هنگامی که به شما می گفتند فلان دوقتور و محندث زیر نور چراغ برق کوچه یا شمع
درس خوانده و چیزی شده، داشتند به شما دروغ می گفتند
جایزه ی نوبل به ابرمغزهایی تعلق گرفته است که مسیر دانش را با اکتشافات و اختراعات خود، به سوی تمدن بشری سوق داده اند؛ این همه ی ماجرا نیست، زیرا نوبل بازی یک تبعیض آشکار و یک استعمار فرانوین است.
کشور هندوستان با داشتن نزدیک به ۱.۵ ملیارد جمعیت و تاریخی به دیرینگی تمدن نانوشته و سانسور شده ی بشری، هتا یک محفل علمی و دانشورزانه همچون نوبل را هم دارا نیست. این در حالیست که کشور کوچکی همچون سوئد با داشتن جمعیتی نزدیک به ۱۰ ملیون و مساحتی خنده دار در قیاس با شبه قاره ی هندوستان، محفل علمی نوبلی را به نام خود سکه زده است که پادشاه این کشور آن را فرنشینی می کند.
چگونه است که رییس جمهور نمادین هندوستان، رییس جمهور چین یک ملیارد و خورده ای چین، مرکز فناوری های دیجیتالی آسیا یعنی ژاپن و کره ی جنوبی و روسیه، با آن همه عرض اندام اقتصادی و علمی و سیاسی و نظامی، هتا یک محفل مشابه نوبل را هم دارا نمی باشند ؟؟
حضرت مولانا:
هیچ کس بی استاد پیش خود چیزی نشد
هیچ آهن بی آهنگر خنجر تیزی نشد
چرا خاورزمین سانسور و سرکوب می شود ؟؟
در فیلمی که از برای به اصطلاح روشنفکر و مبارز هندوستان "ماهاتما گاندی" ساخته اند، وی در حالی مشغول به اصطلاح مبارزه با انگل ستان استعمارگر اشغالگر تا دندان مسلح و چیره است، که در راهپیمایی خود و هم پالگی هایش، فریاد می زند که چون هندوستان جزوی از جهانگیری خونین انگل ستان است، پس او حق دارد که راهپیمایی کند !! هم او بود که سرانجام با بهانه ی استقلال هندوستان از انگل ستان خزنده، سبب شد که بنگلادش و پاکستان و سری لانکا بنا بر نقشه ی پیر استعمار از این کشور باستانی تجزیه شوند تا جای پایی برای بازی های آینده ی قدرت های انگل ساکسونی فراهم آید.
بر روی هر پول امروزی هندوستان، تنها نقش آن میمون دست آموز انگل ستان، یعنی ماهاتما گاندی را می بینید و این یک فاشیسم و دیکتاتوری آشکار است.
فقر یعنی مهار انسان و مهار انسان یعنی فقر و تکرار این چرخه یعنی
آفرینش بدبختی و تداوم سیه روزی
انگل ستان با تردستی اسلامی خود، هم اسلام فقاهتی را در چارچوب دم و دستگاه آخوندی به وجود آورد و هم صدها فرقه و مسلک صوفی و درویشی را همچون گله ی ماران به جان آسیا و خاورمیانه انداخت. این انگل ستان است که همه ی شرارت ها و بدبختی ها را بر سر مردم جهان، به ویژه آسیاییان و آفریقاییان و بومیان آمریکا و استرالیا آورده است.
در این میان، نقش خدای موهوم تماشاچی نیز، نقش یک اولولک سر لته بیشتر نبوده است و زورمندان و اشغالگران برده دار، به خوبی به وهمی بودن موجودیت خدا آگاه بوده اند و چون مردمان در ناآگاهی و بی خردی غرقه شده اند، برایشان به جای چراغ دانش و خرد، دین و فرقه تراشیده اند تا آنان را با خشتک دین بارگی خود مشغول سازند.
فناوری های نوین که امروزه همه ی جهان را در بر گرفته است، تنها سرچشمه ای باختر زمینی دارند، همانگونه که همه ی دین های کثافت و انسان ستیز، سرچشمه ای آسیایی و خاورمیانه ای.
بنیانگزاران جایزه های تاق و جفت جهانی که در ثروت
و خوشی، آروق های حقوق بشری می زنند، چشمشان
را بر روی واقعیت هایی که جلوی چشمتان و در زندگی
دردمندتان است را، مصلحتانه و مردم فریبانه بسته اند
این یک الگو برای سرکوب و مهار بشریت و قلع و قمع آزادی انسان هایی است که به جرم نداشتن خون اروپایی، برای صدها سال پیاپی مستعمره و برده شده اند. فراورده های فناوری در اختیار مردم قرار می گیرد، اما خود فناوری نه. این تبعیض با این روش، جااندازی و مستمر شده است و سبب گشته تا باختر زمین با قدرت ویرانگر و یکه تاز اقتصادی، سیاسی و علمیش، بتواند بر سر جان و مال و تمدن و تاریخ و سرنوشت و آینده ی مشرق زمین، نقش تعیین کننده و تصمیم گیرنده داشته باشد.
جمهوری اسلامی انگل ستان و شخص فاحشه ی بریتانیا ملکه الیزابت چندم، آن سوسمار خزنده ی انسان نما، همان دجال خانه ی اهریمن پرستی است که اخوان المسلمین را از یکسو و فرقه ی شیطان پرستی "آلیستر کراولی" را از سویی دیگر راه می اندازد.
این کثافت خانه ی انگل ستان است که تا گردن در خون انسان ها غرقه است.
در حالی که اوج مطالبات ملت های در رنجی همچون ایران، به نان بخور و نمیر و کار و مسائل جنسی فروافتاده است، هیچ کس را در هیچ رسانه ای نمی بینید که دیگر نسبت به تداوم و استمرار این استعمار فرانوین انگل ستان حرامزاده معترض شود و هتا کوچک ترین سخنی از آن به میان آورد. این رییس جمهور رژیم اسلامی است اما، که با وقاحت ویژه ی آخوندی، در برابر "ترزا می" پیره مترسک ساق لخت انگل ها می نشیند و خنده ی پدرخواندگی سرمی دهد !!
دشمن خود را بشناس، زیرا اهریمن در خوش چهره ترین و فریبنده ترین شکل بر انسان ظاهر شده است.
- اعلا حضرت فکر می کنند در پس یورش هایی که به شکلی پیوسته علیه کشورشان صورت می گیرد، چه منظوری نهفته است ؟
شاهنشاه آریامهر: این یورش ها در وهله ی نخست، با مسئله ی نفت آغاز شد. هنگامی که ما تلاش کردیم سیاست ۵۰، ۵۰ خود را با "ماته ایی" ایتالیایی دگرش دهیم و آن را به صورتی درآوریم که ۷۵ درصد نصیب ما و ۲۵ درصد سهم طرف مقابل شود، نخستین یورش ها علیه من و کشورم آغاز شد. گرچه ماته ایی کشته شد، اما یورش ها علیه کشور ما ادامه یافت. تا پیش از این جریان، هرگز سابقه نداشت که یک دانشجوی ایرانی در خارج از ایران دست به تظاهرات بزند و هیچ گاه وسایل ارتباط جمعی آمریکا و اروپا به ایران یورش نمی آوردند.
بی تردید پس از بروز مسئله ی نفت بود که یورش ها علیه ایران آغاز شد و چون ما سیاست خود را با قدرت هر چه بیشتر ادامه می دادیم، به گونه ای که در چار یا پنج سال پیش (۱۳۵۲)، اختیار تمام ذرات هیدروکاربور را در اختیار گرفتیم، این یورش ها هم زمان به اوج خشونت رسید و هتا تبدیل به نفرت شد که چرا و چگونه یک کشور آسیایی چنین جراتی به خود می دهد.
اعلا حضرت محمد رضا شاه پهلوی:
میان ما و قدرت های امپریالیستی برخوردی روی می دهد
سخن تاریخ شاهنشاه آریامهر:
قرارداد امپریالیستی نفت با هفت خواهران، از ۵۷ تحت هیچ
شرایطی تمدید نخواهد شد
در حقیقت ما با واقعیات گام برمی داشتیم، در حالی که آنها از واقعیات دور مانده بودند. مسئله در اینجاست که چگونه یک کشور جرات می کند پیشنهادهایی به دست دهد که با منافع اختصاصی برخی ها مغایرت دارد ؟! منظورم همان کارتل های بزرگ نفتی است (هفت خواهران). واقعن این که جز استعمار چیز دیگری نیست. پس از پایان جنگ (جنگ دوم جهانی) به نظر می رسید که امپریالیسم و استعمار به پایان رسیده است، با این وجود این دو در دو شکل مختلف ظاهر گشتند:
یکی استعمار سرخ و دیگری منافع اقتصادی که سرمایه داران برای خود مقرر می دانستند. اینها مایل بودند که چپاول و غارت کشورهای بی دفاع را ادامه دهند. یکی از انگیزه های این یورش ها، "حسادت" است. حسادت از اینکه چگونه ممکن است ایران قادر باشد در مدت ۱۵ سال، بیش از هر کشور دیگری در جهان پیشرفت کند. این یک ادعای بی اساس نیست. برای اثبات آن، شما می توانید تحقیق و مقایسه کنید. این مقایسه بسیار آسان است. هتا دشمنان ما هم می توانند اگر مایل باشند، در این باره تحقیق کنند.
