستی پان عرب و پانکرد تجزیه طلب را در خود جای داده و یا به مزدوران آنها به گزاف پناهندگی سیاسی داده اند، باید حسابرسی کرد و در برابر پشتیبانی از تروریسم ضد ایرانی، انتقام ایرانیان کشته شده از سوی تروریست ها را گرفت.

نجاست تجزیه طلب شادی صدر از تروریست های گروهک تضامن در نشست این گروهک در لندن