گفتگوی شاهنشاه آریامهر با "ادوارد سابلیه" مفسر فرانسوی در امور خاور میانه
با درایت داهیانه ی شاهنشاه ایران، ایران به
بالاترین رشد اقتصادی جهان دست یافت
سنجشی تلخ میان دو رهبر مملکتی خردمند و میهن پرست، دانلد ترامپ رییس جمهور میهن پرست
آمریکا و شاهنشاه ایران بزرگ ارتشتاران اعلا حضرت محمد رضا شاه پهلوی
منابع:
۱. رادیو فرانسه، خرداد ۲۶۳۶.
۲. روزنامه ی کیهان، ۳۰ خرداد ۲۵۳۶ برابر با ۱۳۵۶ فرار خورشیدی.
۳. پوشینه ی دوم کتاب شورش در ۵۷، نوشته ی سیاوش بشیری، رویه های ۴۹ و ۵۰.
مسئله، مسئله ی نماد پردازی الله پرستان اخوان المسلمین است؛ اخوان المسلمینی که اندکی بیش از یک سده ی پیش، در قلب ام القرای جهان اسلام، یعنی لندن بنیان گشت و تا به امروز سرکردگی آن را فاحشه ی بریتانیا موسوم به ملکه الیزابت چندم بر عهده دارد.
من به خورشید باور دارم، متن ترانه ای است که از روی نوشته ای ساخته شده
است که بر روی تکه کاغذی در جنگ جهانی دوم، در کلیسایی پیدا شده بود
این مسئله ای است که جا دارد خردمندان و اندیشورزان به آن بپردازند و آن ارزیایی و گشایش افقی گسترده تر نسبت به جشن های برگزار شده ی جهانی در دین ها و مذهب های گوناگون و ارتباط و هم خوانی و هم پوشانی آنها با یکدیگر است. یکی از آشکار ترین نمونه های این دست ارتباطات ناگفته اما همیشه آشکار، وجود هم زمان دو جشن "نیمه ی شعبان" در اسلام بیشتر شیعی و "استر" مسیحی است. جشنی که هر دو بر سر زایش و زادروز فردی استوارند د که هزاران سال پیش یا کشته و سپس زنده شده و یا از اساس به غیبت رفته و همچنان زنده است.
به دیگر سخن، جشن های نیمه ی شعبان و استر، نه نماد باورمندی به دکان های دین فروشی اسلام اهریمنی و مسیحیت سر هم شده ی شتر گاو پلنگ، که نماد باورمندی به باززایش است.
در این دو استوره پردازی نمادین، دو شخصیت مهدی موهوم عمام دوازدهم شیعیان و ایسای ناسره پیامبر بی پدر مسیحیان، هر دو یک شخصیت یگانه و یکتا می باشند که از قضا هر دو هم به ملکوت اعلا رفته و غیب شده اند و در باورمندی شیعیان نیز این مورد برجسته و قابل اشاره ی ویژه است که آنها باور دارند که در هنگام ظهور مهدی موهوم، ایسا نیز به همراه او فرود خواهد آمد و امور مسیحیان را به شمول سیاهی لشگر جهان اسلامی مسیحی آخر الزمانی، به دست خواهد گرفت.
دو جشن نیمه ی شعبان و استر که در کشورهای الله زده و مسیح زده اجرا می شوند، امسال در روزی بسیار نمادین نیز برگزار می گردند و آن روز، همانا روز یکشنبه یعنی روز خورشید است.
نماد تک چشم بر روی تک دلاری آمریکا و نیز پیشبند تشریفات فرواماسونری
روز خورشید، روزی است که جاویدان به نام خدای خورشید نام گزاری شده است که با نام های بسیاری از جمله "راع" نیز خوانده می شود. این واژه سپس در عربی به "راء" و "رویت" تبدیل شده که معنای "دیدن" و "تماشا کردن" می دهد. هم از همینروست که نماد آنچه که خود شیعیان آن را "خر دجال تک چشم" می خوانند، همانا نمادی تک چشم است که بر روی دلار آمریکا و هر بنیاد فراماسونی دیگری هم به چشم می خورد.
در واقع یورش تروریسم اسلامی به نماد پردازی مشترک شیعیان و مسیحیان، یعنی دو گروه مذهبی باورمند به ظهور غایب و یا باززایش، دقیقن در روزی انجام می گیرد که این دو جشن پس از سال ها با یکدیگر تلاقی کرده و در یک روز مشترک، آن هم روز خورشید افتاده اند. نکته ی بیشتر آنکه، جشن استر هر سال در روز یکشنبه برگزار می گردد، در حالی که امسال این روز و این جشن، با جشن شیعیان در یک روز مشترک افتاده است و دلیل یورش الله پرستان که بر اساس متن خون آلوده ی تازی نامه، شیعیان را جزو کافران و مشرکان تلقی می کنند، این بوده است که جشن نیمه ی شعبان شیعی با استر مسیحی در یک روز افتاده است. این اعلام جنگ نیست، بلکه تداوم جنگ است.
به آتش کشیده شدن نماد مسیحیت اروپا یعنی کلیسای جامع نوتره دام، نه یک رویداد اتفاقی،
که یک یورش برنامه ریزی شده ی اسلامی بود که هدف از ویرانی آن، اعلام پایان مسیحیت
در اروپا و نیز چیرگی تاریکی اسلام بر روشنایی آزادی در این قاره است
محاسبه پردازان نمادگرای انجمن مخفی اخوان المسلمین یا همان تروریسم جهانی اسلامی، در راستای پیشبرد اهداف ضد مسیحی خود در آسیا و اروپا، به دستور فراماسونری مشترک انگل ایسی، فرانسوی، آلمانی، نخست پیش از ورود اروپا به جشن استر ۲۰۱۹، نماد مسیحیت اروپایی یعنی کلیسای "نوتره دام" پاریس را به آتش می کشد و سپس در اقدامی شوم و مردم ستیزانه، در سه کلیسا جان انسان های مسیحی را به بهانه ی گسترش اسلام اهریمنی و دشمنی با مسیحیت، می گیرد.
به آتش کشیده شدن نماد مسیحیت اروپا یعنی کلیسای جامع نوتره دام، نه یک رویداد اتفاقی، که یک یورش برنامه ریزی شده ی اسلامی بود که هدف از ویرانی آن، اعلام پایان مسیحیت در اروپا و نیز چیرگی تاریکی اسلام بر روشنایی آزادی در این قاره است. جالب است بدانید که کلیسای نوتره دام در تاریخ ۱۱۶۳ میلادی بنیان گزاشته شده است که یادآور ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و آغاز یورش تاریکی پسا روزگار ۲۰۰۰، به جهان آزاد تلقی می گردد:
(۶+۳)۱۱ = ۱۱.۰۹
اوج نماد پردازی های در این یورش تروریستی اسلامی، اعلام پایان یافتن روزگار (عصر) مسیحیت در دو قاره ی همسایه ی اروپا و آسیاست.
فاحشه ی بریتانیا موسوم به ملکه الیزابت چندم و اعلام سیده بودن این حرامزاده در
رساندن تبار و نسب خویش به محمد تازی پیامبر خودخوانده ی اسلام عربی
این دستور کار برچیدن مسیحیت از اروپا و اسلامی سازی این قاره، از الزامات نظم نوین جهانی به سرکردگی فاحشه ی سوسمار انگل ستان موسوم به ملکه الیزابت چندم است که طرح آن را سال ها پیش با لچک پوشی این پیره زن هرزه به سبک اسلامی، آشکارا آغاز کرده اند. در این دستور کار صادر شده از سوی انگل ها، فاحشه ی بریتانیا خود را از تخمه ترکه های ممد تازی پیامبر خودخوانده ی اسلام قلمداد می کند و در واقع خود را یک "سیده" معرفی می نماید.
اکنون، نماد پردازی آدمکشان و تروریست های الله پرست، جان ۲۰۷ انسان بی گناه را در سری لانکا گرفته است. من ضمن آنکه با همه ی داغداران آن کشور، اعلام همدردی می کنم، به بررسی بیشتر این موضوع می پردازم.
جا دارد که به بررسی روز یکسان دیگری بپردازیم که در آن روز، جشن نیمه ی شعبان شیعی در روز یکشنبه افتاده بوده است. در چنین روزی و در سال کبیسه ی ۱۳۹۵ فرار خورشیدی بود که موجی از اخبار مرتبط با تروریسم اسلامی و جهانی سازی اسلام اهریمنی، فضای خبررسانی را باز هم آلوده کرد. نگاهی گزرا به این تاریخ شوم که دقیقن در ۲ سال و ۱۱ ماه و ۱۳ روز گزشته رخ داده است، که همگی شماره هایی نمادین محسوب می شوند، ما را به عادات تکرار شونده ی بسیاری از فرقه ها و انجمن های مخفی تروریستی، روشن بین تر می سازد:
رویه ها و رفتارهای یکسان بسیاری میان شیعه و مسیحیت وجود دارد
- اعدام "عبد الهادی العیسی السالم" مرد سوری در شهر "الطبقه" در استان "رقه" به دست گروهک تروریستی و الله پرست خلافت اسلامی عراق و شام (داعش) به جرم جاسوسی برای ایران.
- نصب تابلوی "سبحان الله" در لندن، ام القرای جهان اسلام و اعلام پاییتختی اسلام در لندن از سوی فاحشه ی بریتانیا. "عمران مادان" سرکرده ی سازمان به اصطلاح کمک های اسلامی، در این رابطه به روزنامه ی "اوقات روز یکشنبه"ی لندن گفته بود: "امروزه دیدگاه منفی در مورد الله پرستان بر ذهن مردم حاکم است و قصد داریم با دگرش این ذهنیت غیر مرتبط با اسلام، چهره ی واقعی این دین کزایی که مبتنی بر صلح و دوستی است را، به جهان غرب معرفی کنیم" !!
- لغو حج تمتع ایرانیان.
- برنامه ی واگزاری سرکردگی حشد الشعبی به "ابوریشه" سرکرده ی سنیان عراقی هوادار داعش و متحد آمریکای دمکرات و نیز سرکرده ی انجمن بیداری، کسی است که ورود تروریست های الله پرست داعش به استان انبار را سبب شد.
آتش زدن کلیسا در پاکستان الله زده
- "ایمان الظواهری" سرکرده ی گروهک تروریستی القاعده، از گروهک تروریستی داعش اعلام پشتیبانی کرد و اعلام نمود که القاعده به جهاد اسلامی در عراق و شام کمک خواهد کرد.
- قتل رهبر شیعیان صوفی در بنگلادش به دست تروریسم اسلامی.
- افشای شکنجه ی زنان شیعه ی بحرینی در این کشور به دستور "آل خلیفه" از سوی "ریحانه موسوی"، زن شکنجه شده در سیاهچاله های اسلامی خلیفه.
گله های الله پرست به کلیسایی در پاکستان یورش برده و آن را به آتش می کشند
- ۲ هزار خانواده ی عراقی به محاصره ی داعش درآمدند.
- یورش تروریسم اسلامی داعش به پلیس مسر در شهر "هلوان".
- دستور زدایش تروریست های الله پرست روهنگیا از برمه، از سوی مقامات خردمند میانمار و اعلام به رسمیت نشناختن گروهک تروریستی آرکان وابسته به گله های الله پرست ناخوانده و تحمیلی اسلامی به روهنگیا در این کشور بودایی.
اسلام اهریمنی در پاکستان، جان انسان های مسیحی را می گیرد
- اعدام سرکردگان گروهک تروریستی طالبان در کابل.
- کشتار شیعیان در "خان تومان" سوریه به دست گروهک تروریستی داعش و افشای پشتیبانی و خوشحالی عرعربستان سعودی از این مورد ویژه.
- خنثا سازی عملیات تروریستی در "طائف" در عرعربستان سعودی.
- "دیوید کمرون" به شهردار الله پرست لندن "صادق خان" یورش می برد و او را لکه ی ننگ اسلامی در انگل ستان و هوادار داعش می خواند.
- کنشگر رسانه ای و به اصطلاح حقوق بشری شیعه ی پاکستانی، ترور می شود.
اعلام رسمی دشمنی رژیم فراماسونری حزب حاکم آک پارتی در ترکیه نسبت به
دشمنی با مسیحیت و نمادهای مسیحی
- افشای اسناد پشتیبانی آمریکا از تروریسم ائتلاف عربی به سرکردگی عرعربستان در تجاوز نظامی به یمن، در پوشش رویارویی با القاعده.
- بازسازی مرکز تروریسم اسلامی قدیمی (مسجد فرهت پاشا) در بوسنی به دست رژیم فراماسونری و الله پرست حاکم بر ترکیه.
- کشتار ۱۱۹ شیعه از جمله ۲۰ ایرانی در حومه ی حلب.
- میهن پرستان آلمان خواستار اخراج همه ی الله پرستان از این کشور شدند.
- اعلام حرام بودن شکلک های واتسپ از سوی مفتی الله پرست عرعربستان سعودی.
تظاهرات گله های الله پرست و گروهک های تروریستی اسلامی پاکستان برای
اعدام "آسیه بیبی" شهروند مسیحی این کشور که به تازگی و بنا به دلایل دروغین و
واهی، برای یازده سال به زندان های دژخیم اسلامی پاکستان افتاده و به تازگی
آزاد شده بود
- افشای نام تروریست های عرعربستانی داعش.
- اعلام شیعه شدن ۱۰ مسیحی در مشهد.
- ورود تسلیحات کشتار جمعی شیمیایی از ترکیه به عراق و تحویل بمب های شیمیایی به گروهک تروریستی داعش.
- ایجاد گزرگاه امن برای تروریست های داعش از سوی ترکیه.
رفتار درست با نجاست نامه ی قرآن
- اعلام خواسته ی دیرینه ی پانکردها در عراق اشغالی (اقلیم خودسر کوردلستان) مبنی بر تجزیه ی عراق.
- پس زدن یورش داعش به "دیر الزور".
- انفجار بمب در بغداد از سوی داعش و کشتار ۱۶ شیعه.
در پی یک هفته ی گزشته، رژیم های اسراییل و انگل ستان، در یک آرایش هماهنگ شده و در راستای دشمنی با تمامیت آبی و خاکی ایران، سخنان تجزیه طلبانه ای را ایراد کردند.
فاحشه ی بریتانیا ملکه الیزابت چندم که بر اساس پژوهش ها و افشاگری های "دیوید آیک"،
انسان نیست و یک انسان نمای خزنده به شمار می رود. یکی از دلایل عمر دراز این جانور نیز،
ماهیت غیر انسانی اوست.
در بنگاه چرند پراکنی آیت الله بی بی سی پارسی که مستقیمن از سوی دفتر سیاسی فاحشه ی بریتانیا موسوم به ملکه الیزابت چندم و زیر نظر شاخه ی اطلاعات این رژیم در وزارت خارجه ی انگل ستان اداره می شود، یاوه ای ضد ایرانی و بر خلاف امنیت ملی ایران سروده شد که از تلوزیون پارسی زبان این رژیم پخش گردید. در آن بخش، آیت الله بی بی سی به جای استفاده از نام رسمی و ایرانی "اروند رود"، به عبارت عربی "شط العرب" چنگ زد تا کینه ی خود نسبت به یکپارچه ماندن ایران عزیز را برای بی نهایتمین بار نشان داده باشد.
اما موج تحریف واقعیت ها و دروغگویی های وقیحانه ی انگل ها، بدین جا پایان نپذیرفت.
در پی آن، نماینده ی اسراییل در شورای امنیت ملل متحد نیز، ضمن ایراد سخنانی، از عبارت "خلیج ع ر ب ی" به جای "خلیج فارس" استفاده کرد تا حقوق ملی و تاریخی و نیز تمامیت آبی کشورمان را در دریای خلیج فارس انکار کرده باشد. این دو موج ایران ستیزی از سوی مقامات رسمی دو رژیم انگل ستان و اسراییل، تنها می تواند نشانه ی یک همسویی مشترک و از پیش هماهنگ شده علیه موجودیت ایران و دشمنی با تمامیت آبی و خاکی کشور باشد.
در این کاریکاتور، به خوبی نشان داده می شود که دولت یهودی اسراییل،
به تمامیت ارضی هیچ کشوری احترام نمی گزارد و نمونه ی آشکار آن،
توهین و جسارت وقیحانه ی سرکرده ی نمایندگی رژیم اسراییل در
شورای امنیت ملل متحد علیه خلیج همیشه فارس و دشمنی با حقوق
تاریخی و ملی و منطبق با منافع ملی ایران، بر دریای خلیج فارس
می باشد
ما ایرانیان پیش از آنکه انگل ها در اروپا ساخته شوند یا اینکه قومی به نام اسراییل یا یهود، از سوی خدای دیوانه و همیشه خشمگین و خونخوارش تولید گردد، نه تنها بر پهنه ی گیتی وجود داشته ایم که سروری جهان و کلیدداری آنچه که بنیان و ریشه است نیز، در دست ایرانیان بوده و هست. آنچه که ایران می نامیم، فرای تاریخ نوشته و فرای باستان شناخته ای است که آن تمدن های کوته قد بدان می بالند.
از اینرو، آنکه به ایران کرنش نمی کند، نه تنها دشمن خوبی و آزادی است که شاخصی است از برای فرومایگی و پستی. این تعریف دشمنی است که گمراه نیست و سرشتی پاک ندارد.
و اکنون که اسراییل تا بدین حد از واژگان منحوس و نکبت عربی و اسلامی لذت می برد و خوش خوشانش می شود، زین پس در این تارنما به جای عبارت "اورشلیم" به عنوان پاییتخت اسراییل، از عبارت "بیت المقدس" عربی اسلامی استفاده خواهد شد و تا روزگاری که دولت یهودی کنونی اسراییل یا دولت های پس از آن، از ایرانیان پوزش خواهی رسمی نکنند، این رویه بر قوت خود باقی خواهد ماند.
از کینه و نفرت های انگل های همیشه ایرانستیز و رژیم یهودی حاکم بر اسراییل نسبت به ایران و نه جمهوری انیران اسلامی که بگزریم، سخنان یکی از اندیشه ورزان سیاسی و امنیتی آمریکایی در رابطه با ایران، درخور توجه است.
موج تجاوزهای جنسی برملا شده به کودکان پسر و دختر از سوی مزدوران حکومتی رژیم در مدرسه های آموزش و پرورش جمهوری اسلامی، قله ی نوک کوه یخ تجاوزهای جنسی است.
ناظم مدرسه ی معین و متجاوز جنسی به پسران مدرسه ای به نام "محمد حسین حائری زاده"،
آموزگار ۲۸ ساله ای که خود یک فرزند سه ساله دارد
در واقع این جستار به این مورد خواهد پرداخت که بچه بازی و تجاوز جنسی به کودکان و نیز دیگر افراد از جمله و به ویژه زنان، امری است که دایره ی آن بسیار گسترده است و اسلام عزیز را نیز در بر می گیرد. منشی اهریمن پرستانه و جهان شمول که به عنوان یک آیین برای پرستش و ستایش اهریمن، در فرقه ها و مرام های اهریمن پرستی انجام می شود و جز فریضه های دینی هر اهریمن پرستی است که تا می تواند بدکاری کند.
پخش فیلم جنسی از تلوزیون رژیم در کیش، پدیده ای تقریبن بی سابقه است.
اما آیین تجاوز به کودکان، از سوی بنیاد فراماسونری در ایران پیگیری می شود. این بنیاد که در ایران بسیار قدرتمند است، نه تنها اشکال هندسی معماری را بنا بر باورها و نمادها فرقه ی اهریمن پرستی خود ایجاد می کند - که نمونه ی آن مجلس رژیم با معماری سه گوش آنست -، بلکه شامل کسانی می شود که مردم ابله و ساده لوح ملیونی، روی نام کزاییشان سوگند می خورند.
در سال ۲۰۱۱ بود که هیئتی از سوی آیت الله بی بی سی، پس از هماهنگی های انجام گرفته با سرکردگان رژیم در تلوزیون اشغالی ایران، راهی صدا و سیمای مرکز می شوند تا چند غلاده از مزدوران رسانه ای جمهوری اسلامی را برای روش های نوین تولید، اجرا، پخش و ... آموزش دهند. از آنجاست که مشاهده می کنیم شیوه ی اخبار گویی جمهوری اسلامی به یک باره دگرگون می شود و تبدیل به تقلیدی از نوع مشابه خود در آیت الله بی بی سی می گردد.
آنچه که مردم نمی فهمند و دوست هم ندارند سر در بیاورند، اینست که دشمنان ایران و اشغالگران ایران، ناکسانی هستند که به نام زرتشت و به کام مصدق و چپ اسلامی، از بالا تا پایین جمهوری اسلامی را در اختیار خود دارند و جنگ قدرت در دل جمهوری اسلامی، امری است که هیچ اپوزوسیونی تاکنون نتوانسته است ابعاد و ژرفای آن را مورد واکاوی قرار دهد. از پاسدار "محسن رضایی" سرمافیای قاچاق عتیقه و مواد مخدر و از عاملان اصلی جنایات جنگی رژیم گرفته تا نوچه مشاوران این و آن پاسدار و سردار ولایت فقیه.
اخباری که هیچ سازمان اطلاعاتی ایی برای آن به وجود نیامده که آن را منتشر کند، بلکه دقیقن برای سرکوب اطلاعات و حذف آن به وجود آمده است، اخبار واقعی است و بقیه ی موارد همگی از دم ننر بازی است و به منظور منحرف کردن افکار مردم است.
تندیس ساخت "اریک گیل" (Eric Gill) در سر ورودی
بی بی سی در لندن
این تندیس که تصویر یک بچه باز را در پشت سر یک پسر بچه ی کاملن لخت نشان می دهد،
از سال ۱۹۳۲ تا ۲۰۱۳ بر سر در ورودی بی بی سی در مرکز لندن نصب بوده است
مرکز رسانه ای دولت بریتانیا موسوم به بی بی سی که تا سال ۲۰۱۳، در سر ورودی خود تندیسی از یک بچه باز را نصب کرده بود نیز، از چند سال پیش تاکنون در معرض افشای پیوسته ی روند بچه بازی از سوی مسئولان اصلی و مجریان با سابقه و مطرح این شبکه ی اهریمنی روبرو بوده است. همین شبکه است که اخبار چپ را برجسته و پخش کرده و با سرکوب اطلاعات و وارونه کردن وقایع، آنچه که دروغ است را به عنوان امری مهم و رخ داده و "عین واقعیت" پخش می کند. بریتانیا و نه اسراییل و آمریکا، مهد اهریمن پرستی و اهریمن زایی و خاستگاه شورش ننگین ۵۷ در جهان است و تا سرنگونی رژیم خزندگان انسان نما یعنی خاندان کثافت و منفور انگل ستان روی ندهد، هازمان بشری و از جمله کشور ما، روی آسایش و خوشی نخواهند دید.
افرادی که در بی بی سی کار می کردند، برای دهه ها از رفتارهای مشمئز کننده ی "جیمی سویل" (Jimmy Saville) و "استوارت هال" (Stuart Hall) خبر داشتند، اما تصمیم گرفتند آن رفتارها را نادیده بگیرند که این پرده پوشی های احمقانه، دستوری و خود به خریت زدن ها، نتیجه ای تلخ یا بیش از ۱۰۰ کودک تجاوز جنسی شده داد که بسیاری از آنها در محل تاسیسات و ساختمان خود بی بی سی انجام گرفته بودند. اریک گیل که از بیش از نیم سده ی پیش، آن تندیس پیر بچه باز را بر سر بی بی سی نصب کرده است و آن سرکردگان ملکه دوستی که آن را سفارش داده اند، نزدیک به سر مار می باشند.
سر مار تجاوزهای جنسی نیز در نه تنها در بیت دیکتاتور رژیم، که در خود حوزه های کثافته ی اسلامی قم است. هر آنجا که آخوند است، فحشای اسلامی و بچه بازی و ویرانی و تباهی و نابسامانی هم وجود دارد. آخوند خوب، آخوند مرده است.
جای پرسش از فرهیختگان آن امة بی تفاوت آنست که چرا مسئولان کشتار ده دانشجو و سه دخترک دانش آموز، نه تنها اخراج، دستگیر و مجازات نمی شوند، بلکه سرکرده ی تلوزیون مرکز کیش جمهوری اسلامی برای چند ثانیه پخش فیلم جنسی، برکنار می شود و زیر دستانش هم اخراج می گردند ؟!
آنهایی که وانمود می کنند آبرو برایشان مهم تر از جان انسانست، حرامزادگان انسان ستیزی هستند که در مکتب اهریمن پرستان آموزش دیده و پرورده شده اند.
She is the source of all evil in UK and the world. The whore of Britain. Whome whose claws has been penetrated into the flesh of people for centuries and has hijacked their freedom and lands.
The Queen of UK.
She is known to be the serpent. The speaking snake indeed as the head of the English Church goD selling system. According to researches of David Icke and others, English Queen is not Human but a reptile, a lizard like creature whose race has been living on earth for millennium and eating Humans' flesh and blood. In fact, those Vampire movies are all documentaries !!
The Queen which has humiliated a glorious nation of Britain, is at the head of church and for her peace to be free to do whatever she desires, separation of church and state is created. Millions of acres of lands in UK and worldwide plus the US, Canada and Australia, belong to her. The whore of Britain lives in castles while over 6 millions British children live under poverty line. She owns one of the biggest and richest treasures of Jewelry and gold in the world, while demanding more and more taxes from British civilians.
She is not that evil but she is more. She has claimed also to be descendant of Mohammad, the pedophile prophet of Islam. To respect to his religion, she wears Islamic Hijab in certain times and we know she leads the left wings worldwide to make a global fascist government. The people who sign to Brexit, are whom who are bravely standing against her wishes.
Many patriots in UK are today supporting Tommy Robinson as right wing leader who has is standing for UK and against Islamication of the land but at the same time, many naive people believe that it's only Sharia May who is the problem, though her boss the ruler and owner of the English church, the El Lizard Birth, is whom who is running such puppets like Theresa May.
The oil in middle east and in Saudi Sahara, is a very legitimate excuse for Queen to push her agenda and to fulfill her mission. She is the head of an anti Humanitarian and ancient movement we sometimes call Aliens. They are ruling us and by globalising of Islam, the main agenda which is one government for the world will be made.
یکی از سرکردگان رژیم به نام "عبد الرسول دری اصفهانی" که دارای تابعیت کانادا نیز می باشد و بر اساس قانون اساسی این کشور در پشتیبانی فاحشه ی بریتانیا ملکه الیزابت به سر می برد و باید بر اساس همین قانون اساسی به وی و منافع پادشاهی بریتانیا متعهد و سرسپرده باشد، یک خائن به ایران به سود انگل ستان و یک جاسوس انگل ایسی بود.
این موجود که از اخلاف کشندگان "نادر شاه افشار بزرگ" و "ایراهیم خان کلانتر" و "سید ضیا الدین طباطبایی" است، با دوربین موجود در ساعت مچی خود، از همه ی نشست های گروه جمهوری اسلامی در مذاکرات اتمی بر سر برجام، فیلم گرفته و از همه ی اسناد فرتور تهیه می کرده و سپس با یک واسطه، آنها را به دست ام آی شش می رسانده است.
این رژیم از یکسو هتا عرضه ندارد که جلوی جاسوسی از خود را در بالاترین سطوح امنیتی و اطلاعاتی بگیرد، آنگاه برای همه ی جهان هم شاخ و شانه می کشد.
به گزارش آیت الله بی بی سی، "رونن برگمن" روزنامه نگار نزدیک به منابع اطلاعاتی اسراییل، یکی از راهکارهای دشمنی اسراییل با روند اتمی شدن ایران، یکی ترور دانشمندان هسته ای کشورمان بوده است. این خبرنگار همچنین ادامه می دهد که خط دیگری که اسراییل علیه ایران و نه جمهوری اسلامی دنبال می کند، برانگیختن احساسات قومگرایانه و تجزیه طلبانه است.
نکته ای که باید بدان دقت نمود اینست که این موارد دیگر از سوی سرکردگان رژیم گفته نمی شوند، بلکه گزارش رسانه ی دولتی انگل ستان است که با یک خبرنگار یهودی اسراییلی گفتگو می کند و بیان این نکات از سوی آنها، اشاره به اوج بی شرمی و وقاحت انگل ها و اسراییلی ها و بستن شمشیر از رو در دشمنی با ایران دارد.
بدینسان، دشمنی اسراییل با ایران و نه جمهوری اسلامی امری مسلم و غیر قابل تردید است. پیشتر نیز بنیامین نتانیابو نخست وزیر اسراییل، در اظهار نظری ضد ایرانی که از نشریه ی انگل ایسی زبان پیاز (TheOnion.com) منتشر شد، ابراز تمایل کرده بود که برای بازگرداندن دوباره ی ایران به پادشاهی موهوم و کزایی اسراییل باستان، قصد دارد تا ارتش این کشور را برای اشغال ایران گسیل دارد و تلاش خواهد کرد که در جنوب تهران، شهرکی یهودی نشین ایجاد نماید. او شهرهای به اصطلاح اسلامی اصفهان، مشهد و تهران را مراکزی یهودی و جزو مکان های اصلی یهودیت خواند.
در ادامه ی موج سازمان یافته ی جهانی، انگل ها، یانکی ها و اسراییلی ها، از دشمنان سوگند خورده ی ایران محسوب می شوند که با برنامه های مشترک و سامان یافته، علیه همه ی ابعاد وجودی ایران مشغول توطئه و طرح نقشه و ایجاد دسیسه و آشوب هستند و به معنای واقعی کلمه، از هیچ گونه اقداماتی فروگزار نمی کنند. آنها نه تنها توان اتمی ایران را به واسطه ی ترور دانشمندان میهنمان تضعیف کردند، که آن اندازه در این کشور خائن و جاسوس وجود دارد که حاضر است ویرویس استاکس نت اسراییل را با یو اس بی وارد مدارهای رایانه ای سازمان انرژی اتمی کند.
به هوش باشید که مخالفت من با جمهوری اسلامی، مخالفتی بنیادی است، اما اقدامات ایران ستیزانه ی بیگانگانی چون کشورهای نام برده، برآمده از دشمنی تاریخی آنان نسبت به ایران و ایرانی و تمامیت آب و خاک کشورمان است. به یاد بیاورید که در زمان اعلا حضرت شاهنشاه نیز، ما قصد آن را داشتیم که کشوری اتمی و مسلح به بمب اتم شویم و این گزارش سیا از رویکرد زنده یاد اعلا حضرت همایونی است. از اینرو، منافع کشور به هیچ روی مربوط به رژیم های سیاسی حاکم بر آنها نیست و با هیچ رویکردی نمی توان در برابر منافع ملی و تاریخی و تمدنی ایران، تسلیم شد و سر خم کرد.
رژیم جمهوری اسلامی بداند که برجام یک خیانت آشکار و تاریخی بود و آمران و عاملان آن، از سرکرده ی رژیم شخص خامنه ای گرفته تا رییس جمهور دست نشانده و منصوبش و همه ی وزیران و نمایندگان گه چین شده و منصوب تویله وحوش اسلامی، در این خیانت شریک و هم دست هستند.
آیا چگونه می توان پذیرفت که وزارت اطلاعات رژیم از وجود چند معلوم الحال چند تابعیتی در پیکره ی دولت روباه بنفش بی خبر بوده باشد ؟؟ آن هم سازمان اطلاعاتی که پیشتر و در زمان "محمود احمدی نژاد"، فرنشین میز اسراییل در واواک خود جاسوس اسراییل بود !!
با توجه به اینکه دری اصفهانی پیش از شورش ۵۷، با هیئت خزانه داری ایالات متحده همکاری می کرد و پس از روی کار آمدن رژیم ولایت فقیه، به استخدام وزارت دفاع جمهوری اسلامی درآمد و به اصطلاح مسئولیت رسیدگی به مطالبات ایران از آمریکا را بر عهده می گیرد !! و پس از مدتی، وزارت دفاع درمی یابد که در محاکم و دعاوی بین ایران و آمریکا، به رغم مستندات و مدارک قوی، به علت ارائه نکردن دفاعیات لازم، آرای صادره به سود آمریکا انجام می گیرد !! و به همین جهت هم دری اصفهانی از وزارت دفاع اخراج می شود و وی به کانادا می رود، می توان این برداشت مستدل، منطقی و استوار را داشت که رژیم جمهوری اسلامی از همان آغاز هم نسبت به جاسوس بودن و خیانتکار بودن دری اصفهانی آگاه بوده است، اما همیشه دست هایی پیدا و پنهان در رژیم بوده اند تا او را پشتیبانی کنند و البته همیشه هم به حساس ترین مشاغل سیاسی و امنیتی بگمارند !!
اینگونه است که خیانت سازمان یافته ای که از دیرباز در کشور ما رواج داشته است، در قاموس جمهوری اسلامی به شدید ترین و جدی ترین و وقیحانه ترین شکل ممکنش، نمایان می شود.
ایرانیان میهن پرست باید هشیاری خود را به کار گیرند. این پیامی میهن پرستانه است.
از روزگاری که مکیان، به محمد لقب "دم بریده" دادند و او را "ابتر" خواندند، ۱۴۰۰ سال می گزرد و در درازنای این تاریخ خونبار و پر فراز و نشیب، مدعیان خلافت بسیاری از ترک و عرب، بر جان ملت ها دست درازی ها کرده و سرنوشت آنان را به دست گرفته اند.
امروزه نیز، بازماندگان الله پرست همان خلیفه بازان آدمخوار امپریالیست، دست به کار شده اند و برای بسیار بیشتر از درد و ورم دین و اسلام بازی، خیز قدرت برداشته اند تا آینده ی خود را برای بقا و تشکیل "خلیفگی نوین اسلامی"، تضمین کنند. کشورهای الله پرست اصیل که امروزه هم "دولت اسلامی عراق و شام" (داعش) را به وجود آورده، تقویت و پشتیبانی کرده و سازمان دادند، یعنی عرعربستان سعودی، ترکیه، امارات، دشمن نیاکانی دو گروه تلقی می شوند: ایرانیان و یهودیان.
الله پرستان به حکم اسلامی که در تازی نامه ی شان آمده، نسبت به یهودیان پدر کشتگی دارند و بر این باورند که تا همه ی یهودیان را نکشند، الله دیوانه روز رستاخیز را نخواهد آورد و این باور را شیعیان نیز دارند و قائل بر اینند که تا همه ی یهودیان را سلاخی نکنند، مهدی موهومشان سر از چاه خلای جمکران برنخواهد آورد.
اما همین الله پرستان ترک و عرب، افزون بر حیث دینی که سبب نفرتشان نسبت به یهودیان می شود، از حیث خون و تبار و حقارت تمدنی نسبت به ایرانیان نیز، از ما متنفرند، چرا که زمانه ای سروری جهان در دستان ایران و روم بود، اینان جز قبایلی بدوی و وحشی نبودند که اوج تمدنشان، بده بستان های تجاری و پذیرفتن "حاجی" برای مکعب مربع مکه ی شان بود که همچنان این دکان دین فروشی برقرار است. ترک ها اگر اسلام نمی آوردند، هرگز به تمدن دست پیدا نمی کردند و نمی توانستند خود را برکشند؛ از اینرو، اسلام اهریمنی، برای ترک ها و عرب ها، مفهوم هویتی و تمدن ساز دارد.
اما برای ایرانیان، مسریان، سوریان و هتا برخی دیگر از کشورهای عربی شده، مفهوم تمدنی و هویتی را می توان جدای از فرهنگ اسلامیشان شناخت و مورد بررسی قرار داد. این بدین معنی است که عرعربستان و ترکیه، بدون اسلام و خلیفه بازی هایشان، "هیچ تمدنی" نخواهند داشت و از اینرو، سخنی برای گفتن نخواهند داشت. این دردی است که آنان خود نسبت بدان آگاه هستند و برای لاپوشانی این حقارت تاریخی، از یکسو به تمدن بالنده ی پارسی یورش می آورند و جریان های خائن و تجزیه طلبانه را ایجاد کرده و برمی کشند، و از دیگر سو، اسلام را به عنوان جعلی "دین صلح" و "دین محبت و مدارا"، به خورد جهانیان می دهند که البته امروزه خلافش بر همه ی انسان ها اثبات شده است.
از اینرو، بحران هویت هر چند همه ی جوامع را درمی نوردد، اما این توفان هویت گرایی، می تواند اگر به خوبی مدیریت و بهره برداری شود، تومار دشمنان تاریخی ایرانیان را برکند و آن نیست جز برنامه ریزی به منظور رسوا سازی هر چه بیشتر اسلام کزا، بدین رویکرد که نهایتن به فروپاشی تمدنی تازیان صحرای حجاز و متحدانش ختم گردد.
اما دشمنان تاریخی ما، پشتیبانان لندن نشینی دارند که از دیرباز که این حرامیان اقدام به استعمار کردن و کشتار مردمان آسیا و آفریقا کردند، نوچه پروری و جاسوس سازی و تخم حرام کاری در این کشورها را نیز باب کردند و مردم آسیا و آفریقا و به ویژه خاور میانه، تا به امروز از خیانت این خائنان که در هر رنگ و رختی هم هستند - از آخوند گرفته تا فکل کراوانی -، در رنج بوده و هستند. اینان که برکشنده ی توحش و عقب نگاه دارنده ی ملت های آسیایی و آفریقاییند، همیشه نقش دایه ی مهربان تر از مادر را بازی کرده اند و همیشه برای درد و رنج ملت ما، اشک تمساح ریخته اند.
انگل ستان هرگز دوست ما نبوده است. آنها در مذهبی ترین ملت های جهان، بزرگ ترین فرقه ها را ایجاد کرده اند. از هندوستان با ساختن فرقه ی سیک ها که هم الله را می پرستند و هم خدایان هندو را !!، تا ایران که فرقه ی بهایی و بابی را علم کردند و تا جهان عرب که وهابیان را ساخته و سلفیان را با خاندان سعود بر صحرای عربی چیره کردند و نگزاشتند تا جنگ همیشگی میان سنی و شیعه، رو به سردی گزارد. انگل ستان همیشه در چپاول ثروت های ایران و سرکوب مردم ما، نقش اول و نقش آمر و عامل را بازی کرده است و خائنین به این کشور را به عنوان خدمتگزار به خورد مردم داده و رخت تنگ و نابجای فقر را به زور بر تن ایرانیان ثروتمند اما سرکوب شده و لگد مال شده، پوشانده است.
امروزه نیز، همین انگل ستان است که به داد اسلام کزا و فاشیسم مذهبی و جهان شمول امپریالیسم اسلامی آمده است و نه تنها آن را تقویت و پشتیبانی کرده و هتا گستاخانه اجازه داده است تروریست های الله پرست از دل اروپا به گروهک تروریستی داعش بپیوندند !!، بلکه تا توانسته دشمن ایران یعنی عرعربستان را تجهیز کرده و اموزاده ی انگل خود یعنی ایالات متحده را نیز از این موهبت بی بهره نگزاشته است. اروپای استعمارگر، امروزه تبدیل به اروپای سلطه گر و همچنان یورشگر شده است.
از دیگر پیوندهایی که انگل ستان به منظور بقای هر چه بیشتر اسلام اهریمنی ایجاد کرده است، یکی منسوب کردند خاندان شاهنشاهی این کشور به یکی از توله های محمدی به نام "حسن ابن علی" عمام سوم شیعیان می باشد که ادعا می کنند درخت نامه ی فاحشه ی بریتانیا موسوم به ملکه الیزابت، به این نره عرب ابن محمدی (عن) می رسد؛ بدین معنی که ملکه الیزابت که گویا عمر نوح دارد، یکی زنیکه ی سادات است که مالک تاژ و تخت بریتانیا و صاحب صدها هزار هکتار زمین و ملک و خانه و ثروت زر و پول است.
اینگونه است که پیوند میان جهان خواران چیره و ابر سرمایه دار و ابر پولدار، از غربی ترین کشور اروپایی تا فاضلاب خاورمیانه موسوم به عرعربستان سعودی، برقرار می شود و این نیست جز تنفیذ اسلام تروریستی برای بقا و گسترش در همه ی جهان، به ویژه در اروپای مسیحی.
و کار دیگری که چیتائولی انسان ها را وادار به انجام آن کرد، کندن کان ها در دل زمین بود. چیتائولی زنان را مجبور کرد تا سنگ های کان (معدن) و فلزات ویژه ای را پیدا کنند. زنان مس، زر و سیم را کشف کردند. در نهایت آنها از سوی چیتائولی هدایت شدند تا آنها را با هم مخلوط کنند و فلزات تازه ای را به وجود بیاورند که تا آن زمان وجود نداشتند، فلزاتی همچون مفرغ (برنز) و برنج و انواع دیگر. پس از آن چیتائولی برای نخستین بار از آغاز آفرینش، پوشش باران ساز مقدس را کنار برد، انسان به بالا نگاه کرد و ستاره ها را دید و چیتائولی به انسان ها گفت که آنها در باور خود به اینکه خداوند در زیر زمین زیستگله گزیده است اشتباه می کنند. "از اکنون" چیتائولی به مردمان زمین گفت: "انسان ها در روی زمین باید باور پیدا کنند که خدا در آسمان هاست و آنها باید در زمین کاری را بکنند تا خدایی که در آسمان هاست را خشنود سازند". همانگونه که می بینید، در ابتدا انسان ها باور داشتند که خدا در زیر زمین بود، که او یک مادر بزرگ و فوق العاده است که در زیر زمین حضور دارد، چون که آنها می دیدند همه ی گیاهان از زیر زمین رویش می کنند، سبزه ها از زیر زمین می رویند و درختان از زیر زمین رشد می کنند؛ در نتیجه، مردم باور پیدا کرده بودند که انسان های مرده به زیر زمین می روند، اما هنگامی که چیتائولی چشمان مردم را به سمت آسمان چرخاند، مردم آغاز به پذیرفتن این کردند که خدا در آسمان هاست و کسانی که در روی زمین می میرند به زیر زمین نمی روند، بلکه به آسمان می روند. و تا همین امروز آقا، شما به عنوان پژوهشگر به هر کجای آفریقا بروید، شما این دو دیدگاه حیرت انگیز را پیدا می کنید که با یکدیگر در تضاد هستند.
بسیاری از قبایل آفریقای جنوبی به چیزی باور دارند که میدزیمو(Midzimu) یا بادیمو (Badimu) نامیده شده است. میدزیمو یا بادیمو یعنی "کسانی که در آسمان هستند"، اما در سرزمین زولو، میان مردمان من، شما اختلاف عقیده ی جالبی را که نسل به نسل منتقل شده پیدا می کنید. برخی باور دارند که افراد مرده، آباپانسی (Abapansi) هستند، به چم "کسانی که در زیر هستند، کسانی که زیر زمین هستند". در عین حال دیدگاه دیگری هست که از واژه ی آباپزولو (Abapezulu) استفاده می کند. واژه ی آباپزولو یعنی "افرادی که بالا هستند" و واژه ی آباپانسی که کهن ترین واژهی است که برای ارواح مردگان به کار می رود، به چم افرادی است که زیر زمین هستند. درنتیجه آقا، شما تا به همین امروز در میان صدها قبایل آفریقایی این اختلاف عقیده را پیدا می کنید که شماری بر این باورند که مردگان به آسمان می روند و برخی اعتقاد دارند مردگان به زیر زمین می روند. این باور که مردگان به زیر زمین می روند به هنگامی بازمی گردد که مردم ما معتقد بود ند که خداوند ماده است، مادر کائنات و این با باور آباپزولو که خداوند نر است و در آسمان ها حضور دارد در تضاد است و در ادامه آقا، چیز دیگری که چیتائولی به مردم ما گفت این بود که انسان ها اینجا بر روی زمین هستند تا آن را دگرش دهند و آن را برای فرود آمدن خدا و فرمانروایی در آن، آماده کنند.
و کسانی که این کار را برای خدای ابلیس (خدای مار - Serpent God) یعنی چیتائولی انجام دهند، قدرت و ثروت گزافی به آنها تعلق خواهد گرفت. آقا، من پس از سال ها مطالعه، سال ها آشنایی با اسرار شامنی گری آفریقا و دانش و خرد این سرزمین، خودم را متعجب و درمانده پیدا کردم که چرا ما انسان ها در حال نابود کردن زمینی که روی آن زندگی می کنیم هستیم. ما داریم کاری را انجام می دهیم که تنها به دست یکی از گونه های هیوانان انجام می شود: فیل های آفریقایی؛ آنها همه ی درختان محل زیست خود را نابود می کنند. ما انسان ها دقیقن داریم همین کار را انجام می دهیم. شما به هر کجای آفریقا بروید که پیشتر در آنجا تمدن های بزرگی وجود داشته، خشکی پیدا می کنید. برای نمونه سهرای کالاهاری در نیمروز آفریقا، من در زیر شن های این سهرا ویرانه های شهرهای کهنی را پیدا کردم، به این معنا که انسان ها این قطعه از زمین را که زمانی سبز و بارور بوده به سهرایی بی آب و علف تبدیل کرده اند.
همچنین هنگامی که من همراه با پژوهشگران و گشت گروهی در سهرای بزرگ بودم، شواهد و بازمانده های حیرت انگیزی از زیست انسان ها در مکان هایی که اکنون به جز صخره های خشمگین و شن های نجواگر چیزی نیست، پیدا کردم. به سخنی دیگر، سهرای بزرگ روزگاری یک سرزمین بارور بوده که به دست انسان ها به یک سهرا تبدیل شده است؛ چرا ؟ من باید از خودم بپرسم، بارها و بارها، که چرا انسان ها با ترس از نا امنی، حرص و آز و شهوت قدرت به پیش می روند و زمین را به یک سهرای بی آب و علف تبدیل می کنند که هیچ کس قادر به زندگی در آن نیست؛ چرا ؟ گرچه ما از فرجام های دهشتناکی که در پی خواهند داشت آگاهیم، اما چرا داریم جنگل های انبوه آفریقا را از بین می بریم ؟ چرا ما بر روی زمین دستورهایی را انجام می دهیم که چیتائولی برای ما برنامه ریزی کرده بود ؟ اگر چه مغز من از پذیرش این ماجرا جلوگیری می کند، اما پاسخ مثبت و دهشتناک است، بله، بله، بله.
در میان بسیاری از مردم دانا و آگاه که افتخار دوستیشان را داشتم، مرد بسیار دانایی هست که در اسراییل زندگی می کند، یعنی استاد زکریا زیچین (Zecharia Sitchin)، مترجم زبان های باستانی و مولف کتاب های مهیج بسیاری در زمینه ی برخورد نژادهای غیر زمینی با مردم زمین در زمان های بسیار دور است؛ وی هم اکنون درگزشته است). بر اساس کتاب های کهنی که از سوی مردم سومر نوشته شده، بر روی سفالینه ها، خدایانی از آسمان آمدند و انسان را مجبور به انجام کارهایی برای خود کردند، مجبور به کندن و کاویدن کان های زر نمودند. این داستان با روایت های مردم آفریقا تصدیق می شود که خدایان از آسمان آمدند و ما را به برده های خودشان تبدیل کردند و به گونه ای این کار را انجام دادند که ما هرگز متوجه نمی شویم که اسیران آنها هستیم. چیز دیگری که مردم ما می گویند این است که چیتائولی مانند لاشخورها به ما نهیب می زنند. آن ها برخی از ما را بزرگ می کنند، با خشم و تکبر و جاه طلبی بسیاری پر می کنند و از این انسان ها سربازان بزرگی را می سازند که جنگ های دهشتناک را به راه می اندازد. اما در پایان، چیتائولی به این سربازان و پادشاهان جنگ اجازه نمی دهند تا مرگ آسوده ای داشته باشند. سردار جنگجویان وظیفه دارد تا هر چه بیشتر مردم خودش و دشمنانش را بکشد و سپس در پایان کار، به شکلی دهشتناک خود نیز به دست دیگران کشته می شود.
و من دیده ام که این جریان بارها و بارها در تاریخ مردم من روی داده است. پادشاه بزرگ ما شاکازولو، که در بیش از ۲۰۰ جنگ در درازنای ۳۰ سال حکومت خود جنگیده بود، در کشتار دهشتناکی مرد. او مانند یک مرد دلشکسته مرد، به خاطر مرگ مادرش قدرت پیروزی در هیچ نبردی را نداشت و پیش از شاکازولو پادشاه قدرتمند دیگری وجود داشت که شاکا را پرورش داد تا تبدیل به پادشاه بزرگی که خودش بود شود. نام این پادشاه دینگیسوایو (Dingiswayo) بود. دینگیسوایو جنگ های بزرگی انجام داد تا مردم زولو را با هم متحد کند. او مردم سپید پوست دماغه را دیده بود و فکر می کرد با متحد کردن مردمش به یک ملت بزرگ، تهدیدی که از سوی سپید پوستان برای مردمش وجود داشت را برطرف می کند. اما چیزی که رخ داد این بود که پس از پیروزی در جنگ های بسیاری برای یکپارچه کردن قبیله های گوناگون، پادشاه دینگیسوایو ناگهان به یک بیماری چشمی مبتلا شد که سرانجام او را کور کرد و او این حقیقت که کور شده بود را پنهان کرد. اما این واقعیت دهشتناک از سوی یک زن برملا شد، یعنی ملکه ی قبیله ی دیگری به نام انتومبازی (Ntombazi). انتومبازی پس از اینکه او را به زیستگاه خود برده و به او خوراک و شراب داده بود، یک تبر جنگی برداشت و سر دینگیسوایو را با یک ضربه برید.
همچنین جریان مشابهی در مورد یک جنگجوی سپید پوست وجود دارد: ناپلئون در اروپا، کسی که در آبخستش (جزیره اش) در اقیانوس اتلس مرگ اسرارآمیزی داشت؛ همچنین هیتلر در اروپا که با قرار دادن اسلحه در دهان خود و خودکشی، مرگ دهشتناکی داشت (به روایت تئوری توتئه، هیتلر خودکشی نکرد و به همراه یگان های ویژه ی خود به آمریکای نیمروزی یا جنبوگان رفته بود. -دا/۸)؛ آتیلا پادشاه هان (Hun) پادشاه سده ی پنجم جهانگیری هان، کسی که بخش های گسترده ای از اروپای میانه و خاوری را گشود؛ کسی که به دست یک زن به قتل رسید و خیلی سرداران دیگر که پس از اینکه تا حد ممکن مصیبت و کشتار به راه انداختند، به مرگ سختی دچار شدند. پادشاه شاکا به دست نابرادریش به قتل رسید، کسی که همان شیوه ای را برای قتلش به کار برد که به وسلیه ی آن آن مردم را هر چه بیشتر کشتار کرده بود. همینگونه ژولیوس سزار هم پس از فتوحات فراوانی که انجام داد به سرنوشت یکسانی با شاکازولو دچار شد. همیشه قهرمان جنگنده به مرگی دچار می شود که در واقع نبایستی اینگونه می مرد. پادشاه آرتور در انگل ستان پس از یک دوره حکومت شجاعانه و دراز به دست پسرش موردرد (Mordred) به قتل رسید. من می توانم همینگونه ادامه بدهم. اگر همه ی اینها را با هم گرد آوریم، نشان می دهند که چه مردم به این موضوع بخندند یا نه، چه آن را تمسخر کنند یا نه، قدرتی وجود دارد که در حال سوق دادن ما انسان ها به سوی قلمروزی تاریک خود ویرانگری است و ما هر چه زودتر از این ماجرا آگاه شویم، بهتر خواهیم توانست با آن برخورد کنیم.
مارتین: به باور شما این موجودات به گونه ای یکسان در سراسر جهان وجود دارند یا تنها در آفریقا متمرکز شده اند ؟
موتوا: آقا، من معتقدم که این موجودات در هر کجای سیاره ی زمین وجود دارند و با ارج باید بگویم اگر چه از صحبت کردن راجع به خودم بیزارم، اما من کسی هستم که به مکان های بسیار فراوانی از جهان سفر کرده ام. من مدتی در کشور شما ایالات متحده بودم، همینجور در استرالیا و ژاپن و فرقی نمی کند به کجا رفته باشم آقا، مردم با من راجع به موجودات یکسانی صحبت کردند. برای نمونه، در ۱۹۹۷، من به استرالیا سفر کردم آقا و تلاش بسیاری انجام دادم تا سیاه پوستان بومی استرالیا، مردم ابریجینی (Aborigine) را پیدا کنم و پس از اینکه آنها را پیدا کردم، مطالبی به من گفتند که مرا به شدت حیرت زده کرد. همچنین در ژاپن و تایوان هم به موارد یکسانی برخوردم. در هر جایی که هنوز شامن ها و درمانگران سنتی وجود دارند، شما این روایت های حیرت انگیز را پیدا می کنید.
اکنون بگزارید راجع به چیزی که در استرالیا پیدا کردم برایتان بگویم. مردم ابریجینی در استرالیا که خودشان را کوری (Coorie) به معنای "مردم ما" می نامند، به یک خدای بزرگ آفریننده به نام بیامی (Byamie) باور دارند آقا. چند تن از شامن های کوری تصویرهایی از بیامی برای من کشیدند و یکی از آنها تصویر کنده کاری شده روی صخره ای را به من نشان داد که این خدای آفریننده را که از آسمان ها آمده بود به تصویر می کشید و هنگامی که آنها نقاشی خود را روبروی من قرار دادند، آنچه تصویر شده بود یک چیتائولی بود. من این را به واسطه ی دانش و تبار آفریقایی خودم تشخیص دادم. او سر و چشمان بزرگی داشت که به دست نقاش بر روی آن تاکید شده بود. او دهانی نداشت و دست ها و پاهای بسیار بلندی داشت. آقا، این یک توصیف نمادین از چیتائولی است که من از مردم خودم در آفریقا می دانم. من از خودم پرسیدم "چرا؟ " من اینجا در کشوری هستم که هزاران مایل از آفریقا فاصله دارد و من اینجا موجودی به نام بیامای (Biamai) یا بیمی (Bimi) را می بینم که به عنوان یک آفریقایی با آن آشنایی دارم.
در میان بومیان آمریکایی آقا، در میان قبیله هایی مانند هوپی (Hopi) و آن مردمی که در ساختمان هایی به نام پوئبلو (Pueblo) زندگی می کنند، من فهمیدم این مردم موجوداتی را به اسم کاچینا (Katchina) می شناسند. در جایی که این مردم صورتک به چهره ی خود می زنند و نقش موجودات ویژه ای را بازی می کنند و برخی از این کاچیناها بسیار بسیار قد بلند هستند با سرهایی مدور و بزرگ. دقیقن همانند موجوداتی را که در آفریقا داریم را من در آمریکا پیدا کردم. ما در آفریقا این موجودات را ایگووگوو (Egwugwu) یا چینیاوو (Chinyawu) صدا می زنیم. کاچینا در بومیان آمریکایی و چینیاوو در مردم ما دقیقن موجودات یکسانی هستند. چرا باید اینگونه باشد ؟ چه زمانی بومیان آفریقایی و آمریکایی با یکدیگر در تماس بودند ؟ کی ؟ آقا، این یکی از بزرگ ترین رازهای همه ی روزگاران است. این یکی از آن چیزهایی است که من در جهان با آن برخورد کردم و من را کاملن حیرت زده باقی گزاشت.
این موجودات "وجود دارند" و هر چه زودتر متخصصین با این حقیقت رو در رو شوند بهتر خواهد بود. چرا آدمیزاد پیشرفت نمی کند ؟ چرا ما در یک چرخه ی خود ویرانگری گرفتار شدیم و به دور خود می چرخیم ؟ مردم از آغاز خوب هستند. من به این باور دارم. مردم نمی خواهند جنگ ها را آغاز کنند. مردم نمی خواهند جهانی را که در آن زندگی می کنند نابود کنند، اما موجوداتی وجود دارند یا قدرتی وجود دارد که ما انسان ها را به سوی خود ویرانگری سوق می دهد و هر چه زودتر این را تشخیص بدهیم بهتر خواهد بود.
من در آفریقا زندگی می کنم، مردم من و خانه ی من اینجا هستند. اما من دارم نابودی آفریقا را به دلایلی که هیچ معنی نمی دهند به عنوان یک آفریقایی می بینم. من هندوستان را می بینم که مانند آفریقا از صدمات استعمارگری فرانسه، انگل ستان و دیگر قدرت های اروپایی رنج می برد. اما هندوستان از راه استقلال خود به عنوان یک کشور، به موفقیت هایی دست پیدا کرده که آفریقا از انجامشان باز مانده؛ چرا ؟
هند توانسته به بمب اتمی دست پیدا کند و به یکی از ملت های قدرتمند تبدیل شود. همچنین هندوستان کامیاب شده تا ماهواره ی خودش را در مدار قرار دهد. اگرچه هند با مشکلات یکسانی با آفریقا همچون افزایش جمعیت، اختلاف قبیله ای، مذهبی و طبقاتی روبرو است، اما به کامیابی هایی دست پیدا کرده که آفریقا هرگز نتوانسته به آنها دست پیدا کند. با این اوصاف من از خودم می پرسم چرا اوضاع این گونه است ؟ به راستی چرا ؟ به این خاطر که هندوستان از سوی مردم آفریقا پایه گزاری شده و من فکر نمی کنم سایر سیاه پوستان اینگونه راجع به این قضیه فکر کنند. حقیقت این است که هزاران سال پیش، مردم آفریقا پایه های تمدن پرشکوه هندوستان را بنا کردند، همینگونه در مورد دیگر کشورهای آسیای نیمروزی. شواهد باستان شناسی تایید کننده ای نیز در این مورد وجود دارند. اما چرا آفریقا در حال غرق شدن در جنگ، بیماری و گرسنگی به سر می برد ؟ چرا ؟ بیشتر اوقات آقا، من در خانه ی کوچکم می نشینم و گریه می کنم هنگامی که می بینم بیماری هایی مانند ایدز دارند مردم ما را نابود می کنند؛ هنگامی که می بینم جنگ های بی معنا در حال نابود کردن کشورهایی در آفریقا هستند که هزاران سال دیرینگی دارند. از خودم می پرسم چه کسی یا چه چیزی دارد آفریقا را نابود می کند و چرا ؟
به این خاطر که قبیله هایی در شهرهایی که من در آن زندگی کردم وجود دارند که پیش از جنگ جهانی دوم و پس از آن به گردآوری دانش من بسیار کمک کردند، اما امروز این قبیله ها دیگر وجود ندارند. آنها کاملن ناپدید شده اند، به کلی در جنگ های بی معنایی که هیچ منفعتی برای مردمان سیاه نداشت از بین رفتند.
من اکنون در آفریقای نیمروزی هستم. اینجا زاده شده ام و همین جا خواهم مرد. اما می بینم که کشورم مانند یک بهنشان (Mango) گندیده دارد رو به زوال می رود. آفریقای نیمروزی روزگاری یک کشور قدرتمند بود و ارتش قدرتمندی داشت. این کشور صنعت قدرتمندی داشت که هر چیزی را از قتار تا رادیوهای کوچک تولید می کرد. اما امروزه کشور من به یک زباله دانی از اعتیاد و جرم و جنایت تبدیل شده؛ چرا ؟ هیچ کشوری یک شبه رو به نابودی نمی رود مگر اینکه قدرت های خاصی مصمم شوند تا آن را نابود کنند. من به تازگی آقا، نابودی سرزمین دیگری را در آفریقای نیمروزی دیده ام. این کشور لسوتو(Lesotho) است. ساکنان این ایالت از کهن ترین و خردمندترین قبیله ها در آفریقای جنوبی هستند. در میان آنها یک قبیله به نام باکواما (Bakwama) وجود دارد. مردم باکواما به قدری پیشینه ی کهنی دارند که قادرند از سرزمینی دارای کوهستان های مرتفع که خدای بزرگی بر آن فرمانروایی می کرد، خدایی با سر یک انسان و بدن یک شیر برایتان سخن بگویند (یادآور ابولهول در مسر).
مردم باکواما این شهر را نتسواما- تفاتفی (Ntswama-tfatfi) می نامند، به چم "سرزمین شاهین خورشید" ( The Land Of Sun-Hawk) و باید بدانید که شاهین پرنده ی شکار در آسمان است. مردم باکواما می گویند نیاکان بسیار دورشان از سرزمین مسر آمده اند و آنها این سرزمین اسرارآمیز خدایان را سرزمین شاهین خورشید" می نامند که دقیقن همانگونه است که مسریان سرزمین خود را توصیف می کنند، آقا. آنها آن را "سرزمین هور" (Hor) می نامد، خدای هوروس (Horus) در یونان (هوروس>خوروس>خروس>خورشید. -دا/۸)
هنگامی که شهبانو دایانا در ۱۹۹۷ مرد، من یکی از نخستین مردمان سیاه پوست بودم که شک بردم او در واقع به قتل رسیده و به شما می گویم چرا این رخداد روی داد آقا. به این دلیل که حدود یک سال یا هشت ماه پیش از مرگ دایانا، یکی از پادشاهان لسوتو به نام موسوئشوی (Moshoeshoe) دوم نیز مرد. مرگ او کاملن در جزییات با مرگ شهبانو دایانا مطابقت می کرد. شمایی که روایت مرا حیرت انگیز می یابید، لتفن این را تجسم کنید: شهبانو دایانا در یک نقب جان باخت، اما پادشاه لسوتو در یک دره مرد. او به مکان دوری برای بررسی مشکل دام خود رفته بود. پس از اینکه مردم احساس کردند او تاخیر کرده به جستجوی او رفتند و پسرهایی که آن اطراف به دنبال گله ی دام در کوه های سرزمین باسوتو (Basotho) بودند به آنها گفتند که صدای چیزی شبیه شلیک اسلحه شنیدند و هنگامی که مردم به محل شنیده شدن صدا رفتند، خودروی پادشاه را در حالی که در ژرفای دره واژگون شده بود پیدا کردند. آنها به پایین دره رفتند و پادشاه لسوتو را در خودرویش پیدا کردند. او کمربند ایمنی را بسته بود اما زخم کارایی در پشت سرش وجود داشت و راننده ی پادشاه پشت فرمان مرده بود، اما دو محافظ پادشاه که در صندلی پشت نشسته بودند بدون هیچ خراشی جان سالم به در برده بودند. یکی از آنها پادشاه در حال مرگ را از ماشین بیرون کشید. پادشاه از آنها به خاطر آلوده کردن دستانشان به خون خود عذرخواهی کرد، که این یک رسم است که پادشاه در حال مرگ از کسانی که در حال جابجایی او هستند قدردانی می کند و او باید از آنها به خاطر اینکه آنان را به دردسر انداخته بود پوزش خواهی می کرد، به این خاطر که کسی که خون مقدس پادشاه را حمل می کند پس از آن به مشکلات روحی دچار خواهد شد.